پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۹۵۱

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

جارها را از تاجهای زرّین ساخته بودند. بالای شعله این جارها عقابهائی بود، که بالهایشان را گشوده و سرشان را به زیر افکنده بودند. پایه‌های جارها عبارت بود از صورت چند اژدها، که از نگاه آنها، عقاب‌ها برجا ثابت مانده بودند.

طبقه سوّم شکار حیوانات مختلف را نشان می‌داد. چهارمین طبقه جدال سانتورهای زرّین را می‌نمود (این موجود افسانه‌ای به عقیده یونانی‌ها نصف بدنش انسان بود، نصف دیگرش اسب). طبقه پنجمین پر بود از سانتورها و شیرهائی از زر.

طبقه علیا با اسلحه مقدونی و خارجی مزیّن شده بود، تا فتح و شکست را بنماید.

در ذروه این بنا مجسّمه‌های مجوّف سیرن[۱] را کار گذاشته بودند. در درون این مجسّمه‌ها می‌بایست اشخاصی قرار گرفته آوازهای مراسم دفن بخوانند. تمام بنا ۱۳۰ ارش ارتفاع داشت. صاحب‌منصبان و سربازان و سفرا و بومیها با یکدیگر رقابت می‌کردند، تا بر درخشندگی این مراسم مطنطن بیفزایند و، چنانکه گویند دوازده هزار تالان[۲] برای این کار خرج شد. بالاخره برای اینکه همه چیز با این تشعشع و درخشندگی هم‌آهنگ باشد، اسکندر امر کرد، که همه هفس‌تیون را یکی از خدایان درجه اوّل دانسته برای او قربانی کنند و چنین اتفاق افتاد، که در این وقت فیلیپ، یکی از دوستان اسکندر وارد شده گفت، هاتف آمّون امر کرده، که چنانکه برای خدا قربانی می‌کنند، برای هفس‌تیون نیز بکنند. اسکندر، چون این بشنید، غرق شعف و شادی گشت، زیرا این امر دلالت می‌کرد بر اینکه خدای بزرگ نیّات و کارهای او را تصدیق دارد. بنابراین اوّلین قربانی را خودش شروع کرد: ده‌هزار حیوان از هر قبیل قربان شدند و بذل و بخشش‌های زیاد بعمل آمد.

فوت اسکندر

دیودور گوید (کتاب ۱۷، بند ۱۱۷): اسکندر پس از مراسم دفن در عیش و طرب غوطه‌ور شد. در این وقت چنین بنظر می‌آمد، که او بذروه اقتدار و سعادت رسیده است، ولی تقدیر حیات او را کوتاه کرد. مورّخ مزبور بعض اتفاقات را، که قدما حمل بر آیات آسمانی می‌کردند،


  1. Sirene (موجود افسانه‌ای، که نیمی زن و نیمی مرغ بود).
  2. ۶۷ میلیون فرنک طلا به پول کنونی.