چهاردهساله و نزد مادر خود بود. وقتی که بطلمیوس این خبر شنید و نیز دانست، که قشونی بطرف مصر حرکت کرده، خواستار صلحی برای ده سال شد، و حال آنکه آنتیوخوس و مادر او خیال نداشتند، به سلکوس کمک کنند، زیرا ملکه آنتیوخوس را بیشتر دوست میداشت و میخواست او بر تخت نشیند و با این مقصود از تمام مملکت یاری میطلبید. بنابراین جنگ با مصر باز بشدّت درگرفت و در ابتداء سلکوس بر دشمنان خود فائق آمده راه خود را صاف کرد، ولی وقتی که مهرداد دوّم پادشاه پنت به طرفداری آنتیوخوس برخاست و گالّیها را به کمک طلبید، قوّه متّحد پنتی و گالّی عرصه را بر سلکوس تنگ کردند و در آنسیرا[۱] واقع در فریگیّه (آنقرای کنونی پایتخت ترکیّه) جنگی روی داد، که سپاهیان اجیر گالّی قوای سلکوس را تارومار کردند و ۲۰۰۰۰ نفر از سپاه او در این جنگ کشته شد (۲۳۵ ق. م؟). در ابتداء شایع گردید، که سلکوس هم در این جنگ کشته شده، ولی بعد معلوم شد، که فرار کرده به کیلیکیّه رفته است و در آنجا مشغول جمعآوری باقی مانده لشکر شکست خوردهاش میباشد. بر اثر این جنگ، ولایات آسیای صغیر در طرف شمال کوههای (توروس) بطور قطعی از دولت سلوکی جدا شدند و در اینجا، آنتیوخوس هییراکس برادر سلکوس دوّم بتخت نشست، ولی مقام او محکم نبود، چه گالّیها، که قوّه و قدرت خود را خوب حسّ کرده بودند، او را راحت نمیگذاردند و از این جهت مقام او متزلزل بود. در این احوال دو برادر صلاح خود را در این دیدند، که صلح کنند و هریک بامور مملکت خود بپردازد. پس از آن سلکوس دوّم بطرف پارتیها، که از دیرزمانی از دولت سلوکی جدا شده بودند، متوجّه شد. وقایع این جنگ در جزء تاریخ پارت بیاید. در اینجا همینقدر لازم است گفته شود، که سلکوس دوّم در این لشکرکشی به پارت بهرهمندی نداشت، چه در ابتداء ارشک شکست خورده، بطرف بیابانهای کویر رفت، ولی بزودی با دیودوت پادشاه باختر، که نیز از دولت سلوکی جدا شده و
- ↑ Ancyra (به یونانی آنکورا).