«کوغدن»[۱] آبونلوف (ابو دلف) حمله برد به دست او مغلوب و دستگیر شد و ناگزیر دوین و همه شهرهای دیگر خود را به او (به ابو دلف) سپرد و لخت و تهیدست با همگی خانواده خود در سراسر ارمنستان و گرجستان گردیده میگفت این بلا از آنجا بر من رسید که دشمن چلیپای مسیح بودم و به همین جهت میراث پدریم از دستم در رفت. و چون او به دربار واسیل امپراتور یونانیان (امپراطور روم شرقی) رفته و کمکی از او نتوانست گرفت در برگشتن از آنجا در شهر اوخدیق[۲] به دست غلامان خود خفه شد[۳].
از این شرح برخی مطلبها روشن و معلوم است و برخی را با اندیشه و باریکبینی میتوان دریافت: نخست باید گفت این ابو الهیجاء پسر ابراهیم بوده. چه ارمنستان (دوین و آن نواحی) از نخست جای حکمرانی ابراهیم بوده و میبایست به پسر او رسیده باشد شاید در زمان خود ابراهیم نیز حکمرانی دوین سپرده با ابو الهیجاء بوده است.
دوم معلوم است که ابو الهیجاء تنها ارمنستان (دوین و آن نواحی) را داشته است به دلیل این گفته آسوغیک که او پس از مغلوبی دوین و دیگر شهرهای خود را به ابو دلف سپرد. چه بیگفتگوست که ابو دلف شهری را از آذربایگان نگرفته بود گویا پس از گرفتاری ابراهیم که ابو الهیجاء روادی به آذربایگان دست یافته بودند این ابو الهیجاء نوه سالار دوین و آن نواحی را از دست نداده برای فرمانروایی خود نگه داشته بود.
سوم ابو الهیجاء در سال ۴۳۱ ارمنی (که مطابق است با شوال ۳۷۱ تا شوال ۳۷۲ هجری) زنده و فرمانروا بوده و چون ظاهر عبارت آسوغیک اینست که ابراهیم در این وقت فرمانروایی نداشته از اینجا باید گفت که حادثه گرفتن و بند کردن ابراهیم در سال ۳۷۰ یا ۳۷۱ رخ داده و درخور همهگونه افسوس است که ابن مسکویه تاریخ خود را نزدیک به زمان این حوادث به پایان رسانیده و ما را از یک رشته آگاهیهای بس سودمند بیبهره نموده است.