حافظ (غزلیات)/ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

از ویکی‌نبشته
پرش به: گشتن، جستجو
' حافظ (غزلیات) (ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم)
از حافظ
'


ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه‌ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سِرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعه‌ی رندان نه به حرمت نوشد التفاتش به می صاف مروق نکنیم
خوش بِرانیم جهان در نظر راهرُوان فکر اسبِ سیه و زین مُغَرَّق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند تکیه آن به که بر این بحرِ معلق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ! ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم