چون وجناء ازدی و صدقة بن علی مولی ازد بشوریدند و سر به یاغیگری آوردند و خزیمة بن خازم بن خزیمه در زمان خلافت رشید والیگری ارمنسان و آذربایگان یافت باروی آنجا را بنیاد نهاده استوارش ساخت و آن را شهری کرد و سپاه انبوهی در آنجا فرود آورد...
از این عبارت پیداست که وجناء در زمان خلافت هارون الرشید به همدستی صدقة بن علی خداوند ارومی که شاید از زیردستان او بوده سر به شورش و یاغیگری برآورده بودند و قضیه بس مهم بوده که والی آذربایگان مراغه را در برابر ایشان استوار ساخته و سپاه انبوهی در آنجا فرود آورده است. شگفت است که طبری و دیگران هرگز نامی از این حادثه نمیبرند و نتیجه این شورش و پایان کار وجناء پاک تاریک و نامعلوم است.
۳- محمد پسر رواد
پس از وجناء حکمرانی داشته و از او بیش از پدر و برادرش آگاهی داریم.
ابن الندیم در کتاب الفهرست در شرح آغاز جوانی بابک خرمی مینگارد:
مدت دو سال در تبریز نزد محمد بن رواد ازدی کار میکرد و از آنجا هجده ساله به نزد مادرش بازگشت[۱].
و چون خروج بابک را در سال ۲۰۱ نوشتهاند از اینجا پیداست که آغاز حکمرانی محمد سالها پیش از آن تاریخ بوده است.
یعقوبی در حوادث سال ۱۹۸ که ابن السرایا در کوفه خروج کرده و در هرسوی سرکشان و گردنکشان بر خلیفه مأمون شوریده بودند مینویسد:
به آذربایگان هم محمد پسر رواد ازدی و یزید بن بلال یمنی و محمد بن حمید همدانی و عثمان ابن افکل و علی بن مرطائی چیره بودند[۲].
همو مینگارد: مأمون (در سال ۲۰۵) عیسی بن محمد بن ابی خالد را به والیگری ارمنستان و آذربایگان فرستاد. او چون بدانجا رسید محمد بن رواد بن مثنی و همگی