به فرهاد برگرداند. از نوشتههای دیوکاسیوس[۱] چنین برمیآید، که مفاد پیشنهاد پومپه و مهرداد به فرهاد یکی بوده، بنابراین باید استنباط کرد، که مهرداد هم برگردانیدن دو ولایت مزبور را شرط دخول او به جنگ به همراهی خود قرار میداده.
اما اینکه چه شده، که فرهاد طرفدار پومپه گشته، اگرچه تصریحی در نوشتههای نویسندگان قدیم نیست، ولی از جریان وقایع میتوان حدس زد، که جهت آن برتری روم بر مهرداد بوده، زیرا از تاریخ معلوم است، که چون سرداران رومی مانند لوکولّوس و دیگران، که قبل از پومپه به آسیای صغیر آمده بودند، نتوانستند از عهدۀ مهرداد برآیند، سنای روم پومپه را به جنگ او فرستاد و پومپه سرداری بود نامی. با ورود او و جنگی، که با مهرداد کرد، معلوم شد، که بالاخره نسیم فتح بپرچم کدام طرف خواهد ورزید. با این وضع روشن است، که سیاست به فرهاد اجازه نمیداده با طرفی، که بالاخره برتری خواهد یافت، درافتد. به هرحال فرهاد به پومپه وعده داد، که اگر او مهرداد را در فشار گذارد، فرهاد هم تیگران را در ارمنستان مشغول خواهد داشت. مقارن این احوال پسر ارشد تیگران پادشاه ارمنستان، که نیز تیگران نام داشت، با برادرش بر پدرش یاغی شد و، چون شکست خورد، به دربار فرهاد پناهنده گردید. او از موقع استفاده کرده تیگران جوان را خوب پذیرفت و دخترش را به او داده با قشونی به ارمنستان فرستاد. بدین ترتیب جنگ درونی در این مملکت شروع گردید. فرهاد باین جنگ دامن میزد، زیرا یقین داشت، که با ایجاد دودستگی در ارمنستان بهتر میتواند تعهّدات خود را نسبت بروم بجا آرد. بعد وقتی که جنگ بین پدر و پسر در ارمنستان درگرفت، فرهاد با قشونی به کمک تیگران جوان رفته شهر آرتاکساتا پایتخت ارمنستان را، محاصره کرد و تیگران پیر فرار کرده به کوهستان رفت (آرتاکساتا مصحّف اردشاد است.
گویند این شهر را ارامنه در ۱۸۰ ق. م به نصیحت هاننیبال سردار نامی قرطاجنه بنا کرده بودند و در کنار شمالی رود ارس واقع بود، بعضی آن را با
- ↑ Dio Cassius.