دریای گرگان است، که مورّخین و نویسندگان عهد قدیم آن را دروازۀ کسپین نامیدهاند و اکنون آن را بعضی با سر دره خوار مطابقت میدهند. این دربند اهمیّت نظامی برای قشونکشی دارد و میتوان گفت، که برای قشون مهاجم از طرف مغرب بمشرق یا از سمت مشرق بمغرب کلید فتح صفحاتی است، که در مشرق یا مغرب دربند واقع شده.
بعد از شرحی، که گفته شد زیادی است، بگوئیم، که این دربند برای پارت، که میخواست مملکت خود را توسعه دهد و در فکر باقی ایران بود، چقدر اهمیّت داشت و چرا فرهاد پس از مطیع کردن ماردها فوراً متوجه این دربند شد. علاوه بر اینکه هرکس این دربند را داشت بر راهی، که از ری میگذشت تسلّط مییافت، خود شهر ری، که در نزدیکی آن واقع بود، و استحکامات طبیعی نداشت، ناز دست فاتحی میگشت، که این دربند را تصرّف کرده بود. ما اطّلاع نداریم، که فتوحات فرهاد در ری تا کجا امتداد یافته، ولی تردیدی نیست، که با گرفتن دربند دریای گرگان قسمت شرقی مملکت ری در تحت استیلای او درآمده. فرهاد بعد از این کار قسمتی را از ماردهای رشید از جاهایشان حرکت داده به حفاظت این دربند و این راه گماشت. اما اینکه در کدام محل این مردم را نشانده، از نوشتههای ایزیدور خاراکسی چنین برمیآید، که این محل را خاراکس مینامیدند (کتاب پارت، بند ۷)، ولی باید در نظر داشت، که این خاراکس غیر از خاراکس خوزستان است.
این خاراکس را خاراکس مادی مینامیدند و خاراکس خوزستان را در دهنه دجله خاراکس سپاسینی[۱]. در باب محل کنونی خاراکس مادی عقاید مختلف است و بعضی آن را با ایوانکی کنونی مطابقت میدهند (راولینسن). برخی گویند، که در کوههای البرز، مثلاً شهرستانک کنونی واقع بوده (گوبینو)، ولی اگر مقصود فرهاد را در نظر گیریم باید گفت، که ایوانکی بیشتر با مقصود او موافقت داشته و مناسبتر است، که محل خاراکس مادی را این نقطه بدانیم. در اینجا بیمناسبت نیست بیفزائیم، که بعض نویسندگان[۲] جدید از اسم خاراکس در اشتباه