پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۳۸۹

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

کرده گفت: «ببینید، این مرد چقدر لجوج است، آیا زانو به زمین زده، آیا کلمه‌ای، که دلالت بر اطاعت کند، گفته؟امّا من به خاموشی او خاتمه خواهم داد و، اگر نتوانم به هیچ وسیله او را بحرف آرم، لااقل ناله‌هایش خاموشی او را قطع خواهد کرد». چون به‌تیس بتهدیدات اسکندر وقعی ننهاد و باز خاموش ماند، خشم اسکندر بزودی بحدّ دیوانگی رسید و، با وجود اینکه می‌دید، اسیرش در حال نزع است، حکم کرد پاشنه‌های پای او را سوراخ کرده تسمه‌ای از چرم از این سوراخ‌ها گذرانیدند، بعد رشته‌ها را به ارّابه‌ای و ارّابه را به اسب‌هائی بسته دور شهر کشیدند، تا به‌تیس جان بداد». پس از آن اسکندر باین عمل ننگین خود اکتفا نکرده بآن بالید و گفت: «من از آشیل[۱]، که سرسلسلۀ نیاکان من است، پیروی می‌کنم» (آشیل پهلوان داستانی یونان است، که در جنگ ترووا رشادتها ابراز و تقریباً همین رفتار را با هکتور، دلاور ترووا، کرده بود. اسکندرنژاد خود را از جمله به او می‌رسانید). در جنگهای غزه تقریباً ده‌هزار نفر ایرانی و عرب کشته شدند، ولی از مقدونیها هم عدّه‌ای زیاد مقتول گشتند، زیرا اسکندر پس از تسخیر این شهر آمین‌تاس را به مقدونی فرستاد، تا سپاهیان جدید برای او آرد. از اینجا نیز معلوم است، که او به سپاهیان بومی اطمینان نداشته. محاصرۀ غزه در تاریخ دارای اهمیّت است، ولی باید دانست، که نه از جهت اهمیّت خود شهر، بل از این جهة، که اسکندر در اینجا دو دفعه زخم برداشت و کوتوال قلعه توانست دو ماه در زیر دیوارهای این قلعه اسکندر و قشون فاتح مقدونی را معطّل کرده دو دفعه جان اسکندر را در خطر اندازد و نیز باید در نظر داشت، که رفتار اسکندر با به‌تیس، این دژبان وظیفه‌شناس را نامی‌تر کرده. به‌تیس را بعض مورّخین عرب دانسته‌اند و اکثر ساخلویها نیز عرب بوده‌اند. در خاتمه لازم است بیفزائیم، که پلوتارک و دیودور فقط اشاره‌ای بتسخیر این شهر کرده‌اند، ژوستن ساکت است، ولی آرّیان و کنت‌کورث بشرح پرداخته‌اند و رفتار اسکندر را با به‌تیس کنت‌کورث ذکر کرده.


  1. Achille.