| افضل من افضلهم صخرة؛ | لاتظلم الّناس ولاتکذب» | |||||
«در میان مردم، صاحب برّ و تقوائی نیست که مجذوب منافع خویش نگردد؛ سنگ خارا از افضلشان افضل است؛ که نه ستمی روا میدارد و نه دروغی بر زبان آرد».
| «بنی آدم بئس المعاشر انتم | و ما فیکم واف لمقت ولاحبّ» | |||||
«ای فرزندان آدم، بد مردمانی هستید شما؛ در میان شما نه در دوستی وفاکاریست و نه در دشمنی پایداری».
| «فی البد وخرّاب اذوا دمسوّمة | وفی الجوامع والاسواق خرّاب | |||||
| فهؤلاء یسمّون بالعدول اوالّتجـ | ـارو اسم أولاک القوم اعراب» | |||||
«در بادیه دزدانی هستند که شترهای داغدار را (که صاحبان آنها معلوم است) میدزدند و در مسجدها و بازارها نیز از این دزدها وجود دارند؛ فقسط اینها که مساجدند عدول و ابنها که در بازارند تجّار نامیده میشوند و نام آن گروه که در بادیهها هستند اعرابست»
| «وجدت بها احرارها کعبیدها | قباح الّسجایا والّصرائح کالهجن» | |||||
«من در دنیا آزادگان آنرا مانند بندگانش یافتم؛ که همه زشتخو و بدمنش هستند. و نجیب زادگان روزگارهم مثل فرومایگان آنند».
| «وجدت الّناس فی هرج و مرج | غواة بین معتزل و مرج | |||||
| فشأن ملوکهم غزف و نزف | و اصحاب الامور جیاة خرج | |||||
| وهمّ زعیمهم انهاب مال؛ | حرام الّنهب اوا حلال فرج» | |||||
«من مردم را یافتم در هرج و مرج گمراهانی میان طایفهٔ معتزله و فرقه مرجئه. کار و بار ملوک آنان ساز و آواز و عیش و عشرتست و اصحاب امورشان محصّلان خراجند (که اینها از مردم میگیرند و آنها بدان مخارج بیهوده میرسانند) و اهـمّ مقاصد سروران آنان چاپیدن مال مردم است بطرز نامشروع غارت با...».
| «سجایا کلّها غدر و خبث | توارثها اناس عن اناس» | |||||