پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۸۵۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

و نفیس از طرف او آورده گفت، که خود پادشاه می‌خواست بیاید و به پای اسکندر بیفتد، ولی ناخوشی مانع شد. فرستادگان اسکندر هم قول او را تأیید کردند.

اسکندر از این اظهارات خوشنود گشت و آبیسارس را به پادشاهی ابقاء کرده ارشک را گماشت، که نزد او بماند. پس از آن اسکندر ترتیب باج را داده از رود آل‌سه‌زینس به این طرف گذشت و به کنار رود هیداسپ درآمد. چون بواسطه هوای بد در شهر بوسفالی و نیکه خرابیهائی پدید آمده بود، اسکندر چندی در اینجا برای مرمّت خرابیها و تنظیم امور این صفحه بماند. بعد او در کنار رود هیداسپ چند کشتی تریاکن‌تر[۱]، همیولی[۲] و هی‌پاگوگ[۳] جمع کرده تصمیم کرد، تا دریا براند (مقصود دریای عمان و هند است). آرّیان گوید: چون اسکندر دید، از تمام رودها رود سند یگانه رودی است، که بزمجه دارد و نیز چون مشاهده کرد، که در کنار آل‌سه‌زینس، که بسند می‌ریزد، باقلائی مانند باقلای مصر می‌روید، باین عقیده شد، که سرچشمۀ نیل را پیدا کرده، یعنی پنداشت، که نیل از هند شروع شده از کویرهای وسیع می‌گذرد و اسم خود را گم می‌کند، بعد در حبشه سر درآورده بنام نیل، یا چنانکه هومر گوید، بنام اگیپ‌توس[۴] در مصر جریان می‌یابد و به دریای مغرب می‌ریزد. بنابراین تصوّر، اسکندر بمادر خود المپیاس نوشت، که بالاخره سرچشمۀ نیل را پیدا کرده، ولی بعد که اهالی به او گفتند، رود هیداسپ برود آل‌سه‌زینس می‌ریزد و این رود به سند و رود سند بدریا و نیز توضیح دادند، که سند مناسبتی با نیل ندارد، او اینجای نامۀ خود را محو کرد. کسانی را، که اسکندر برای ساختن کشتی‌ها بکار برد، عبارت بودند از: فینیقی‌ها، اهالی قبرس، کاریان و مصریها، که از دنبال لشکرش آمده بودند (کتاب ۶، فصل ۱، بند ۱).

در این احوال، بقول آرّیان و کنت‌کورث، سنوس[۵] از مرضی درگذشت و دفن


  1. Triacontere (کشتی سی‌پاروئی).
  2. Hemiolie (کشتی‌هائی که دو صف پاروزن داشت).
  3. Hipagoges (کشتی حمل و نقل سواره‌نظام).
  4. Egyptus.
  5. Coenus (Koinos).