امیر خسرو دهلوی (انتخاب از مثنویات)/لیک اگر پند من آری به گوش
ظاهر
| لیک اگر پند من آری به گوش | مصلحت آن ست که مانی خموش | |||||
| چل شد و درین جهت آمد نشست | پیش مبین بیش که افتی به شست | |||||
| تو بت توبهست ، گرانی مکن | روی به پیر یست، جوانی مکن | |||||
| بار خدایا! من غافل به راز، | این ورق ساده که بستم طراز | |||||
| گر چه که امروز جمال من ست | عاقبت الا مر وبال من ست | |||||
| عفو کن آن را که رضای تو نیست | تو به ده از هر چه برای تو نیست | |||||
| چون زتو شد این همه ناچیز چیز | هم تو کنی در دل خلقی عزیز | |||||
| عیب شناسان به کمین مناند | بی هنر ان جمله به کین من آند | |||||
| تو به کرم ، عیب من عیب کوش | در نظر عیب شناسان بپوش | |||||