پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۳۷۱

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

رسمی یا ضمنی اسقف موسوم به عبدا آتشکده را، که در نزدیکی کلیسای عیسویان بود، ویران کند. آن روحانی و آن اسقف و بسیاری از اشخاص دیگر، که در قضیه دخالت داشتند، دستگیر و به تیسفون فرستاده شدند. شاه شخصا آنها را استنطاق کرد و عبدا شرکت خود را در آن قضیه انکار نمود، اما حشو معترف شد، که خود او آتشکده را خراب نموده است و در ضمن این اعتراف الفاظی رکیک نسبت به دیانت زردشتی بر زبان راند. پس شاه به عبدا فرمان داد، که آتشکده را مجددا بنا کند و چون او مصرا امتناع کرد، محکوم و اعدام شد. تئودوره [۱]مورخ روحانی هر چند تخریب آتشکده را عملی دور از احتیاط شمرده، ولی رفتار متهورانه این اسقف را تمجید کرده است [۲].

واقعه دیگری نظیر این اتفاق افتاد و ازاینجهت، که کلیه عیسویان در این قضیه نامهای ایرانی دارند، شایان توجه است. کشیشی شاهپور نام یکی از نجبا را، که موسوم به آذرفرنبغ [۳]بود، بدین عیسوی آورد، تا از مرضی که داشت شفا یابد.

آذرفرنبغ آن کشیش را دعوت کرد، که به قریه او آمده، کلیسایی در آنجا بنا کند. شاهپور قبلا قباله مالکیت محل مزبور را گرفت و کلیسا را بنا نهاد. آنگاه موبدی آذربوزی [۴]نام قضیه را، که نمونه ارتداد یکی از نژادگان بود، بعرض شاه رسانید و یزدگرد به موبد مزبور اجازه داد، که برای اعادۀ آن شخص به دیانت زردشتی، هر تدبیری که می‌تواند بکار برد، فقط احتیاط کند، که او را به هلاکت نرساند، باری آذرفرنبغ به دیانت سابق خود بازگشت و رد ملک خود را خواستار شد، لکن شاهپور بتحریک نرسی [۵]، که یکی از روحانیان عیسوی بود، از دادن آن امتناع ورزید و


  1. Theodoret
  2. هوفمان، ص ۳۴ و بعد؛ لابور، ص ۱۰۵ و بعد.
  3. به سریانی آدرفروا Adhur farrwa
  4. شاید موبدان موبد باشد. در صفحات بعد اعمال شهدا او را رئیس مغان خوانده‌اند.
  5. به سریانی ترسائی.