پرش به محتوا

برگه:خودآگاهی و استحمار.pdf/۹۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

پیشانی، اینها دستهایشان را میکشند روی چشمها و صورتشان ، آنها هم میکشند، اینها رو به خورشید می ایستند ، آنها هم می ایستند ... خوب خشک می شود! اما بعد که می خواهند چشمها یشان را باز کنند ، باز نمی شود! و شکارچی ها میروند و میگیرندشان

روشن شد!

۹۱