نگران بود، ولی بالاخره جاهطلبی او غلبه کرد، زیرا میخواست تمام عالم را تسخیر کند و میپنداشت، که هنوز در ابتدای این کار است. بنابراین مصمّم گشت با سربازان خود، که در دشتهای نبرد پیر و فرسوده گشته بودند، حرف بزند. اینها از غنائم اندوختههای زیاد داشتند و دیگر نمیخواستند خودشان را به مخاطره اندازند. اسکندر به آنها گفت: «ای سربازان، من میدانم، که در این روزهای آخر، مردمان هند شایعاتی برای ترسانیدن شما انتشار دادهاند، ولی برای شما شایعات پوچ تازگی ندارد. پارسیها هم در بند کیلیکیّه و دشتهای بین النّهرین و دجله و فرات را چنین وصف میکردند و خودتان میدانید، که ما چگونه از اینجاها گذشتیم. از فرات بوسیلۀ پلی گذشتیم و در دجله خودمان را به آب زدیم.
شایعه هیچگاه شاهد درستقولی نیست و در افواه مردم همه چیز اغراقآمیز است، حتّی شایعات نام ما، که واقعیّت دارد، بیش از مجاهداتی است، که کردهایم. اگر چیزهائی را، که راجع بحیوانات عظیمالجثّه و اینکه آنان شبیه دیوارهای بلندند و از رود هیداسپ و از صد گونه مشکلات دیگر میگفتند و مبالغه میکردند، ما باور میداشتیم، آیا بر آنها فایق میآمدیم؟اگر افسانهسرائی برای غالب آمدن بر ما کافی بود، میبایست مدّتها پیش از این از آسیا فرار کرده باشیم. آیا تصوّر میکنید، که عدّۀ فیلها در این مملکت بیش از عدّۀ گاوها در اقالیم دیگر است؟آیا این حیوان کمیاب نیست و گرفتن آن کاری است آسان، و حال آنکه گرفتن فیل مشکلتر از رام کردن آن است. سایر قواء دشمن هم از همین قبیل است. عدّۀ پیادهنظام و سوارهنظام هم اغراقآمیز است. اما در باب رود باید گفت، که هر قدر عرضش بیشتر باشد جریان آن آرامتر است. رودهائی، که در میان دو ساحل فشرده شده، مانند کسی است، که در بستر تنگی محبوس است و چنین رودها مانند سیلابها جریانی تند دارند. تمام خطر وقتی است، که بساحل مقابل درآئیم، نه از خود رود. وسعت رود چیزی بر این مخاطرات نمیافزاید. تصوّر کنیم، که قوای دشمن همان است، که میگویند، آیا شما از بزرگی حیوانات و عدّۀ زیاد دشمن هراسناکید؟چنانکه دیدید، فیلها در جنگی که تازه کردیم، به صاحبان خودشان