غفلت کرد و عداوت آن طایفه موجب بدبختی او شد. در منابع شرقی نام چند تن از وزراء و اعیان مذکور است، که بفرمان هرمزد شربت هلاک نوشیدهاند؛ از جمله موبدان موبد زردشت بود. مردمان چنین پنداشتهاند، و تئوفیلاکتوس نیز شنیده است، که علت عداوت هرمزد نسبت باشراف این بود، که پیشگویان او را از وقوع شورشی خبر داده بودند، که او را از تاج و از زندگی بیبهره خواهد ساخت؛ این حکایت را مورخان شرق با آبوتاب بسیار روایت نمودهاند. هرمزد فاقد عظمت و تسلط انوشروانی بود، و آن شخصیت فائقی، که در هر موقع احترام و اطاعت پادشاه را در دلها جای میدهد، نداشت. باری شورشهایی، که موجب بر باد رفتن تاج و تخت هرمزد شد، نتیجۀ تأسیسات نظامی انوشروان بود. این تأسیسات تأثیری وخیم کرد و فتنههائی چند برانگیخت، که شورش عهد هرمزد مقدمه آنها محسوب است.
هنگام جلوس هرمزد گفتگوی مصالحه بین ایران و روم جریان داشت. هرمزد آن را برهمزد. دیگر بار در ۵۸۱ مذاکرات شروع شد، لکن نتیجه حاصل نگردید. پس جنگ دوام یافت، اما سرداران ایران به فتحی شایان نایل نیامدند، کارآمدترین سرداران ایران وهرام، که ملقب به چوبین،[۱] از مردم ری، پسر وهرام گشنسب، از دودمان بزرگ مهران بود، فرماندهی قادر، و محبوب سربازان خویش، و پر از کبر و ادعا بود، و از این حیث شبیه بزرگان عهد ملوک ملوکالطوایفی قدیم محسوب میشد، پس از آنکه بر طوایف مهاجم سرحدات شمال و مشرق[۲]فایق آمد و ترکان را منهزم کرد، به فرماندهی کل نیروی ایران در برابر رومیان نصب شد، لکن مغلوب گردید. هرمزد با طرزی موهن او را از فرماندهی خلع کرد. چون وهرام از لشگریان خود اطمینان داشت، رایت خلاف