رای اعتماد به محمد علی رجایی

از ویکی‌نبشته
پرش به: گشتن، جستجو

مجلس شورای اسلامی دوره ۱ جلسه ۴۷

رئیس جلسه: اکبر هاشمی رفسنجانی

تاریخ: ۱۳۵۹/۰۶/۱۹

شماره روزنامه رسمی: ۱۱۳۷۵

زمان: ۰۸:۳۰ تا ۱۴:۱۰


بیانات آقای رجائی نخست وزیر در پاسخ نمایندگان و رای اعتماد به دولت ایشان[ویرایش]

رجائی ( نخست وزیر ) – بسم الله الرحمن الرحیم . ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین . قبلا به سوالات جواب میدهم و بعد مختصری در کلیات صحبت میکنم . سوالی که شده اصل ۴۹ قانون اساسی در مورد اموالی که به انواع مختلف غیر شرعی به دست مردم رسیده و دولت میبایستی اقدام میکرد . چه برنامه ای در این زمینه دارید و چکار میخواهید بکنید ؟ جواب این سوال را من برمیگردانم به یک مطلب دیگری ، بیک واقعیت دیگری و آن معلوم میشود که فقط اجرا قانون اساسی به تنهائی کافی است یعنی هیچ کلمه ای اگر زیاد نکنیم فقط قانون اساسی را اجرا بکنیم در این دوره از جمهوری اسلامی بزرگترین موفقیتها نصیب مردم ما شده است . صرف نظر از برداشتهائی که هر کسی از هر ماده یا هر اصلی از قانون اساسی دارد ، واقعا بعضی از اصول قانون هست که تمام جامعه را بسیج بکنیم . امید باینکه باین زودی اجرای آن اصول را موفق بشویم خیلی کم است بهرحال در مورد همین اصل چقدر مسائل شرعی و مسائل عرفی هست که من باز تکرار میکنم که دقیقا به کمک همه برادران متعهد و همچنین خواهران دولت شدیدا نیازمند است چونکه این اصول دارای یک مقدار زیادی از مسائل فقهی هست و من در همین مدت بیست روزه تنها در مساله مالکیت که مقداری مطالعه و برخورد داشتیم ضمن اینکه قبلا هم این مساله را میشناختم واقعا احساس کردم که هنوز چقدر ما نیاز داریم که به مراجع و آن ارگانهای قانونگذاری برگردیم که ما را در اجرای اصول قانون اساسی راهنمائی کنند . قدر مسلم این است که من از طرف دولت خودم یک چیز را میتوانم بگویم و آن چیزی است که اکثر دوستان هم یادآوری کرده اند . بند بند و جزء جزء قانون اساسی مورد تقاضا و آرزوی این دولت است . یعنی وقتی من کلمه به کلمه ، برگرداندن ثروتهای ناشی از ربا و غصب و رشوه و درآمدهای غیر مشروعه مثل مشروبات الکلی و اینها را میخوانم می بینم بزرگترین نعمتی را که خدا بمردم ما عطاء کرده این است که فرصت اجرای قوانینش را به ما داده است یعنی آنچه که ما درجمله مشهور حضرت علی بارها شنیدیم و دلمان لرزید و در چشممان اشک امید و شوق آورد که ای خدا یک روزی میشود این قوانین را ما اجرا کنیم در این قوانین می بینم که حضرت فرمود اگر مال غصبی جزء کابین زنانشان شده باشد آنرا برمیگردانم . من با این امید شروع میکنم و خداوند هم بهمه ما توفیق خواهد داد . ان شاء الله به سوال چگونه جواب ندادم . این را در کل برنامه عرض خواهم کرد سوال شده است که ایا در تنظیم این برنامه با رئیس جمهوری مشورت کرده اید ؟‌در مورد کابینه همه شما میدانید که حتی پریروز که من میخواستم باینجا یک نامه جدید بنویسم مجددا بایشان تلفن کردم و پرسیدم از آن افرادی که مورد تحقیق بودند کسی اگر اضافه شده اجازه بدهید که من بنویسم و هنوز هم که با شما صحبت میکنم ایشان در حال تحقیق هستند و درباره چهار نفر که ایشان قرار است جواب بدهد تا بحال به من جواب روشنی نداده اند ، خوب طبیعی است که یک چنین انتخابی یک چنین وضعیتی اجازه اینکه آدم فرصت پیدا کند برود بنشیند و درباره برنامه ها باید تکثیر شود ساعت ۳ بعد از نیمه شب عده ای از دوستانم را که در آنجا با من همکاری میکرد فرستادم تا آن برنامه ای که تهیه شده اینجا بیاورند تا در آن مهلتی که آقای هاشمی برای من گذاشته بودند برسد اما بعدا یک نسخه از برنامه را خدمت ایشان دادم و ایشان هنوز چیزی بمن نگفتند که مثلا بیا من در اینمورد یک نظر تازه ای دارم . شما خودتان متوجه هستید که در شرایط کنونی انسجام سه قوه و هماهنگی آنها با یکدیگر برای تداوم انقلاب اسلامی دقیقا ضروری است این حرف را قبول دارم پس با رئیس جمهوری چه میخواهی بکنی ؟ این را من قبلا گفته ام . هم گفته ام و هم تا آنجا که توان داشته ام عمل کرده ام و ان شاء الله در آینده هم همان راه را خواهم رفت . من تفاهم و هماهنگی و یکپارچگی با رئیس جمهوری را در خدمت بمردم می بینم در جای دیگر من باین زودی امکان اینکه با رئیس جمهوری بتفاهم برسم ندارم زیرا که بحث مفصلی است بقول خود ایشان چیزی نزدیک متجاوز از بیست سال ایشان در یک محیطی با یک سری منابعی مطالعه داشته اند و به نتایجی رسیده اند منهم متجاوز از ۲۰ سال در ایران با شرایط ایران با زندگی در ایران و با معتقدات حاکم بر مردم ایران زندگی کرده ام و نتایجی بدست آورده ام من وقتی میگویم مقلد امام هستم معتقدم که این کلمه را آن روستائی دور افتاده ای که هنوز برق و آب و تلفن و حمام را ندیده این کلمه را میشناسد و او میفهمد که من وقتی میگویم خط امام یعنی چه ؟‌برادرمان بنی صدر لغت ‹‹ خشک سر ›› را برای من بکار میبرد که حتی خود من که قرار است نصیحت شوم به سختی میتوانم این را بفهمم مدتی باید که ما با هم بنشینیم و حتی فرهنگ مان را بهم نزدیک کنیم من هنوز در اینکه آیا من فرهنگ تضاد را قبول دارم یا ایشان ؟ در اکثر موارد نتوانستم یک نتیجه قطعی بگیرم بنابراین الان اعلام میکنم قبلا هم گفته ام فعلا هم برنامه دیگری غیر از این ندارم که با رئیس جمهوری در عمل به تفاهم خواهم رسید یعنی اگر رئیس جمهوری واقعا از فردا هر کس بعنوان جهادسازندگی بایشان مراجعه کند و هر چقدر پول بخواهد باو بدهد من من اعلام میکنم که اطاق رئیس جمهور را صبح به صبح جاروب خواهم کرد از این بیشتر که تفاهم نمیخواهید ؟ من برای همین آمده ام آقای وزیر راه و ترابری بارها بمن اینجا بطور شفاهی گفت و چون دید دقتم جای دیگر است روی یک تکه کاغذ نوشت که آقا تو بگو که ما با سازمان برنامه چه وضعی داشتیم منهم همین را می گویم و آقای رئیس جمهوری هم حرف من را قبول دارند من گفتم ان شاء الله به یاری خدا اگر مشغول شدیم یک حسابی در بانک باز می کنیم و یک میلیارد تومان هم در آن جا پول می گذاریم هر تصویبنامه ای که گذشت و قرار شد در آن جا پولی بدهیم به آن جا دستور میدهیم که آن پول را بدهند بعدا آن تشریفاتی که برادرانمان معتقد هستند که باید نظم پولی در مملکت رعایت بشود آن تشریفات رعایت میشود و به آن جا میرسد ما اکثر دیده ایم اگر جائی نظر شخصی وجود نداشت بالاخره این پول داده میشد منتهی وقتی داده میشد که برای ساختن پل ، زمستان رسیده بود و نمیشد زد . مدرسه تمام شده بود و ما میخواستیم برای آن گچ بخریم اینها که می گویم به عنوان مثال است ، مگر این که یک کسی آن وسط پیدا میشد شخصا میگفت به عقیده من این پول را نباید داد و این برخلاف قانون بود و بآن میرسیدیم و عمل میکردیم من وقتی این را به آقای بنی صدر گفتم گفت بسیار چیز خوبی است این کار را میکنیم اما وقتی بایشان میگویم که با گروهها باید اینطوری عمل کرد ایشان زود نمیگویند بسیار چیز خوبی است بلکه زود میگویند بسیار چیز بدی است خوب باید بنشینیم و با هم حرف بزنیم خیلی زیاد باید صحبت بکنیم در عمل ما حتما در خدمت مردم به تفاهم خواهیم رسید و من در اینمورد تمام این مواردی را که شما بعنوان تذکر قانون اساسی ذکر کردید بنده هم در پاسخ نامه چهار صفحه ای برادرمان رئیس جمهور قید کردم آنچه را باید از این مواد شما بعنوان رئیس جمهور تبعیت کنید و از آن تعداد مواد من بعنوان نخست وزیر باید تبعیت کنم و مجلس و قوه قضائیه . اینجا هم برای خودشان در قانون اساسی یک مواردی دارند و من فکر میکنم که اگر گفتم که ایشان اگر قرار باشد هر چه که خواستند نسبت به وزرای من بگویند دیگر پشت یک میز با هم نمی نشینیم این بدان معنی است که دیگر یا من نخست وزیر نیستم یا ایشان رئیس جمهور نیست والا چطور میشود که من نخست وزیر باشم و ایشان رئیس جمهور باشد و ایشان راجع به وزرای من قضاوتی بکنند که آن قضاوت باعث تضعیف دولت بشود و چون ایشان در حضور آن دوستانی که در جلسات شرکت میکردند تعهد کردند که دولت را تضعیف نخواهند کرد و تعهد کردند که آنچه را که در دل دارند نخواهند گفت بنابراین اگر چنین کنند مطمئن باشید که ما همواره دور یک میز خواهیم نشست ضمنا میدانید اینطور نیست که ما هر روز قرار باشد با هم جلسه داشته باشیم فقط موقعی که رئیس جمهور مصلحت بداند و لازم بداند دعوت میکند که هیات دولت در حضور رئیس جمهور کاری ندارم مگر که ایشان دستور بدهند . اما درباره وزیر دادگستری باز هم از آن مسائل جالب قانون اساسی است و مطلب کاملا تازگی دارد ما برای اولین بار یک وزیر دادگستری داریم که شورایعالی قضائی باید تعیین کند من قبول کنم مثلا الان خوب نمیدانم . از برادرمان آقای دکتر حبیبی هم پرسیدم ایشان مفصل توضیح دادند و من تمرکز حواس نداشتم که خوب متوجه بشوم بعدا بخدمت رئیس جمهور معرفی میشود بعد رئیس جمهور تصویب میکند تازه به مجلس می آید و قرار است مجلس هم رای اعتماد بدهد مطلب خیلی جالب است و تازگی دارد ولی بهرحال قرار است که شورایعالی قضائی معرفی کنند هنوز شورایعالی قضائی به نتیجه نرسیده و من فکر میکنم که این خارج از آن ده روز باشد یعنی فکر میکنم اصولا یک چیز جدائی از این مسائل کلی باشد برای اینکه تازه آنهائی که قبلا بوده اند فقط من و رئیس جمهور در آن دخالت داشتیم و ده روز مشکل بود حالا دیگر شورایعالی قضائی هم اگر قرار باشد معلوم است دیگر ، و حتما از آن خارج میشود ولی هنوز کسی را معرفی نکرده اند یک نکته ای را که یکبار هم توضیح داده ام سوال شده . ‹‹ تو که از آن سرچشمه ای ها و میدان شهدائی ها که نیاورده ای ؟ مگر روز اول چنین چیزی نگفتی ؟ از حرفت برگشته ای ›› نه من از حرفم برنگشته ام و از همانها آورده ام منتها این به آن معنا نیست که من میبایستی میرفتم سرچشمه می ایستادم و هر کس از آنجا رد میشد ۲۱ نفر از آنها را برمیداشتم و می آوردم . من میگویم که در حکومت ما قرار بود برای کردستان پولی بفرستیم ، تصویب کردیم و متصدی آن پول مقررات را رعایت کرد ۴۰ روز دیگر استاندار کردستان آنجا آمد گفت هنوز یکشاهی از آن پول بدست من نرسیده و در بین وزرای من کسی هست که وقتی دید مقررات مانع کار انقلابیش هست ابلاغ انبارداری برای خودش صادر کرد . جنس را از انبار تحویل داد و ابلاغ را لغو کرد من باین آدم میگویم سرچشمه ای این وزیر مهندس است هیزم فروش سرچشمه نیست من کی همچون حرفی زدم ؟ من حرفم این است که بین وزرای من کسانی هستند

که چهار ماه تمام ۵۰ نفر را بدون اینکه به آنها حقوقی بدهند آورده اند در خدمت انقلاب قرار داده اند شب و روز هم کار کرده اند با ماشین میرفتند برای شناسائی واحدهای نقاط مختلف کشور شب توی ماشین میخوابیدند تا چهار ماه نتوانسته بودند از من مجوز بگیرند اما نگفتند که چون این نمیتواند مجوز بدهد پس ما هم وظیفه مان تمام شده بآن دوستانشان گفتند هر چه میتوانید قرض کنید اینکار درست میشود رفتند و شناسائی کردند بعدا هم آنکار درست شد و به بهترین وضع هم اداره شد من اینها میگویم و خداوند بآنهائی که انتخاب کرده ام آن همتی را بدهد که در این زمینه من شرمنده نباشم . درباره بقیه وزراء که خیلی از نمایندگان محترم نگران هستند من بطور قطع از آن چیزهائی را که در انتخاب این برادران دقت کردم در انتخاب بقیه بیشتر دقت خواهم کرد که کمتر نخواهد بود این یک مطلب کلی است ممکن است یک مدتی طول بکشد و من معتقد هستم برای آن وزارتخانه مان میشود به کمک بعضی از اصول قانون اساسی این مدت طوری رفتار کرد که از وضع موجود بهتر باشد قدر مسلم این است که اگر یک وزارتخانه ای وزیر داشته باشد بمراتب بهتر از این است که سرپرست داشته باشد یا یکنفر قائم مقام داشته باشد یا یک نماینده از طرف نخست وزیر داشته باشد ولی از وضع موجودش ان شاء الله بهتر خواهد بود مطلبی که درباره وزارت امر به معروف و نهی از منکر گفتند فکر میکنم کم باشند کسانی را که در این جلسه هستند و از صمیم قلب مایل به تشکیل این وزارتخانه نباشند من هم یکی از کوچکترینشان هستم اما دو تا مشکل هست وزارت امر بمعروف و نهی از منکر در اینکه زیر نظر دولت باشد یا زیر نظر ولی فقیه باشد کدامیک از این دو حالت باشد یک سوالی هست که برای من هنوز جوابش روشن نیست و نیز این جوابی که میدهم جوابی است که بعضی از برادران دیگر هم از من خواسته بودند که خوب تو چطور شد همان تشکیلات قبلی را آوردی و از ما تصویب میخواهی و حال اینکه این تشکیلات قبلی تشکیلات جالبی نبوده است من پیشنهاد این تغییر را دادم گفتند که حالا نمیشود تو فعلا همان ها را بیاور تصویب کنند بعدا بکمک مجلس تشکیلات جدید کل اداره کشور را به صورت یک کشور اسلامی خواهیم داد و این نه به آن معنا است که من از امروز تا روزی که آن تشکیلات داده بشود فلان وزارتخانه را هم چنان خواهم گذاشت ، نه ولی آن تغییر بنیادی که من واقعا خیلی به دنبالش بوده ام و هستم این است که در نظام اسلامی یک وضع مخصوص به اسلام دارد همانطور که در همه موارد اسلام برای خودش یک نقشه و فرمول و یک وضع خاصی دارد در تشکیلات اداری مملکت هم یک وضعی دارد من هرگز سازمان امور اداری و استخدامی کشوری را به این شکل که هیچ ، بلکه به اصلاح ظاهری هم قانع نمیشوم برای اینکه به نظر من هر چه این اداره وسیع تر باشد وضع استخدامی ما پیچیده تر خواهد بود و حال اینکه ما به این پیچیدگی به این شدت نه احتیاج داریم و نه درست میدانیم ، پس وقتی بحث از انحلال میکنیم معنای آن این نیست که ما نمیخواهیم که سازمان برنامه منحل بشود یعنی ما به برنامه ریزی اعتقاد نداریم نه ، ما به برنامه ریزی اعتقاد داریم به بودجه نویسی هم اعتقاد داریم منتها نسبت بوضع موجود حرفهائی داریم که همان برادرانی هم که الان متصدی هستند اصل حرف ما را نفی نمیکنند . علت اینکه راجع به بیسوادی در برنامه چیزی نگفتیم این است که بیسوادی در یک شاخه ای خارج از وظایف دولت مشغول انجام وظیفه است و امکانات دولت در اختیار آنها هست ولی برنامه ریزی و فعالیت مخصوص خود آن شاخه است بودجه اش هم حتی جدا شده است و امیدواریم که دو برادر حاضر در جلسه مان موفق بشوند و ما هم بتوانیم تا حد امکان در خدمت شان باشیم بعضی دیگر از سوالات بود که در کنایه جوابش آمد درباره ببرادر عزیزمان آقای مهدوی کنی و تزاحم کارشان با شورای نگهبان من اعلام کنم که خلاصه برادرمان آقای مهدوی کنی را حتی من نتوانستم با اصرار ایشان را نگهدارم حتما برادران دیگری که بیشتر به روحیه ایشان و به شرایط جامعه و به وضع کابینه خلاصه در یک مجموعه ای آشنائی داشتن موفق شدند که این افتخار را نصیب من بکنند که ایشان در کابینه بمانند اما هم خود جناب مهدوی هم بقیه دوستانی که مورد شور قرار میگیرند یا اعضای کابینه در صورتیکه با شورای نگهبان تزاحم پیدا کند قطعا ایشان یکی را انتخاب خواهند کرد و اگر در شورای نگهبان ماندندکه ان شاء الله یک وزیر کشوری معرفی میکنیم و اگر در این پست ماندن که برای شورای نگهبان یک فکری خواهد شد ، ایشان در حال حاضر بصورت نه حتما برای همیشه بلکه موقتا پذیرفته اند و تشریف آورده اند .

درباره نهادهای انقلابی صحبتی که برادرمان درباره نهادهای انهلابی کردند در دفاع من هم همان را قبول دارم من به هیچوجه معتقد به ادغام نهادهای انقلابی در سازمانهای دولتی نیستم بلکه برعکس بنظر من اگر نقطه ضعفهای جزئی نهادی انقلابی رفع بشود دقیقا ارگانهای رسمی دولتی جهتشان جهت این نهادهای انقلابی خواهد بود جمعه که در قم در خدمت گروهی از برادران بودم میگفتند که این نهادها را تو خبر نداری و اشکال هم زیاد دارند و من هم گفتم قبول است اتفاقا خبر دارم که اشکال دارند ، اما این اشکال را اولا من ناشی از بیگانگی ارگانهای رسمی باین نهادهای انقلابی میدانم یعنی من این جمله ‹‹ دخالت افراد غیر مسوول ›› این را زیاد شنیده ام و حال اینکه همیشه انتظار داشتم که بگویند ‹‹ شرکت برادران جهاد کمک برادران سپاهی ›› . اوایل که ما کار را شروع کرده بودیم چقدر تحصن و اعتراض ناراحتیهای ما را همین سپاهی ها رد کردند چقدر شبها ما در پناه بیداری این برادران کمیته خوابیدیم . کدام یک از ارگانهای دولتی به اندازه جهاد سازندگی برای انقلاب ما آبرو اوردند خوب اشکال هم دارند ما در ارگانهای دولتی مان اشکال نداریم ؟ ما در ارگانهای دولتی گرفتاری نداریم ؟ من شخصا از آنهائی هستم که ایدئولوژی انقلاب اسلامی را در این هادها به مراتب بیشتر از دو گروه دیگر یکی از ارگانهای ثابت و یکی گروههای ناظر می بینیم بنابراین به اعتقاد من باید آنجائی که این نهادها اشکال دارند اشکالشان را رفع کنیم اگر این دوستان جهاد سازندگی با سپاه پاسداران یا بسیج یا بنیاد احساس کنند که دولت برادر آنهاست و یا آنها در یک خانواده است خوب چطور ممکن است که آدم اشکال را بگوید و آنها نپذیرند گرفتاری در اینجا است که ما فقط موقع اشکال برویم و بگوئیم آقایان چرا این کار بد را میکنید ؟ نه اگر خدا بما توفیق بدهد که یک شناخت درست و یک برخورد درست با این نهادها بکنیم من معتقد هستم که کسی که از امریکا تحصیلش را رها کرده است و آمده رفته است در روستای زابل و دارد با دستش گل برمیدارد و روی هم میگذارد تا برای کسی خانه بسازد این نمیتواند دارای مسائل شخصی باشد که وقتی من به او پیشنهاد میکنم که برادر تو این کار را که میکنکی بسیار خوب است ولی برنامه ریزی هم داشته باشد ، من نمیتوانم قبول کنم که این بگوید خیر بنده برنامه ریزی را قبول ندارم بنابراین من در آن مطالبی که در برنامه ام آورده ام نوشته ام که ما میرویم بدنبال ایثار ، برنامه ریزی ، عمل . ایثار و عمل ان از همان ابتدا در جهادسازندگی بود در سپاه هم بود چیزی که من خیلی برخورد کردم مساله بیرنامه ریزی بود گو اینکه در برخوردهای موضعی دوستان جهاد سازندگی و سپاه اینها همه شان معتقد بودند به داشتن برنامه حتی اگر ضعیف هم بود خوب این برنامه قوی میشود به نظر من این ها حتما برای انقلاب دلسوز هستند و حتما پیشنهادهای مشفقانه و مخلصانه را خواهند پذیرفت بنابراین میرویم که بیاری خداوند محتوای ارگانهای رسمی را ان شاء الله به سمت محتوای نهادهای انقلابی ببریم و این برنامه است . سوال شده است ‹‹ آیا شما در خودتان و هیات دولت این قدرت را می بینید که از دخالت قوای دیگر و مسوولان در قوه اجرائیه جدا جلوگیری نمائید ؟ این را من به دنبال همین مطالبی که الان عرض کردم جواب میدهم . اگر شما فکر کنید که یک هفته بعد از تشکیل دولت تمام قوا تفکیک شده است و هر کس کار خودش را خواهد کرد این عجله است که این انقلاب ، انقلاب اسلامی است و من و تو در صورتی انقلابی هستیم در این رابطه که مقلد امام باشیم بنابراین آنجا که امام دستور میدهد هم تو موظف هستی که عمل بکنی و هم من موظف هستم که عمل بکنم بنابراین اگر یک کسی آمد همینطوری بطور رهگذر یک کاغذ نوشت که این را اعدام کنید که امام تصویب کند ما تسلیم میشویم حالا گو اینکه این یک افسری باشد و در شهربانی در حال خدمت باشد و مثلا بگیرند و این حکم را هم برایش بنوییند ما خوشبختانه وضعمان در غیبت امام نیست بلکه در حضور امام امت موارد اختلاف به اعتقاد ما در این سیستم انقلاب اسلامی با حضور امام به سادگی قابل حل است و البته این به آن معنا نیست که هر روز نیم ساعت دم منزل امام بایستیم و نوبت بگیریم که آقا این مساله را چکار کنیم و آن مساله را چکار کنیم ، به نظر من این موارد آنچنان زیاد نیست .

رئیس- اقای رجائی اجازه میدهید ما طبق آئین نامه الالن چهار ساعت از وقت جلسه مان گذشته است و برای ادامه این بحث و رای گیری نیاز به موافقت مجلس داریم تشخیص خود من که جزو این شرط است این است که اگر به جلسه دیگری موکول نکنیم بهتر است و اگر این جلسه ادامه پیدا کند در یک وقت کمی موافق میشویم ولی اگر به جلسه دیگری موکول کنیم نمیدانیم که چه خواهد شد . لذا اگر مجلس موافقت کند ما مقداری از صحبتهای جناب آقای رجائی را یعنی هرچه صحبت دارند میشنویم و بعد وارد رای گیری میشویم .

یکی از نمایندگان - قبول است .

رئیس- کسانی که با این نظر مخالفند قیام بفرمایند.

محمد یزدی - دوباره نظرتان را بفرمائید.

رئیس- پیشنهاد من این است که وقت این جلسه را با اینکه به وقت نماز هم خورده است ممتد کنیم ممکن است نمی ساعت یا سه ربع طول بکشد تا حرف ایشان تمام بشود و رای بگیریم و این برنامه بطور کلی تما بشود وبه جلسه دیگری با به جلسه بعدازظهرنیندازیم ، کسانی که طرلدار این هستند که جلسه را ختم بکنیم و با این نظرمن مخالف هستندوطرفدار این هستند که جلسه فردا یا بعدازظهر داشته باشیم اینها قیام بفرمایند.(عده کمی برخاستند)

تصویب نشد . چون بعد از نماز جمع کردن رفقا کارمشکلی است ویک ساعت وقتمان تلف میشود تا آقایان جمع بشوند وبعد هم عصر وقت کمیسیونها گرفته میشود ووقت آقایانی که میخواهند بروندمجلس شورای قدیم گرفته میشوداین زحمت را تحمل کنید وجناب آقای رجائی شما ادامه بدهید.

حجتی کرمانی - آقای هاشمی چطوری رای گرفتید ماهم باید بفهمیم .

رئیس- رای گرفتیم که جلسه ادامه پیدا کند.

بابا صفری- خلاف مشی همیشگی شمابود.

رئیس- خلاف مشی هم باشد من میخواستم ببینم مخالف درمجلس زیاد است دیدم که نه کم است.

بکی از نمایندگان - آقایان دارند از جلسه خارج میشوند.

رئیس- تشریف نمیبرند چون حرفهای آقای رجائی آنقدرشیرین هست که نروند، آقای رجائی ادامه بدهید.

رجائی - مشکل ترین بخش گفبگوی نمایندگان محترم بخش سیاسی نظر دولت است اگر مساله برنامه را هم به آن شکل مطرح نکنیم نمایندگان محترمی که درجریانهای سیاسی حضور داشته اند یا فکر کرده اند قبول میکنند که مساله به این سادگی نیست که در این بحث اینطوری حل بشود ولی درعین حال فکر میکنم از فوائد این دوجلسه این بوده است که همین قدر هم ما توانیستیم روی این موضوع صحبت کنیم نوشته اند که ‹‹مگر تو نمیدانی که هرجا جامعه ای بالاخره یک ایدئولوژی دارد. خوب ما جامعه بی ایدئولوژی که نداریم چطور تو آمدی و انقلاب را جدا کردی و داری راجع به آن صحبت میکنی ( اولا مگر نه اینکه همه جوامع ایدئولوژی خاص خودشان رادارند؟ و بدین سان اعتبار همه جوامع ایدئولوژیک هستند ثانیا تفاوت رهیری و نورهبری دراسلام یا دیگر مکاتب یا مکاتب معروف چیست ؟ مثلا با سانترالیزم (مرکزیت) یا سانترالیزم دموکراتیک مرکزیت دموکراتیک ؟ (همهمه نمایندگان )

یکی از نمایندگان - حالا یک مشت الفاظ یاد گرفته اند.

یکی از نمایندگان - یک بار دیگر بخوانید.

رجائی - (نخست وزیر) - دومرتبه بخوانم؟

رئیس- نه بابا همین یک بار بس است (همهمه نمایندگان ).

رجائی - عرض کنم که من فقط یک بخش این سوال را جواب میدهم که بسیار بهپرونده انتخاباتی آقای نظرم ضرورت دارد گرچه از طرف من شاید این مثلا دفعه بیستم باشد که توضیح میدهم ولی بخاطر شخص عزیز نویسنده که بعدا هم لازم است خیلی مطالب را ردجاهای دیگر خدمتشان عرض کنم توضیح میدهم بله رهبری در جامعه کنونی ما بارهبری درکلیه جوامع وکلیه انقلاب ها فرق میکند مطلب این چنین است که شما دریک روستا یک کشاورز رابدون اینکه در یک حزبی جمع کرده باشید وبدون اینکه تعلیمات سیاسی اجتماعی فکری مبارزه ای به او داده باشید این با این رهبری ارتباط دارد واین ارتباط آن چنان است که صبح که چشم از خواب باز میکند حکمی دارد که آن رهبر تعیین میکند و شب که میخواهد بخوابد حکمی دارد که آن رهبر تعیین میکند براساس آن پنج حالتی که از هر عمل مسلمان ما تعریف میکنیم شما شاید برایتان خیلی بعید باشد که ما کلاه داشتن در بعضی از جاها وکلاه نداشتن در بعضی ازجاها را به آن ارتباط مراجعه میکنیم. با قدم راست رفتن یک جائی دراین کیفیت مطرح است این کوچک کوچکش را گفتم آن وقت بروید توی خیابان گلوله ها می آیند بروید سینه تان را بگیرید جلو دقیقا هرچه که راجع به کیفیت دست نماز گرفتن راجع به رکعات نماز با راجع به آهسته و بلند خواندن ،‌ببینید اینها چقدر سبک است در آنجا هم که دستور هست که سینه را بدهید جلو تا گلوله بخورد ، همان ارتباط است شاید شما درایران اطلاعاتتان ( شاید چون هنوز نشسته ایم با هم از نزدیک صحبت کنیم ) اطلاعاتتان کم باشد ولی بدانید که درنماز خواندن آقا ما یک وقتی نماز میخواندیم یک جائی یک جمعی بودیم من چشمانم را می بستم وقت نماز خواندن مثلا خیال میکردم میخواهم دریک حالت بخوانم آمدند یقه من را گرفتند و گفتند از این به بعد ما با تو نماز نمیخوانیم گفتم چیه گفتند توچشمهایت را می بندی از چه کسی تقلید میکنی . هیچ درهبری در دنیا درهیچ حرکت انقلابی این ارتباط را ندارد وآری این ویژگی ویژگی خاص انقلاب اسلامی ما است و بنظر من بسیاری از افرادی که راجع به این انقلاب فکر میکنند نه تنها باین مطالب عمل نمیکنند و معتقد نیستندخیال میکنند که آشنا هم نیستند واگر چنانچه ما واقعا با این فرهنگ آشنا بودیم این امید در خیلی وقت پیشتر از این به نتیجه رسیده بود من نمی گویم که صددرصد این حرفی که میزنم همان حرف است ولی تا آنجائیکه من خاطرم هست اصلا از جبهه ملی یک شاخه فعال و زنده ای بیرون آمد بخاطر همین مساله ، آنجا البته مساله رهبر مطرح نبود ولی بهرحال آن فرد شاخصی که این شاخه را معرفی کرد یکی از حرفهایش خوب آن موقع ما مثل همین حالا بیرون درها می ایستادیم و به حرفه ا میرسیدیم . یکی از حرفهایش این بود که آقایان جبهه ملی الان که مرحوم بروجردی که مرجع تقلی مردم ایران هست قوت شده شما بیائید یک مجلس ترحیم بگیرید . بنده بشما عرض کنم که آنها آن موقع این مساله را نفهمیدند . اگر فقط به اهمیت سیاسی این مساله پی میبردند حتما تسلیم میشدند و اگر چنین مجلس ختمی گذاشته میشد جبهه ملی اگر یک روزی صد هزار نفر را با آنچه که آن موقع ها میگفتند در پارک جلالیه سابق جمع کرد این عدد به پنج میلیون نفر آن موقع هم میرسید و در تمام شهرستانها هم این طور میشد . آن موقع برادران ما مطلب را پیدا کرده بودند و دقیقا این حرف را میزدند که اگر مبارزه در ایران شکل مذهبی بخودش نگیرد کارش بجائی نخواهد رسید . البته در مورد برداشت مذهبی شکی نیست که اختلافهائی وجود داشت و باز هم من وظیفه خودم میدانم که بگویم آن دسته سیاسی که آن موقع بوجود آمد برای اولین بار بعنوان یک دسته سیاسی علیه شاه شعار میداد . یعنی حتی توده ای ها هم در مقابل این دسته نتوانستند حرف بزنند چون یکی از اختلافیهای بزرگ این بود که آنها شعار علیه شاه میدادند و جبهه ملی بدنبال حکومت قانونی بودند . این دسته اگر حالا فکر میکنم که دیده باشید و امیدورام که تاریخچه آن بیرون بیاید و ببینید که نامه های سرگشاده ای که می نوشتند آن موقع طوری بود که می گفتند ده سال محکومش میکنیم و آنها دلشان از یک نامه سرگشاده میلرزید . البته همان موقع هم بین استادان اصلی این گروه ( که البته استاد نسبت به من ) اختلافهائی بود که آن اختلافات همچنان ماند و بعدها هم متاسفانه ماند و حیف شد ما چه نیروی جالب عظیم موثر داشتیم در انقلاب و اتفاقا همین تکه که الان احتمالا بین من با آن برادران اختلاف هست همین مانع آن هماهنگی شد . شاید من اینجا بنا نداشتم از آن دفاع کنم ولی حالا میگویم که این مساله حکومت لائیک را آنها مطرح کردند با اینکه عده زیادی از مردم هم حاضر باشد این به تعبیر یکی از دوستانمان میتواند تنها مشخصه این قانون اساسی با قانون اساسی قبلی باشد یعنی آن جوهره انقلاب اسلامی ایران است ( یکی از نمایندگان – یک نکته مبهم مانده است که فرمودید آنها لائیک بودند آنها چه کسانی بوده اند ؟ )

رئیس- بنویسید بدهید .

رجائی ( نخست وزیر ) – لائیک جبهه ملی بود ، آن برادران تا آخر همچنان به اسلام استوار و معتقد ماندند و اگر آن اختلافهای ظاهری یا عمیق نبود همچنان ما میتوانستیم همواره همگی در اداره انقلاب در خدمت اسلام باشیم من نمیدانم این توضیحات کافی بود مبادا من متهم بشوم به اینکه در خدمت اقلاب و اسلام نیستم . هستم ؤ مساله در آن شکل دیگری است که . . .

رئیس- هر سوالی را نمیشود برای آن اینقدر وقت صرف کرد .

رجائی ( نخست وزیر ) – این طرز حرف زدن من یک وقتی . . .

محمد شبستری – بفرمائید به سوالات اساسی تر پاسخ بدهند . رئیس- بلی ، سوالاتی که به کابینه مربوط است .

رجائی ( نخست وزیر ) – البته به نظر من به این سوالی که جواب دادم یکی از اساسی ترین سوالات است وحتی هنوز هم معتقدم که جواب کافی به این سوال داده نشده است و کسانی که در سیاست داخلی ایراد گرفته اند بخاطر این است که این سوال را متوجه نیستند کسانی که پیشنهاد جبهه ای حکومت کردن درعین داشتن رهبر در یک حکومت مکتبی این پیشنهاد را میدهند بنظرمن دقیقا این مساله برایشان روشن نیست وخیلی از مسائل دراین پاسخ بنظرم روشن میشود.

برادرمان آقای محمدی اسم آن مدرسه ای را که آن مطلب را ازآنجا آورده بودند، آورده اند ومن لازم میدانستم که بگویم ولی آن پرسشنامه یعنی آن مصاحبه ، بخشی است از یک مصاحبه ومن نه متن آن را دیده ام ونه کلانفی میکنم آنچه که آموزش وپرورش ترسیم کرده است مساله فرد نیست واکر یک کسی یک جائی کرده باشد من نفی نمیکنم وان شاءالله که دنبال میکنم قبلا هم به این رسیده ام.

درمورد مدبر بودن وزارء بنظر من توضیح کافی داده شدومن امیدوار هستم که خداوند مارا دراین تجربه پیروز کند براردان وخواهران آنهائی که قبلا عمل کرده اند بدلائل مختلف به سراغشان رفتم اگر از افرادی که هنوز وزیر نبودند استفاده میکنم این یک پایه هائی و مقدماتی دارد . بله اینها تا حالا وزیر نبودند ولی درآنجائی که بودند درست کارکرده اند ودراین زمینه تحقیق کرده اند وامیدوارم که خداوند توفیق ادامه خدمت را درسطح بالاتر بدهد.

درباره تغییر وزارء که هم دراین سوال است و هم برادرمان جعفری مطرح کردند ممکن است که درباره وزیر کار توجه داشته باشیم وزیر کار درمجموع کارش مثبت بوده است ومساله ایکه پیش آمداین بود که درشورای انقلاب ضاهرا مفصل بحث شده بود ومن با یکی از صاحبنظران هم که مشورت میکردم این طوری گفتند که صنایع برای یک وزارتخانه سنگین است وباید به دو وزارتخانه تبدیل بشود یکی صنایع سیک باصطلاح آن برادر ویکی صنایع سنگین ومعادن حالا چراآقای نعمت زاده را برای صنایع سبک آورده ام برای اینکه من در شورای انقلاب هم که در جلسه هیات دولت شرکت میکردم در ایشان یک عشق خاصی میدیدم در براه انداختن این کارگاه ها وما همیشه میگفتیم که شما از کارخودت هم پایت را آنظرف تر میگذاری وراه انداختن کارخانه ها که کار وزارت کارنیست ومن دراو هم جوهره اش رامیدیدم و هم سوزش را میدیدم وهم اینکه درمشورت به این جا رسیدم که ایشان درراه انداختن صنایع غیرسنگین ، اتفاقا با توجه به همان اطلاعاتی که در زمینه کارگری دارد تنها مساله اش مساله مدیریت است از نظر فنی ، ومساله کارگری برایش حل است این است که آقای دکتر احمدزاده مامور تشکیلات دادن به وزارت صنابع وذوب و معادن خواهند شد این است که من جای ایشان را تغییر ندادم چون ایشان از نطر تخصص این قدرت را دارند که این رشته را که خیلی بیشتر از هرجای دیگر به تخصص وعلم احتیاج دارد عهده دار باشند موارد دیگرش را هم خودم تعهد میکنم گرچه درگذشته خیلی دور از ایشان گله هائی باشد ولی در گذشته نزدیک من از جهادسازندگی تحقیق کردم و ایشان تا آنجائیکه من تحقیق کردم در تفاهم بودند خوب برادری که اصرار دارند میفرمایند من سوالهای اساسی کردم من سوالهای ایشان را خواندم فکر میکنم که جواب داده باشم سوالی که عمدتا میشود این است که دراین برنامه ها ازچه شیوه ای میخواهد استفاده کنید خوب من نوشتم که درامنیت از ارشاد وقاطعیت استفاده میکنیم . تکیه میکنیم بر نیروهای مردمی و انقلابی شکی نیست که بنظر ما مواجه شدن بایک مشکلی که درآن انسان وجود داشته باشد . تنها قاطعیت بمعنای اینکه قوانی را خشک اجرا بکنیم کارگشا نیست . منهم خوب میدانم که سازمانهای سیاسی اگر نسبت به موضع گیری ما روشن نشوند قطعا اینها دست از کارشان برنمیدارند. حالا تا چند روز ظاهر عمل میکردند از آن به بعد تشکیلات مخفی میدهند بنابراین من دقیقا به ارشاد معتقد هستم منتها همان طوری که اکثرا میدانیم ارشاد هم بمعنای خاص کلمه است در برخورد سیاسی یعنی اگر مابا یک گروهی که تفکرخاص دارند ودرحال توطئه است روبرو میشویم اگر بتوانیم بنیادهای فکری آن را روشن کنیم ورهبران ویا پیروانشان را به بی پایه بودن یا باطل بودن اصل نظریه رهنمود کنیم قطعا موفقیتمان خیلی بیشتر خواهد بود. شکی نیست که اگر نشد آنجاست که احتیاج به قاطعیت است . همچنان که دربسیاری از موارد عمل شد سوال شد ‹‹ آیا درباره فعالیت گروههای سیاسی طرفدار انحلال آنها هستید یا معتقدید که باید دولت با تقدیم لایحه ای به مجلس حدود وموازین فعالیت آنها راقانونا محدود کند . و آنها درحدود قوانین آزادی عمل داشته باشند›› من جواب این را قبلا دادم که من به قانون اساسی قطعا هم معتقدم وآن را ملاک عمل خودم قرارمیدهم.قانون اساسی هم در اینمورد نظر صریح دارد. سوال شده ‹‹ آیا بنظر شما نهادهای انقلابی در ماهیت چیزی غیراز قوای سه گانه میباشد که دربند ۲ برنامه های سیاست داخلی آنها را مستقل ذکر کرده ای . بااینکه معتقد هستید که این نهادها نیز باید بخشی ازقوای سه گانه ودرآینده دراین قوا ادغام شوند.››

این را هم توضیح دادم هیچوقت معتقد به ادغام اینها درارگانهای اصلی نیستم منتها نظرم را عرض کردم .در آموزش عالی وفرهنگ وهنرقبلا فکر میکردیم که همینطوری ساده است و میشودفرهنگ وهنر را از آموزش عالی گرفت وداد به ارشاد .این کارممکن نشد به دودلیل یکی اینکه گفتند اینکه ما فرهنگ وهنررا به آموزش عالی دادیم این خودش یک قانون دارد تصویب نامه شورای انقلاب دارد . دوم اینکه تا همین حالا مقدار زیادی دراین زمینه کارشده وتواگر الان این رابرگردانی وببری ارشاد آن کارها نیمه کاره است هم ازاصلی آن مانده هم به هدف مطالعه میخورد. بنابراین فعلا برنامه این است که درهمانجا بماند ولی قطعا بآن شکل وباآن سرعت نخواهد بود حتما حرکتی سریع ترخواهد داشت وبدون تردیدآن هنری که اتفاقا درآموزش وپرورش من به کمک بعضی ازبرادران متعهدی که ازمن هم خیلی راضی نیستند درآنجا شروع کردم ونمونه هائی هم آنها داده اند وامیدوارم که همچنانکه همه ما دلمان میخواهد فرهنگ وهنراسلامی بمعنای واقعی آن درجامعه ما رشد کند وما همچنانکه درهمه زمینه ها داشتیم درزمینه فرهنگ هم آن دیداسلامی واقعی را بتوانیم ان شاءالله معرفی کنیم .

رئیس- دوستان بیرون تشریف نبرند چون مجلس ممکن است از اکثریت بیفتد وضمنا ما به افرادی که در راهروها هستند گفتیم بیایند وبرای رای گیری آماده باشد.

نخست وزیر- عرض کنم ، اینکه گفتم بیست دقیقه وقت میخواهم برای جواب دادن به سوالاتی که بمن رسیده بود. درحال حاضر من چنددقیقه ای نسبت به کلی مساله حرف دارم و یک مقدار هم سوال کرده اند که فکرمیکنم من درحین جواب دادن به این سوالات بازهم تعدادی سوال داشته باشند اگر مجلس اجازه بدهد من آن کلیات را عرض کنم وبرادرانی که جواب سوالشان را نگرفته اند خودشان اظهارکنند.

رئیس- سوالات را نگاه کنید سوالاتی را که تکراری است جواب ندهید .آن چیزهائی را که بهرحال مسائل اصولی است ومربوط به کابینه است بفرمائید.

رجائی – عرض کنم که ازهمه نمایندگان محترم که در رابطه باکابینه صحبت کردند چه مخالف چه موافق ازهمه آنها تشکرمیکنم. ازخدا میخواهم که آنچه راکه دربارة من گفته اند بعنوان مثبت خداوند توفیق بدهد که بآنها برسم هم من وهم همه اعضای کابینه. ونیزازخدامیخواهم معایبی راکه گفتند یاملاحظه کردند ونگفتند خداوند توفیق بدهد که من آن معایب را از خودم وبرادرانم درکابینه ازخودشان دورکنند. موقعی که مخالفین صحبت میکردند اتفاقا با مخالفین همانطوریکه خودشان هم گفتند سوابق طولانی داشتم وکاملا احساس میکردم که دریک جوکاملا آرامی هستیم وصحبت میکنیم مخصوصا یکی از برادران درضمن صحبت اصلا من را ازمجلس وهمه اینها برد بیرون واحساس کردم که باز یکی ازجلسات ۲۰سال پیش تشکیل شده ویک چنین انسان مخلص باصفای واقعا روح بخشی که بخش عمده ای ازمعنویات خیلی از افرادی که با ایشان درارتباط بودند دقیقا ازایشان اخذشده یک جنین جلسه ای تشکیل شده .اما دست مثل آب روانی که دریک جوی حرکت میکرد من میدیدم که این آب روان پاک دربعضی جاها برخورد میکند به نقاطی که من دقیقا آن نقاط را متوجه میشدم ونگران که حیف ازاین برداشت وبرخورد وموضعگیری وسط آن یک چیزهائی است که من دقیقا نسبت به آن چیزها حساسیت دارم .یادداشت کرده بودم ولی بقیه دوستان آمدندویادداشت رادرحقیقت پاک کردند .بلی همانطوریکه فرمودندنان وآب رادیگران هم درست میکنند .دیگران کی هستند. اگر دیگران هم مسلمان هستند دیگران نیستند .اگر مسلمان نباشد ماحتی به خاطراینکه میخواهند آب ونان راهم درست کنند باآنها مبارزه میکنیم .دیگران چه کسانی هستند(نمایندگان –الله اکیر،الله اکبر،الله اکبر،خمینی رهبر،مرگ برمنافقین ) بلی اینطورمیگویند که اگرتونان وآب آنهارا درست نکنی آنها یک انقلاب دیگر خواهند کرد . خوب برادر ، استاد بزرگوار آیا واقعا راجع به مسائلی که در جامعه میگذرد این جمله ها را تطبیق بدهیم اینکه گروه مشخصی یا گروههائی هستند که نسبت به اصل انقلاب ما تردید دارند یعنی نسبت به آن مقدماتی که شما قبول دارید . میگویند این قیام است این شورش است تا جائیکه شما خودتان قطعا با این مساله موافق نیستید بنابراین ان مقدمات که گفتید خوب حالا شما میگوئید که اگر تو درست نکنی یک انقلاب دیگر میکند . چه میشود این جمله . آیا ما در یک جامعه سالمی داریم صحبت میکنیم ؟ آیا جمعی هستیم که همه یک حرف و یک هدف و یک مساله داریم . خوب اینجاست آنجائی که آدم احساس میکند که واقعا حیف شده . حیف ، حداقل من که باید از این برادر حداکثر استفاده را بکنم از آن لحظه فکرم عوض شد نه اینکه نسبت باین استاد عزیز گرامی که بفکر جواب باشم . همچنین همه برادران دیگر برادری که نسبت به برنامه انتقاد کردند و گفتند برنامه را پس بگیر خصوصی هم به من گفته بودند من اتفاقا آنجا خصوصی هم گفتم یعنی همان حرفی که در عموم گفتم که این برنامه وحی منزل نیست . ( یکی از نمایندگان – با رای قانونی میشود ) اتفاقا آمادگی کامل هست . این برنامه غلط نیست . این برنامه ناقص است این برنامه ریز ندارد . حالا چقدر اینها را من قبول دارم یا نه این یک بحث دیگر است این برنامه زمان بندی ندارد اتفاقا اینهم که فرمودند زمان بندی دارد و کوتاه مدت ، دراز مدت آنهم زمان بندی نیست . آنهائی که بدنبال زمان بندی هست این را که در مورد همه برنامه میشود گفت . میشود گفت کوتاه مدت . بلند مدت نه منظور این است که من اینجا بنویسم که در فاصله سه سای آینده بیکاری را از بین میبرم این است چیزی که شما میتوانید بآن متکی باشید و من را در مجلس حاضر کنید و بگوئید که از این سه سال دو ماه آن گذشته چه کرده ای ؟ اما اینکه من میگویم کوتاه مدت ، چقدر است کوتاه مدت ؟ اگر عمر حضرت نوح را حساب بکنید دو نسل از ما گذشته هنوز به کوتاه مدت نرسیده ایم . اگرنه ، خوب این برنامه مدت ندارد اما من دقیقا درباره هر یک از مواد این برنامه تکمله ای اصلاحی ، پیشنهادی چیزی داشته باشید من دقیقا هم در جلسه خصوصی عرض کردم هم اینجا اعلام میکنم که این مطالب چیزی نیست که از من بخواهید که تو حتما این کار را بکن و این برنامه را پس بگیر . نه همانطوریکه بعضی با این برنامه آنهم باز تکرار میکنم ندیدم کسی را که بگوید آقا تقسیم عادلانه درآمد ملی غلطاست . ندیدم کسی این حرف را بزند جز اینکه اشکالات بیشتر در حواشی این مطالب بود . اگر ره حلی باشد ، راهنمائی باشد من آن موقع هم که وزیر آموزش و پرورش بودم با بعضی از این گروهها تماس گرفتم . یعنی خودم رفتم در کلوپ آنها گفتم برادر ما که تو را خیلی وقت است میشناسیم و مسلمان هم هستیم تو راجع به آموزش و پرورش برنامه ای داری ؟ گفت برو نوشته های ما را بخوان هر چه از آن تو در آوردی ، این چیزی است که یکی از برادرانم گفت گفتم شکی نیست اگر کسی برنامه مفید بحال مملکت داشته باشد دقیق ، زمان بندی شده ، ریزدار و مشخص و پاشیده . آن وقت می آید اینجا در مجلس ( وقول میدهم . البته احتیاجی نیست این حرف را بزنم ) در زمان بسیار کوتاهی تصویب میشود همه هم در خدمت آن برنامه خواهیم بود . حرف آخر من این است . امیدوارم که خداوند آنچنان توفیقی بدهد که این آخرین دفعه ای نباشد که من اینطور مخلصانه ، متواضعانه در مقابل نمایندگان محترم قرار میگیرم و تقاضای راهنمائی و تعهد همکاری میکنم . این همچنان ادامه خواهد داشت شما هم ان شاء الله با من همان ارتباط را خواهید داشت که من اعلان کردم که فرزند مجلس هستم . حتما روی هر بهانه ای و یا هر اشکال جزئی هیچ خانواده ای فرزند خودش را عاق نخواهد کرد و خداوند بمجلس صبر رحمه اللعالمین را عطا کند که اگر خدای نکرده حالت یونس را عطا بکند همه در شکم ماهی فرو خواهیم رفت . موفق باشید . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته .

عده ای از نمایندگان – وزراء را معرفی کنید .

رئیس- اقای رجائی وزراء حاضر را معرفی کنید .

بیانی – بنده تقاضای شرکت یک وزیر مشاور از اهل تسنن را در کابینه آقای رجائی کرده بودم خواهش میکنم در این مورد توضیح بفرمایند .

رجائی – سوالتان مربوط به دیروز است شما عضو مجلس هستید یک لایجه تهیه کنید من خواهش میکنم اجازه بدهید این مساله را ما چون بعدا معتقد هستیم که امروز جای طرح آنچه که مورد اختلاف هست نیست که مجلس باتمام قوا بسمت تفاهم هست حضور خود برادر عزیزمان در این مجلس یکی از نمونه های کوچکی است که جمهوری اسلامی در این رابطه معتقد است و عمل میکند و برادران دیگری هم که با جنابعالی هستند ، یک لایجه تنظیم میکنید مجلس تصویب میکند آنچه را که دیروز جنابعالی در جلسه خصوصی یعنی در جلسه غیر علنی فرمودید و همانطور که حضورا هم خدمتتان عرض کردم شخصا با پیشنهاد مخالف نیستم .

رئیس- بفرمائید راجع به اهل سنت چه پیشنهادی دارید .

رجائی – بله پیشنهادی بود که در کابنه به یک شکلی یا بصورت مشاور یا یک وزیر در رابطه با مسائل خاص برادران اهل تسنن زیرا که در مسائل عام کشوری که اهل تسنن و تشیع حتی مساله مسلمان و غیر مسلمان و اینها نداریم اگر قرار باشد یک جائی برق کشیده شود نمی گوئیم انهائی که شیعه نیشتند چمشهایشان را ببندند که از روشنی استفاده نکنند این ان شاءالله قطعا هست و توجه هم هست در مورد مسائل خاص از قبیل قضاوت که فرمودید از بقیه مسائل که شما بهتر حاضرالذهن هستید قطعا من اعلام میکنم دولت آمادگی کامل دارد که هر تصمیمی را که مجلس بگیرد در این زمینه قطعا با صمیم قلب و با اعتقاد قلبی عمل کند راهش هم این است که جنابعالی یک طرحی تهیه کنید و قطعا مجلس هم تصویب میکند .

رئیس- البته

رجائی – ان شاء الله ، عرض کنم که برادرمان مهندس کلانتری وزیر راه و ترابری هستند که قبلا هم ایشان را می شناختید (‌نمایندگان – بیایند پشت تریبون که ایشان را بشناسیم ) آقای مهندس تشریف بیاورید .

رئیس- آقایان وزراء تشریف بیاورند پشت تریبون و از اینطرف بروند سرجایشان بنشینند .

رجائی – برادرمان دکتر عارفی وزیر آموزش عالی ، برادرمان دکتر منافی وزیر بهداری برادرمان مهندس گنابادی وزیر شهرسازی و مسکن هستند برادرمان عباس پور وزیر نیرو هستند ، برادرمان دوزدوزانی وزیر ارشاد هستند ، برادرمان فیاض بخش وزیر مشاور و بهزیستی برادرمان دیگر در مسافرت دستجمعی بودند باینجهت موفق نشدم که آنها را بخدمتتان بیاورم .

رئیس- خوب شما اگر مطلب دیگری ندارید ما برنامه خودمان را شروع کنیم ، خیلی متشکر جناب آقای رجائی از صحبت های شما استفاده کردیم . ما باید بلافاصله وارد رای گیری بشویم منتها یک اعتراض بمن شده است که من آن اعتراض را با عذرخواهی از مجلس عرض میکنم دیروز نامه ای تهیه شده بوده با صد و سیزده امضاء و از من خواسته بودند که در مجلس مطرح کنم که جناب آقای بنی صدر رئیس جمهور را دعوت کنیم به مجلس برای اینکه در مورد مسائلی که در سخنرانی شان بود ، اینجا با هم صحبت کنیم من بدلیل اینکه در جلسه بحث کابینه بود و مطرح کردن این موضوع نیاز به بحث بعدی دارد چون باید در مجلس تصویب بشود و نیاز دارد که موافق و مخالف روی آن صحبت کنند نمی توانستم اینرا وارد بحث بکنم عذر من از لحاظ قانونی کاملا روشن است البته قول میدهم در اولین فرصت که جلسه ای داشتیم که به مسائل بعدی بپردازیم اینرا من جزو دستور قرار بدهم و نامه دیگری آمده با امضاء .

یکی از نمایندگان – نوشته اند احضار شد .

رئیس- احضار نه چون تصویب نشده .

یکی از نمایندگان – روزنامه نوشته احضار شده .

رئیس- بیخود نوشته اند از همین تریبون من دارم میگویم که هنوز در مجلس تصویب نشده البته اکثریت یعنی صدوسیزده نفر امضاء کرده اند و اما باید در مجلس مطرح بشود بحث بشود ممکن است در بحث اکثریت از امضائ شان برگردند و باید تصویب بشود این بحث نشده هنوز . بنابراین احضارش درست نیست . مساله بعدی در رای گیری که خوب خیلی هم احتیاجی به پانزده امضاء نداشتیم چون در آئین نامه میگوید هم میتوانیم برای تک تک وزراء رای بگیریم و هم میتوانیم بطور دستجمعی رای بگیریم ولی عده ای پیشنهاد کرده اند که بطور دستجمعی باشد یکدفعه با کابینه و برنامه باشد البته مطلب هم روشن است ما اگر بخواهیم چهارده دفعه رای جداگانه آنهم با ورقه و علتی بگیریم یعنی هفت ساعت لااقل وقت رای گیریمان طول میکشد ، اگر بین آن معطلی نداشته باشیم .

یکی از نمایندگان – مهم نیست ولی تک تک باشد آقا . . .

رئیس -وراجع به مساله کابینه هم بازپیشنهادهائی آمده که راجع وزراء‌ وکلیات برنامه رای بگیریم که درجزئیاتش وارد نشویم کلیاتی که زیاد هم رویش بحث نیست حالا این بسته بنظر آقای رجائی است اگر موافقت کنند.

یکی از نمایندگان- نمیشود گفت چه چیز کلی است وچه چیزجزئی است .

رئیس-بله البته تشخیص کلی وجزئی یک مقدار مشکل است که چه چیز کلی است وچه چیزجزئی اما برای اینکه بحث زیادی پیش نیاوریم همین مجموعه ای را که آقای رجائی به مجلس عرضه کردند همین را به رای میگذاریم تاببینیم نتیجه آن چه میشود.

یکی ازنمایندگان- سوال هست .

رئیس- سوال که خیلی بود ایشان سوال ها رادیدند وآنها را که فکرکردند تکراری کنارگذاشتند.

یکی ازنمایندگان - همه این وزراء راشورای انقلاب تصویب نکرده .

رئیس- درمورد آن وزراء من یک توضیحی بدهم وزراء مشاور مثلاوزیر مشاور وسرپرست بهزیستی درشورای انقلاب تصویب شده است.

موسوی تبریزی -اجازه بدهید من سوالی دارم .

رئیس- اجازه بدهید شما چطورهمیشه دستتان بلند است اول هم شروع میکنید به صحبت بعد دستتان رابلند میکنید.

موسوی تبریزی- طبق قانون اساسی برخود وزراء رای اعتماد میگیرند نه برمقامشان.

رئیس- خیلی خوب نیست به وزراء رای میگیریم ولی درمورد اینکه نسبت به برنامه هم رای گرفته شود درقانون اساسی نفی نکرده اند درمورد آن دو نفرمشاور رویه و تاریخ نشان میدهد که از زمان کابینه قوام تابحال این بوده که درهمه کابینه ها وزیر مشاور بوده آقای آیت تحقیقی کرده اند ومن به اداره قوانین اینجا هم گفتم نگاه کردند رویه این بوده ودرقانون اساسی قدیم هم این مضمونی که در قانون اساسی جدید ما هست وجود دارد درمادة ۶۲ قانون اساسی قدیم هم این قید رادارد که همین جوری نمیشود یک وزیررا منصوب کرد احتیاجی به تصویب دارد بنابراین رویه دوران گذشته ورویه دولت موقت وشورای انقلاب دراین یکسال ونیم آقای مهندس بازرگان وبعد شورای انقلاب چند تاوزیرمشاور درکابینه داشتند حالا اگر آقایان روی قید اجرائی آن یا این چیزهایش خرف دارند که مثلا اجرائی نباشد یا مثلا آن صنعت فولاد فلان نباشد آنها بحث دیگر است ولی وزیر مشاور یک رویه بوده وشما اگر الان ازما بخواهید هریک ازآن سمت های وزارت دیکر قانونش کدام است ممکن است ما یک قانون معینی آماده نداشته باشیم بشما ارائه بدهیم به اضافه اگر مجلس الان تصویب بکند این وزارت را واین مشاوره را خود این تصویب آن هم هست کمااینکه عمل شورای انقلاب خودش تصویب بشود .

محمد یزدی -بخصوص بنا شد که نظام کلی بعد مطرح بشود.

رئیس- بله آنرا هم بعد مطرح میکنیم ، بنابراین من فکر میکنم آقایانی که درمجموع میخواهند روی این کابینه رای بدهند باشرائطی که ماداریم واقعا من گاهی تنها که میشوم بین خورم وخداگاهی احساس شرمندگی میکنم که ما واقعا شرائطی داریم همین حالا آن وزراء تکلیفشان معلوم نیست ما به این بحثها بپردازیم چه میشود چه نمیشود با اینکه میتوانیم با رویه وبا این طور چیزها توجیه قانونی بکنیم برویم دنبال این مسائل این مسائل را تمام میکنیم روی این حرفها خیلی الان بحث نکنیم بنابراین اگر مجلس حرفی ندارد ماوارد رای گیری بشویم.

چندنفر از نمایندگان - رای بگیرید.

رئیس -خوب میدانید که رای با ورقه است وعلنی .

حسینعلی رحمانی -اخطارقانونی دارم .

رئیس- البته ما اخطار قانونی شما را معمولا دیده ایم که خیلی هم اخطار نبود ، آقای حسینعلی رحمانی بفرمائید.

حسینعلی رحمانی -اصل هفتادم قانون اساسی دلالت میکند براینکه وزرا میتوانند مشاور داشته باشد.

رئیس- چه ؟

حسینعلی رحمانی -وزرا، میتوانند مشاور داشته باشند پس مشاور پیش بینی شده است درقانون اساسی (خنده نمایندگان )

رئیس- بله یعنی کمکی کردید شما .

حسینعلی رحمانی -رئیس جمهور ، نخست وزیر و وزیران به اجتماع یا به انفراد حق شرکت درجلسات علنی مجلس را دارند ومیتوانند مشاوران خود را همراه داشته باشند.

رئیس- خیلی متشکر آقای رحمانی ، حضار یکصدو نود وهفت نفرهستند البته ممکن است بعضی ازآقایان باشند که اعتبارنامه شان تصویب نشده باشد ، اگر کسی هست که اعتبارنامه اش تصویب نشده قیام بکند که ما ببینیم .

منشی -آقای بهروزیه .

رئیس- آقای بهروزیه هم که حضور ندارند آقای مهیمی هم اعتبارنامه شان تصویب نشده است .

خزاعی -آقای هاشمی رای به کل برنامه میگیرید یا به هیات وزیران.

رئیس-‌روی کل برنامه ، حالا شما به روح رای بدهید در کار اینها خیلی تفاوتی ندارد قانون اساسی چنین گیری برای ما ندارد و ما هم برای تعویض این برنامه آنقدر معطل نمیشویم . ما که مجموعه این کابینه را قبول داریم جدا کردن آن قدری مشکل است آقای خزاعی آئین نامه میگوید این رای گیری رای اعتماد به برنامه دولت هم هست .

یکی از نمایندگان – آقای هاشمی فقط به دولت است .

رئیس- خیلی خوب پس دیگر راحت تر است پس آقایان با توجه به برنامه رای اعتماد بدولت میدهند دیگر این یک مقدار از این دغدغه های خاطر را هم برطرف میکند . بترتیب اسامی را میخوانند آقایان بلند بشوند بیایند و کارتهائی را بیاورند که اسمشان پشتش نوشته شده است . حضار یکصد و نود و نه نفر هستند و دو نفر اعتبارنامه شان تصویب نشده است .

اخذ رای بعمل آمد و نتیجه آن بشرح زیر اعلام شد[ویرایش]

رئیس- نتیجه استخراج آراء درباره کابینه جناب آقای رجائی .

عده حاضر در مجلس یکصد و نود و سه نفر بودند که دو نفرشان حق رای نداشتند آنهائی که رای داده اند یکصد و نود و سه نفر هستند بعضی از آقایان رای ممتنع شان را باینصورت داده اند که در رای دادن شرکت نکرده اند عده موافق یکصد و شصت و نه نفر ( تکبیر حضار ) آقایان صبر میکردید ما نتیجه را بخوانیم بعد تکبیر می گفتید عده مخالف چهارده نفر و عده ممتنع ۱۰ نفر من ضمن ابلاغ رسمیت یافتن کابینه جناب آقای رجائی این آیه شریفه را به مبارکی و میمینت میخوانم که یادشان بیاید .

اعوذبالله من الشیطان الرجیم ، الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا . ( تکبیر حضار )‌.

رای گیری و موافقین ومخالفین[ویرایش]

رئیس- امروز به مبارکی و میمنت کابینه آقای رجائی از خواندن اسامی غائبین دو جلسه اخیر صرفنظر میکنیم و تاریخ تشکیل جلسه بعدمان روز یکشنبه ساعت نه صبح و برنامه جلسه پیشنهادی است از طرف کمیسیون امور خارجه و برنامه ای بود که تهیه کرده بودند در جواب نمایندگان کنگره امریکا و پیشنهادی راجع به هیاتهای اعزامی به خارج که اینها مجموعا برنامه هائی است که کمیسیون خارجه به ما داده است و مطلب دیگر نامه ای است به آقای رئیس جمهور که بموجب آن ایشان به مجلس دعوت شده اند ضمنا فردا ساعت یازده صبح جلسه روسای کمیسیونها است . جلسه ختم میشود .

( اسامی موافقین ، مخالفین ،‌ممتنعین کابینه آقای رجائی بشرح زیر است )‌

موافقین : محمد جواد شرافت – غلامرضا حسنی بزرگ اباد – کاظم نوروزی – عبدالوهاب قاسمی – محمد امین سازگار نژاد – میریونس عرفانی – بهاء الدین علم الهدائی – محمد حسین چهرگانی انزابی – محمد امامی کاشانی – سید حسن شاهچراغی – علی موحدی ساوجی – سید محمد باقر حسینی لواسانی – مظاهر حق شناس کودهی – ابوالقاسم اخوتیان – سید اکبر پرورش – حسن فریدون روحانی – فتحعلی صاحب الزمانی – سید سجاد حججی – قاسم صادقی – سید محمد تقی حسینی طباطبائی – محمد تقی بشارت – سید علی خامنه ای – محمد علی نژاد سارخانی – علی اکبر ولایتی – لطیف صفری – مرتضی فضلعلی – محسن رهامی – سید محمد خاتمی – علی اکبر معصومی – سید ابوالحسن حسینی – محمد جواد حجتی کرمانی – محمد فاضل – عباس ابوسعیدی منوچهری – میاکبر غفاری قره باغ – محمد حسین سلمانی زارجی ( رحیمی ) سرگون بیت اوشانا – اسدالله عالی پور – محمد جواد رجائیان – مرتضی کتیرائی – فرج الله واعظی – محمد یزدی – محمد تقی رنجبرچوبه – محسن سیدین – احمد ملازاده – سید عباس ابوترابی فرد – سید احمد مصطفوی کاشانی – احمد عطاری – عباس مظفر – ابوالقاسم وافی – علی ملکوتی – حسن ابراهیم حبیبی – حسین حسینی واعظ – سید محمد احمدی فروشانی – قهرمان رحمانی – علی محمد بشارتی جهرمی – محمد علی منتظری نجف آبادی – غلامعباس زایری – مصطفی فومنی حایری – سید محمد کاظم دانش – علیرضا چراغزاده دزفولی – سید هاشم حمیدی – اسدالله کیان ارثی – عبدالحمید آقا رحیمی – عبدالکریم شرعی – قدرت الله نجفی – غلامرضا دانش – محمد حسین صادقی – محمد نوروزی – سید محمد میلانی حسینی – صمد شجاعیان – غفور صادقی گیوی – محمد فرض پور ماچیانی – رحمن استکی – مولوی نظر محمد دیدگاه – محمود مروی سماورچی – اسماعیل فردوسی پور – علی هاشمی سنجانی – مرتضی محمودی – عبدالرضا اسدی نیا – عبدالواحد موسوی – منوچهر متکی – قربانعلی دری نجف آبادی – حبیب الله عسکر اولادی مسلمان – عطاء الله مهاجرانی – کامل عابدین زاده – محمد علی موحدی – مرتضی الویری – سید احمد زرهانی – شکرالله زینعلی – محمد علی حیدری – فضل الله صلواتی خوزانی – مهدی نصیری لاری – غلامحسین حقانی – جواد شیرازیان – علی اصغر باغانی – صباح زنگنه – بهرام تاجگردون – مهدی کروبی – مجید انصاری – محمد غفاری سید ابوالفضل رضوی اردکانی – محمود رضائی هنجنی – محمد جواد باهنر – عبدالحمید دیالمه – محمد رضا باباصفری – زمانی – اسدالله بیات – سید حجت کشفی – احمد علیزاده – محمد علی هادی نجف آبادی – سید ابوالحسن حایری زاده – میربهزاد شهریاری – محسن مجتهد شبستری – اسماعیل رفیعیان – شهاب محمودی سرتنگی – سید رضا پاک نژاد – محمد خزاعی – علی قائمی امیری – شمس الدین حسینی – عباس حیدری – محمد هادی عبدخدائی – عباس عباسی – محمد باقر محی الدین انواری – عمادالدین کریمی بیژنی نژاد – علی ارومیان اسماعیل معزی – احمد توکلی – سید نورالله طباطبائی نژاد – ایرج صفائی دزفولی – علی اکبر ناطق نوری – سید ابوالفضل سید ریحانی ( موسوی ) – حسین هراتی – جعفر جوادی شجونی – موسی زرگر – عبدالحمید معادیخواه – فواد کریمی – علی آقا محمدی – عباسعلی ناطق نوری – علیرضا یارمحمدی – محمد غلی سبحان اللهی – حسینعلی رحمانی – گوهرالشریعه دستغیب – علی حقیقت افشار – محمد حسن طیبی – یدالله دهقانی – اکبر هاشمی رفسنجانی – پرویز ملک پور – حسین کرمانی – میرزا حسن یوسفی جیردهی – حسین موسوی جهان آبادی – محمد صادق حائری – صلاح الدین بیانی – سیف الله عبدالکریم کومله – سید محمد کیاوش – فخرالدین حجازی – علی اکبر دهقان – سید احمد حسینی – سید محمد خوئینی ها – محمد رشیدیان – محمد تقی کمالی نیا- سید حسن آیت – مهدی شاه آبادی – اسماعیل فدائی – عبدالله امامی .

ممتنعین : آقایان احمد بهشتی – محمد مجتهد شبستری – ارسلان فلاح – حجت انصاری – حسین انصاری راد – هرای خلطیان – محمد شجاعی – غلامعلی شهرکی – عبدالحسین جلالی – احمد صدر حاج سید جوادی – فضل الله مهدوی زاده ( محلاتی ) .

مخالفین : آقایان احمد غضنفرپور – سید محمد مهدی جعفری – احمد سلامتیان – علی گلزاده غفوری – عزت الله سحابی – علی اکبر معین فر – کاظم سامی – رضا رمضانی خورشید دوست – مهدی بازرگان – هاشم صباغیان – محمد محمدی – ابراهیم یزدی – یدالله سحابی و خانم اعظم علائی طالقانی .

( ساعت چهارده و ده دقیقه جلسه پایان یافت )

رئیس مجلس شواری اسلامی – اکبر هاشمی رفسنجانی


ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

بعرض میرساند با توجه به موافقتی که از اول با کابینه آقای رجائی داشتم در روز اخذ رای به دولت ایشان با نظر موافق کارت خود را برداشتم بعد از اخذ رای یکی از نمایندگان گفت رای شما ممتنع بود تعجب کردم از ایشان خواستم به آزاء ماخوذه مراجعه نمایند خودم هم احتیاطا مراجعه کردم معلوم شد اشتباها کارت زرد بجای کارت سفید برداشته ام تقاضا دارم رای اینجانب را بعنوان موافق اعلام فرمائید . متشکرم .

فضل الله محلاتی ۵۹/۶/۲۰ .

[۱]

منابع[ویرایش]