در سالهای نخستین سلطنت کواذ، زرمهر (سوخرا) کماکان مرتبت خود را حفظ کرد و حائز مقام نخستین در میان اشراف بود،[۱] اما کواذ پیوسته در دل داشت که خود را از تسلط و استیلای این مرد جاهطلب و خطرناک نجات دهد. پس رقابتی را، که در میان زرمهر و شاهپور مهران افتاده بود، مغتنم شمرد، شاهپور را، که در این وقت منصب ایران سپاهبذ داشت (طبری) و در عین حال سپاهبذ ناحیه سواد نیز بود (نهایه)،[۲] در نهان با خود یار کرد، و زرمهر را به هلاکت رسانید.[۳] این
- ↑ بالاتر ص ۳۱۷ را ببینید.
- ↑ رک ضمیمه دوم.
- ↑ در منابع عربی و فارسی، که اصل آنها از خوذاینامگ است، قتل زرمهر و اعدام یکی دیگر از بزرگان موسوم به سیاوش، که سی سال بعد از آن اتفاق افتاد، با هم مشتبه شده است. رک «سلطنت کواذ اول»، ص ۵۴، یادداشت ۱.
ج ۱، ص ۲۶۹ و بعد؛ ابو الفدا چاپ فلیشر، ص ۸۸. مؤلفان رشته چهارم از افسانه مزدک ( مزدکنامگ) استفاده کردهاند. مندرجات این افسانه را میتوانیم از روی منقولات سیاستنامه نظام الملک (چاپ شفر، ص ۱۶۶ و ما بعد، ترجمه ص ۲۴۵ و ما بعد) و یک روایت فارسی (داراب هرمزدیار، روایات، ج ۲ ص ۲۳۰-۲۱۴؛ مقایسه شود با مقاله من تحت عنوان «دو روایت از تاریخ مزدک» Versionsaf the History of Mazddk Two در یادگارنامه مودی، ص ۳۲۲ و بعد). از نو بسازیم. بلعمی (ترجمه زتنبرگ، ج ۲، ص ۱۴۲ و بعد) و فارسنامه ابن بلخی (چاپ لسترانج و نیکلسون ص ۹۱-۸۴،/گ مقاله من در یادگارنامه مودی، ص ۳۲۷ و بعد از روایات مختلفی، که مآخذ آن از خوذاینامگ بوده، استفاده کردهاند. قصهها و روایات محلی طبرستان راجع بمزدک در ابن اسفندیار (ترجمه برون، ص ۹۲ و بعد) و ظهر الدین المرعشی (چاپ دورن Dorn، ص ۲۰۱ و ما بعد) مسطور است. تفصیل راجع بشریعت مزدک: شهرستانی، چاپ کورتون، ص ۱۹۲ و ما بعد ترجمه هابروکر، ص ۲۹۱ و ما بعد؛ الفهرست، ص ۳۴۲.