این برگ نمونهخوانی شده ولی هنوز همسنجی نشدهاست.
OMAR KHAYYAM
۴۰۲
| در دیدهٔ تنگِ مور نورست از تو | ||||||
| در پایِ ضعیفِ پشه زورست از تو | ||||||
| ذاتِ تو سزاست مر خداوندی را | ||||||
| هر وصف که ناسزاست دورست از تو | ||||||
۴۰۳
| گر با خردی تو حرص را بنده مشو | ||||||
| در پایِ طمع خوار و سرافگنده مشو | ||||||
| چون اتش تیز باش چون آب روان | ||||||
| چون خاک بهر باد پراگنده مشو | ||||||
۴۰۴
| از هرچه بجز مَیِست کوتاهی به | ||||||
| می هم ز کفِ بتانِ خرگاهی به | ||||||
| مستیّ و قلندری و گمراهی به | ||||||
| یکجرعهٔ می ز ماه تا ماهی به | ||||||
402.L.An echo of the Asharians' discussions on the Divine attributes.
403.L. C. A. I. J.
404.C. L. N. A. B. I. J.For mai L. reads hakk, probably a Sufi gloss.In line 4 scan mastiyy-ŏ.Bl., Prosody, p. 11.Kalandars, bibulous Sufis.