مهمی در شهر الرها داشتند. چنانکه دیدیم دولت ایران در جنگهای بزرگی، که با روم کرد، اسیران را در نواحی دوردست کشور ایران مسکن داد. پادشاهان ایران در لشگرکشیهای خود به سوریه گاهی تمام سکنه یک شهر یا یک ناحیه را کوچ داده، در یکی از نقاط داخلی کشور مقیم میکردند. چون قسمت اعظم این مهاجرین عیسوی مذهب بودند، دیانت مسیح در هر گوشهای از ایران اندکی رواج گرفت [۱].
در آغاز قرن چهارم پاپا برعگائی[۲] اسقف مسیحی سلوکیه-تیسفون سعی نمود تمام فرق مسیحی ایران را تحت ریاست مرکز روحانی تیسفون گرد آورد و این موجب مجادلاتی شد، که بضعف عیسویان منتهی گردید. عاقبت به اینجا رسید، که انجمنی از عیسویان پاپا را خلع کرد، ولی نزاع به پایان نیامد. بسیاری از شهرهای نواحی ارمنستان و کردستان در مشرق دجله تا کرکوک و در حلوان و گندیشاهپور و شوش و هرمزد اردشیر واقع در خوزستان اسقفنشین بودند. افرعت، که یکی از اشخاص مبرز عیسوی سریانی در این زمان بوده، در موعظه چهاردهم خود تیرگی احوال عیسویان ایران را در قرن چهارم شرح داده است و گوید رؤسای دین عیسوی در آن اوقات کمتر بمنافع جامعه و اوامر الهی اهمیت میدادند تا به جاهطلبیهای شخصی خود غرور و حسد و خست و بیع و شراء اشیاء مقدس در آن زمان میان رؤسای عیسوی مشرقزمین رواجی کامل داشت و حتی در عین فشار و تعقیب هم دست از این کار برنمیداشتند [۳]و این احوال به هیچوجه از تعصب و خشونت آنها نسبت به مانویان و والانتینیان [۴]و مرقونیان و دیصانیان و سایر فرق گنوستیکی نمیکاست.