پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۹۱۹

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

۲-روایت کنت‌کورث چنین است (کتاب ۱۰، بند ۱-۲): تقریباً مقارن این زمان نامه‌هائی به اسکندر راجع به اغتشاشهائی در اروپا و آسیا رسید. زوپی‌ریون[۱] والی تراکیّه یک سفر جنگی بقصد گت‌ها[۲] کرد و بواسطه رعد و برق و بعد طوفانی، که بر اثر آن برخاست، با تمام قشونش نابود گردید. این واقعه باعث شد، که سه‌تس[۳] هم‌وطنان خود را موسوم به ادریس[۴] ها به شورش اغوا کرد و با این وضع تراکیّه از تصرّف مقدونیها تقریباً خارج شد (ژوستن گوید، که زوپی‌ریون به مملکت سکائی قشون کشید و با سی هزار نفر معدوم گشت. م.). در یونان هم اغتشاشهائی تهیه می‌شد. برای فهم مطلب باید بخاطر آورد، که بعض ولات اسکندر، هنگامی که او در هند بود، قشونی برای خود از سپاهیان اجیر تشکیل کرده و بجان مردم افتاده از تعدّیات گوناگون خودداری نداشتند. وقتی که اسکندر از هند برگشت و درصدد تنبیه این ولات برآمد، بعض آنها به حمایت سربازان اجیر خود متوسل شدند، تا از مجازات خلاصی یابند و برخی پول وافر از خزانه محلّ برداشته فرار کردند. از جمله هارپالوس بود، که بالاتر ذکری از او شد. در زمان فیلیپ این مقدونی از جهت طرفداری از اسکندر تبعید و بنابراین از دوستان صمیمی اسکندر بشمار می‌رفت. اسکندر برای پاداش این صمیمیّت، بعد از فوت مازه، هارپالوس را به ایالت بابل منصوب داشت. سپس، چون این شخص از عنایات اسکندر نسبت به خود مطمئن بود، بسیار تعدّی کرد و شش هزار نفر سپاهی اجیر ترتیب داد و بعد که شنید، اسکندر از هند برگشته، پنج‌هزار تالان از خزانه بابل برداشت و با سپاه خود فرار کرده به اروپا رفت، با این نیّت که با آتنی‌ها همدست شده بر اسکندر قیام کند، زیرا آگاه بود، که آتنی‌ها باطناً نسبت به مقدونی‌ها کینه می‌ورزیدند و دیگر تصوّر می‌کرد و به سپاهیان خود نیز می‌گفت، که آتنی‌های بی‌احتیاط و سبک‌مغز را بواسطه چند نفر آدم طمّاع و رشوه‌خوار می‌توان بطرف خود آورد. با این مقصود او با سی کشتی بدماغه شبه‌جزیره آتّیک درآمد، که از آنجا ببندر آتن برود.


  1. Zopyrion.
  2. Getes (در حوالی رود دانوب می‌زیستند).
  3. Seuthes.
  4. Odryses.