پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۲۴۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

مشرق دریای گرگان نشاند. این عقیدۀ آخری را باید بکلّی کنار گذاشت، زیرا اکنون مسلّم است، که قشون‌کشی سزس تریس به سکائیّه افسانه است و هیچ‌گاه فرعونی از مصر در قشون‌کشی خود بطرف شمال از مملکت هیت‌ها هم نگذشته، تا چه رسد به اینکه به اروپای جنوب شرقی قشون کشیده باشد، مصریها این افسانه را اختراع کرده‌اند، تا نام پادشاهشان را بلند کنند و بگویند، که قبل از داریوش بزرگ فرعون آنها به سکائیّه رفته و با بهره‌مندی از آنجا برگشته. چون در این باب در صفحه ۵۶۷ این تألیف صحبت داشته‌ایم، تکرار را زاید دانسته می‌گذریم.

بنابراین می‌ماند دو عقیده دیگر، که موافق هر دو پارتی‌ها سکائی بوده‌اند. در باب این دو عقیده باید در نظر داشت، که نویسندگان قدیم برای تعیین نژاد قومی بعادات و اخلاق یا طرز زندگانی و جنگ و غیره، یعنی به چیزهائی، که مشاهده می‌کردند، متّکی شده می‌گفتند فلان قوم از فلان ملّت است، بنابراین در مورد پارتیها هم همین کار کرده‌اند و چون طرز زندگانی و عادات و اخلاق آنها را بطرز زندگانی و عادات و اخلاق سکائی شبیه یا نزدیک یافته‌اند، اینها را هم سکائی دانسته‌اند، ولی اکنون می‌دانیم، که این چیزها را نمی‌توان پایه عقیده‌ای قرار داد، زیرا چنانکه در صفحۀ ۳۰ این تألیف گفته شد، ممکن است دو قومی که از نژادهای مختلف هستند، از جهت یکی بودن احتیاجات طبیعی یا همجواری و یا آمیزش با یکدیگر دارای یک نوع زندگانی باشند.

بنابراین نباید قضاوت نویسندگان قدیم را مناط دانسته بگوئیم، که پارتیها سکائی بودند، یعنی باید وسائلی را، که تحقیقات علماء عهد جدید در اختیار ما می‌گذارد، در نظر گرفته ببینیم واقعاً پارتیها سکائی بوده‌اند یا نه. در صفحۀ ۳۰ این تألیف گفته شد، که تعیین نژاد قومی در بعضی موارد کاری است بس مشکل و پایه‌ای، که کاملاً بی‌عیب باشد، یافت نمی‌شود، تا بتوان آن را مبنای قضاوت قرار داد، ولی در همان‌جا نیز افزودیم، که پایه‌ای، که بالنّسبه به پایه‌های دیگر بی‌عیب‌ترین آنها است، باز زبان است، زیرا به تجربه ثابت گردیده، که پایه‌ای بهتر از زبان وجود