پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۱۷۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

پارسیها هم به اینجا سرایت کرده بود: خدای پارسیها را ستایش می‌کردند و اسامی ماهها پارسی بود.

بنا بر آثار، درجه تمدّن این مردم پست بنظر می‌آید، شهرها کم‌اند و اهالی غالباً مملوک نجباء یا معابد. اسامی شهرهائی، که در تاریخ ذکر می‌شود، چنین است:

تیانا، مازاکا، آماسیا[۱] بر رود ایریس، ولی در عوض عدّه دهات و قصبات بزرگ زیاد بود. از زمانی، که کاپادوکیّه جزء دولت هخامنشی شد، بیشتر در تاریخ معروف گردید و از ولات پارسی در این مملکت، اسم داتام بیشتر شهرت دارد (شرح قضایای او در صفحات ۱۱۳۱-۱۱۴۸ این تألیف گذشت). اسکندر، چنانکه بالاتر ذکر شد، به کاپادوکیّه دست نزد و آری‌آرات پادشاه آن استقلال خود را حفظ کرد، ولی بعد از فوت اسکندر، چنانکه در جای خود ذکر شد، پردیکّاس با آری‌آرات جنگید و او را گرفته کشت. پس از آن کاپادوکیّه از دست بدست می‌گشت، تا مقارن اوایل قرن سوّم ق. م آزاد شد و استقلال خود را بازیافت. در این زمان کاپادوکیّه بده ایالت تقسیم می‌شد. دیودور سیسیلی راجع بتاریخ کاپادوکیّه چنین گوید (قطعه‌ای از کتاب ۳۱): «پادشاهان کاپادوکیّه نسبشان را به کوروش می‌رسانند و نیز گویند، که از نژاد هفت نفر پارسی‌اند، که سمردیس (گئومات) مغ را کشتند (شرح قضایای گئومات در صفحات ۵۱۶-۵۳۶ این تالیف گذشت). در باب سلسله نسبشان عقیده آنها چنین است: آتس‌سا خواهر کبوجیه پدر کوروش زن فارناک (فارناس) پادشاه کاپادوکیّه شد (دیودور کبوجیه را کامبیز نوشته، شرح این تصحیف در صفحه ۴۷۸-۴۷۹ این تألیف گذشت. م.) و پسری آورد گالّوس[۲] نام. او پسری داشت موسوم به سمردیس، که پدر آرتامن بود (چون سمردیس یونانی شده بردی است پس باید گفت بردی نام. م.). ارتامن پسری داشت موسوم به آنافاس، که از حیث شجاعت و جسارت شهرتی داشت و یکی از کشندگان سمردیس‌مغ بشمار می‌رفت (اطّلاعی که


  1. Mazaca, Amasia,
  2. Gallus.