برگه:خاطرات و خطرات.pdf/۹۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۸۲
خاطرات و خطرات
 

منجر نمیشد ، افسوس که یکدست بیصدا است و تشکر از حقگوئی محرمانه میشده است.» سبب اعتماد فوق‌العاده ناصرالدین شاه به پدرم همان بی‌پرده گفتن حقایق بود از روی صمیمت. در نیمه آخر سلطنت ناصرالدین شاه دو امر مهم واقع شد. یکی مسئله رژی، یکی فتنه شیخ عبیدالله.

مکتوب پدرم بشاه شرحی است که بعد از رژی پدرم به ناصرالدین شاه نوشته است: «دولت علیه هر گز مقروض نبود و حالا دو سال است مقروض شده است، قرض لاعلی التعبین در سال گذشته هشت کرور تعیین میشد ، در هذا السنه ئیلان ثیل بسبب تنزل قیمت نقره دوازده کرور شده است و البته در سنوات آتیه زیادتر خواهد شد .

چند سال است که در بعضی ممالک آثار شورش ظاهر میشود و حال آنکه در ایران هیچ وقت شنیده نشده بود ، صورت آن شورش باسم علما است و در معنی دیگران هستند، مأمورین دول خارجه سالهای متمادی در مهمام خود بموجب عهدنامجات خود گفتگو میکردند و در این اواخر بقوت شخصی حرکت میکنند و البته جایز نیست و باید جلوگیری کرد.

مالیات ایران در سابق یک قسمت نصیب خزانه میشد و مدتی است تا مساعده گرفته نشود و مبلغی قرض ننمایند و گاهی هم از خزانه چیزی بیرون نیاورند، حساب سالیانه پرداخته نمیشود .

حکام ممالک محروسه همیشه تابع احکام دربار دولت بودند و حالا در بار دولت مطیع حکامند. بانی کتابچه‌های سابق بلاحرف بخزانه میرسید ، بطور قطع حالا حکام مخارج بیمعنی میتراشند و به پای مالیات مینویسند و از اقساط دیوان کسر میکنند، پاره‌ای اوقات هم طلبکار میشوند ، سابق دوایر دولت هر یک بخوبی راه میرفت و مدیران دولت مشغول کار بودند ، اقلا حفظ صورت نوعی را میکردند حالا اسمی از آنها نیست ، مثل اینست که همه معزولند .

امروز همه ایران در دست سه چهار نفر میرزای نکره است که آنها بمیل خود هستند و البته خیانت مردم پست از مردمان عاقل نجیب بیشتر است ، پس برای رفع این معایب باید ترتیبی داده شود که خوب تر باشد و آن از سه قسم خارج نخواهد بود:

قسم اول اینست که شخص اعلای سلطنت از میان چاکران آستان ، هشت نفر نوکری که بنظر مبارکشان مناسب تر مینماید بمیل خاطر الهام مظاهر انتخاب فرموده بر سر کارها بگمارند و انتظام هر کاری را از آن وزیر یا مدیر بخواهند.

وزیر جنگ، وزیر داخله ، وزیر خارجه ، وزیر دفتر یا مستوفی‌الممالک، وزیر وظایف، وزیر تلگراف، وزیر عدلیه، رئیس مجلس وزراء.

قسم دیگر اینست که این هشت نفر را بدون شغل و کار احضار فرموده حکم شود بنشینند و چند قسم جهت ترتیبات خدمات دولت بنویسند و بعرض برسانند تا هر یک را که میل دارند قبول فرمائید .

قسم سوم اینست که برای ملاحظات چند که بدأ واحدأ نباشد و زحمت دولت روزبروز کمتر شود، ایران را به چهار اداره تقسیم فرموده بهر یک از آن هیئت که میل دارند یکقسمت را بسپارند و تمام نیک و بد را از ایشان بدانند ، در باب گمرک مردم حرف میزنند، بلکه تا سه کرور را مسلم میدانند ، هر چه در ورود گمرک سه قران عشور داشت شش قران و هشت قران گرفته میشود. هفده سال قبل در سه قران هشتصد هزار تومان بود . حالا باید دو برابر باشد ، مدیر یکی از آن چهار اداره یا یک وزیر از آن هشت وزیر ممکن است صدر اعظم باشد .»

پدرم از اوضاع تلگرافخانه شکایتی بعرض رسانده (اشاره بمداخله امین السلطان) ولی شاه مطلب را پیچانده شکایت را راجع به اخوی کرده است، روی کاغذ هم نقاشی فرموده‌اند، نمکی دارد از آن نظر یاد میکنم و باز دستخط دیگر که توجه ناصرالدین شاه را بمدرسه نشان میدهد.