دریای مغرب دریای گرگان است و از صفحات، مازندران و گیلان. از اینجا معلوم میشود، که دولت پارت باین صفحات هم دست انداخته بوده و باید این کار در زمان مهرداد اوّل شده باشد. چینی مزبور از دولت یونانی و باختری نیز حرف میزند و آن را تاهییا[۱] مینامد. او میگوید که در شمال بعد از تاهییا یوئهچیها هستند و تا آنسی (یعنی پارت) مردمانی زندگانی میکنند، که چشمانشان گرد است، ریشهای پرپشت دارند و سبیلهایشان نیز همانطور است. لهجهشان مختلف است، ولی همه یکدیگر را میفهمند، تجّار زیرک دارند، ابریشم و رنگ برقی را درست میکنند، ولی از آنسیها عقب هستند. بعد در زمان دیگر از منابع چینی اینطور مستفاد میشود، که وقتی که دولت یونانی و باختری بکابل و وادی سند منتقل شده بود، فغفور چین مأمورینی بآن دولت فرستاد، ولی مأمورین مزبور بعد از چندی به چین برگشتند و بر اثر راپورتهای آنها، دولت چین بواسطه دوری آن از دولت هند و یونانی روابط را با آن قطع کرد (گوتشمید، تاریخ ایران الخ، صفحۀ ۶۵-۱۰۲).
از شرح مذکور روشن است، که در این زمان ایرانیها با سکاها در گیرودار بودهاند و چنین بنظر میرسد، که جنگ ایران و توران، که در داستانهای ما بزمان کیانیان نسبت داده شده، همین جنگها بوده، یوئهچیها طخاریها را به حرکت آوردهاند و طخاریها بسر باختریها ریختهاند، بعد جنگهای ایران و توران شروع شده است.
باختر این زمان هم، چنانکه گفته شد، در شمال شامل باختر و مرو و سغد و آن طرف سغد بوده. در قرون بعد در داستانهای ما محلها محفوظ مانده، ولی چون دوره اشکانی را در دوره ساسانی دوست نداشتهاند، وقایع این زمان را بدوره کیانی نسبت داده کارهای مهرداد دوّم را به کیخسرو داستانی بستهاند، یا اینکه از روی سهو و اشتباه، زمان را تغییر دادهاند. به هرحال تاریخ نشان نمیدهد، که در زمان هخامنشیها تورانیها خواسته باشند به ایران بیایند، بلکه بعکس در دورۀ مزبور ایرانیها میخواستند به آن طرف حمله کنند، چنانکه کردند و دو قوم
- ↑ Tahia.