این برگ نمونهخوانی شده ولی هنوز همسنجی نشدهاست.
315
OMAR KHAYYAM
۴۶۸
| زان بیشتر ای صنم که در رهگذری | ||||||
| خاکِ من و تو کوزه کند کوزهگری | ||||||
| زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری | ||||||
| پر کن قدحی بخور بمن ده دگری | ||||||
۴۶۹
| زینهار کنون که میتوانی باری | ||||||
| بردار ز خاطرِ عزیزی باری | ||||||
| کین مملکتِ حسن نماند جاوید | ||||||
| از دستِ تو هم برون رود یکباری | ||||||
۴۷۰
| زان پیش که از جامِ اجل مست شوی | ||||||
| زیرِ لکدِ حادثها پست شوی | ||||||
| سرمایه بدست آر اینجا کانجا | ||||||
| سودی نکنی اگر تهی دست شوی | ||||||
469.C. L. N. A. I. J.Some MSS. read zinhár for zínhár, either will scan.
470.L. N.Line 2 is in metre 4.Meaning, "Work while it is day."