پرش به محتوا

برگه:Osyan by Forough Farokhzad.pdf/۴۴

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

بردم ز یاد اندُه فردا را
گفتم سفر فسانهٔ تلخی بود
ناگه به‌روی زندگی‌ام گسترد
آن لحظهٔ طلایی عطرآلود

آن شب من از لبان تو نوشیدم
آوازهای شاد طبیعت را
آن شب به کام عشق من افشاندی
زآن بوسه قطرهٔ ابدیت را

۱۲ ژوئیه ۱۹۵۷-مونیخ