نزد آلسیبیاد رفتند و او گفت: اگر میخواهید، حالا تیسافرن و بعد شاه دوستان شما باشند، باید حکومت ملی را براندازید و این یگانه وسیلهایست، که بوسیلهٔ آن جلب اعتماد شاه را خواهید کرد. پس از آن اشخاص مزبور به سامس مراجعت کرده طرفداران زیاد یافتند و بعد در قشون آتن اعلام کردند، که اگر آلسیبیاد برگردد و حکومت ملی ملغی شود، شاه دوست آتنیها گردیده پول خواهد داد.
اکثر آتنیها از این پیشنهاد رضایت نداشتند، ولی چون میدیدند، که باین وسیله از شاه کمکخرج دریافت خواهند کرد، ساکت ماندند و این پیشنهاد قبول شد.
بعد، هم قسمها رسولانی به آتن فرستادند، تا در آنجا برای برگشتن آلسیبیاد و تغییر حکومت ملّی اقدام کنند. در قشون آتنی سرداری بود فرینیخوس[۱] نام، که میدانست آلسیبیاد نه طرفدار حکومت ملی است و نه خواهان حکومت عدّهٔ قلیل، بلکه تمام مقصود او از این تشبّثات این است، که به آتن برگردد و متنفّذ شود.
بنابراین او در نظر گرفت، که با نقشهٔ آلسیبیاد مخالفت ورزد و، چون میترسید، که آلسیبیاد بمقصود خود برسد و مخالفتهای او را تلافی کند، محرمانه به آستیوخوس[۲] سردار قشون لاسدمونی اطّلاع داد، که آلسیبیاد برای آتنیها کار میکند و تیسافرن را بطرف آتن میکشاند. او هم قضیّه را به آلسیبیاد گفت و این شخص فوراً قضیه را به همقسمهای سامس اطّلاع داده توصیه کرد، فرینیخوس را بکشند. سردار مزبور، چون خود را در خطر دید، نامهای به سردار لاسدمونی نوشته او را از افشاء سرّی، که به او سپرده بود، ملامت کرد و گفت: «اگر لاسدمونیها بخواهند موافق راهنمائی من تمام قشون آتنی را ریزریز کنند، اشکالی ندارد و این پیشنهاد من هم مستوجب توبیخ و ملامت نیست، چه جان من بواسطهٔ دوستی با لاسدمون در خطر است و دیگر برتری لاسدمون را ترجیح میدهم باین که قربانی بدترین دشمن خود گردم» . آستیوخوس مضمون این نامهٔ فرینیخوس را هم به آلسیبیاد اطّلاع داد. وقتی که این خبر هم به فرینیخوس رسید، او فوراً سپاهیان آتنی را جمع کرده، گفت شهر ما بیحفاظ است و تمام کشتیها هم نمیتوانند