سوار به سرداری، آتنه[۱] نام، داده گفت، بر اعراب مزبور ناگهان بتازد و دارائی آنها را تصرّف کند. دیودور در اینجا بدواً اطّلاعاتی راجع باین اعراب و مساکن و وضع زندگانی آنها میدهد، که قابل توجه است. مورّخ مذکور گوید (کتاب ۱۹، بند ۹۴): اعراب نبطی در کویرهائی زندگانی میکنند و اسم وطن خود را به محلهائی میدهند، که در آنجاها نه خانهای دیده میشود، نه رودی و نه چشمهای، که آب فراوانی به قشون دشمن بدهد. موافق قانونی هر عرب نبطی باید از بنا کردن خانه و بذر افشانی و کاشتن درختهای مثمر و خوردن شراب امتناع ورزد و هرکس برخلاف این قانون رفتار کند، مستحقّ اعدام است. نبطیها این قانون را مجری میدارند و معتقدند، که هرکس این احتیاجات را برای خود ایجاد کند، بنده اشخاصی میشود، که این حوائج او را برآورند. شغل اینها تربیت شتر و گوسفند است و در کویرها زندگانی میکنند. تمام اعراب زندگانی بدوی دارند، ولی انباط، که عدّهشان از ۱۰۰۰۰ نفر تجاوز نمیکند، غنیتر از اعراب دیگرند، زیرا تجّاری، که از عربستان خوش بخت (عربستان جنوبی) مالالتّجاره حمل میکنند، کندر و مُرّمکّی و عطریّات گرانبها به نبطیها میفروشند و آنها این امتعه را در سواحل دریا بفروش میرسانند. انباط باستقلال خودشان بسیار علاقهمندند و هرگاه دشمنی بولایت آنها نزدیک شود، به کویرها فرار میکنند، چنانکه به قلعهای پناه برند. این کویرها فاقد همه چیز است و کسی غیر از خود انباط باین جاها دسترسی ندارد. در این کویرها انباط آبانبارهائی ساخته درش را گرفتهاند، چنانکه بجز خودشان کسی از این آبانبارها اطلاعی ندارد و خودشان هم در مواقع لزوم موافق علاماتی میتوانند این محلّها را یافته خود و حشمشان را سیراب کنند. غذای این اعراب گوشت است و شیر و چیزی، که بطور طبیعی زمین بعمل میآورد. یک نوع درخت فلفل در مملکتشان میروید و عسل وحشی زیاد دارند و آن را با آب مخلوط کرده میآشامند. پس از آن دیودور چنین گوید: روز عیدی نزدیک شد و انباط عازم گشتند به جائی، که محل اجتماع
- ↑ Athenee.