را مانتیاس نام با سه هزار سپاهی سنگیناسلحه و عدّهای زیاد از سفاین به کمک او فرستادند. در این احوال مقدونیها از شکست قشون خود در جنگ با ایلّیریه و نیز از مخاطراتی، که وطن آنها را تهدید میکرد، سخت افسرده و خود را باخته بودند، ولی فیلیپ از بدی اوضاع نهراسید، همواره مقدونیها را دل داد، همّ خود را باصلاح و قوی کردن قشون مقدونی مصروف داشت و با این مقصود تشکیلات سپاه را تکمیل و اسلحهٔ آن را بهتر کرد و سپاهیان را به ورزشهای نظامی واداشت، تا به سختیهای جنگ عادت کنند. از اصلاحات نظامی او یکی هم این بود، که خواست بر ضخامت دستههای قشون بیفزاید و صفوفی ترتیب داد، که موسوم به فالانژ[۱] مقدونی گردید. توضیح آنکه لشکر در موقع جنگ به ستونهائی تقسیم میشد، که هریک از آنها صفوف عدیده داشت و اسلحهٔ آنها از جمله عبارت بود از نیزههائی به بلندی ۱۶ پا. بدین ترتیب صف پنجم میتوانست صف اوّل را حمایت کند (باید بخاطر آورد، که در آن زمان اسلحهٔ ناریه نبود، و الاّ این ترتیب برای دادن تلفات زیاد بهترین وسیله است) گذشته از اصلاحات مزبوره فیلیپ سعی میکرد، که با زبان خوش، مواعید و پاداشها مردم را رو به خود کند و با پول نفاق در میان دشمنان خود اندازد. اگرچه در این راه بهرهمند بود، ولی نتوانست با مانتیاس سردار آتن کنار بیاید و او بشهر متن[۲] درآمد و دستهای از سپاهیان اجیر را با آرژه بشهر اژس[۳] فرستاد، تا مدعی مزبور اهالی را بر ضدّ فیلیپ تحریک و بهمدستی آنها تخت را تصرّف کند، ولی شهر مذکور با آرژه همراه نشد و او به متن برگشت.
بعد فیلیپ با قشون خود دررسید و جنگی با سپاهیان اجیر کرده آنها را شکست داد (همانجا بند ۳) این فتح فیلیپ تا اندازهای دل مقدونیها را قوی کرد. پس از آن فیلیپ رسولانی به آتن فرستاده خواهان عقد عهدی گردید و، چون از ادعای خود بشهر آمفیپولیس واقع در تراکیّه صرفنظر کرده بود، عهد صلح منعقد شد.
در این اوان فیلیپ شنید، که پادشاه پئونها فوت کرده و مصمّم گشت بر آنها بتازد. بر اثر