در کشور بدعتها آورد. آگاثیاس گوید این شهریار میخواست تأسیسات اجتماعی را واژگون کند و در معاش مردمان انقلابی پدید آورد و رسوم و آداب باستانی را بر هم زند. اما این دو مورخ بیزانسی و همچنین استیلیتس دروغی، که در این باب چیز نوشتهاند، فقط یکی از بدعتهای کواذ را ذکر نمودهاند، و آن راجع باشتراک زنان است و در این خصوص هم ساکت هستند، که آیا این امر جزء احکام دین جدیدی است یا نه. از میان این سه کتاب، که ذکر شد فقط در تألیفی، که منسوب به استیلیتس است، نام فرقۀ ضاله زردشتگان آمده است. درباره این فرقه و اصول عقاید آنان باید از کتب عرب و ایران مطالبی بدست آورد. در اینجا نکته، که بدوا باید در نظر گرفت، نام آن فرقه است، که در کتاب منسوب به استیلیتس ذکر شده است. در آثار مؤلفان عرب و ایرانی جز اسم مزدکیان مذکور نیست و مسلما در خوذاینامگ هم آن فرقه را باین عنوان نام بردهاند. معذلک در بسیاری از منابع ایرانی و عرب (طبری و یعقوبی و نهایه) ذکری از زردشت نامی رفته است، که پسر خورگان و از مردم پسا (فسای فارس) بوده و او را مؤسس فرقه شناختهاند. صاحب نهایه زردشت را یکی از نجبای پارسی میشمارد، که حامی مزدک بوده است. از این گذشته اکثر منابع عرب و ایرانی، اگرچه نام از زردشت نبردهاند، ولی شهر پسا را، که زاد و بوم او بوده، محل تولد مزدک شمردهاند[۱]. پس میتوان گفت که نام این زردشت حتی در خوذاینامگ هم مسطور بوده است. باری ملالاس[۲]روایت میکند، که در عهد دیوکلسین شخصی از مانویه در روم ظهور کرد، بوندس[۳]نام، که عقاید جدید داشت و با کیش رسمی مانوی، راه خلاف میسپرد. از گفتار اوست که گوید: خدای خیر با خدای شر نبرد کرد و او را مغلوب نمود، اینجاست
برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۴۵۲
ظاهر