پرش به محتوا

برگه:IranDarZamanSasanian.pdf/۲۵۶

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

آتش، جزء رسوم پادشاهان شده است».

روز ۳۰ وهمن ماه، که جشن آبریزگان (آب‌ریزان) بود، مردم آب‌پاشی می‌کردند و به‌وسیله این عمل، که منشأ آن ساحری بود، می‌خواستند باران بیاید. بیرونی مبدأ این جشن را بتاریخ داستانی قبل از هخامنشیان مربوط نمی‌کند، بلکه به یکی از حوادث عهد ساسانیان مربوط می‌نماید، ازاین‌قرار، که می‌گفتند در زمان پیروز مدتی مدید خشکسالی پیش آمد. شاه به زیارت آذرخوره (آذرفرنبغ) رفت و دعا کرد، تا آن آفت را خدای تعالی دور گرداند[۱].

روز اسپندارمذ (پنجمین روز از ماه اسپندارمذ) را عید زنان می‌خواندند و آن را مزدگیران می‌گفتند. در این روز مردان تحفه‌ها به زنان عطا می‌کردند. در آن روز کشمکش و گرد ناردان خشک می‌خوردند و بآن وسیله نیش عقرب را دفع می‌گردند.

برای مصون ماندن از این خزندگان، در فاصله طلوع فجر و برآمدن آفتاب دعایی را بر سه رقعه نوشته از سه دیوار خانه می‌آویختند و یک دیوار را آزاد می‌گذاشتند، که عقرب از آنجا بگریزد و بدر رود.[۲]

روز نوزدهم اسپندارمذ را «عید آبها و نهرهای جاری» می‌خواندند و گلاب و عطر در نهر می‌ریختند.[۳]

آگاثیاس (۲۴/۲) گوید: در ایران عیدی است بنام جشن «هلاکت موجودات ضاره». در این روز، که بقول او بزرگترین اعیاد ایرانیان است، مردمان خزندگان


  1. بیرونی،۲۹-۲۲۸، ترجمه ص ۱۶-۲۱۵. بنا بر روایت دمشقی (ترجمه مهرن Mehren ص ۴۰۵) در عهد پیروز در نوروز پس از خشک‌سال بارندگی شد. اما باید دانست، که در این عبارت پیروز را بجای یم (جم)، که از سلاطین افسانه قدیم است، گذاشته‌اند (روایت قدیم‌تر در کتاب بیرونی مسطور است).
  2. بیرونی، ص ۲۲۹، ترجمه ص ۲۱۶.
  3. ایضاً ص ۲۳۰، ترجمه ص ۲۱۷.