ما بدان قامت و بالا نگرانيم هنوز

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز  از ادیب نیشابوری سال‌ها در سینه سرّ عشق پنهان کرده‌ایم


 ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوزدر غمت خون دل از دیده روانیم هنوز 
 جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفتبر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز 
 به امید تو شب خویش به پایان آریمآن جفا دیده که بودیم، همانیم هنوز 
 ای دریغا که پس از آن همه جان بازی هابر سر کوی تو بی نام و نشانیم هنوز 
 دیگران وادی عشق تو به پایان بردندما به یاد تو در این دشت روانیم هنوز 
 آرمیدند همه در حرم حرمت و ماساکن کوی خرابات و مغانیم هنوز 
 نو بهار آمد و بگذشت ولیکن من و دلهمچنان در تف آسیب خزانیم هنوز 
 بس شگفت است که با این همه تابش چو نخستدر پس پرده پندار نهانیم هنوز 
 ما از این چرخ کهن گرچه بسی پیرتریمهمچنان از مدد عشق جوانیم هنوز 
 اوستاد همه فن بوده و هستیم ادیببا همان نام همان شوکت و شأنیم هنوز