بنابراین دین مزدک همان آیین درست دین است، که بوندس انتشار داد. اگر این شخص مانوی، یعنی بوندس، پس از شروع به دعوت جدید در روم، به ایران رهسپار شد، تا عقاید خود را تبلیغ کند، میتوان حدسی قریب بیقین زد، که اصل او ایرانی بوده است. کلمه بوندس شباهتی باعلام ایرانی ندارد، ولی میتوان آن را لقب این شخص دانست[۱]. نه تنها کتب اسلامی، که مأخوذ از خوذاینامگ هستند، بلکه الفهرست هم که منبع دیگر داشته، مؤسس فرقه مزدکیه را شخصی دانستهاند مقدم بر مزدک، و در خوذاینامگ اسم او را زردشت قید کردهاند و از اینجا نام فرقه زردشتگان پیدا شده است که در کتاب منسوب به استیلیتس معاصر مزدک، نیز همین اسم برای فرقه مزبور ذکر گردیده است. بنابراین بطور تحقیق میتوان گفت، که «بوندس» و زردشت اسم یک شخص بوده است[۲]. و زردشت نام اصلی آورنده این دین است و این شخص با پیامبر مزدیسنان همنام بوده است. پس نتیجه این میشود که فرقه مورد بحث ما یکی از شعب مانویه بوده، که قرب دو قرن قبل از مزدک، در کشور روم، تأسیس یافته و مؤسس آن یک نفر ایرانی زردشت نام پسر خورگان از مردم پسا بوده است. بنابراین مؤلفان بیزانسی و سریانی، که در شرح کفر و زندقه عهد کواذ[۳]قلمفرسایی کردهاند، کاملا حق دارند، که اتباع مزدک را
- ↑ مقایسه شود با لفظ پهلوی بوندگ bavndagh (در ارمنی بوندگ) hovaadnk بمعنی «کامل»، رک زالمان. فقه اللغه، ج ۱؛ ص ۲۸۰(بند ۴۰، فقره ۴) ؛ نیبرگ، رساله پهلوی،۲، ص ۳۳.
- ↑ ظاهراً این همان زردشتی است، که در یک کتیبه یونانی در Cyrene ذکر شده است و در آن سخن از اشتراک در مال و زن رفته است. بنا بر توصیه زودس Zarades و فیثاغورث (رک شروود فوکس، مطالب ادبیات یونانی و لاتین مربوط بزردشت و کیش زردشتی، مجله کاما شماره ۱۴، ص ۱۱۸).
- ↑ ملالاس و نئوفانس و تبعیت از آنها Cedrrene و زناراس Zonaras میثل سریانی، ترجمه شابو، ج ۲، ص ۱۹۰.