۲۳) و از مردمانی، که در قشون آنتیگون بودند، اینها را نامیده: مادیها، ارامنه لیکیان، پامفیلیان، فریگیان، تارانتیهای ایطالیا و غیره. اومن و- آنتیگون هر دو سرداران کارآزموده بشمار میآمدند و هریک تعبیۀ جدیدی به لشکر خود داده بود. پس از آن جدال شروع شد و چون شب در رسید، متوقف گشت و بعد، همینکه ماه درآمد، طرفین از نو باهم درآویختند. بالاخره اومن به اردوگاه خود عقب نشست و آنتیگون آقای دشت نبرد گردید. ولی باید گفت، که تلفاتش بیش از کشتگان اومن بود. بعد، آنتیگون به ماد رفت و تا ولایت گامارگها[۱]، که آذوقۀ وافر داشت، راند. امّا اومن نخواست او را تعقیب کند و به گابیین درآمد. سپس آنتیگون، چون دید از عدّه لشکرش همهروزه میکاهد، تصمیم گرفت ناگهان بر اومن در قشلاق بتازد. با راه معمولی طرفین به مسافت ۲۵ روز از یکدیگر بودند، ولی آنتیگون میتوانست از بیراهه، که برای عبور قشون بد بود، طوری ناگهان بر اومن بتازد، که او مجال نیابد لشکرش را بحال جنگ درآورد. او جدّ کرد، که سربازان خود را باین حرکت راضی کند، ولی مقصودش حاصل نشد، زیرا با وجود اینکه سپرده بود، شبها آتش روشن نکنند، لشکریان او باین امر اعتنا نکردند و اهالی کوهستان خبر حرکت او را به اومن رسانیدند.
بعد جنگ درگرفت و رشادتهای اومن از جهت خیانتهای سردارانش بیاثر ماند. توضیح آنکه، چون گردوغباری بزرگ در میدان جنگ برخاست، آنتیگون از آن استفاده کرده، قسمتی را از سواره نظامش به پشت صفوف دشمن فرستاد، تا بار و بنههای قشون پادشاهی را، با زنان و اطفال آرژیروسپیدها بدست آورد.
در این حال جدال شروع شده بود و قوّهای در مقابل آرژیروسپیدها نمیتوانست بایستد، ولی اومن در جناح چپ خود، که با جناح راست آنتیگون میجنگید، تنها ماند، زیرا پهسستاس و سواره نظام شکست خورده، از میدان جنگ خارج شدند، جناح راست در این وقت برای مقاومت ضعیف بود و فالانژها، که تا حال
- ↑ Gamargues.