پرش به محتوا

کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب مزامیر یعنی زبور داود

از ویکی‌نبشته

باب اول

۱ خوشابحال کسی که بمشورت شریران نرود و براه گناهکاران نایستد و در مجلس استهزاکنندگان ننشیند * ۲ بلکه رغبت او در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت او تفکر میکند * ۳ پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود که میوهٔٔ خود را در موسمش میدهد و برگش پژمرده نمیگردد و هر آنچه میکند نیک انجام خواهد بود * ۴ شریران چنین نیستند بلکه مثل کاهند که باد آن را پراکنده میکند * ۵ لهذا شریران در داوری نخواهند ایستاد و نه گناهکاران در جماعت عادلان * ۶ زیرا خداوند طریق عادلان را میداند ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد *

باب دوم

۱ چرا امّتها شورش نمودهاند و طوائف در باطل تفکر میکنند * ۲ پادشاهان زمین برمیخیزند و سروران با هم مشورت نمودهاند بضد خداوند و بضد مسیح او * ۳ که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم * ۴ او که بر آسمانها نشسته است میخندد خداوند بر ایشان استهزا میکند * ۵ آنگاه در خشم خود بدیشان تکّلم خواهد کرد و بغضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت * ۶ و من پادشاه خود را نصب کردهام بر کوه مقدّس خود صهیون * ۷ فرمان را اعلام میکنم خداوند بمن گفته است تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم * ۸ از من درخواست کن و امّتها را بمیراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید * ۹ ایشان را بعصای آهنین خواهی شکست مثل کوزهٔ کوزهگر آنها را خرد خواهی نمود * ۱۰ و الآن ای پادشاهان تعّقل نمایید ای داوران جهان متنبّه گردید * ۱۱ خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز شادی نمایید * ۱۲ پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید زیرا غضب او باندکی افروخته میشود خوشابحال همهٔ آنانی که بر او توکّل دارند *

باب سوم

۱ [مزمور داود وقتی که از پسر خود ابشالوم فرار کرد] ای خداوند دشمنانم چه بسیار شدهاندبسیاری بضد من برمیخیزند * ۲ بسیاری برای جان من میگویند بجهت او در خدا خلاصی نیست سلاه * ۳ لیکن تو ای خداوند گرداگرد من سپر هستی جلال من و فرازندهٔ سر من * ۴ به آواز خود نزد خداوند میخوانم و مرا از کوه مقدّس خود اجابت مینماید سلاه * ۵ و امّا من خسبیده بخواب رفتم و بیدار شدم زیرا خداوند مرا تقویّت میدهد * ۶ از کرورهای مخلوق نخواهم ترسید که گرداگرد من صف بستهاند * ۷ ای خداوند برخیز ای خدای من مرا برهان زیرا بر رخسار همهٔ دشمنانم زدی دندانهای شریران را شکستی * ۸ نجات از آن خداوند است و برکت تو بر قوم تو میباشد سلاه *

باب چهارم

۱ [برای سالار مغنیان برذوات اوتار مزمور داود] ای خدای عدالت من چون بخوانم مرا مستجاب فرما در تنگی مرا وسعت دادی بر من کرم فرموده دعای مرا بشنو * ۲ ای فرزندان انسان تا بکی جلال من عار خواهد بود و بطالت را دوست داشته دروغ را خواهید طلبید سلاه * ۳ امّا بدانید که خداوند مرد صالح را برای خود انتخاب کرده است و چون او را بخوانم خداوند خواهد شنید * ۴ خشم گیرید و گناه مورزید در دلها بر بسترهای خود تفّکر کنید و خاموش باشید سلاه * ۵ قربانیهای عدالت را بگذرانید و بر خداوند توکل نمایید * ۶ بسیاری میگویند کیست که بما احسان نماید ای خداوند نور چهرهٔ خویش را بر ما برافراز * ۷ شادمانی در دل من پدید آوردهای بیشتر از وقتی که غّله و شیرهٔ ایشان افزون گردید * ۸ بسلامتی میخسبم و بخواب هم میروم زیرا که تو فقط ای خداوند مرا در اطمینان ساکن میسازی *

باب پنجم

۱ [رای سالار مغنیان برذوات نفخه مزمور داود] ای خداوند بسخنان من گوش بده در تفکر من تأمل فرما * ۲ ای پادشاه و خدای من بآواز فریادم توجه کن زیرا که نزد تو دعا میکنم * ۳ ای خداوند صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید بامدادان [دعای خود را] نزد تو آراسته میکنم و انتظار میکشم * ۴ زیرا تو خدائی نیستی که بشرارت راغب باشی و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد * ۵ متکبّران در نظر تو نخواهند ایستاد از همهٔ بطالتکنندگان نفرت میکنی * ۶ دروغگویان را هلاک خواهی ساخت خداوند شخص خونی و حیلهگر را مکروه میدارد * ۷ و امّا من از کثرت رحمت تو بخانهات داخل خواهم شد و از ترس تو بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم نمود * ۸ ای خداوند بهسبب دشمنانم مرا بعدالت خود هدایت نما و راه خود را پیش روی من راست گردان * ۹ زیرا در زبان ایشان راستی نیست باطن ایشان محض شرارت است گلوی ایشان قبر گشاده است و زبانهای خود را جلا میدهند * ۱۰ ای خدا ایشان را ملزم ساز تا بهسبب مشورتهای خود بیفتند و بکثرت خطایای ایشان ایشان را دور انداز زیرا که بر تو فتنه کردهاند * ۱۱ و همهٔ متوکّلانت شادی خواهند کرد و تا بابد ترنّم خواهند نمود زیرا که ملجاء ایشان تو هستی و آنانی که اسم تو را دوست میدارند در تو وجد خواهند نمود * ۱۲ زیرا تو ای خداوند مرد عادل را برکت خواهی داد او را برضامندی مثل سپر احاطه خواهی نمود *

باب ششم

۱ [برای سالار مغنیان برذوات اوتار برثمانی مزمور داود] ای خداوند مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تأدیب مکن * ۲ ای خداوند بر من کرم فرما زیرا که پژمردهام ای خداوند مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است * ۳ و جان من بشدت پریشان است پس تو ای خداوند تا بکی * ۴ ای خداوند رجوع کن و جانم را خلاصی ده برحمت خویش مرا نجات بخش * ۵ زیرا که در موت ذکر تو نمیباشد در هاویه کیست که تو را حمد گوید * ۶ از نالهٔ خود واماندهام تمامی شب تختخواب خود را غرق میکنم و بستر خویش را باشکها تر میسازم * ۷ چشم من از غصه کاهیده شد و بهسبب همهٔ دشمنانم تار گردید * ۸ ای همهٔ بدکاران از من دور شوید زیرا خداوند آواز گریهٔٔ مرا شنیده است * ۹ خداوند استغاثهٔ مرا شنیده است خداوند دعای مرا اجابت خواهد نمود * ۱۰ همهٔ دشمنانم بشدت خجل و پریشان خواهند شد روبرگردانیده ناگهان خجل خواهند گردید *

باب هفتم

۱ [سرود داود که آن را برای خداوند سرایید بهسبب سخنان کُوش بنیامینی] ای یهوه خدای من در تو پناه میبرم از همهٔ تعاقب کنندگانم مرا نجات ده و برهان * ۲ مبادا او مثل شیر جان مرا بدرد و خرد سازد و نجاتدهندهای نباشد * ۳ ای یهوه خدای من اگر این را کردم و اگر در دست من ظلمی پیدا شد * ۴ اگر بخیراندیش خود بدی کردم و بیسبب دشمن خود را تاراج نمودم * ۵ پس دشمنْ جانم را تعاقب کند و آن را گرفتار سازد و حیات مرا بزمین پایمال کند و جلالم را در خاک ساکن سازد سلاه * ۶ ای خداوند در غضب خود برخیز بهسبب قهر دشمنانم بلند شو و برای من بیدار شو ای که داوری را امر فرمودهای * ۷ و مجمع امّتها گرداگرد تو بیایند و بر فوق ایشان بمقام اعلی رجوع فرما * ۸ خداوند امّتها را داوری خواهد نمود ای خداوند موافق عدالتم و کمالی که در من است مرا داد بده * ۹ بدیِ شریران نابود شود و عادل را پایدار کن زیرا امتحانکنندهٔ دلها و قلوب خدای عادل است * ۱۰ سپر من بر خدا میباشد که راست دلان را نجاتدهنده است * ۱۱ خدا داور عادل است و هر روزه خدا خشمناک میشود * ۱۲ اگر بازگشت نکند شمشیر خود را تیز خواهد کرد کمان خود را کشیده و آماده کرده است * ۱۳ و برای او آلات موت را مهیا ساخته و تیرهای خویش را شعلهور گردانیده است * ۱۴ اینک ببطالت آبستن شده و بظلم حامله گردیده دروغ را زاییده است * ۱۵ حفرهای کند و آن را گود نمود و در چاهی که ساخت خود بیفتاد * ۱۶ ظلم او برسرش خواهد برگشت و ستم او بر فرقش فرود خواهد آمد * ۱۷ خداوند را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت و اسم خداوند تعالی را تسبیح خواهم خواند *

باب هشتم

۱ [برای سالار مغنیان بر جتّیت مزمور داود] ای یهوه خداوند ما چه مجید است نام تو در تمامی زمین که جلال خود را فوق آسمانها گذاردهای * ۲ از زبان کودکان و شیرخوارگان بهسبب خصمانت قوّت را بنا نهادی تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی * ۳ چون بآسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشتهای توست و بماه و ستارگانی که تو آفریدهای * ۴ پس انسان چیست که او را بیاد آوری و بنیآدم که از او تفقد نمائی * ۵ او را از فرشتگان اندکی کمتر ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سر او گذاردی * ۶ او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی و همهچیز را زیر پای وی نهادی * ۷ گوسفندان و گاوان جمیعاً و بهایم صحرا را نیز * ۸ مرغان هوا و ماهیان دریا را و هر چه بر راههای آبها سیر میکند * ۹ ای یهوه خداوند ما چه مجید است نام تو در تمامیِ زمین *

باب نهم

۱ [برای سالار مغنیان بر موت لبین مزمور داود] خداوند را بتمامی دل حمد خواهم گفت جمیع عجایب تو را بیان خواهم کرد * ۲ در تو شادی و وجد خواهم نمود نام تو را ای متعال خواهم سرایید * ۳ چون دشمنانم بعقب بازگردند آنگاه لغزیده از حضور تو هلاک خواهند شد * ۴ زیرا انصاف و داوریِ من کردی داورِ عادل بر مسند نشستهای * ۵ امّتها را توبیخ نمودهای و شریران را هلاک ساخته نام ایشان را محو کردهای تا ابدالآباد * ۶ و امّا دشمنان نیست شده خرابههای ابدی گردیدهاند و شهرها را ویران ساختهای حتی ذکر آنها نابود گردید * ۷ لیکن خداوند نشسته است تا ابدالآباد و تخت خویش را برای داوری برپا داشته است * ۸ و او ربع مسکون را بعدالت داوری خواهد کرد و امّتها را براستی داد خواهد داد * ۹ و خداوند قلعهٔ بلند برای کوفتهشدگان خواهد بود قلعهٔ بلند در زمانهای تنگی * ۱۰ و آنانی که نام تو را میشناسند بر تو توکل خواهند داشت زیرا ای خداوند تو طالبان خود را هرگز ترک نکردهای * ۱۱ خداوند را که بر صهیون نشسته است بسرایید کارهای او را در میان قومها اعلان نمایید * ۱۲ زیرا او که انتقام گیرندهٔ خون است ایشان را بیاد آورده و فریاد مساکین را فراموش نکرده است * ۱۳ ای خداوند بر من کرم فرموده بظلمی که از خصمان خود میکشم نظر افکن ای که برافرازندهٔ من از درهای موت هستی * ۱۴ تا همهٔ تسبیحات تو را بیان کنم در دروازههای دختر صهیون در نجات تو شادی خواهم نمود * ۱۵ امّتها بچاهی که کنده بودند خود افتادند در دامی که نهفته بودند پای ایشان گرفتار شد * ۱۶ خداوند ْ خود را شناسانیده است و داوری کرده و شریر از کار دست خود بدام گرفتار گردیده است هجایون سلاه * ۱۷ شریران بهاویه خواهند برگشت و جمیع امّتهائی که خدا را فراموش میکنند * ۱۸ زیرا مسکین همیشه فراموش نخواهد شد امید حلیمان تا بابد ضایع نخواهد بود * ۱۹ برخیز ای خداوند تا انسان غالب نیاید بر امّتها بحضور تو داوری خواهد شد * ۲۰ ای خداوند ترس را بر ایشان مستولی گردان تا امّتها بدانند که انسانند سلاه *

باب دهم

۱ ای خداوند چرا دور ایستادهای و خود را در وقتهای تنگی پنهان میکنی * ۲ از تکبّر شریران فقیر سوخته میشود در مشورتهائی که اندیشیدهاند گرفتار میشوند * ۳ زیرا که شریر بشهوات نفس خود فخر میکند و آنکه میرباید شکر میگوید و خداوند را اهانت میکند * ۴ شریر در غرور خود میگوید بازخواست نخواهد کرد همهٔ فکرهای او اینست که خدائی نیست * ۵ راههای او همیشه استوار است احکام تو از او بلند و بعید است همهٔ دشمنان خود را بهیچ میشمارد * ۶ در دل خود گفته است هرگز جنبش نخواهم خورد و دُور بدُور بدی را نخواهم دید * ۷ دهان او از لعنت و مکر و ظلم پر است زیر زبانش مشقّت و گناه است * ۸ در کمینهای دهات مینشیند در جایهای مخفی بیگناه را میکشد چشمانش برای مسکینان مراقب است * ۹ در جای مخفی مثل شیر در بیشهٔ خود کمین میکند بجهت گرفتن مسکین کمین میکند فقیر را بدام خود کشیده گرفتار میسازد * ۱۰ پس کوفته و زبون میشود و مساکین در زیر جباران او میافتند * ۱۱ در دل خود گفت خدا فراموش کرده است روی خود را پوشانیده و هرگز نخواهد دید * ۱۲ ای خداوند برخیز ای خدا دست خود را برافراز و مسکینان را فراموش مکن * ۱۳ چرا شریر خدا را اهانت کرده در دل خود میگوید تو بازخواست نخواهی کرد * ۱۴ البته دیدهای زیرا که تو بر مشقّت و غم مینگری تا بدست خود مکافات برسانی مسکین امر خویش را بتو تسلیم کرده است مددکار یتیمان تو هستی * ۱۵ بازوی گناهکار را بشکن و امّا شریر را از شرارت او بازخواست کن تا آن را نیابی * ۱۶ خداوند پادشاه است تا ابدالآباد امّتها از زمین او هلاک خواهند شد * ۱۷ ای خداوند مسألت مسکینان را اجابت کردهای دل ایشان را استوار نمودهای و گوش خود را فراگرفتهای * ۱۸ تا یتیمان و کوفتهشدگان را دادرسی کنی انسانی که از زمین است دیگر نترساند *

باب یازدهم

۱ [رای سالار مغنیان مزمور داود] بر خداوند توکل میدارم چرا بجانم میگویید مثل مرغ بکوه خود بگریزید * ۲ زیرا اینک شریران کمان را میکشند و تیر را بزه نهادهاند تا بر راستدلان در تاریکی بیندازند * ۳ زیرا که ارکان منهدم میشوند و مرد عادل چه کند * ۴ خداوند در هیکل قدس خود است و کرسی خداوند در آسمان چشمان او مینگرد پلکهای وی بنیآدم را میآزماید * ۵ خداوند مرد عادل را امتحان میکند و امّا از شریر و ظلمدوست جان او نفرت میدارد * ۶ بر شریر دامها و آتش و کبریت خواهد بارانید و باد سموم حصهٔ پیالهٔ ایشان خواهد بود * ۷ زیرا خداوند عادل است و عدالت را دوست میدارد و راستان روی او را خواهند دید *

باب دوازدهم

۱ [برای سالار مغنیان بر ثمانی مزمور داود] ای خداوند نجات بده زیرا که مرد مقدّس نابود شده است و امناء از میان بنی آدم نایاب گردیدهاند * ۲ همهٔ بیکدیگر دروغ میگویند بلبهای چاپلوس و دل منافق سخن میرانند * ۳ خداوند همهٔ لبهای چاپلوس را منقطع خواهد ساخت و هر زبانی را که سخنان تکبرآمیز بگوید * ۴ که میگویند بزبان خویش غالب میآییم لبهای ما با ما است کیست که بر ما خداوند باشد * ۵ خداوند میگوید بهسبب غارت مسکینان و نالهٔ فقیران الآن برمیخیزم و او را در نجاتی که برای آن آه میکشد برپا خواهم داشت * ۶ کلام خداوند کلام طاهر است نقرهٔ مصفای در قالِ زمین که هفت مرتبه پاک شده است * ۷ تو ای خداوند ایشان را محافظت خواهی نمود از این طبقه و تا ابدالآباد محافظت خواهی فرمود * ۸ شریران بهر جانب میخرامند وقتی که خباثت در بنیآدم بلند میشود *

باب سیزدهم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خداوند تا بکی همیشه مرا فراموش میکنی تا بکی روی خود را از من خواهی پوشید * ۲ تا بکی در نفس خود مشورت بکنم و در دلم هرروزه غم خواهد بود تا بکی دشمنم بر من سرافراشته شود * ۳ ای یهوه خدای من نظر کرده مرا مستجاب فرما چشمانم را روشن کن مبادا بخواب موت بخسبم * ۴ مبادا دشمنم گوید بر او غالب آمدم و مخالفانم از پریشانیام شادی نمایند * ۵ و امّا من برحمت تو توکل میدارم دل من در نجات تو شادی خواهد کرد * ۶ برای خداوند سرود خواهم خواند زیرا که بمن احسان نموده است *

باب چهاردهم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] احمق در دل خود میگوید که خدائی نیست کارهای خود را فاسد و مکروه ساختهاند و نیکوکاری نیست * ۲ خداوند از آسمان بربنیآدم نظر انداخت تا ببیند که آیا فهیم و طالب خدائی هست * ۳ همهٔ روگردانیده با هم فاسد شدهاند نیکوکاری نیست یکی هم نی * ۴ آیا همهٔ گناهکاران بیمعرفت هستند که قوم مرا میخورند چنانکه نان میخورند و خداوند را نمیخوانند * ۵ آنگاه ترس بر ایشان مستولی شد زیرا خدا در طبقهٔ عادلان است * ۶ مشورت مسکین را خجل میسازید چونکه خداوند ملجای اوست * ۷ کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر میشد چون خداوند اسیریِ قوم خویش را برگردانَدْ یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادمان خواهد گردید *

باب پانزدهم

۱ [مزمور داود] ای خداوند کیست که در خیمهٔٔ تو فرود آید و کیست که در کوه مقدّس تو ساکن گردد * ۲ آنکه بیعیب سالک باشد و عدالت را بجا آورد و در دل خویش راستگو باشد * ۳ که بزبان خود غیبت ننماید و بهمسایهٔٔ خود بدی نکند و دربارهٔٔ اقارب خویش مذمت را قبول ننماید * ۴ که در نظر خود حقیر و خوار است و آنانی را که از خداوند میترسند مکرم میدارد و قسم بضرر خود میخورد و تغییر نمیدهد * ۵ نقرهٔ خود را بسود نمیدهد و رشوه بر بیگناه نمیگیرد آنکه این را بجا آوَرَد تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد *

باب شانزدهم

۱ [مکتوم داود] ای خدا مرا محافظت فرما زیرا برتو توکل میدارم * ۲ خداوند را گفتم تو خداوند من هستی نیکویی من نیست غیر از تو * ۳ و امّا مقدّسانی که در زمیناند و فاضلان تمامی خوشی من در ایشان است * ۴ دردهای آنانی که عقب [خدای] دیگر میشتابند بسیار خواهد شد هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت بلکه نام ایشان را بزبانم نخواهم آورد * ۵ خداوند نصیبِ قسمت و کاسهٔ من است تو قرعهٔ مرا نگاه میداری * ۶ خِطّههای من بجایهای خوش افتاد میراث بَهیّ بمن رسیده است * ۷ خداوند را که مرا نصیحت نمود متبارک میخوانم شبانگاه نیز قلبم مرا تنبیه میکند * ۸ خداوند را همیشه پیش روی خود میدارم چونکه بدست راست من است جنبش نخواهم خورد * ۹ از این رو دلم شادی میکند و جلالم بوجد میآید جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهد شد * ۱۰ زیرا جانم را در عالم اموات ترک نخواهی کرد و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند * ۱۱ طریق حیات را بمن خواهی آموخت بحضور تو کمال خوشی است و بدست راست تو لذتها تا ابدالآباد *

باب هفدهم

۱ [صلات داود] ای خداوند عدالت را بشنو و بفریاد من توجه فرما و دعای مرا که از لب بیریا میآید گوش بگیر * ۲ داد من از حضور تو صادر شود چشمان تو راستی را ببیند * ۳ دل مرا آزمودهای شبانگاه از آن تفقد کردهای مرا قال گذاشتهای و هیچ نیافتهای زیرا عزیمت کردم که زبانم تجاوز نکند * ۴ و امّا کارهای آدمیان بکلام لبهای تو خود را از راههای ظالم نگاه داشتم * ۵ 5 قدمهایم بآثار تو قائم است پس پایهایم نخواهد لغزید * ۶ ای خدا تو را خواندهام زیرا که مرا اجابت خواهی نمود گوش خود را بمن فراگیر و سخن مرا بشنو * ۷ رحمتهای خود را امتیاز ده ای که متوکلان خویش را بدست راست خود از مخالفان ایشان میرهانی * ۸ مرا مثل مردمک چشم نگاه دار مرا زیر سایهٔ بال خود پنهان کن * ۹ از روی شریرانی که مرا خراب میسازند از دشمنان جانم که مرا احاطه میکنند * ۱۰ دل فربهٔ خود را بستهاند بزبان خویش سخنان تکبرآمیز میگویند * ۱۱ الآن قدمهای ما را احاطه کردهاند و چشمان خود را دوختهاند تا ما را بزمین بیندازند * ۱۲ مَثَل او مَثَل شیری است که در دریدن حریص باشد و مَثَل شیر ژیان که در بیشهٔ خود در کمین است * ۱۳ ای خداوند برخیز و پیش روی وی درآمده او را بینداز و جانم را از شریر بشمشیر خود برهان * ۱۴ از آدمیان ای خداوند بدست خویش از اهل جهان که نصیب ایشان در زندگانی است که شکم ایشان را بذخایر خود پرساختهای و از اولاد سیر شده زیادی مال خود را برای اطفال خویش ترک میکنند *

۱۵ و امّا من روی تو را در عدالت خواهم دید و چون بیدار شوم از صورت تو سیر خواهم شد *

باب هجدهم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود بندهٔٔ خداوند که کلام این سرود را بخداوند گفت در روزی که خداوند او را از دست همهٔ دشمنانش و از دست شاؤل رهائی داد پس گفت] ای خداوند ای قوّت من تو را محبّت مینمایم * ۲ خداوند صخرهٔ من است و ملجا و نجاتدهندهٔٔ من خدایم صخرهٔ من است که در او پناه میبرم سپر من و شاخ نجاتم و قلعهٔ بلند من * ۳ خداوند را که سزاوار کل حمد است خواهم خواند پس از دشمنانم رهائی خواهم یافت * ۴ رَسَنهای موت مرا احاطه کرده و سیلابهای شرارت مرا ترسانیده بود * ۵ رَسَنهای گور دور مرا گرفته بود و دامهای موت پیش روی من درآمده * ۶ در تنگی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خویش استغاثه نمودم او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثهٔ من بحضورش بگوش وی رسید * ۷ زمین متزلزل و مرتعش شده اساس کوهها بلرزید و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد * ۸ دُخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید * ۹ آسمان را خم کرده نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظ میبود * ۱۰ برکروبی سوار شده پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد * ۱۱ تاریکی را پردهٔ خود و خیمهای گرداگرد خویش بساخت تاریکی آبها و ابرهای متراکم را * ۱۲ از تابشِ پیش روی وی ابرهایش میشتافتند تگرگ و آتشهای افروخته * ۱۳ و خداوند از آسمان رعد کرده حضرت اعلی آواز خود را بداد تگرگ و آتشهای افروخته را * ۱۴ پس تیرهای خود را فرستاده ایشان را پراکنده ساخت و برقها بینداخت و ایشان را پریشان نمود * ۱۵ آنگاه عمقهای آب ظاهر شد و اساس ربع مسکون مکشوف گردید از تنبیه تو ای خداوند از نَفْخِهٔ باد بینی تو * ۱۶ پس از اعلیٰ فرستاده مرا برگرفت و از آبهای بسیار بیرون کشید * ۱۷ و مرا از دشمنان زورآورم رهائی داد و از خصمانم زیرا که از من تواناتر بودند * ۱۸ در روز بلای من پیش رویم درآمدند لیکن خداوند تکیهگاه من بود * ۱۹ و مرا بجای وسیع بیرون آورد مرا نجات داد زیرا که در من رغبت میداشت * ۲۰ خداوند موافق عدالتم مرا جزا داد و بحسب طهارت دستم مرا مکافات رسانید * ۲۱ زیرا که راههای خداوند را نگاه داشته و بخدای خویش عصیان نورزیدهام * ۲۲ و جمیع احکام او پیش روی من بوده است و فرائض او را از خود دور نکردهام * ۲۳ و نزد او بیعیب بودهام و خویشتن را از گناه خود نگاه داشتهام * ۲۴ پس خداوند مرا موافق عدالتم پاداش داده است و بحسب طهارت دستم در نظر وی * ۲۵ خویشتن را با رحیم رحیم مینمائی و با مرد کامل خود را کامل مینمائی * ۲۶ خویشتن را با طاهر طاهر مینمائی و با مکار بمکر رفتار میکنی * ۲۷ زیرا قوم مظلوم را خواهی رهانید و چشمان متکبران را بزیر خواهی انداخت * ۲۸ زیرا که تو چراغ مرا خواهی افروخت یهوه خدایم تاریکی مرا روشن خواهد گردانید * ۲۹ زیرا بمدد تو بر فوجها حمله میبرم و بخدای خود از حصارها برمیجهم * ۳۰ و امّا خدا طریق او کامل است و کلام خداوند مُصَفیٰ او برای همهٔ متوکلان خود سپر است * ۳۱ زیرا کیست خدا غیر از یهوه و کیست صخرهای غیر از خدای ما * ۳۲ خدائی که کمر مرا بقوّت بسته و راههای مرا کامل گردانیده است * ۳۳ پایهای مرا مثل آهو ساخته و مرا بمُقامهای اعلای من برپا داشته است * ۳۴ دستهای مرا برای جنگ تعلیم داده است که کمان برنجین ببازویمن خم شد * ۳۵ سپر نجات خود را بمن دادهای دست راستت عمود من شده و مهربانی تو مرا بزرگ ساخته است * ۳۶ قدمهایم را زیرم وسعت دادی که پایهای من نلغزید * ۳۷ دشمنان خود را تعاقب نموده بدیشان خواهم رسید و تا تلف نشوند بر نخواهم گشت * ۳۸ ایشان را فرو خواهم کوفت که نتوانند برخاست و زیر پاهای من خواهند افتاد * ۳۹ زیرا کمر مرا برای جنگ بقوّت بستهای و مخالفانم را زیر پایم انداختهای * ۴۰ گردنهای دشمنانم را بمن تسلیم کردهای تا خصمان خود را نابود بسازم * ۴۱ فریاد برآوردند امّا رهانندهای نبود نزد خداوند ولی ایشان را اجابت نکرد * ۴۲ ایشان را چون غبار پیش باد ساییدهام مثل گِلِ کوچهها ایشان را دور ریختهام * ۴۳ مرا از منازعه قوم رهانیده سر امّتها ساختهای قومی را که نشناخته بودم مرا خدمت مینمایند * ۴۴ به مجرد شنیدن مرا اطاعت خواهند کرد فرزندان غربا نزد من تذلّل خواهند نمود * ۴۵ فرزندان غربا پژمرده میشوند و در قلعههای خود خواهند لرزید * ۴۶ خداوند زنده است و صخرهٔ من متبارک باد و خدای نجات من متعال * ۴۷ خدائی که برای من انتقام میگیرد و قومها را زیر من مغلوب میسازد * ۴۸ مرا از دشمنانم رهانیده برخصمانم بلند کردهای و از مرد ظالم مرا خلاصی دادهای * ۴۹ لهذا ای خداوند تو را در میان امّتها حمد خواهم گفت و بنام تو سرود خواهم خواند * ۵۰ که نجات عظیمی بپادشاه خود داده و بمسیح خویش رحمت نموده است یعنی بداودو ذُرّیَت او تا ابدالآباد *

باب نوزدهم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] آسمانْ جلال خدا را بیان میکند و فلکْ از عمل دستهایش خبر میدهد * ۲ روز سخن میراند تا روز و شب معرفت را اعلان میکند تا شب * ۳ سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمیشود * ۴ قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون * ۵ خیمهای برای آفتاب در آنها قرار داد و او مثل داماد از حجلهٔ خود بیرون میآید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند * ۶ خروجش از کرانهٔ آسمان است و مدارش تا بکرانهٔ دیگر و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست * ۷ شریعت خداوند کامل است و جان را برمیگرداند شهادات خداوند امین است و جاهل را حکیم میگرداند * ۸ فرایض خداوند راست است و دل را شاد میسازد امر خداوند پاک است و چشم را روشن میکند * ۹ ترس خداوند طاهر است و ثابت تا ابدالآباد احکام خداوند حق و تماماً عدل است * ۱۰ از طلا مرغوبتر و از زرِ خالصِ بسیار از شهد شیرینتر و از قطراتِ شانهٔ عسل * ۱۱ بندهٔٔ تو نیز از آنها متنبه میشود و در حفظ آنها ثواب عظیمی است * ۱۲ کیست که سهوهای خود را بداند مرا از خطایای مخفیام طاهر ساز * ۱۳ بندهات را نیز از اعمال متکبرانه باز دار تا بر من مسلط نشود آنگاه بیعیب و از گناه عظیم مبرا خواهم بود * ۱۴ سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظر تو باشدای خداوند که صخرهٔ من و نجاتدهندهٔٔ من هستی *

باب بیستم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] 1 خداوند تو را در روز تنگی مستجاب فرماید نام خدای یعقوب تو را سرافراز نماید * ۲ نصرت برای تو از قدس خود بفرستد و تو را از صهیون تأیید نماید * ۳ جمیع هدایای تو را بیاد آورد و قربانیهای سوختنی تو را قبول فرماید سلاه * ۴ موافق دل تو بتو عطا فرماید و همهٔ مشورتهای تو را بانجام رساند * ۵ به نجات تو خواهیم سرایید و بنام خدای خود عَلَم خود را خواهیم افراشت خداوند تمامی مسألت تو را بانجام خواهد رسانید * ۶ الآن دانستهام که خداوند مسیح خود را میرهاند از فلک قدس خود او را اجابت خواهد نمود بقوّت نجاتبخش دست راست خویش * ۷ اینان ارابهها را و آنان اسبها را امّا ما نام یهوه خدای خود را ذکر خواهیم نمود * ۸ ایشان خم شده افتادهاند و امّا ما برخاسته ایستادهایم * ۹ ای خداوند نجات بده پادشاه در روزی که بخوانیم ما را مستجاب فرماید *

باب بیست و یکم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خداوند در قوّت تو پادشاه شادی میکند و در نجات تو چه بسیار بوجد خواهد آمد * ۲ مراد دل او را بوی بخشیدی و مسألت زبانش را از او دریغ نداشتی سلاه * ۳ زیرابه برکات نیکو بر مراد او سبقت جستی تاجی از زرِ خالص برسر وی نهادی * ۴ حیات را از تو خواست و آن را بوی دادی و طول ایام را تا ابدالآباد * ۵ جلال او بهسبب نجات تو عظیم شده اکرام و حشمت را بر او نهادهای * ۶ زیرا او را مبارک ساختهای تا ابدالآباد بحضور خود او را بینهایت شادمان گردانیدهای * ۷ زیرا که پادشاه بر خداوند توکل میدارد و برحمت حضرت اعلیٰ جنبش نخواهد خورد * ۸ دست تو همهٔ دشمنانت را خواهد دریافت دست راست تو آنانی را که از تو نفرت دارند خواهد دریافت * ۹ در وقت غضب خود ایشان را چون تنور آتش خواهی ساخت خداوند ایشان را در خشم خود خواهد بلعید و آتشْ ایشان را خواهد خورد * ۱۰ ثمرهٔٔ ایشان را از زمین هلاک خواهی ساخت و ذریت ایشان را از میان بنیآدم * ۱۱ زیرا قصد بدی برای تو کردند و مکایدی را اندیشیدند که آن را نتوانستند بجا آوَرْد * ۱۲ زیرا که ایشان را روگردان خواهی ساخت بر زههای خود تیرها را بروی ایشان نشان خواهی گرفت *

۱۳ ای خداوند در قوّت خود متعال شو جبروت تو را ترنم و تسبیح خواهیم خواند *

باب بیست و دوم

۱ [برای سالار مغنیان بر غزالهٔ صبح مزمور داود] ای خدای من ای خدای من چرا مرا ترک کردهای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی * ۲ ای خدای من در روز میخوانم و مرا اجابت نمیکنی در شب نیز ومرا خاموشی نیست * ۳ و امّا تو قدوس هستی ای که بر تسبیحات اسرائیل نشستهای * ۴ پدران ما بر تو توکل داشتند بر تو توکل داشتند و ایشان را خلاصی دادی * ۵ نزد تو فریاد برآوردند و رهائی یافتند بر تو توکل داشتند پس خجل نشدند * ۶ و امّا من کِرم هستم و انسان نی عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شدهٔ قوم * ۷ هرکه مرا بیند بمن استهزا میکند لبهای خود را باز میکنند و سرهای خود را میجنبانند [و میگویند] * ۸ بر خداوند توکل کن پس او را خلاصی بدهد او را برهاند چونکه بوی رغبت میدارد * ۹ زیرا که تو مرا از شکم بیرون آوردی وقتی که بر آغوش مادر خود بودم مرا مطمئن ساختی * ۱۰ از رحم بر تو انداخته شدم از شکم مادرم خدای من تو هستی * ۱۱ از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند * ۱۲ گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفتهاند زورمندان باشان مرا احاطه کردهاند * ۱۳ دهان خود را بر من باز کردند مثل شیر درندهٔ غران * ۱۴ مثل آب ریخته شدهام و همهٔ استخوانهایم از هم گسیخته دلم مثل موم گردیده در میان احشایم گداخته شده است * ۱۵ قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم بکامم چسبیده و مرا بخاک موت نهادهای * ۱۶ زیرا سگان دور مرا گرفتهاند جماعت اشرار مرا احاطه کرده دستها و پایهای مرا سفتهاند * ۱۷ همهٔ استخوانهای خود را میشمارم ایشان بمن چشم دوخته مینگرند * ۱۸ رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند * ۱۹ امّا تو ای خداوند دور مباش ای قوّت من برای نصرت من شتاب کن * ۲۰ جان مرا از شمشیر خلاص کن و یگانهٔ مرا از دست سگان * ۲۱ مرا از دهان شیر خلاصی ده ای که از میان شاخهای گاو وحشی مرا اجابت کردهای * ۲۲ نام تو را ببرادران خود اعلام خواهم کرد در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند * ۲۳ ای ترسندگان خداوند او را حمد گویید تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید و جمیع ذریت اسرائیل از وی بترسید * ۲۴ زیرا مسکنت مسکین را حقیر و خوار نشمرده و روی خود را از او نپوشانیده است و چون نزد وی فریاد برآورد او را اجابت فرمود * ۲۵ تسبیح من در جماعت بزرگ از تو است نذرهای خود را بحضور ترسندگانت ادا خواهم نمود * ۲۶ حلیمان غذا خورده سیر خواهند شد و طالبان خداوند او را تسبیح خواهند خواند و دلهای شما زیست خواهد کرد تا ابدالآباد * ۲۷ جمیع کرانههای زمین متذکر شده بسوی خداوند بازگشت خواهند نمود و همهٔ قبایل امّتها بحضور تو سجده خواهند کرد * ۲۸ زیرا سلطنت از آن خداوند است و او بر امّتها مسلط است * ۲۹ همهٔ متموّلان زمین غذا خورده سجده خواهند کرد و بحضور وی هر که بخاک فرو میرود رکوع خواهد نمود و کسی جان خود را زنده نخواهد ساخت * ۳۰ ذریتی او را عبادت خواهند کرد و دربارهٔٔ خداوند طبقهٔ بعد را اِخبار خواهند نمود * ۳۱ ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد قومی را که متولد خواهند شد که او این کار کرده است *

باب بیست و سوم

۱ [مزمور داود] خداوند شبان من است محتاج بهیچ چیز نخواهم بود * ۲ در مرتعهای سبز مرا میخواباند نزد آبهای راحت مرا رهبری میکند * ۳ جان مرا برمیگرداند و بخاطر نام خود براههای عدالت هدایتم مینماید * ۴ چون در وادی سایهٔ موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد * ۵ سفرهای برای من بحضور دشمنانم میگسترانی سر مرا بروغن تدهین کردهای و کاسهام لبریز شده است * ۶ هرآینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود و در خانهٔ خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد *

باب بیست و چهارم

۱ [مزمور داود] زمین و پُری آن از آن خداوند است ربعمسکون و ساکنان آن * ۲ زیرا که او اساس آن را بر دریاها نهاد و آن را بر نهرها ثابت گردانید * ۳ کیست که بکوه خداوند برآید و کیست که بمکان قدس او ساکن شود * ۴ او که پاک دست و صافدل باشد که جان خود را ببطالت ندهد و قسم دروغ نخورد * ۵ او برکت را از خداوند خواهد یافت و عدالت را از خدای نجات خود * ۶ این است طبقهٔ طالبان او طالبان روی تو ای [خدای] یعقوب سِلاه * ۷ ای دروازهها سرهای خود را برافرازید ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلالداخل شود * ۸ این پادشاه جلال کیست خداوند قدیر و جبار خداوند که در جنگ جبار است * ۹ ای دروازهها سرهای خود را برافرازید ای درهای ابدی برافرازید تا پادشاه جلال داخل شود * ۱۰ این پادشاه جلال کیست یَهُوَه صَبایوت پادشاه جلال اوست سلاه *

باب بیست و پنجم

۱ [مزمور داود] ای خداوند بسوی تو جان خود را برمیافرازم ای خدای من بر تو توکل میدارم * ۲ پس مگذار که خجل بشوم و دشمنانم بر من فخر نمایند * ۳ بلی هر که انتظار تو میکشد خجل نخواهد شد آنانی که بیسبب خیانت میکنند خجل خواهند گردید * ۴ ای خداوند طریقهای خود را بمن بیاموز و راههای خویش را بمن تعلیم ده * ۵ مرا براستیِ خود سالک گردان و مرا تعلیم ده زیرا تو خدای نجات من هستی تمامی روز منتظر تو بودهام * ۶ ای خداوند احسانات و رحمتهای خود را بیاد آور چونکه آنها از ازل بوده است * ۷ خطایای جوانی و عصیانم را بیاد میاور ای خداوند برحمت خود و بخاطر نیکویی خویش مرا یاد کن * ۸ خداوند نیکو و عادل است پس بگناهکاران طریق را خواهد آموخت * ۹ مسکینان را بانصاف رهبری خواهد کرد و بمسکینان طریق خود را تعلیم خواهد داد * ۱۰ همهٔ راههای خداوند رحمت و حق است برای آنانی که عهد و شهادات او را نگاه میدارند * ۱۱ ای خداوند بخاطر اسم خود گناه مرا بیامرز زیرا که بزرگ است * ۱۲ کیست آن آدمی که از خداوند میترسد او را بطریقی که اختیار کرده است خواهد آموخت * ۱۳ جان او در نیکویی شب را بسر خواهد برد و ذریت او وارث زمین خواهند شد * ۱۴ سرّ خداوند با ترسندگان او است و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد * ۱۵ چشمان من دائماً بسوی خداوند است زیرا که او پایهای مرا از دام بیرون میآورد * ۱۶ بر من ملتفت شده رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم * ۱۷ تنگیهای دل من زیاد شده است مرا از مشقتهای من بیرون آور * ۱۸ بر مسکنت و رنج من نظر افکن و جمیع خطایایم را بیامرز * ۱۹ بر دشمنانم نظر کن زیرا که بسیارند و بکینهٔ تلخ بمن کینه میورزند * ۲۰ جانم را حفظ کن و مرا رهائی ده تا خجل نشوم زیرا بر تو توکل دارم * ۲۱ کمال و راستی حافظ من باشند زیرا که منتظر تو هستم * ۲۲ ای خدا اسرائیل را خلاصی ده از جمیع مشقتهای وی *

باب بیست و ششم

۱ [مزمور داود] ای خداوند مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نمودهام و بر خداوند توکل داشتهام پس نخواهم لغزید * ۲ ای خداوند مرا امتحان کن و مرا بیازما باطن و قلب مرا مصفّی گردان * ۳ زیرا که رحمت تو در مدّ نظر من است و در راستی تو رفتار نمودهام * ۴ با مردان باطل ننشستهام و با منافقین داخل نخواهم شد * ۵ از جماعت بدکاران نفرت میدارم و با طالحین نخواهم نشست * ۶ دستهای خود را در صفا میشویم مذبح تو را ای خداوند طواف خواهم نمود * ۷ تا آواز حمد تو را بشنوانم و عجایب تو را اخبار نمایم * ۸ ای خداوند محل خانهٔ تو را دوست میدارم و مقام سکونت جلال تو را * ۹ جانم را با گناهکارانجمع مکن و نه حیات مرا با مردمان خونریز * ۱۰ که در دستهای ایشان آزار است و دست راست ایشان پر از رشوه است * ۱۱ و امّا من در کمال خود سالک میباشم مرا خلاصی ده و بر من رحم فرما * ۱۲ پایم در جای هموار ایستاده است خداوند را در جماعتها متبارک خواهم خواند *

باب بیست و هفتم

۱ [مزمور داود] خداوند نور من و نجات من است از کِه بترسم خداوند ملجای جان من است از کِه هراسان شوم * ۲ چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند یعنی خصمان و دشمنانم ایشان لغزیدند و افتادند * ۳ اگر لشکری بر من فرود آید دلم نخواهد ترسید اگر جنگ بر من برپا شود در این نیز اطمینان خواهم داشت * ۴ یک چیز از خداوند خواستم و آن را خواهم طلبید که تمام ایام عمرم در خانهٔ خداوند ساکن باشم تا جمال خداوند را مشاهده کنم و در هیکل او تفکر نمایم * ۵ زیرا که در روز بلا مرا در سایبان خود نهفته در پردهٔ خیمهٔٔ خود مرا مخفی خواهد داشت و مرا بر صخره بلند خواهد ساخت * ۶ و الآن سرم بر دشمنانم گرداگردم برافراشته خواهد شد قربانیهای شادکامی را در خیمهٔٔ او خواهم گذرانید و برای خداوند سرود و تسبیح خواهم خواند * ۷ ای خداوند چون بآواز خود میخوانم مرا بشنو و رحمت فرموده مرا مستجاب فرما * ۸ دل من بتو میگوید [که گفتهای] روی مرا بطلبیدبلی روی تو را ای خداوند خواهم طلبید * ۹ روی خود را از من مپوشان و بندهٔٔ خود را در خشم برمگردان تو مددکار من بودهای ای خدای نجاتم مرا رد مکن و ترک منما * ۱۰ چون پدر و مادرم مرا ترک کنند آنگاه خداوند مرا برمیدارد * ۱۱ ای خداوند طریق خود را بمن بیاموز و بهسبب دشمنانم مرا براه راست هدایت فرما * ۱۲ مرا بخواهش خصمانم مسپار زیرا که شهود کذبه و دمندگان ظلم بر من برخاستهاند * ۱۳ اگر باور نمیکردم که احسان خداوند را در زمین زندگان ببینم * ۱۴ برای خداوند منتظر باش و قویّ شو و دلت را تقویّت خواهد داد بلی منتظر خداوند باش *

باب بیست و هشتم

۱ [مزمور داود] ای خداوند نزد تو فریاد برمیآورمای صخرهٔ من از من خاموش مباش مبادا اگر از من خاموش شوی مثل آنانی باشم که بحفره فرو میروند * ۲ آواز تضرع مرا بشنو چون نزد تو استغاثه میکنم و دست خود را بمحراب قدس تو برمیافرازم * ۳ مرا با شریران و بدکاران مکش که با همسایگان خود سخن صلحآمیز میگویند و آزار در دل ایشان است * ۴ آنها را بحسب کردار ایشان و موافق اعمال زشت ایشان بده آنها را مطابق عمل دست ایشان بده و رفتار ایشان را بخود ایشان رد نما * ۵ چونکه در اعمال خداوند و صنعت دست وی تفکر نمیکنند ایشان را منهدم خواهی ساخت و بنا نخواهی نمود * ۶ خداوند متبارک باد زیرا که آواز تضرع مراشنیده است * ۷ خداوند قوّت من و سپر من است دلم بر او توکل داشت و مدد یافتهام پس دل من بوجد آمده است و بسرود خود او را حمد خواهم گفت * ۸ خداوند قوّت ایشان است و برای مسیح خود قلعهٔ نجات * ۹ قوم خود را نجات ده و میراث خود را مبارک فرما ایشان را رعایت کن و برافراز تا ابدالآباد *

باب بیست و نهم

۱ [مزمور داود] ای فرزندان خدا خداوند را توصیف کنید جلال و قوّت را برای خداوند توصیف نمایید * ۲ خداوند را بجلال اسم او تمجید نمایید خداوند را در زینت قدوسیّت سجده کنید * ۳ آواز خداوند فوق آبها است خدای جلال رعد میدهد خداوند بالای آبهای بسیار است * ۴ آواز خداوند با قوّت است آواز خداوند با جلال است * ۵ آواز خداوند سروهای آزاد را میشکند خداوند سروهای آزاد لبنان را میشکند * ۶ آنها را مثل گوساله میجهاند لبنان و سریون را مثل بچهٔ گاو وحشی * ۷ آواز خداوند زبانههای آتش را میشکافد * ۸ آواز خداوند صحرا را متزلزل میسازد خداوند صحرای قادِشْ را متزلزل میسازد * ۹ آواز خداوند غزالها را بدرد زه میاندازد و جنگل را بیبرگ میگرداند و در هیکل او جمیعاً جلال را ذکر میکنند * ۱۰ خداوند بر طوفان جلوس نموده خداوند نشسته است پادشاه تا ابدالآباد * ۱۱ خداوند قوم خود را قوّت خواهد بخشید خداوند قوم خود را بسلامتی مبارک خواهد نمود *

باب سی ام

۱ [سرود برای متبّرک ساختن خانه مزمور داود] ای خداوند تو را تسبیح میخوانم زیراکه مرا بالا کشیدی و دشمنانم را بر من مفتخر نساختی * ۲ ای یهوه خدای من نزد تو استغاثه نمودم و مرا شفا دادی * ۳ ای خداوند جانم را از حفره برآوردی مرا زنده ساختی تا بهاویه فرونروم * ۴ ای مقدّسان خداوند او را بسرایید و بذکر قدوسیّت او حمد گویید * ۵ زیرا که غضب او لحظهای است و در رضامندی او زندگانی شامگاه گریه نزیل میشود صبحگاهان شادی رخ مینماید * ۶ و امّا من در کامیابی خود گفتم جنبش نخواهم خورد تا ابدالآباد * ۷ ای خداوند برضامندی خود کوه مرا در قوّت ثابت گردانیدی و چون روی خود را پوشانیدی پریشان شدم * ۸ ای خداوند نزد تو فریاد برمیآورم و نزد خداوند تضرع مینمایم * ۹ در خون من چه فایده است چون بحفره فرو روم آیا خاکْ تو را حمد میگوید و راستی تو را اخبار مینماید * ۱۰ ای خداوند بشنو و بمن کرم فرما ای خداوند مددکار من باش * ۱۱ ماتم مرا برای من برقص مبدل ساختهای پلاس را از من بیرون کرده و کمر مرا بشادی بستهای * ۱۲ تا جلالم ترا سرود خواند و خاموش نشود ای یهوه خدای من تو را حمد خواهم گفت تا ابدالآباد *

باب سی و یکم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خداوند بر تو توکل دارم پسخجل نشوم تا بابد در عدالت خویش مرا نجات بده * ۲ گوش خود را بمن فراگیر و مرا بزودی برهان برایم صخرهای قوی و خانهای حصین باش تا مرا خلاصی دهی * ۳ زیرا صخره و قلعهٔ من تو هستی بخاطر نام خود مرا هدایت و رهبری فرما * ۴ مرا از دامی که برایم پنهان کردهاند بیرون آور * ۵ زیرا قلعهٔ من تو هستی روح خود را بدست تو میسپارم ای یهوه خدای حق تو مرا فدیه دادی * ۶ از آنانی که اباطیل دروغ را پیروی میکنند نفرت میکنم و امّا من بر خداوند توکل میدارم * ۷ به رحمت تو وجد و شادی میکنم زیرا مشقت مرا دیده و جانم را در تنگیها شناختهای * ۸ مرا بدست دشمن اسیر نساختهای پایهای مرا بجای وسیع قائم گردانیدهای * ۹ ای خداوند بر من رحمت فرما زیرا در تنگی هستم چشم من از غصه کاهیده شد بلکه جانم و جسدم نیز * ۱۰ زیرا که حیاتم از غم و سالهایم از ناله فانی گردیده است قوّتم از گناهم ضعیف و استخوانهایم پوسیده شد * ۱۱ نزد همهٔ دشمنانم عار گردیدهام خصوصاً نزد همسایگان خویش و باعث خوف آشنایان شدهام هرکه مرا بیرون بیند از من میگریزد * ۱۲ مثل مرده از خاطر فراموش شدهام و مانند ظرفِ تلف شده گردیدهام * ۱۳ زیرا که بهتان را از بسیاری شنیدم و خوف گرداگرد من میباشد زیرا بر من با هم مشورت میکنند و در قصد جانم تفکر مینمایند * ۱۴ و امّا من بر تو ای خداوند توکل میدارم وگفتهام خدای من تو هستی * ۱۵ وقتهای من در دست تو میباشد مرا از دست دشمنانم و جفاکنندگانم خلاصی ده * ۱۶ روی خود را بر بندهات تابان ساز و مرا برحمت خود نجات بخش * ۱۷ ای خداوند خجل نشوم چونکه تو را خواندهام شریران خجل شوند و در حفره خاموش باشند * ۱۸ لبهای دروغگو گنگ شود که بدرشتی و تکبر و استهانت بر عادلان سخن میگوید * ۱۹ زهی عظمت احسان تو که برای ترسندگانت ذخیره کردهای و برای متوکّلانت پیش بنیآدم ظاهر ساختهای * ۲۰ ایشان را در پردهٔ روی خود از مکاید مردم خواهی پوشانید ایشان را در خیمهای از عداوت زبانها مخفی خواهی داشت * ۲۱ متبارک باد خداوند که رحمت عجیب خود را در شهر حصین بمن ظاهر کرده است * ۲۲ و امّا من در حیرت خود گفتم که از نظر تو منقطع شدهام لیکن چون نزد تو فریاد کردم آواز تضرع مرا شنیدی * ۲۳ ای جمیع مقدّسانِ خداوند او را دوست دارید خداوند اُمنا را محفوظ میدارد و متکبران را مجازات کثیر میدهد * ۲۴ قوی باشید و دل شما را تقویت خواهد داد ای همگانی که برای خداوند انتظار میکشید *

باب سی و دوم

۱ [قصیدهٔ داود] خوشابحال کسی که عصیان او آمرزیده شد و گناه وی مستور گردید * ۲ خوشابحال کسی که خداوند بوی جرمی در حساب نیاوَرَد و در روح او حیلهای نمیباشد * ۳ هنگامی که خاموش میبودم استخوانهایم پوسیده میشد از نعرهای که تمامی روز میزدم * ۴ چونکه دست تو روز و شب بر من سنگین میبود رطوبتم بخشکیِ تابستان مبدل گردید سلاه * ۵ به گناه خود نزد تو اعتراف کردم و جرم خود را مخفی نداشتم گفتم عصیان خود را نزد خداوند اقرار میکنم پس تو آلایش گناهم را عفو کردی سلاه * ۶ از این رو هر مقدّسی در وقت اجابت نزد تو دعا خواهد کرد وقتی که آبهای بسیار بسَیَلان آید هرگز بدو نخواهد رسید * ۷ تو ملجای من هستی مرا از تنگی حفظ خواهی کرد مرا بسرودهای نجات احاطه خواهی نمود سلاه * ۸ تو را حکمت خواهم آموخت و براهی که باید رفت ارشاد خواهم نمود و تو را بچشم خود که بر تو است نصیحت خواهم فرمود * ۹ مثل اسب و قاطر بیفهم مباشید که آنها را برای بستن بدهنه و لگام زینت میدهند والاّ نزدیک تو نخواهند آمد * ۱۰ غمهای شریر بسیار میباشد امّا هر که بر خداوند توکل دارد رحمت او را احاطه خواهد کرد * ۱۱ ای صالحان در خداوند شادی و وجد کنید و ای همهٔ راستدلان ترنّم نمایید *

باب سی و سوم

۱ ای صالحان در خداوند شادی نماییدزیرا که تسبیح خواندن راستان را میشاید * ۲ خداوند را با بربط حمد بگویید با عود ده تار او را سرود بخوانید * ۳ سرودی تازه برای او بسرایید نیکو بنوازید با آهنگ بلند * ۴ زیرا کلام خداوند مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است * ۵ عدالت و انصاف را دوست میدارد جهان از رحمت خداوند پر است * ۶ به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها بنَفْخِهٔ دهان او * ۷ آبهای دریا را مثل توده جمع میکند و لجّهها را در خزانهها ذخیره مینماید * ۸ تمامیِ اهل زمین از خداوند بترسند جمیع سکنهٔ ربع مسکون از او بترسند * ۹ زیرا که او گفت و شد او امر فرمود و قایم گردید * ۱۰ خداوند مشورت امّتها را باطل میکند تدبیرهای قبائل را نیست میگرداند * ۱۱ مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد تدابیر قلب او تا دهرالدّهور * ۱۲ خوشابحال امّتی که یهوه خدای ایشان است و قومی که ایشان را برای میراث خود برگزیده است * ۱۳ از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنیآدم را نگریست * ۱۴ از مکان سکونت خویش نظر میافکند برجمیع ساکنان جهان * ۱۵ او که دلهای ایشان را جمیعاً سرشته است و اعمال ایشان را درک نموده است * ۱۶ پادشاه بزیادتیِ لشکر خلاص نخواهد شد و جبار ببسیاری قوّت رهائی نخواهد یافت * ۱۷ اسب بجهت استخلاص باطل است و بشدت قوّت خود کسی را رهائی نخواهد داد * ۱۸ اینک چشم خداوند بر آنانی است که از او میترسند بر آنانی که انتظار رحمت او را میکشند * ۱۹ تا جان ایشان را از موت رهائی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد * ۲۰ جان ما منتظر خداوند میباشد او اعانت و سپر ما است * ۲۱ زیرا که دل ما در او شادی میکند و در نام قدوس او توکّل میداریم *

۲۲ ای خداوند رحمت تو بر ما باد چنانکه امیدوار تو بودهایم *

باب سی و چهارم

۱ مزمور داود وقتی که منش خود را بحضور اَبِیمَلَک تغییر داد و از حضور او بیرون رانده شده برفت خداوند را در هر وقت متبارک خواهمگفت تسبیح او دائماً بر زبان من خواهد بود * ۲ جان من در خداوند فخر خواهد کرد مسکینان شنیده شادی خواهند نمود * ۳ خداوند را با من تکبیر نمایید نام او را با یکدیگر برافرازیم * ۴ چون خداوند را طلبیدم مرا مستجاب فرمود و مرا از جمیع ترسهایم خلاصی بخشید * ۵ بسوی او نظر کردند و منور گردیدند و رویهای ایشان خجل نشد * ۶ این مسکین فریاد کرد و خداوند او را شنید و او را از تمامیِ تنگیهایش رهائی بخشید * ۷ فرشتهٔ خداوند گرداگرد ترسندگان او است اردو زده ایشان را میرهاند * ۸ بچشید و ببینید که خداوند نیکو است خوشابحال شخصی که بدو توکّل میدارد * ۹ ای مقدّسانِ خداوند از او بترسید زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست * ۱۰ شیربچگان بینوا شده گرسنگی میکشند و امّا طالبان خداوند را بهیچ چیز نیکو کمی نخواهد شد * ۱۱ ای اطفال بیایید مرا بشنوید و ترس خداوند را بشما خواهم آموخت * ۱۲ کیست آن شخصی که آرزومند حیات است و طول ایام را دوست میدارد تا نیکویی را ببیند * ۱۳ زبانت را از بدی نگاه دار و لبهایت را از سخنان حیلهآمیز * ۱۴ از بدی اجتناب نما و نیکویی بکن صلح را طلب نما و در پی آن بکوش * ۱۵ چشمان خداوند بسوی صالحان است و گوشهای وی بسوی فریاد ایشان * ۱۶ روی خداوند بسوی بدکاران است تا ذکر ایشان را از زمین منقطع سازد * ۱۷ چون [صالحان] فریاد برآوردند خداوند ایشان را شنید و ایشان را از همهٔ تنگیهای ایشان رهائی بخشید * ۱۸ خداوند نزدیک شکستهدلان است و روح کوفتگان را نجات خواهد داد * ۱۹ زحمات مرد صالح بسیار است امّا خداوند او را از همهٔ آنها خواهد رهانید * ۲۰ همهٔ استخوانهای ایشان را نگاه میدارد که یکی از آنها شکسته نخواهد شد * ۲۱ شریر را شرارت هلاک خواهد کرد و از دشمنان مرد صالح مؤآخذه خواهد شد *

۲۲ خداوند جان بندگان خود را فدیه خواهد داد و از آنانی که بر وی توکّل دارند مؤآخذه نخواهد شد *

باب سی و پنجم

۱ [مزمور داود] ای خداوند با خصمان من مخاصمه نما و جنگ کن با آنانی که با من جنگ میکنند * ۲ سپر و مِجَنّ را بگیر و باعانت من برخیز * ۳ و نیزه را راست کن و راه را پیش روی جفاکنندگانم ببند و بجان من بگو من نجات تو هستم * ۴ خجل و رسوا شوند آنانی که قصد جان من دارند و آنانی که بداندیش منند برگردانیده و خجل شوند * ۵ مثل کاه پیش روی باد باشند و فرشتهٔ خداوند ایشان را براند * ۶ راه ایشان تاریکی و لغزنده باد و فرشتهٔ خداوند ایشان را تعاقب کند * ۷ زیرا دام خود را برای من بیسبب در حفرهای پنهان کردند که آن را برای جان من بیجهت کَنده بودند * ۸ هلاکت ناگهانی بدو برسد و دامی که پنهان کرد خودش را بگیرد و در آن بهلاکت گرفتار گردد * ۹ و امّا جان من در خداوند وجد خواهد کرد و در نجات او شادی خواهد نمود * ۱۰ همهٔ استخوانهایم میگویند ای خداوند کیست مانند تو که مسکین را از شخصِ قویتر از او میرهاند و مسکین وفقیر را از تاراجکنندهٔ وی * ۱۱ شاهدان کینهور برخاستهاند چیزهائی را که نمیدانستم از من میپرسند * ۱۲ به عوض نیکویی بدی بمن میکنند جان مرا بیکس گردانیدهاند * ۱۳ و امّا من چون ایشان بیمار میبودند پلاس میپوشیدم جان خود را بروزه میرنجانیدم و دعایم بسینهام برمیگشت * ۱۴ مثل آنکه او دوست و برادرم میبود سرگردان میرفتم چون کسی که برای مادرش ماتم گیرد از حزن خم میشدم * ۱۵ ولی چون افتادم شادیکنان جمع شدند آن فرومایگان بر من جمع شدند و کسانی که نشناخته بودم مرا دریدند و ساکت نشدند * ۱۶ مثل فاجرانی که برای نان مسخرگی میکنند دندانهای خود را بر من میافشردند * ۱۷ ای خداوند تا بکی نظر خواهی کرد جانم را از خرابیهای ایشان برهان و یگانهٔ مرا از شیربچگان * ۱۸ و تو را در جماعتِ بزرگ حمد خواهم گفت ترا در میان قوم عظیم تسبیح خواهم خواند * ۱۹ تا آنانی که بیسبب دشمن منند بر من فخر نکنند و آنانی که بر من بیسبب بغض مینمایند چشمک نزنند * ۲۰ زیرا برای سلامتیسخن نمیگویند و بر آنانی که در زمین آرامند سخنان حیلهآمیز را تفکر میکنند * ۲۱ و دهان خود را بر من باز کرده میگویند هَههَه چشم ما دیده است * ۲۲ ای خداوند تو آن را دیدهای پس سکوت مفرما ای خداوند از من دور مباش * ۲۳ خویشتن را برانگیز و برای داد من بیدار شو ای خدای من و خداوند من برای دعوی من * ۲۴ ای یهوه خدایم مرا موافق عدل خود داد بده مبادا بر من شادی نمایند * ۲۵ تا در دل خود نگویند اینک مراد ما تا نگویند او را بلعیدهایم * ۲۶ و آنانی که در بدیِ من شادند با هم خجل و شرمنده شوند و آنانی که بر من تکبر میکنند بخجلت و رسوائی ملبس شوند * ۲۷ آنانی که خواهان حق منند ترنّم و شادی نمایند و دائماً گویند خداوند بزرگ است که بسلامتیِ بندهٔٔ خود رغبت دارد * ۲۸ و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و تسبیح تو را تمامیِ روز *

باب سی و ششم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود بندهٔٔ خداوند] معصیت شریر در اندرون دل منمیگوید که ترس خدا در مد نظر او نیست * ۲ زیرا خویشتن را در نظر خود تملق میگوید تا گناهش ظاهر نشود و مکروه نگردد * ۳ سخنان زبانش شرارت و حیله است از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است * ۴ شرارت را بر بستر خود تفکر میکند خود را براه ناپسند قائم کرده از بدی نفرت ندارد * ۵ ای خداوند رحمت تو در آسمانها است وامانت تو تا افلاک * ۶ عدالت تو مثل کوههای خداست و احکام تو لجهٔ عظیم ای خداوند انسان و بهایم را نجات میدهی * ۷ ای خدا رحمت تو چه ارجمند است بنیآدم زیر سایهٔ بالهای تو پناه میبرند * ۸ از چربی خانهٔ تو شاداب میشوند از نهر خوشیهای خود ایشان را مینوشانی * ۹ زیرا که نزد تو چشمهٔ حیات است و در نور تو نور را خواهیم دید * ۱۰ رحمت خود را برای عارفان خود مستدام فرما و عدالت خود را برای راست دلان * ۱۱ پای تکبر بر من نیاید و دست شریران مرا گریزان نسازد *

۱۲ در آنجا بدکرداران افتادهاند ایشان انداخته شدهاند و نمیتوانند برخاست *

باب سی و هفتم

۱ [مزمور داود] بهسبب شریران خویشتن را مشوشمساز و بر فتنهانگیزان حسد مبر * ۲ زیرا که مثل علف بزودی بریده میشوند و مثل علف سبز پژمرده خواهند شد * ۳ بر خداوند توکّل نما و نیکویی بکن در زمین ساکن باش و از امانت پرورده شو * ۴ و در خداوند تمتع ببر پس مسألت دل تو را بتو خواهد داد * ۵ طریق خود را بخداوند بسپار و بر وی توکّل کن که آن را انجام خواهد داد * ۶ و عدالت تو را مثل نور بیرون خواهد آورد و انصاف تو را مانند ظُهر * ۷ نزد خداوند ساکت شو و منتظر او باش و از شخص فرخنده طریق و مرد حیلهگر خود را مشوش مساز * ۸ از غضب برکنار شو و خشم را ترک کن خود را مشوش مساز که البته باعث گناهخواهد شد * ۹ زیرا که شریران منقطع خواهند شد و امّا منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود * ۱۰ هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود * ۱۱ و امّا حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانیِ سلامتی متلذذ خواهند گردید * ۱۲ شریر بر مرد عادل شورا میکند و دندانهای خود را بر او میافشرد * ۱۳ خداوند بر او خواهد خندید زیرا میبیند که روز او میآید * ۱۴ شریران شمشیر را برهنه کرده و کمان را کشیدهاند تا مسکین و فقیر را بیندازند و راستروان را مقتول سازند * ۱۵ شمشیر ایشان بدل خود ایشان فرو خواهد رفت و کمانهای ایشان شکسته خواهد شد * ۱۶ نعمتِ اندکِ یک مرد صالح بهتر است از اندوختههای شریران کثیر * ۱۷ زیرا که بازوهای شریران شکسته خواهد شد و امّا صالحان را خداوند تأیید میکند * ۱۸ خداوند روزهای کاملان را میداند و میراث ایشان خواهد بود تا ابدالآباد * ۱۹ در زمان بلا خجل نخواهند شد و در ایام قحط سیر خواهند بود * ۲۰ زیرا شریران هلاک میشوند و دشمنان خداوند مثل خرّمیمرتعها فانی خواهند شد بلی مثل دُخان فانی خواهند گردید * ۲۱ شریر قرض میگیرد و وفا نمیکند و امّا صالح رحیم و بخشنده است * ۲۲ زیرا آنانی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند و امّا آنانی که ملعون ویاند منقطع خواهند شد * ۲۳ خداوند قدمهای انسان را مستحکم میسازد و در طریقهایش سرور میدارد * ۲۴ اگر چه بیفتد افکنده نخواهد شد زیرا خداوند دستشرا میگیرد * ۲۵ من جوان بودم و الآن پیر هستم و مرد صالح را هرگز متروک ندیدهام و نه نسلش را که گدای نان بشوند * ۲۶ تمامی روز رئوف است و قرض دهنده و ذریت او مبارک خواهند بود * ۲۷ از بدی برکنار شو و نیکویی بکن پس ساکن خواهی بود تا ابدالآباد * ۲۸ زیرا خداوند انصاف را دوست میدارد و مقدّسان خود را ترک نخواهد فرمود ایشان محفوظ خواهند بود تا ابدالآباد و امّا نسل شریر منقطع خواهد شد * ۲۹ صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا بابد سکونت خواهند نمود * ۳۰ دهان صالح حکمت را بیان میکند و زبان او انصاف را ذکر مینماید * ۳۱ شریعت خدای وی در دل اوست پس قدمهایش نخواهد لغزید * ۳۲ شریر برای صالح کمین میکند و قصد قتل وی میدارد * ۳۳ خداوند او را در دستش ترک نخواهد کرد و چون بداوری آید بر وی فتوا نخواهد داد * ۳۴ منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار تا تو را بوراثت زمین برافرازد چون شریران منقطع شوند آن را خواهی دید * ۳۵ شریر را دیدم که ظلم پیشه بود و مثل درخت بومی سبز خود را بهر سو میکشید * ۳۶ امّا گذشت و اینک نیست گردید و او را جستجو کردم و یافت نشد * ۳۷ مرد کامل را ملاحظه کن و مرد راست را ببین زیرا که عاقبت آن مرد سلامتی است * ۳۸ امّا خطاکاران جمیعاً هلاک خواهند گردید و عاقبت شریران منقطع خواهد شد * ۳۹ و نجات صالحان از خداوند است و در وقت تنگی او قلعهٔ ایشان خواهد بود * ۴۰ و خداوند ایشان را اعانت کرده نجات خواهد داد ایشان را از شریران خلاص کرده خواهد رهانید زیرا بر او توکّل دارند *

باب سی و هشتم

۱ [مزمور داود برای تذکر] ای خداوند مرا در غضب خود توبیخ منما و در خشم خویش تأدیبم مفرما * ۲ زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته و دست تو بر من فرود آمده است * ۳ در جسد من بهسبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم بهسبب خطای خودم سلامتی نی * ۴ زیرا گناهانم از سرم گذشته است مثل بار گران از طاقتم سنگینتر شده * ۵ جراحات من متعفّن و مقروح شده است بهسبب حماقت من * ۶ به خود میپیچم و بینهایت منحنی شدهام تمامی روز ماتمکنان تردد میکنم * ۷ زیرا کمر من از سوزش پر شده است و در جسد من صحتی نیست * ۸ من بیحس و بینهایت کوفته شدهام و از فغان دل خود نعره میزنم * ۹ ای خداوند تمامیِ آرزوی من در مد نظر تو است و نالههای من از تو مخفی نمیباشد * ۱۰ دل من میطپد و قوّتم از من رفته است و نور چشمانم نیز با من نیست * ۱۱ دوستان و رفیقانم از بلای من برکنار میایستند و خویشان من دور ایستادهاند * ۱۲ آنانی که قصد جانم دارند دام میگسترند و بداندیشانم سخنان فتنهانگیز میگویند و تمام روز حیله را تفکر میکنند * ۱۳ و امّا من مثل کر نمیشنوم و مانند گُنگم که دهان خود را باز نکند * ۱۴ و مثل کسی گردیدهام که نمیشنود و کسی که در زبانش حجتی نباشد * ۱۵ زیرا که ای خداوند انتظار تو را میکشم تو ای یهوه خدایم جواب خواهی داد * ۱۶ چونکه گفتهام مبادا بر من شادی نمایند و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند * ۱۷ زیرا که برای افتادن نصب شدهام و درد من همیشه پیش روی من است * ۱۸ زیرا گناهخود را اخبار مینمایم و از خطای خود غمگین هستم * ۱۹ امّا دشمنانم زنده و زورآورند و آنانی که بیسبب بر من بغض مینمایند بسیارند * ۲۰ و آنانی که بعوض نیکی بمن بدی میرسانند بر من عداوت میورزند زیرا نیکویی را پیروی میکنم * ۲۱ ای خداوند مرا ترک منما ای خدای من از من دور مباش * ۲۲ و برای اعانت من تعجیل فرما ای خداوندی که نجات من هستی *

باب سی و نهم

۱ [رای یَدُوتون سالار مغنیان مزمور داود] گفتم راههای خود را حفظ خواهم کرد تا بزبانم خطا نورزم دهان خود را بلجام نگاه خواهم داشت مادامی که شریر پیش من است * ۲ من گنگ بودم و خاموش و از نیکویی نیز سکوت کردم و درد من بحرکت آمد * ۳ دلم در اندرونم گرم شد چون تفکر میکردم آتش افروخته گردید پس بزبان خود سخن گفتم * ۴ ای خداوند اجل مرا بر من معلوم ساز و مقدار ایامم را که چیست تا بفهمم چه قدر فانی هستم * ۵ اینک روزهایم را مثل یک وجب ساختهای و زندگانیام در نظر تو هیچ است یقیناً هر آدمی محض بطالت قرار داده شد سِلاه * ۶ اینک انسان در خیال رفتار میکند و محض بطالت مضطرب میگردد ذخیره میکند و نمیداند کیست که از آن تمتع خواهد برد * ۷ و الآن ای خداوند برای چه منتظر باشم امید من بر تو میباشد * ۸ مرا از همهٔ گناهانم برهان و مرا نزد جاهلان عار مگردان * ۹ من گنگ بودم وزبان خود را باز نکردم زیرا که تو این را کردهای * ۱۰ بلای خود را از من بردار زیرا که از ضرب دست تو من تلف میشوم * ۱۱ چون انسان را بهسبب گناهش بعتابها تأدیب میکنی نفایس او را مثل بید میگذاری یقیناً هر انسان محض بطالت است سِلاه * ۱۲ ای خداوند دعای مرا بشنو و بفریادم گوش بده و از اشکهایم ساکت مباش زیرا که من غریب هستم در نزد تو و نزیل هستم مثل جمیع پدران خود * ۱۳ روی [خشم] خود را از من بگردان تا فرحناک شوم قبل از آنکه رحلت کنم و نایاب گردم *

باب چهلم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] انتظار بسیار برای خداوند کشیدهام و بمن مایل شده فریاد مرا شنید * ۲ و مرا از چاه هلاکت برآورد و از گِلِ لجن و پایهایم را بر صخره گذاشته قدمهایم را مستحکم گردانید * ۳ و سرودی تازه در دهانم گذارد یعنی حمد خدای ما را بسیاری چون این را بینند ترسان شده بر خداوند توکّل خواهند کرد * ۴ خوشابحال کسی که بر خداوند توکّل دارد و بمتکبران ظالم و مرتدان دروغ مایل نشود * ۵ ای یَهُوَه خدای ما چه بسیار است کارهای عجیب که تو کردهای و تدبیرهائی که برای ما نمودهای در نزد تو آنها را تقویم نتوان کرد اگر آنها را تقریر و بیان بکنم از حد شمار زیاده است * ۶ در قربانی و هدیه رغبت نداشتی امّا گوشهای مرا باز کردی قربانیِ سوختنی و قربانی گناه را نخواستی * ۷ آنگاه گفتم اینک میآیم در طومار کتاب دربارهٔٔ من نوشته شده است * ۸ در بجا آوردن ارادهٔٔ تو ای خدای من رغبت میدارم و شریعت تو در اندرون دل من است * ۹ در جماعت بزرگ بعدالت بشارت دادهام اینک لبهای خود را باز نخواهم داشت و تو ای خداوند میدانی * ۱۰ عدالت تو را در دل خود مخفی نداشتهام امانت و نجات تو را بیان کردهام رحمت و راستیِ تو را از جماعت بزرگ پنهان نکردهام * ۱۱ پس تو ای خداوند لطف خود را از من باز مدار رحمت و راستیِ تو دائماً مرا محافظت کند * ۱۲ زیرا که بلایای بیشمار مرا احاطه میکند گناهانم دور مرا گرفته است بحدی که نمیتوانم دید از مویهای سر من زیاده است و دل من مرا ترک کرده است * ۱۳ ای خداوند مرحمت فرموده مرا نجات بده ای خداوند باعانت من تعجیل فرما * ۱۴ آنانی که قصد هلاکت جان من دارند جمیعاً خجل و شرمنده شوند و آنانی که در بدیِ من رغبت دارند بعقب برگردانیده و رسوا گردند * ۱۵ آنانی که بر من هَههَه میگویند بهسبب خجالت خویش حیران شوند * ۱۶ و امّا جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی نمایند و آنانی که نجات تو را دوست دارند دائماً گویند که خداوند بزرگ است * ۱۷ و امّا من مسکین و فقیر هستم و خداوند دربارهٔٔ من تفکر میکند تو معاون و نجاتدهندهٔ من هستی ای خدای من تأخیر مفرما *

باب چهل و یکم

۱ [رای سالار مغنیان مزمور داود] خوشابحال کسی که برای فقیر تفکر میکند خداوند او را در روز بلا خلاصی خواهد داد * ۲ خداوند او را محافظت خواهد کرد و زنده خواهد داشت او در زمین مبارک خواهد بود و او را بآرزوی دشمنانش تسلیم نخواهی کرد * ۳ خداوند او را بر بستر بیماری تأیید خواهد نمود تمامیِ خوابگاه او را در بیماریاش خواهی گسترانید * ۴ من گفتم ای خداوند بر من رحم نما جان مرا شفا بده زیرا بتو گناه ورزیدهام * ۵ دشمنانم دربارهٔٔ من ببدی سخن میگویند که کی بمیرد و نام او گُم شود * ۶ و اگر برای دیدن من بیاید سخن باطل میگوید و دلش در خود شرارت را جمع میکند چون بیرون رود آن را شایع میکند * ۷ و جمیع خصمانم با یکدیگر بر من نمّامی میکنند و دربارهٔٔ من بدی میاندیشند * ۸ که حادثهای مهلک بر او ریخته شده است و حال که خوابیده است دیگر نخواهد برخاست * ۹ و آن دوست خالص من که بر او اعتماد میداشتم که نان مرا نیز میخورْد پاشنهٔ خود را بر من بلند کرد * ۱۰ و امّا تو ای خداوند بر من رحم فرموده مرا برپا بدار تا مجازات بدیشان رسانم * ۱۱ از این میدانم که در من رغبت داری زیرا که دشمنم بر من فخر نمینماید * ۱۲ و مرا بهسبب کمالم مستحکم نمودهای و مرا بحضور خویش دائماً قائِم خواهی نمود * ۱۳ یهوه خدای اسرائیل متبارک باد از ازل تا بابد آمین و آمین *

باب چهل و دوم

۱ [رای سالار مغنیان قصیدهٔ بنیقورح] چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد * ۲ جان من تشنهٔ خداست تشنهٔ خدای حیّ که کی بیایم و بحضور خدا حاضر شوم * ۳ اشکهایم روز و شب نان من میبود چون تمامی روز مرا میگفتند خدای تو کجاست * ۴ چون این را بیاد میآورم جان خود را بر خود میریزم چگونه با جماعت میرفتم و ایشان را بخانهٔ خدا پیشروی میکردم بآواز ترنم و تسبیح در گروه عید کنندگان * ۵ ای جانم چرا منحنی شدهای و چرا در من پریشان گشتهای بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت * ۶ ای خدای من جانم در من منحنی شد بنابراین تو را از زمین اُرْدُن یاد خواهم کرد از کوههای حرمون و از جبل مِصْغَر * ۷ لجّه بلجّه ندا میدهد از آواز آبشارهای تو جمیع خیزابها و موجهای تو بر من گذشته است * ۸ در روزْ خداوند رحمت خود را خواهد فرمود و در شبْ سرود او با من خواهد بود و دعا نزد خدای حیات من * ۹ به خدا گفتهام ای صخرهٔ من چرا مرا فراموش کردهای چرا بهسبب ظلم دشمن ماتمکنان تردد بکنم * ۱۰ دشمنانم بکوبیدگی در استخوانهایم مرا ملامت میکنند چونکه همهٔ روزه مرا میگویند خدای تو کجاست * ۱۱ ای جان من چرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشتهای بر خدا امید دار زیرا که او را بازحمد خواهم گفت که نجات روی من و خدای من است *

باب چهل و سوم

۱ ای خدا مرا داوری کن و دعوای مرا با قوم بیرحم فیصل فرما و از مرد حیلهگر و ظالم مرا خلاصی ده * ۲ زیرا تو خدای قوّت من هستی چرا مرا دور انداختی چرا بهسبب ستم دشمن ماتم کنان تردد بکنم * ۳ نور و راستیِ خود را بفرست تا مرا هدایت نمایند و مرا بکوه مقدّس تو و مسکنهای تو رسانند * ۴ آنگاه بمذبح خدا خواهم رفت بسوی خدائی که سرور و خرمی من است و تو را ای خدا خدای من با بربط تسبیح خواهم خواند * ۵ ای جان من چرا منحنی شدهای و چرا در من پریشان گشتهای امید بر خدا دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت که نجات روی من و خدای من است *

باب چهل و چهارم

۱ [برای سالار مغنیان قصیدهٔ بنیقورح] ای خدا بگوشهای خود شنیدهایم و پدران ما ما را خبر دادهاند از کاری که در روزهای ایشان و در ایام سَلَف کردهای * ۲ تو بدست خود امّتها را بیرون کردی امّا ایشان را غرس نمودی قومها را تباه کردی امّا ایشان را منتشر ساختی * ۳ زیرا که بشمشیر خود زمین را تسخیر نکردند و بازوی ایشانْ ایشان را نجات نداد بلکه دست راست تو و بازو و نورِ روی تو زیرا از ایشان خرسند بودی * ۴ ای خدا تو پادشاه من هستی پس برنجات یعقوب امر فرما * ۵ به مدد تو دشمنان خود راخواهیم افکند و بنام تو مخالفان خویش را پایمال خواهیم ساخت * ۶ زیرا بر کمان خود توکّل نخواهم داشت و شمشیرم مرا خلاصی نخواهد داد * ۷ بلکه تو ما را از دشمنان ما خلاصی دادی و مُبْغِضان ما را خجل ساختی * ۸ تمامیِ روز بر خدا فخر خواهیم کرد و نام تو را تا بابد تسبیح خواهیم خواند سلاه * ۹ لیکن الآن تو ما را دور انداخته و رسوا ساختهای و با لشکرهای ما بیرون نمیآیی * ۱۰ و ما را از پیش دشمن روگردان ساختهای و خصمان ما برای خویشتن تاراج میکنند * ۱۱ ما را مثل گوسفندان برای خوراک تسلیم کردهای و ما را در میان امّتها پراکنده ساختهای * ۱۲ قوم خود را بیبها فروختی و از قیمت ایشان نفع نبردی * ۱۳ ما را نزد همسایگان ما عار گردانیدی اهانت و سخریّه نزد آنانی که گرداگرد مایند * ۱۴ ما را در میان امّتها ضربالمثل ساختهای جنبانیدن سر در میان قومها * ۱۵ و رسوائی من همهٔ روزه در نظر من است و خجالت رویم مرا پوشانیده است * ۱۶ از آواز ملامتگو و فحّاش از روی دشمن و انتقام گیرنده * ۱۷ این همهٔ بر ما واقع شد امّا تو را فراموش نکردیم و در عهد تو خیانت نورزیدیم * ۱۸ دل ما بعقب برنگردید و پایهای ما از طریق تو انحراف نورزید * ۱۹ هرچند ما را در مکان اژدرها کوبیدی و ما را بسایهٔ موت پوشانیدی * ۲۰ نام خدای خود را هرگز فراموش نکردیم و دست خود را بخدای غیر برنیفراشتیم * ۲۱ آیا خدا این را غوررسی نخواهد کرد زیرا او خفایای قلب را میداند * ۲۲ هر آینه بخاطر تو تمامی روز کشتهمیشویم و مثل گوسفندان ذبح شمرده میشویم * ۲۳ ای خداوند بیدار شو چرا خوابیدهای برخیز و ما را تا بابد دور مینداز * ۲۴ چرا روی خود را پوشانیدی و ذلّت و تنگی ما را فراموش کردی * ۲۵ زیرا که جان ما بخاک خم شده است و شکم ما بزمین چسبیده * ۲۶ بجهت اعانت ما برخیز و بخاطر رحمانیّت خود ما را فدیه ده *

باب چهل و پنجم

۱ [برای سالار مغنیان بر سوسنها قصیدهٔ بنیقورح سرود حبیبات] دل من بکلام نیکو میجوشد انشاء خود را دربارهٔٔ پادشاه میگویم زبان من قلم کاتب ماهر است * ۲ تو جمیلتر هستی از بنیآدم و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است بنابراین خدا تو را مبارک ساخته است تا ابدالآباد * ۳ ای جبار شمشیر خود را بر ران خود ببند یعنی جلال و کبریائی خویش را * ۴ و بکبریائی خود سوار شده غالب شو بجهت راستی و حلم و عدالت و دست راستت چیزهای ترسناک را بتو خواهد آموخت * ۵ به تیرهای تیزِ تو امّتها زیر تو میافتند و بدل دشمنانِ پادشاه فرو میرود * ۶ ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است عصای راستی عصای سلطنت تو است * ۷ عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی بنابراین خدا خدای تو تو را بروغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است * ۸ همهٔ رختهای تو مُرّ و عود و سلیخه است از قصرهای عاج که بتارها تو را خوش ساختند * ۹ دختران پادشاهان از زناننجیب تو هستند ملکه بدست راستت در طلای اوفیر ایستاده است * ۱۰ ای دختر بشنو و ببین و گوش خود را فرادار و قوم خود و خانهٔ پدرت را فراموش کن * ۱۱ تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود زیرا او خداوند تو است پس او را عبادت نما * ۱۲ و دختر صور با ارمغانی و دولتمندان قوم رضامندیِ تو را خواهند طلبید * ۱۳ دختر پادشاه تماماً در اندرون مجید است و رختهای او با طلا مُرَصَّع است * ۱۴ به لباس طرازدار نزد پادشاه حاضر میشود باکرههای همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد * ۱۵ به شادمانی و خوشی آورده میشوند و بقصر پادشاه داخل خواهند شد * ۱۶ به عوض پدرانت پسرانت خواهند بود و ایشان را بر تمامیِ جهان سروران خواهی ساخت * ۱۷ نام تو را در همهٔ دهرها ذکر خواهم کرد پس قومها تو را حمد خواهند گفت تا ابدالآباد *

باب چهل و ششم

۱ [برای سالار مغنیان سرود بنیقورح برعلاموت] خدا ملجا و قوّت ماست و مددکاری که در تنگیها فوراً یافت میشود * ۲ پس نخواهیم ترسید اگر چه جهان مبدل گردد و کوهها در قعر دریا بلرزش آید * ۳ اگر چه آبهایش آشوب کنند و بجوش آیند و کوهها از سرکشیِ آن متزلزل گردند سِلاه * ۴ نهری است که شعبههایش شهر خدا را فرحناک میسازد و مسکن قدوس حضرت اعلیٰ را * ۵ خدا در وسط اوست پس جنبش نخواهد خورد خدا او را اعانت خواهد کرد در طلوع صبح * ۶ امّتها نعره زدند و مملکتها متحرکگردیدند او آواز خود را داد پس جهان گداخته گردید * ۷ یَهُوَه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعهٔ بلند ما سِلاه * ۸ بیایید کارهای خداوند را نظاره کنید که چه خرابیها در جهان پیدا نمود * ۹ او جنگها را تا اقصای جهان تسکین میدهد کمان را میشکند و نیزه را قطع میکند و ارابهها را بآتش میسوزاند * ۱۰ بازایستید و بدانید که من خدا هستم در میان امّتها متعال و در جهان متعال خواهم شد * ۱۱ یهوه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعهٔ بلند ما سِلاه *

باب چهل و هفتم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور بنیقورح] ای جمیع امّتها دستک زنید نزد خدا بآواز شادی بانگ برآورید * ۲ زیرا خداوند متعال و مهیب است و بر تمامیِ جهان خدای بزرگ * ۳ قومها را در زیر ما مغلوب خواهد ساخت و طایفهها را در زیر پایهای ما * ۴ میراث ما را برای ما خواهد برگزید یعنی جلالت یعقوب را که دوست میدارد سِلاه * ۵ خدا بآواز بلند صعود نموده است خداوند بآواز کرنا * ۶ تسبیح بخوانید خدا را تسبیح بخوانید تسبیح بخوانید پادشاه ما را تسبیح بخوانید * ۷ زیرا خدا پادشاه تمامیِ جهان است بخردمندی تسبیح بخوانید * ۸ خدا بر امّتها سلطنت میکند خدا بر تخت قدس خود نشسته است * ۹ سروران قومها با قوم خدای ابراهیم جمع شدهاند زیرا که سپرهای جهان از آن خداست او بسیار متعال میباشد *

باب چهل و هشتم

۱ [سرود و مزمور بنیقورح] خداوند بزرگ است و بینهایت مجیددر شهر خدای ما و در کوه مقدس خویش * ۲ جمیل در بلندیاش و شادی تمامی جهان است کوه صهیون در جوانب شمال قریهٔ پادشاه عظیم * ۳ خدا در قصرهای آن بملجای بلند معروف است * ۴ زیرا اینک پادشاهان جمع شدند و با هم درگذشتند * ۵ ایشان چون دیدند متعجب گردیدند و در حیرت افتاده فرار کردند * ۶ لرزه بر ایشان در آنجا مستولی گردید و درد شدید مثل زنی که میزاید * ۷ تو کشتیهای ترشیش را بباد شرقی شکستی * ۸ چنانکه شنیده بودیم همچنان دیدهایم در شهر یهوه صبایوت در شهر خدای ما خدا آن را تا ابدالآباد مستحکم خواهد ساخت سِلاه * ۹ ای خدا در رحمت تو تفکر کردهایم در اندرون هیکل تو * ۱۰ ای خدا چنانکه نام تو است همچنان تسبیح تو نیز تا اقصای زمین دست راست تو از عدالت پُر است * ۱۱ کوه صهیون شادی میکند و دختران یهودا بوجد میآیند بهسبب داوریهای تو * ۱۲ صهیون را طواف کنید و گرداگرد او بخرامید و برجهای وی را بشمارید * ۱۳ دل خود را بحصارهایش بنهید و در قصرهایش تأمل کنید تا طبقهٔ آینده را اطلاع دهید *

۱۴ زیرا این خدا خدای ماست تا ابدالآباد و ما را تا بموت هدایت خواهد نمود *

باب چهل و نهم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور بنیقورح] ای تمامیِ قومها این را بشنوید ایجمیع سَکَنهٔ ربع مسکون این را گوش گیرید * ۲ ای عوام و خواص ای دولتمندان و فقیران جمیعاً * ۳ زبانم بحکمت سخن میراند و تفکر دل من فطانت است * ۴ گوش خود را بمَثَلی فرا میگیرم معمای خویش را بر بربط میگشایم * ۵ چرا در روزهای بلا ترسان باشم چون گناهِ پاشنههایم مرا احاطه میکند * ۶ آنانی که بر دولت خود اعتماد دارند و بر کثرت توانگری خویش فخر مینمایند * ۷ هیچ کس هرگز برای برادر خود فدیه نخواهد داد و کفّارهٔٔ او را بخدا نخواهد بخشید * ۸ زیرا فدیهٔ جان ایشان گرانبهاست و ابداً بدان نمیتوان رسید * ۹ تا زنده بماند تا ابدالآباد و فساد را نبیند * ۱۰ زیرا میبیند که حکیمان میمیرند و جاهلان و ابلهان با هم هلاک میگردند و دولتِ خود را برای دیگران ترک میکنند * ۱۱ فکر دل ایشان این است که خانههای ایشان دائمی باشد و مسکنهای ایشان دُوربهدُور و نامهای خود را بر زمینهای خود مینهند * ۱۲ لیکن انسان در حرمت باقی نمیماند بلکه مثل بهایم است که هلاک میشود * ۱۳ این طریقهٔ ایشان جهالت ایشان است و اعقاب ایشان سخن ایشان را میپسندند سلاه * ۱۴ مثل گوسفندان در هاویه رانده میشوند و موت ایشان را شبانی میکند و صبحگاهان راستان بر ایشان حکومت خواهند کرد و جمال ایشان در هاویه پوسیده خواهد شد تا مسکنی برای آن نباشد * ۱۵ لیکن خدا جان مرا ازدست هاویه نجات خواهد داد زیرا که مرا خواهد گرفت سلاه * ۱۶ پس ترسان مباش چون کسی دولتمند گردد و جلال خانهٔ او افزوده شود * ۱۷ زیرا چون بمیرد چیزی از آن نخواهد برد و جلالش در عقب او فرو نخواهد رفت * ۱۸ زیرا در حیات خود خویشتن را مبارک میخوانْد و چون بر خود احسان میکنی مردم ترا میستایند * ۱۹ لیکن بطبقهٔ پدران خود خواهد پیوست که نور را تا بابد نخواهند دید *

۲۰ انسانی که در حرمت است و فهم ندارد مثل بهایم است که هلاک میشود *

باب پنجاهم

۱ [مزمور آساف] خدا خدا یهوه تکلّم میکند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا بمغربش میخواند * ۲ از صهیون که کمال زیبائی است خدا تجلّی نموده است * ۳ خدای ما میآید و سکوت نخواهد نمود آتش پیش روی او میبلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود * ۴ آسمان را از بالا میخواند و زمین را تا قوم خود را داوری کند * ۵ مقدّسانِ مرا نزد من جمع کنید که عهد را با من بقربانی بستهاند * ۶ و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد زیرا خدا خود داور است سلاه * ۷ ای قوم من بشنوتا سخن گویم و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا خدای تو من هستم * ۸ دربارهٔٔ قربانیهایت تو را توبیخ نمیکنم و قربانیهای سوختنیِ تو دائماً در نظر من است * ۹ گوسالهای از خانهٔ تو نمیگیرم و نه بزی از آغل تو * ۱۰ زیراکه جمیع حیوانات جنگلاز آن منند و بهایمی که بر هزاران کوه میباشند * ۱۱ همهٔ پرندگان کوهها را میشناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند * ۱۲ اگر گرسنه میبودم تو را خبر نمیدادم زیرا ربع مسکون و پُری آن از آن من است * ۱۳ آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم * ۱۴ برای خدا قربانی تشکر را بگذران و نذرهای خویش را بحضرت اعلی وفا نما * ۱۵ پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجید بنمائی * ۱۶ و امّا بشریر خدا میگوید ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا بزبان خود بیاوری * ۱۷ چونکه تو از تأدیب نفرت داشتهای و کلام مرا پشتسر خود انداختهای * ۱۸ چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است * ۱۹ دهان خود را بشرارت گشودهای و زبانت حیله را اختراع میکند * ۲۰ نشستهای تا بضد برادر خود سخن رانی و دربارهٔٔ پسر مادر خویش غیبت گویی * ۲۱ این را کردی و من سکوت نمودم پس گمان بردی که من مثل تو هستم لیکن تو را توبیخ خواهم کرد و این را پیش نظر تو بترتیب خواهم نهاد * ۲۲ ای فراموشکنندگان خدا در این تفکر کنید مبادا شما را بدرم و رهانندهای نباشد *

۲۳ هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید میکند و آنکه طریق خود را راست سازد نجات خدا را بوی نشان خواهم داد *

باب پنجاه و یکم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود وقتی که ناتان نبی بعد از در آمدنش ببَتْشَبَع نزد او آمد] ای خدا بحسب رحمت خود بر منرحم فرما بحسب کثرت رأفتخویش گناهانم را محو ساز * ۲ مرا از عصیانم بکلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر کن * ۳ زیرا که من بمعصیت خود اعتراف میکنم و گناهم همیشه در نظر من است * ۴ به تو و بتو تنها گناه ورزیده و در نظر تو این بدی را کردهام تا در کلام خود مُصّدَق گردی و در داوری خویش مُزکّیٰ شوی * ۵ اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه بمن آبستن گردید * ۶ اینک براستیِ در قلب راغب هستی پس حکمت را در باطن من بمن بیاموز * ۷ مرا با زوفا پاک کن تا طاهر شوم مرا شست و شو کن تا از برف سفیدتر گردم * ۸ شادی و خرمی را بمن بشنوان تا استخوانهائی که کوبیدهای بوجد آید * ۹ روی خود را از گناهانم بپوشان و همهٔ خطایای مرا محو کن * ۱۰ ای خدا دل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه بساز * ۱۱ مرا از حضور خود مینداز و روح قدوس خود را از من مگیر * ۱۲ شادیِ نجات خود را بمن باز ده و بروح آزاد مرا تأیید فرما * ۱۳ آنگاه طریق تو را بخطاکاران تعلیم خواهم داد و گناهکاران بسوی تو بازگشت خواهند نمود * ۱۴ مرا از خونها نجات ده ای خدائی که خدای نجات من هستی تا زبانم بعدالت تو ترنّم نماید * ۱۵ خداوندا لبهایم را بگشا تا زبانم تسبیح تو را اخبار نماید * ۱۶ زیرا قربانی را دوست نداشتی والا میدادم قربانیِ سوختنی را پسند نکردی * ۱۷ قربانیهای خدا روح شکسته است خدایا دل شکسته و کوبیده را خوار نخواهی شمرد * ۱۸ به رضامندیِ خود بر صهیون احسان فرما وحصارهای اورشلیم را بنا نما *

۱۹ آنگاه از قربانیهای عدالت و قربانیهای سوختنیِ تمام راضی خواهی شد و گوسالهها بر مذبح تو خواهند گذرانید *

باب پنجاه و دوم

۱ [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود وقتی که دوآغ ادومی آمد و شاؤل را خبر داده گفت که داود بخانهٔ اخیمَلَک رفت] ای جبار چرا از بدی فخر میکنیرحمت خدا همیشه باقی است * ۲ زبان تو شرارت را اختراع میکند مثل اُستُرهٔ تیز ای حیله ساز * ۳ بدی را از نیکویی بیشتر دوست میداری و دروغ را زیادتر از راست گویی سلاه * ۴ همهٔ سخنان مهلک را دوست میداری ای زبان حیلهباز * ۵ خدا نیز تو را تا بابد هلاک خواهد کرد و تو را ربوده از مسکن تو خواهد کَند و ریشهٔٔ تو را از زمین زندگان سلاه * ۶ عادلان این را دیده خواهند ترسید و بر او خواهند خندید * ۷ هان این کسی است که خدا را قلعهٔ خویش ننمود بلکه بکثرت دولت خود توکّل کرد و از بدیِ خویش خود را زورآور ساخت * ۸ و امّا من مثل زیتون سبز در خانهٔ خدا هستم برحمت خدا توکّل میدارم تا ابدالآباد * ۹ تو را همیشه حمد خواهم گفت زیرا تو این را کردهای و انتظار نام تو را خواهم کشید زیرا نزد مقدّسان تو نیکوست *

باب پنجاه و سوم

۱ [برای سالار مغنیان بر ذوات اوتار قصیدهٔ داود] احمق در دل خود میگوید که خدایینیست فاسد شده شرارت مکروه کردهاند و نیکوکاری نیست * ۲ خدا از آسمان بر بنیآدم نظر انداخت تا ببیند که فهیم و طالب خدائی هست * ۳ همهٔ ایشان مرتد شده با هم فاسد گردیدهاند نیکوکاری نیست یکی هم نی * ۴ آیا گناهکاران بیمعرفت هستند که قوم مرا میخورند چنانکه نان میخورند و خدا را نمیخوانند * ۵ آنگاه سخت ترسان شدند جائی که هیچ ترس نبود زیرا خدا استخوانهای محاصره کنندهٔ تو را از هم پاشید آنها را خجل ساختهای زیرا خدا ایشان را رد نموده است *

۶ کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر میشد وقتی که خدا اسیریِ قوم خویش را برگردانَد یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادی خواهد کرد *

باب پنجاه و چهارم

۱ [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود بر ذوات اوتار وقتی که زیفیان نزد شاؤل آمده گفتند آیا داود نزد ما خود را پنهان نمیکند] ای خدا بنام خود مرا نجات بده و بهقوّت خویش بر من داوری نما * ۲ ای خدا دعای مرا بشنو و سخنان زبانم را گوش بگیر * ۳ زیرا بیگانگان بضد من برخاستهاند و ظالمان قصد جان من دارند و خدا را در مد نظر خود نگذاشتهاند سِلاه * ۴ اینک خدا مددکار من استخداوند از تأیید کنندگان جان من است * ۵ بدی را بر دشمنان من خواهد برگردانید براستیِ خود ریشهٔٔ ایشان را بکَن * ۶ قربانیهای تَبَرُّعی نزد تو خواهم گذرانید و نام تو را ای خداوند حمد خواهم گفت زیرا نیکوست * ۷ چونکه از جمیع تنگیها مرا خلاصی دادهای و چشم من بر دشمنانم نگریسته است *

باب پنجاه و پنجم

۱ [برای سالار مغنیان قصیدهٔ داود بر ذوات اوتار] ای خدا بدعای من گوش بگیر و خود را از تضرع من پنهان مکن * ۲ به من گوش فراگیر و مرا مستجاب فرما زیرا که در تفکر خود متحیرم و ناله میکنم * ۳ از آواز دشمن و بهسبب ظلم شریر زیرا که ظلم بر من میاندازند وبا خشم بر من جفا میکنند * ۴ دل من در اندرونم پیچ و تاب میکند و ترسهای موت بر من افتاده است * ۵ ترس و لرز بمن در آمده است وحشتی هولناک مرا در گرفته است * ۶ و گفتم کاش که مرا بالها مثل کبوتر میبود تا پرواز کرده استراحت مییافتم * ۷ هرآینه بجای دور میپریدم و در صحرا مأوا میگزیدم سلاه * ۸ میشتافتم بسوی پناهگاهی از باد تند و از طوفان شدید * ۹ ای خداوند آنها را هلاک کن و زبانهایشان را تفریق نما زیرا که در شهرْ ظلم و جنگ دیدهام * ۱۰ روز و شب بر حصارهایش گردش میکنند و شرارت و مشقت در میانش میباشد * ۱۱ فسادها در میان وی است و جور و حیله از کوچههایش دور نمیشود * ۱۲ زیرا دشمن نبود که مرا ملامت میکرد والاّ تحمل میکردم و خصم من نبود کهبر من سربلندی مینمود والاّ خود را از وی پنهان میساختم * ۱۳ بلکه تو بودی ای مرد نظیر من ای یار خالص و دوست صدیق من * ۱۴ که با یکدیگر مشورت شیرین میکردیم و بخانهٔ خدا در انبوه میخرامیدیم * ۱۵ موت بر ایشان ناگهان آید و زنده بگور فرو روند زیرا شرارت در مسکنهای ایشان و در میان ایشان است * ۱۶ و امّا من نزد خدا فریاد میکنم و خداوند مرا نجات خواهد داد * ۱۷ شامگاهان و صبح و ظهر شکایت و ناله میکنم و او آواز مرا خواهد شنید * ۱۸ جانم را از جنگی که بر من شده بود بسلامتی فدیه داده است زیرا بسیاری با من مقاومت میکردند * ۱۹ خدا خواهد شنید و ایشان را جواب خواهد داد او که از ازل نشسته است سِلاه زیراکه در ایشان تبدیلها نیست و از خدا نمیترسند * ۲۰ دست خود را بر صلحاندیشان خویش دراز کرده و عهد خویش را شکسته است * ۲۱ سخنانِ چربِ زبانشْ نرم لیکن دلش جنگ است سخنانش چربتر از روغن لیکن شمشیرهای برهنه است * ۲۲ نصیب خود را بخداوند بسپار و تو را رزق خواهد داد او تا بابد نخواهد گذاشت که مردِ عادل جنبش خورد * ۲۳ و تو ای خدا ایشان را بچاه هلاکت فرو خواهی آورد مردمان خونریز و حیلهساز روزهای خود را نیمه نخواهند کرد لیکن من بر تو توکّل خواهم داشت *

باب پنجاه و ششم

۱ [برای سالار مغنیان بر فاختهٔ ساکت در بلاد بعیده مکتوم داود وقتی که فلسطینیان او را در جَتّ گرفتند] ای خدا بر من رحم فرما زیرا که انسانمرا بشدت تعاقب میکند تمامی روز جنگ کرده مرا اذیت مینماید * ۲ خصمانم تمامیِ روز مرا بشدت تعاقب میکنند زیرا که بسیاری با تکبر با من میجنگند * ۳ هنگامی که ترسان شوم من بر تو توکّل خواهم داشت * ۴ در خدا کلام او را خواهم ستود بر خدا توکّل کرده نخواهم ترسید انسان بمن چه میتواند کرد * ۵ هر روزه سخنان مرا منحرف میسازند همهٔ فکرهای ایشان دربارهٔٔ من برشرارت است * ۶ ایشان جمع شده کمین میسازند بر قدمهای من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند * ۷ آیا ایشان بهسبب شرارت خود نجات خواهند یافت ای خدا امّتها را در غضب خویش بینداز * ۸ تو آوارگیهای مرا تقریر کردهای اشکهایم را در مشک خود بگذار آیا این در دفتر تو نیست * ۹ آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم روخواهند گردانید این را میدانم زیرا خدا با من است * ۱۰ در خدا کلام او را خواهم ستود در خداوند کلام او را خواهم ستود * ۱۱ بر خدا توکّل دارم پس نخواهم ترسید آدمیان بمن چه میتوانند کرد * ۱۲ ای خدا نذرهای تو بر مناست قربانیهای حمد را نزد تو خواهم گذرانید * ۱۳ زیرا که جانم را از موت رهانیدهای آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نور زندگان بحضور خدا سالک باشم *

باب پنجاه و هفتم

۱ [برای سالار مغنیان برلاتهلک مکتوم داود وقتی که از حضور شاؤل بمغاره فرار کرد] ای خدا بر من رحم فرما بر من رحم فرما زیرا جانم در تو پناه میبرد و در سایهٔ بالهای تو پناه میبرم تا این بلایا بگذرد * ۲ نزد خدای تعالی آواز خواهم داد نزد خدائی که همهچیز را برایم تمام میکند * ۳ از آسمان فرستاده مرا خواهد رهانید زیرا تعاقب کنندهٔ سخت من ملامت میکند سلاه خدا رحمت و راستیِ خود را خواهد فرستاد * ۴ جان من در میان شیران است در میان آتشافروزان میخوابم یعنی آدمیانی که دندانهایشان نیزهها و تیرهاست و زبان ایشان شمشیر بُرَنده است * ۵ ای خدا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر تمامیِ جهان * ۶ دامی برای پایهایم مهیا ساختند و جانم خم گردید چاهی پیش رویم کندند و خود در میانش افتادند سلاه * ۷ دل من مستحکم است خدایا دل من مستحکم است سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود * ۸ ای جلال من بیدار شو ای بربط و عود بیدار شو صبحگاهان من بیدار خواهم شد * ۹ ای خداوند تو را در میان امّتها حمد خواهم گفت تو را در میان قومها تسبیح خواهم خواند * ۱۰ زیرا رحمت تو تا آسمانها عظیم است و راستیِ تو تا افلاک *

۱۱ خدایا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر تمامیِ جهان *

باب پنجاه و هشتم

۱ [برای سالار مغنیان برلاتهلک مکتوم داود] آیا فیالحقیقت بعدالتی که گنگاست سخن میگویید و ای بنیآدم آیا براستی داوری مینمایید * ۲ بلکه در دل خود شرارتها بعمل میآورید و ظلمِ دستهای خود را در زمین از میزان درمیکنید * ۳ شریران از رَحِم منحرف هستند از شکم مادر دروغ گفته گمراه میشوند * ۴ ایشان را زهری است مثل زهر مار مثل افعیِ کر که گوش خود را میبندد * ۵ که آواز افسونگران را نمیشنود هر چند بمهارت افسون میکند * ۶ ای خدا دندانهایشان را در دهانشان بشکن ای خداوند دندانهای شیران را خرد بشکن * ۷ گداخته شده مثل آب بگذرند چون او تیرهای خود را میاندازد در ساعت منقطع خواهند شد * ۸ مثل حلزون که گداخته شده میگذرد مثل سِقْط زن آفتاب را نخواهند دید * ۹ قبل از آنکه دیگهای شما آتشِ خارها را احساس کند آنها را چه تر و چه خشک خواهد رُفت * ۱۰ مردِ عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود پایهای خود را بخون شریر خواهد شست * ۱۱ و مردم خواهند گفت هرآینه ثمرهای برای عادلان هست هر آینه خدائی هست که در جهان داوری میکند *

باب پنجاه و نهم

۱ [برای سالار مغنیان بر لاتَهَلَک مکتوم داود وقتی که شاؤل فرستاد که خانه را کشیک بکَشَند تا او را بکُشند] ای خدایم مرا از دشمنانم برهان مرا از مقاومت کنندگانم برافراز * ۲ مرا از گناهکاران خلاصی ده و از مردمان خونریز رهائی بخش * ۳ زیرا اینک برای جانم کمین میسازند و زورآوران بضد من جمع شدهاند بدون تقصیر من ای خداوند و بدون گناه من * ۴ بیقصورِ من میشتابند و خود را آماده میکنند پس برای ملاقات من بیدار شو و ببین * ۵ امّا تو ای یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل بیدار شده همهٔ امّتها را مکافات برسان و بر غدارانِ بدکار شفقت مفرما سِلاه * ۶ شامگاهان برمیگردند و مثل سگ بانگ میکنند و در شهر دور میزنند * ۷ از دهان خود بدی را فرو میریزند در لبهای ایشان شمشیرهاست زیرا میگویند کیست که بشنود * ۸ و امّا تو ای خداوند بر ایشان خواهی خندید و تمامیِ امّتها را استهزا خواهی نمود * ۹ ای قوّت من بسوی تو انتظار خواهم کشید زیرا خدا قلعهٔ بلند من است * ۱۰ خدای رحمت من پیش روی من خواهد رفت خدا مرا بردشمنانم نگران خواهد ساخت * ۱۱ ایشان را بقتل مرسان مبادا قوم من فراموش کنند ایشان را بقوّت خود پراکنده ساخته بزیر انداز ای خداوند که سپر ما هستی * ۱۲ بهسبب گناهِ زبان و سخنان لبهای خود در تکبر خویش گرفتار شوند و بعوض لعنت و دروغی که میگویند * ۱۳ ایشان را فانیکن در غضب فانی کن تا نیست گردند و بدانند که خدا در یعقوب تا اقصای زمین سلطنت میکند سِلاه * ۱۴ و شامگاهان برگردیده مثل سگ بانگ زنند و در شهر گردش کنند * ۱۵ و برای خوراک پراکنده شوند و سیر نشده شب را بسر برند * ۱۶ و امّا من قوّت تو را خواهم سرایید و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود زیرا قلعهٔ بلند من هستی و در روز تنگی ملجای منی * ۱۷ ای قوّت من برای تو سرود میخوانم زیرا خدا قلعه بلند من است و خدای رحمت من *

باب شصتم

۱ [برای سالار مغنیان بر سوسنِ شهادت مکتوم داود برای تعلیم وقتی که با اَرَمْ نهرین و اَرَمْ صوبَه از در مقاتله بیرون آمد و یوآب برگشته دوازده هزار نفر از ادومیان را در وادی الملح کُشت] ای خدا ما را دور انداخته پراکنده ساختهای خشمناک بودی بسوی ما رجوع فرما * ۲ زمین را متزلزل ساخته آن را شکافتهای شکستگیهایش را شفا ده زیرا بجنبش آمده است * ۳ چیزهای مشکل را بقوم خود نشان دادهای بادهٔ سرگردانی بما نوشانیدهای * ۴ عَلَمیبه ترسندگان خود دادهای تا آن را برای راستی برافرازند سلاه * ۵ تا حبیبان تو نجات یابند بدست راست خود نجات ده و مرا مستجاب فرما * ۶ خدا در قدوسیت خود سخن گفته است پس وجد خواهم نمود شکیم را تقسیم میکنم و وادی سکّوت را خواهم پیمود * ۷ جِلْعاد از آن من است مَنَسّی از آن من افرایم خود سر مناست و یهودا عصای سلطنت من * ۸ موآب ظرف طهارت من است و بر اَدُوم کفش خود را خواهم انداخت ای فلسطین برای من بانگ برآور * ۹ کیست که مرا بشهر حصین درآورد و کیست که مرا بادوم رهبری کند * ۱۰ مگر نه تو ای خدا که ما را دور انداختهای و با لشکرهای ما ای خدا بیرون نمیآیی * ۱۱ مرا از دشمن اعانت فرما زیرا معاونت انسان باطل است * ۱۲ با خدا ظفر خواهیم یافت زیرا اوست که دشمنان ما را پایمال خواهد کرد *

باب شصت و یکم

۱ [برای سالار مغنیان برذوات اوتار مزمور داود] ای خدا فریاد مرا بشنو و دعای مرا اجابت فرما * ۲ از اقصای جهان تو را خواهم خواند هنگامی که دلم بیهوش میشود مرا بصخرهای که از من بلندتر است هدایت نما * ۳ زیرا که تو ملجای من بودهای و برج قوی از روی دشمن * ۴ در خیمهٔٔ تو ساکن خواهم بود تا ابدالآباد زیر سایهٔ بالهای تو پناه خواهم برد سلاه * ۵ زیرا تو ای خدا نذرهای مرا شنیدهای و میراث ترسندگان نام خود را بمن عطا کردهای * ۶ بر عمر پادشاه روزها خواهی افزود و سالهای او تا نسلها باقی خواهد ماند * ۷ به حضور خدا خواهد نشست تا ابدالآباد رحمت و راستی را مهیا کن تا او را محافظت کنند * ۸ پس نام تو را تا بابد خواهم سرایید تا هر روز نذرهای خود را وفا کنم *

باب شصت و دوم

۱ [برای یدوتون سالار مغنیان مزمور داود] جان من فقط برای خدا خاموشمیشود زیرا که نجات من از جانب اوست * ۲ او تنها صخره و نجات من است و قلعهٔ بلند من پس بسیار جنبش نخواهم خورد * ۳ تا بکی بر مردی هجوم میآورید تا همگی شما او را هلاک کنید مثل دیوارِ خمشده و حصارِ جنبش خورده * ۴ در این فقط مشورت میکنند که او را از مرتبهاش بیندازند و دروغ را دوست میدارند بزبان خود برکت میدهند و در دل خود لعنت میکنند سلاه * ۵ ای جان من فقط برای خدا خاموش شو زیرا که امید من از وی است * ۶ او تنها صخره و نجات من است و قلعهٔ بلند من تا جنبش نخورم * ۷ برخداست نجات و جلال من صخرهٔ قوّت من و پناه من در خداست * ۸ ای قوم همهٔ وقت بر او توکّل کنید و دلهای خود را بحضور وی بریزید زیرا خدا ملجای ماست سِلاه * ۹ البته بنیآدم بطالتاند و بنیبشر دروغ در ترازو بالا میروند زیرا جمیعاً از بطالت سبکترند * ۱۰ بر ظلم توکّل مکنید و بر غارت مغرور مشوید چون دولت افزوده شود دل در آن مبندید * ۱۱ خدا یک بار گفته است و دو بار این را شنیدهام که قوّت از آن خداست * ۱۲ ای خداوند رحمت نیز از آن تو است زیرا بهر کس موافق عملش جزا خواهی داد *

باب شصت و سوم

۱ [مزمور داود هنگامی که در صحرای یهودا بود] ای خدا تو خدای من هستی در سَحَر تو را خواهم طلبید جان من تشنهٔ تو است و جسدم مشتاق تو در زمینِ خشکِ تشنهٔ بیآب * ۲ چنانکه در قدس بر تو نظر کردم تا قوّت و جلال تو را مشاهده کنم * ۳ چونکه رحمت تو از حیات نیکوتر است پس لبهای من ترا تسبیح خواهد خواند * ۴ از این رو تا زنده هستم تو را متبارک خواهم خواند و دستهای خود را بنام تو خواهم برافراشت * ۵ جان من سیر خواهد شد چنانکه از مغز و پیه و زبان من بلبهای شادمانی تو را حمد خواهد گفت * ۶ چون تو را بر بستر خود یاد میآورم و در پاسهای شب در تو تفکر میکنم * ۷ زیرا تو مددکار من بودهای و زیر سایهٔ بالهای تو شادی خواهم کرد * ۸ جان من بتو چسبیده است و دست راست تو مرا تأیید کرده است * ۹ و امّا آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد و در اسفل زمین فرو خواهند رفت * ۱۰ ایشان بدم شمشیر سپرده میشوند و نصیب شغالها خواهند شد * ۱۱ امّا پادشاه در خدا شادی خواهد کرد و هر که بدو قسم خورَد فخر خواهد نمود زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد گردید *

باب شصت و چهارم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خدا وقتی که تضرع مینمایم آواز مرا بشنو و حیاتم را از خوف دشمن نگاهدار * ۲ مرا از مشاورت شریران پنهان کن و از هنگامهٔ گناهکاران * ۳ که زبان خود را مثل شمشیرتیز کردهاند و تیرهای خود یعنی سخنان تلخ را بر زه آراستهاند * ۴ تا در کمینهای خود بر مرد کامل بیندازند ناگهان بر او میاندازند و نمیترسند * ۵ خویشتن را برای کار زشت تقویّت میدهند دربارهٔٔ پنهان کردن دامها گفتگو میکنند میگویند کیست که ما را ببیند * ۶ کارهای بد را تدبیر میکنند و میگویند تدبیر نیکو کردهایم و اندرون و قلب هر یک از ایشان عمیق است * ۷ امّا خدا تیرها بر ایشان خواهد انداخت و ناگهان جراحتهای ایشان خواهد شد * ۸ و زبانهای خود را برخود فرود خواهند آورد و هر که ایشان را بیند فرار خواهد کرد * ۹ و جمیع آدمیان خواهند ترسید و کار خدا را اعلام خواهند کرد و عمل او را درک خواهند نمود * ۱۰ و مرد صالح در خداوند شادی میکند و بر او توکّل میدارد و جمیع راستدلان فخر خواهند نمود *

باب شصت و پنجم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور و سرود داود] ای خدا تسبیح در صهیون منتظر توست و نذرها برای تو وفا خواهد شد * ۲ ای که دعا میشنوی نزد تو تمامیِ بشر خواهند آمد * ۳ گناهان بر من غالب آمده است تو تقصیرهای مرا کفّاره خواهی کرد * ۴ خوشابحال کسی که او را برگزیده و مُقَّرَب خود ساختهای تا بدرگاههای تو ساکن شود از نیکوییِ خانهٔ تو سیر خواهیم شد و از قدوسیت هیکل تو * ۵ به چیزهای ترسناک در عدل ما را جواب خواهی داد ای خدائی که نجات ما هستی ای که پناه تمامیِ اقصای جهان و ساکنان بعیدهٔ دریاهستی * ۶ و کوهها را بقوّت خود مستحکم ساختهای و کمر خود را بقدرت بستهای * ۷ و تلاطم دریا را ساکن میگردانی تلاطم امواج آن و شورش امّتها را * ۸ ساکنان اقصای جهان از آیات تو ترسانند مَطْلَعهای صبح و شام را شادمان میسازی * ۹ از زمین تفقد نموده آن را سیراب میکنی و آن را بسیار توانگر میگردانی نهر خدا از آب پر است غلهٔ ایشان را آماده میکنی زیرا که بدین طور تهیه کردهای * ۱۰ پشتههایش را سیراب میکنی و مرزهایش را پست میسازی ببارشها آن را شاداب مینمائی نباتاتش را برکت میدهی * ۱۱ به احسان خویش سال را تاجدار میسازی و راههای تو چربی را میچکاند * ۱۲ مرتعهای صحرا نیز میچکاند و کمر تلها بشادمانی بسته شده است * ۱۳ چمنها بگوسفندان آراسته شده است و درّهها بغله پیراسته از شادی بانگ میزنند و نیز میسرایند *

باب شصت و ششم

۱ [برای سالار مغنیان سرود و مزمور] ای تمامیِ زمین برای خدا بانگ شادمانی بزنید * ۲ جلال نام او را بسرایید و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید * ۳ خدا را گویید چه مَهیب است کارهای تو از شدت قوّت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند کرد * ۴ تمامیِ زمین تو را پرستش خواهند کرد و تو را خواهند سرایید و بنام تو ترنم خواهند نمود سِلاه * ۵ بیایید کارهای خدا را مشاهده کنید او درکارهای خود ببنیآدم مهیب است * ۶ دریا را بخشکی مبدل ساخت و مردم از نهر با پا عبور کردند در آنجا بدو شادی نمودیم * ۷ در توانائیِ خود تا بابد سلطنت میکند و چشمانش مراقب امّتها است فتنهانگیزانْ خویشتن را برنیفرازند سِلاه * ۸ ای قومها خدای ما را متبارک خوانید و آواز تسبیح او را بشنوانید * ۹ که جانهای ما را در حیات قرار میدهد و نمیگذارد که پایهای ما لغزش خورد * ۱۰ زیرا ای خدا تو ما را امتحان کردهای و ما را غال گذاشتهای چنانکه نقره را غال میگذارند * ۱۱ ما را بدام درآوردی و باری گران بر پشتهای ما نهادی * ۱۲ مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی و بآتش و آب در آمدیم پس ما را بجای خرم بیرون آوردی * ۱۳ قربانیهای سوختنی بخانهٔ تو خواهم آورد نذرهای خود را بتو وفا خواهم نمود * ۱۴ که لبهای خود را بر آنها گشودم و در زمان تنگیِ خود آنها را بزبان خود آوردم * ۱۵ قربانیهای سوختنیِ پرواری را نزد تو خواهم گذرانید گوسالهها و بزها را با بخور قوچها ذبح خواهم کرد سلاه * ۱۶ ای همهٔ خداترسان بیایید و بشنوید تا از آنچه او برای جان من کرده است خبر دهم * ۱۷ به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبیح بلند بر زبان من بود * ۱۸ اگر بدی را در دل خود منظور میداشتم خداوند مرا نمیشنید * ۱۹ لیکن خدا مرا شنیده است و بآواز دعای من توجه فرموده * ۲۰ متبارک باد خدا که دعای مرا از خود و رحمت خویش را از من برنگردانیده است *

باب شصت و هفتم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور و سرود برذوات اوتار] خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازد و نور روی خود را بر ما متجلی فرماید سِلاه * ۲ تا راه تو در جهان معروف گردد و نجات تو بجمیع امّتها * ۳ ای خدا قومها تو را حمد گویند جمیع قومها تو را حمد گویند * ۴ امّتها شادی و ترنم خواهند نمود زیرا قومها را بانصاف حکم خواهی نمود و امّتهای جهان را هدایت خواهی کرد سلاه * ۵ ای خدا قومها تو را حمد گویند جمیع قومها تو را حمد گویند * ۶ آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد و خدا خدای ما ما را مبارک خواهد فرمود * ۷ خدا ما را مبارک خواهد فرمود و تمامیِ اقصای جهان از او خواهند ترسید *

باب شصت و هشتم

۱ [رای سالار مغنیان مزمور و سرود داود] خدا برخیزد و دشمنانش پراکندهشوند و آنانی که از او نفرت دارند از حضورش بگریزند * ۲ چنانکه دود پراکنده میشود ایشان را پراکنده ساز و چنانکه موم پیش آتش گداخته میشود همچنان شریران بحضور خدا هلاک گردند * ۳ امّا صالحان شادی کنند و در حضور خدا بوجد آیند و بشادمانی خرسند شوند * ۴ برای خدا سرود بخوانید و بنام او ترنم نمایید و راهی درست کنید برای او که در صحراها سوار است نام او یهوه است بحضورش بوجد آیید * ۵ پدر یتیمان و داور بیوه زنان خداست در مسکن قدسخود * ۶ خدا بیکسان را ساکن خانه میگرداند و اسیران را برستگاری بیرون میآورد لیکن فتنهانگیزان در زمینِ تفتیده ساکن خواهند شد * ۷ ای خدا هنگامی که پیش روی قوم خود بیرون رفتی هنگامی که در صحرا خرامیدی سلاه * ۸ زمین متزلزل شد و آسمان بحضور خدا بارید این سینا نیز از حضور خدا خدای اسرائیل * ۹ ای خدا باران نعمتها بارانیدی و میراثت را چون خسته بود مستحکم گردانیدی * ۱۰ جماعت تو در آن ساکن شدند ای خدا بجود خویش برای مساکین تدارک دیدهای * ۱۱ خداوند سخن را میدهد مبشرات انبوه عظیمی میشوند * ۱۲ ملوک لشکرها فرار کرده منهزم میشوند و زنی که در خانه مانده است غارت را تقسیم میکند * ۱۳ اگرچه در آغلها خوابیده بودید لیکن مثل بالهای فاخته شدهاید که بنقره پوشیده است و پرهایش بطلای سرخ * ۱۴ چون قادر مطلق پادشاهان را در آن پراکنده ساخت مثل برف بر صَلْمُون درخشان گردید * ۱۵ کوه خدا کوه باشان است کوهی با قلههای افراشته کوه باشان است * ۱۶ ای کوههای با قلههای افراشته چرا نگرانید بر این کوهی که خدا برای مسکن خود برگزیده است هر آینه خداوند در آن تا بابد ساکن خواهد بود * ۱۷ ارابههای خدا کرورها و هزارهاست خداوند در میان آنهاست و سینا در قدس است * ۱۸ بر اعلیٰ علیین صعود کرده و اسیران را باسیری بردهای از آدمیان بخششها گرفتهای بلکه از فتنهانگیزان نیز تا یهوه خدا در ایشان مسکن گیرد * ۱۹ متبارک باد خداوندی که هر روزه متحمل بارهای ما میشودو خدائی که نجات ماست سلاه * ۲۰ خدا برای ما خدای نجات است و مَفَّرهای موت از آن خداوند یَهُوَه است * ۲۱ هر آینه خدا سردشمنان خود را خرد خواهد کوبید و کلهٔ مویدار کسی را که در گناه خود سالک باشد * ۲۲ خداوند گفت از باشان باز خواهم آورد از ژرفیهای دریا باز خواهم آورد * ۲۳ تا پای خود را در خون فروبری و زبان سگان تو از دشمنانت بهرهٔ خود را بیابد * ۲۴ ای خدا طریقهای تو را دیدهاند یعنی طریقهای خدا و پادشاه مرا در قدس * ۲۵ در پیش رو مغنیان میخرامند و در عقب سازندگان و در وسط دوشیزگان دفّ زن * ۲۶ خدا را در جماعتها متبارک خوانید و خداوند را از چشمهٔ اسرائیل * ۲۷ آنجاست بنیامین صغیر حاکم ایشان و رؤسای یهودا محفل ایشان رؤسای زبولون و رؤسای نفتالی * ۲۸ خدایت برای تو قوّت را امر فرموده است ای خدا آنچه را که برای ما کردهای استوار گردان * ۲۹ بهسبب هیکل تو که در اورشلیم است پادشاهان هدایا نزد تو خواهند آورد * ۳۰ و وحش نیزار را توبیخ فرما و رمهٔ گاوان را با گوسالههای قوم که با شمشهای نقره نزد تو گردن مینهند و قومهائی که جنگ را دوست میدارند پراکنده ساخته است * ۳۱ سروران از مصر خواهند آمد و حبشه دستهای خود را نزد خدا بزودی دراز خواهد کرد * ۳۲ ای ممالک جهان برای خدا سرود بخوانید برای خداوند سرود بخوانید سلاه * ۳۳ برای او که بر فلکالافلاک قدیمی سوار است اینک آواز خود را میدهد آوازی که پُرقوّت است * ۳۴ خدارا بقوّت توصیف نمایید جلال وی بر اسرائیل است و قوّت او در افلاک * ۳۵ ای خدا از قدسهای خود مَهیب هستی خدای اسرائیل قوم خود را قوّت و عظمت میدهد متبارک باد خدا *

باب شصت و نهم

۱ [برای سالار مغنیان بر سوسنها مزمور داود] خدایا مرا نجات ده زیرا آبها بجان من درآمده است * ۲ در خَلاب ژرف فرو رفتهام جائی که نتوان ایستاد بآبهای عمیق درآمدهام و سیل مرا میپوشاند * ۳ از فریاد خود خسته شدهام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است * ۴ آنانی که بیسبب از من نفرت دارند از مویهای سرم زیادهاند و دشمنانِ ناحقِ من که قصد هلاکت من دارند زورآورند پس آنچه نگرفته بودم رد کردم * ۵ ای خدا تو حماقت مرا میدانی و گناهانم از تو مخفی نیست * ۶ ای خداوند یهوه صبایوت منتظرین تو بهسبب من خجل نشوند ای خدای اسرائیل طالبان تو بهسبب من رسوا نگردند * ۷ زیرا بخاطر تو متحمل عار گردیدهام و رسوائی روی من مرا پوشیده است * ۸ نزد برادرانم اجنبی شدهام و نزد پسران مادر خود غریب * ۹ زیرا غیرت خانهٔ تو مرا خورده است و ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من طاری گردیده * ۱۰ روزه داشته جان خود را مثل اشک ریختهام و این برای من عار گردیده است * ۱۱ پلاس را لباس خود ساختهام و نزد ایشان ضربالمثل گردیدهام * ۱۲ دروازه نشینان دربارهٔٔ من حرف میزنند و سرود میگساران گشتهام * ۱۳ و امّا من ای خداوند دعای خود را در وقت اجابت نزد تو میکنم ای خدا در کثرت رحمانیت خود و راستیِ نجات خود مرا مستجاب فرما * ۱۴ مرا از خَلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرتکنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم * ۱۵ مگذار که سَیَلان آب مرا بپوشاند و ژرفی مرا ببلعد و هاویه دهان خود را بر من ببندد * ۱۶ ای خداوند مرا مستجاب فرما زیرا رحمت تو نیکوست بکثرت رحمانیتت بر من توجه نما * ۱۷ و روی خود را از بندهات مپوشان زیرا در تنگی هستم مرا بزودی مستجاب فرما * ۱۸ به جانم نزدیک شده آن را رستگار ساز بهسبب دشمنانم مرا فدیه ده * ۱۹ تو عار و خجالت و رسوائی مرا میدانی و جمیع خصمانم پیش نظر تواند * ۲۰ عار دلِ مرا شکسته است و بشدت بیمار شدهام انتظار مُشْفِقی کشیدم ولی نبود و برای تسلیدهندگان امّا نیافتم * ۲۱ مرا برای خوراک زردآب دادند و چون تشنه بودم مرا سرکه نوشانیدند * ۲۲ پس مائدهٔ ایشان پیش روی ایشان تله باد و چون مطمئن هستند دامی باشد * ۲۳ چشمان ایشان تار گردد تا نبینند و کمرهای ایشان را دائماً لرزان گردان * ۲۴ خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد * ۲۵ خانههای ایشان مخروبه گردد و در خیمههای ایشان هیچکس ساکن نشود * ۲۶ زیرا برکسی که تو زدهای جفا میکنند و دردهای کوفتگان تو را اعلان مینمایند * ۲۷ گناه بر گناه ایشان مزید کن و در عدالت تو داخل نشوند * ۲۸ از دفتر حیات محوشوند و با صالحین مرقوم نگردند * ۲۹ و امّا من مسکین و دردمند هستم پس ای خدا نجات تو مرا سرافراز سازد * ۳۰ و نام خدا را با سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود * ۳۱ و این پسندیدهٔ خدا خواهد بود زیاده از گاو و گوسالهای که شاخها و سمها دارد * ۳۲ حلیمان این را دیده شادمان شوند و ای طالبان خدا دل شما زنده گردد * ۳۳ زیرا خداوند فقیران را مستجاب میکند و اسیران خود را حقیر نمیشمارد * ۳۴ آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند آبها نیز و آنچه در آنها میجنبد * ۳۵ زیرا خدا صهیون را نجات خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سکونت نمایند و آن را متصرف گردند * ۳۶ و ذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی که نام او را دوست دارند در آن ساکن خواهند گردید *

باب هفتادم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود بجهت یادگاری] خدایا برای نجات من بشتاب ای خداوند باعانت من تعجیل فرما * ۲ آنانی که قصد جان من دارند خجل و شرمنده شوند و آنانی که در بدی من رغبت دارند رو برگردانیده و رسوا گردند * ۳ و آنانی که هَههَه میگویند بهسبب خجالت خویش رو برگردانیده شوند * ۴ و امّا جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی کنند و دوست دارندگان نجات تو دائماً گویندخدا متعال باد * ۵ و امّا من مسکین و فقیر هستم خدایا برای من تعجیل کن تو مددکار و نجاتدهندهٔٔ من هستی ای خداوند تأخیر منما *

باب هفتاد و یکم

۱ در تو ای خداوند پناه بردهام پس تا بابد خجل نخواهم شد * ۲ به عدالت خود مرا خلاصی ده و برهان گوش خود را بمن فراگیر و مرا نجات ده * ۳ برای من صخرهٔ سکونت باش تا همهٔ وقت داخل آن شوم تو بنجات من امر فرمودهای زیرا صخره و قلعهٔ من تو هستی * ۴ خدایا مرا از دست شریر برهان و از کف بدکار و ظالم * ۵ زیرا ای خداوند یهوه تو امید من هستی و از طفولیّتم اعتماد من بودهای * ۶ از شکم بر تو انداخته شدهام از رحم مادرم ملجای من تو بودهای و تسبیح من دائماً دربارهٔٔ تو خواهد بود * ۷ بسیاری را آیتی عجیب شدهام لیکن تو ملجای زورآور من هستی * ۸ دهانم از تسبیح تو پر است و از کبریائیِ تو تمامیِ روز * ۹ در زمان پیری مرا دور مینداز چون قوّتم زایل شود مرا ترک منما * ۱۰ زیرا دشمنانم بر من حرف میزنند و مترصّدان جانم با یکدیگر مشورت میکنند * ۱۱ و میگویند خدا او را ترک کرده است پس او را تعاقب کرده بگیرید زیرا که رهانندهای نیست * ۱۲ ای خدا از من دور مشو خدایا باعانت من تعجیل نما * ۱۳ خصمان جانم خجل و فانی شوند و آنانی که برای ضرر من میکوشند بعار و رسوائی ملبس گردند * ۱۴ و امّا من دائماً امیدوار خواهم بود و بر همهٔ تسبیح تو خواهم افزود * ۱۵ زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و نجاتت راتمامیِ روز زیرا که حد شمارهٔ آن را نمیدانم * ۱۶ در توانائیِ خداوند یهوه خواهم آمد و از عدالت تو و بس خبر خواهم داد * ۱۷ ای خدا از طفولیتم مرا تعلیم دادهای و تا الآن عجایب تو را اعلان کردهام * ۱۸ پس ای خدا مرا تا زمان پیری و سفید مویی نیز ترک مکن تا این طبقه را از بازوی تو خبر دهم و جمیع آیندگان را از توانائیِ تو * ۱۹ خدایا عدالت تو تا اعلیعلیین است تو کارهای عظیم کردهای خدایا مانند تو کیست * ۲۰ ای که تنگیهای بسیار و سخت را بما نشان دادهای رجوع کرده باز ما را زنده خواهی ساخت و برگشته ما را از عمقهای زمین برخواهی آورد * ۲۱ بزرگیِ مرا مزید خواهی کرد و برگشته مرا تسلی خواهی بخشید * ۲۲ پس من نیز تو را با بربط خواهم ستود یعنی راستیِ تو را ای خدای من و تو را ای قدوس اسرائیل با عود ترنم خواهم نمود * ۲۳ چون برای تو سرود میخوانم لبهایم بسیار شادی خواهد کرد و جانم نیز که آن را فدیه دادهای * ۲۴ زبانم نیز تمامیِ روز عدالت تو را ذکر خواهد کرد زیرا آنانی که برای ضرر من میکوشیدند خجل و رسوا گردیدند *

باب هفتاد و دوم

۱ [مزمور سلیمان] ای خدا انصاف خود را بپادشاه ده و عدالت خویش را بپسر پادشاه * ۲ و او قوم تو را بعدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را بانصاف * ۳ آنگاه کوهها برای قوم سلامتی را بار خواهند آورد و تلها نیز در عدالت * ۴ مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهدساخت * ۵ از تو خواهند ترسید مادامی که آفتاب باقی است و مادامی که ماه هست تا جمیع طبقات * ۶ او مثل باران برعلفزارِ چیده شده فرود خواهد آمد و مثل بارشهائی که زمین را سیراب میکند * ۷ در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود مادامی که ماه نیست نگردد * ۸ و او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان * ۹ به حضور وی صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاک را خواهند لیسید * ۱۰ پادشاهان ترشیش و جزایر هدایا خواهند آورد پادشاهان شَبا و سَبا ارمغانها خواهند رسانید * ۱۱ جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امّتها او را بندگی خواهند نمود * ۱۲ زیرا چون مسکین استغاثه کند او را رهائی خواهد داد و فقیری را که رهانندهای ندارد * ۱۳ بر مسکین و فقیر کَرَم خواهد فرمود و جانهای مساکین را نجات خواهد بخشید * ۱۴ جانهای ایشان را از ظلم و ستم فدیه خواهد داد و خون ایشان در نظر وی گرانبها خواهد بود * ۱۵ و او زنده خواهد ماند و از طلای شبا بدو خواهد داد دائماً برای وی دعا خواهد کرد و تمامی روز او را مبارک خواهد خواند * ۱۶ و فراوانیِ غله در زمین بر قلهٔ کوهها خواهد بود که ثمرهٔٔ آن مثل لُبنان جنبش خواهد کرد و اهل شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد * ۱۷ نام او تا ابدالآباد باقی خواهد ماند اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد آدمیان در او برای یکدیگر برکت خواهند خواست و جمیع امّتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند * ۱۸ متبارک باد یهوه خدا که خدای اسرائیل استکه او فقط کارهای عجیب میکند * ۱۹ و متبارک باد نام مجید او تا ابدالآباد و تمامیِ زمین از جلال او پر بشود آمین و آمین * ۲۰ دعاهای داود بن یسی تمام شد *

باب هفتاد و سوم

۱ [مزمور آساف] هرآینه خدا برای اسرائیل نیکوست یعنی برای آنانی که پاکدل هستند * ۲ و امّا من نزدیک بود که پایهایم از راه در رود و نزدیک بود که قدمهایم بلغزد * ۳ زیرا بر متکبران حسد بردم چون سلامتیِ شریران را دیدم * ۴ زیرا که در موت ایشان قیدها نیست و قوّت ایشان مستحکم است * ۵ مثل مردم در زحمت نیستند و مثل آدمیان مبتلا نمیباشند * ۶ بنابراین گردن ایشان بتکبر آراسته است و ظلم مثل لباس ایشان را میپوشاند * ۷ چشمان ایشان از فربهی بدر آمده است و از خیالات دل خود تجاوز میکنند * ۸ استهزا میکنند و حرفهای بد میزنند و سخنان ظلمآمیز را از جای بلند میگویند * ۹ دهان خود را بر آسمانها گذاردهاند و زبان ایشان در جهان گردش میکند * ۱۰ پس قوم او بدینجا برمیگردند و آبهای فراوان بدیشان نوشانیده میشود * ۱۱ و ایشان میگویند خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم دارد * ۱۲ اینک اینان شریر هستند که همیشه مطمئن بوده در دولتمندی افزوده میشوند * ۱۳ یقیناً من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود را بپاکی شستهام * ۱۴ و من تمامیِ روز مبتلا میشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است * ۱۵ اگر میگفتم که چنین سخن گویم هر آینه بر طبقهٔ فرزندان تو خیانت میکردم * ۱۶ چون تفکر کردم که این را بفهمم در نظر من دشوار آمد * ۱۷ تا بقدسهای خدا داخل شدم آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم * ۱۸ هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذاردهای ایشان را بخرابیها خواهی انداخت * ۱۹ چگونه بَغْتَهًٔ بهلاکت رسیدهاند تباه شده از ترسهای هولناک نیست گردیدهاند * ۲۰ مثل خوابِ کسی چون بیدار شد ای خداوند همچنین چون برخیزی صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد * ۲۱ لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود دل ریش شده بودم * ۲۲ و من وحشی بودم و معرفت نداشتم و مثل بهایم نزد تو گردیدم * ۲۳ ولی من دائماً با تو هستم تو دست راست مرا تأیید کردهای * ۲۴ موافق رأی خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا بجلال خواهی رسانید * ۲۵ کیست برای من در آسمان و غیر از تو هیچ چیز را در زمین نمیخواهم * ۲۶ اگرچه جسد و دل من زائل گردد لیکن صخرهٔ دلم و حصهٔ من خداست تا ابدالآباد * ۲۷ زیرا آنانی که از تو دورند هلاک خواهند شد و آنانی را که از تو زنا میکنند نابود خواهی ساخت * ۲۸ و امّا مرا نیکوست که بخدا تقّرب جویم بر خداوند یهوه توکّل کردهام تا همهٔ کارهای تو را بیان کنم *

باب هفتاد و چهارم

۱ [قصیدهٔ آساف] چرا ای خدا ما را ترک کردهای تا بابد و خشم تو بر گوسفندان مرتع خود افروخته شده است * ۲ جماعت خود را که از قدیم خریدهای بیاد آور و آن را که فدیه دادهای تا سبط میراث تو شود و این کوه صهیون را که در آن ساکن بودهای * ۳ قدمهای خود را بسوی خرابههای ابدی بردار زیرا دشمن هرچه را که در قدس تو بود خراب کرده است * ۴ دشمنانت در میان جماعت تو غرّش میکنند و عَلَمهای خود را برای علامات برپا مینمایند * ۵ و ظاهر میشوند چون کسانی که تبرها را بر درختان جنگل بلند میکنند * ۶ و الآن همهٔ نقشهای تراشیدهٔ آن را بتبرها و چکشها خرد میشکنند * ۷ قدسهای تو را آتش زدهاند و مسکن نام تو را تا بزمین بیحرمت کردهاند * ۸ و در دل خود میگویند آنها را تماماً خراب میکنیم پس جمیع کنیسههای خدا را در زمین سوزانیدهاند * ۹ آیات خود را نمیبینیم و دیگر هیچ نبی نیست و در میان ما کسی نیست که بداند تا بکی خواهد بود * ۱۰ ای خدا دشمن تا بکی ملامت خواهد کرد و آیا خصم تا بابد نام تو را اهانت خواهد نمود * ۱۱ چرا دست خود یعنی دست راست خویش را برگردانیدهای آن را از گریبان خود بیرون کشیده ایشان را فانی کن * ۱۲ و خدا از قدیم پادشاه من است او در میان زمین نجاتها پدید میآورد * ۱۳ تو بقوّت خود دریا را منشق ساختی و سرهای نهنگان را در آبهاشکستی * ۱۴ سرهای لِویاتان را کوفته و او را خوراک صحرانشینان گردانیدهای * ۱۵ تو چشمهها و سیلها را شکافتی و نهرهای دائمی را خشک گردانیدی * ۱۶ روز از آنِ توست و شب نیز از آنِ تو نور و آفتاب را تو برقرار نمودهای * ۱۷ تمامی حدود جهان را تو پایدار ساختهای تابستان و زمستان را تو ایجاد کردهای * ۱۸ ای خداوند این را بیادآور که دشمن ملامت میکند و مردم جاهل نام تو را اهانت مینمایند * ۱۹ جانِ فاختهٔ خود را بجانور وحشی مسپار جماعت مسکینان خود را تا بابد فراموش مکن * ۲۰ عهد خود را ملاحظه فرما زیرا که ظلمات جهان از مسکنهای ظلم پراست * ۲۱ مظلومان برسوائی برنگردند مساکین و فقیران نام تو را حمد گویند * ۲۲ ای خدا برخیز و دعوای خود را برپا دار و بیادآور که احمق تمامیِ روز تو را ملامت میکند * ۲۳ آواز دشمنان خود را فراموش مکن و غوغای مخالفان خود را که پیوسته بلند میشود *

باب هفتاد و پنجم

۱ [برای سالار مغنیان بر لاتهلک مزمور و سرود آساف] تو را حمد میگوییم ای خدا تو را حمد میگوییم زیرا نام تو نزدیک است و مردم کارهای عجیب تو را ذکر میکنند * ۲ هنگامی که بزمان معین برسم براستی داوری خواهم کرد * ۳ زمین و جمیع ساکنانش گداخته شدهاند من ارکان آن را برقرار نمودهام سِلاه * ۴ متکبران را گفتم فخر مکنید و بشریران که شاخ خود را میفرازید * ۵ شاخهای خود را بهبلندی میفرازید و با گردنکشی سخنان تکبرآمیز مگویید * ۶ زیرا نه از مشرق و نه از مغرب و نه از جنوب سرافرازی میآید * ۷ لیکن خدا داور است این را بزیر میاندازد و آن را سرافراز مینماید * ۸ زیرا در دست خداوند کاسهای است و بادهٔ آن پرجوش از شراب ممزوج پر است که از آن میریزد و امّا دُردهایش را جمیع شریران جهان افشرده خواهند نوشید * ۹ و امّا من تا بابد ذکر خواهم کرد و برای خدای یعقوب ترنم خواهم نمود *

۱۰ جمیع شاخهای شریران را خواهم برید و امّا شاخهای صالحین برافراشته خواهد شد *

باب هفتاد و ششم

۱ [برای سالار مغنیان برذوات اوتار مزمور و سرود آساف] خدا در یهودا معروف است و نام او در اسرائیل عظیم * ۲ خیمهٔٔ او است در شالیم و مسکن او در صهیون * ۳ در آنجا برقهای کمان را شکست سپر و شمشیر و جنگ را سِلاه * ۴ تو جلیل هستی و مجید زیاده از کوههای یغما * ۵ قوی دلان تاراج شدهاند و خواب ایشان را درربود و همهٔ مردان زورآور دست خود را نیافتند * ۶ از توبیخ تو ای خدای یعقوب بر ارابهها و اسبان خوابی گران مستولی گردید * ۷ تو مهیب هستی تو و در حین غضبت کیست که بحضور تو ایستد * ۸ از آسمان داوری را شنوانیدی پس جهان بترسید و ساکت گردید * ۹ چون خدا برای داوری قیام فرماید تا همهٔ مساکینِ جهان را خلاصی بخشد سِلاه * ۱۰ آنگاه خشم انسان تو را حمد خواهد گفت و باقی خشم را بر کمر خود خواهی بست * ۱۱ نذر کنید و وفا نمایید برای یهوه خدای خود همهٔ که گرداگرد او هستند هدیه بگذرانند نزد او که مَهیب است * ۱۲ روح رؤسا را منقطع خواهد ساخت و برای پادشاهان جهان مهیب میباشد *

باب هفتاد و هفتم

۱ [برای سالار مغنیان بر یدوتون مزمور آساف] آواز من بسوی خداست و فریاد میکنم آواز من بسوی خداست گوش خود را بمن فرا خواهد گرفت * ۲ در روز تنگیِ خود خداوند را طلب کردم در شب دست من دراز شده بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت * ۳ خدا را یاد میکنم و پریشان میشوم تفکر مینمایم و روح من متحیر میگردد سلاه * ۴ چشمانم را بیدار میداشتی بیتاب میشدم و سخن نمیتوانستم گفت * ۵ دربارهٔ ایام قدیم تفکر کردهام دربارهٔٔ سالهای زمانهای سلف * ۶ سرود شبانهٔ خود را بخاطر میآورم و در دل خود تفکر میکنم و روح من تفتیش نموده است * ۷ مگر خدا تا بابد ترک خواهد کرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد * ۸ آیا رحمت او تا بابد زایل شده است و قول او باطل گردیده تا ابدالآباد * ۹ آیا خدا رأفت را فراموش کرده و رحمتهای خود را در غضب مسدود ساخته است سلاه * ۱۰ پس گفتم این ضعف من است زهی سالهای دست راست حضرت اعلی * ۱۱ کارهای خداوند را ذکر خواهم نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است بیاد خواهم آورد * ۱۲ و در جمیعکارهای تو تأمل خواهم کرد و در صنعتهای تو تفکر خواهم نمود * ۱۳ ای خدا طریق تو در قدوسیت است کیست خدای بزرگ مثل خدا * ۱۴ تو خدائی هستی که کارهای عجیب میکنی و قوّت خویش را بر قومها معروف گردانیدهای * ۱۵ قوم خود را ببازوی خویش رهانیدهای یعنی بنییعقوب و بنییوسف را سلاه * ۱۶ آبها تو را دید ای خدا آبها تو را دیده متزلزل شد لجّهها نیز سخت مضطرب گردید * ۱۷ ابرها آب بریخت و افلاک رعد بداد تیرهای تو نیز بهر طرف روان گردید * ۱۸ صدای رَعد تو در گردباد بود و برقها ربع مسکون را روشن کرد پس زمین مرتعش و متزلزل گردید * ۱۹ طریق تو در دریاست و راههای تو در آبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست * ۲۰ قوم خود را مثل گوسفندان راهنمائی نمودی بدست موسی و هارون *

باب هفتاد و هشتم

۱ [قصیدهٔ آساف] ای قوم من شریعت مرا بشنویدگوشهای خود را بسخنان دهانم فراگیرید * ۲ دهان خود را بمَثَل باز خواهم کرد بچیزهائی که از بنای عالم مخفی بود تنطق خواهم نمود * ۳ که آنها را شنیده و دانستهایم و پدران ما برای ما بیان کردهاند * ۴ از فرزندان ایشان آنها را پنهان نخواهیم کرد تسبیحات خداوند را برای نسل آینده بیان میکنیم و قوّت او و اعمال عجیبی را که او کرده است * ۵ زیرا که شهادتی در یعقوب برپا داشت و شریعتی در اسرائیل قرار دادو پدران ما را امر فرمود که آنها را بفرزندان خود تعلیم دهند * ۶ تا نسل آینده آنها را بدانند و فرزندانی که میبایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را بفرزندان خود بیان نمایند * ۷ و ایشان بخدا توکّل نمایند و اعمال خدا را فراموش نکنند بلکه احکام او را نگاه دارند * ۸ و مثل پدران خود نسلی گردنکش و فتنهانگیز نشوند نسلی که دل خود را راست نساختند و روح ایشان بسوی خدا امین نبود * ۹ بنیافرایم که مسلح و کمانکش بودند در روز جنگ رو برتافتند * ۱۰ عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک بشریعت او ابا نمودند * ۱۱ و اعمال و عجایب او را فراموش کردند که آنها را بدیشان ظاهر کرده بود * ۱۲ و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب کرده بود در زمین مصر و در دیار صوعن * ۱۳ دریا را مُنْشَقّ ساخته ایشان را عبور داد و آبها را مثل توده برپا نمود * ۱۴ و ایشان را در روز بابر راهنمائی کرد و تمامیِ شب بنور آتش * ۱۵ در صحرا صخرهها را بشکافت و ایشان را گویا از لجّههای عظیم نوشانید * ۱۶ پس سیلها را از صخره بیرون آورد و آب را مثل نهرها جاری ساخت * ۱۷ و بار دیگر بر او گناه ورزیدند و بر حضرت اعلیٰ در صحرا فتنه انگیختند * ۱۸ و در دلهای خود خدا را امتحان کردند چونکه برای شهوات خود غذا خواستند * ۱۹ و بر ضد خدا تکلم کرده گفتند آیا خدا میتواند در صحرا سفرهای حاضر کند * ۲۰ اینک صخره را زد و آبها روان شد و وادیها جاری گشت آیا میتواند نان را نیز بدهد و گوشت را برای قوم خود حاضرسازد * ۲۱ پس خدا این را شنیده غضبناک شد و آتش در یعقوب افروخته گشت و خشم بر اسرائیل مشتعل گردید * ۲۲ زیرا بخدا ایمان نیاوردند و بنجات او اعتماد ننمودند * ۲۳ پس ابرها را از بالا امر فرمود و درهای آسمان را گشود * ۲۴ و منّ را بر ایشان بارانید تا بخورند و غلهٔ آسمان را بدیشان بخشید * ۲۵ مردمان نان زورآوران را خوردند و آذوقهای برای ایشان فرستاد تا سیر شوند * ۲۶ باد شرقی را در آسمان وزانید و بقوّت خود باد جنوبی را آورد * ۲۷ و گوشت را برای ایشان مثل غبار بارانید و مرغان بالدار را مثل ریگ دریا * ۲۸ و آن را در میان اُردوی ایشان فرود آورد گرداگرد مسکنهای ایشان * ۲۹ پس خوردند و نیکو سیر شدند و موافق شهوات ایشان بدیشان داد * ۳۰ ایشان از شهوت خود دست نکشیدند و غذا هنوز در دهان ایشان بود * ۳۱ که غضب خدا بر ایشان افروخته شده تنومندان ایشان را بکُشت و جوانان اسرائیل را هلاک ساخت * ۳۲ با وجود این همهٔ باز گناه ورزیدند و باعمال عجیب او ایمان نیاوردند * ۳۳ بنابراین روزهای ایشان را در بطالت تمام کرد و سالهای ایشان را درترس * ۳۴ هنگامی که ایشان را کُشت او را طلبیدند و بازگشت کرده دربارهٔٔ خدا تفحص نمودند * ۳۵ و بیاد آوردند که خدا صخرهٔ ایشان و خدای تعالی ولیّ ایشان است * ۳۶ امّا بدهان خود او را تملّق نمودند و بزبان خویش باو دروغ گفتند * ۳۷ زیرا که دل ایشان با او راست نبود و بعهد وی مؤتمن نبودند * ۳۸ امّا او بحسب رحمانیتش گناه ایشان را عفو نموده ایشان را هلاک نساخت بلکه بارها غضب خود را برگردانیده تمامیِ خشم خویش را برنینگیخت * ۳۹ و بیاد آورد که ایشان بشرند بادی که میرود و بر نمیگردد * ۴۰ چند مرتبه در صحرا بدو فتنه انگیختند و او را در بادیه رنجانیدند * ۴۱ و برگشته خدا را امتحان کردند و قدوس اسرائیل را اهانت نمودند * ۴۲ و قوّت او را بخاطر نداشتند روزی که ایشان را از دشمن رهانیده بود * ۴۳ که چگونه آیات خود را در مصر ظاهر ساخت و معجزات خود را در دیار صوعن * ۴۴ و نهرهای ایشان را بخون مبدل نمود و رودهای ایشان را تا نتوانستند نوشید * ۴۵ انواع پشهها در میان ایشان فرستاد که ایشان را گزیدند و غوکهائی که ایشان را تباه نمودند * ۴۶ و محصول ایشان را بکِرم صد پا سپرد و عمل ایشان را بملخ داد * ۴۷ تاکستان ایشان را بتگرگ خراب کرد و درختان جُمَّیِز ایشان را بتگرگهای درشت * ۴۸ بهایم ایشان را بتگرگ سپرد و مواشی ایشان را بشعلههای برق * ۴۹ و آتش خشم خود را بر ایشان فرستاد غضب و غیظ و ضیق را بفرستادن فرشتگان شریر * ۵۰ و راهی برای غضب خود مهیا ساخته جان ایشان را از موت نگاه نداشت بلکه جان ایشان را بوبا تسلیم نمود * ۵۱ و همهٔ نخستزادگان مصر را کُشت اوایل قوّت ایشان را در خیمههای حام * ۵۲ و قوم خود را مثل گوسفندان کوچانید و ایشان را در صحرا مثل گله راهنمائی نمود * ۵۳ وایشان را در امنیت رهبری کرد تا نترسند و دریا دشمنان ایشان را پوشانید * ۵۴ و ایشان را بحدود مقدّس خود آورد بدین کوهی که بدست راست خود تحصیل کرده بود * ۵۵ و امّتها را از حضور ایشان راند و میراث را برای ایشان بریسمان تقسیم کرد و اسباط اسرائیل را در خیمههای ایشان ساکن گردانید * ۵۶ لیکن خدای تعالی را امتحان کرده بدو فتنه انگیختند و شهادات او را نگاه نداشتند * ۵۷ و برگشته مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مثل کمان خطا کننده منحرف شدند * ۵۸ و بمقامهای بلند خود خشم او را بهیجان آوردند و ببتهای خویش غیرت او را جنبش دادند * ۵۹ چون خدا این را بشنید غضبناک گردید و اسرائیل را بشدت مکروه داشت * ۶۰ پس مسکن شیلو را ترک نمود آن خیمهای را که در میان آدمیان برپا ساخته بود * ۶۱ و [تابوت] قوّت خود را باسیری داد و جمال خویش را بدست دشمن سپرد * ۶۲ و قوم خود را بشمشیر تسلیم نمود و با میراث خود غضبناک گردید * ۶۳ جوانان ایشان را آتش سوزانید و برای دوشیزگان ایشان سرودِ نکاح نشد * ۶۴ کاهنان ایشان بدم شمشیر افتادند و بیوههای ایشان نوحهگری ننمودند * ۶۵ آنگاه خداوند مثل کسی که خوابیده بود بیدار شد مثل جباری که از شراب میخروشد * ۶۶ و دشمنان خود را بعقب زد و ایشان را عار ابدی گردانید * ۶۷ و خیمهٔٔ یوسف را رد نموده سبط افرایم را برنگزید * ۶۸ لیکن سبط یهودا رابرگزید و این کوه صهیون را که دوست میداشت * ۶۹ و قدس خود را مثل کوههای بلند بنا کرد مثل جهان که آن را تا ابدالآباد بنیاد نهاد * ۷۰ و بندهٔ خود داود را برگزید و او را از آغلهای گوسفندان گرفت * ۷۱ از عقب میشهای شیرده او را آورد تا قوم او یعقوب و میراث او اسرائیل را رعایت کند * ۷۲ پس ایشان را بحسب کمال دل خود رعایت نمود و ایشان را بمهارت دستهای خویش هدایت کرد *

باب هفتاد و نهم

۱ [مزمور آساف] ای خدا امّتها بمیراث تو داخل شده هیکل قدس تو را بیعصمت ساختند اورشلیم را خرابهها نمودند * ۲ لاشهای بندگانت را بمرغان هوا برای خوراک دادند و گوشت مقدّسانت را بوحوش صحرا * ۳ خون ایشان را گرداگرد اورشلیم مثل آب ریختند و کسی نبود که ایشان را دفن کند * ۴ نزد همسایگان خود عار گردیدهایم و نزد مجاوران خویش استهزا و سُخریّه شدهایم * ۵ تا کی ای خداوند تا بابد خشمناک خواهی بود آیا غیرت تو مثل آتش افروخته خواهد شد تا ابدالآباد * ۶ قهر خود را بر امّتهائی که تو را نمیشناسند بریز و بر ممالکی که نام تو را نمیخوانند * ۷ زیرا که یعقوب را خورده و مسکن او را خراب کردهاند * ۸ گناهان اجداد ما را بر ما بیاد میاور رحمتهای تو بزودی پیش روی ما آید زیرا که بسیار ذلیل شدهایم * ۹ ای خدا ای نجاتدهندهٔٔ ما بخاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما را نجات ده و بخاطر نام خود گناهان ما را بیامرز * ۱۰ چرا امّتها گویند که خدای ایشان کجاست انتقام خون بندگانت که ریخته شده است بر امّتها در نظر ما معلوم شود * ۱۱ نالهٔ اسیران بحضور تو برسد بحسب عظمت بازوی خود آنانی را که بموت سپرده شدهاند برهان * ۱۲ و جزای هفت چندان بآغوش همسایگان ما رسان برای اهانتی که بتو کردهاند ای خداوند * ۱۳ پس ما که قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستیم تو را تا بابد شکر خواهیم گفت و تسبیح تو را نسلاً بعد نسل ذکر خواهیم نمود *

باب هشتادم

۱ [برای سالار مغنیان شهادتی بر سوسنها مزمور آساف] ای شبانِ اسرائیل بشنو ای که یوسف را مثل گله رعایت میکنی ای که بر کروبیین جلوس نمودهای تجلی فرما * ۲ به حضور افرایم و بنیامین و مَنَسی توانائی خود را برانگیز و برای نجات ما بیا * ۳ ای خدا ما را باز آور و روی خود را روشن کن تا نجات یابیم * ۴ ای یهوه خدای صبایوت تا بکی بدعای قوم خویش غضبناک خواهی بود * ۵ نان ماتم را بدیشان میخورانی و اشکهای بیاندازه بدیشان مینوشانی * ۶ ما را محل منازعهٔ همسایگان ما ساختهای و دشمنان ما در میان خویش استهزا مینمایند * ۷ ای خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن کن تا نجات یابیم * ۸ مَوی را ازمصر بیرون آوردی امّتها را بیرون کرده آن را غرس نمودی * ۹ پیش روی آن را وسعت دادی پس ریشهٔٔ خود را نیکو زده زمین را پر ساخت * ۱۰ کوهها بسایهاش پوشانیده شد و سروهای آزاد خدا بشاخههایش * ۱۱ شاخههای خود را تا بدریا پهن کرد و فرعهای خویش را تا بنهر * ۱۲ پس چرا دیوارهایش را شکستهای که هر راهگذری آن را میچیند * ۱۳ گرازهای جنگل آن را ویران میکنند و وحوش صحرا آن را میچرند * ۱۴ ای خدای لشکرها رجوع کرده از آسمان نظر کن و ببین و از این مَوْ تفقد نما * ۱۵ و از این نهالی که دست راست تو غرس کرده است و از آن پسری که برای خویشتن قوی ساختهای * ۱۶ مثل هیزم در آتش سوخته شده و از عتاب روی تو تباه گردیدهاند * ۱۷ دست تو بر مرد دست راست تو باشد و بر پسر آدم که او را برای خویشتن قوی ساختهای * ۱۸ و ما از تو رو نخواهیم تافت ما را حیات بده تا نام تو را بخوانیم *

۱۹ ای یهوه خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تا نجات یابیم *

باب هشتاد و یکم

۱ [برای سالار مغنیان برجتّیت مزمور آساف] ترنّم نمایید برای خدائی که قوّت ماست برای خدای یعقوب آواز شادمانی دهید * ۲ سرود را بلند کنید و دف را بیاورید و بربط دلنواز را با رباب * ۳ کَرِنّا را بنوازید در اوّل ماه در ماه تمام و در روز عید ما * ۴ زیرا که این فریضهای است در اسرائیل و حکمی ازخدای یعقوب * ۵ این را شهادتی در یوسف تعیین فرمود چون بر زمین مصر بیرون رفت جائی که لغتی را که نفهمیده بودم شنیدم * ۶ دوشِ او را از بار سنگین آزاد ساختم و دستهای او از سبد رها شد * ۷ در تنگی استدعا نمودی و تو را خلاصی دادم در سِترِ رعد تو را اجابت کردم و تو را نزد آب مَریبَه امتحان نمودم سلاه * ۸ ای قوم من بشنو و تو را تأکید میکنم و ای اسرائیل اگر بمن گوش دهی * ۹ در میان تو خدای غیر نباشد و نزدِ خدای بیگانه سجده منما * ۱۰ من یَهُوَه خدای تو هستم که تو را از زمین مصر برآوردم دهان خود را نیکو باز کن و آن را پر خواهم ساخت * ۱۱ لیکن قوم من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند * ۱۲ پس ایشان را بسختیِ دلشان ترک کردم که بمشورتهای خود سلوک نمایند * ۱۳ ای کاش که قوم من بمن گوش میگرفتند و اسرائیل در طریقهای من سالک میبودند * ۱۴ آنگاه دشمنان ایشان را بزودی بزیر میانداختم و دست خود را برخصمان ایشان برمیگردانیدم * ۱۵ آنانی که از خداوند نفرت دارند بدو گردن مینهادند امّا زمان ایشان باقی میبود تا ابدالآباد * ۱۶ ایشان را بنیکوترین گندم میپرورد و تو را بعسل از صخره سیر میکردم *

باب هشتاد و دوم

۱ [مزمور آساف] خدا در جماعت خدا ایستاده است در میان خدایان داوری میکند * ۲ تا بکی ببیانصافی داوری خواهید کرد و شریران راطرفداری خواهید نمود سِلاه * ۳ فقیران و یتیمان را دادرسی بکنید مظلومان و مسکینان را انصاف دهید * ۴ مظلومان و فقیران را برهانید و ایشان را از دست شریران خلاصی دهید * ۵ نمیدانند و نمیفهمند و در تاریکی راه میروند و جمیع اساس زمین متزلزل میباشد * ۶ من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی * ۷ لیکن مثل آدمیان خواهید مرد و چون یکی از سروران خواهید افتاد * ۸ ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیرا که تو تمامیِ امّتها را متصرف خواهی شد *

باب هشتاد و سوم

۱ [سرود و مزمور آساف] ای خدا تو را خاموشی نباشد ای خدا ساکت مباش و میارام * ۲ زیرا اینک دشمنانت شورش میکنند و آنانی که از تو نفرت دارند سر خود را برافراشتهاند * ۳ بر قوم تو مکاید میاندیشند وبر پناهآوردگان تو مشورت میکنند * ۴ و میگویند بیایید ایشان را هلاک کنیم تا قومی نباشند و نام اسرائیل دیگر مذکور نشود * ۵ زیرا بیک دل با هم مشورت میکنند و بر ضد تو عهد بستهاند * ۶ خیمههای اَدُوم و اسماعیلیان و موآب و هاجریان * ۷ جَبال و عَمّون و عَمالیق و فَلَسْطین با ساکنان صور * ۸ آشور نیز با ایشان متفق شدند و بازویی برای بنیلوط گردیدند سلاه * ۹ بدیشان عمل نما چنانکه بمدیان کردی چنانکه بسیسرا و یابین در وادی قیشون * ۱۰ که در عَینْدوُر هلاک شدند و سرگین برای زمین گردیدند * ۱۱ سرورانِ ایشان را مثل غُراب و ذِئب گردان و جمیع امرای ایشان را مثل ذَبَحْ و صَلْمُنّاع * ۱۲ که میگفتند مساکن خدا را برای خویشتن تصرف نماییم * ۱۳ ای خدای من ایشان را چون غبارِ گردباد بساز و مانند کاه پیش روی باد * ۱۴ مثل آتشی که جنگل را میسوزاند و مثل شعلهای که کوهها را مشتعل میسازد * ۱۵ همچنان ایشان را بتند باد خود بران و بطوفان خویش ایشان را آشفته گردان * ۱۶ رویهای ایشان را بذلت پر کن تا نام تو را ای خداوند بطلبند * ۱۷ خجل و پریشان بشوند تا ابدالآباد و شرمنده و هلاک گردند *

۱۸ و بدانند تو که اسمت یهوه میباشد بتنها بر تمامیِ زمین متعال هستی *

باب هشتاد و چهارم

۱ [برای سالار مغنیان برجتّیت مزمور بنیقورح] ای یَهُوَه صبایوت چه دلپذیر است مسکنهای تو * ۲ جان من مشتاق بلکه کاهیده شده است برای صحنهای خداوند دلم و جسدم برای خدای حی صیحه میزند * ۳ گنجشک نیز برای خود خانهای پیدا کرده است و پرستوک برای خویشتن آشیانهای تا بچههای خود را در آن بگذارد در مذبحهای تو ای یهوه صبایوت که پادشاه من و خدای من هستی * ۴ خوشابحال آنانی که در خانهٔ تو ساکنند که تو را دائماً تسبیح میخوانند سِلاه * ۵ خوشابحال مردمانی که قوّت ایشان در تو است و طریقهای تو در دلهای ایشان * ۶ چون از وادیِ بکا عبور میکنند آن را چشمه میسازند و بارانْ آن را بهبرکات میپوشاند * ۷ از قوّت تا قوّت میخرامند و هر یک از ایشان در صهیون نزد خدا حاضر میشوند * ۸ ای یهوه خدای لشکرها دعای مرا بشنو ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر سلاه * ۹ ای خدائی که سپر ما هستی ببین و بروی مسیح خود نظر انداز * ۱۰ زیرا یک روز در صحنهای تو بهتر است از هزار ایستادن بر آستانهٔ خانهٔ خدای خود را بیشتر میپسندم از ساکن شدن در خیمههای اشرار * ۱۱ زیرا که یهوه خدا آفتاب و سپر است خداوند فیض و جلال خواهد داد و هیچ چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنانی که براستی سالک باشند * ۱۲ ای یهوه صبایوت خوشابحال کسی که بر تو توکّل دارد *

باب هشتاد و پنجم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور بنیقورح] ای خداوند از زمین خود راضی شدهای اسیریِ یعقوب را باز آوردهای * ۲ عصیان قوم خود را عفو کردهای تمامیِ گناهان ایشان را پوشانیدهای سلاه * ۳ تمامیِ غضب خود را برداشته و از حدت خشم خویش رجوع کردهای * ۴ ای خدای نجات ما ما را برگردان و غیظ خود را از ما بردار * ۵ آیا تا بابد با ما غضبناک خواهی بود و خشم خویش را نسلاً بعد نسل طول خواهی داد * ۶ آیا برگشته ما را حیات نخواهی داد تا قوم تو در تو شادی نمایند * ۷ ای خداوند رحمت خود را بر ما ظاهر کن و نجات خویش را بما عطا فرما * ۸ آنچه خدا یهوهمیگوید خواهم شنید زیرا بقوم خود و بمقدّسان خویش بسلامتی خواهد گفت تا بسوی جهالت برنگردند * ۹ یقیناً نجات او بترسندگان او نزدیک است تا جلال در زمین ما ساکن شود * ۱۰ رحمت و راستی با هم ملاقات کردهاند عدالت و سلامتی یکدیگر را بوسیدهاند * ۱۱ راستی از زمین خواهد رویید و عدالت از آسمان خواهد نگریست * ۱۲ خداوند نیز چیزهای نیکو را خواهد بخشید و زمین ما محصول خود را خواهد داد * ۱۳ عدالت پیش روی او خواهد خرامید و آثار خود را طریقی خواهد ساخت *

باب هشتاد و ششم

۱ [دعای داود] ای خداوند گوش خود را فراگرفته مرا مستجاب فرما زیرا مسکین و نیازمند هستم * ۲ جان مرا نگاه دار زیرا من متقّی هستم ای خدای من بندهٔٔ خود را که بر تو توکّل دارد نجات بده * ۳ ای خداوند بر من کرم فرما زیرا که تمامیِ روز تو را میخوانم * ۴ جان بندهٔٔ خود را شادمان گردان زیرا ای خداوند جان خود را نزد تو برمیدارم * ۵ زیرا تو ای خداوند نیکو و غفار هستی و بسیار رحیم برای آنانی که تو را میخوانند * ۶ ای خداوند دعای مرا اجابت فرما و بآواز تضّرع من توجه نما * ۷ در روز تنگی خود تو را خواهم خواند زیرا که مرا مستجاب خواهی فرمود * ۸ ای خداوند در میان خدایان مثل تو نیست و کاری مثل کارهای تو نی * ۹ ای خداوند همهٔ امّتهائی که آفریدهای آمده بحضور تو سجده خواهند کرد و نام تو را تمجید خواهند نمود * ۱۰ زیرا که تو بزرگ هستی و کارهای عجیب میکنی تو تنها خدا هستی * ۱۱ ای خداوند طریق خود را بمن بیاموز تا در راستی تو سالک شوم دل مرا واحد ساز تا از نام تو ترسان باشم * ۱۲ ای خداوند خدای من تو را بتمامی دِل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجید خواهم کرد تا ابدالآباد * ۱۳ زیرا که رحمت تو بمن عظیم است و جان مرا از هاویهٔ اسفل رهانیدهای * ۱۴ ای خدا متکبّران بر من برخاستهاند و گروهی از ظالمان قصد جان من دارند و تو را در مد نظر خود نمیآورند * ۱۵ و تو ای خداوند خدای رحیم و کریم هستی دیر غضب و پُر از رحمت و راستی * ۱۶ بسوی من التفات کن و بر من کرم فرما قوّت خود را ببندهات بده و پسر کنیز خود را نجاتبخش * ۱۷ علامت خوبی را بمن بنما تا آنانی که از من نفرت دارند آن را دیده خجل شوند زیرا که تو ای خداوند مرا اعانت کرده و تسلّی دادهای *

باب هشتاد و هفتم

۱ [مزمور و سرود بنیقورح] اساس او در کوههای مقدّس است * ۲ 2 خداوند دروازههای صهیون را دوست میدارد بیشتر از جمیع مسکنهای یعقوب * ۳ سخنهای مجید دربارهٔٔ تو گفته میشود ای شهر خدا سِلاه * ۴ رَهَبْ و بابل را از شناسندگان خود ذکر خواهم کرد اینک فلسطین و صور و حبش این در آنجا متولد شده است * ۵ و دربارهٔٔ صهیون گفته خواهد شد که این و آن در آن متولد شدهاند و خود حضرت اعلی آن را استوارخواهد نمود * ۶ خداوند چون امّتها را مینویسد ثبت خواهد کرد که این در آنجا متولد شده است سِلاه * ۷ مغنیان و رقصکنندگان نیز جمیع چشمههای من در تو است *

باب هشتاد و هشتم

۱ [سرود و مزمور بنیقورح برای سالار مغنیان بر مَحْلَتْ لَعَّنوتْ قصیدهٔ هیمانِ اَزْراحی] ای یَهُوَه خدای نجات من شب و روز نزد تو فریاد کردهام * ۲ دعای من بحضور تو برسد بنالهٔ من گوش خود را فراگیر * ۳ زیرا که جان من از بلایا پر شده است و زندگانیام بقبر نزدیک گردیده * ۴ از فروروندگان بهاویه شمرده شدهام و مثل مرد بیقوّت گشتهام * ۵ در میان مردگان منفرد شده مثل کُشتگان که در قبر خوابیدهاند که ایشان را دیگر بیاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شدهاند * ۶ مرا در هاویهٔ اسفل گذاشتهای در ظلمت در ژرفیها * ۷ خشم تو بر من سنگین شده است و بهمهٔ امواج خود مرا مبتلا ساختهای سِلاه * ۸ آشنایانم را از من دور کرده و مرا مکروه ایشان گردانیدهای محبوس شده بیرون نمیتوانم آمد * ۹ چشمانم از مذلت کاهیده شد ای خداوند نزد تو فریاد کردهام تمامیِ روز دستهای خود را بتو دراز کردهام * ۱۰ آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد مگر مردگان برخاسته تو را حمد خواهند گفت سلاه * ۱۱ آیا رحمت تو در قبر مذکور خواهد شد و امانت تو در هلاکت * ۱۲ آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدالت تو در زمین فراموشی * ۱۳ و امّا من نزد تو ای خداوند فریاد برآوردهام و بامدادان دعای من در پیش تومیآید * ۱۴ ای خداوند چرا جان مرا ترک کرده و روی خود را از من پنهان نمودهای * ۱۵ من مستمند و از طفولیت مشرف بر موت شدهام ترسهای تو را متحّمل شده متحیر گردیدهام * ۱۶ حدّت خشم تو بر من گذشته است و خوفهای تو مرا هلاک ساخته * ۱۷ مثل آب دور مرا گرفته است تمامیِ روز و مرا از هر سو احاطه نموده * ۱۸ یاران و دوستان را از من دور کردهای و آشنایانم را در تاریکی *

باب هشتاد و نهم

۱ [قصیدهٔ ایتانِ ازراحی] رحمتهای خداوند را تا بابد خواهم سرایید امانت تو را بدهان خود نسلاً بعد نسل اعلام خواهم کرد * ۲ زیرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا ابدالآباد و امانت خویش را در افلاک پایدار خواهی ساخت * ۳ با برگزیدهٔ خود عهد بستهام برای بندهٔ خویش داود قسم خوردهام * ۴ که ذریّت تو را پایدار خواهم ساخت تا ابدالآباد و تخت تو را نسلاً بعد نسل بنا خواهم نمود سلاه * ۵ و آسمانها کارهای عجیب تو را ای خداوند تمجید خواهند کرد و امانت تو را در جماعت مقدّسان * ۶ زیرا کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد و از فرزندان زورآوران کِه را با خداوند تشبیه توان نمود * ۷ خدا بینهایت مهیب است در جماعت مقدّسان و ترسناک است بر آنانی که گرداگرد او هستند * ۸ ای یهوه خدای لشکرها کیست ای یاه قدیر مانند تو و امانت توتو را احاطه میکند * ۹ بر تکبر دریا تو مسلط هستی چون امواجش بلند میشود آنها را ساکن میگردانی * ۱۰ رهب را مثل کشته شده خرد شکستهای ببازوی زورآور خویش دشمنانت را پراکنده نمودهای * ۱۱ آسمان از آن تو است و زمین نیز از آن تو ربع مسکون و پری آن را تو بنیاد نهادهای * ۱۲ شمال و جنوب را تو آفریدهای تابور و حرمون بنام تو شادی میکنند * ۱۳ بازوی تو با قوّت است دست تو زورآور است و دست راست تو متعال * ۱۴ عدالت و انصاف اساس تخت تو است رحمت و راستی پیش روی تو میخرامند * ۱۵ خوشابحال قومی که آواز شادمانی را میدانند در نور روی تو ای خداوند خواهند خرامید * ۱۶ در نام تو شادمان خواهند شد تمامیِ روز و در عدالت تو سرافراشته خواهند گردید * ۱۷ زیرا که فخر قوّت ایشان تو هستی و برضامندیِ تو شاخ ما مرتفع خواهد شد * ۱۸ زیرا که سپر ما از آن خداوند است و پادشاه ما از آن قدوس اسرائیل * ۱۹ آنگاه در عالم رؤیا بمقدّس خود خطاب کرده گفتی که نصرت را بر مردی زورآور نهادم و برگزیدهای از قوم را ممتاز کردم * ۲۰ بندهٔ خود داود را یافتم و او را بروغن مقدّس خود مسح کردم * ۲۱ که دست من با او استوار خواهد شد بازوی من نیز او را قوی خواهد گردانید * ۲۲ دشمنی بر او ستم نخواهد کرد و هیچ پسر ظلم بدو اذیت نخواهد رسانید * ۲۳ و خصمان او را پیش روی وی خواهم گرفت و آنانی را که از او نفرت دارند مبتلا خواهم گردانید * ۲۴ و امانت ورحمت من با وی خواهد بود و در نام من شاخ او مرتفع خواهد شد * ۲۵ دست او را بر دریا مستولی خواهم ساخت و دست راست او را بر نهرها * ۲۶ او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی خدای من و صخرهٔ نجات من * ۲۷ من نیز او را نخستزاده خود خواهم ساخت بلندتر از پادشاهان جهان * ۲۸ رحمت خویش را برای وی نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد و عهد من با او استوار خواهد بود * ۲۹ و ذریّت وی را باقی خواهم داشت تا ابدالآباد و تخت او را مثل روزهای آسمان * ۳۰ اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند و در احکام من سلوک ننمایند * ۳۱ اگر فرایض مرا بشکنند و اوامر مرا نگاه ندارند * ۳۲ آنگاه معصیت ایشان را بعصا تأدیب خواهم نمود و گناه ایشان را بتازیانهها * ۳۳ لیکن رحمت خود را از او برنخواهم داشت و امانت خویش را باطل نخواهم ساخت * ۳۴ عهد خود را نخواهم شکست و آنچه را از دهانم صادر شد تغییر نخواهم داد * ۳۵ یک چیز را بقدوسیت خود قسم خوردم و بداود هرگز دروغ نخواهم گفت * ۳۶ که ذریّت او باقی خواهد بود تا ابدالآباد و تخت او بحضور من مثل آفتاب * ۳۷ مثل ماه ثابت خواهد بود تا ابدالآباد و مثل شاهد امین در آسمان سلاه * ۳۸ لیکن تو ترک کردهای و دور انداختهای و با مسیح خود غضبناک شدهای * ۳۹ عهد بندهٔ خود را باطل ساختهای و تاج او را بر زمین انداخته بیعصمت کردهای * ۴۰ جمیع حصارهایش را شکسته و قلعههای او را خراب نمودهای * ۴۱ همهٔ راه گذران او را تاراج میکنند و او نزد همسایگانخود عار گردیده است * ۴۲ دست راست خصمان او را برافراشته و همهٔ دشمنانش را مسرور ساختهای * ۴۳ دم شمشیر او را نیز برگردانیدهای و او را در جنگ پایدار نساختهای * ۴۴ جلال او را باطل ساخته و تخت او را بزمین انداختهای * ۴۵ ایام شبابش را کوتاه کرده و او را بخجالت پوشانیدهای سلاه * ۴۶ تا بکی ای خداوند خود را تا بابد پنهان خواهی کرد و غضب تو مثل آتش افروخته خواهد شد * ۴۷ به یاد آور که ایام حیاتم چه کم است چرا تمامیِ بنیآدم را برای بطالت آفریدهای * ۴۸ کدام آدمی زنده است که موت را نخواهد دید و جان خویش را از دست قبر خلاص خواهد ساخت سلاه * ۴۹ ای خداوند رحمتهای قدیم تو کجاست که برای داود بامانت خود قسم خوردی * ۵۰ ای خداوند ملامت بندهٔ خود را بیاد آور که آن را از قومهای بسیار در سینه خود متحمل میباشم * ۵۱ که دشمنان تو ای خداوند ملامت کردهاند یعنی آثار مسیح تو را ملامت نمودهاند * ۵۲ خداوند متبارک باد تا ابدالآباد آمین و آمین *

باب نودم

۱ [دعای موسی مرد خدا] ای خداوند مسکن ما تو بودهای در جمیع نسلها * ۲ قبل از آنکه کوهها بوجود آید و زمین و ربع مسکون را بیافرینی از ازل تا بابد تو خدا هستی * ۳ انسان را بغباربرمیگردانی و میگویی ای بنیآدم رجوع نمایید * ۴ زیرا که هزار سال در نظر تو مثل دیروز است که گذشته باشد و مثل پاسی از شب * ۵ مثل سیلاب ایشان را رُفتْهای و مثل خواب شدهاند بامدادان مثل گیاهی که میروید * ۶ بامدادان میشکُفَدْ و میروید شامگاهان بریده و پژمرده میشود * ۷ زیرا که در غضب تو کاهیده میشویم و در خشم تو پریشان میگردیم * ۸ چونکه گناهان ما را در نظر خود گذاردهای و خفایای ما را در نور روی خویش * ۹ زیرا که تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد و سالهای خود را مثل خیالی بسر بردهایم * ۱۰ ایّام عمر ما هفتاد سال است و اگر از بُنیه هشتاد سال باشد لیکن فخر آنها محنت و بطالت است زیرا بزودی تمام شده پرواز میکنیم * ۱۱ کیست که شدت خشم تو را میداند و غضب تو را چنانکه از تو میباید ترسید * ۱۲ ما را تعلیم ده تا ایام خود را بشماریم تا دل خردمندی را حاصل نماییم * ۱۳ رجوع کن ای خداوند تا بکی و بر بندگان خود شفقت فرما * ۱۴ صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر کن تا تمامیِ عمر خود ترنم و شادی نماییم * ۱۵ ما را شادمان گردان بعوض ایّامی که ما را مبتلا ساختی و سالهائی که بدی را دیدهایم * ۱۶ اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و کبریائی تو بر فرزندان ایشان * ۱۷ جمال خداوند خدای ما بر ما باد و عمل دستهای ما را بر ما استوار ساز عمل دستهای ما را استوار گردان *

باب نود و یکم

۱ آنکه در ستر حضرت اعلی نشستهاست زیر سایهٔ قادرمطلق ساکن خواهد بود * ۲ دربارهٔ خداوند میگویم که او ملجا و قلعه من است و خدای من که بر او توکّل دارم * ۳ زیرا که او تو را از دام صیاد خواهد رهانید و از وبای خبیث * ۴ به پرهای خود تو را خواهد پوشانید و زیر بالهایش پناه خواهی گرفت راستیِ او تو را مِجَّن و سپر خواهد بود * ۵ از خوفی در شب نخواهی ترسید و نه از تیری که در روز میپرد * ۶ و نه از وبائی که در تاریکی میخرامد و نه از طاعونی که وقت ظهر فساد میکند * ۷ هزار نفر بجانب تو خواهند افتاد و دههزار بدست راست تو لیکن نزد تو نخواهد رسید * ۸ فقط بچشمان خود خواهی نگریست و پاداش شریران را خواهی دید * ۹ زیرا گفتی تو ای خداوند ملجای من هستی و حضرت اعلی را مأوای خویش گردانیدهای * ۱۰ هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد و بلائی نزد خیمهٔ تو نخواهد رسید * ۱۱ زیرا که فرشتگان خود را دربارهٔٔ تو امر خواهد فرمود تا در تمامیِ راههایت تو را حفظ نمایند * ۱۲ تو را بر دستهای خود برخواهند داشت مبادا پای خود را بسنگ بزنی * ۱۳ بر شیر و افعی پای خواهی نهاد شیربچه و اژدها را پایمال خواهی کرد * ۱۴ چونکه بمن رغبت دارد او را خواهم رهانید و چونکه باسم من عارف است او را سرافراز خواهم ساخت * ۱۵ چون مرا خواند او را اجابت خواهم کرد من در تنگی با او خواهم بود واو را نجات داده مُعَزَّز خواهم ساخت * ۱۶ به طول ایام او را سیر میگردانم و نجات خویش را بدو نشان خواهم داد *

باب نود و دوم

۱ [مزمور و سرود برای روز سَبَّت] خداوند را حمد گفتن نیکو است و بنام تو تسبیح خواندن ای حضرت اعلیٰ * ۲ بامدادان رحمت تو را اعلام نمودن و در هر شب امانت تو را * ۳ بر ذات ده اوتار و بر رباب و بنغمه هجایون و بربط * ۴ زیرا که ای خداوند مرا بکارهای خودت شادمان ساختهای بهسبب اعمال دستهای تو ترنم خواهم نمود * ۵ ای خداوند اعمال تو چه عظیم است و فکرهای تو بینهایت عمیق * ۶ مرد وحشی این را نمیداند و جاهل در این تأمل نمیکند * ۷ وقتی که شریران مثل علف میرویند و جمیع بدکاران میشکفند برای این است که تا بابد هلاک گردند * ۸ لیکن تو ای خداوند بر اعلیٰ علیین هستی تا ابدالآباد * ۹ زیرا اینک دشمنان تو ای خداوند هان دشمنان تو هلاک خواهند شد و جمیع بدکاران پراکنده خواهند شد * ۱۰ و امّا شاخ مرا مثل شاخ گاو وحشی بلند کردهای و بروغن تازه مسح شدهام * ۱۱ و چشم من بر دشمنانم خواهد نگریست و گوشهای من از شریرانی که با من مقاومت میکنند خواهد شنید * ۱۲ عادل مثل درخت خرما خواهد شکفت و مثل سرو آزاد در لبنان نمو خواهد کرد * ۱۳ آنانی که در خانهٔ خداوند غرس شدهاند در صحنهای خدای ما خواهند شکفت * ۱۴ در وقت پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود * ۱۵ تا اعلام کنند که خداوند راست است اوصخره من است و در وی هیچ بیانصافی نیست *

باب نود و سوم

۱ خداوند سلطنت را گرفته و خود را بهجلال آراسته است خداوند خود را آراسته و کمر خود را بقوّت بسته است ربع مسکون نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد خورد * ۲ تخت تو از ازل پایدار شده است و تو از قدیم هستی * ۳ ای خداوند سیلابها برافراشتهاند سیلابها آواز خود را برافراشتهاند سیلابها خروش خود را برافراشتهاند * ۴ فوق آواز آبهای بسیار فوق امواج زورآور دریا خداوند در اعلی اعلیین زورآورتر است * ۵ شهادات تو بینهایت امین است ای خداوند قدوسیّتْ خانهٔ تو را میزیبد تا ابدالآباد *

باب نود و چهارم

۱ ای یَهُوَه خدای ذوالانتقام ای خدای ذوالانتقام تجلّی فرما * ۲ ای داور جهان متعال شو و بر متکبّران مکافات برسان * ۳ ای خداوند تا بکی شریران تا بکی شریران فخر خواهند نمود * ۴ حرفها میزنند و سخنان ستمآمیز میگویند جمیع بدکاران لاف میزنند * ۵ ای خداوند قوم تو را میشکنند و میراث تو را ذلیل میسازند * ۶ بیوه زنان و غریبان را میکشند و یتیمان را بقتل میرسانند * ۷ و میگویند یاه نمیبیند و خدای یعقوب ملاحظه نمینماید * ۸ ای احمقان قوم بفهمید و ای ابلهان کی تعقل خواهید نمود * ۹ او که گوش را غرس نمود آیا نمیشنود او که چشم را ساخت آیا نمیبیند * ۱۰ او که امّتها را تأدیب میکند آیاتوبیخ نخواهد نمود او که معرفت را بانسان میآموزد * ۱۱ خداوند فکرهای انسان را میداند که محض بطالت است * ۱۲ ای یاه خوشابحال شخصی که او را تأدیب مینمائی و از شریعت خود او را تعلیم میدهی * ۱۳ تا او را از روزهای بلا راحت بخشی مادامی که حفره برای شریران کنده شود * ۱۴ زیرا خداوند قوم خود را رد نخواهد کرد و میراث خویش را ترک نخواهد نمود * ۱۵ زیرا که داوری بانصاف رجوع خواهد کرد و همهٔ راست دلان پیروی آن را خواهند نمود * ۱۶ کیست که برای من با شریران مقاومت خواهد کرد و کیست که با بدکاران مقابله خواهد نمود * ۱۷ اگر خداوند مددکار من نمیبود جان من بزودی در خاموشی ساکن میشد * ۱۸ چون گفتم که پای من میلغزد پس رحمت تو ای خداوند مرا تأیید نمود * ۱۹ در کثرت اندیشههای دل من تسلیهای تو جانم را آسایش بخشید * ۲۰ آیا کرسی شرارت با تو رفاقت تواند نمود که فساد را بقانون اختراع میکند * ۲۱ بر جان مرد صَدیق با هم جمع میشوند و بر خون بیگناه فتوا میدهند * ۲۲ لیکن خداوند برای من قلعه بلند است و خدایم صخره ملجای من است * ۲۳ و گناه ایشان را بر ایشان راجع خواهد کرد و ایشان را در شرارت ایشان فانی خواهد ساخت یَهوه خدای ما ایشان را فانی خواهد نمود *

باب نود و پنجم

۱ بیایید خداوند را بسراییم و صخره نجات خود را آواز شادمانی دهیم * ۲ به حضور او با حمد نزدیک بشویم و با مزامیر او را آواز شادمانی دهیم * ۳ زیرا که یهوه خدای بزرگ است * ۴ و پادشاه عظیم بر جمیع خدایان نشیبهای زمین در دست وی است و فرازهای کوهها از آن او * ۵ دریا از آن اوست او آن را بساخت و دستهای وی خشکی را مصور نمود * ۶ بیایید عبادت و سجده نماییم و بحضور آفریننده خود خداوند زانو زنیم * ۷ زیرا که او خدای ما است و ما قوم مرتع و گلهٔ دست او میباشیم امروز کاش آواز او را میشنیدید * ۸ دل خود را سخت مسازید مثل مریبا مانند یوم مسّا در صحرا * ۹ چون اجداد شما مرا آزمودند و تجربه کردند و اعمال مرا دیدند * ۱۰ چهل سال از آن قوم محزون بودم و گفتم قوم گمراه دل هستند که طُرُق مرا نشناختند * ۱۱ پس در غضب خود قسم خوردم که بآرامیِ من داخل نخواهند شد *

باب نود و ششم

۱ زمین خداوند را بسرایید * ۲ خداوند را بسرایید و نام او را متبارک خوانید روز بروز نجات او را اعلام نمایید * ۳ در میان امّتها جلال او را ذکر کنید و کارهای عجیب او را در جمیع قومها * ۴ زیرا خداوند عظیم است و بینهایت حمید و او مهیب است بر جمیع خدایان * ۵ زیراجمیع خدایانِ امّتها بتهایند لیکن یهوه آسمانها را آفرید * ۶ مجد و جلال بحضور وی است و قوّت و جمال در قدس وی * ۷ ای قبایل قوم ها خداوند را توصیف نمایید خداوند را بجلال و قوّت توصیف نمایید * ۸ خداوند را بجلال اسم او توصیف نمایید هدیه بیاورید و بصحنهای او بیایید * ۹ خداوند را در زینت قدوسیّت بپرستید ای تمامی زمین از حضور وی بلرزید * ۱۰ در میان امّتها گویید خداوند سلطنت گرفته است ربع مسکون نیز پایدار شد و جنبش نخواهد خورد قومها را بانصاف داوری خواهد نمود * ۱۱ آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد دریا و پری آن غرش نماید * ۱۲ صحرا و هر چه در آن است بوجد آید آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود * ۱۳ به حضور خداوند زیرا که میآید زیرا که برای داوری جهان میآید ربع مسکون را بانصاف داوری خواهد کرد و قومها را بامانت خود *

باب نود و هفتم

۱ خداوند سلطنت گرفته است پس زمینشادی کند و جزیرههای بسیار مسرور گردند * ۲ ابرها و ظلمتِ غلیظ گرداگرد اوست عدل و انصاف قاعده تخت اوست * ۳ آتش پیش روی وی میرود و دشمنانِ او را باطرافش میسوزاند * ۴ برقهایش ربع مسکون را روشن میسازد زمین این را بدید و بلرزید * ۵ کوهها از حضور خداوند مثل موم گداخته میشود از حضور خداوند تمامی جهان * ۶ آسمانها عدالتاو را اعلام میکنند و جمیع قومها جلال او را میبینند * ۷ همهٔ پرستندگان بتهای تراشیده خجل میشوند که ببتها فخر مینمایند ای جمیع خدایان او را بپرستید * ۸ صهیون شنید و شادمان شد و دختران یهودا مسرور گردیدند ای خداوند بهسبب داوریهای تو * ۹ زیرا که تو ای خداوند بر تمامی روی زمین متعال هستی بر جمیع خدایان بسیار اعلیٰ هستی * ۱۰ ای شما که خداوند را دوست میدارید از بدی نفرت کنید او حافظ جانهای مقدّسان خود است ایشان را از دست شریران میرهاند * ۱۱ نور برای عادلان کاشته شده است و شادمانی برای راستدلان * ۱۲ ای عادلان در خداوند شادمان باشید و ذکر قدّوسیّت او را حمد بگویید *

باب نود و هشتم

۱ [مزمور] برای خداوند سرود تازه بسرایید زیرا کارهای عجیب کرده است دست راست و بازوی قدّوس او او را مظّفر ساخته است * ۲ خداوند نجات خود را اعلام نموده و عدالتش را بنظر امّتها مکشوف کرده است * ۳ رحمت و امانت خود را با خاندان اسرائیل بیاد آورد همهٔ اقصای زمین نجات خدای ما را دیدهاند * ۴ ای تمامی زمین خداوند را آواز شادمانی دهید بانگ زنید و ترنّم نمایید و بسرایید * ۵ خداوند را با بربط بسرایید با بربط و با آواز نغمات * ۶ با کَرِنّاها و آواز سرنا بحضور یهوهپادشاه آواز شادمانی دهید * ۷ دریا و پری آن بخروشد ربع مسکون و ساکنان آن * ۸ نهرها دستک بزنند و کوهها با هم ترنّم نمایند * ۹ به حضور خداوند زیرا بداوری جهان میآید ربع مسکون را بانصاف داوری خواهد کرد و قومها را براستی *

باب نود و نهم

۱ خداوند سلطنت گرفته است پس قومها بلرزند بر کروبییّن جلوس میفرماید زمین متزلزل گردد * ۲ خداوند در صیهون عظیم است و او بر جمیع قومها متعال است * ۳ اسم عظیم و مهیب تو را حمد بگویند که او قدّوس است * ۴ و قّوت پادشاه انصاف را دوست میدارد تو راستی را پایدار کرده و انصاف و عدالت را در یعقوب بعمل آوردهای * ۵ یهوه خدای ما را تکریم نمایید و نزد قدمگاه او عبادت کنید که او قدّوس است * ۶ موسی و هارون از کاهنانش و سموئیل از خوانندگان نام او یهوه را خواندند و او ایشان را اجابت فرمود * ۷ در ستون ابر بدیشان سخن گفت شهادات او و فریضهای را که بدیشان داد نگاه داشتند * ۸ ای یهوه خدای ما تو ایشان را اجابت فرمودی ایشان را خدای غفور بودی امّا از اعمال ایشان انتقام کشیدی * ۹ یهوه خدای ما را متعال بخوانید و نزد کوه مقدّس او عبادت کنید زیرا یهوه خدای ما قّدوس است *

باب صدم

۱ ای تمامی روی زمین خداوند را آواز شادمانی دهید * ۲ خداوند را با شادی عبادت نمایید و بحضور او با ترنّم بیایید * ۳ بدانید که یهوه خداست او ما را آفرید ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او * ۴ به دروازههای او با حمد بیایید و بصحنهای او با تسبیح او را حمد گویید و نام او را متبارک خوانید *

۵ زیرا که خداوند نیکوست و رحمت او ابدی و امانت وی تا ابدالآباد *

باب صد و یکم

۱ [مزمور داود] رحمت و انصاف را خواهم سراییدنزد تو ای خداوند تسبیح خواهم خواند * ۲ در طریق کامل بخردمندی رفتار خواهم نمود نزد من کی خواهی آمد در خانهٔ خود با دل سلیم سالک خواهم شد * ۳ چیزی بد را پیش نظر خود نخواهم گذاشت کار کج روان را مکروه میدارم بمن نخواهد چسبید * ۴ دل کج از من دور خواهد شد شخص شریر را نخواهم شناخت * ۵ کسی را که در خُفیَه بهمسایهٔ خود غیبت گوید هلاک خواهم کرد کسی را که چشم بلند و دل متکبر دارد تحّمل نخواهم کرد * ۶ چشمانم بر امنای زمین است تا با من ساکن شوند کسی که بطریق کامل سالک باشد خادم من خواهد بود * ۷ حیله گر در خانهٔ من ساکن نخواهد شد دروغگو پیش نظر من نخواهد ماند * ۸ همهٔ شریران زمین را صبحگاهان هلاک خواهم کرد تا جمیع بدکاران را از شهر خداوند منقطع سازم *

باب صد و دوم

۱ [دعای مسکین وقتیکه پریشان حال شده ناله خود را بحضور یهوّه میریزد] ای خداوند دعای مرا بشنو و فریاد من نزد تو برسد * ۲ در روز تنگیام روی خود را از من مپوشان گوش خود را بمن فراگیر و روزی که بخوانم مرا بزودی اجابت فرما * ۳ زیرا روزهایم مثل دود تلف شد و استخوانهایم مثل هیزم سوخته گردید * ۴ دل من مثل گیاه زده شده و خشک گردیده است زیرا خوردن غذای خود را فراموش میکنم * ۵ بهسبب آواز ناله خود استخوانهایم بگوشت من چسبیده است * ۶ مانند مرغ سقّای صحرا شده و مثل بوم خرابهها گردیدهام * ۷ پاسبانی میکنم و مثل گنجشک بر پشتبام منفرد گشتهام * ۸ تمامی روز دشمنانم مرا سرزنش میکنند و آنانی که بر من دیوانه شدهاند مرا لعنت مینمایند * ۹ زیرا خاکستر را مثل نان خوردهام و مشروب خود را با اشک آمیختهام * ۱۰ بهسبب غضب و خشم تو زیرا که مرا برافراشته و بزیر افکندهای * ۱۱ روزهایم مثل سایه زوال پذیر گردیده و من مثل گیاه پژمرده شدهام * ۱۲ لیکن تو ای خداوند جلوس فرمودهای تا ابدالآباد و ذکر تو تا جمیع نسلهاست * ۱۳ تو برخاسته بر صهیون ترحم خواهی نمود زیرا وقتی است که بر او رأفت کنی و زمان معّین رسیدهاست * ۱۴ چونکه بندگان تو در سنگهای وی رغبت دارند و بر خاک او شفقت مینمایند * ۱۵ پس امّتها از نام خداوند خواهند ترسید و جمیع پادشاهان جهان از کبریائی تو * ۱۶ زیرا خداوند صهیون را بنا نموده و در جلال خود ظهور فرموده است * ۱۷ به دعای مسکینان توجه نموده و دعای ایشان را خوار نشمرده است * ۱۸ این برای نسل آینده نوشته میشود تا قومی که آفریده خواهند شد خداوند را تسبیح بخوانند * ۱۹ زیرا که از بلندی قدس خود نگریسته خداوند از آسمان بر زمین نظر افکنده است * ۲۰ تا ناله اسیران را بشنود و آنانی را که بموت سپرده شدهاند آزاد نماید * ۲۱ تا نام خداوند را در صیهون ذکر نمایند و تسبیح او را در اورشلیم * ۲۲ هنگامیکه قومها با هم جمع شوند و ممالک نیز تا خداوند را عبادت نمایند * ۲۳ توانائی مرا در راه ناتوان ساخت و روزهای مرا کوتاه گردانید * ۲۴ گفتم ای خدای من مرا در نصف روزهایم برمدار سالهای تو تا جمیع نسلها است * ۲۵ از قدیم بنیاد زمین را نهادی و آسمانها عمل دستهای تو است * ۲۶ آنها فانی میشوند لیکن تو باقی هستی و جمیع آنها مثل جامه مندرس خواهند شد و مثل ردا آنها را تبدیل خواهی کرد و مبدّل خواهند شد * ۲۷ لیکن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهد گردید * ۲۸ فرزندان بندگانت باقی خواهند ماند و ذرّیت ایشان در حضور تو پایدار خواهند بود *

باب صد و سوم

۱ [مزمور داود] ای جان من خداوند را متبارک بخوان و هرچه در درون من است نام قدّوس او را متبارک خواند * ۲ ای جان من خداوند را متبارک بخوان و جمیع احسانهای او را فراموش مکن * ۳ که تمام گناهانت را میآمرزد و همهٔ مرضهای تو را شفا میبخشد * ۴ که حیات تو را از هاویه فدیه میدهد و تاج رحمت و رأفت را بر سر تو مینهد * ۵ که جان تو را بچیزهای نیکو سیر میکند تا جوانی تو مثل عقاب تازه شود * ۶ خداوند عدالت را بجا میآورد و انصاف را برای جمیع مظلومان * ۷ طریقهای خویش را بموسی تعلیم داد و عملهای خود را ببنی اسرائیل * ۸ خداوند رحمان و کریم است دیر غضب و بسیار رحیم * ۹ تا بابد محاکمه نخواهد نمود و خشم را همیشه نگاه نخواهد داشت * ۱۰ با ما موافق گناهان ما عمل ننموده و بما بحسب خطایای ما جزا نداده است * ۱۱ زیرا آنقدر که آسمان از زمین بلندتر است بهمان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است * ۱۲ به اندازهای که مشرق از مغرب دور است بهمان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است * ۱۳ چنانکه پدر بر فرزندان خود رئوف است همچنان خداوند بر ترسندگان خود رأفت مینماید * ۱۴ زیرا جبلّت ما را میداند و یاد میدارد که ما خاک هستیم * ۱۵ و امّا انسان ایّام او مثل گیاه است مثل گل صحرا همچنان میشکفد * ۱۶ زیرا که باد بر آن میوزد و نابود میگردد و مکانش دیگر آن را نمیشناسد * ۱۷ لیکن رحمت خداوند بر ترسندگانش از ازل تا ابدالآباد است و عدالت او بر فرزندانِ فرزندان * ۱۸ بر آنانی که عهد او را حفظ میکنند و فرایض او را یاد میدارند تا آنها را بجا آورند * ۱۹ خداوند تخت خود را بر آسمانها استوار نموده و سلطنت او بر همهٔ مسلّط است * ۲۰ خداوند را متبارک خوانید ای فرشتگان او که در قوّت زورآورید و کلام او را بجا میآورید و آواز کلام او را گوش میگیرید * ۲۱ ای جمیع لشکرهای او خداوند را متبارک خوانید و ای خادمان او که ارادهٔ او را بجا میآورید * ۲۲ ای همهٔ کارهای خداوند او را متبارک خوانید در همهٔ مکانهای سلطنت او ای جان من خداوند را متبارک بخوان *

باب صد و چهارم

۱ ای جان من خداوند را متبارکبخوان ای یهوه خدای من تو بینهایت عظیم هستی بعزّت و جلال ملبّس هستی * ۲ خویشتن را بنور مثل ردا پوشانیدهای آسمانها را مثل پرده پهن ساختهای * ۳ آن که غرفات خود را بر آبها بنا کرده است و ابرها را مرکب خود نموده و بر بالهای باد میخرامد * ۴ فرشتگان خود را بادها میگرداند و خادمان خود را آتش مشتعل * ۵ که زمین را بر اساسش استوار کرده تا جنبش نخورد تا ابدالآباد * ۶ آن را بلجّهها مثل ردا پوشانیدهای که آبها بر کوهها ایستادهاند * ۷ از عتاب تو میگریزند از آواز رعد تو پراکنده میشوند * ۸ به فراز کوهها برمیآیند و بهمواریها فرود میآیند بمکانی که برای آنهامهیّا ساختهای * ۹ حدی برای آنها قرار دادهای که از آن نگذرند و برنگردند تا زمین را بپوشانند * ۱۰ که چشمهها را در وادیها جاری میسازد تا در میان کوهها روان بشوند * ۱۱ تمام حیوانات صحرا را سیراب میسازند تا گورخران تشنگی خود را فرو نشانند * ۱۲ بر آنها مرغان هوا ساکن میشوند و از میان شاخهها آواز خود را میدهند * ۱۳ او از غرفات خود کوهها را سیراب میکند و از ثمرات اعمال تو زمین سیر میشود * ۱۴ نباتات را برای بهایم میرویاند و سبزهها را برای خدمت انسان و نان را از زمین بیرون میآورد * ۱۵ و شراب را که دل انسان را شادمان میکند و چهره او را بروغن شاداب میسازد و دل انسان را بنان قوی میگرداند * ۱۶ درختان خداوند شادابند یعنی سروهای آزاد لبنان که غرس کرده است * ۱۷ که در آنها مرغان آشیانهای خود را میگیرند و امّا صنوبر خانهٔ لقلق میباشد * ۱۸ کوههای بلند برای بزهای کوهی و صخرهها برای یربوع ملجاء است * ۱۹ ماه را برای موسمها ساخت و آفتاب مغرب خود را میداند * ۲۰ تاریکی میسازی و شب میشود که در آن همهٔ حیوانات جنگلی راه میروند * ۲۱ شیر بچگان برای شکار خود غرّش میکنند و خوراک خویش را از خدا میجویند * ۲۲ چون آفتاب طلوع میکند جمع میشوند و در بیشههای خود میخوابند * ۲۳ انسان برای عمل خود بیرون میآید و بجهت شغل خویش تا شامگاه * ۲۴ ای خداوند اعمال تو چه بسیار است جمیع آنها را بحکمت کردهای زمین از دولت تو پر است * ۲۵ و آن دریای بزرگ و وسیعالاطراف نیز که در آن حشرات از حدّ شماره زیادهاند و حیوانات خرد و بزرگ * ۲۶ و در آن کشتیها راه میروند و آن لویاتان که بجهت بازی کردن در آن آفریدهای * ۲۷ جمیع اینها از تو انتظار میکشند تا خوراک آنها را در وقتش برسانی * ۲۸ آنچه را که بآنها میدهی فرا میگیرند دست خود را باز میکنی پس از چیزهای نیکو سیر میشوند * ۲۹ روی خود را میپوشانی پس مضطرب میگردند روح آنها را قبض میکنی پس میمیرند و بخاک خود برمیگردند * ۳۰ چون روح خود را میفرستی آفریده میشوند و روی زمین را تازه میگردانی * ۳۱ جلال خداوند تا ابدالآباد است خداوند از اعمال خود راضی خواهد بود * ۳۲ که بزمین نگاه میکند و آن میلرزد کوهها را لمس میکند پس آتشفشان میشوند * ۳۳ خداوند را خواهم سرایید تا زنده میباشم برای خدای خود تسبیح خواهم خواند تا وجود دارم * ۳۴ تفکّر من او را لذیذ بشود و من در خداوند شادمان خواهم بود * ۳۵ گناهکاران از زمین نابود گردند و شریران دیگر یافت نشوند ای جان من خداوند را متبارک بخوان هلّلویاه *

باب صد و پنجم

۱ یهوه را حمد گویید و نام او را بخوانید اعمال او را در میان قومها اعلام نمایید * ۲ او را بسرایید برای او تسبیح بخوانید در تمام کارهای عجیب او تفکر نمایید * ۳ در نام قدّوس او فخر کنید دل طالبان خداوند شادمان باشد * ۴ خداوند و قوّت او را بطلبیدروی او را پیوسته طالب باشید * ۵ کارهای عجیب را که او کرده است بیاد آورید آیات او و داوریهای دهان او را * ۶ ای ذریّت بندهٔ او ابراهیم ای فرزندان یعقوب برگزیده او * ۷ یهوه خدای ماست داوریهای او در تمامی جهان است * ۸ عهد خود را یاد میدارد تا ابدالآباد و کلامی را که بر هزاران پشت فرموده است * ۹ آن عهدی را که با ابراهیم بسته و قسمی را که برای اسحاق خورده است * ۱۰ و آن را برای یعقوب فریضهای استوار ساخت و برای اسرائیل عهد جاودانی * ۱۱ و گفت که زمین کنعان را بتو خواهم داد تا حصّه میراث شما شود * ۱۲ هنگامی که عددی معدود بودند قلیلالعدد و غربا در آنجا * ۱۳ و از امّتی تا امّتی سرگردان میبودند و از یک مملکت تا قوم دیگر * ۱۴ او نگذاشت که کسی بر ایشان ظلم کند بلکه پادشاهان را بخاطر ایشان توبیخ نمود * ۱۵ که بر مسیحان من دست مگذارید و انبیای مرا ضرر مرسانید * ۱۶ پس قحطی را بر آن زمین خواند و تمامی قوام نان را شکست * ۱۷ و مردی پیش روی ایشان فرستاد یعنی یوسف را که او را بغلامی فروختند * ۱۸ پایهای وی را بزنجیرها خستند و جان او در آهن بسته شد * ۱۹ تا وقتی که سخن او واقع شد و کلام خداوند او را امتحان نمود * ۲۰ آنگاه پادشاه فرستاده بندهای او را گشاد و سلطان قومها او را آزاد ساخت * ۲۱ او را بر خانهٔخود حاکم قرار داد و مختار بر تمام مایملک خویش * ۲۲ تا بارادهٔ خود سروران او را بند نماید و مشایخ او را حکمت آموزد * ۲۳ پس اسرائیل بمصر درآمدند و یعقوب در زمین حام غربت پذیرفت * ۲۴ و او قوم خود را بغایت بارور گردانید و ایشان را از دشمنان ایشان قویتر ساخت * ۲۵ لیکن دل ایشان را برگردانید تا بر قوم او کینه ورزند و بر بندگان وی حیله نمایند * ۲۶ بندهٔ خود موسی را فرستاد و هارون را که برگزیده بود * ۲۷ کلمات و آیات او را در میان ایشان اقامه کردند و عجایب او را در زمین حام * ۲۸ ظلمت را فرستاد که تاریک گردید پس بکلام او مخالفت نورزیدند * ۲۹ آبهای ایشان را بخون مبدل ساخت و ماهیان ایشان را میرانید * ۳۰ زمین ایشان غوکها را بازدحام پیدا نمود حتّی در حرمهای پادشاهان ایشان * ۳۱ او گفت و انواع مگسها پدید آمد و پشهها در همهٔ حدود ایشان * ۳۲ تگرگ را بعوض باران بارانید و آتش مشتعل را در زمین ایشان * ۳۳ موها و انجیرهای ایشان را زد و درختان محّال ایشان را بشکست * ۳۴ او گفت و ملخ پدید آمد و کرمها از حّد شماره افزون * ۳۵ و هر سهم را در زمین ایشان بخوردند و میوههای زمین ایشان را خوردند * ۳۶ و جمیع نخستزادگان را در زمین ایشان زد اوایل تمامی قوّت ایشان را * ۳۷ و ایشان را با طلا و نقره بیرون آورد که در اسباط ایشان یکی ضعیف نبود * ۳۸ مصریان از بیرون رفتن ایشان شاد بودند زیرا که خوف ایشان بر آنها مستولی گردیده بود * ۳۹ ابری برای پوشش گسترانید و آتشی که شامگاه روشنائی دهد * ۴۰ سؤال کردند پس سَلْوی برای ایشان فرستاد و ایشان را از نان آسمان سیر گردانید * ۴۱ صخره را بشکافت و آب جاری شد در جایهای خشک مثل نهر روان گردید * ۴۲ زیرا کلام مقدّس خود را بیاد آورد و بندهٔ خویش ابراهیم را * ۴۳ و قوم خود را با شادمانی بیرون آورد و برگزیدگان خویش را با ترنّم * ۴۴ و زمینهای امّتها را بدیشان داد و زحمت قومها را وارث شدند * ۴۵ تا آنکه فرایض او را نگاه دارند و شریعت او را حفظ نمایند هللویاه *

باب صد و ششم

۱ هللویاه خداوند را حمد بگویید زیرا که او نیکو است و رحمت او تا ابدالآباد * ۲ کیست که اعمال عظیم خداوند را بگوید و همهٔ تسبیحات او را بشنواند * ۳ خوشابحال آنانیکه انصاف را نگاه دارند و آن که عدالت را در همهٔ وقت بعمل آورد * ۴ ای خداوند مرا یاد کن برضامندییی که با قوم خود میداری و بنجات خود از من تفقّد نما * ۵ تا سعادت برگزیدگان تو را ببینم و بشادمانی قوم تو مسرور شوم و با میراث تو فخر نمایم * ۶ با پدران خود گناه نمودهایم و عصیان ورزیده شرارت کردهایم * ۷ پدران ما کارهای عجیب تو را در مصر نفهمیدند و کثرت رحمت تو را بیاد نیاوردند بلکه نزد دریا یعنی بحر قلزم فتنه انگیختند * ۸ لیکن بخاطر اسم خود ایشان را نجات داد تا توانائی خود را اعلان نماید * ۹ و بحر قُلْزُم را عتاب کرد که خشک گردید پس ایشان را در لجّهها مثل بیابان رهبری فرمود * ۱۰ و ایشان را از دست دشمن نجات داد و از دست خصم رهائی بخشید * ۱۱ و آب دشمنان ایشان را پوشانید که یکی از ایشان باقی نماند * ۱۲ آنگاه بکلام او ایمان آوردند و حمد او را سراییدند * ۱۳ لیکن اعمال او را بزودی فراموش کردند و مشورت او را انتظار نکشیدند * ۱۴ بلکه شهوتپرستی نمودند در بادیه و خدا را امتحان کردند در هامون * ۱۵ و مسألت ایشان را بدیشان داد لیکن لاغری در جانهای ایشان فرستاد * ۱۶ پس بموسی در اردو حسد بردند و بهارون مقدّس یهوّه * ۱۷ و زمین شکافته شده داتان را فرو برد و جماعت ابیرام را پوشانید * ۱۸ و آتش در جماعت ایشان افروخته شده شعلهٔ آتش شریران را سوزانید * ۱۹ گوسالهای در حوریب ساختند و بتی ریخته شده را پرستش نمودند * ۲۰ و جلال خود را تبدیل نمودند بمثال گاوی که علف میخورد * ۲۱ و خدای نجات دهنده خود را فراموش کردند که کارهای عظیم در مصر کرده بود * ۲۲ و اعمال عجیبه را در زمین حام و کارهای ترسناک را در بحر قلزم * ۲۳ آنگاه گفت که ایشان را هلاک بکند اگر برگزیده اوموسی در شکاف بحضور وی نمیایستاد تا غضب او را از هلاکتِ ایشان برگرداند * ۲۴ و زمین مرغوب را خوار شمردند و بکلام وی ایمان نیاوردند * ۲۵ و در خیمههای خود همهمه کردند و قول خداوند را استماع ننمودند * ۲۶ له'ذا دست خود را برایشان برافراشت که ایشان را در صحرا از پا درآوَرَدْ * ۲۷ و ذریّت ایشان را در میان امّتها بیندازد و ایشان را در زمینها پراکنده کند * ۲۸ پس ببعل فغور پیوستند و قربانیهای مردگان را خوردند * ۲۹ و بکارهای خود خشم او را بهیجان آوردند و وبا بر ایشان سخت آمد * ۳۰ آنگاه فینحاس بر پا ایستاده داوری نمود و وبا برداشته شد * ۳۱ و این برای او بعدالت محسوب گردید نسلاً بعد نسل تا ابدالآباد * ۳۲ و او را نزد آب مریبه غضبناک نمودند حتی موسی را بخاطر ایشان آزاری عارض گردید * ۳۳ زیرا که روح او را تلخ ساختند تا از لبهای خود ناسزا گفت * ۳۴ و آن قومها را هلاک نکردند که دربارهٔ ایشان خداوند امر فرموده بود * ۳۵ بلکه خویشتن را با امّتها آمیختند و کارهای ایشان را آموختند * ۳۶ و بتهای ایشان را پرستش نمودند تا آنکه برای ایشان دام گردید * ۳۷ و پسران و دختران خویش را برای دیوها قربانی گذرانیدند * ۳۸ و خون بیگناه را ریختند یعنی خون پسران و دختران خود را که آن را برای بتهای کنعان ذبح کردند و زمین از خون ملوّث گردید * ۳۹ و از کارهای خود نجس شدند و در افعال خویش زناکار گردیدند * ۴۰ له'ذا خشم خداوند بر قوم خود افروخته شد و میراث خویش را مکروه داشت * ۴۱ و ایشان را بدست امّتها تسلیم نمود تا آنانی که از ایشان نفرت داشتند بر ایشان حکمرانی کردند * ۴۲ و دشمنان ایشان بر ایشان ظلم نمودند و زیر دست ایشان ذلیل گردیدند * ۴۳ بارهای بسیار ایشان را خلاصی داد لیکن بمشورتهای خویش براو فتنه کردند و بهسبب گناه خویش خوار گردیدند * ۴۴ با وجود این بر تنگی ایشان نظر کرد وقتی که فریاد ایشان را شنید * ۴۵ و بخاطر ایشان عهد خود را بیاد آورد و در کثرت رحمت خویش بازگشت نمود * ۴۶ و ایشان را حرمت داد در نظر جمیع اسیرکنندگان ایشان * ۴۷ ای یهوّه خدای ما ما را نجات ده و ما را از میان امّتها جمع کن تا نام قدّوس تو را حمد گوییم و در تسبیح تو فخر نماییم * ۴۸ یهوّه خدای اسرائیل متبارک باد از ازل تا ابدالآباد و تمامی قوم بگویند آمین هلّلویاه *

باب صد و هفتم

۱ خداوند را حمد بگویید زیرا که او نیکو است و رحمت او باقی است تا ابدالآباد * ۲ فدیه شدگان خداوند این را بگویند که ایشان را از دست دشمن فدیه داده است * ۳ و ایشان را از بُلدان جمع کرده از مشرق و مغرب و از شمال و جنوب * ۴ در صحرا آواره شدند و دربادیهای بیطریق و شهری برای سکونت نیافتند * ۵ گرسنه و تشنه نیز شدند و جان ایشان در ایشان مستمند گردید * ۶ آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید * ۷ و ایشان را براه مستقیم رهبری نمود تا بشهری مسکون درآمدند * ۸ پس خداوند را بهسبب رحمتش تشکّر نمایند و بهسبب کارهای عجیب وی با بنیآدم * ۹ زیرا که جان آرزومند را سیر گردانید و جان گرسنه را از چیزهای نیکو پر ساخت * ۱۰ آنانی که در تاریکی و سایه موت نشسته بودند که در مذلّت و آهن بسته شده بودند * ۱۱ زیرا بکلام خدا مخالفت نمودند و بنصیحت حضرت اعلی اهانت کردند * ۱۲ و او دل ایشان را بمشقّت ذلیل ساخت بلغزیدند و مدد کنندهای نبود * ۱۳ آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید * ۱۴ ایشان را از تاریکی و سایه موت بیرون آورد و بندهای ایشان را بگسست * ۱۵ پس خداوند را بهسبب رحمتش تشکّر نمایند و بهسبب کارهای عجیب او با بنیآدم * ۱۶ زیرا که دروازههای برنجین را شکسته و بندهای آهنین را پاره کرده است * ۱۷ احمقان بهسبب طریق شریرانه خود و بهسبب گناهان خویش خود را ذلیل ساختند * ۱۸ جان ایشان هر قسم خوراک را مکروه داشت و بدروازههای موت نزدیک شدند * ۱۹ آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید * ۲۰ کلام خود را فرستاده ایشان را شفا بخشید و ایشان را از هلاکتهای ایشان رهانید * ۲۱ پس خداوند را بهسبب رحمتش تشکرنمایند و بهسبب کارهای عجیب او با بنیآدم * ۲۲ و قربانیهای تشکّر را بگذرانند و اعمال وی را بترّنم ذکر کنند * ۲۳ آنانی که در کشتیها بدریا رفتند و در آبهای کثیر شغل کردند * ۲۴ اینان کارهای خداوند را دیدند و اعمال عجیب او را در لجّهها * ۲۵ او گفت پس باد تند را وزانید و امواج آن را برافراشت * ۲۶ به آسمانها بالا رفتند و بلجّهها فرود شدند و جان ایشان از سختی گداخته گردید * ۲۷ سرگردان گشته مثل مستان افتان و خیزان شدند و عقل ایشان تماماً حیران گردید * ۲۸ آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهائی بخشید * ۲۹ طوفان را بآرامی ساکت ساخت که موجهایش ساکن گردید * ۳۰ پس مسرور شدند زیرا که آسایش یافتند و ایشان را ببندرِ مرادِ ایشان رسانید * ۳۱ پس خداوند را بهسبب رحمتش تشکّر نمایند و بهسبب کارهای عجیب او با بنیآدم * ۳۲ و او را در مجمع قوم متعال بخوانند و در مجلس مشایخ او را تسبیح بگویند * ۳۳ او نهرها را ببادیه مبدّل کرد و چشمههای آب را بزمین تشنه * ۳۴ و زمین بارور را نیز بشورهزار بهسبب شرارت ساکنان آن * ۳۵ بادیه را بدریاچه آب مبدّل کرد و زمین خشک را بچشمههای آب * ۳۶ و گرسنگان را در آنجا ساکن ساخت تا شهری برای سکونت بنا نمودند * ۳۷ و مزرعهها کاشتند و تاکستانها غرس نمودند و حاصل غلّه بعمل آوردند * ۳۸ و ایشان را برکت داد تا بغایت کثیر شدند و بهایم ایشان را نگذارد کم شوند * ۳۹ و باز کم گشتند و ذلیل شدند از ظلم و شقاوت و حزن * ۴۰ ذلّت را بر رؤسا میریزد و ایشان را در بادیهای که راه ندارد آواره میسازد * ۴۱ امّا مسکین را ازمشقّتش برمیافرازد و قبیلهها را مثل گلهها برایش پیدا میکند * ۴۲ صالحان این را دیده شادمان میشوند و تمامی شرارت دهان خود را خواهد بست * ۴۳ کیست خردمند تا بدین چیزها تفکّر نماید که ایشان رحمتهای خداوند را خواهند فهمید *

باب صد و هشتم

۱ [سرود و مزمور داود] ای خدا دل من مستحکم است من خواهم سرایید و ترنّم خواهم نمود و جلال من نیز * ۲ ای عود و بربط بیدار شوید من نیز در سحرگاه بیدار خواهم شد * ۳ ای خداوند تو را در میان قومها حمد خواهم گفت و در میان طایفهها تو را خواهم سرایید * ۴ زیرا که رحمت تو عظیم است فوق آسمانها و راستی تو تا افلاک میرسد * ۵ ای خدا بر فوق آسمانها متعال باش و جلال تو بر تمامی زمین * ۶ تا محبوبان تو خلاصی یابند بدست راست خود نجات ده و مرا اجابت فرما * ۷ خدا در قدّوسیت خود سخن گفته است پس وجد خواهم نمود شکیم را تقسیم میکنم و وادی سکّوت را خواهم پیمود * ۸ جلعاد از آن من است و منسّی از آن من و افرایم خود سر من و یهودا عصای سلطنت من * ۹ موآب ظرف شست و شوی من است و بر ادوم نعلین خود را خواهم انداخت و بر فلسطین فخر خواهم نمود * ۱۰ کیست که مرا بشهر حصین درآورد کیست که مرا بادوم رهبری نماید * ۱۱ آیا نه تو ای خدا که ما را ترک کردهای و تو ای خدا که بالشکرهای ما بیرون نمیآیی * ۱۲ ما را بر دشمن امداد فرما زیرا که مدد انسان باطل است *

۱۳ در خدا با شجاعت کار خواهیم کرد و او دشمنان ما را پایمال خواهد نمود *

باب صد و نهم

۱ [برای سالار مغنیان مزمور داود] ای خدای تسبیح من خاموش مباش * ۲ زیرا که دهانِ شرارت و دهانِ فریب را بر من گشودهاند و بزبان دروغ بر من سخن گفتهاند * ۳ به سخنان کینه مرا احاطه کردهاند و بیسبب با من جنگ نمودهاند * ۴ به عوض محبّتِ من با من مخالفت میکنند و امّا من دعا * ۵ و بعوض نیکویی بمن بدی کردهاند و بعوض محبّت عداوت نموده * ۶ مردی شریر را بر او بگمار و دشمن بدست راست او بایستد * ۷ هنگامی که در محاکمه بیاید خطا کار بیرون آید و دعای او گناه بشود * ۸ ایّام عمرش کم شود و منصب او را دیگری ضبط نماید * ۹ فرزندان او یتیم بشوند و زوجه وی بیوه گردد * ۱۰ و فرزندان او آواره شده گدائی بکنند و از خرابههای خود قوّت را بجویند * ۱۱ طلبکار تمامی مایملک او را ضبط نماید و اجنبیان محنت او را تاراج کنند * ۱۲ کسی نباشد که بر او رحمت کند و بر یتیمانِ وی احدی رأفت ننماید * ۱۳ ذرّیت وی منقطع گردند و در طبقه بعد نام ایشان محو شود * ۱۴ عصیان پدرانش نزد خداوند بیاد آورده شود و گناه مادرش محو نگردد * ۱۵ و آنها در مدّ نظر خداوند دائماً بماند تا یادگاری ایشان را از زمین ببُرَد * ۱۶ زیرا که رحمت نمودن را بیاد نیاوَرْد بلکه بر فقیر و مسکین جفا کرد و بر شکسته دل تا او را بقتل رساند * ۱۷ چون که لعنت را دوست میداشت بدو رسیده و چون که برکت را نمیخواست از او دور شده است * ۱۸ و لعنت را مثل ردای خود در بر گرفت و مثل آب بشکمش درآمد و مثل روغن در استخوانهای وی * ۱۹ پس مثل جامهای که او را میپوشاند و چون کمربندی که بآن همیشه بسته میشود خواهد بود * ۲۰ این است اجرت مخالفانم از جانب خداوند و برای آنانی که بر جان من بدی میگویند * ۲۱ امّا تو ای یهوّه خداوند بخاطر نام خود با من عمل نما چون که رحمت تو نیکوست مرا خلاصی ده * ۲۲ زیرا که من فقیر و مسکین هستم و دل من در اندرونم مجروح است * ۲۳ مثل سایهای که در زوال باشد رفتهام و مثل ملخ رانده شدهام * ۲۴ زانوهایم از روزه داشتن میلرزد و گوشتم از فربهی کاهیده میشود * ۲۵ و من نزد ایشان عار گردیدهام چون مرا میبینند سر خود را میجنبانند * ۲۶ ای یهوه خدای من مرا اعانت فرما و بحسب رحمت خود مرا نجات ده * ۲۷ تا بدانند که این است دست تو و تو ای خداوند این را کردهای * ۲۸ ایشان لعنت بکنند امّا تو برکت بده ایشان برخیزند و خجل گردند و امّا بندهٔ تو شادمان شود * ۲۹ جفا کنندگانم برسوائی ملبّس شوند و خجالت خویش را مثل ردا بپوشند * ۳۰ خداوند را بزبان خود بسیار تشکّر خواهم کرد و او را در جماعت کثیر حمد خواهم گفت * ۳۱ زیرا که بدست راست مسکین خواهد ایستادتا او را از آنانی که بر جان او فتوا میدهند برهاند *

باب صد و دهم

۱ [مزمور داود] یهوه بخداوند من گفت بدست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم * ۲ خداوند عصای قوّت تو را از صهیون خواهد فرستاد در میان دشمنان خود حکمرانی کن * ۳ قوم تو در روزِ قوّتِ تو هدایای تبرّعی میباشند در زینتهای قدّوسیت شبنمِ جوانیِ تو از رَحِم صحرگاه برای توست * ۴ خداوند قسم خورده است و پشیمان نخواهد شد که تو کاهن هستی تا ابدالآباد برتبه ملکیصدق * ۵ خداوند که بدست راست توست در روز غضب خود پادشاهان را شکست خواهد داد * ۶ در میان امّتها داوری خواهد کرد از لاشها پر خواهد ساخت و سر آنها را در زمین وسیع خواهد کوبید * ۷ از نهرِ سرِ راه خواهد نوشید بنابراین سر خود را بر خواهد افراشت *

باب صد و یازدهم

۱ هلّلویاه خداوند را بتمامی دل حمد خواهم گفت در مجلس راستان و در جماعت * ۲ کارهای خداوند عظیم است و همگانی که بآنها رغبت دارند در آنها تفتیش میکنند * ۳ کار او جلال و کبریائی است و عدالت وی پایدار تا ابدالآباد * ۴ یادگاری برای کارهای عجیب خود ساخته است خداوند کریم و رحیم است * ۵ ترسندگان خود را رزقی نیکوداده است عهد خویش را بیاد خواهد داشت تا ابدالآباد * ۶ قوّت اعمال خود را برای قوم خود بیان کرده است تا میراث امّتها را بدیشان عطا فرماید * ۷ کارهای دستهایش راستی و انصاف است و جمیع فرایض وی امین * ۸ آنها پایدار است تا ابدالآباد در راستی و استقامت کرده شده * ۹ فدیهای برای قوم خود فرستاد و عهد خویش را تا ابد امر فرمود نام او قدّوس و مهیب است * ۱۰ ترس خداوند ابتدای حکمت است همهٔ عاملین آنها را خردمندی نیکو است حمد او پایدار است تا ابدالآباد *

باب صد و دوازدهم

۱ هللویاه خوشابحال کسی که از خداوند میترسد و در وصایای او بسیار رغبت دارد * ۲ ذرّیتش در زمین زورآور خواهند بود طبقه راستان مبارک خواهند شد * ۳ توانگری و دولت در خانهٔ او خواهد بود و عدالتش تا بابد پایدار است * ۴ نور برای راستان در تاریکی طلوع میکند او کریم و رحیم و عادل است * ۵ فرخنده است شخصی که رئوف و قرض دهنده باشد او کارهای خود را بانصاف استوار میدارد * ۶ زیرا که تا بابد جنبش نخواهد خورد مرد عادل تا بابد مذکور خواهد بود * ۷ از خبر بد نخواهد ترسید دل او پایدار است و بر خداوند توکّل دارد * ۸ دل او استوار است و نخواهد ترسید تا آرزوی خویش را بر دشمنان خود ببیند * ۹ بذل نموده بفقرا بخشیده است عدالتش تا بابد پایدار است شاخ او با عزّت افراشته خواهد شد * ۱۰ شریر این را دیده غضبناک خواهد شد دندانهای خود را فشرده گداخته خواهد گشت آرزوی شریران زایل خواهد گردید *

باب صد و سیزدهم

۱ هلّلویاه ای بندگان خداوند تسبیح بخوانید نام خداوند را تسبیح بخوانید * ۲ نام خداوند متبارک باد از الآن و تا ابدالآباد * ۳ از مَطْلَع آفتاب تا مغرب آن نام خداوند تسبیح خوانده شود * ۴ خداوند بر جمیع امّتها متعال است و جلال وی فوق آسمانها * ۵ کیست مانند یهوّه خدای ما که بر اعلی علّیین نشسته است * ۶ و متواضع میشود تا نظر نماید بر آسمانها و بر زمین * ۷ که مسکین را از خاک برمیدارد و فقیر را از مزبله برمیافرازد * ۸ تا او را با بزرگان بنشاند یعنی با بزرگان قوم خویش *

۹ زن نازاد را خانهنشین میسازد و مادر فرحناک فرزندان هلّلویاه *

باب صد و چهاردهم

۱ وقتيكه اسرائیل از مصر بیرون آمدند و خاندان یعقوب از قوم اجنبی زبان * ۲ یهودا مَقْدَس او بود و اسرائیل محّل سلطنت وی * ۳ دریا این را بدید و گریخت و اردن بعقب برگشت * ۴ کوهها مثل قوچها بجستن درآمدند و تلها مثل برههای گله * ۵ ای دریا تو را چه شد که گریختی و ای اردن که بعقب برگشتی * ۶ ای کوهها که مثل قوچها بجستن درآمدید و ای تلها که مثل برههای گله * ۷ ای زمیناز حضور خداوند متزلزل شو و از حضور خدای یعقوب * ۸ که صخره را دریاچه آب گردانید و سنگ خارا را چشمه آب *

باب صد و پانزدهم

۱ ما را نی ای خداوند ما را نی بلکه نام خود را جلال ده بهسبب رحمتت و بهسبب راستی خویش * ۲ امّتها چرا بگویند که خدای ایشان الآن کجاست * ۳ امّا خدای ما در آسمانهاست آنچه را که اراده نمود بعمل آورده است * ۴ بتهای ایشان نقره و طلاست از صنعت دستهای انسان * ۵ آنها را دهان است و سخن نمیگویند آنها را چشمهاست و نمیبینند * ۶ آنها را گوشهاست و نمیشنوند آنها را بینی است و نمیبویند * ۷ دستها دارند و لمس نمیکنند و پایها و راه نمیروند و بگلوی خود تنطّق نمینمایند * ۸ سازندگان آنها مثل آنها هستند و هر که بر آنها توکّل دارد * ۹ ای اسرائیل بر خداوند توکّل نما او معاون و سپر ایشان است * ۱۰ ای خاندانِ هارون بر خداوند توکّل نمایید او معاون و سپر ایشان است * ۱۱ ای ترسندگانِ خداوند بر خداوند توکّل نمایید او معاون و سپر ایشان است * ۱۲ خداوند ما را بیاد آورده برکت میدهد خاندان اسرائیل را برکت خواهد داد و خاندان هارون را برکت خواهد داد * ۱۳ ترسندگان خداوند را برکت خواهد داد چه کوچک و چه بزرگ * ۱۴ خداوند شما را ترقی خواهد داد شما و فرزندان شما را * ۱۵ شما مبارک خداوند هستید که آسمان و زمین را آفرید * ۱۶ آسمانها آسمانهای خداوند است و امّا زمین را ببنیآدم عطا فرمود * ۱۷ مردگان نیستند که یاه را تسبیح میخوانند و نه آنانی که بخاموشی فرو میروند * ۱۸ لیکن ما یاه را متبارک خواهیم خواند از الآن و تا ابدالآباد هلّلویاه *

باب صد و شانزدهم

۱ خداوند را محبّت مینمایم زیرا که آواز من و تضّرع مرا شنیده است * ۲ زیرا که گوش خود را بمن فرا داشته است پس مدّت حیات خود او را خواهم خواند * ۳ ریسمانهای موت مرا احاطه کرد و تنگیهای هاویه مرا دریافت تنگی و غم پیدا کردم * ۴ آنگاه نام خداوند را خواندم آه ای خداوند جان مرا رهائی ده * ۵ خداوند رئوف و عادل است و خدای ما رحیم است * ۶ خداوند ساده دلان را محافظت میکند ذلیل بودم و مرا نجات داد * ۷ ای جان من بآرامی خود برگرد زیرا خداوند بتو احسان نموده است * ۸ زیرا که جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشک و پایهایم را از لغزیدن * ۹ به حضور خداوند سالک خواهم بود در زمین زندگان * ۱۰ ایمان آوردم پس سخن گفتم من بسیار مستمند شدم * ۱۱ در پریشانی خود گفتم که جمیع آدمیان دروغگویند * ۱۲ خداوند را چه ادا کنم برای همهٔ احسانهائی که بمن نموده است * ۱۳ پیاله نجات را خواهم گرفت و نام خداوند را خواهم خواند * ۱۴ نذرهای خود را بخداوند ادا خواهم کرد بحضور تمامی قوم او * ۱۵ موت مقدّسان خداوند در نظر وی گرانبها است * ۱۶ آه ای خداوند من بندهٔ تو هستم من بندهٔ تو و پسر کنیز تو هستم بندهای مرا گشودهای * ۱۷ قربانیهای تشکر نزد تو خواهم گذرانید و نام خداوند را خواهم خواند * ۱۸ نذرهای خود را بخداوند ادا خواهم کرد بحضور تمامی قوم وی * ۱۹ در صحنهای خانهٔ خداوند در اندرون تو ای اورشلیم هلّلویاه *

باب صد و هفدهم

۱ ای جمیع امّتها خداوند را تسبیحبخوانید ای تمامی قبایل او را حمد گویید *

۲ زیرا که رحمت او بر ما عظیم است و راستی خداوند تا ابدالآباد هلّلویاه *

باب صد و هجدهم

۱ خداوند را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا ابدالآباد است * ۲ اسرائیل بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است * ۳ خاندان هارون بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است * ۴ ترسندگان خداوند بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است * ۵ در تنگی یاه را خواندم یاه مرا اجابت فرموده در جای وسیع آورد * ۶ خداوند با من است پس نخواهم ترسید انسان بمن چه تواند کرد * ۷ خداوند برایم از مددکاران من است پس من بر نفرت کنندگان خود آرزوی خویش را خواهم دید * ۸ به خداوند پناه بردن بهتر است از توکّل نمودن بر آدمیان * ۹ به خداوند پناه بردن بهتراست از توکّل نمودن بر امیران * ۱۰ جمیع امّتها مرا احاطه کردند لیکن بنام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد * ۱۱ مرا احاطه کردند و دور مرا گرفتند لیکن بنام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد * ۱۲ مثل زنبورها مرا احاطه کردند و مثل آتش خارها خاموش شدند زیرا که بنام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد * ۱۳ بر من سخت هجوم آوردی تا بیفتم لیکن خداوند مرا اعانت نمود * ۱۴ خداوند قوّت و سرود من است و نجات من شده است * ۱۵ آواز ترنّم و نجات در خیمههای عادلان است دست راست خداوند با شجاعت عمل میکند * ۱۶ دست راست خداوند متعال است دست راست خداوند با شجاعت عمل میکند * ۱۷ نمیمیرم بلکه زیست خواهم کرد و کارهای یاه را ذکر خواهم نمود * ۱۸ یاه مرا بشدت تنبیه نموده لیکن مرا بموت نسپرده است * ۱۹ دروازههای عدالت را برای من بگشایید بآنها داخل شده یاه را حمد خواهم گفت * ۲۰ دروازه خداوند این است عادلان بدان داخل خواهند شد * ۲۱ تو را حمد میگویم زیرا که مرا اجابت فرموده و نجات من شدهای * ۲۲ سنگی را که معماران رد کردند همان سر زاویه شده است * ۲۳ این از جانب خداوند شده و در نظر ما عجیب است * ۲۴ این است روزی که خداوند ظاهر کرده است درآن وجد و شادی خواهیم نمود * ۲۵ آه ای خداوند نجات ببخش آه ای خداوند سعادتعطا فرما * ۲۶ متبارک باد او که بنام خداوند میآید شما را از خانهٔ خداوند برکت میدهیم * ۲۷ یهوّه خدائی است که ما را روشن ساخته است ذبیحه را بریسمانها بر شاخهای قربانگاه ببندید * ۲۸ تو خدای من هستی تو پس تو را حمد میگویم خدای من تو را متعال خواهم خواند * ۲۹ خداوند را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا ابدالآباد است *

باب صد و نوزدهم

۱ [ا] خوشا بحال کاملان طریق که بشریعت خداوند سالکند * ۲ خوشا بحال آنانی که شهادات او را حفظ میکنند و بتمامیِ دل او را میطلبند * ۳ کج روی نیز نمیکنند و بطریقهای وی سلوک مینمایند * ۴ تو وصایای خود را امر فرمودهای تا آنها را تماماً نگاه داریم * ۵ کاش که راههای من مستحکم شود تا فرایض تو را حفظ کنم * ۶ آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مدّ نظر خود دارم * ۷ تو را براستی دل حمد خواهم گفت چون داوریهای عدالت تو را آموخته شوم * ۸ فرایض تو را نگاه میدارم مرا بالکلّیه ترک منما * ۹ [ب] بچه چیز مرد جوان راه خود را پاک میسازد بنگاه داشتنش موافق کلام تو * ۱۰ به تمامیِ دل تو را طلبیدم مگذار که از اوامر تو گمراه شوم * ۱۱ کلام تو را در دل خود مخفی داشتم که مبادا بتو گناه ورزم * ۱۲ ای خداوند تو متبارک هستی فرایض خود را بمن بیاموز * ۱۳ به لبهای خود بیان کردم تمامیِ داوریهای دهان تو را * ۱۴ در طریق شهادات تو شادمانم * ۱۵ چنانکه در هر قسم توانگری در وصایای تو تفکّر میکنم و بطریقهای تو نگران خواهم بود * ۱۶ از فرایض تو لذّت میبرم پس کلام تو را فراموش نخواهم کرد * ۱۷ [ج] ببندهٔ خود احسان بنما تا زنده شوم و کلام تو را حفظ نمایم * ۱۸ چشمان مرا بگشا تا از شریعت تو چیزهای عجیب بینم * ۱۹ من در زمین غریب هستم اوامر خود را از من مخفی مدار * ۲۰ جان من شکسته میشود از اشتیاق داوریهای تو در هر وقت * ۲۱ متکبران ملعون را توبیخ نمودی که از اوامر تو گمراه میشوند * ۲۲ ننگ و رسوائی را از من بگردان زیرا که شهادات تو را حفظ کردهام * ۲۳ سروران نیز نشسته بضدّ من سخن گفتند لیکن بندهٔ تو در فرایض تو تفکّر میکند * ۲۴ شهادات تو نیز ابتهاج من و مشورت دهندگان من بودهاند * ۲۵ [د] جان من بخاک چسبیده است مرا موافق کلام خود زنده ساز * ۲۶ راههای خود را ذکر کردم و مرا اجابت نمودی پس فرایض خویش را بمن بیاموز * ۲۷ طریق وصایای خود را بمن بفهمان و در کارهای عجیب تو تفکّر خواهم نمود * ۲۸ جان من از حزن گداخته میشود مرا موافق کلام خود برپا بدار * ۲۹ راه دروغ را از من دور کن و شریعت خود را بمن عنایت فرما * ۳۰ طریق راستی را اختیار کردم و داوریهای تو را پیش خود گذاشتم * ۳۱ به شهادات تو چسبیدم ای خداوند مرا خجل مساز * ۳۲ در طریق اوامر تو دوان خواهم رفت وقتی که دل مرا وسعت دادی * ۳۳ [ه] ای خداوند طریق فرایض خود را بمن بیاموز پس آنها را تا بآخر نگاه خواهم داشت * ۳۴ مرا فهم بده و شریعت تو را نگاه خواهم داشت و آن را بتمامی دل خود حفظ خواهم نمود * ۳۵ مرا در سبیل اوامر خود سالک گردان زیرا که در آن رغبت دارم * ۳۶ دل مرا بشهادات خود مایل گردان و نه بسوی طمع * ۳۷ چشمانم را از دیدن بطالت برگردان و در طریق خود مرا زنده ساز * ۳۸ کلام خود را بر بندهٔ خویش استوار کن که بترس تو سپرده شده است * ۳۹ ننگ مرا که از آن میترسم از من دور کن زیرا که داوریهای تو نیکو است * ۴۰ هان بوصایای تو اشتیاق دارم بحسب عدالت خود مرا زنده ساز * ۴۱ [و] ای خداوند رحمهای تو بمن برسد و نجات تو بحسب کلام تو * ۴۲ تا بتوانم ملامت کنندهٔ خود را جواب دهم زیرا بر کلام تو توکّل دارم * ۴۳ و کلام راستی را از دهانم بالّکل مگیر زیرا که بداوریهای تو امیدوارم * ۴۴ و شریعت تو را دائماً نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد * ۴۵ و بآزادی راه خواهم رفت زیرا که وصایای تو را طلبیدهام * ۴۶ و در شهادات تو بحضور پادشاهان سخن خواهم گفت و خجل نخواهم شد * ۴۷ و از وصایای تو تلذّذ خواهم یافت که آنها را دوستمیدارم * ۴۸ و دستهای خود را باوامر تو که دوست میدارم بر خواهم افراشت و در فرایض تو تفکّر خواهم نمود * ۴۹ [ز] کلام خود را با بندهٔ خویش بیاد آور که مرا بر آن امیدوار گردانیدی * ۵۰ این در مصیبتم تسلّی من است زیرا قول تو مرا زنده ساخت * ۵۱ متکبّران مرا بسیار استهزا کردند لیکن از شریعت تو رو نگردانیدم * ۵۲ ای خداوند داوریهای تو را از قدیم بیاد آوردم و خویشتن را تسلّی دادم * ۵۳ حدّت خشمْ مرا در گرفته است بهسبب شریرانی که شریعت تو را ترک کردهاند * ۵۴ فرایض تو سرودهای من گردید در خانهٔ غربت من * ۵۵ ای خداوند نام تو را در شب بیاد آوردم و شریعت تو را نگاه داشتم * ۵۶ این بهره من گردید زیرا که وصایای تو را نگاه داشتم * ۵۷ [ح] خداوند نصیب من است گفتم که کلام تو را نگاه خواهم داشت * ۵۸ رضامندیِ تو را بتمامیِ دل خود طلبیدم بحسب کلام خود بر من رحم فرما * ۵۹ در راههای خود تفکّر کردم و پایهای خود را بشهادات تو مایل ساختم * ۶۰ شتابیدم و درنگ نکردم تا اوامر تو را نگاه دارم * ۶۱ ریسمانهای شریران مرا احاطه کرد لیکن شریعت تو را فراموش نکردم * ۶۲ در نصف شب برخاستم تا تو را حمد گویم برای داوریهای عدالت تو * ۶۳ من همهٔ ترسندگانت را رفیق هستم و آنانی را که وصایای تو را نگاه میدارند * ۶۴ ای خداوند زمین از رحمت تو پر است فرایض خود را بمن بیاموز * ۶۵ [ط] با بندهٔ خود احسان نمودی ای خداوند موافق کلام خویش * ۶۶ خردمندیِ نیکو و معرفت را بمن بیاموز زیرا که باوامر تو ایمان آوردم * ۶۷ قبل از آنکه مصیبت را ببینم من گمراه شدم لیکن الآن کلام تو را نگاه داشتم * ۶۸ تو نیکو هستی و نیکویی میکنی فرایض خود را بمن بیاموز * ۶۹ متکبّران بر من دروغ بستند و امّا من بتمامی دل وصایای تو را نگاه داشتم * ۷۰ دل ایشان مثل پیه فربه است و امّا من در شریعت تو تلذّذ مییابم * ۷۱ مرا نیکو است که مصیبت را دیدم تا فرایض تو را بیاموزم * ۷۲ شریعت دهان تو برای من بهتر است از هزاران طلا و نقره * ۷۳ دستهای تو مرا ساخته و آفریده است مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم * ۷۴ ترسندگان تو چون مرا بینند شادمان گردند زیرا بکلام تو امیدوار هستم * ۷۵ ای خداوند دانستهام که داوریهای تو عدل است و بر حقّ مرا مصیبت دادهای * ۷۶ پس رحمت تو برای تسلّی من بشود موافق کلام تو با بندهٔ خویش * ۷۷ رحمتهای تو بمن برسد تا زنده شوم زیرا که شریعت تو تلذّذ من است * ۷۸ متکبّران خجل شوند زیرا بدروغ مرا اذیّت رسانیدند و امّا من در وصایای تو تفکّر میکنم * ۷۹ ترسندگان تو بمن رجوع کنند و آنانی که شهادات تو را میدانند * ۸۰ دل من در فرایض تو کامل شود تا خجل نشوم * ۸۱ [ک] جان من برای نجات تو کاهیده میشود لیکن بکلام تو امیدوار هستم * ۸۲ چشمان منبرای کلام تو تار گردیده است و میگویم کی مرا تسلّی خواهی داد * ۸۳ زیرا که مثل مشک در دود گردیدهام لیکن فرایض تو را فراموش نکردهام * ۸۴ چند است روزهای بندهٔ تو و کی بر جفا کنندگانم داوری خواهی نمود * ۸۵ متکبّران برای من حفرهها زدند زیرا که موافق شریعت تو نیستند * ۸۶ تمامی اوامر تو امین است بر من ناحق جفا کردند پس مرا امداد فرما * ۸۷ نزدیک بود که مرا از زمین نابود سازند امّا من وصایای تو را ترک نکردم * ۸۸ به حسب رحمت خود مرا زنده ساز تا شهادات دهان تو را نگاه دارم * ۸۹ [ل] ای خداوند کلام تو تا ابدالآباد در آسمانها پایدار است * ۹۰ امانت تو نسلاً بعد نسل است زمین را آفریدهای و پایدار میماند * ۹۱ برای داوریهای تو تا امروز ایستادهاند زیرا که همهٔ بندهٔ تو هستند * ۹۲ اگر شریعت تو تلذّذ من نمیبود هرآینه در مذلّت خود هلاک میشدم * ۹۳ وصایای تو را تا بابد فراموش نخواهم کرد زیرا بآنها مرا زنده ساختهای * ۹۴ من از آن تو هستم مرا نجات ده زیرا که وصایای تو را طلبیدم * ۹۵ شریران برای من انتظار کشیدند تا مرا هلاک کنند لیکن در شهادات تو تأمّل میکنم * ۹۶ برای هر کمالی انتهائی دیدم لیکن حکم تو بینهایت وسیع است * ۹۷ [م] شریعت تو را چقدر دوست میدارم تمامی روز تفکّر من است * ۹۸ اوامر تو مرا از دشمنانم حکیمتر ساخته است زیرا که همیشه نزد من میباشد * ۹۹ از جمیع معلمان خود فهیمترشدم زیرا که شهادات تو تفکّر من است * ۱۰۰ از مشایخ خردمندتر شدم زیرا که وصایای تو را نگاه داشتم * ۱۰۱ پایهای خود را از هر راه بد نگاه داشتم تا آن که کلام تو را حفظ کنم * ۱۰۲ از داوریهای تو رو برنگردانیدم زیرا که تو مرا تعلیم دادی * ۱۰۳ کلام تو بمذاق من چه شیرین است و بدهانم از عسل شیرینتر * ۱۰۴ از وصایای تو فطانت را تحصیل کردم بنابراین هر راه دروغ را مکروه میدارم * ۱۰۵ [ن] کلام تو برای پایهای من چراغ و برای راههای من نور است * ۱۰۶ قسم خوردم و آن را وفا خواهم نمود که داوریهای عدالت تو را نگاه خواهم داشت * ۱۰۷ بسیار ذلیل شدهام ای خداوند موافق کلام خود مرا زنده ساز * ۱۰۸ ای خداوند هدایای تَبَرُّعی دهان مرا منظور فرما و داوریهای خود را بمن بیاموز * ۱۰۹ جان من همیشه در کف من است لیکن شریعت تو را فراموش نمیکنم * ۱۱۰ شریران برای من دام گذاشتهاند امّا از وصایای تو گمراه نشدم * ۱۱۱ شهادات تو را تا بابد میراث خود ساختهام زیرا که آنها شادمانی دل من است * ۱۱۲ دل خود را برای بجا آوردن فرایض تو مایل ساختم تا ابدالآباد و تا نهایت * ۱۱۳ [س] مردمانِ دو رو را مکروه داشتهام لیکن شریعت تو را دوست میدارم * ۱۱۴ ستر و سپر من تو هستی بکلام تو انتظار میکشم * ۱۱۵ ای بدکاران از من دور شوید و اوامر خدای خویش را نگاه خواهم داشت * ۱۱۶ مرا بحسب کلامخود تأیید کن تا زنده شوم و از امید خود خجل نگردم * ۱۱۷ مرا تقویّت کن تا رستگار گردم و بر فرایض تو دائماً نظر نمایم * ۱۱۸ همهٔ کسانی را که از فرایض تو گمراه شدهاند حقیر شمردهای زیرا که مکر ایشان دروغ است * ۱۱۹ جمیع شریران زمین را مثل دُرد هلاک میکنی بنابراین شهادات تو را دوست میدارم * ۱۲۰ موی بدن من از خوف تو برخاسته است و از داوریهای تو ترسیدم * ۱۲۱ [ع] داد و عدالت را بجا آوردم مرا بظلمکنندگانم تسلیم منما * ۱۲۲ برای سعادت بندهٔ خود ضامن شو تا متکبّران بر من ظلم نکنند * ۱۲۳ چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای کلام عدالت تو * ۱۲۴ با بندهٔ خویش موافق رحمانیّتت عمل نما و فرایض خود را بمن بیاموز * ۱۲۵ من بندهٔ تو هستم مرا فهیم گردان تا شهادات تو را دانسته باشم * ۱۲۶ وقت است که خداوند عمل کند زیرا که شریعت تو را باطل نمودهاند * ۱۲۷ بنابراین اوامر تو را دوست میدارم زیادتر از طلا و زر خالص * ۱۲۸ بنابراین همهٔ وصایای تو را در هر چیزْ راست میدانم و هر راه دروغ را مکروه میدارم * ۱۲۹ [ف] شهادات تو عجیب است ازین سبب جان من آنها را نگاه میدارد * ۱۳۰ کشف کلام تو نور میبخشد و ساده دلان را فهیم میگرداند * ۱۳۱ دهان خود را نیکو باز کرده نفس زدم زیرا که مشتاق وصایای تو بودم * ۱۳۲ بر من نظر کن و کَرَم فرما برحسب عادت تو بآنانی که نام تو را دوست میدارند * ۱۳۳ قدمهای مرا در کلامخودت پایدار ساز تا هیچ بدی بر من تسلط نیابد * ۱۳۴ مرا از ظلم انسان خلاصی ده تا وصایای تو را نگاه دارم * ۱۳۵ روی خود را بر بندهٔ خود روشن ساز و فرایض خود را بمن بیاموز * ۱۳۶ نهرهای آب از چشمانم جاری است زیرا که شریعت تو را نگاه نمیدارند * ۱۳۷ [ص] ای خداوند تو عادل هستی و داوریهای تو راست است * ۱۳۸ شهادات خود را براستی امر فرمودی و بامانت الی نهایت * ۱۳۹ غیرت من مرا هلاک کرده است زیرا که دشمنان من کلام تو را فراموش کردهاند * ۱۴۰ کلام تو بینهایت مصفّیٰ است و بندهٔ تو آن را دوست میدارد * ۱۴۱ من کوچک و حقیر هستم امّا وصایای تو را فراموش نکردم * ۱۴۲ عدالت تو عدل است تا ابدالآباد و شریعت تو راست است * ۱۴۳ تنگی و ضیق مرا در گرفته است امّا اوامر تو تَلَذُّذ من است * ۱۴۴ شهادات تو عادل است تا ابدالآباد مرا فهیم گردان تا زنده شوم * ۱۴۵ [ق] بتمامیِ دل خواندهام ای خداوند مرا جواب ده تا فرایض تو را نگاه دارم * ۱۴۶ تو را خواندهام پس مرا نجات ده و شهادات تو را نگاه خواهم داشت * ۱۴۷ بر طلوع فجر سبقت جسته استغاثه کردم و کلام تو را انتظار کشیدم * ۱۴۸ چشمانم بر پاسهای شب سبقت جست تا در کلام تو تفکّر بنمایم * ۱۴۹ به حسب رحمت خود آواز مرا بشنو ای خداوند موافق داوریهای خود مرا زنده ساز * ۱۵۰ آنانی که در پی خباثت میروند نزدیک میآیند و از شریعت تو دورمیباشند * ۱۵۱ ای خداوند تو نزدیک هستی و جمیع اوامر تو راست است * ۱۵۲ شهادات تو را از زمان پیش دانستهام که آنها را بنیان کردهای تا ابدالآباد * ۱۵۳ [ر] بر مذلّت من نظر کن و مرا خلاصی ده زیرا که شریعت تو را فراموش نکردهام * ۱۵۴ در دعوای من دادرسی فرموده مرا نجات ده و بحسب کلام خویش مرا زنده ساز * ۱۵۵ نجات از شریران دور است زیرا که فرایض تو را نمیطلبند * ۱۵۶ ای خداوند رحمتهای تو بسیار است بحسب داوریهای خود مرا زنده ساز * ۱۵۷ جفاکنندگان و خصمانِ من بسیارند امّا از شهادات تو رو برنگردانیدم * ۱۵۸ خیانتکاران را دیدم و مکروه داشتم زیرا کلام تو را نگاه نمیدارند * ۱۵۹ ببین که وصایای تو را دوست میدارم ای خداوند بحسب رحمت خود مرا زنده ساز * ۱۶۰ جمله کلام تو راستی است و تمامیِ داوریِ عدالت تو تا ابدالآباد است * ۱۶۱ [ش] سروران بیجهت بر من جفا کردند امّا دل من از کلام تو ترسان است * ۱۶۲ من در کلام تو شادمان هستم مثل کسی که غنیمت وافر پیدا نموده باشد * ۱۶۳ از دروغ کراهت و نفرت دارم امّا شریعت تو را دوست میدارم * ۱۶۴ هر روز تو را هفت مرتبه تسبیح میخوانم برای داوریهای عدالت تو * ۱۶۵ آنانی را که شریعت تو را دوست میدارند سلامتیِ عظیم است و هیچ چیز باعث لغزش ایشان نخواهد شد * ۱۶۶ ای خداوند برای نجات تو امیدوار هستم و اوامر تو را بجا میآورم * ۱۶۷ جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آنها را بینهایت دوست میدارم * ۱۶۸ وصایا و شهادات تو را نگاه داشتهام زیرا که تمام طریقهای من در مدّ نظر تو است * ۱۶۹ [ت] ای خداوند فریاد من بحضور تو برسد بحسب کلام خود مرا فهیم گردان * ۱۷۰ مناجات من بحضور تو برسد بحسب کلام خود مرا خلاصی ده * ۱۷۱ لبهای من حمد تو را جاری کند زیرا فرایض خود را بمن آموختهای * ۱۷۲ زبان من کلام تو را بسراید زیرا که تمام اوامر تو عدل است * ۱۷۳ دست تو برای اعانت من بشود زیرا که وصایای تو را برگزیدهام * ۱۷۴ ای خداوند برای نجات تو مشتاق بودهام و شریعت تو تلذّذ من است * ۱۷۵ جان من زنده شود تا تو را تسبیح بخواند و داوریهای تو معاون من باشد * ۱۷۶ مثل گوسفندِ گم شده آواره گشتم بندهٔ خود را طلب نما زیرا که اوامر تو را فراموش نکردم *

باب صد و بیستم

۱ [سرود درجات] نزد خداوند در تنگی خود فریاد کردم و مرا اجابت فرمود * ۲ ای خداوند جان مرا خلاصی ده از لب دروغ و از زبان حیلهگر * ۳ چه چیز بتو داده شود و چه چیز بر تو افزوده گردد ای زبان حیلهگر * ۴ تیرهای تیز جبّاران با اخگرهای طاق * ۵ وای بر من که در ماشک مأوا گزیدهام و در خیمههای قیدار ساکن شدهام * ۶ چه طویل شد سکونت جان من با کسی که سلامتی را دشمن میدارد * ۷ من از اهل سلامتی هستم لیکن چونسخن میگویم ایشان آماده جنگ میباشند *

باب صد و بیست و یکم

۱ [سرود درجات] چشمان خود را بسوی کوهها برمیافرازم که از آنجا اعانت من میآید * ۲ اعانت من از جانب خداوند است که آسمان و زمین را آفرید * ۳ او نخواهد گذاشت که پای تو لغزش خورد او که حافظ توست نخواهد خوابید * ۴ اینک او که حافظ اسرائیل است نمیخوابد و بخواب نمیرود * ۵ خداوند حافظ تو میباشد خداوند بدست راستت سایه تو است * ۶ آفتاب در روز بتو اذّیت نخواهد رسانید و نه ماهتاب در شب * ۷ خداوند تو را از هر بدی نگاه میدارد او جان تو را حفظ خواهد کرد * ۸ خداوند خروج و دخولت را نگاه خواهد داشت از الآن و تا ابدالآباد *

باب صد و بیست و دوم

۱ [سرود درجات از داود] شادمان میشدم چون بمن میگفتند بخانهٔ خداوند برویم * ۲ پایهای ما خواهد ایستاد باندرون دروازههای تو ای اورشلیم * ۳ ای اورشلیم که بنا شدهای مثل شهری که تماماً با هم پیوسته باشد * ۴ که بدانجا اسباط بالا میروند یعنی اسباط یاه تا شهادت باشد برای اسرائیل و تا نام یهوّه را تسبیح بخوانند * ۵ زیرا که در آنجا کرسیهای داوری بر پا شده است یعنی کرسیهای خاندان داود * ۶ 6 برای سلامتی اورشلیم مسألت کنید آنانیکه تو را دوست میدارند خجسته حال خواهند شد * ۷ سلامتی در بارههای تو باشد و رفاهیّت در قصرهای تو * ۸ به خاطر برادران و یاران خویش میگویم که سلامتی بر تو باد * ۹ به خاطرخانهٔ یهوّه خدای ما سعادت تو را خواهم طلبید *

باب صد و بیست و سوم

۱ [سرود درجات] بسوی تو چشمان خود را برمیافرازم ای که بر آسمانها جلوس فرمودهای * ۲ اینک مثل چشمان غلامان بسوی آقایان خود و مثل چشمان کنیزی بسوی خاتون خویش همچنان چشمان ما بسوی یهوّه خدای ماست تا بر ما کرم بفرماید * ۳ ای خداوند بر ما کرم فرما بر ما کرم فرما زیرا چه بسیار از اهانت پر شدهایم * ۴ چه بسیار جان ما پر شده است از استهزای مُستَریحان و اهانت متکبّران *

باب صد و بیست و چهارم

۱ [سرود درجات از داود] اگر خداوند با ما نمیبود اسرائیل الآن بگوید * ۲ اگر خداوند با ما نمیبود وقتیکه آدمیان با ما مقاومت نمودند * ۳ آنگاه هر آینه ما را زنده فرو میبردند چون خشم ایشان بر ما افروخته بود * ۴ آنگاه آبها ما را غرق میکرد و نهرها بر جان ما میگذشت * ۵ آنگاه آبهای پر زور از جان ما میگذشت * ۶ متبارک باد خداوند که ما را شکار برای دندانهای ایشان نساخت * ۷ جان ما مثل مرغ از دام صیّادان خلاص شد دام گسسته شد و ما خلاصییافتیم * ۸ اعانت ما بنام یهوّه است که آسمان و زمین را آفرید *

باب صد و بیست و پنجم

۱ [سرود درجات] آنانی که بر خداوند توکّل دارندمثل کوه صهیوناند که جنبش نمیخورد و پایدار است تا ابدالآباد * ۲ کوهها گرداگرد اورشلیم است و خداوند گرداگرد قوم خود از الآن و تا ابدالآباد است * ۳ زیرا که عصای شریران بر نصیب عادلان قرار نخواهد گرفت مبادا عادلان دست خود را بگناه دراز کنند * ۴ ای خداوند بصالحان احسان فرما و بآنانی که راست دل میباشند * ۵ و امّا آنانی که براههای کج خود مایل میباشند خداوند ایشان را با بدکاران رهبری خواهد نمود سلامتی بر اسرائیل باد *

باب صد و بیست و ششم

۱ [سرود درجات] چون خداوند اسیران صهیون را باز آورد مثل خواب بینندگان شدیم * ۲ آنگاه دهان ما از خنده پر شد و زبان ما از ترنّم آنگاه در میان امّتها گفتند که خداوند با ایشان کارهای عظیم کرده است * ۳ خداوند برای ما کارهای عظیم کرده است که از آنها شادمان هستیم * ۴ ای خداوند اسیران ما را باز آور مثل نهرها در جنوب * ۵ آنانی که با اشکها میکارند با ترنّم درو خواهند نمود *

۶ آنکه با گریه بیرون میرود و تخم برای زراعت میبرد هر آینه با ترنّم خواهد برگشت و بافههای خویش را خواهد آورد *

باب صد و بیست و هفتم

۱ [سرود درجات از سلیمان] اگر خداوند خانه را بنا نکندبنّایانش زحمت بیفایده میکشند اگر خداوند شهر را پاسبانی نکند پاسبانان بیفایده پاسبانی میکنند * ۲ بیفایده است که شما صبح زود برمیخیزید و شب دیر میخوابید و نان مشقّت را میخورید همچنان محبوبان خویش را خواب میبخشد * ۳ اینک پسرانْ میراث از جانب خداوند میباشند و ثمرهٔ رَحِم اجرتی از اوست * ۴ مثل تیرها در دست مرد زور آور همچنان هستند پسران جوانی * ۵ خوشابحال کسی که ترکش خود را از ایشان پر کرده است خجل نخواهند شد بلکه با دشمنان در دروازه سخن خواهند راند *

باب صد و بیست و هشتم

۱ [سرود درجات] خوشابحال هر که از خداوند میترسد و بر طریقهای او سالک میباشد * ۲ عمل دستهای خود را خواهی خورد خوشابحال تو و سعادت با تو خواهد بود * ۳ زن تو مثل مو بارآور باطراف خانهٔ تو خواهد بود و پسرانت مثل نهالهای زیتون گرداگرد سفرهٔ تو * ۴ اینک همچنین مبارک خواهد بود کسی که از خداوند میترسد * ۵ خداوند تو را از صهیون برکت خواهد داد و در تمام ایّام عمرت سعادت اورشلیم را خواهی دید * ۶ پسرانِ پسران خود را خواهی دید سلامتی بر اسرائیل باد *

باب صد و بیست و نهم

۱ [سرود درجات] چه بسیار از طفولیّتم مرا اذیّت رسانیدند اسرائیل الآن بگویند * ۲ چه بسیار از طفولیّتم مرا اذیّت رسانیدند لیکن بر من غالب نیامدند * ۳ شیار کنندگان بر پشت من شیار کردند و شیارهای خود را دراز نمودند * ۴ امّا خداوند عادل است و بندهای شریران را گسیخت * ۵ خجل و برگردانیده شوند همهٔ کسانی که از صهیون نفرت دارند * ۶ مثل گیاه بر پشتبامها باشند که پیش از آن که آن را بچینند میخشکد * ۷ که درونده دست خود را از آن پر نمیکند و نه دسته بند آغوش خود را * ۸ و راهگذران نمیگویند برکت خداوند بر شما باد شما را بنام خداوند مبارک میخوانیم *

باب صد و سی ام

۱ [سرود درجات] ای خداوند از عمقها نزد تو فریاد برآوردم * ۲ ای خداوند آواز مرا بشنو و گوشهای تو بآواز تضرّع من ملتفت شود * ۳ ای یاه اگر گناهان را بنظر آوری کیست ای خداوند که بحضور تو بایستد * ۴ لیکن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند * ۵ منتظر خداوند هستم جان من منتظر است و بکلام او امیدوارم * ۶ جان من منتظر خداوند است زیاده از منتظران صبح بلی زیاده از منتظران صبح * ۷ اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند زیرا که رحمت نزد خداوند است و نزد اوست نجات فراوان * ۸ و او اسرائیل را فدیه خواهد داد از جمیع گناهان وی *

باب صد و سی و یکم

۱ [سرود درجات از داود] ای خداوند دل من متکبّر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را بکارهای بزرگ مشغول نساختم و نه بکارهائی که از عقل من بعید است * ۲ بلکه جان خود را آرام و ساکت ساختم مثل بچهای از شیر باز داشته شده نزد مادر خود جانم در من بود مثل بچه از شیر بازداشته شده * ۳ اسرائیل بر خداوند امیدوار باشند از الآن و تا ابدالآباد *

باب صد و سی و دوم

۱ [سرود درجات] ای خداوند برای داود بیاد آورهمهٔ مذلّتهای او را * ۲ چگونه برای خداوند قسم خورد و برای قادر مطلق یعقوب نذر نمود * ۳ که بخیمهٔٔ خانهٔ خود هرگز داخل نخواهم شد و بر بستر تختخواب خود برنخواهم آمد * ۴ خواب بچشمان خود نخواهم داد و نه پینکی بمژگان خویش * ۵ تا مکانی برای خداوند پیدا کنم و مسکنی برای قادر مطلق یعقوب * ۶ اینک ذکر آن را در افراته شنیدیم و آن را در صحرای یعاریم یافتیم * ۷ به مسکنهای او داخل شویم و نزد قدمگاه وی پرستش نماییم * ۸ ای خداوند بآرامگاه خود برخیز و بیا تو و تابوت قوّت تو * ۹ کاهنانِ تو بعدالت ملبّس شوند و مقّدسانت ترنّم نمایند * ۱۰ به خاطر بندهٔ خود داود روی مسیح خود را برمگردان * ۱۱ خداوند برای داود براستی قسم خورد و از آن برنخواهد گشت که از ثمرهٔ صُلب تو بر تخت تو خواهم گذاشت * ۱۲ اگر پسران تو عهد مرا نگاه دارند و شهاداتم را که بدیشان میآموزم پسران ایشان نیز بر کرسی تو تا بابد خواهند نشست * ۱۳ زیرا که خداوند صهیون را برگزیده است و آن را برای مسکن خویش مرغوب فرموده * ۱۴ این است آرامگاه من تا ابدالآباد اینجا ساکن خواهم بود زیرا در این رغبت دارم * ۱۵ آذوقه آن را هرآینه برکت خواهم داد و فقیرانش را بنان سیر خواهم ساخت * ۱۶ و کاهنانش را بنجات ملبّس خواهم ساخت و مقدّسانش هرآینه ترنّم خواهند نمود * ۱۷ در آنجا شاخ داود را خواهم رویانید و چراغی برای مسیح خود آماده خواهم ساخت * ۱۸ دشمنان او را بخجالت ملبّس خواهم ساخت و تاج او بر وی شکوفه خواهد آورد *

باب صد و سی و سوم

۱ [سرود درجات از داود] اینک چه خوش و چه دلپسند است که برادران بیکدلی با هم ساکن شوند * ۲ مثل روغنِ نیکو بر سر است که بریش فرود میآید یعنی بریش هارون که بدامن ردایش فرود میآید * ۳ و مثل شبنم حرمون است که بر کوههای صهیون فرود میآید زیرا که در آنجا خداوند برکت خود را فرموده است یعنی حیات را تا ابدالآباد *

باب صد و سی و چهارم

۱ [سرود درجات] هان خداوند را متبارک خوانید ای جمیع بندگان خداوند که شبانگاه در خانهٔ خداوند میایستید * ۲ دستهای خود را بقدس برافرازید و خداوند را متبارک خوانید *

۳ خداوند که آسمان و زمین را آفرید تو را از صهیون برکت خواهد داد *

باب صد و سی و پنجم

۱ هلّلویاه نام خداوند را تسبیح بخوانید ای بندگان خداوند تسبیح بخوانید * ۲ ای شما که در خانهٔ خداوند میایستید در صحنهای خانهٔ خدای ما * ۳ هلّلویاه زیرا خداوند نیکو است نام او را بسرایید زیرا که دلپسند است * ۴ زیرا که خداوند یعقوب را برای خود برگزید و اسرائیل را بجهت ملکِ خاصِّ خویش * ۵ زیرا میدانم که خداوند بزرگ است و خداوند ما برتر است از جمیع خدایان * ۶ هر آنچه خداوند خواست آن را کرد در آسمان و در زمین و در دریا و در همهٔ لجّهها * ۷ ابرها را از اقصای زمین برمیآوَرَد و برقها را برای باران میسازد و بادها را از مخزنهای خویش بیرون میآورد * ۸ که نخستزادگان مصر را کشت هم از انسان هم از بهایم * ۹ آیات و معجزات را در وسط تو ای مصر فرستاد بر فرعون و بر جمیع بندگان وی * ۱۰ که امّتهای بسیار را زد و پادشاهان عظیم را کشت * ۱۱ سیحون پادشاه اموریان و عوج پادشاه باشان وجمیع ممالک کنعان را * ۱۲ و زمین ایشان را بمیراث داد یعنی بمیراث قوم خود اسرائیل * ۱۳ ای خداوند نام توست تا ابدالآباد و ای خداوند یادگاری توست تا جمیع طبقات * ۱۴ زیرا خداوند قوم خود را داوری خواهد نمود و بر بندگان خویش شفقت خواهد فرمود * ۱۵ بتهای امّتها طلا و نقره میباشند عمل دستهای انسان * ۱۶ دهنها دارند و سخن نمیگویند چشمان دارند و نمیبینند * ۱۷ گوشها دارند و نمیشنوند بلکه در دهان ایشان هیچ نَفَس نیست * ۱۸ سازندگان آنها مثل آنها میباشند و هرکه بر آنها توکّل دارد * ۱۹ ای خاندان اسرائیل خداوند را متبارک خوانید ای خاندان هارون خداوند را متبارک خوانید * ۲۰ ای خاندان لاوی خداوند را متبارک خوانید ای ترسندگان خداوند خداوند را متبارک خوانید * ۲۱ خداوند از صهیون متبارک باد که در اورشلیم ساکن است هلّلویاه *

باب صد و سی و ششم

۱ خداوند را حمد گویید زیرا که نیکو است و رحمت او تا ابدالآباد است * ۲ خدای خدایان را حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۳ ربّ الارباب را حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۴ او را که تنها کارهای عجیب عظیم میکند زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۵ او را که آسمانها را بحکمت آفرید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۶ او را که زمین را بر آبها گسترانید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۷ او را که نیّرهای بزرگ آفرید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۸ آفتاب را برای سلطنت روز زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۹ ماه و ستارگان را برای سلطنت شب زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۰ که مصر را در نخستزادگانش زد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۱ و اسرائیل را از میان ایشان بیرون آورد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۲ با دست قویّ و بازوی دراز زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۳ او را که بحر قلزم را بدو بهره تقسیم کرد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۴ و اسرائیل را از میان آن گذرانید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۵ و فرعون و لشکر او را در بحرقلزم انداخت زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۶ او را که قوم خویش را در صحرا رهبری نمود زیرا که رحمت او تاابدالآباد است * ۱۷ او را که پادشاهان بزرگ را زد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۸ و پادشاهان ناموَر را کشت زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۱۹ سیحون پادشاه اموریان را زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۲۰ و عوج پادشاه باشان را زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۲۱ و زمین ایشان را بارثیّت داد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۲۲ یعنی بارثیّت بندهٔ خویش اسرائیل زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۲۳ و ما را در مذلّت ما بیاد آورد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۲۴ و مارا از دشمنان ما رهائی داد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۲۵ که همهٔ بشر را روزی میدهد زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است * ۲۶ خدای آسمانها را حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است *

باب صد و سی و هفتم

۱ نزد نهرهای بابل آنجا نشستیم و گریه نیز کردیم چون صهیون را بیاد آوردیم * ۲ بربطهای خود را آویختیم بر درختان بید که در میان آنها بود * ۳ زیرا آنانی که ما را باسیری برده بودند در آنجا از ما سرود خواستند و آنانی که ما را تاراج کرده بودند شادمانی [خواستند] که یکی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید * ۴ چگونه سرود خداوند را در زمین بیگانه بخوانیم * ۵ اگر تو را ای اورشلیم فراموش کنم آنگاه دست راست من فراموش کند * ۶ اگر تو را بیاد نیاورم آنگاه زبانم بکامم بچسبد اگر اورشلیم را بر همهٔ شادمانی خود ترجیح ندهم * ۷ ای خداوند روز اورشلیم را برای بنیادوم بیاد آور که گفتند منهدم سازید تا بنیادش منهدم سازید * ۸ ای دختر بابل که خراب خواهی شد خوشابحال آنکه بتو جزا دهد چنانکه تو بما جزا دادی * ۹ خوشابحال آنکه اطفال تو را بگیرد و ایشان را بصخرهها بزند *

باب صد و سی و هشتم

۱ [مزمور داود] تو را بتمامیِ دل خود حمد خواهم گفت بحضور خدایان تو را حمد خواهم گفت * ۲ به سوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد و نام تو را حمد خواهم گفت بهسبب رحمت و راستیِ تو زیرا کلام خویش را بر تمام اسم خود تمجید نمودهای * ۳ در روزی که تو را خواندم مرا اجابت فرمودی و مرا با قوّت در جانم شجاع ساختی * ۴ ای خداوند تمام پادشاهان جهان تو را حمد خواهند گفت چون کلام دهان تو را بشنوند * ۵ و طریقهای خداوند را خواهند سرایید زیرا که جلال خداوند عظیم است * ۶ زیراکه خداوند متعال است لیکن بر فروتنان نظر میکند و امّا متکبّران را از دور میشناسد * ۷ اگر چه در میان تنگی راه میروم مرا زنده خواهی کرد دست خود را بر خشم دشمنانم دراز میکنی و دست راستت مرا نجات خواهد داد * ۸ خداوند کار مرا بکمال خواهد رسانید ای خداوند رحمت تو تا ابدالآباد است کارهای دست خویش را ترک منما *

باب صد و سی و نهم

۱ [برای سالار مغنّیان مزمور داود] ای خداوند مرا آزموده و شناختهای * ۲ تو نشستن و برخاستن مرا میدانی و فکرهای مرا از دور فهمیدهای * ۳ راه و خوابگاه مرا تفتیش کردهای و همهٔ طریقهای مرا دانستهای * ۴ زیرا که سخنی بر زبان من نیست جز اینکه تو ای خداوند آن را تماماً دانستهای * ۵ از عقب و از پیش مرا احاطه کردهای و دست خویش را بر من نهادهای * ۶ این گونه معرفت برایم زیاده عجیب است و بلند است که بدان نمیتوانم رسید * ۷ از روح تو کجا بروم و از حضور تو کجا بگریزم * ۸ اگر بآسمان صعود کنم تو آنجا هستی و اگر در هاویه بستر بگسترانم اینک تو آنجا هستی * ۹ اگر بالهای سحر را بگیرم و در اقصای دریا ساکن شوم * ۱۰ در آنجا نیز دست تو مرا رهبری خواهد نمود و دست راست تو مرا خواهد گرفت * ۱۱ و گفتم یقیناً تاریکی مرا خواهد پوشانید که در حال شب گرداگرد من روشنائی گردید * ۱۲ تاریکی نیز نزد تو تاریک نیست و شب مثل روز روشن است و تاریکی و روشنائی یکی است * ۱۳ زیرا که تو بر دل من مالک هستی مرا در رحم مادرم نقش بستی * ۱۴ تو را حمد خواهم گفت زیرا که بطور مَهیب و عجیب ساخته شدهام کارهای تو عجیب است و جان من این را نیکو میداند * ۱۵ استخوانهایم از تو پنهان نبود وقتی که در نهان ساخته میشدم و در اسفل زمین نقشبندی میگشتم * ۱۶ چشمان تو جنین مرا دیدهاست و در دفتر تو همهٔ اعضای من نوشته شده در روزهائی که ساخته میشد وقتی که یکی از آنها وجود نداشت * ۱۷ ای خدا فکرهای تو نزد من چه قدر گرامی است و جمله آنها چه عظیم است * ۱۸ اگر آنها را بشمارم از ریگ زیاده است وقتیکه بیدار میشوم هنوز نزد تو حاضر هستم * ۱۹ یقیناً ای خدا شریران را خواهی کشت پس ای مردمان خون ریز از من دور شوید * ۲۰ زیرا سخنان مکرآمیز دربارهٔ تو میگویند و دشمنانت نام تو را بباطل میبرند * ۲۱ ای خداوند آیا نفرت نمیدارم از آنانی که تو را نفرت میدارند و آیا مخالفان تو را مکروه نمیشمارم * ۲۲ ایشان را بنفرت تام نفرت میدارم ایشان را دشمنان خویشتن میشمارم * ۲۳ ای خدا مرا تفتیش کن و دل مرا بشناس مرا بیازما و فکرهای مرا بدان * ۲۴ و ببین که آیا در من راه فساد است و مرا بطریق جاودانی هدایت فرما *

باب صد و چهلم

۱ [برای سالار مغنّیان مزمور داود] ای خداوند مرا از مرد شریر رهائی ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما * ۲ که در دلهای خود در شرارت تفکّر میکنند و تمامی روز برای جنگ جمع میشوند * ۳ دندانهای خود را مثل مار تیز میکنند و زهر افعی زیر لب ایشان است سلاه * ۴ ای خداوند مرا از دست شریر نگاه دار از مرد ظالم مرا محافظت فرما که تدبیر میکنند تا پایهای مرا بلغزانند * ۵ متکبّران برای من تله و ریسمانها پنهان کرده و دام بسر راه گسترده و کمندها برای من نهادهاند سلاه * ۶ به خداوند گفتم تو خدای من هستی ای خداوند آواز تضرّع مرا بشنو * ۷ ای یهوّه خداوند که قوّت نجات من هستی تو سر مرا در روز جنگ پوشانیدهای * ۸ ای خداوند آرزوهای شریر را برایش برمیاور و تدابیر ایشان را بانجام مرسان مبادا سرافراشته شوند سلاه * ۹ و امّا سرهای آنانی که مرا احاطه میکنند شرارتِ لبهای ایشان آنها را خواهد پوشانید * ۱۰ اخگرهای سوزنده را بر ایشان خواهند ریخت ایشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفیها که دیگر نخواهند برخاست * ۱۱ مرد بدگو در زمین پایدار نخواهد شد مرد ظالم را شرارت صید خواهد کرد تا او را هلاک کند * ۱۲ میدانم که خداوند دادرسی فقیر را خواهد کرد و داوری مسکینان را خواهد نمود * ۱۳ هر آینه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان بحضور تو ساکن خواهند شد *

باب صد و چهل و یکم

۱ [مزمور داود] ای خداوند تو را میخوانم نزد من بشتاب و چون تو را بخوانم آواز مرا بشنو * ۲ دعای من بحضور تو مثل بخور آراسته شود و برافراشتن دستهایم مثل هدیه شام * ۳ ای خداوند بر دهان من نگاهبانی فرما و در لبهایم را نگاه دار * ۴ دل مرا بعمل بد مایل مگردان تا مرتکب اعمال زشت با مردان بدکار نشوم و از چیزهای لذیذ ایشان نخورم * ۵ مردِعادل مرا بزند و لطف خواهد بود و مرا تأدیب نماید و روغن برای سر خواهد بود و سر من آن را ابا نخواهد نمود زیرا که در بدیهای ایشان نیز دعای من دایم خواهد بود * ۶ چون داوران ایشان از سرِ صخرهها انداخته شوند آنگاه سخنان مرا خواهند شنید زیرا که شیرین است * ۷ مثل کسی که زمین را فلاحت و شیار بکند استخوانهای ما بر سر قبرها پراکنده میشود * ۸ زیرا که ای یهوه خداوند چشمان من بسوی توست و بر تو توکّل دارم پس جان مرا تلف منما * ۹ مرا از دامی که برای من نهادهاند نگاه دار و از کمندهای گناهکاران * ۱۰ شریران بدامهای خود بیفتند و من بسلامتی در بگذرم *

باب صد و چهل و دوم

۱ [قصیده داود و دعا وقتیکه در مغاره بود] بآواز خود نزد خداوند فریاد برمیآورم بآواز خود نزد خداوند تضرّع مینمایم * ۲ ناله خود را در حضور او خواهم ریخت تنگیهای خود را نزد او بیان خواهم کرد * ۳ وقتی که روح من در من مدهوش میشود پس تو طریقت مرا دانستهای در راهی که میروم دام برای من پنهان کردهاند * ۴ به طرف راست بنگر و ببین که کسی نیست که مرا بشناسد ملجا برای من نابود شد کسی نیست که در فکر جان من باشد * ۵ نزد تو ای خداوند فریاد کردم و گفتم که تو ملجا و حصّهٔ من در زمین زندگان هستی * ۶ به ناله من توجّه کن زیرا که بسیار ذلیلم مرا از جفاکنندگانم برهان زیرا که از من زورآورترند * ۷ جان مرا از زندان درآور تا نام تو راحمد گویم عادلان گرداگرد من خواهند آمد زیرا که بمن احسان نمودهای *

باب صد و چهل و سوم

۱ [مزمور داود] ای خداوند دعای مرا بشنو و بتضرّع من گوش بده در امانت و عدالت خویش مرا اجابت فرما * ۲ و بر بندهٔ خود بمحاکمه برمیا زیرا زندهای نیست که بحضور تو عادل شمرده شود * ۳ زیرا که دشمن بر جان من جفا کرده حیات مرا بزمین کوبیده است و مرا در ظلمت ساکن گردانیده مثل آنانی که مدّتی مرده باشند * ۴ پس روح من در من مدهوش شده و دلم در اندرونم متحیّر گردیده است * ۵ ایّام قدیم را بیاد میآورم در همهٔ اعمال تو تفکّر نموده در کارهای دست تو تأمّل میکنم * ۶ دستهای خود را بسوی تو دراز میکنم جان من مثلِ زمینِ خشک تشنه تو است سلاه * ۷ ای خداوند بزودی مرا اجابت فرما زیرا روح من کاهیده شده است روی خود را از من مپوشان مبادا مثل فروروندگان بهاویه بشوم * ۸ بامدادان رحمت خود را بمن بشنوان زیرا که بر تو توکّل دارم طریقی را که برآن بروم مرا بیاموز زیرا نزد تو جان خود را برمیافرازم * ۹ ای خداوند مرا از دشمنانم برهان زیرا که نزد تو پناه بردهام * ۱۰ مرا تعلیم ده تا ارادهٔ تو را بجا آورم زیرا خدای من تو هستی روح مهربان تو مرا در زمین هموار هدایت بنماید * ۱۱ به خاطر نام خود ای خداوند مرا زنده ساز بخاطر عدالت خویش جان مرا از تنگی برهان * ۱۲ و بخاطررحمت خود دشمنانم را منقطع ساز و همهٔ مخالفان جان مرا هلاک کن زیرا که من بندهٔ تو هستم *

باب صد و چهل و چهارم

۱ [مزمور داود] خداوند که صخره من است متبارک باد که دستهای مرا بجنگ و انگشتهای مرا بحرب تعلیم داد * ۲ رحمت من اوست و ملجای من و قلعه بلند من و رهاننده من و سپر من و آنکه بر او توکّل دارم که قوم مرا در زیر اطاعت من میدارد * ۳ ای خداوند آدمی چیست که او را بشناسی و پسر انسان که او را بحساب بیاوری * ۴ انسان مثل نَفَسی است و روزهایش مثل سایهای است که میگذرد * ۵ ای خداوند آسمانهای خود را خم ساخته فرود بیا و کوهها را لمس کن تا دود شوند * ۶ رعد را جهنده ساخته آنها را پراکنده ساز تیرهای خود را بفرست و آنها را منهزم نما * ۷ دست خود را از اعلی بفرست و مرا رهانیده از آبهای بسیار خلاصی ده یعنی از دست پسران اجنبی * ۸ که دهان ایشان بباطل سخن میگوید و دست راست ایشان دستِ دروغ است * ۹ ای خدا تو را سرودی تازه میسرایم با بربط ذات ده تار تو را ترنّم خواهم نمود * ۱۰ که پادشاهان را نجات میبخشی و بندهٔ خود داود را از شمشیر مهلک میرهانی * ۱۱ مرا از دست اجنبیان برهان و خلاصی ده که دهان ایشان بباطل سخن میگوید و دست راست ایشان دست دروغ است * ۱۲ تا پسران ما درجوانیِ خود نموّ کرده مثل نهالها باشند و دختران ما مثل سنگهای زاویه تراشیده شده بمثال قصر * ۱۳ و انبارهای ما پر شده بانواع نعمت ریزان شوند و گلههای ما هزارها و کرورها در صحراهای ما بزایند * ۱۴ و گاوان ما باربردار شوند و هیچ رخنه و خروج و نالهای در کوچههای ما نباشد * ۱۵ خوشابحال قومی که نصیب ایشان این است خوشابحال آن قوم که یهوه خدای ایشان است *

باب صد و چهل و پنجم

۱ [تسبیح داود] ای خدای من ای پادشاه تو را متعال میخوانم و نام تو را متبارک میگویم تا ابدالآباد * ۲ تمامی روز تو را متبارک میخوانم و نام تو را حمد میگویم تا ابدالآباد * ۳ خداوند عظیم است و بینهایت ممدوح و عظمت او را تفتیش نتوان کرد * ۴ طبقه تا طبقه اعمال تو را تسبیح میخوانند و کارهای عظیم تو را بیان خواهند نمود * ۵ در مجد جلیل کبریائی تو و در کارهای عجیب تو تفکّر خواهم نمود * ۶ در قوّتِ کارهای مهیبِ تو سخن خواهند گفت و من عظمت تو را بیان خواهم نمود * ۷ و یادگاری کثرت احسان تو را حکایت خواهند کرد و عدالت تو را خواهند سرایید * ۸ خداوند کریم و رحیم است و دیر غضب و کثیرالاحسان * ۹ خداوند برای همگان نیکو است و رحمتهای وی بر همهٔ اعمال وی است * ۱۰ ای خداوند جمیع کارهای تو تو را حمد میگویند و مقدّسان تو تو را متبارک میخوانند * ۱۱ دربارهٔٔجلال ملکوت تو سخن میگویند و توانائی تو را حکایت میکنند * ۱۲ تا کارهای عظیم تو را ببنیآدم تعلیم دهند و کبریائیِ مجیدِ ملکوت تو را * ۱۳ ملکوت تو ملکوتی است تا جمیع دهرها و سلطنت تو باقی تا تمام دورها * ۱۴ خداوند جمیع افتادگان را تأیید میکند و خمشدگان را برمیخیزاند * ۱۵ چشمان همگان منتظر تو میباشد و تو طعام ایشان را در موسمش میدهی * ۱۶ دست خویش را باز میکنی و آرزوی همهٔ زندگان را سیر مینمائی * ۱۷ خداوند عادل است در جمیع طریقهای خود و رحیم در کّل اعمال خویش * ۱۸ خداوند نزدیک است بآنانیکه او را میخوانند بآنانیکه او را براستی میخوانند * ۱۹ آرزوی ترسندگان خود را بجا میآورد و تضّرع ایشان را شنیده ایشان را نجات میدهد * ۲۰ خداوند همهٔ محبّان خود را نگاه میدارد و همهٔ شریران را هلاک خواهد ساخت *

۲۱ دهان من تسبیح خداوند را خواهد گفت و همهٔ بشر نام قدّوس او را متبارک بخوانند تا ابدالآباد *

باب صد و چهل و ششم

۱ هلّلویاه ای جان من خداوند را تسبیح بخوان * ۲ تا زنده هستم خداوند را حمد خواهم گفت مادامی که وجود دارم خدای خود را خواهم سرایید * ۳ بر رؤسا توکّل مکنید و نه بر ابن آدم که نزد او اعانتی نیست * ۴ روح او بیرون میرود و او بخاک خود برمیگردد و در همان روز فکرهایش نابود میشود * ۵ خوشابحال آنکه خدای یعقوب مددکاراوست که امید او بر یهوّه خدای وی میباشد * ۶ که آسمان و زمین را آفرید و دریا و آنچه را که در آنهاست که راستی را نگاه دارد تا ابدالآباد * ۷ که مظلومان را دادرسی میکند و گرسنگان را نان میبخشد خداوند اسیران را آزاد میسازد * ۸ خداوند چشمان کوران را باز میکند خداوند خم شدگان را برمیافرازد خداوند عادلان را دوست میدارد * ۹ خداوند غریبان را محافظت میکند و یتیمان و بیوه زنان را پایدار مینماید لیکن طریق شریران را کج میسازد * ۱۰ خداوند سلطنت خواهد کرد تا ابدالآباد و خدای تو ای صهیون نسلاً بعد نسل هلّلویاه *

باب صد و چهل و هفتم

۱ هلّلویاه زیرا خدای ما را سراییدننیکو است و دلپسند و تسبیح خواندن شایسته است * ۲ خداوند اورشلیم را بنا میکند و پراکندگان اسرائیل را جمع مینماید * ۳ شکسته دلان را شفا میدهد و جراحتهای ایشان را میبندد * ۴ عدد ستارگان را میشمارد و جمیع آنها را بنام میخواند * ۵ خداوند ما بزرگ است و قوّت او عظیم و حکمت وی غیرمتناهی * ۶ خداوند مسکینان را برمیافرازد و شریران را بزمین میاندازد * ۷ خداوند را با تشکّر بسرایید خدای ما را با بربط سرود بخوانید * ۸ که آسمانها را با ابرها میپوشاند و باران را برای زمین مهیّا مینماید و گیاه را بر کوهها میرویاند * ۹ که بهایم را آذوقه میدهد و بچّههای غراب را که او را میخوانند * ۱۰ در قوّت اسب رغبت ندارد و از ساقهای انسان راضی نمیباشد * ۱۱ رضامندی خداوند از ترسندگان وی است و از آنانیکه برحمت وی امیدوارند * ۱۲ ای اورشلیم خداوند را تسبیح بخوان ای صهیون خدای خود را حمد بگو * ۱۳ زیرا که پشت بندهٔای دروازههایت را مستحکم کرده و فرزندانت را در اندرونت مبارک فرموده است * ۱۴ که حدود تو را سلامتی میدهد و تو را از مغز گندم سیر میگرداند * ۱۵ که کلام خود را بر زمین فرستاده است و قول او بزودی هر چه تمامتر میدود * ۱۶ که برف را مثل پشم میباراند و ژاله را مثل خاکستر میپاشد * ۱۷ که تگرگ خود را در قطعهها میاندازد و کیست که پیش سرمای او تواند ایستاد * ۱۸ کلام خود را میفرستد و آنها را میگدازد باد خویش را میوزاند پس آبها جاری میشود * ۱۹ کلام خود را بیعقوب بیان کرده و فرایض و داوریهای خویش را باسرائیل * ۲۰ با هیچ امّتی چنین نکرده است و داوریهای او را ندانستهاند هلّلویاه *

باب صد و چهل و هشتم

۱ هلّلویاه خداوند را از آسمانتسبیح بخوانید در اعلی علیّین او را تسبیح بخوانید * ۲ ای همهٔ فرشتگانش او را تسبیح بخوانید ای همهٔ لشکرهای او او را تسبیح بخوانید * ۳ ای آفتاب و ماه او را تسبیح بخوانید ای همهٔ ستارگان نور او را تسبیح بخوانید * ۴ ای فلکالافلاک او را تسبیح بخوانید و ای آبهائی که فوق آسمانهایید * ۵ نام خداوند را تسبیح بخوانند زیرا که او امر فرمود پس آفریده شدند * ۶ و آنها را پایدار نمود تا ابدالآباد و قانونی قرار داد که از آن در نگذرند * ۷ خداوند را از زمین تسبیح بخوانید ای نهنگان و جمیع لجّهها * ۸ ای آتش و تگرگ وبرف و مه و باد تند که فرمان او را بجا میآورید * ۹ ای کوهها و تمام تلّها و درختان میوهدار و همهٔ سروهای آزاد * ۱۰ ای وحوش و جمیع بهایم و حشرات و مرغان بالدار * ۱۱ ای پادشاهان زمین و جمیع امّتها و سروران و همهٔ داوران جهان * ۱۲ ای جوانان و دوشیزگان نیز و پیران و اطفال * ۱۳ نام خداوند را تسبیح بخوانند زیرا نام او تنها متعال است و جلال او فوق زمین و آسمان * ۱۴ و او شاخی برای قوم خود برافراشته است تا فخر باشد برای همهٔ مقدّسان او یعنی برای بنی اسرائیل که قوم مقرّب او میباشند هلّلویاه *

باب صد و چهل و نهم

۱ هلّلویاه خداوند را سرود تازهبسرایید و تسبیح او را در جماعت مقدّسان * ۲ اسرائیل در آفریننده خود شادی کنند و پسران صهیون در پادشاه خویش وجد نمایند * ۳ نام او را با رقص تسبیح بخوانند با بربط و عود او را بسرایند * ۴ زیرا خداوند از قوم خویش رضامندی دارد مسکینان را بنجاتْ جمیل میسازد * ۵ مقدّسان از جلال فخر بنمایند و بر بسترهای خود ترنّم بکنند * ۶ تسبیحات بلند خدا در دهان ایشان باشد و شمشیر دو دمه در دست ایشان * ۷ تا از امّتها انتقام بکشند و تأدیبها بر طوایف بنمایند * ۸ و پادشاهان ایشان را بزنجیرها ببندند و سروران ایشان را بپابندهای آهنین * ۹ و داوری را که مکتوب است بر ایشان اجرا دارند این کرامت است برای همهٔ مقدّسان او هلّلویاه *

باب صد و پنجاهم

۱ هلّلویاه خدا را در قدس او تسبیحبخوانید در فلکِ قوّت او او را تسبیح بخوانید * ۲ او را بهسبب کارهای عظیم او تسبیح بخوانید او را بحسب کثرت عظمتش تسبیح بخوانید * ۳ او را بآواز کَرِنّا تسبیحبخوانید او را با بربط و عود تسبیح بخوانید * ۴ او را با دف و رقص تسبیح بخوانید او را با ذوات اوتار و نی تسبیح بخوانید * ۵ او را با صنجهای بلندآواز تسبیح بخوانید او را با صنجهای خوشصدا تسبیح بخوانید * ۶ هرکه روح دارد خداوند را تسبیح بخواند هلّلویاه *