پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۲۹۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

(۱۲۲)- سکّه‌های اشک هشتم (اردوان دوّم)

سر دولت جوان پارت آویخته بود. این خطر مانند تاخت‌وتاز سکاها نبود، که موقّتی باشد و دیر یا زود برطرف گردد، خطری بود، که از صفحات دور دست می‌آمد، قبل از جلوس اردوان بتخت شروع شده بود و ایران در این زمان می‌بایست با آن روبرو گردد. این بیم خطر زرد بود که، از این زمان سرحدّات شمال شرقی ایران را تهدید کرد و با فاصله‌هائی زیاد در دورۀ اشکانیان و بعد ساسانیان امتداد یافت، تا آنکه در اوائل قرن هفتم هجری پافشاری‌های ۱۴ قرن ایرانیان در مقابل فشار این مردمان زردپوست درهم شکست و فتنه‌ای رویداد، که در تاریخ نظیر ندارد. در مدّت بیش از ۱۴ قرن مردمان گوناگون از نژاد زرد پوست یا مغول به سرحدّات شمال شرقی ایران هجوم آوردند و جنگ‌های سخت و دراز رویداد، که شرحش به دوره‌های مختلف تاریخ ایران مربوط است و در جای خود بیاید. عجالة باید دید، که خطر مزبور از کجا بود و در این زمان چه کرد.

نهضت مردمان شمال شرقی

در مدخل و کتاب اوّل این تألیف کراراً از نهضت مردمان شمالی بطرف قفقازیّه و ایران و آسیای صغیر، چه از طرف کوههای قفقاز و چه از طرف بوسفور تراکیّه[۱]، صحبت داشتیم و در همان‌جا ذکر شد، که بیشتر این مردمان از شاخۀ هند و اروپائی‌نژاد سفید پوست یا آریانی ایرانی بوده‌اند. فقط در باب سکاها، که به ماد و آسیای صغیر در زمان هووخ شتر ریختند، عقاید مختلف است و بعضی آنها را از سکاهای پادشاهی،


  1. یعنی بوغاز اسلامبول.