دو عید موسوم به آذرجشن را بیرونی از اعیاد زمستانی شمرده است، ولی موافق تقویم دینی، که اول فروردین ماه را مطابق اعتدال ربیعی قرار داده، آذرجشن اول با ۲۱ ماه اوت (تابستان) و آذرجشن دوم، با ۲۴ نوامبر مصادف میشود.[۱]
در میان اعیاد، آنکه بیشتر قبول عام داشت، چنانکه امروز نیز دارد، نوروز بود، که آن را نوگروز[۲] میگفتند. این جشن را در آغاز سال بود و در سال دینی بلافاصله بعد از عید فروردیگان میآمد[۳]. بموجب روایت دینکرد،[۴] هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالک خویش را قرین شادی و خرمی میکرد و در این عید کسانی که کار میکردهاند، دست از کار کشیده به استراحت و شادمانی میپرداختهاند. یکی از کتب پهلوی[۵] نسبة جدید، همه حوادث گذشته و آینده را، که در نوروز واقع شده و خواهد شد، شرح میدهد. یعنی از روزی که اوهرمزد جهان را بیافرید و ایام فرخندهای که در تاریخ داستانی مذکور است، تا پایان عمر عالم در آن آمده است. غیر از بیرونی[۶] چندین از مورخان عرب و ایرانی عید نوروز را توصیف[۷] کردهاند و شعرایی مانند فردوسی و منوچهری در اشعار خود آن را ستودهاند. نوروز عید
- ↑ کریستنسن، نخستین انسان الخ، ص ۱۷۹ و بعد و نیز مارکوارت در یادنامه مودی، ص ۷۱۱ و بعد.
- ↑ Noghroz
- ↑ در دوره اسلامی نوروز را در آغاز بهار پیوسته جشن میگرفتند، ولی این روز در تقویم قمری عربی متغیر بود. در عصر حاضر سال شمسی رسما دوباره برقرار گردید و نامهای باستانی ماهها دوباره رواج گرفت.
- ↑ کتاب سوم، چاپ پشوتن سنجانا، ج ۹، ص ۴۴۷، ترجمه، ص ۵۶۳.
- ↑ متون پهلوی جاماسپ اسانا، ج ۲، ص ۱۰۲ و بعد. تجدید چاپ و ترجمه توسط مارکوارت، یادنامه مودی، ص ۷۴۲ و بعد.
- ↑ آثار الباقیه، ص ۲۱۵ و بعد، ترجمه، ص ۱۹۹ و بعد.
- ↑ دو قسمت از کتاب المحاسن را اهرلیش Ehrlich در یادنامه مودی، ص ۹۵