باری کواذ نجات یافت و خود را به دربار خاقان هفتالیان رساند، که او را چون دوستی قدیم پذیرفت و دختری را، که از صبیه فیروز ساسانی داشت و خواهرزاده کواذ بود، بعقد او درآورد[۱]، و لشکری به او داد و پیمان گرفت، که اگر صاحب تاج و تخت
- ↑ استیلیتس دروغی؛ پروکوپیوس؛ آگاثیاس. این داستانیست، که در کتبی که مأخذشان خوذاینامگ بوده، مذکور است. آوردهاند که کواذ هنگام فرار ناشناخت به روستایی رسید، موقع جغرافیایی این قریه در اسناد مذکور بطور مختلف ذکر شده است. در آنجا دختری را بزنی گرفت و او را در همان قریه گذاشته راه خود را پیش گرفت. کواذ چون به ایران بازگشت، آن زن را دید، که پسری از او متولد شده بود و آن پسر خسرو انوشیروان است. چون کواذ آگاه گردید، که زنش از یکی از خاندانهای سلطنتی قدیم است، او را با طفلش نزد خود برد، بعضی از مورخان عرب و ایرانی، که جزء سلسله دوم و چهارم مأخذهای خوذاینامگ ذکر کردم، گریختن کواذ را بهکشور هفتالیان (یا ترکان) در زمان سلطنت ولاش ذکر کردهاند. چنانکه دیدیم، شباهت سلطنت ولاش و ژاماسپ، موجب خبط و ابهام روایات پروکوپیوس نیز شده است و همین مشابهت نیز در روایات شرقی موجب شده است، که در این مورد نیز حقیقت تاریخی را دگرگون
خود این زن را زوجه کواذ میداند و طریقه رهایی را بهوسیله تبدیل لباس چنین شرح داده است، که کواذ لباس زن خود را پوشیده، از زندان بیرون میرود. اما در روایتی که طبری و صاحب فارسنامه آوردهاند، آن زن خواهر کواذ معرفی شده است، که برادر را در فرشی پیچیده. از قلعه بیرون برده است، به بهانه اینکه آن فرش هنگام حیض او نجس شده و محتاج تطهیر است. میتوان حدس زد، که در اصل داستان این زن هم عیال و هم خواهر کواذ بوده است. دینوری و صاحب نهایه مانند پروکوپیوس این دو روایت را هم با هم آمیختهاند و باین طرز که پس از رهایی کواذ به دست آن زن، دوست کواذ را داخل حکایت کردهاند. آگاثیاس فقط گوید، که کواذ از زندان فرار کرد ولی مثل پروکوپیوس تصریح ندارد، که بهوسیله زنی رهایی یافته است یا بطریق دیگر. از اینجا میتوانیم استنباط بکنیم، که قصه حیله زن در سالنامههای ایرانی، که مورد استفاده آگاثیاس بوده، وجود نداشته است.