از فهرستی، که یعقوبی و مسعودی در کتاب التنبیه از صاحبان مناصب بدست میدهند، میتوان بر تغییراتی که در نیمه اول قرن پنجم واقع شده، اطلاع حاصل نمود. صورتی که یعقوبی نقل کرده، ظاهراً مربوط به اوایل آن قرن و تقریبا مقارن زمان سلطنت یزدگرد اول است.[۱]بلافاصله بعد از شاهنشاه[۲] اسم وزرگفرمذار را میبرد و سپس موبدان موبد و بعد از هیربذ[ان هیربذ] و آنگاه از دبیربذ و پس از آن سپاهبذ که یک نفر پاذگوسپان[۳] در تحت فرماندهی خود داشته است، سخن میراند. مؤلف اضافه میکند، که فرمانده ولایت را مرزبان و حاکم بخش را شهریگ و افسران سپاه را اساوره[۴] و قضاة صلح را شاهریشت (؟) و رئیس شورای اداری ایران آمارکار[۵] میخواندهاند.
بموجب مندرجات کتاب التنبیه مسعودی، که نقل از گاهنامگ است[۶] و تقریبا حاکی از اوضاع ایران در عهد یزدگرد ثانی است ۱، وضع مراتب در اواسط قرن پنجم ازاینقرار بوده است:[۷] ۱- موبدان موبد (که معاون او هیربذ [ان هیربذ] بوده)، ۲- وزرگفرمذار، ۳- سپاهبذ[۸] ۴- دبیربذ، ۵- هتخشبذ که واستریوش [بذ] نیز میخواندهاند (یعنی محافظ و رئیس همه کسانی که کار دستی میکنند از قبیل صنعتگران و کشاورزان و تجار غیره.) این پنج نفر «رئیسان و هادیان دولت و واسطه بین شاه و رعیت بودند»، که ما هیئت وزراء کشور مینامیم. اینان نمایندگان طبقات چهارگانه