میگرفتند و چون بیشتر مردمان بیابانگرد و شترچرانان بودند از خرابکاری و زیانکاری بازنمیایستادند و با آن انبوهی بنهنشین ساختن ایشان و به کشت و کار واداشتنشان کار بس دشواری بود.
راستی این عشیرهها و نزدیکیشان به سرحدهای ایران در این وقت خطر بزرگی برای ایمنی و آرامش این کشور بود و از اینجاست که شهریاران هوشمند ساسانی همواره مراقب جلوگیری ایشان بودند و حکمرانان تازی حیره که فرمان حکمرانی از آن شهریاران میگرفتند وظیفه مهمشان نگهداری سرحدها و دور راندن آن عشیرهها از خاک ایران بود. چنانکه حکمرانان غسانی همین وظیفه را در سرحد روم داشتند و از مهاجرت تازیکان به سوریا و آن نواحی ممانعت مینمودند.
این داستان معروف است که چون هرمز دوم شهریار ساسانی درگذشت و جانشین او شاپور دوم کودک شیرخوار بود و کارهای کشور از سروسامان بیفتاد عشیرههای تازیک فرصت یافته با فراوانی و انبوهی بسیار از راه دریا به جزیرههای جنوبی ایران و به فارس ریخته خودسرانه جای گزیدند و سالها از هیچگونه زیانکاری و گزند و آزار مردم دریغ نمیکردند تا آن هنگام که شاپور به حد رشد رسیده سررشته کارهای کشور را به دست گرفت و نخست به دفع این تازیکان پرداخته از هرکجا که نشیمن گرفته بودند بیرون راند و انبوهی از ایشان بکشت. همچنان بنو تغلب و بنو بکر را که در نواحی جزیره به گزند و آزار مردم برخاسته بودند گوشمال به سزا داد. و چون کتفهای تازیکان سوراخ کرده طناب میکشید به نام «ذو الاکتاف» معروف گردید.
طبری مینویسد شاپور با آنکه تازیکان را اینگونه سرکوفت طایفههایی را از ایشان در ایران نگهداشته گروهی از بنو تغلب را در بحرین و دستهای از بنو عبد القیس و بنو تمیم و بنو بکر بن وائل را در کرمان، و بنو حنظله را در «رمیله»[۱] از خاک اهواز نشیمن داد[۲]. در جای دیگر میگوید: «برخی قبیلههای تغلب و عبد القیس و بکر بن
- ↑ چنانکه نوشتهایم بنو العم نیز، از بنو حنظله بودند و معلوم نیست مقصود از این بنو حنظله هم ایشان است یا دسته دیگری. ظاهر آنست که مقصود دسته دیگر باشد چه اگر مقصود ایشان بودند طبری بایستی تصریح کند. رمیله نیز معلوم نیست کجا بوده. ابن بلخی در فارسنامه میگوید: «بنو حنظله را به بیابانها که میان اهواز و بصره بود تا دریا بنشاند».
- ↑ طبری، چاپ مصر، جلد دوم، ص ۶۷.