شده، که بعض محقّقین این مردم را از بومیهای این صفحه قبل از آمدن آریانهای ایرانی به ایران میدانند. محل سکنای اینها چنین بنظر میآید، که بین کادوسیان و تپوریها بوده، یعنی از رود آمل یا اراز بطرف مغرب، مثلاً تنکابن کنونی.
این مردم قومی بودند فقیر، ولی خیلی جنگی. ژوستن گوید فرهاد جنگ را به مملکت قومی نیرومند و شجاع برد (کتاب ۴۱، بند ۵). آرّیان نوشته، که ماردها مردمی بودند بیبضاعت، ولی در کشیدن بار فقر و قحطی شجاع ( قشونکشیهای اسکندر-کتاب سوّم). سترابون نام این مردم را مارد و آمارد نوشته.
از اینجا بعضی تصوّر میکنند، که نام آمل از اسم این مردم آمده (آمارد- آمالد-آملد-آمل). جنگ فرهاد با ماردها چندین سال بدرازا کشید، از اینجا معلوم است، که جنگ با این مردم سخت بوده. از طرف دیگر دیده میشود، که سلوکیها در این جنگ هیچ دخالت نمیکنند، و حال آنکه اسما این صفحه یکی از ایالات تابعه آنها است. از اینجا چند نکته را میتوان استنباط کرد، اوّلا حکومت سلوکیها در این زمان رو بضعف گذارده بود و ماردها مردمی نبودند، که به آسانی در تحت تابعیّت بمانند، بنابراین اعتناء به سلوکیها نداشتند، حتّی ظنّ قوی این است، که پس از اسکندر مستقل شده بودند. ثانیا، چنانکه میدانیم، آنتیوخوس سوّم پدر سلکوس چهارم فیلوپاتر، که معاصر فرهاد بود، شکستی سخت از رومیها خورده غرامتی سنگین به آنها پرداخته بود. بنابراین پسرش نمیخواست خود را در مشرق دوچار گرفتاری جدیدی کند. از همه این ملاحظات گذشته، ماردها مردمی بودند فقیر و بیبضاعت، که معاش آنها از راهزنی تأمین میشد و بااینحال از گم کردن این ولایت ضرری به خزانه سلوکی وارد نمیآمد.
پس از تسخیر صفحه ماردها نظر فرهاد بطرف ری متوجّه گشت. در باب ری کراراً بالاتر گفته شده است، که صفحهای بود بین دربند دریای گرگان (دروازۀ بحر خزر) و ماد، ولی جزء ماد بزرگ بشمار میآمد. داریوش در کتیبه بیستون شهر ری را رگ نامیده، در آوستا هم نام آن چنین است و نویسندگان