طبقه چاکر زن بودهاند. معلوم نیست، که عده زنان ممتاز یک مرد محدود بوده است یا خیر، اما در بسی از مباحث حقوقی از مردی، که دو زن ممتاز دارد سخن به میان آمده است. هر زنی از این طبقه عنوان «بانوی خانه» (گذگبانوگ - کدبانو) داشته است[۱]و[۲]گویا هریک از آنها دارای خانه جداگانه بودهاند[۳]. شوهر مکلف بود، که مادامالعمر زن ممتاز خود را نان دهد و نگاهداری نماید. هر پسری تا سن بلوغ و هر دختری تا زمان ازدواج دارای همین حقوق بودهاند.
اما زوجههایی که عنوان چاکر زن داشتهاند، فقط اولاد ذکور آنان در خانواده پدری پذیرفته میشده است[۴]. در کتب پارسی متأخر پنج نوع ازدواج شمرده شده است[۵]، ولی ظاهراً در قوانین ساسانی جز دو قسمی، که ذکر شد، قسم دیگری نبوده است[۶]. نصاری بر زردشتیان خرده میگرفتند، که به آسانی مزاوجت میکنند و به آسانی طلاق میدهند، ولی این ایراد مبنای صحیحی ندارد.
اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارزه جامعه ایرانی بشمار میرفت، تا بحدی که ازدواج با محارم را جایز میشمردند و چنین وصلتی
- ↑ آمیانوس، کتاب ۲۳، بند ۶، فقره ۷۶.
- ↑ مقایسه شود با لفظ کدبانو در فارسی کنونی، که همان materfamilias، میباشد.
- ↑ حقوق ساسانی، ج ۱، ص ۳۶.
- ↑ دادستان، ص ۷.
- ↑ وست، متون پهلوی، ج ۱، ص ۱۴۳-۱۴۲. بنا بر روایات، نگاه کنید؛ «شاهنشاهی ساسانیان»، ص ۴۹ و بند.
- ↑ حقوق ساسانی، ج ۱، ص ۳۱ و بعد.
هوفمان، ص ۹۸. در این مورد امر کاملا خارقالعاده بنظر میرسید: مهران گشنسب مذهب عیسی را پذیرفت و این او را مجبور کرد از زنش، که خواهر خودش بود، جدا شود.