برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۱۵۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۴۹

چونکه ناپلئون از باطن امپراطور و دولت روس آگاهی پیدا کرده بود و از این ببعد همیشه از دو روئی و بی وفائی روسها شکایت داشت[۱] و این اولین سند عهدشکنی روسها بود که بعد از معاهده تیلسیت بدست ناپلئون افتاد و او را بخیال انداخت که با روسها مبارزه را شروع کند و خود را برای یک جنگ بزرگ با روسها حاضر نماید، زیرا که روسها باطناً متمایل باطریش بودند و با آنها بطور سری مساعدت مینمودند.

اختلافات بین روس و فرانسه بمرور زیادتر می‌شد، اما از آنجائیکه برای ناپلئون گرفتاریهای زیاد پیدا شده بود و اسپانیول و پرتغال تمام اوقات او را مشغول میداشت، بعلاوه انگلیسها با جدیت تمام در امور آن مملکت اخلال میکردند و با پول و قشون بآنها کمک مینمودند. ناپلئون دیگر مایل نبود دولت باعظمت روس را هم با خود دشمن گرداند بلکه مایل بود در دوستی با آنها باقی بماند.

مثلاً در موضوع لهستان روسها ترس داشتند مبادا یک روزی استقلال لهستان از نو برقرار گردد و ملت لهستان پادشاهی مستقل خود را بکمک ناپلئون تجدید نمایند. اما در این باب هم ناپلئون حاضر شد بر طبق میل الکساندر اول رفتار کند و بوسیله وزیر مختار خود در پطرزبورغ سند بدهد که هرگز سلطنت و استقلال لهستان تجدید نخواهد شد.

این نیز اختلاف طرفین را رفع نکرد. روسها باز تقاضاهای تازه داشتند و ادعاهای دیگر مینمودند. تا اینکه بموجب اعلامیه‌ای که در ۳۱ دسامبر ۱۸۱۰ از امپراطور روس منتشر شد، موانعی که جهت ورود امتعه انگلیسی ببنادر روسیه وجود داشت برطرف گردید و اجازه داده شد امتعه انگلیسی وارد خاک روسیه گردد. این اقدام دولت روس ناپلئون را بیشتر گرفتار غیظ و غضب نمود و بالعکس روس و انگلیس را بهم نزدیک کرد.

در سال ۱۸۱۱ طرفین بتهیه اسباب جنگ مشغول بودند و انگلیسیها هم سعی نموده بین روس و عثمانی را صلح دادند.

  1. Alison's History of Europe. P. 368 Vol. 12