پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۲۶۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

در خطر می‌افتاد. این خبر برای تاریخ ایران هم اهمیّت دارد. بین سیحون و جیحون مردمان سکائی و آریانی از دیرزمانی سکنی داشتند و از کتیبه‌های داریوش اوّل و نوشته‌های مورّخین اسکندر این مطلب روشن است، پس مردمان شمالی، که به سرحدّات باختر حمله می‌کردند مردمان آن طرف سیحون بوده‌اند و این اوّل دفعه‌ای است، که در تاریخ به چنین واقعه‌ای برمی‌خوریم.

راست است، که در زمان کوروش بزرگ جنگی بین ایرانیها و ماساژت‌ها به گفتۀ هرودوت (کتاب ۱، بند ۲۱۰-۲۱۲) روی داد، ولی بعد از آن دیگر خبری نیست و دیگر اینکه در زمان کوروش بزرگ مردمانی از شمال به سرحدّات ایران حمله نمی‌کردند بل کوروش، چنانکه هرودوت گوید، می‌خواست جهان‌گیریهای خود را به آن طرف رود سیحون ببرد، اما در این زمان، چنانکه صریحاً از نوشته‌های پولی بیوس برمی‌آید، مردمان آن طرف سیحون فشار می‌آوردند و آنتیوخوس می‌خواست، که باختر در مقابل آنها قوی باشد.

آنتیوخوس در حوالی ۲۰۶ ق. م از مشرق ایران و باختر رفت و از این زمان اطّلاعی، از اینکه اردوان چه کرد نداریم. سکوت نویسندگان قدیم در باب کارهای دیگر اردوان باید از اینجا باشد، که پارت پس از اینکه از طرف مغرب خیالش راحت شده، بفکر همسایه شرقی‌اش یعنی باختر افتاده، بخصوص که از این زمان تا چند سال دیگر باختر توسعه می‌یابد و قوی می‌گردد، وقایعی که در این سرحدّات پارت یا در روابط این دو دولت جوان روی داده، چون هر دو از آسیای صغیر و سوریّه دور بوده‌اند، به نویسندگان عهد قدیم نرسیده و یا رسیده ولی، از آنجا، که همواره امور غربی توجه آنها را بیشتر جلب می‌کرده، اهمیّتی بآن نداده‌اند. این بی‌اطّلاعی ما منحصر به اواخر سلطنت اردوان نیست، در زمان جانشین او هم اطلاعات ما بر وقایع پارت خیلی محدود است. به هرحال اردوان در حوالی ۱۹۶ ق. م درگذشت و سلطنت او از ۲۱۴ تا ۱۹۶ ق. م بود.

در باب آنتیوخوس سوّم باید بخاطر آوریم، که بعد از حرکت از باختر بهند