«قیصر» را برآورد.[۱] شاپور دوم اسیرانی را که در شهر آمد[۲] دستگیر کرده بود، بین شوش و شوشتر و سایر بلاد اهواز جای داد و این مردم انواع جدید ابریشم باقی را در آنجا رواج دادند.[۳] بیشتر اوقات این قبیل اماکن، که بهوسیله اسرا آباد میشد، بزودی راه خرابی میسپرد، ولی گاهی هم دوام و ثبات مییافت.[۴]
تجارت خشکی در طرق و شوارع کاروانرو قدیم صورت میگرفت. شاهزاده بزرگ از تیسفون در کنار دجله، که پایتخت بود، شروع میشد و از حلوان و کنگاور بهمدان میرسید. در همدان شوارع مختلف منشعب میشد، یکی بسمت جنوب از خوزستان و فارس گذشته بخلیج میپیوست دیگری بری میرفت و از آنجا راههایی از کوههای گیلان و البرز گذشته ببحر خزر منتهی میشد، یا از راه خراسان و دره کابل بهندوستان اتصال مییافت. راهی هم از ترکستان و حوضه تاریم بچین میپیوست.
از لحاظ ارتباط با دولت روم شهر نصیبین مرکز مهمی بشمار میرفت. از جمله شرایط صلحی، که در سال ۲۹۸ دیوکلسین[۵] به نرسه پیشنهاد کرد، یکی این بود که شهر نصیبین باید، (تنها) نقطه ارتباط دولتین باشد، لکن نرسه این ماده را نپذیرفت. در زمان آمین مارسلن همهساله در اوائل سپتامبر بازار بزرگی در شهر بتنه[۶] واقع در نزدیکی ساحل شرقی فرات مفتوح میشد، که متاع چین و کالای هند[۷] در آنجا فراهم میآمد. در سال ۴۱۰ بموجب فرمان قیصران روم هونوریوس[۸]