(توسیدید، کتاب هشتم، بند ۵۸): «۱-تمام مملکت شاه، که در آسیا است در تحت اقتدار شاه باقی خواهد ماند و آن را چنانکه بخواهد اداره خواهد کرد. ۲-لاسدمونیها و متحدین آنان به مملکت شاه با نیّت بد داخل نخواهند شد و شاه هم با نیّت بد به مملکت لاسدمونیها و متحدین آنان تجاوز نخواهد کرد. ۳-اگر کسی از لاسدمونیها یا متحدین آنان به خاک ممالک شاه با نیّت بد برود، لاسدمونیها و متحدین آنان ممانعت خواهند کرد و، اگر کسی از مملکتی، که در تحت اقتدار شاه است، بر لاسدمونیها یا متحدین آنان قیام کند، شاه با او مخالفت خواهد ورزید. ۴-تیسافرن به بحریّهٔ کنونی کمک پولی خواهد رسانید، تا بحریّهٔ شاه وارد شود. ۵-پس از ورود بحریّهٔ شاه، لاسدمونیها یا متحدین آنها مختار خواهند بود بحریّهٔ خود را نگاه دارند (یعنی جیرهٔ سپاهیان را پرداخته نگذارند متفرّق شوند) و اگر بخواهند کمک پولی از تیسافرن دریافت کنند، او خواهد پرداخت، ولی همینکه جنگ تمام شد، لاسدمونیها و متحدین آنان پولی را که دریافت کردهاند، پس خواهند داد. ۶-وقتی که بحریّهٔ شاه آمد بحریّهٔ مزبوره و بحریّهٔ لاسدمونیها و متحدین آنان متفقا جنگ خواهند کرد.
این مطلب منوط بنظر تیسافرن و لاسدمونیها و متحدین آنان است و، اگر بخواهند با آتن صلح کنند، با موافقت یکدیگر خواهند کرد» .
تفاوت بیّنی، که بین این معاهده و معاهدهٔ اوّلی و ثانوی دیده میشود، در بند اوّل است و معلوم است، که بر اثر اعتراض لیخاس لاسدمونیها طوری این بند را انشاء کردهاند، که شامل مستملکات سابق ایران در اروپا نگردد. این معاهده بقول توسیدید در سال ۱۳ سلطنت داریوش بسته شد (سال بیستم جنگهای پلوپونس).
تیسافرن پس از عقد این معاهده جیره را میرسانید و مانند سابق همواره وعده میداد، که بحریّهٔ ایران قریبا خواهد رسید، و حال آنکه از آن خبری نبود، زیرا نه فینیقیها میخواستند مجدّدا با آتنیها دست و گریبان شوند و نه سرداران ایران، که در بحریّهٔ مذکوره بودند. تیسافرن هم میدانست، که وعدههائی برخلاف حقیقت میدهد و، اگر هم بحریّه برسد، آن را بکار نخواهد انداخت، زیرا شکی نداشت، که بحریّهٔ آتن در مقابل بحریّهٔ ایران و لاسدمون مضمحل خواهد شد و چنین