کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب حزقیال نبی
باب اول
۱ و در روز پنجم ماه چهارم سال سیام چونمن در میان اسیران نزد نهر خابور بودم واقع شد که آسمان گشوده گردید و رؤیاهای خدا را دیدم * ۲ در پنجم آن ماه که سال پنجم اسیری یهویاکین پادشاه بود * ۳ کلام یهوه بر حزقیال بن بوزی کاهن نزد نهر خابور در زمین کلدانیان نازل شد و دست خداوند در آنجا بر او بود * ۴ پس نگریستم و اینک باد شدیدی از طرف شمال برمیآید و ابر عظیمی و آتش جهنده و درخشندگیای گرداگردش و از میانش یعنی از میان آتش مثل منظر برنج تابان بود * ۵ و از میانش شبیه چهار حیوان پدید آمد و نمایش ایشان این بود که شبیه انسان بودند * ۶ و هریک از آنها چهار رو داشت و هریک از آنها چهار بال داشت * ۷ و پایهای آنها پایهای مستقیم و کف پای آنها مانند کف پای گوساله بود و مثل منظر برنج صیقلی درخشان بود * ۸ و زیر بالهای آنها از چهار طرف آنها دستهای انسان بود و آن چهار رویها و بالهای خود را چنین داشتند * ۹ و بالهای آنها بیکدیگر پیوسته بود و چون میرفتند رو نمیتافتند بلکه هریک براه مستقیم میرفتند * ۱۰ و امّا شباهت رویهای آنها این بود که آنها روی انسان داشتند و آن چهار روی شیر بطرف راست داشتند و آن چهار روی گاو بطرف چپ داشتند و آن چهارروی عقاب داشتند * ۱۱ و رویها و بالهای آنها از طرف بالا از یکدیگر جدا بود و دو بال هریک بهمدیگر پیوسته و دو بال دیگر بدن آنها را میپوشانید * ۱۲ و هر یک از آنها براه مستقیم میرفتند و بهر جائی که روح میرفت آنها میرفتند و درحین رفتن رو نمیتافتند * ۱۳ و امّا شباهت این حیوانات این بود که صورت آنها مانند شعلههای اخگرهای آتش افروخته شده مثل صورت مشعلها بود و آن آتش در میان آن حیوانات گردش میکرد و درخشان میبود و از میان آتش برق میجهید * ۱۴ و آن حیوانات مثل صورت برق میدویدند و برمیگشتند * ۱۵ و چون آن حیوانات را ملاحظه میکردم اینک یک چرخ بپهلوی آن حیوانات برای هر روی هرکدام از آن چهار بر زمین بود * ۱۶ و صورت چرخها و صنعت آنها مثل منظر زبرجد بود و آن چهار یک شباهت داشتند و صورت و صنعت آنها مثل چرخ در میان چرخ بود * ۱۷ و چون آنها میرفتند بر چهار جانب خود میرفتند و در حین رفتن بهیچ طرف میل نمیکردند * ۱۸ و فلکههای آنها بلند و مهیب بود و فلکههای آن چهار از هر طرف از چشمها پر بود * ۱۹ و چون آن حیوانات میرفتند چرخها در پهلوی آنها میرفت و چون آن حیوانات از زمین بلند میشدند چرخها بلند میشد * ۲۰ و هرجائی که روح میرفت آنها میرفتند بهر جا که روح سیر میکرد و چرخها پیش روی آنها بلند میشد زیرا که روح حیوانات در چرخها بود * ۲۱ و چون آنها میرفتند اینها میرفت و چون آنها میایستادند اینها میایستاد و چون آنها از زمین بلند میشدند چرخها پیش روی آنها از زمین بلند میشد زیرا روح حیوانات در چرخها بود * ۲۲ و شباهت فلکی که بالای سر حیوانات بود مثل منظر بلّورِ مهیب بود و بالای سر آنها پهن شده بود * ۲۳ و بالهای آنها زیر فلک بسوی یکدیگر مستقیم بود و دو بال هریک از این طرف میپوشانید و دو بال هر یک از آن طرف بدنهای آنها را میپوشانید * ۲۴ و چون میرفتند من صدای بالهای آنها را مانند صدای آبهای بسیار مثل آواز حضرت اعلی و صدای هنگامه را مثل صدای فوج شنیدم زیرا که چون میایستادند بالهای خویش را فرو میهشتند * ۲۵ و چون در حین ایستادن بالهای خود را فرو میهشتند صدائی از فلکی که بالای سر آنها بود مسموع میشد * ۲۶ و بالای فلکی که بر سر آنها بود شباهتِ تختی مثل صورت یاقوت کبود بود و برآن شباهتِ تخت شباهتی مثل صورت انسان بر فوق آن بود * ۲۷ و از منظر کمر او بطرف بالا مثل منظر برنج تابان مانند نمایش آتش در اندرون آن و گرداگردش دیدم و از منظر کمر او بطرف پایین مثل نمایش آتشی که از هر طرف درخشان بود دیدم *
۲۸ مانند نمایش قوس قزح که در روز باران در ابر میباشد همچنین آن درخشندگی گرداگرد آن بود این منظرِ شباهتِ جلال یهوه بودو چون آن را دیدم بروی خود در افتادم و آواز قائلی را شنیدم *باب دوم
۱ که مرا گفت ای پسر انسان بر پایهای خود بایست تا با تو سخن گویم * ۲ و چون این را بمن گفت روح داخل من شده مرا بر پایهایم برپا نمود و او را که با من تکلّم نمود شنیدم * ۳ که مرا گفت ای پسر انسان من تو را نزد بنی اسرائیل میفرستم یعنی نزد امّت فتنه انگیزی که بمن فتنه انگیختهاند ایشان و پدران ایشان تا بامروز بر من عصیان ورزیدهاند * ۴ و پسران ایشان سخت رو و قسیالقلب هستند و من تو را نزد ایشان میفرستم تا بایشان بگویی خداوند یهوه چنین میفرماید * ۵ و ایشان خواه بشنوند و خواه نشنوند زیرا خاندان فتنهانگیز میباشند خواهند دانست که نبیای در میان ایشان هست * ۶ و تو ای پسر انسان از ایشان مترس و از سخنان ایشان بیم مکن اگرچه خارها و شوکها با تو باشد و در میان عقربها ساکن باشی امّا از سخنان ایشان مترس و از رویهای ایشان هراسان مشو زیرا که ایشان خاندان فتنهانگیز میباشند * ۷ پس کلام مرا بایشان بگو خواه بشنوند و خواه نشنوند چونکه فتنهانگیز هستند * ۸ و تو ای پسر انسان آنچه را که من بتو میگویم بشنو و مثل این خاندان فتنهانگیز عاصی مشو بلکه دهان خود را گشوده آنچه را که من بتو میدهم بخور * ۹ پس نگریستم و اینک دستی بسوی من دراز شد و در آن طوماری بود * ۱۰ و آن را پیش من بگشود که رو و پشتش هر دو نوشته بود و نوحه وماتم و وای بر آن مکتوب بود *
باب سوم
۱ پس مرا گفت ای پسر انسان آنچه را که مییابی بخور این طومار را بخور و رفته با خاندان اسرائیل متکلّم شو * ۲ آنگاه دهان خود را گشودم و او آن طومار را بمن خورانید * ۳ و مرا گفت ای پسر انسان شکم خود را بخوران و احشای خویش را از این طوماری که من بتو میدهم پر کن پس آن را خوردم و در دهانم مثل عسل شیرین بود * ۴ و مرا گفت ای پسر انسان بیا و نزد خاندان اسرائیل رفته کلام مرا برای ایشان بیان کن * ۵ زیرا که نزد امّت غامض زبان و ثقیل لِسان فرستاده نشدی بلکه نزد خاندان اسرائیل * ۶ نه نزد قومهای بسیار غامض زبان و ثقیل لِسان که سخنان ایشان را نتوانی فهمید یقیناً اگر تو را نزد آنها میفرستادم بتو گوش میگرفتند * ۷ امّا خاندان اسرائیل نمیخواهند تو را بشنوند زیرا که نمیخواهند مرا بشنوند چونکه تمامی خاندان اسرائیل سخت پیشانی و قسیالقلب هستند * ۸ هان من روی تو را در مقابل روی ایشان سخت خواهم ساخت و پیشانی تو را در مقابل پیشانی ایشان سخت خواهم گردانید * ۹ بلکه پیشانی تو را مثل الماس از سنگ خارا سختتر گردانیدم پس از ایشان مترس و از رویهای ایشان هراسان مباش زیرا که خاندان فتنهانگیز میباشند * ۱۰ و مرا گفت ای پسر انسان تمام کلام مرا که بتو میگویم در دل خود جا بده و بگوشهای خود استماع نما * ۱۱ و بیا و نزد اسیرانی که از پسران قوم تو میباشند رفته ایشان را خطاب کن و خواه بشنوند و خواه نشنوند بایشان بگوخداوند یهوه چنین میفرماید * ۱۲ آنگاه روح مرا برداشت و از عقب خود صدای گلبانگ عظیمی شنیدم که جلال یهوه از مقام او متبارک باد * ۱۳ و صدای بالهای آن حیوانات را که بهمدیگر برمیخوردند و صدای چرخها را که پیش روی آنها بود و صدای گُلبانگ عظیمی را شنیدم * ۱۴ آنگاه روح مرا برداشت و بُرد و با تلخی در حرارت روح خود رفتم و دست خداوند بر من سنگین میبود * ۱۵ پس بتَلَّ اَبِیب نزد اسیرانی که نزد نهر خابور ساکن بودند رسیدم و در مکانی که ایشان نشسته بودند در آنجا بمیان ایشان هفت روز متحیر نشستم * ۱۶ و بعد از انقضای هفت روز واقع شد که کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۷ ای پسر انسان تو را برای خاندان اسرائیل دیدهبان ساختم پس کلام را از دهان من بشنو و ایشان را از جانب من تهدید کن * ۱۸ و حینی که من بمرد شریر گفته باشم که البتّه خواهی مرد اگر تو او را تهدید نکنی و سخن نگویی تا آن شریر را از طریق زشت او تهدید نموده او را زنده سازی آنگاه آن شریر در گناهش خواهد مرد امّا خون او را از دست تو خواهم طلبید * ۱۹ لیکن اگر تو مرد شریر را تهدید کنی و او از شرارت خود و طریق بد خویش بازگشت نکند او در گناه خود خواهد مرد امّا تو جان خود را نجات دادهای * ۲۰ و اگر مرد عادل از عدالت خود برگردد و گناه ورزد و من سنگی مصادم پیش وی بنهم تا بمیرد چونکه تو او را تهدید ننمودی او در گناه خود خواهد مرد وعدالتی که بعمل آورده بود بیاد آورده نخواهد شد لیکن خون او را از دست تو خواهم طلبید * ۲۱ و اگر تو مرد عادل را تهدید کنی که آن مرد عادل گناه نکند و او خطا نورزد البتّه زنده خواهد ماند چونکه تهدید پذیرفته است و تو جان خود را نجات دادهای * ۲۲ و دست خداوند در آنجا بر من نهاده شد و او مرا گفت برخیز و بهامون بیرون شو که در آنجا با تو سخن خواهم گفت * ۲۳ پس برخاسته بهامون بیرون رفتم و اینک جلال خداوند مثل جلالی که نزد نهر خابور دیده بودم در آنجا برپا شد و من بروی خود درافتادم * ۲۴ و روح داخل من شده مرا بر پایهایم برپا داشت و او مرا خطاب کرده گفت برو و خویشتن را در خانه خود ببند * ۲۵ و امّا تو ای پسر انسان اینک بندها بر تو خواهند نهاد و تو را بآنها خواهند بست امّا در میان ایشان بیرون مرو * ۲۶ و من زبان تو را بکامت خواهم چسبانید تا گنگ شده برای ایشان ناصح نباشی زیرا که ایشان خاندان فتنهانگیز میباشند * ۲۷ امّا وقتی که من با تو تکلّم نمایم آنگاه دهان تو را خواهم گشود و بایشان خواهی گفت خداوند یهوه چنین میفرماید آنگاه آنکه شنوا باشد بشنود و آنکه ابا نماید ابا کند زیرا که ایشان خاندان فتنهانگیز میباشند *
باب چهارم
۱ و تو نیز ای پسر انسان آجری بگیر و آن را پیش روی خود بگذار و شهر اورشلیم را بر آن نقش نما * ۲ و آن را محاصره کن و در برابرش برجها ساخته سنگری در مقابلش برپا نما و باطرافش اردو زده منجنیقها بهر سوی آن برپا کن * ۳ و تابه آهنین برای خود گرفته آن را در میانخود و شهر دیواری آهنین بگذار و روی خود را بر آن بدار و محاصره خواهد شد و تو آن را محاصره کن تا آیتی بجهت خاندان اسرائیل بشود * ۴ پس تو بر پهلوی چپ خود بخواب و گناه خاندان اسرائیل را بر آن بگذار موافق شماره روزهائی که بر آن بخوابی گناه ایشان را متحمّل خواهی شد * ۵ و من سالهای گناه ایشان را مطابق شماره روزها یعنی سیصد و نود روز بر تو نهادهام پس متحمّل گناه خاندان اسرائیل خواهی شد * ۶ و چون اینها را بانجام رسانیده باشی باز بپهلوی راست خود بخواب و چهل روز متحّمل گناه خاندان یهودا خواهی شد هر روزی را بجهت سالی برای تو قرار دادهام * ۷ و بازوی خود را برهنه کرده روی بمحاصره اورشلیم بدار و بضدّ آن نبوّت کن * ۸ و اینک بندها بر تو مینهم و تا روزهای محاصرهات را باتمام نرسانیده باشی از پهلو بپهلوی دیگرت نخواهی غلطید * ۹ پس گندم و جو و باقلا و عدس و ارزن و جُلبان برای خود گرفته آنها را در یک ظرف بریز و خوراکی از آنها برای خود بپز و تمامی روزهائی که بپهلوی خود میخوابی یعنی سیصد و نود روز آن را خواهی خورد * ۱۰ و غذائی که میخوری بوزن خواهد بود یعنی بیست مثقال برای هر روز وقت بوقت آن را خواهی خورد * ۱۱ و آب را بپیمایش یعنی سُدسِ یک هین خواهی نوشید آن را وقت بوقت خواهی نوشید * ۱۲ و قرصهای نان جو که میخوری آنها را بر سرگین انسان در نظر ایشان خواهی پخت * ۱۳ و خداوند فرمود بهمین منوال بنی اسرائیل نان نجس در میان امّتهائی که من ایشان را بمیان آنها پراکنده میسازم خواهند خورد * ۱۴ پس گفتم آه ای خداوند یهوه اینک جان من نجس نشده و از طفولیت خود تا بحال میته یا دریده شده را نخوردهام و خوراک نجس بدهانم نرفته است * ۱۵ آنگاه بمن گفت بدان که سرگین گاو را بعوض سرگین انسان بتو دادم پس نان خود را بر آن خواهی پخت * ۱۶ و مرا گفت ای پسر انسان اینک من عصای نان را در اورشلیم خواهم شکست و نان را بوزن و عُسرت خواهند خورد و آب را بپیمایش و حیرت خواهند نوشید * ۱۷ زیرا که محتاج نان و آب خواهند شد و بحیرت بر یکدیگر نظر خواهند انداخت و بسبب گناهان خود گداخته خواهند شد *
باب پنجم
۱ و تو ای پسر انسان برای خود تیغی تیز بگیر و آن را مثل اُستره حَجّام بجهت خود بکار برده آن را بر سر و ریش خود بگذران و ترازویی گرفته مویها را تقسیم کن * ۲ و چون روزهای محاصره را باتمام رسانیده باشی یک ثلث را در میان شهر بآتش بسوزان و یک ثلث را گرفته اطراف آن را با تیغ بزن و ثلث دیگر را ببادها بپاش و من در عقب آنها شمشیری خواهم فرستاد * ۳ و اندکی از آن را گرفته آنها را در دامن خود ببند * ۴ و باز قدری از آنها را بگیر و آنها را در میان آتش انداخته آنها را بآتش بسوزان و آتشی برای تمام خاندان اسرائیل از آن بیرون خواهد آمد * ۵ خداوند یهوه چنین میگوید من این اورشلیم را در میان امّتها قرار دادم و کشورها را بهر طرف آن * ۶ و او از احکام من بدتر از امّتها و از فرایض من بدتر از کشورهائی که گرداگرد او میباشد عصیان ورزیده است زیرا که اهل اواحکام مرا ترک کرده بفرایض من سلوک ننمودهاند * ۷ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید چونکه شما زیاده از امّتهائی که گرداگرد شما میباشند غوغا نمودید و بفرایض من سلوک نکرده احکام مرا بعمل نیاوردید بلکه موافق احکام امّتهائی که گرداگرد شما میباشند نیز عمل ننمودید * ۸ لهذا خداوند یهوه چنین میگوید من اینک من بضدّ تو هستم و در میان تو بنظر امّتها داوریها خواهم نمود * ۹ و با تو بسبب جمیع رجاساتت کارها خواهم کرد که قبل از این نکرده باشم و مثل آنها هم دیگر نخواهم کرد * ۱۰ بنابراین پدران در میان تو پسران را خواهند خورد و پسران پدران خویش را خواهند خورد و بر تو داوریها نموده تمامی بقیت تو را بسوی هر باد پراکنده خواهم ساخت * ۱۱ لهذا خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قَسَم چونکه تو مَقدس مرا بتمامی رجاسات و جمیع مکروهات خویش نجس ساختی من نیز البتّه تو را منقطع خواهم ساخت و چشم من شفقت نخواهد نمود و من نیز رحمت نخواهم فرمود * ۱۲ یک ثلث تو در میانت از وبا خواهند مرد و از گرسنگی تلف خواهند شد و یک ثلث باطرافت بشمشیر خواهند افتاد و ثلث دیگر را بسوی هر باد پراکنده ساخته شمشیر را در عقب ایشان خواهم فرستاد * ۱۳ پس چون غضب من باتمام رسیده باشد و حدّت خشم خویش را بر ایشان ریخته باشم آنگاه پشیمان خواهم شد و چون حدّت خشم خویش را بر ایشان باتمام رسانیده باشم آنگاه خواهند دانست که من یهوه این را در غیرت خویش گفتهام * ۱۴ و تو را در نظر همهٔ رهگذریان در میان امّتهائی که باطراف تو میباشند بخرابی و رسوائی تسلیم خواهم نمود * ۱۵ و چون بر تو بخشم و غضب و سرزنشهای سخت داوری کرده باشم آنگاه این موجد عار و مذمت و عبرت و دهشت برای امّتهائی که باطراف تو میباشند خواهد بود من که یهوه هستم این را گفتم * ۱۶ و چون تیرهای بد قحطی را که برای هلاکت میباشد و من آنها را بجهت خرابی شما میفرستم در میان شما انداخته باشم آنگاه قحط را بر شما سختتر خواهم گردانید و عصای نان شما را خواهم شکست * ۱۷ و قحط و حیوانات درنده در میان تو خواهم فرستاد تا تو را بیاولاد گردانند و وبا و خون از میان تو عبور خواهد کرد و شمشیری بر تو وارد خواهم آورد من که یهوه هستم این را گفتم *
باب ششم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان نظر خود را بر کوههای اسرائیل بدوز و درباره آنها نبوّت کن * ۳ و بگو ای کوههای اسرائیل کلام خداوند یهوه را بشنوید خداوند یهوه بکوهها و تلّها و وادیها و درهّها چنین میفرماید اینک من شمشیری بر شما میآورم و مکانهای بلند شما را خراب خواهم کرد * ۴ و مذبحهای شما منهدم و تمثالهای شمسی شما شکسته خواهد شد و کشتگان شما را پیش بتهای شما خواهم انداخت * ۵ و لاشهای بنی اسرائیل را پیش بتهای ایشان خواهم گذاشت و استخوانهای شما را گرداگرد مذبحهای شماخواهم پاشید * ۶ و در جمیع مساکن شما شهرها خراب و مکانهای بلند ویران خواهد شد تا آنکه مذبحهای شما خراب و ویران شود و بتهای شما شکسته و نابود گردد و تمثالهای شمسی شما منهدم و اعمال شمامحو شود * ۷ و چون کشتگان شما در میان شما بیفتند آنگاه خواهی دانست که من یهوه هستم * ۸ امّا بقیتی نگاه خواهم داشت و چون در میان کشورها پراکنده شوید بقیۀالسّیف شما در میان امّتها ساکن خواهند شد * ۹ و نجاتیافتگان شما در میان امّتها در جائی که ایشان را باسیری بردهاند مرا یاد خواهند داشت چونکه دل زناکار ایشان را که از من دور شده است خواهم شکست و چشمان ایشان را که در عقب بتهای ایشان زنا کرده است - پس خویشتن را بسبب اعمال زشتی که در همهٔ رجاسات خود نمودهاند مکروه خواهند داشت * ۱۰ و خواهند دانست که من یهوه هستم و عبث نگفتم که این بلا را بر ایشان وارد خواهم آورد * ۱۱ خداوند یهوه چنین میگوید بدست خود بزن و پای خود را بر زمین بکوب و بگو وای بر تمامی رجاسات شریر خاندان اسرائیل زیرا که بشمشیر و قحط و وباخواهد افتاد * ۱۲ آنکه دور باشد بوبا خواهد مُرد و آنکه نزدیک است بشمشیر خواهد افتادو آنکه باقی مانده و در محاصره باشد از گرسنگی خواهد مُرد و من حدّت خشم خود را بر ایشان باتمام خواهم رسانید * ۱۳ و خواهید دانست که من یهوه هستم هنگامی که کشتگان ایشان در میان بتهای ایشان باطراف مذبحهای ایشان بر هر تلّ بلند و بر قلّههای تمام کوهها و زیر هر درخت سبز و زیرهر بلوط کَشَن در جائی که هدایای خوشبو برای همهٔ بتهای خود میگذرانیدند یافت خواهند شد *
۱۴ و دست خود را بر ایشان دراز کرده زمین را در تمام مسکنهای ایشان خرابتر و ویرانتر از بیابان دِبْلَه خواهم ساخت پس خواهند دانست که من یهوه هستم *باب هفتم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ و تو ای پسر انسان بگو خداوند یهوه بزمین اسرائیل چنین میگوید انتهائی بر چهار گوشه زمین انتها رسیده است * ۳ الان انتها بر تو رسیده است و من خشم خود را بر تو وارد آوردهام و بر وفق راههایت ترا داوری نموده تمامی رجاساتت را بر تو خواهم نهاد * ۴ و چشم من برتو شفقت نخواهد کرد و رحمت نخواهم فرمود بلکه راههای تو را بر تو خواهم نهاد و رجاسات تو در میانت خواهد بود پس خواهی دانست که من یهوه هستم * ۵ خداوند یهوه چنین میگوید بلا هان بلای واحد میآید * ۶ انتهائی میآید انتهائی میآید و بضّد تو بیدار شده است هان میآید * ۷ ای ساکن زمین اجل تو بر تو میآید وقت معین میآید و آن روز نزدیک است روز هنگامه خواهد شد و نه روز آواز شادمانی بر کوهها * ۸ الان عنقریب غضب خود را بر تو خواهم ریخت و خشم خویش را بر تو باتمام رسانیده تو را موافق راههایت داوری خواهم نمود و جمیع رجاساتت را بر تو خواهم نهاد * ۹ و چشم من شفقت نخواهد کرد و رحمت نخواهم فرمود بلکه مکافات راههایت را بتو خواهم رسانید و رجاسات تو در میانت خواهد بود و خواهید دانست که زننده تومن یهوه هستم * ۱۰ اینک آنروز هان میآید اجل تو بیرون آمده و عصا شکوفه آورده و تکبّر گُل کرده است * ۱۱ ظلم عصای شرارت گشته است از ایشان و از جمعیت ایشان و از ازدحام ایشان چیزی باقی نیست و در میان ایشان حشمتی نمانده است * ۱۲ وقت میآید و آنروز نزدیک است پس مشتری شادی نکند و فروشنده ماتم نگیرد زیرا که خشم بر تمامی جمعیت ایشان قرار گرفته است * ۱۳ زیرا که فروشندگان اگر چه در میان زندگان زنده مانند بآنچه فروخته باشند نخواهند برگشت چونکه غضب بر تمامی جمعیت ایشان قرار گرفته است ایشان نخواهند برگشت و هیچکس بگناه خویش زندگی خود را تقویت نخواهد داد * ۱۴ کَرِنّا را نواخته و همهٔ چیز را مهیا ساختهاند امّا کسی بجنگ نمیرود زیرا که غضب من بر تمامی جمعیت ایشان قرار گرفته است * ۱۵ شمشیر در بیرون است و وبا و قحط در اندرون آنکه در صحرا است بشمشیر میمیرد و آنکه در شهر است قحط و وبا او را هلاک میسازد * ۱۶ و رستگاران ایشان فرار میکنند و مثل فاختههای درهّها بر کوهها میباشند و هر کدام از ایشان بسبب گناه خود ناله میکنند * ۱۷ همهٔ دستها سُست شده و جمیع زانوها مثل آب بیتاب گردیده است * ۱۸ و پلاس در بر میکنند و وحشت ایشان را میپوشاند و بر همهٔ چهرهها خجلت و بر جمیع سرها گری میباشد * ۱۹ نقره خود را در کوچهها میریزند و طلای ایشان مثل چیز نجس میباشد نقره و طلای ایشان در روز غضب خداوند ایشان را نتواند رهانید جانهای خود را سیر نمیکنند و بطنهای خویش را پر نمیسازند زیرا گناه ایشان سنگ مصادم آنها شده است * ۲۰ و او زیبائی زینت خود را در کبریائی قرار داده بود امّا ایشان بتهای مکروهات و رجاسات خویش را در آن ساختند بنابراین آن را برای ایشان مثل چیز نجس خواهم گردانید * ۲۱ و آن را بدست غریبان بتاراج و بشریران جهان بغارت خواهم داد و آن را بیعصمت خواهند ساخت * ۲۲ و روی خود را از ایشان خواهم برگردانید و مکان مستور مرا بیعصمت خواهند نمود و ظالمان داخل آن شده آن را بیعصمت خواهند ساخت * ۲۳ زنجیر را بساز زیرا که زمین از جرمهای خونریزی پر است و شهر از ظلم مملّو * ۲۴ و اشرار امّتها را خواهم آورد و در خانههای ایشان تصرّف خواهند نمود و تکبّر زورآوران را زایل خواهم ساخت و آنها مکانهای مقدّس ایشان را بیعصمت خواهند نمود * ۲۵ هلاکت میآید و سلامتی را خواهند طلبید امّا یافت نخواهد شد * ۲۶ مصیبت بر مصیبت میآید و آوازه بر آوازه مسموع میشود رؤیا از نبی میطلبند امّا شریعت از کاهنان و مشورت از مشایخ نابود شده است * ۲۷ پادشاه ماتم میگیرد و رئیس بحیرت ملبّس میشود و دستهای اهل زمین میلرزد و موافق راههای ایشان با ایشان عمل خواهم نمود و بر وفق استحقاق ایشان ایشان را داوری خواهم نمود پس خواهند دانست که من یهوه هستم *
باب هشتم
۱ و در سال ششم در روز پنجم از ماه ششمچون من در خانه خود نشسته بودم و مشایخ یهودا پیش من نشسته بودند آنگاه دستخداوند یهوه در آنجا بر من فرود آمد * ۲ و دیدم که اینک شبیهی مثل صورت آتش بود یعنی از نمایش کمر او تا پایین آتش و از کمر او تا بالا مثل منظر درخشندگی مانند صورت برنج لامع ظاهر شد * ۳ و شبیه دستی دراز کرده موی پیشانی مرا بگرفت و روح مرا در میان زمین و آسمان برداشت و مرا در رؤیاهای خدا باورشلیم نزد دهنه دروازه صحن اندرونی که بطرف شمال متوجّه است بُرد که در آنجا نشیمنِ تمثالِ غیرتِ غیرتانگیز میباشد * ۴ و اینک جلال خدای اسرائیل مانند آن رؤیائی که در هامون دیده بودم ظاهر شد * ۵ و او مرا گفت ای پسر انسان چشمان خود را بسوی راه شمال برافراز و چون چشمان خود را بسوی راه شمال برافراشتم اینک بطرف شمالی دروازه مذبحْ این تمثالِ غیرتْ در مدخل ظاهر شد * ۶ و او مرا گفت ای پسر انسان آیا تو آنچه را که ایشان میکنند میبینی یعنی رجاسات عظیمی که خاندان اسرائیل در اینجا میکنند تا از مَقْدَس خود دور بشوم امّا باز رجاسات عظیمتر خواهی دید * ۷ پس مرا بدروازه صحن آورد و دیدم که اینک سوراخی در دیوار است * ۸ و او مرا گفت ای پسر انسان دیوار را بکن و چون دیوار را کَنْدَم اینک دروازهای پدید آمد * ۹ و او مرا گفت داخل شو و رجاسات شَنیعی را که ایشان در اینجا میکنند ملاحظه نما * ۱۰ پس چون داخل شدم دیدم که هرگونه حشرات و حیوانات نجس و جمیع بتهای خاندان اسرائیل بر دیوار از هر طرف نقش شده بود * ۱۱ وهفتاد نفر از مشایخ خاندان اسرائیل پیش آنها ایستاده بودند و یازنیا ابن شافان در میان ایشان ایستاده بود و هرکس مجمرهای در دست خود داشت و بوی ابر بخور بالا میرفت * ۱۲ و او مرا گفت ای پسر انسان آیا آنچه را که مشایخ خاندان اسرائیل در تاریکی و هرکس در حجرههای بتهای خویش میکنند دیدی زیرا میگویند که خداوند ما را نمیبیند و خداوند این زمین را ترک کرده است * ۱۳ و بمن گفت که باز رجاسات عظیمتر از اینهائی که اینان میکنند خواهی دید * ۱۴ پس مرا بدهنه دروازه خانه خداوند که بطرف شمال بود آورد و اینک در آنجا بعضی زنان نشسته برای تَمُّوز میگریستند * ۱۵ و او مرا گفت ای پسر انسان آیا این را دیدی باز رجاسات عظیمتر از اینها را خواهی دید * ۱۶ پس مرا بصحن اندرونی خانه خداوند آورد و اینک نزد دروازه هیکل خداوند در میان رواق و مذبح بقدر بیست و پنج مرد بودند که پُشتهای خود را بسوی هیکل خداوند و رویهای خویش را بسوی مشرق داشتند و آفتاب را بطرف مشرق سجده مینمودند * ۱۷ و بمن گفت ای پسر انسان این را دیدی آیا برای خاندان یهودا بجا آوردن این رجاسات که در اینجا بجا میآورند سهل است زیرا که زمین را از ظلم مملّو ساختهاند و برای هیجان خشم من برمیگردند و هان شاخه را ببینی خود میگذارند * ۱۸ بنابراین من نیز در غضب عمل خواهم نمود و چشم من شفقت نخواهد کرد و رحمت نخواهم فرمود و اگرچه بآواز بلند بهگوش من بخوانند ایشان را اجابت نخواهم نمود *
باب نهم
۱ و او بآواز بلند بگوش من ندا کرده گفتوکلای شهر را نزدیک بیاور و هرکس آلت خراب کننده خود را در دست خود بدارد * ۲ و اینک شش مرد از راه دروازه بالائی که بطرف شمال متوجّه است آمدند و هرکس تبر خود را در دستش داشت و در میان ایشان یک مرد ملبّس شده بکتان بود و دوات کاتب در کمرش و ایشان داخل شده نزد مذبح برنجین ایستادند * ۳ و جلال خدای اسرائیل از روی آن کروبی که بالای آن بود بآستانه خانه برآمد و بآن مردی که بکتان ملبّس بود و دوات کاتب را در کمر داشت خطاب کرد * ۴ و خداوند باو گفت از میان شهر یعنی از میان اورشلیم بگذر و بر پیشانی کسانی که بسبب همهٔ رجاساتی که در آن کرده میشود آه و ناله میکنند نشانی بگذار * ۵ و بآنان بسمع من گفت که در عقب او از شهر بگذرید و هلاک سازید و چشمان شما شفقت نکند و ترحّم منمایید * ۶ پیران و جوانان و دختران و اطفال و زنان را تماماً بقتل رسانید امّا بهر کسی که این نشان را دارد نزدیک مشوید و از قدس من شروع کنید پس از مردان پیری که پیش خانه بودند شروع کردند * ۷ و بایشان فرمود خانه را نجس سازید و صحنها را از کشتگان پر ساخته بیرون آیید پس بیرون آمدند و در شهر بکُشتن شروع کردند * ۸ و چون ایشان میکشتند و من باقی مانده بودم بهروی خود در افتاده استغاثه نمودم و گفتم آه ای خداوند یهوه آیا چون غضب خود را بر اورشلیم میریزی تمامی بقیه اسرائیل را هلاک خواهی ساخت * ۹ او مرا جواب داد گناه خاندان اسرائیل و یهودا بینهایت عظیم است و زمین از خون مملّو و شهر از ستم پر است زیرا میگویند خداوند زمین را ترک کرده است و خداوند نمیبیند * ۱۰ پس چشم من نیز شفقت نخواهد کرد و من رحمت نخواهم فرمود بلکه رفتار ایشان را بر سر ایشان خواهم آورد *
۱۱ و اینک آن مردی که بکتان ملبّس بود و دوات را در کمر داشت جواب داد و گفت بنَهْجی که مرا امر فرمودی عمل نمودم *باب دهم
۱ پس نگریستم و اینک بر فَلَکی که بالای سر کروبیان بود چیزی مثل سنگ یاقوت کبود و مثل نمایش شبیه تخت بر زَبَر آنها ظاهر شد * ۲ و آن مرد را که بکتان ملبّس بود خطاب کرده گفت در میان چرخها در زیر کروبیان برو و دستهای خود را از اخگرهای آتشی که در میان کروبیان است پر کن و بر شهر بپاش و او در نظر من داخل شد * ۳ و چون آن مرد داخل شد کروبیان بطرف راست خانه ایستاده بودند و ابر صحن اندرونی را پر کرد * ۴ و جلال خداوند از روی کروبیان بآستانه خانه برآمد و خانه از ابر پر شد و صحن از فروغ جلال خداوند مملّو گشت * ۵ و صدای بالهای کروبیان تا بصحن بیرونی مثل آواز خدای قادر مطلق حینی که تکلّم میکند مسموع شد * ۶ و چون آن مرد را که ملبّس بکتان بود امر فرموده گفت که آتش را از میان چرخها از میان کروبیان بردار آنگاه داخل شده نزد چرخها ایستاد * ۷ و یکی از کروبیان دست خود را از میان کروبیان بآتشی که در میان کروبیان بود دراز کرده آن را برداشت و بدست آن مردی که بکتان ملبّس بود نهاد و او آن را گرفته بیرون رفت * ۸ و در کروبیان شبیه صورت دست انسان زیر بالهای ایشان ظاهر شد * ۹ و نگریستم و اینک چهار چرخ بپهلوی کروبیان یعنی یک چرخ بپهلوی یک کروبی و چرخ دیگر بپهلوی کروبی دیگر ظاهر شد و نمایش چرخها مثل صورت سنگ زبرجد بود * ۱۰ و امّا نمایش ایشان چنین بود آن چهار را یک شباهت بود که گویا چرخ در میان چرخ باشد * ۱۱ و چون آنها میرفت بر چهار جانب خود میرفت و حینی که میرفت بهیچ سو میل نمیکرد بلکه بجائی که سر بآن متوجّه میشد از عقب آن میرفت و چون میرفت بهیچ سو میل نمیکرد * ۱۲ و تمامی بدن و پشتها و دستها و بالهای ایشان و چرخها یعنی چرخهائی که آن چهار داشتند از هر طرف پر از چشمها بود * ۱۳ و بسمع من بآن چرخها ندا در دادند که ای چرخها * ۱۴ و هر یک را چهار رو بود روی اوّل روی کروبی بود و روی دوّم روی انسان و سوّم روی شیر و چهارم روی عقاب * ۱۵ پس کروبیان صعود کردند این همان حیوان است که نزد نهر خابُور دیده بودم * ۱۶ و چونکروبیان میرفتند چرخها بپهلوی ایشان میرفت و چون کروبیان بالهای خود را برافراشته از زمین صعود میکردند چرخها نیز از پهلوی ایشان برنمیگشت * ۱۷ چون ایشان میایستادند آنها میایستاد و چون ایشان صعود مینمودند آنها با ایشان صعود مینمود زیرا که روح حیوان در آنها بود * ۱۸ و جلال خداوند از بالای آستانه خانه بیرون آمد و بر زَبَرِ کروبیان قرار گرفت * ۱۹ و چون کروبیان بیرون رفتند بالهای خود را برافراشته بنظر من از زمین صعود نمودند و چرخها پیش روی ایشان بود و نزد دهنه دروازه شرقی خانه خداوند ایستادند و جلال خدای اسرائیل از طرف بالا بر ایشان قرار گرفت * ۲۰ این همان حیوان است که زیر خدای اسرائیل نزد نهر خابُور دیده بودم پس فهمیدم که اینان کروبیانند * ۲۱ هر یک را چهار روی و هر یک را چهار بال بود و زیر بالهای ایشان شبیه دستهای انسان بود * ۲۲ و امّا شبیه رویهای ایشان چنین بود همان رویها بود که نزد نهر خابُور دیده بودم هم نمایش ایشان و هم خود ایشان چنان بودند و هر یک براه مستقیم میرفت *
باب یازدهم
۱ و روح مرا برداشته بدروازه شرقی خانه خداوند که بسوی مشرق متوجّه است آورد و اینک نزد دهنه دروازه بیست و پنج مرد بودند و در میان ایشان یازَنْیا ابن عَزُّور و فَلَطیا ابن بنایا رؤسای قوم را دیدم * ۲ و او مرا گفت ای پسر انسان اینها آن کسانی میباشند که تدابیر فاسد میکنند و در این شهر مشورتهای قبیح میدهند * ۳ و میگویند وقت نزدیک نیست که خانهها را بنا نماییم بلکه این شهر دیگ است و ماگوشت میباشیم * ۴ بنابراین برای ایشان نبوّت کن ای پسر انسان نبوّت کن * ۵ آنگاه روح خداوند بر من نازل شده مرا فرمود بگو که خداوند چنین میفرماید ای خاندان اسرائیل شما باینطور سخن میگویید و امّا من خیالات دل شما را میدانم * ۶ بسیاری را در این شهر کشتهاید و کوچههایش را از کشتگان پر کردهاید * ۷ لهذا خداوند یهوه چنین میگوید کشتگان شما که در میانش گذاشتهاید گوشت میباشند و شهر دیگ است لیکن شما را از میانش بیرون خواهم برد * ۸ شما از شمشیر میترسید امّا خداوند یهوه میگوید شمشیر را بر شما خواهم آورد * ۹ و شما را از میان شهر بیرون برده شما را بدست غریبان تسلیم خواهم نمود و بر شما داوری خواهم کرد * ۱۰ به شمشیر خواهید افتاد و در حدود اسرائیل بر شما داوری خواهم نمود و خواهید دانست که من یهوه هستم * ۱۱ این شهر برای شما دیگ نخواهد بود و شما در آن گوشت نخواهید بود بلکه در حدود اسرائیل بر شما داوری خواهم نمود * ۱۲ و خواهید دانست که من آن یهوه هستم که در فرایض من سلوک ننمودید و احکام مرا بجا نیاوردید بلکه بر حسب احکام امّتهائی که باطراف شما میباشند عمل نمودید * ۱۳ و واقع شد که چون نبوّت کردم فَلَطْیا ابن بنایا مُرد پس بروی خود در افتاده بآواز بلند فریاد نمودم و گفتم آه ای خداوند یهوه آیا تو بقیه اسرائیل را تماماً هلاک خواهی ساخت * ۱۴ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۵ ای پسر انسان برادران تو یعنی برادرانت که از اهل خاندان تو میباشند و تمامی خاندان اسرائیل جمیعاً کسانی میباشند که سکنه اورشلیم بایشان میگویند شما از خداوند دور شوید و این زمین بما بملکیت داده شده است * ۱۶ بنابراین بگو خداوند یهوه چنین میگوید اگر چه ایشان را در میان امّتها دور کنم و ایشان را در میان کشورها پراکنده سازم امّا من برای ایشان در آن کشورهائی که بآنها رفته باشند اندک زمانی مَقْدَس خواهم بود * ۱۷ پس بگو خداوند یهوه چنین میفرماید شما را از میان امّتها جمع خواهم کرد و شما را از کشورهائی که در آنها پراکنده شدهاید فراهم خواهم آورد و زمین اسرائیل را بشما خواهم داد * ۱۸ و بآنجا داخل شده تمامی مکروهات و جمیع رجاسات آن را از میانش دور خواهند کرد * ۱۹ و ایشان را یکدل خواهم داد و در اندرون ایشان روح تازه خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد ایشان دور کرده دل گوشتی بایشان خواهم بخشید * ۲۰ تا در فرایض من سلوک نمایند و احکام مرا نگاه داشته آنها را بجا آورند و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود * ۲۱ امّا آنانی که دل ایشان از عقب مکروهات و رجاسات ایشان میرود پس خداوند یهوه میگوید من رفتار ایشان را بر سر ایشان وارد خواهم آورد * ۲۲ آنگاه کروبیان بالهای خود را برافراشتند و چرخها بپهلوی ایشان بود و جلال خدای اسرائیل از طرف بالا بر ایشان قرار گرفت * ۲۳ و جلال خداوند از بالای میان شهر صعود نموده بر کوهی که بطرف شرقی شهر است قرار گرفت * ۲۴ و روح مرا برداشت و در عالم رؤیا مرا بروحخدا بزمین کلدانیان نزد اسیران بُرد و آن رؤیائی که دیده بودم از نظر من مرتفع شد *
۲۵ و تمامی کلام خداوند را که بمن نشان داده بود برای اسیران بیان کردم *باب دوازدهم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان تو در میان خاندان فتنه انگیز ساکن میباشی که ایشان را چشمها بجهت دیدن هست امّا نمیبینند و ایشان را گوشها بجهت شنیدن هست امّا نمیشنوند چونکه خاندان فتنه انگیز میباشند * ۳ امّا تو ای پسر انسان اسباب جلای وطن را برای خود مهیا ساز و در نظر ایشان در وقت روز کوچ کن و از مکان خود بمکان دیگر بحضور ایشان نقل کن شاید بفهمند اگرچه خاندان فتنهانگیز میباشند * ۴ و اسباب خود را مثل اسباب جلای وطن در وقت روز بنظر ایشان بیرون آور و شامگاهان مثل کسانی که برای جلای وطن بیرون میروند بیرون شو * ۵ و شکافی برای خود در دیوار بحضور ایشان کرده از آن بیرون ببر * ۶ و در حضور ایشان آن را بر دوش خود بگذار و در تاریکی بیرون ببر و روی خود را بپوشان تا زمین را نبینی زیرا که تو را علامتی برای خاندان اسرائیل قرار دادهام * ۷ پس بنهجی که مأمور شدم عمل نمودم و اسباب خود را مثل اسباب جلای وطن در وقت روز بیرون آوردم و شبانگاه شکافی برای خود بدست خویش در دیوار کردم و آن را در تاریکی بیرون برده بحضور ایشان بر دوش برداشتم * ۸ و بامدادان کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۹ ای پسر انسان آیا خاندان اسرائیل یعنی این خاندان فتنهانگیز بتو نگفتند این چه کار است که میکنی * ۱۰ پس بایشان بگو خداوند یهوه چنین میگوید این وحی اشاره برئیسی است که در اورشلیم میباشد و بتمامی خاندان اسرائیل که ایشان در میان آنها میباشند * ۱۱ بگو من علامت برای شما هستم بنهجی که من عمل نمودم همچنان بایشان کرده خواهد شد و جلای وطن شده باسیری خواهند رفت * ۱۲ و رئیسی که در میان ایشان است اسباب خود را در تاریکی بر دوش نهاده بیرون خواهد رفت و شکافی در دیوار خواهند کرد تا از آن بیرون ببرند و او روی خود را خواهد پوشانید تا زمین را بچشمان خود نبیند * ۱۳ و من دام خود را بر او خواهم گسترانید و در کمند من گرفتار خواهد شد و او را ببابل بزمین کلدانیان خواهم برد و اگرچه در آنجا خواهد مرد ولی آن را نخواهد دید * ۱۴ و جمیع مجاوران و معاونانش و تمامی لشکر او را بسوی هر باد پراکنده ساخته شمشیری در عقب ایشان برهنه خواهم ساخت * ۱۵ و چون ایشان را در میان امّتها پراکنده ساخته و ایشان را در میان کشورها متفرّق نموده باشم آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۱۶ لیکن عدد قلیلی از میان ایشان از شمشیر و قحط و وبا باقی خواهم گذاشت تا همهٔ رجاسات خود را در میان امّتهائی که بآنها میروند بیان نمایند پس خواهند دانست که من یهوه هستم * ۱۷ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۸ ای پسر انسان نان خود را با ارتعاش بخور و آب خویش را با لرزه و اضطراب بنوش * ۱۹ و بهاهل زمین بگو خداوند یهوه درباره سکنه اورشلیم و اهل زمین اسرائیل چنین میفرماید که نان خود را با اضطراب خواهند خورد و آب خود را با حیرت خواهند نوشید زیرا که زمین آنها بسبب ظلم جمیع ساکنانش از هر چه در آن است تهی خواهد شد * ۲۰ و شهرهای مسکون ایشان خراب شده زمین ویران خواهد شد پس خواهید دانست که من یهوه هستم * ۲۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲۲ ای پسر انسان این مثل شما چیست که در زمین اسرائیل میزنید و میگویید ایام طویل میشود و هر رؤیا باطل میگردد * ۲۳ لهذا بایشان بگو خداوند یهوه چنین میگوید این مَثَل را باطل خواهم ساخت و آن را بار دیگر در اسرائیل نخواهند آورد بلکه بایشان بگو ایام نزدیک است و انجام هر رؤیا قریب * ۲۴ زیرا که هیچ رؤیای باطل و غیبگویی تملّقآمیز در میان خاندان اسرائیل بار دیگر نخواهد بود * ۲۵ زیرا من که یهوه هستم سخن خواهم گفت و سخنی که من میگویم واقع خواهد شد و بار دیگر تأخیر نخواهد افتاد زیرا خداوند یهوه میگوید ای خاندان فتنهانگیز در ایام شما سخنی خواهم گفت و آن را بانجام خواهم رسانید * ۲۶ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲۷ ای پسر انسان هان خاندان اسرائیل میگویند رؤیائی که او میبیند بجهت ایام طویل است واو برای زمانهای بعیده نبوّت مینماید * ۲۸ بنابراین بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید که هیچ کلامِ من بعد از این تأخیر نخواهد افتاد و خداوند یهوه میفرماید کلامی که من میگویم واقع خواهد شد *
باب سیزدهم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان بضدّ انبیای اسرائیل که نبوّت مینمایند نبوّت نما و بآنانی که از افکار خود نبوّت میکنند بگو کلام خداوند را بشنوید * ۳ خداوند یهوه چنین میگوید وای بر انبیاء احمق که تابع روح خویش میباشند و هیچ ندیدهاند * ۴ ای اسرائیل انبیای تو مانند روباهان در خرابهها بودهاند * ۵ شما برخنهها برنیامدید و دیوار را برای خاندان اسرائیل تعمیر نکردید تا ایشان در روز خداوند بجنگ بتوانند ایستاد * ۶ رؤیای باطل و غیبگویی کاذب میبینند و میگویند خداوند میفرماید با آنکه خداوند ایشان را نفرستاده است و مردمان را امیدوار میسازند باینکه کلام ثابت خواهد شد * ۷ آیا رؤیای باطل ندیدید و غیبگویی کاذب را ذکر نکردید چونکه گفتید خداوند میفرماید با آنکه من تکلّم ننمودم * ۸ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید چونکه سخن باطل گفتید و رؤیای کاذب دیدید اینک خداوند یهوه میفرماید من بضدّ شما خواهم بود * ۹ پس دست من بر انبیائی که رؤیای باطل دیدند و غیبگویی کاذب کردند دراز خواهد شد و ایشان در مجلس قوم من داخل نخواهند شد و در دفتر خاندان اسرائیل ثبت نخواهند گردید و بزمین اسرائیل وارد نخواهند گشت و شما خواهید دانست که من خداوند یهوه میباشم * ۱۰ و از این جهت که قوم مرا گمراه کرده گفتند که سلامتی است در حینی که سلامتی نبود و یکی از ایشان دیوار را بنا نمود و سایرین آن را بگِلِ ملاط مالیدند * ۱۱ پس بآنانی که گِلِ ملاط را مالیدند بگو که آن خواهد افتاد باران سیال خواهد بارید و شما ای تگرگهای سخت خواهید آمد و باد شدید آن را خواهد شکافت * ۱۲ و هان چون دیوار بیفتد آیا شما را نخواهند گفت کجا است آن اندودی که بآن اندود گردید * ۱۳ لهذا خداوند یهوه چنین میگوید من آن را بباد شدید در غضب خود خواهم شکافت و باران سیال در خشم من خواهد بارید و تگرگهای سخت برای فانی ساختن آن در غیظ من خواهد آمد * ۱۴ و آن دیوار را که شما بگِلِ ملاط اندود کردید منهدم نموده بزمین یکسان خواهم ساخت و پی آن منکشف خواهد شد و چون آن بیفتد شما در میانش هلاک خواهید شد و خواهید دانست که من یهوه هستم * ۱۵ پس چون خشم خود را بر دیوار و بر آنانی که آن را بگِلِ ملاط اندود کردند باتمام رسانیده باشم آنگاه بشما خواهم گفت دیوار نیست شده و آنانی که آن را اندود کردند نابود گشتهاند * ۱۶ یعنی انبیای اسرائیل که درباره اورشلیم نبوّت مینمایند و برایش رؤیای سلامتی را میبینند با آنکه خداوند یهوه میگوید که سلامتی نیست * ۱۷ و تو ای پسر انسان نظر خود را بر دختران قوم خویش که از افکار خود نبوّت مینمایند بدار و بر ایشان نبوّت نما * ۱۸ و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید وای بر آنانی که بالشها برای مفصل هر بازویی میدوزند و مندیلها برای سر هر قامتی میسازندتا جانها را صید کنند آیا جانهای قوم مرا صید خواهید کرد و جانهای خود را زنده نگاه خواهید داشت * ۱۹ و مرا در میان قوم من برای مُشتِ جویی و لقمه نانی بیحرمت میکنید چونکه بقوم من که بدروغ شما گوش میگیرند دروغ گفته جانهائی را که مستوجب موت نیستند میکشید و جانهائی را که مستحقّ حیات نمیباشند زنده نگاه میدارید * ۲۰ لهذا خداوند یهوه چنین میگوید اینک من بضدّ بالشهای شما هستم که بواسطه آنها جانها را مثل مرغان صید میکنید و آنها را از بازوهای شما خواهم درید و کسانی را که جانهای ایشان را مثل مرغان صید میکنید رهائی خواهم داد * ۲۱ و مندیلهای شما را خواهم درید و قوم خود را از دست شما خواهم رهانید و دیگر در دست شما نخواهند بود تا ایشان را صید کنید پس خواهید دانست که من یهوه هستم * ۲۲ چونکه شما بدروغِ خود دل مرد عادل را که من محزون نساختم محزون ساختهاید و دستهای مرد شریر را تقویت دادهاید تا از رفتار قبیح خود بازگشت ننماید و زنده نشود * ۲۳ لهذا بار دیگر رؤیای باطل نخواهید دید و غیبگویی نخواهید نمود و چون قوم خود را از دست شما رهائی دهم آنگاه خواهید دانست که من یهوه میباشم *
باب چهاردهم
۱ و کسانی چند از مشایخ اسرائیل نزد من آمده پیش رویم نشستند * ۲ آنگاه کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۳ ای پسر انسان این اشخاصْ بتهای خویش را در دلهای خود جای دادند و سنگ مصادم گناه خویش را پیش روی خود نهادند پس آیا ایشان از من مسألتنمایند * ۴ لهذا ایشان را خطاب کن و بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید هرکسی از خاندان اسرائیل که بتهای خویش را در دل خود جای دهد و سنگ مصادم گناه خویش را پیش روی خود بنهد و نزد نبی بیاید من که یهوه هستم آن را که میآید موافق کثرت بتهایش اجابت خواهم نمود * ۵ تا خاندان اسرائیل را در افکار خودشان گرفتار سازم چونکه جمیع ایشان بسبب بتهای خویش از من مرتدّ شدهاند * ۶ بنابراین بخاندان اسرائیل بگو خداوند یهوه چنین میفرماید توبه کنید و از بتهای خود بازگشت نمایید و رویهای خویش را از همهٔ رجاسات خود برگردانید * ۷ زیرا هر کس چه از خاندان اسرائیل و چه از غریبانی که در اسرائیل ساکن باشند که از پیروی من مرتدّ شده بتهای خویش را در دلش جای دهد و سنگ مصادم گناه خود را پیش رویش نهاده نزد نبی آید تا بواسطه او از من مسألت نماید من که یهوه هستم خودْ او را جواب خواهم داد * ۸ و من نظر خود را بر آن شخص دوخته او را مورد دهشت خواهم ساخت تا علامتی و ضربالمثلی بشود و او را از میان قوم خود منقطع خواهم ساخت و خواهید دانست که من یهوه هستم * ۹ و اگر نبی فریب خورده سخنی گوید من که یهوه هستم آن نبی را فریب دادهام و دست خود را بر او دراز کرده او را از میان قوم خود اسرائیل منقطع خواهم ساخت * ۱۰ و ایشان بار گناهان خود را متحمّل خواهند شد و گناه مسألت کننده مثل گناه آن نبی خواهد بود * ۱۱ تا خاندان اسرائیل دیگر از پیروی من گمراه نشوند و باز بتمامی تقصیرهای خویش نجس نگردند بلکه خداوند یهوه میگوید ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهمبود * ۱۲ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۳ ای پسر انسان اگر زمینی خیانت کرده بمن خطا ورزد و اگر من دست خود را بر آن دراز کرده عصای نانش را بشکنم و قحطی در آن فرستاده انسان و بهایم را از آن منقطع سازم * ۱۴ اگر چه این سه مرد یعنی نوح و دانیال و ایوب در آن باشند خداوند یهوه میگوید که ایشان فقط جانهای خود را بعدالت خویش خواهند رهانید * ۱۵ و اگر حیوانات درنده بآن زمین بیاورم که آن را از اهل آن خالی سازند و چنان ویران شود که از ترس آن حیوانات کسی از آن گذر نکند * ۱۶ اگر چه این سه مرد در میانش باشند خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قَسَم که ایشان پسران و دختران را رهائی نخواهند داد ایشان بتنهائی رهائی خواهند یافت ولی زمین ویران خواهد شد * ۱۷ یا اگر شمشیری بآن زمین آورم و بگویم ای شمشیر از این زمین بگذر و اگر انسان و بهایم را از آن منقطع سازم * ۱۸ اگر چه این سه مرد در میانش باشند خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قسم که پسران و دختران را رهائی نخواهند داد بلکه ایشان بتنهائی رهائی خواهند یافت * ۱۹ یا اگر وبا در آن زمین بفرستم و خشم خود را بر آن با خون بریزم و انسان و بهایم را از آن منقطع بسازم * ۲۰ اگر چه نوح و دانیال و ایوب در میانش باشند خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قسم که نه پسری و نه دختری را رهائی خواهند داد بلکه ایشان فقط جانهای خود را بهعدالت خویش خواهند رهانید * ۲۱ پس خداوند یهوه چنین میگوید چه قدر زیاده حینی که چهار عذاب سخت خود یعنی شمشیر و قحط و حیوان درنده و وبا را بر اورشلیم بفرستم تا انسان و بهایم را از آن منقطع سازم * ۲۲ لیکن اینک بقیتی از پسران و دخترانی که بیرون آورده میشوند در آن واگذاشته خواهد شد هان ایشان را نزد شما بیرون خواهند آورد و رفتار و اعمال ایشان را خواهید دید و از بلائی که بر اورشلیم وارد آورده و هر آنچه بر آن رسانیده باشم تسلّی خواهید یافت * ۲۳ و چون رفتار و اعمال ایشان را ببینید شما را تسلّی خواهند داد و خداوند یهوه میگوید شما خواهید دانست که هر آنچه بآن کردم بیسبب بجا نیاوردم *
باب پانزدهم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان درخت مَوْ در میان سایر درختان چیست و شاخه مو در میان درختان جنگل چه میباشد * ۳ آیا چوب از آن برای کردن هیچ کاری گرفته میشود یا میخی از آن برای آویختن هیچ ظرفی میگیرند * ۴ هان آن را برای هیزم در آتش میاندازند و آتش هر دو طرفش را میسوزاند و میانش نیم سوخته میشود پس آیا برای کاری مفید است * ۵ اینک چون تمام بود برای هیچ کار مصرف نداشت چند مرتبه زیاده وقتی که آتش آن را سوزانیده و نیم سوخته باشد دیگر برای هیچ کاری مصرف نخواهد داشت * ۶ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید مثل درخت مَوْ که آن را از میان درختان جنگل برایهیزم و آتش تسلیم کردهام همچنان سَکَنه اورشلیم را تسلیم خواهم نمود * ۷ و نظر خود را بر ایشان خواهم دوخت از یک آتش بیرون میآیند و آتشی دیگر ایشان را خواهد سوزانید پس چون نظر خود را بر ایشان دوخته باشم خواهید دانست که من یهوه هستم *
۸ و خداوند یهوه میگوید بسبب خیانتی که ورزیدهاند زمین را ویران خواهم ساخت *باب شانزدهم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان اورشلیم را از رجاساتش آگاه ساز * ۳ و بگو خداوند یهوه باورشلیم چنین میفرماید اصل و ولادت تو از زمین کنعان است پدرت اَموری و مادرت حِتّی بود * ۴ و امّا ولادت تو در روزی که متولّد شدی نافت را نبریدند و تو را بآب غسل ندادند و طاهر نساختند و نمک نمالیدند و بقنداقه نپیچیدند * ۵ چشمی بر تو شفقت ننمود و بر تو مرحمت نفرمود تا یکی از این کارها را برای تو بعمل آورد بلکه در روز ولادتت جان تو را خوار شمرده تو را بر روی صحرا انداختند * ۶ و من از نزد تو گذر نمودم و تو را در خونت غلطان دیدم پس تو را گفتم ای که بخونت آلوده هستی زنده شو بلی گفتم ای که بخونت آلوده هستی زنده شو * ۷ و تو را مثل نباتاتِ صحرا بسیار افزودم تا نمّو کرده بزرگ شدی و بزیبائی کامل رسیدی پستانهایت برخاسته و مویهایت بلند شد لیکن برهنه و عریان بودی * ۸ و چون از تو گذر کردم برتو نگریستم و اینک زمان تو زمان محبّت بود پس دامن خود را بر تو پهن کرده عریانی تو را مستور ساختم وخداوند یهوه میگوید که با تو قسم خوردم و با تو عهد بستم و از آن من شدی * ۹ و تو را بآب غسل داده تو را از خونت طاهر ساختم و تو را بروغن تدهین کردم * ۱۰ و تو را بلباس قلاّبدوزی ملبّس ساختم و نعلین پوست خز بپایت کردم و تو را بکتان نازک آراسته و بابریشم پیراسته ساختم * ۱۱ و تو را بزیورها زینت داده دستبندها بر دستت و گردنبندی بر گردنت نهادم * ۱۲ و حلقهای در بینی و گوشوارهها در گوشهایت و تاج جمالی بر سرت نهادم * ۱۳ پس با طلا و نقره آرایش یافتی و لباست از کتان نازک و ابریشم قلاّبدوزی بود و آرد مَیده و عسل و روغن خوردی و بینهایت جمیل شده بدرجه ملوکانه ممتاز گشتی * ۱۴ و آوازه تو بسبب زیباییت در میان امّتها شایع شد زیرا خداوند یهوه میگوید که آن زیبائی از جمال من که بر تو نهاده بودم کامل شد * ۱۵ امّا بر زیبائی خود توکّل نمودی و بسبب آوازه خویش زناکار گردیدی و زنای خویش را بر هر رهگذری ریختی و از آن او شد * ۱۶ و از لباسهای خود گرفتی و مکانهای بلند رنگارنگ برای خود ساخته بر آنها زنا نمودی که مثل این کارها واقع نشده و نخواهد شد * ۱۷ و زیورهای زینت خود را از طلا و نقره من که بتو داده بودم گرفته تمثالهای مردان را ساخته با آنها زنا نمودی * ۱۸ و لباس قلاّبدوزی خود را گرفته بآنها پوشانیدی و روغن و بخور مرا پیش آنها گذاشتی * ۱۹ و نان مرا که بتو داده بودم و آرد مَیده و روغن و عسل را که رزق تو ساخته بودم پیش آنها برای هدیه خوشبویی نهادی و چنین شد قول خداوند یهوه این است * ۲۰ و پسران و دخترانت را که برای من زاییده بودی گرفته ایشانرا بجهت خوراک آنها ذبح نمودی آیا زنا کاری تو کم بود * ۲۱ که پسران مرا نیز کشتی و ایشان را تسلیم نمودی که برای آنها از آتش گذرانیده شوند * ۲۲ و در تمامی رجاسات و زنای خود ایام جوانی خود را حینی که عریان و برهنه بودی و در خون خود میغلطیدی بیاد نیاوردی * ۲۳ و خداوند یهوه میگوید وای بر تو وای بر تو زیرا بعد از تمامی شرارت خود * ۲۴ خراباتها برای خود بنا نمودی و عمارات بلند در هر کوچه برای خود ساختی * ۲۵ بسر هر راه عمارتهای بلند خود را بنا نموده زیبائی خود را مکروه ساختی و برای هر راهگذری پایهای خویش را گشوده زناکاریهای خود را افزودی * ۲۶ و با همسایگان خود پسران مصر که بزرگ گوشت میباشند زنا نمودی و زناکاری خود را افزوده خشم مرا بهیجان آوردی * ۲۷ لهذا اینک من دست خود را بر تو دراز کرده وظیفه تو را قطع نمودم و تو را بآرزوی دشمنانت یعنی دختران فلسطینیان که از رفتار قبیح تو خجل بودند تسلیم نمودم * ۲۸ و چونکه سیر نشدی با بنی آشور نیز زنا نمودی و با ایشان نیز زنا نموده سیر نگشتی * ۲۹ و زناکاریهای خود را از زمین کنعان تا زمین کلدانیان زیاد نمودی و از این هم سیر نشدی * ۳۰ خداوند یهوه میگوید دل تو چه قدر ضعیف است که تمامی این اعمال را که کارِ زنِ زانیه سلیطه میباشد بعمل آوردی * ۳۱ که بسر هر راه خرابات خود را بنا نمودی و در هر کوچه عمارات بلند خود را ساختی و مثل فاحشههای دیگر نبودی چونکه اجرت را خوار شمردی * ۳۲ ای زن زانیه که غریبان را بجای شوهر خود میگیری * ۳۳ به جمیع فاحشهها اجرت میدهندامّا تو بتمامی عاشقانت اجرت میدهی و ایشان را اجیر میسازی که از هر طرف بجهت زناکاریهایت نزد تو بیایند * ۳۴ و عادت تو در زناکاریات برعکس سایر زنان است چونکه کسی بجهت زناکاری از عقب تو نمیآید و تو اجرت میدهی و کسی بتو اجرت نمیدهد پس عادت تو بر عکس دیگران است * ۳۵ بنابراین ای زانیه کلام خداوند را بشنو * ۳۶ خداوند یهوه چنین میگوید چونکه نقد تو ریخته شد و عریانی تو از زناکاریات با عاشقانت و با همهٔ بتهای رجاساتت و از خون پسرانت که بآنها دادی مکشوف گردید * ۳۷ لهذا هان من جمیع عاشقانت را که بایشان مُلتَذّ بودی و همهٔ آنانی را که دوست داشتی با همهٔ کسانی که از ایشان نفرت داشتی جمع خواهم نمود و ایشان را از هر طرف نزد تو فراهم آورده برهنگی تو را بایشان مکشوف خواهم ساخت تا تمامی عریانیت را ببینند * ۳۸ و بر تو فتوای زنانی را که زنا میکنند و خونریز میباشند خواهم داد و خون غضب و غیرت را بر تو وارد خواهم آورد * ۳۹ و تو را بدست ایشان تسلیم نموده خراباتهای تو را خراب و عمارات بلند تو را منهدم خواهند ساخت و لباست را از تو خواهند کند و زیورهای قشنگ تو را خواهند گرفت و تو را عریان و برهنه خواهند گذاشت * ۴۰ و گروهی بر تو آورده تو را بسنگها سنگسار خواهند کرد و بشمشیرهای خود تو را پارهپاره خواهند نمود * ۴۱ و خانههای تو را بآتش سوزانیده در نظر زنان بسیار بر تو عقوبت خواهند رسانید پس من تو را از زنا کاری بازخواهم داشت و بار دیگر اجرت نخواهی داد * ۴۲ و حدّت خشم خود را بر تو فرو خواهم نشانید و غیرت من از تو خواهد برگشت و آرام گرفته باردیگر غضب نخواهم نمود * ۴۳ چونکه ایام جوانی خود را بیاد نیاورده مرا بهمهٔ این کارها رنجانیدی از این جهت خداوند یهوه میگوید که اینک نیز رفتار تو را بر سرت وارد خواهم آورد و علاوه بر تمامی رجاساتت دیگر این عمل قبیح را مرتکب نخواهی شد * ۴۴ اینک هر که مَثَل میآورد این مَثَل را بر تو آورده خواهد گفت که مَثَل مادر مَثَل دخترش میباشد * ۴۵ تو دختر مادر خود هستی که از شوهر و پسران خود نفرت میداشت و خواهر خواهران خود هستی که از شوهران و پسران خویش نفرت میدارند مادر شما حِتّی بود و پدر شما اَموری * ۴۶ و خواهر بزرگ تو سامره است که با دختران خود بطرف چپ تو ساکن میباشد و خواهر کوچک تو سدوم است که با دختران خود بطرف راست تو ساکن میباشد * ۴۷ امّا تو در طریقهای ایشان سلوک نکردی و مثل رجاسات ایشان عمل ننمودی بلکه گویا این سهل بود که تو در همهٔ رفتار خود از ایشان زیاده فاسد شدی * ۴۸ پس خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قسم که خواهر تو سدوم و دخترانش موافق اعمال تو و دخترانت عمل ننمودند * ۴۹ اینک گناه خواهرت سَدُوم این بود که تکبّر و فراوانی نان و سعادتمندی رفاهیت برای او و دخترانش بود و فقیران و مسکینان را دستگیری ننمودند * ۵۰ و مغرور شده در حضور من مرتکب رجاسات گردیدند لهذا چنانکه صلاح دیدم ایشان را از میان برداشتم * ۵۱ و سامره نصف گناهانت را مرتکب نشد بلکه تو رجاسات خود را از آنها زیاده نمودی و خواهران خود را بتمامی رجاسات خویش که بعمل آوردی مبرّی ساختی * ۵۲ پس تو نیز که بر خواهران خود حکم دادی خجالت خود را متحمّل بشو زیرا بگناهانت که در آنها بیشتر از ایشان رجاسات نمودی ایشان از تو عادلتر گردیدند لهذا تو نیز خجل شو و رسوائی خود را متحمّل باش چونکه خواهران خود را مبرّی ساختی * ۵۳ و من اسیری ایشان یعنی اسیری سَدُوم و دخترانش و اسیری سامره و دخترانش و اسیری اسیران تو را در میان ایشان خواهم برگردانید * ۵۴ تا خجالت خود را متحمّل شده از هر چه کردهای شرمنده شوی چونکه ایشان را تسلّی دادهای * ۵۵ و خواهرانت یعنی سدّوم و دخترانش بحالت نخستین خود خواهند برگشت و سامره و دخترانش بحالت نخستین خود خواهند برگشت و تو و دخترانت بحالت نخستین خود خواهید برگشت * ۵۶ امّا خواهر تو سدوم در روز تکبّر تو بزبانت آورده نشد * ۵۷ قبل از آنکه شرارت تو مکشوف بشود مثل آن زمانی که دختران اَرام مذمت میکردند و جمیع مجاورانش یعنی دختران فلسطینیان که تو را از هر طرف خوار میشمردند * ۵۸ پس خداوند میفرماید که تو قباحت و رجاسات خود را متحمّل خواهی شد * ۵۹ زیرا خداوند یهوه چنین میگوید بنهجی که تو عمل نمودی من با تو عمل خواهم نمود زیرا که قَسَم را خوار شمرده عهد را شکستی * ۶۰ لیکن من عهد خود را که در ایام جوانیات با تو بستم بیاد خواهم آورد و عهد جاودانی با تو استوار خواهم داشت * ۶۱ و هنگامی که خواهران بزرگ و کوچک خود را پذیرفته باشی آنگاه راههای خود را بیاد آورده خجل خواهی شد و من ایشان را بجای دختران بتو خواهم داد لیکن نه از عهد تو * ۶۲ و من عهد خود را با تو استوار خواهم ساخت و خواهی دانست که من یهوه هستم *
۶۳ تا آنکه بهیاد آورده خجل شوی و خداوند یهوه میفرماید که چون من همهٔ کارهای تو را آمرزیده باشم بار دیگر بسبب رسوائی خویش دهان خود را نخواهی گشود *باب هفدهم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان معمّائی بیاور و مَثَلی دربارهٔ خاندان اسرائیل بزن * ۳ و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید عقاب بزرگ که بالهای سِتُرگ و نَیهای دراز پر از پرهای رنگارنگ دارد بلبنان آمد و سر سرو آزاد را گرفت * ۴ و سر شاخههایش را کنَدِه آن را بزمین تجارت آورده در شهر سوداگران گذاشت * ۵ و از تخم آن زمین گرفته آن را در زمین باروری نهاد و نزد آبهای بسیار گذاشته آن را مثل درخت بید غرس نمود * ۶ و آن نمّو کرده مَوِ وسیعِ کوتاه قدّ گردید که شاخههایش بسوی او مایل شد و ریشههایش در زیر وی میبود پس موی شده شاخهها رویانید و نهالها آورد * ۷ و عقاب بزرگ دیگری با بالهای سترگ و پرهای بسیار آمد و اینک این مو ریشههای خود را بسوی او برگردانید و شاخههای خویش را از کَرْتههای بستان خود بطرف او بیرون کرد تا او وی را سیراب نماید * ۸ در زمین نیکو نزد آبهای بسیار کاشته شد تا شاخهها رویانیده میوه بیاورد و مَو قشنگ گردد * ۹ بگو که خداوند یهوه چنین میفرماید پس آیا کامیاب خواهد شد آیا او ریشههایش را نخواهد کند و میوهاش را نخواهد چید تا خشک شود تمامی برگهای تازهاش خشک خواهد شد و بدون قوّتعظیم و خلق بسیاری از ریشهها کنده خواهد شد * ۱۰ اینک غرس شده است امّا کامیاب نخواهد شد بلکه چون باد شرقی بر آن بوزد بالّکل خشک خواهد شد و در بوستانی که در آن رویید پژمرده خواهد گردید * ۱۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۲ به این خاندان متمرّد بگو که آیا معنی این چیزها را نمیدانید بگو که اینک پادشاه بابل باورشلیم آمده پادشاه و سرورانش را گرفت و ایشان را نزد خود ببابل برد * ۱۳ و از ذریه ملوک گرفته با او عهد بست و او را قسم داد و زورآوران زمین را بُرد * ۱۴ تا آنکه مملکت پست شده سربلند نکند امّا عهد او را نگاه داشته استوار بماند * ۱۵ و لیکن او از وی عاصی شده ایلچیان خود را بمصر فرستاد تا اسبان و خلق بسیاری باو بدهند آیا کسی که این کارها را کرده باشد کامیاب شود یا رهائی یابد و یا کسی که عهد را شکسته است خلاصی خواهد یافت * ۱۶ خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قَسَم که البتّه در مکان آن پادشاه که او را بپادشاهی نصب کرد و او قَسَم وی را خوار شمرده عهد او را شکست یعنی نزد وی در میان بابل خواهد مرد * ۱۷ و چون سنگرها بر پا سازند و برجها بنا نمایند تا جانهای بسیاری را منقطع سازند آنگاه فرعون با لشکر عظیم و گروه کثیر او را در جنگ اعانت نخواهد کرد * ۱۸ چونکه قَسم را خوار شمرده عهد را شکست و بعد از آنکه دست خود را داده بود همهاین کارها را بعمل آورد پس رهائی نخواهی یافت * ۱۹ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید بحیات خودمقسم که سوگند مرا که او خوار شمرده و عهد مرا که شکسته است البتّه آنها را بر سر او وارد خواهم آورد * ۲۰ و دام خود را بر او خواهم گسترانید و او در کمند من گرفتار خواهد شد و او را ببابل آورده در آنجا بر وی درباره خیانتی که بمن ورزیده است محاکمه خواهم نمود * ۲۱ و تمامی فراریانش با جمیع افواجش از شمشیر خواهند افتاد و بقیه ایشان بسوی هر باد پراکنده خواهند شد و خواهید دانست که من که یهوه میباشم این را گفتهام * ۲۲ خداوند یهوه چنین میفرماید من سرِ بلند سرو آزاد را گرفته آن را خواهم کاشت و از سر اغصانش شاخه تازه کنده آن را بر کوه بلند و رفیع غرس خواهم نمود * ۲۳ آن را بر کوه بلند اسرائیل خواهم کاشت و آن شاخهها رویانیده میوه خواهد آورد و سرو آزاد قشنگ خواهد شد که هر قِسم مرغان بالدار زیر آن ساکن شده در سایه شاخههایش آشیانه خواهند گرفت * ۲۴ و تمامی در ختان صحرا خواهند دانست که من یهوه درخت بلند را پست میکنم و درخت پست را بلند میسازم و درخت سبز را خشک و درخت خشک را بارور میسازم من که یهوه هستم این را گفتهام و بجا خواهم آورد *
باب هجدهم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ شما چه کار دارید که این مَثَل را درباره زمین اسرائیل میزنید و میگویید پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کند گردید * ۳ خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قَسَم که بعد از این این مثل را در اسرائیل نخواهید آورد * ۴ اینک همهٔ جانها از آن منند چنانکه جان پدر است همچنین جان پسر نیز هردو آنها از آن من میباشند هر کسی که گناه ورزد او خواهد مرد * ۵ و اگر کسی عادل باشد و انصاف و عدالت را بعمل آورد * ۶ و بر کوهها نخورد و چشمان خود را بسوی بتهای خاندان اسرائیل برنیفرازد و زن همسایه خود را بیعصمت نکند و بزن حایض نزدیکی ننماید * ۷ و بر کسی ظلم نکند و گرو قرضدار را باو ردّ نماید و مال کسی را بغصب نبرد بلکه نان خود را بگرسنگان بدهد و برهنگان را بجامه بپوشاند * ۸ و نقد را بسود ندهد و ربح نگیرد بلکه دست خود را از ستم برداشته انصاف حقیقی را در میان مردمان اجرا دارد * ۹ و بفرایض من سلوک نموده و احکام مرا نگاه داشته براستی عمل نماید خداوند یهوه میفرماید که آن شخص عادل است و البتّه زنده خواهد ماند * ۱۰ امّا اگر او پسری ستمپیشه و خونریز تولید نماید که یکی از این کارها را بعمل آورد * ۱۱ و هیچکدام از آن اعمال نیکو را بعمل نیاورد بلکه بر کوهها نیز بخورد و زن همسایه خود را بیعصمت سازد * ۱۲ و بر فقیران و مسکینان ظلم نموده مال مردم را بغصب ببرد و گِروْ را پس ندهد بلکه چشمان خود را بسوی بتها برافراشته مرتکب رجاسات بشود * ۱۳ و نقد را بسود داده ربح گیرد آیا او زنده خواهد ماند البتّه او زنده نخواهد ماند و بسبب همهٔ رجاساتی که بجا آورده است خواهد مرد و خونش بر سرشخواهد بود * ۱۴ و اگر پسری تولید نماید که تمامی گناهان را که پدرش بجا میآورد دیده بترسد و مثل آنها عمل ننماید * ۱۵ و بر کوهها نخورد و چشمان خود را بسوی بتهای خاندان اسرائیل برنیفرازد و زن همسایه خویش را بیعصمت نکند * ۱۶ و بر کسی ظلم نکند و گرو نگیرد و مال احدی را بغصب نبرد بلکه نان خود را بگرسنگان دهد و برهنگان را بجامه پوشاند * ۱۷ و دست خود را از فقیران برداشته سود و ربح نگیرد و احکام مرا بجا آورده بفرایض من سلوک نماید او بسبب گناه پدرش نخواهد مرد بلکه البتّه زنده خواهد ماند * ۱۸ و امّا پدرش چونکه با برادران خود بشدّت ظلم نموده مال ایشان را غصب نمود و اعمال شنیع را در میان قوم خود بعمل آورد او البتّه بسبب گناهانش خواهد مرد * ۱۹ لیکن شما میگویید چرا چنین است آیا پسر متحمّل گناه پدرش نمیباشد اگر پسر انصاف و عدالت را بجا آورده تمامی فرایض مرا نگاه دارد و بآنها عمل نماید او البتّه زنده خواهد ماند * ۲۰ هر که گناه کند او خواهد مرد پسر متحمّل گناه پدرش نخواهد بود و پدر متحمّل گناه پسرش نخواهد بود عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شریر بر خودش خواهد بود * ۲۱ و اگر مرد شریر از همهٔ گناهانی که ورزیده باشد بازگشت نماید و جمیع فرایض مرا نگاه داشته انصاف و عدالت را بجا آورد او البتّه زنده مانده نخواهد مرد * ۲۲ تمامی تقصیرهائی که کرده باشد بضدّ او بیاد آورده نخواهد شد بلکه درعدالتی که کرده باشد زنده خواهد ماند * ۲۳ خداوند یهوه میفرماید آیا من از مردن مرد شریر مسرور میباشم نی بلکه از اینکه از رفتار خود بازگشت نموده زنده ماند * ۲۴ و اگر مرد عادل از عدالتش برگردد و ظلم نموده موافق همهٔ رجاساتی که شریران میکنند عمل نماید آیا او زنده خواهد ماند نی بلکه تمامی عدالت او که کرده است بیاد آورده نخواهد شد و در خیانتی که نموده و در گناهی که ورزیده است خواهد مرد * ۲۵ امّا شما میگویید که طریق خداوند موزون نیست پس حال ای خاندان اسرائیل بشنوید آیا طریق من غیر موزون است و آیا طریق شما غیر موزون نیست * ۲۶ چونکه مرد عادل از عدالتش برگردد و ظلم کند در آن خواهد مرد بسبب ظلمی که کرده است خواهد مرد * ۲۷ و چون مرد شریر را از شرارتی که کرده است بازگشت نماید و انصاف و عدالت را بجا آورد جان خود را زنده نگاه خواهد داشت * ۲۸ چونکه تعقّل نموده از تمامی تقصیرهائی که کرده بود بازگشت کرد البتّه زنده خواهد ماند و نخواهد مرد * ۲۹ لیکن شما ای خاندان اسرائیل میگویید که طریق خداوند موزون نیست ای خاندان اسرائیل آیا طریق من غیر موزون است و آیا طریق شما غیر موزون نیست * ۳۰ بنابراین خداوند یهوه میگوید ای خاندان اسرائیل من بر هریک از شما موافق رفتارش داوری خواهم نمود پس توبه کنید و از همهٔ تقصیرهای خود بازگشت نمایید تا گناه موجب هلاکت شما نشود * ۳۱ تمامی تقصیرهای خویش را که مرتکب آنهاشدهاید از خود دور اندازید و دل تازه و روح تازهای برای خود ایجاد کنید زیرا که ای خاندان اسرائیل برای چه بمیرید * ۳۲ زیرا خداوند یهوه میگوید من از مرگ آنکس که میمیرد مسرور نمیباشم پس بازگشت نموده زنده مانید *
باب نوزدهم
۱ پس تو این مرثیه را برای سروراناسرائیل بخوان * ۲ و بگو مادر تو چه بود او در میان شیران شیر ماده میخوابید و بچههای خود را در میان شیران ژیان میپرورد * ۳ و یکی از بچههای خود را تربیت نمود که شیر ژیان گردید و بدریدن شکار آموخته شد و مردمان را خورد * ۴ و چون امّتها خبر او را شنیدند در حفره ایشان گرفتار گردید و او را در غُلها بزمین مصر بردند * ۵ و چون مادرش دید که بعد از انتظار کشیدن امیدش بریده شد پس از بچههایش دیگری را گرفته او را شیری ژیان ساخت * ۶ و او در میان شیران گردش کرده شیر ژیان گردید و بدریدن شکار آموخته شده مردمان را خورد * ۷ و قصرهای ایشان را ویران و شهرهای ایشان را خراب نمود و زمین و هرچه در آن بود از آواز غرّش او تهی گردید * ۸ و امّتها از کشورها از هر طرف بر او هجوم آورده دام خود را بر او گسترانیدند که بحفره ایشان گرفتار شد * ۹ و او را در غُلْها کشیده در قفس گذاشتند و نزد پادشاه بابل بردند واو را در قلعهای نهادند تا آواز او دیگر بر کوههای اسرائیل مسموع نشود * ۱۰ مادر تو مثل درخت مَوْ مانند خودت نزد آبها غرس شده بسبب آبهای بسیار میوه آوردوشاخه بسیار داشت * ۱۱ و شاخههای قوّی برای عصاهای سلاطین داشت و قدّ آن در میان شاخههای پر برگ بحدّی بلند شد که از کثرت اغصانش ارتفاعش نمایان گردید * ۱۲ امّا بغضب کنده و بزمین انداخته شد و باد شرقی میوهاش را خشک ساخت و شاخههای قویاش شکسته و خشک گردیده آتش آنها را سوزانید * ۱۳ و الان در بیابان در زمین خشک و تشنه مغروس است * ۱۴ و آتش از عصاهای شاخههایش بیرون آمده میوهاش را سوزانید بنوعی که یک شاخه قوّی برای عصای سلاطین نمانده است این مرثیه است و مرثیه خواهد بود *
باب بیستم
۱ و در روز دهم ماه پنجم از سال هفتمبعضی از مشایخ اسرائیل بجهت طلبیدن خداوند آمدند و پیش من نشستند * ۲ آنگاه کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۳ ای پسر انسان مشایخ اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید آیا شما برای طلبیدن من آمدید خداوند یهوه میگوید بحیات خودم قَسَم که از شما طلبیده نخواهم شد * ۴ ای پسر انسان آیا بر ایشان حکم خواهی کرد آیا بر ایشان حکم خواهی کرد پس رجاسات پدران ایشان را بدیشان بفهمان * ۵ و بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید در روزی که اسرائیل را برگزیدم و دست خود را برای ذریت خاندان یعقوب برافراشتم و خود را بایشان در زمین مصر معروف ساختم و دست خود را برای ایشان برافراشته گفتم من یهوه خدایشما هستم * ۶ در همان روز دست خود را برای ایشان برافراشتم که ایشان را از زمین مصر بزمینی که برای ایشان بازدید کرده بودم بیرون آورم زمینی که بشیر و شهد جاری است و فخر همهٔ زمینها میباشد * ۷ و بایشان گفتم هر کس از شما رجاسات چشمان خود را دور کند و خویشتن را ببتهای مصر نجس نسازد زیرا که من یهوه خدای شما هستم * ۸ امّا ایشان از من عاصی شده نخواستند که بمن گوش گیرند و هر کس از ایشان رجاسات چشمان خود را دور نکرد و بتهای مصر را ترک ننمود آنگاه گفتم که خشم خود را بر ایشان خواهم ریخت و غضب خویش را در میان زمین مصر بر ایشان باتمام خواهم رسانید * ۹ لیکن محض خاطر اسم خود عمل نمودم تا آن در نظر امّتهائی که ایشان در میان آنها بودند و در نظر آنها خود را ببیرون آوردن ایشان از زمین مصر بایشان شناسانیدم بیحرمت نشود * ۱۰ پس ایشان را از زمین مصر بیرون آورده ببیابان رسانیدم * ۱۱ و فرایض خویش را بایشان دادم و احکام خود را که هر که بآنها عمل نماید بآنها زنده خواهد ماند بایشان تعلیم دادم * ۱۲ و نیز سَبَّتهای خود را بایشان عطا فرمودم تا علامتی در میان من و ایشان بشود و بدانند که من یهوه هستم که ایشان را تقدیس مینمایم * ۱۳ لیکن خاندان اسرائیل در بیابان از من عاصی شده در فرایض من سلوک ننمودند و احکام مرا که هر که بآنها عمل نماید از آنها زنده ماند خوار شمردند و سَبَّتهایم را بسیار بیحرمت نمودند آنگاه گفتم که خشم خود را برایشان ریخته ایشان را در بیابان هلاک خواهم ساخت * ۱۴ لیکن محض خاطر اسم خود عمل نمودم تا آن بنظر امّتهائی که ایشان را بحضور آنها بیرون آوردم بیحرمت نشود * ۱۵ و من نیز دست خود را برای ایشان در بیابان برافراشتم که ایشان را بزمینی که بایشان داده بودم داخل نسازم زمینی که بشیر و شهد جاری است و فخر تمامی زمینها میباشد * ۱۶ زیرا که احکام مرا خوار شمردند وبه فرایضم سلوک ننمودند و سَبَّتهای مرا بیحرمت ساختند چونکه دل ایشان ببتهای خود مایل میبود * ۱۷ لیکن خشم من بر ایشان رقّت نموده ایشان را هلاک نساختم و ایشان را در بیابان نابود ننمودم * ۱۸ و بپسران ایشان در بیابان گفتم بفرایض پدران خود سلوک منمایید و احکام ایشان را نگاه مدارید و خویشتن را ببتهای ایشان نجس مسازید * ۱۹ من یهوه خدای شما هستم پس بفرایض من سلوک نمایید و احکام مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید * ۲۰ و سَبَّتهای مرا تقدیس نمایید تا در میان من و شما علامتی باشد و بدانید که من یهوه خدای شما هستم * ۲۱ لیکن پسران از من عاصی شده بفرایض من سلوک ننمودند و احکام مرا که هر که آنها را بجا آورد از آنها زنده خواهد ماند نگاه نداشتند و بآنها عمل ننمودند و سَبَّتهای مرا بیحرمت ساختند آنگاه گفتم که خشم خود را بر ایشان ریخته غضب خویش را بر ایشان در بیابان باتمام خواهم رسانید * ۲۲ لیکن دست خود را برگردانیده محض خاطر اسم خود عمل نمودم تا آن بنظر امّتهائی که ایشان را بحضور آنهابیرون آوردم بیحرمت نشود * ۲۳ و من نیز دست خود را برای ایشان در بیابان برافراشتم که ایشان را در میان امّتها پراکنده نمایم و ایشان را در کشورها متفرّق سازم * ۲۴ زیرا که احکام مرا بجا نیاوردند و فرایض مرا خوار شمردند و سَبَّتهای مرا بیحرمت ساختند و چشمان ایشان بسوی بتهای پدران ایشان نگران میبود * ۲۵ بنابراین من نیز فرایضی را که نیکو نبود و احکامی را که از آنها زنده نمانند بایشان دادم * ۲۶ و ایشان را بهدایای ایشان که هر کس را که رَحِم را میگشود از آتش میگذرانیدند نجس ساختم تا ایشان را تباه سازم و بدانند که من یهوه هستم * ۲۷ بنابراین ای پسر انسان خاندان اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید در این دفعه نیز پدران شما خیانت کرده بمن کفر ورزیدند * ۲۸ زیرا که چون ایشان را بزمینی که دست خود را برافراشته بودم که آن را بایشان بدهم در آوردم آنگاه بهر تلّ بلند و هر درخت کَشَن نظر انداختند و ذبایح خود را در آنجا ذبح نمودند و قربانیهای غضبانگیز خویش را گذرانیدند و در آنجا هدایای خوشبوی خود را آوردند و در آنجا هدایای ریختنی خود را ریختند * ۲۹ و بایشان گفتم این مکان بلند که شما بآن میروید چیست پس اسم آن تا امروز بامَه خوانده میشود * ۳۰ بنابراین بخاندان اسرائیل بگو خداوند یهوه چنین میفرماید آیا شما برفتار پدران خود خویشتن را نجس میسازید و رجاساتایشان را پیروی نموده زنا میکنید * ۳۱ و هدایای خود را آورده پسران خویش را از آتش میگذرانید و خویشتن را از تمامی بتهای خود تا امروز نجس میسازید پس ای خاندان اسرائیل آیا من از شما طلبیده بشوم خداوند یهوه میفرماید بحیات خودم قَسَم که از شما طلبیده نخواهم شد * ۳۲ و آنچه بخاطر شما خطور میکند هرگز واقع نخواهد شد که خیال میکنید مثل امّتها و مانند قبایل کشورها گردیده بتهای چوب و سنگ را عبادت خواهید نمود * ۳۳ زیرا خداوند یهوه میفرماید بحیات خودم قسم که هرآینه با دست قوّی و بازوی برافراشته و خشم ریخته شده بر شما سلطنت خواهم نمود * ۳۴ و شما را از میان امّتها بیرون آورده بدست قوّی و بازوی برافراشته و خشم ریخته شده از زمینهائی که در آنها پراکنده شدهاید جمع خواهم نمود * ۳۵ و شما را ببیابان امّتها در آورده در آنجا بر شما روبرو داوری خواهم نمود * ۳۶ و خداوند یهوه میگوید چنانکه بر پدران شما در بیابان زمین مصر داوری نمودم همچنین بر شما داوری خواهم نمود * ۳۷ و شما را زیر عصا گذرانیده ببند عهد درخواهم آورد * ۳۸ و آنانی را که متمرّد شده و از من عاصی گردیدهاند از میان شما جدا خواهم نمود و ایشان را از زمین غربت ایشان بیرون خواهم آورد لیکن بزمین اسرائیل داخل نخواهند شد و خواهید دانست که من یهوه هستم * ۳۹ امّا بشما ای خاندان اسرائیل خداوند یهوه چنین میگوید همهٔ شما نزد بتهای خود رفته آنها را عبادت کنید لیکن بعد از این البتّه مرا گوش خواهید داد و اسم قدّوس مرادیگر با هدایا و بتهای خود بیعصمت نخواهید ساخت * ۴۰ زیرا خداوند یهوه میفرماید در کوه مقدّس من بر کوه بلند اسرائیل تمام خاندان اسرائیل جمیعاً در آنجا مرا عبادت خواهند کرد و در آنجا از ایشان راضی شده ذبایح جنبانیدنی شما و نوبرهای هدایای شما را با تمامی موقوفات شما خواهم طلبید * ۴۱ و چون شما را از امّتها بیرون آورم و شما را از زمینهائی که در آنها پراکنده شدهاید جمع نمایم آنگاه هدایای خوشبوی شما را از شما قبول خواهم کرد و بنظر امّتها در میان شما تقدیس کرده خواهم شد * ۴۲ و چون شما را بزمین اسرائیل یعنی بزمینی که دربارهاش دست خود را برافراشتم که آن را بپدران شما بدهم بیاورم آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم * ۴۳ و در آنجا طریقهای خود و تمامی اعمال خویش را که خویشتن را بآنها نجس ساختهاید بیاد خواهید آورد و از همهٔ اعمال قبیح که کردهاید خویشتن را بنظر خود مکروه خواهید داشت * ۴۴ و ای خاندان اسرائیل خداوند یهوه میفرماید هنگامی که با شما محض خاطر اسم خود و نه بسزای رفتار قبیح شما و نه موافق اعمال فاسد شما عمل نموده باشم آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم * ۴۵ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۴۶ ای پسر انسان روی خود را بسوی جنوب متوجّه ساز و بسمت جنوب تکلّم نما و بر جنگل صحرای جنوب نبوّت کن * ۴۷ و بآن جنگل جنوب بگو کلام خداوند را بشنو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من آتشی در تو میافروزم که هر درخت سبز و هر درخت خشک را در تو خواهد سوزانید و لهیب ملتهب آن خاموش نخواهد شد و همهٔ رویها از جنوب تاشمال از آن سوخته خواهد شد * ۴۸ و تمامی بشر خواهند فهمید که من یهوه آن را افروختهام تا خاموشی نپذیرد * ۴۹ و من گفتم آه ای خداوند یهوه ایشان درباره من میگویند آیا او مثلها نمیآورد *
باب بیست و یکم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان روی خود را بسوی اورشلیم بدار و بمکانهای بلند مقدّس تکلّم نما و بزمین اسرائیل نبوّت کن * ۳ و بزمین اسرائیل بگو خداوند چنین میفرماید اینک من بضدّ تو هستم و شمشیر خود را از غلافش کشیده عادلان و شریران را از میان تو منقطع خواهم ساخت * ۴ و چونکه عادلان و شریران را از میان تو منقطع میسازم بنابراین شمشیر من بر تمامی بشر از جنوب تا شمال از غلافش بیرون خواهد آمد * ۵ و تمامی بشر خواهند فهمید که من یهوه شمشیر خود را از غلافش بیرون کشیدم تا باز بآن برنگردد * ۶ پس تو ای پسر انسان آه بکش با شکستگی کمر و مرارت سخت بنظر ایشان آه بکش * ۷ و اگر بتو گویند که چرا آه میکشی بگو بسبب آوازهای که میآید زیرا که همهٔ دلها گداخته و تمامی دستها سست گردیده و همهٔ جانها کاهیده و جمیع زانوها مثل آب بیتاب خواهد شد خداوند یهوه میگوید همانا آن میآید و بوقوع خواهد پیوست * ۸ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۹ ای پسر انسان نبوّت کرده بگو خداوند چنین میفرماید بگو که شمشیرْ شمشیرْ تیز شده و نیز صیقلی گردیده است * ۱۰ تیز شده است تا کشتار نماید و صیقلی گردیده تا برّاق شود پس آیا ماشادی نماییم عصای پسر من همهٔ درختان را خوار میشمارد * ۱۱ و آن برای صیقلی شدن داده شد تا آن را بدست گیرند و این شمشیر تیز شده و صیقلی گردیده است تا بدست قاتل داده شود * ۱۲ ای پسر انسان فریاد برآور و وِلْوِله نما زیرا که این بر قوم من و بر جمیع سروران اسرائیل وارد میآید ترسها بسبب شمشیر بر قوم من عارض شده است لهذا بر ران خود دست بزن * ۱۳ زیرا که امتحان است و چه خواهد بود اگر عصائی که دیگران را خوار میشمارد دیگر نباشد قول خداوند یهوه این است * ۱۴ و تو ای پسر انسان نبوّت کن و دستهای خود را بهم بزن و شمشیر دفعه سوّم تکرار بشود شمشیر مقتولان است شمشیر آن مقتول عظیم که ایشان را احاطه میکند * ۱۵ شمشیر بُرندهای بضدّ همهٔ دروازههای ایشان قرار دادم تا دلها گداخته شود و هلاکتها زیاده شود آه شمشیر برّاق گردیده و برای کشتار تیز شده است * ۱۶ جمع شده بجانب راست برو و آراسته گردیده بجانب چپ توجّه نما بهر طرف که رخسارهایت متوجّه میباشد * ۱۷ و من نیز دستهای خود را بهم خواهم زد و حدّت خشم خویش را ساکن خواهم گردانید من یهوه هستم که تکلّم نمودهام * ۱۸ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۹ و تو ای پسر انسان دو راه بجهت خود تعیین نما تا شمشیر پادشاه بابل از آنها بیاید هر دو آنها از یک زمین بیرون میآید و علامتی بر پا کن آن را بر سر راه شهر بر پا نما * ۲۰ راهی تعیین نما تا شمشیر برَبَّه بنی عَمَّوُن و بیهودا در اورشلیم مُنیع بیاید * ۲۱ زیرا که پادشاه بابل بر شاهراه بسر دو راه ایستاده است تا تفأّل زند و تیرها را بهم زده از ترافیم سؤال میکند و بجگر مینگرد * ۲۲ به دست راستش تَفَأُّلِ اورشلیم است تا منجنیقها بر پا کند و دهان را برای کشتار بگشاید و آواز را بگلبانگ بلند نماید و منجنیقها بر دروازهها بر پا کند و سنگرها بسازد و برجها بنا نماید * ۲۳ لیکن در نظر ایشان که قَسَم برای آنها خوردهاند تفأّل باطل مینماید و او گناه ایشان را بیاد میآورد تا گرفتار شوند * ۲۴ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید چونکه شما تقصیرهای خویش را منکشف ساخته و خطایای خود را در همهٔ اعمال خویش ظاهر نموده عصیان خود را یاد آورانیدید پس چون بیاد آورده شدید دستگیر خواهید شد * ۲۵ و تو ای رئیس شریر اسرائیل که بزخم مهلک مجروح شدهای و اجل تو در زمان عقوبت آخر رسیده است * ۲۶ خداوند یهوه چنین میگوید عمامه را دور کن و تاج را بردار چنین نخواهد ماند آنچه را که پست است بلند نما و آنچه را که بلند است پست کن * ۲۷ و من آن را سرنگون سرنگون سرنگون خواهم ساخت و این دیگر واقع نخواهد شد تا آنکس بیاید که حقّ او میباشد و من آن را بوی عطا خواهم نمود * ۲۸ و تو ای پسر انسان نبّوت کرده بگو خداوند یهوه درباره بنیعمّون و سرزنش ایشان چنین میفرماید بگو که شمشیر شمشیر برای کشتار کشیده شده است و بغایت صیقلی گردیده تا برّاق بشود * ۲۹ چونکه برای تو رؤیای باطل دیدهاند و برای تو تفأّل دروغ زدهاند تا تو را بر گردنهای مقتولان شریر بگذارند که اجل ایشان در زمان عقوبت آخر رسیده است * ۳۰ لهذا آن را بغلافش برگردان و بر تو در مکانی که آفریده شدهای و در زمینی که تولّد یافتهای داوری خواهم نمود * ۳۱ و خشم خود را بر تو خواهمریخت و آتش غیظ خود را بر تو خواهم دمید و تو را بدست مردان وحشی که برای هلاک نمودن چالاکند تسلیم خواهم نمود * ۳۲ و تو برای آتش هیزم خواهی شد و خونت در آن زمین خواهد ماند پس بیاد آورده نخواهی شد زیرا من که یهوه هستم تکلّم نمودهام *
باب بیست و دوم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان آیا داوری خواهی نمود آیا بر شهر خونریز داوری خواهی نمود پس آن را از همهٔ رجاساتش آگاه ساز * ۳ و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید ای شهری که خون را در میان خودت میریزی تا اجل تو برسد ای که بتها را بضدّ خود ساخته خویشتن را نجس نمودهای * ۴ به سبب خونی که ریختهای مجرم شدهای و بسبب بتهائی که ساختهای نجس گردیدهای لهذا اجل خویش را نزدیک آورده بانتهای سالهای خود رسیدهای لهذا تو را نزد امّتها عار و نزد جمیع کشورها مسخره گردانیدهام * ۵ ای پلید نام و ای پر فتنه آنانی که بتو نزدیک و آنانی که از تو دورند بر تو سُخریه خواهند نمود * ۶ اینک سرورانِ اسرائیل هر کس بقدر قوّت خویش مرتکب خونریزی در میان تو میبودند * ۷ پدر و مادر را در میان تو اهانت نمودند و غریبان را در میان تو مظلوم ساختند و بر یتیمان و بیوهزنان در میان تو ستم نمودند * ۸ و تو مَقْدَسهای مرا خوار شمرده سَبَّتهای مرا بیعصمت نمودی * ۹ و بعضی در میان تو بجهت ریختن خون نمّامی مینمودند و بر کوهها در میان تو غذا میخوردند و در میان تو مرتکب قباحت میشدند * ۱۰ و عورت پدران را در میان تومنکشف میساختند و زنان حایض را در میان تو بیعصمت مینمودند * ۱۱ یکی در میان تو با زن همسایه خود عمل زشت نمود و دیگری عروس خویش را بجور بیعصمت کرد و دیگری خواهرش یعنی دختر پدر خود را ذلیل ساخت * ۱۲ و در میان تو بجهت ریختن خون رشوه خوردند و سود و ربح گرفتند و تو مال همسایه خود را بزور غصب کردی و مرا فراموش نمودی قول خداوند یهوه این است * ۱۳ لهذا هان من بسبب حرص تو که مرتکب آن شدهای و بسبب خونی که در میان خودت ریختهای دستهای خود را بهم میزنم * ۱۴ پس در ایامی که من بتو مکافات رسانم آیا دلت قوی و دستهایت محکم خواهد بود من که یهوه هستم تکلّم نمودم و بعمل خواهم آورد * ۱۵ و تو را در میان امّتها پراکنده و در میان کشورها متفرّق ساخته نجاسات تو را از میانت نابود خواهم ساخت * ۱۶ و بنظر امّتها بیعصمت خواهی شد و خواهی دانست که من یهوه هستم * ۱۷ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۸ ای پسر انسان خاندان اسرائیل نزد من دُرْد شدهاند و جمیع ایشان مس و روی و آهن و سرب در میان کوره و دُرْد نقره شدهاند * ۱۹ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید چونکه همگی شما دُرْد شدهاید لهذا من شما را در میان اورشلیم جمع خواهم نمود * ۲۰ چنانکه نقره و مس و آهن و سرب و روی را در میان کوره جمع کرده آتش بر آنها میدمند تا گداخته شود همچنان من شما را در غضب و حدّت خشم خویش جمع کرده در آن خواهم نهاد و شما را خواهم گداخت * ۲۱ و شما را جمع کرده آتش غضب خود را بر شما خواهم دمید که در میانش گداخته شوید * ۲۲ چنانکه نقره در میان کوره گداخته میشود همچنان شما در میانش گداخته خواهید شد و خواهید دانست که من یهوه حدّت خشم خویش را بر شما ریختهام * ۲۳ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲۴ ای پسر انسان او را بگو تو زمینی هستی که طاهر نخواهی شد و باران در روز غضب بر تو نخواهد بارید * ۲۵ فتنه انبیای آن در میانش میباشد ایشان مثل شیر غرّان که شکار را میدرد جانها را میخورند و گنجها و نفایس را میبرند و بیوهزنان را در میانش زیاد میسازند * ۲۶ کاهنانش بشریعت من مخالفت ورزیده موقوفات مرا حلال میسازند و در میان مقدّس و غیر مقدّس تمیز نمیدهند و در میان نجس و طاهر فرق نمیگذارند و چشمان خود را از سَبَّتهای من میپوشانند و من در میان ایشان بیحرمت گردیدهام * ۲۷ سرورانش مانند گرگان درنده خون میریزند و جانها را هلاک مینمایند تا سود ناحقّ ببرند * ۲۸ و انبیایش ایشان را بگِلِ ملاط اندود نموده رؤیاهای باطل میبینند و برای ایشان تفأّل دروغ زده میگویند که خداوند یهوه چنین گفته است با آنکه یهوه تکلّم ننموده * ۲۹ و قوم زمین بشدّت ظلم نموده و مال یکدیگر را غصب کردهاند و بر فقیران و مسکینان جفا نموده غریبان را ببیانصافی مظلوم ساختهاند * ۳۰ و من در میان ایشان کسی را طلبیدم که دیوار را بنا نماید و برای زمین بحضور من در شکاف بایستد تا آن را خراب ننمایم امّا کسی را نیافتم * ۳۱ پس خداوند یهوه میگوید خشم خود را بر ایشان ریختهام و ایشان را بآتش غضب خویش هلاک ساخته طریق ایشان را بر سر ایشان وارد آوردهام *
باب بیست و سوم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان دو زن دختر یک مادر بودند * ۳ و ایشان در مصر زنا کرده در جوانی خود زناکار شدند در آنجا سینههای ایشان را مالیدند و پستانهای بکارت ایشان را افشردند * ۴ و نامهای ایشان بزرگتر اُهُوله و خواهر او اُهُولِیبَه بود و ایشان از آن من بوده پسران و دختران زاییدند و امّا نامهای ایشان اُهُوله سامره میباشد و اُهُولِیبَه اورشلیم * ۵ و اُهُوله از من رو تافته زنا نمود و بر محبّان خود یعنی بر آشوریان که مجاور او بودند عاشق گردید * ۶ کسانی که بآسمانجونی ملبّس بودند حاکمان و سرداران که همهٔ ایشان جوانان دلپسند و فارسان اسب سوار بودند * ۷ و بایشان یعنی بجمیع برگزیدگان بنی آشور فاحشگی خود را بذل نمود و خود را از جمیع بتهای آنانی که بر ایشان عاشق میبود نجس میساخت * ۸ و فاحشگی خود را که در مصر مینمود ترک نکرد زیرا که ایشان در ایام جوانیاش با او همخواب میشدند و پستانهای بکارت او را افشرده زناکاری خود را بر وی میریختند * ۹ لهذا من او را بدست عاشقانش یعنی بدست بنی آشور که او بر ایشان عشق میورزید تسلیم نمودم * ۱۰ که ایشان عورت او را منکشف ساخته پسران و دخترانش را گرفتند و او را بشمشیر کشتند که در میان زنان عبرت گردید و بر وی داوری نمودند * ۱۱ و چون خواهرش اُهُوْلِیبَه این را دید در عشقبازی خویش از او زیادتر فاسد گردید و بیشتر از زناکاری خواهرش زنا نمود * ۱۲ و بر بنی آشور عاشق گردید که جمیع ایشان حاکمان و سرداران مجاور او بودند و ملبّس بآسمانجونیو فارسان اسب سوار و جوانان دلپسند بودند * ۱۳ و دیدم که او نیز نجس گردیده و طریق هردو ایشان یک بوده است * ۱۴ پس زناکاری خود را زیاد نمود زیرا صورتهای مردان که بر دیوارها نقش شده بود یعنی تصویرهای کلدانیان را که بشَنْجَرف کشیده شده بود دید * ۱۵ که کمرهای ایشان بکمربندها بسته و عمامهای رنگارنگ بر سر ایشان پیچیده بود و جمیع آنها مانند سرداران و بشبیه اهل بابل که مولد ایشان زمین کلدانیان است بودند * ۱۶ و چون چشم او بر آنها افتاد عاشق ایشان گردید و رسولان نزد ایشان بزمین کلدانیان فرستاد * ۱۷ و پسران بابل نزد وی در بستر عشق بازی درآمده او را از زناکاری خود نجس ساختند پس چون خود را از ایشان نجس یافت طبع وی از ایشان متنفّر گردید * ۱۸ و چون که زناکاری خود را آشکار کرد و عورت خود را منکشف ساخت جان من از او متنفّر گردید چنانکه جانم از خواهرش متنفّر شده بود * ۱۹ امّا او ایام جوانی خود را که در آنها در زمین مصر زنا کرده بود بیاد آورده باز زناکاری خود را زیاد نمود * ۲۰ و بر معشوقههای ایشان عشق ورزید که گوشت ایشان مثل گوشت الاغان و نطفه ایشان چون نطفه اسبان میباشد * ۲۱ و قباحت جوانی خود را حینی که مصریان پستانهایت را بخاطر سینههای جوانیات افشردند بیاد آوردی * ۲۲ بنابراین ای اُهُوْلِیبَه خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من عاشقانت را که جانت از ایشان متنفّر شده است بضدّ تو برانگیزانیده ایشان را از هر طرف برتو خواهم آورد * ۲۳ یعنی پسران بابل و همهٔ کلدانیان را از فَقُود و شُوع و قُوع و همهٔ پسران آشور را همراه ایشان که جمیع ایشان جوانان دلپسند و حاکمان و والیان وسرداران و نامداران هستند و تمامی ایشان اسب سوارند * ۲۴ و با اسلحه و کالسکهها و ارابهها و گروه عظیمی بر تو خواهند آمد و با مِجَّنها و سپرها و خُودها تو را احاطه خواهند نمود و من داوری تو را بایشان خواهم سپرد تا تو را بر حسب احکام خود داوری نمایند * ۲۵ و من غیرت خود را بضدّ تو خواهم برانگیخت تا با تو بغضب عمل نمایند و بینی و گوشهایت را خواهند برید و بقیه تو با شمشیر خواهند افتاد و پسران و دخترانت را خواهند گرفت و بقیه تو بآتش سوخته خواهند شد * ۲۶ و لباس تو را از تو کنده زیورهای زیبائی تو را خواهند برد * ۲۷ پس قباحت تو و زناکاریات را که از زمین مصر آوردهای از تو نابود خواهم ساخت و چشمان خود را بسوی ایشان بر نخواهی افراشت و دیگر مصر را بیاد نخواهی آورد * ۲۸ زیرا خداوند یهوه چنین میگوید اینک تو را بدست آنانی که از ایشان نفرت داری و بدست آنانی که جانت از ایشان متنفّر است تسلیم خواهم نمود * ۲۹ و با تو از راه بغض رفتار نموده تمامی حاصل تو را خواهند گرفت و تو را عریان و برهنه وا خواهم گذاشت تا آنکه برهنگی زناکاری تو و قباحت و فاحشهگری تو ظاهر شود * ۳۰ و این کارها را بتو خواهم کرد از این جهت که در عقب امّتها زنا نموده خویشتن را از بتهای ایشان نجس ساختهای * ۳۱ و چونکه بطریق خواهر خود سلوک نمودی جام او را بدست تو خواهم داد * ۳۲ و خداوند یهوه چنین میفرماید جام عمیق و بزرگ خواهر خود را خواهی نوشید و محّل سخریه و استهزا خواهی شد که متحمّل آن نتوانی شد * ۳۳ و از مستی و حزن پر خواهی شد از جام حیرت و خرابی یعنی از جام خواهرتسامره * ۳۴ و آن را خواهی نوشید و تا تَه خواهی آشامید و خوردههای آن را خواهی خایید و پستانهای خود را خواهی کَند زیرا خداوند یهوه میگوید که من این را گفتهام * ۳۵ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید چونکه مرا فراموش کردی و مرا پشت سر خود انداختی لهذا تو نیز متحمّل قباحت و زناکاری خود خواهی شد * ۳۶ و خداوند مرا گفت ای پسر انسان آیا براهوله و اهولیبه داوری خواهی نمود بلکه ایشان را از رجاسات ایشان آگاه ساز * ۳۷ زیرا که زنا نمودهاند و دست ایشان خون آلود است و با بتهای خویش مرتکب زنا شدهاند و پسران خود را نیز که برای من زاییده بودند بجهت آنها از آتش گذرانیدهاند تا سوخته شوند * ۳۸ و علاوه بر آن این را هم بمن کردهاند که در همانروز مَقْدَس مرا بیعصمت کرده سَبَّتهای مرا بیحرمت نمودهاند * ۳۹ زیرا چون پسران خود را برای بتهای خویش ذبح نموده بودند در همان روز بمَقْدَس من داخل شده آن را بیعصمت نمودند و هان این عمل را در خانه من بجا آوردند * ۴۰ بلکه نزد مردانی که از دور آمدند فرستادید که نزد ایشان قاصدی فرستاده شد و چون ایشان رسیدند خویشتن را برای ایشان غسل دادی و سرمه بچشمانت کشیدی و خود را بزیورهایت آرایش دادی * ۴۱ و بر بستر فاخری که سفره پیش آن آماده بود نشسته بُخور و روغن مرا بر آن نهادی * ۴۲ و در آن آوازِ گروه عیاشان مسموع شد و همراه آن گروه عظیم صابیان از بیابان آورده شدند که دستبندها بر دستها و تاجهای فاخر بر سر هر دو آنها گذاشتند * ۴۳ و من دربارهٔ آن زنی که درزناکاری فرسوده شده بود گفتم آیا ایشان الان با او زنا خواهند کرد و او با ایشان * ۴۴ و باو درآمدند بنهجی که نزد فاحشهها درمیآیند همچنان بآن دو زن قباحت پیشه یعنی اُهُوَله و اُهُولِیبه درآمدند * ۴۵ پس مردان عادل بر ایشان قصاص زنان زناکار و خونریز را خواهند رسانید زیرا که ایشان زانیه میباشند و دست ایشان خونآلود است * ۴۶ زیرا خداوند یهوه چنین میفرماید من گروهی بضدّ ایشان خواهم برانگیخت و ایشان را مشوّش ساخته بتاراج تسلیم خواهم نمود * ۴۷ و آن گروه ایشان را بسنگها سنگسار نموده بشمشیرهای خود پاره خواهند کرد و پسران و دختران ایشان را کشته خانههای ایشان را بآتش خواهند سوزانید * ۴۸ و قباحت را از زمین نابود خواهم ساخت پس جمیع زنان متنبّه خواهند شد که مثل شما مرتکب قباحت نشوند * ۴۹ و سزای قباحت شما را بر شما خواهند رسانید و متحمّل گناهان بتهای خویش خواهید شد و خواهید دانست که من خداوند یهوه میباشم *
باب بیست و چهارم
۱ و در روز دهم ماه دهم از سال نهم کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان اسم امروز را برای خود بنویس اسم همین روز را زیرا که در همین روز پادشاه بابل بر اورشلیم هجوم آورد * ۳ و برای این خاندان فتنهانگیز مَثَلی آورده بایشان بگو خداوند یهوه چنین میگوید دیگ را بگذار آن را بگذار و آب نیز در آن بریز * ۴ قطعههایش یعنی هر قطعه نیکو و ران و دوش را در میانش جمع کن و از بهترین استخوانها آن را پر ساز * ۵ و بهترین گوسفندان را بگیر و استخوانها را زیرش دسته کرده آن را خوب بجوشان تا استخوانهائی که در اندرونش هست پخته شود * ۶ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید وای برآن شهر خونریز وای بر آن دیگی که زنگش در میانش است و زنگش از میانش در نیامده است آن را بقطعههایش بیرون آور و قرعه بر آن انداخته نشود * ۷ زیرا خونی که ریخت در میانش میباشد آن را بر صخره صاف نهاد و بر زمین نریخت تا از خاک پوشانیده شود * ۸ من خون او را بر صخره صاف نهادم که پنهان نشود تا آنکه حدّت خشم را برانگیخته انتقام بکشم * ۹ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید وای بر آن شهر خونریز من نیز توده هیزم را بزرگ خواهم ساخت * ۱۰ هیزم زیاد بیاور و آتش بیفروز و گوشت را مهیا ساز و ادویهجات در آن بریز و استخوانها سوخته بشود * ۱۱ پس آن را بر اخگر خالی بگذار تا تابیده شده مِسَش سوخته گردد و نجاستش در آن گداخته شود و زنگش نابود گردد * ۱۲ او از مشقّتها خسته گردید امّا زنگ بسیارش از وی بیرون نیامد پس زنگش در آتش بشود * ۱۳ در نجاسات تو قباحت است چونکه تو را تطهیر نمودم امّا طاهر نشدی لهذا تا غضب خود را بر تـو باتمـام نرسانـم دیگـر از نجاسـت خـود طاهر نخواهـی شـد * ۱۴ مـن که یهـوه هستـم این را گفتهام و بوقوع خواهـد پیوست و آن را بجا خواهـم آورد پس خداونـد یهـوه میگوید دست نخواهم برداشت و شفقت نخواهم نمود و پشیمان نخواهم شد و بر حسب رفتارت و بر وفق اعمالت بر تو داوری خواهند کرد * ۱۵ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۶ ای پسر انسان اینک من آرزوی چشمانت را بَغْتَةً از تو خواهم گرفت ماتم و گریه منما و اشک از چشمت جاری نشود * ۱۷ آه بکش و خاموش شو و برای مرده ماتم مگیر بلکه عمامه بر سرت بپیچ و کفش بپایت بکن و شاربهایت را مپوشان و طعام مرده را مخور * ۱۸ پس بامدادان با قوم تکلّم نمودم و وقت عصر زن من مُرد و صبحگاهان بنهجی که مأمور شده بودم عمل نمودم * ۱۹ و قوم بمن گفتند آیا ما را خبر نمیدهی که این کارهائی که میکنی بما چه نسبت دارد * ۲۰ ایشان را جواب دادم که کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲۱ به خاندان اسرائیل بگو خداوند یهوه چنین میفرماید که هان من مَقْدَس خود را که فخر جلال شما و آرزوی چشمان شما و لذّت جانهای شما است بیعصمت خواهم نمود و پسران و دختران شما که ایشان را ترک خواهید کرد بشمشیر خواهند افتاد * ۲۲ و بنهجی که من عمل نمودم شما عمل خواهید نمود شاربهای خود را نخواهید پوشانید و طعام مردگان را نخواهید خورد * ۲۳ عمامههای شما بر سر و کفشهای شما در پایهای شما بوده ماتم و گریه نخواهید کرد بلکه بسبب گناهان خود کاهیده شده بسوی یکدیگر آه خواهید کشید * ۲۴ و حزقیال برای شما آیتی خواهد بود موافق هر آنچه او کرد شما عمل خواهید نمود و حینی که این واقع شود خواهید دانست که من خداوند یهوه میباشم * ۲۵ و امّا تو ای پسر انسان در روزی که من قوّت و سرور فخر و آرزوی چشمان و رفعتجانهای ایشان یعنی پسران و دختران ایشان را از ایشان گرفته باشم آیا واقع نخواهد شد * ۲۶ که در آن روز هر که رهائی یابد نزد تو آمده این را بسمع تو خواهد رسانید *
۲۷ پس در آن روز دهانت برای آنانی که رهائی یافتهاند باز خواهد شد و متکلّم شده دیگر گنگ نخواهی بود و برای ایشان آیتی خواهی بود و خواهند دانست که من یهوه میباشم *باب بیست و پنجم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان نظر خود را بر بنیعَمُّون بدار و بضدّ ایشان نبوّت نما * ۳ و ببنیعمّون بگو کلام خداوند یهوه را بشنوید خداوند یهوه چنین میفرماید چونکه دربارهٔ مَقْدَسِ من حینی که بیعصمت شد و دربارهٔ زمین اسرائیل حینی که ویران گردید و دربارهٔ خاندان یهودا حینی که باسیری رفتند هَه گفتی * ۴ بنابراین همانا من تو را ببنی مشرق تسلیم میکنم تا در تو تصرّف نمایند و خیمههای خود را در میان تو زده مسکنهای خویش را در تو بر پا خواهند نمود * ۵ و ایشان میوه تو را خواهند خورد و شیر تو را خواهند نوشید و رَبَّه را آرامگاه شتران و زمین بنی عَمُّون را خوابگاه گلهها خواهم گردانید و خواهید دانست که من یهوه هستم * ۶ زیرا خداوند یهوه چنین میگوید چونکه تو بر زمین اسرائیل دستک میزنی و پا بر زمین میکوبی و بتمامی کینه دل خود شادی مینمائی * ۷ بنابراین هان من دست خود را بر تودراز خواهم کرد و تو را تاراج امّتها خواهم ساخت و تو را از میان قومها منقطع ساخته از میان کشورها نابود خواهم ساخت و چون تو را هلاک ساخته باشم آنگاه خواهی دانست که من یهوه هستم * ۸ خداوند یهوه چنین میگوید چونکه موآب و سَعیر گفتهاند که اینک خاندان اسرائیل مانند جمیع امّتها میباشند * ۹ بنابراین اینک من حدود موآب را از شهرها یعنی از شهرهای حدودش که فخر زمین میباشد یعنی بیت یشیموت و بَعْل مَعُون و قریه تایم مفتوح خواهم ساخت * ۱۰ برای بنی مشرق آن را با بنی عَمّْون مفتوح خواهم ساخت و بتصرّف ایشان خواهم داد تا بنی عمّون دیگر در میان امّتها مذکور نشوند * ۱۱ و بر موآب داوری خواهم نمود و خواهند دانست که من یهوه میباشم * ۱۲ خداوند یهوه چنین میگوید از این جهت که ادوم از خاندان یهودا انتقام کشیدهاند و در انتقام کشیدن از ایشان خطائی عظیم ورزیدهاند * ۱۳ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید دست خود را براَدُوم دراز کرده انسان و بهایم را از آن منقطع خواهم ساخت و آن را ویران کرده از تیمان تا ددان بشمشیر خواهند افتاد * ۱۴ و بدست قوم خود اسرائیل انتقام خود را از اَدُوم خواهم کشید و موافق خشم و غضب من باَدُومعمل خواهند نمود و خداوند یهوه میگوید که انتقام مرا خواهند فهمید * ۱۵ خداوند یهوه چنین میگوید چونکه فلسطینیان انتقام کشیدند و با کینه دل خود انتقام سخت کشیدند تا آن را بعداوت ابدی خراب نمایند * ۱۶ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من دست خود را بر فلسطینیان دراز نموده کریتیان را منقطع خواهم ساخت و باقی ماندگان ساحل دریا را هلاک خواهم نمود * ۱۷ و با سرزنش غضبآمیز انتقام سخت از ایشان خواهم گرفت پس چون انتقام خود را از ایشان کشیده باشم آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم *
باب بیست و ششم
۱ و در سال یازدهم در غرّه ماه واقع شد که کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان چونکه صور دربارهٔ اورشلیم میگوید هَهْ دروازه امّتها شکسته شد و حال بمن منتقل گردیده است و چون او خراب گردید من توانگر خواهم شد * ۳ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید هان ای صور من بضدّ تو میباشم و امّتهای عظیم بر تو خواهم برانگیخت بنهجی که دریا امواج خود را برمیانگیزاند * ۴ و حصار صور را خراب کرده بُرجهایش را منهدم خواهند ساخت و غبارش را از آن خواهم رُفت و آن را بصخرهای صاف تبدیل خواهم نمود * ۵ و او محّل پهن کردن دامهادر میان دریا خواهد شد زیرا خداوند یهوه میفرماید که من این را گفتهام و آن تاراج امّتها خواهد گردید * ۶ و دخترانش که در صحرا میباشند بشمشیر کشته خواهند شد پس ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم * ۷ زیرا خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من نبوکدرصّر پادشاه بابل پادشاه پادشاهان را از طرف شمال بر صور با اسبان و ارابهها و سواران و جمعیت و خلق عظیمی خواهم آورد * ۸ و او دختران تو را در صحرا بشمشیر خواهد کشت و بُرجها بضدّ تو بنا خواهد نمود و سنگرها در برابر تو خواهد ساخت و مَتَرْسها در برابر تو برپا خواهد داشت * ۹ و منجنیقهای خود را بر حصارهایت آورده برجهایت را با تبرهای خود منهدم خواهد ساخت * ۱۰ و اسبانش آنقدر زیاد خواهد بود که گَرد آنها تو را خواهد پوشانید و چون بدروازههایت داخل شود چنانکه بشهر رخنهدار درمیآیند حصارهایت از صدای سواران و ارابهها و کالسکهها متزلزل خواهد گردید * ۱۱ و بسُمّ اسبان خود همهٔ کوچههایت را پایمال کرده اهل تو را بشمشیر خواهد کشت و بناهای فخر تو بزمین خواهد افتاد * ۱۲ و توانگری تو را تاراج نموده تجارت تو را بیغما خواهند برد و حصارهایت را خراب نموده خانههای مرغوب تو را منهدم خواهند نمود و سنگها و چوب و خاک تو را در آب خواهند ریخت * ۱۳ و آواز نغمات تو را ساکت خواهم گردانید که صدای عودهایت دیگر مسموع نشود * ۱۴ و تو را بصخرهای صاف مبدّل خواهمگردانید تا محّل پهن کردن دامها بشوی و بار دیگر بنا نخواهی شد زیرا خداوند یهوه میفرماید من که یهوه هستم این را گفتهام * ۱۵ خداوند یهوه بصور چنین میگوید آیا جزیرهها از صدای انهدام تو متزلزل نخواهد شد هنگامی که مجروحان ناله کشند و در میان تو کشتار عظیمی بشود * ۱۶ و جمیع سروران دریا از کرسیهای خود فرود آیند و رداهای خود را از خود بیرون کرده رخوت قلاّبدوزی خویش را بکنند و بترسها ملبّس شده بر زمین بنشینند و آناًفآناً لرزان گردیده دربارهٔ تو متحیر شوند * ۱۷ پس برای تو مرثیه خوانده تو را خواهند گفت ای که از دریا معمور بودی چگونه تباه گشتی آن شهر نامداری که در دریا زورآور میبود که با ساکنان خود هیبت خویش را بر جمیع سکنه دریا مستولی میساخت * ۱۸ الان در روز انهدام تو جزیرهها میلرزند و جزایری که در دریا میباشد از رحلت تو مدهوش میشوند * ۱۹ زیرا خداوند یهوه چنین میگوید چون تو را شهر مخروب مثل شهرهای غیر مسکون گردانم و لجّهها را بر تو برآورده تو را بآبهای بسیار مستور سازم * ۲۰ آنگاه تو را با آنانی که بهاویه فرو میروند نزد قوم قدیم فرود آورده تو را در اسفلهای زمین در خرابههای ابدی با آنانی که بهاویه فرو میروند ساکن خواهم گردانید تا دیگر مسکون نشوی و دیگر جلال تو را در زمین زندگان جای نخواهم داد * ۲۱ و خداوند یهوه میگوید تو را محلّ وحشت خواهم ساخت که نابود خواهی شد و تو را خواهند طلبید امّا تا ابدالا´باد یافت نخواهی شد *
باب بیست و هفتم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ امّا تو ای پسر انسان برای صُور مرثیه بخوان * ۳ و بصُور بگو ای که نزد مدخل دریا ساکنی و برای جزیرههای بسیار تاجر طوایف میباشی خداوند یهوه چنین میگوید ای صُور تو گفتهای که من کمال زیبائی هستم * ۴ حدود تو در وسط دریا است و بنّایانت زیبائی تو را کامل ساختهاند * ۵ همهٔ تختههایت را از صنوبر سَنیر ساختند و سرو آزاد لبنان را گرفتند تا دَکَلْها برای تو بسازند * ۶ پاروهایت را از بلوطهای باشان ساختند و نشیمنهایت را از شمشاد جزایر کِتیم که بعاج منبّت شده بود ترتیب دادند * ۷ کتان مطرّز مصری بادبان تو بود تا برای تو عَلَمیبشود و شِراع تو از آسمانجونی و ارغوان از جزایر اَلیشَه بود * ۸ اهل سیدون و اَرْواد پاروزن تو بودند و حکمای تو ای صور که در تو بودند ناخدایان تو بودند * ۹ مشایخ جُبَیل و حکمایش در تو بوده قلاّفان تو بودند تمامی کشتیهای دریا و ملاّحان آنها در تو بودند تا برای تو تجارت نمایند * ۱۰ فارس و لُود و فُوط در افواجت مردان جنگی تو بودند سپرها و خودها بر تو آویزان کرده ایشان تو را زینت دادند * ۱۱ بنیارواد با سپاهیانت بر حصارهایت از هر طرف و جَمادیان بر برجهایت بودند و سپرهای خود را بر حصارهایت از هر طرف آویزان کرده ایشان زیبائی تو را کامل ساختند * ۱۲ ترشیش بفراوانی هر قسم اموالْ سوداگران تو بودند نقره و آهن و روی و سرب بعوض بضاعت تو میدادند * ۱۳ یاوان و توبال و ماشِک سوداگران تو بودندجانهای مردمان و آلات مس بعوض متاع تو میدادند * ۱۴ اهل خاندان تُوجَرْمَهٔ اسبان و سواران و قاطران بعوض بضاعت تو میدادند * ۱۵ بنیدَدان سوداگران تو و جزایر بسیار بازارگانان دست تو بودند شاخهای عاج و آبنوس را با تو معاوضت میکردند * ۱۶ اَرام بفراوانی صنایع تو سوداگران تو بودند بَهْرَمان و اَرْغَوان و پارچههای قلاّبدوزی و کتان نازک و مرجان و لعل بعوض بضاعت تو میدادند * ۱۷ یهودا و زمین اسرائیل سوداگران تو بودند گندم مِنیت و حلوا و عسل و روغن و بلسان بعوض متاع تو میدادند * ۱۸ دمشق بفراوانی صنایع تو و کثرت هر قسم اموال با شراب حَلْبُون و پشم سفید با تو سودا میکردند * ۱۹ وَدان و یاوان ریسمان بعوض بضاعت تو میدادند آهن مصنوع و سلیخه و قصب الذرّیره از متاعهای تو بود * ۲۰ ددان با زین پوشهای نفیس بجهت سواری سوداگران تو بودند * ۲۱ عرب و همهٔ سروران قیدار بازارگانانِ دست تو بودند با برهها و قوچها و بزها با تو داد و ستد میکردند * ۲۲ تجّار شَبا و رَعْمَه سوداگران تو بودند بهترین همهٔ ادویهجات و هرگونه سنگ گرانبها و طلا بعوض بضاعت تو میدادند * ۲۳ حرّان و کَنَّه و عَدَن و تجّار شبا و آشور و کِلْمَد سوداگران تو بودند * ۲۴ اینان با نفایس و رداهای آسمانجونی و قلاّبدوزی و صندوقهای پر از رختهای فاخر ساخته شده از چوب سرو آزاد و بسته شده با ریسمانها در بازارهای تو سوداگران تو بودند * ۲۵ کشتیهای ترشیش قافلههای متاع تو بودند پس در وسط دریا توانگر و بسیار معزّز گردیدی * ۲۶ پاروزنانت تو را بآبهای عظیمبردند و باد شرقی تو را در میان دریا شکست * ۲۷ اموال و بضاعت و متاع و ملاّحان و ناخدایان و قلاّفان و سوداگران و جمیع مردان جنگی که در تو بودند با تمامی جمعیتی که در میان تو بودند در روز انهدام تو در وسط دریا افتادند * ۲۸ از آواز فریاد ناخدایانت ساحلها متزلزل گردید * ۲۹ و جمیع پاروزنان و ملاّحان و همهٔ ناخدایان دریا از کشتیهای خود فرود آمده در زمین میایستند * ۳۰ و برای تو آواز خود را بلند کرده بتلخی ناله میکنند و خاک بر سر خود ریخته در خاکستر میغلطند * ۳۱ و برای تو موی خود را کنده پلاس میپوشند و با مرارت جان و نوحه تلخ برای تو گریه میکنند * ۳۲ و در نوحه خود برای تو مرثیه میخوانند و بر تو نوحهگری نموده میگویند کیست مثل صور و کیست مثل آن شهری که در میان دریا خاموش شده است * ۳۳ هنگامی که بضاعت تو از دریا بیرون میآمد قومهای بسیاری را سیر میگردانیدی و پادشاهان جهان را بفراوانی اموال و متاع خود توانگر میساختی * ۳۴ امّا چون از دریا در عمقهای آبها شکسته شدی متاع و تمامی جمعیت تو در میانت تلف شد * ۳۵ جمیع ساکنان جزایر بسبب تو متحیر گشته و پادشاهان ایشان بشدّت دهشتزده و پریشان حال گردیدهاند * ۳۶ تجّار قومها بر تو صفیر میزنند و تو محّل دهشت گردیده دیگر تا بابد نخواهی بود *
باب بیست و هشتم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان برئیس صور بگوخداوند یهوه چنین میفرماید چونکه دلت مغرور شده است و میگویی که من خدا هستم و بر کرسی خدایان در وسط دریا نشستهام و هر چند انسان هستی و نه خدا لیکن دل خود را مانند دل خدایان ساختهای * ۳ اینک تو از دانیال حکیمتر هستی و هیچ سرّی از تو مخفی نیست * ۴ و بحکمت و فطانت خویش توانگری برای خود اندوخته و طلا و نقره در خزاین خود جمع نمودهای * ۵ به فراوانی حکمت و تجارت خویش دولت خود را افزودهای پس بسبب توانگریات دلت مغرور گردیده است * ۶ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید چونکه تو دل خود را مثل دل خدایان گردانیدهای * ۷ پس اینک من غریبان و ستم کیشان امّتها را بر تو خواهم آورد که شمشیرهای خود را بضدّ زیبائی حکمت تو کشیده جمال تو را ملوّث سازند * ۸ و تو را بهاویه فرود آورند پس بمرگ آنانی که در میان دریا کشته شوند خواهی مرد * ۹ آیا بحضور قاتلان خود خواهی گفت که من خدا هستم نی بلکه در دست قاتلانت انسان خواهی بود و نه خدا * ۱۰ از دست غریبان بمرگ نامختونان کشته خواهی شد زیرا خداوند یهوه میفرماید که من این را گفتهام * ۱۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۲ ای پسر انسان برای پادشاه صور مرثیه بخوان و وی را بگو خداوند یهوه چنین میفرماید تو خاتم کمال و مملّو حکمت و کامل جمال هستی * ۱۳ در عدن در باغ خدا بودی و هر گونه سنگ گرانبها از عقیقِ احمر و یاقوتِ اصفر و عقیقِ سفید و زبرجد و جَزْع و یشْب و یاقوت کبود وبَهرَمان و زمرّد پوشش تو بود و صنعت دفّها و نایهایت در تو از طلا بود که در روز خلقت تو آنها مهیا شده بود * ۱۴ تو کروبی مسح شده سایه گستر بودی و تو را نصب نمودم تا بر کوه مقدّس خدا بوده باشی و در میان سنگهای آتشین میخرامیدی * ۱۵ از روزی که آفریده شدی تا وقتی که بیانصافی در تو یافت شد برفتار خود کامل بودی * ۱۶ امّا از کثرت سوداگریات بطن تو را از ظلم پر ساختند پس خطا ورزیدی و من تو را از کوه خدا بیرون انداختم و تو را ای کروبی سایهگستر از میان سنگهای آتشین تلف نمودم * ۱۷ دل تو از زیباییات مغرور گردید و بسبب جمالت حکمت خود را فاسد گردانیدی لهذا تو را بر زمین میاندازم و تو را پیش روی پادشاهان میگذارم تا بر تو بنگرند * ۱۸ به کثرت گناهت و بیانصافی تجارتت مَقْدَسهای خویش را بیعصمت ساختی پس آتشی از میانت بیرون میآورم که تو را بسوزاند و تو را بنظر جمیع بینندگانت بر روی زمین خاکستر خواهم ساخت * ۱۹ و همهٔ آشنایانت از میان قومها بر تو متحیر خواهند شد و تو محلّ دهشت شده دیگر تا بابد نخواهی بود * ۲۰ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲۱ ای پسر انسان نظر خود را بر صیدون بدار و بضدّش نبوّت نما * ۲۲ و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک ای صیدون من بضدّ تو هستم و خویشتن را در میان تو تمجید خواهم نمود و حینی که بر او داوری کرده و خویشتن را در ویتقدیس نموده باشم آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۲۳ و وبا در او و خون در کوچههایش خواهم فرستاد و مجروحان بشمشیری که از هر طرف بر او میآید در میانش خواهند افتاد پس خواهند دانست که من یهوه هستم * ۲۴ و بار دیگر برای خاندان اسرائیل از جمیع مجاوران ایشان که ایشان را خوار میشمارند خاری خلنده و شوک رنج آورنده نخواهد بود پس خواهند دانست که من خداوند یهوه میباشم * ۲۵ خداوند یهوه چنین میگوید هنگامی که خاندان اسرائیل را از قومهائی که در میان ایشان پراکنده شدهاند جمع نموده خویشتن را از ایشان بنظر امّتها تقدیس کرده باشم آنگاه در زمین خودشان که ببنده خود یعقوب دادهام ساکن خواهند شد * ۲۶ و در آن بامنیت ساکن شده خانهها بنا خواهند نمود و تاکستانها غرس خواهند ساخت و چون بر جمیع مجاوران ایشان که ایشان را حقیر میشمارند داوری کرده باشم آنگاه بامنیت ساکن شده خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان میباشم *
باب بیست و نهم
۱ و در روز دوازدهم ماه دهم از سال دهم کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان نظر خود را بطرف فرعون پادشاه مصر بدار و بضدّ او و تمامی مصر نبوّت نما * ۳ و متکلّم شده بگو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک ای فرعون پادشاه مصر من بضدّ تو هستم ای اژدهای بزرگ که در میان نهرهایت خوابیدهای و میگویی نهر من از آن مناست و من آن را بجهت خود ساختهام * ۴ لهذا قلاّبها در چانهات میگذارم و ماهیان نهرهایت را بفلسهایت خواهم چسپانید و تو را از میان نهرهایت بیرون خواهم کشید و تمامی ماهیان نهرهایت بفلسهای تو خواهند چسپید * ۵ و تو را با تمامی ماهیان نهرهایت در بیابان پراکنده خواهم ساخت و بروی صحرا افتاده بار دیگر تو را جمع نخواهند کرد و فراهم نخواهند آورد و تو را خوراک حیوانات زمین و مرغان هوا خواهم ساخت * ۶ و جمیع ساکنان مصر خواهند دانست که من یهوه هستم چونکه ایشان برای خاندان اسرائیل عصای نئین بودند * ۷ چون دست تو را گرفتند خرد شدی و کتفهای جمیع ایشان را چاک زدی و چون بر تو تکیه نمودند شکسته شدی و کمرهای جمیع ایشان را لرزان گردانیدی * ۸ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من بر تو شمشیری آورده انسان و بهایم را از تو منقطع خواهم ساخت * ۹ و زمین مصر ویران و خراب خواهد شد پس خواهند دانست که من یهوه هستم چونکه میگفت نهر از آن من است و من آن را ساختهام * ۱۰ بنابراین اینک من بضدّ تو و بضدّ نهرهایت هستم و زمین مصر را از مَجْدَلْ تا اَسْوان و تا حدود حَبَشستان بالکّل خراب و ویران خواهم ساخت * ۱۱ که پای انسان از آن عبور ننماید و پای حیوان از آن گذر نکند و مدّت چهل سال مسکون نشود * ۱۲ و زمین مصر را در میان زمینهای ویرانْ ویران خواهم ساخت و شهرهایش در میان شهرهای مخروب مدّت چهل سال خراب خواهد ماند و مصریان را درمیان امّتها پراکنده و در میان کشورها متفرّق خواهم ساخت * ۱۳ زیرا خداوند یهوه چنین میفرماید بعد از انقضای چهل سال مصریان را از قومهائی که در میان آنها پراکنده شوند جمع خواهم نمود * ۱۴ و اسیران مصر را باز آورده ایشان را بزمین فَتْرُوس یعنی بزمین مولد ایشان راجع خواهم گردانید و در آنجا مملکت پست خواهند بود * ۱۵ و آن پستترین ممالک خواهد بود و بار دیگر بر طوایف برتری نخواهد نمود و من ایشان را قلیل خواهم ساخت تا برامّتها حکمرانی ننمایند * ۱۶ و آن بار دیگر برای خاندان اسرائیل محّل اعتماد نخواهد بود تا بسوی ایشان متوجّه شده گناه را بیاد آورند پس خواهند دانست که من خداوند یهوه هستم * ۱۷ و در روز اوّل ماه اوّل از سال بیست و هفتم کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۸ ای پسر انسان نَبوکَدْرَصَّرْ پادشاه بابل از لشکر خود بضدّ صور خدمت عظیمی گرفت که سرهای همهٔ بیمو گردید و دوشهای همهٔ پوست کنده شد لیکن از صور بجهت خدمتی که بضدّ آن نموده بود خودش و لشکرش هیچ مزد نیافتند * ۱۹ لهذا خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من زمین مصر را بنَبوکَدْرَصَّرْ پادشاه بابل خواهم بخشید و جمعیت آن را گرفتار کرده غنیمتش را بیغما و اموالش را بتاراج خواهد برد تا اجرت لشکرش بشود * ۲۰ و خداوند یهوه میگوید زمین مصر را بجهت خدمتی که کرده است اجرت او خواهم داد چونکه این کار را برای من کردهاند *
۲۱ و در آن روز شاخی برای خاندان اسرائیل خواهم رویانید و دهان تو را در میان ایشان خواهم گشود پس خواهند دانست که من یهوههستم *باب سی ام
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان نبوّت کرده بگو خداوند یهوه چنین میفرماید ولوله کنید و بگویید وای برآن روز * ۳ زیرا که آن روز نزدیک است و روز خداوند نزدیک است روز ابرها و زمان امّتها خواهد بود * ۴ و شمشیری بر مصر فرود میآید و چون کشتگان در مصر بیفتند آنگاه درد شدیدی بر حبش مستولی خواهد شد و جمعیتِ آن را گرفتار خواهند کرد و اساسهایش منهدم خواهد گردید * ۵ و حَبَش و فُوط ولُود و تمامی قومهای مختلف و کُوب و اهل زمین عهد همراه ایشان بشمشیر خواهند افتاد * ۶ و خداوند چنین میفرماید معاونان مصر خواهند افتاد و فخر قوّت آن فرود خواهد آمد و از مَجْدَلْ تا اَسْوان در میان آن بشمشیر خواهند افتاد قول خداوند یهوه این است * ۷ و در میان زمینهای ویرانْ ویران خواهند شد و شهرهایش در میان شهرهای مخروب خواهد بود * ۸ و چون آتشی در مصر افروخته باشم و جمیع انصارش شکسته شوند آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۹ در آن روز قاصدان از حضور من بکشتیها بیرون رفته حبشیان مطمئن را خواهند ترسانید و بر ایشان درد شدیدی مثل روز مصر مستولی خواهد شد زیرا اینک آن میآید * ۱۰ و خداوند یهوه چنین میگوید من جمعیت مصر را بدست نَبُوکَدْرَصَّر پادشاه بابل تباه خواهم ساخت * ۱۱ او با قوم خود و ستمکیشان امّتها آورده خواهند شد تا آن زمین را ویران سازند و شمشیرهای خود را بر مصر کشیده زمین را ازکشتگان پر خواهند ساخت * ۱۲ و نهرها را خشک گردانیده زمین را بدست اشرار خواهم فروخت و زمین را با هرچه در آن است بدست غریبان ویران خواهم ساخت من که یهوه هستم گفتهام * ۱۳ و خداوند یهوه چنین میفرماید بتها را نابود ساخته اصنام را از نُوف تلف خواهم نمود و بار دیگر رئیسی از زمین مصر نخواهد برخاست و خوف بر زمین مصر مستولی خواهم ساخت * ۱۴ و فَتْروس را خراب نموده آتشی در صُوْعَنْ خواهم افروخت و بر نُوْ داوری خواهم نمود * ۱۵ و غضب خود را برسِینْ که ملاذ مصر است ریخته جمعیت نُوْ را منقطع خواهم ساخت * ۱۶ و چون آتشی در مصر افروخته باشم سِین بدرد سخت مبتلا و نُوْمفتوح خواهد شد و خصمان در وقت روز بر نُوف خواهند آمد * ۱۷ جوانان آوَن و فِیبَسَتْ بشمشیر خواهند افتاد و اهل آنها باسیری خواهند رفت * ۱۸ و روز درتَحْفَنحِیس تاریک خواهد شد حینی که یوغهای مصر را در آنجا شکسته باشم و فخر قوّتش در آن تلف شده باشد و ابرها آن را خواهد پوشانید و دخترانش باسیری خواهند رفت * ۱۹ پس چون بر مصر داوری کرده باشم آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۲۰ و در روز هفتم ماه اوّل از سال یازدهم کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲۱ ای پسر انسان بازوی فرعون پادشاه مصر را خواهم شکست و اینک شکسته بندی نخواهد شد و بر آن مرهم نخواهند گذارد و کرباس نخواهند بست تا قادر بر گرفتن شمشیر بشود * ۲۲ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید هان من بضدّ فرعون پادشاه مصر هستم و هر دو بازوی او هم درست و هم شکسته را خرد خواهم کرد و شمشیر را از دستش خواهمانداخت * ۲۳ و مصریان را در میان امّتها پراکنده و در میان کشورها متفرّق خواهم ساخت * ۲۴ و بازوهای پادشاه بابل را تقویت نموده شمشیر خود را بدست او خواهم داد و بازوهای فرعون را خواهم شکست که بحضور وی بناله کشتگان ناله خواهد کرد * ۲۵ پس بازوهای پادشاه بابل را تقویت خواهم نمود و بازوهای فرعون خواهد افتاد و چون شمشیر خود را بدست پادشاه بابل داده باشم و او آن را بر زمین مصر دراز کرده باشد آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۲۶ و چون مصریان را در میان امّتها پراکنده و ایشان را در کشورها متفرّق ساخته باشم ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم *
باب سی و یکم
۱ و در روز اوّل ماه سوّم از سال یازدهمکلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان بفرعون پادشاه مصر و بجمعیت او بگو کیست که در بزرگیات باو شباهت داری * ۳ اینک آشور سرو آزاد لبنان با شاخههای جمیل و برگهای سایهگستر و قّد بلند میبود و سر او بابرها میبود * ۴ آبها او را نمّو داد و لجّه او را بلند ساخت که نهرهای آنها بهر طرف بوستان آن جاری میشد و جویهای خویش را بطرف همهٔ درختان صحرا روان میساخت * ۵ از این جهت قدّ او از جمیع درختان صحرا بلندتر شده شاخههایش زیاده گردید و اغصان خود را نمّو داده آنها از کثرت آبها بلند شد * ۶ و همهٔ مرغان هوا در شاخههایش آشیانه ساختند و تمامی حیوانات صحرا زیر اغصانش بچه آوردند و جمیع امّتهای عظیم در سایهاش سکنی گرفتند * ۷ پس در بزرگی خود و در درازی شاخههای خویش خوشنما شد چونکه ریشهاش نزد آبهای بسیار بود * ۸ سروهای آزاد باغ خدا آن را نتوانست پنهان کرد و صنوبرها بشاخههایش مشابهت نداشت و چنارها مثل اغصانش نبود بلکه هیچ درخت در باغ خدا بزیبائی او مشابه نبود * ۹ من او را بکثرت شاخههایش بحدّی زیبائی دادم که همهٔ درختان عدن که در باغ خدا بود بر او حسد بردند * ۱۰ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید چونکه قدّ تو بلند شده است و او سر خود را در میان ابرها برافراشته و دلش از بلندیش مغرور گردیده است * ۱۱ از این جهت من او را بدست قوّیترین پادشاه امّتها تسلیم خواهم نمود و او آنچه را که میباید بوی خواهد کرد و من او را بسبب شرارتش بیرون خواهم انداخت * ۱۲ و غریبان یعنی ستمکیشان امّتها او را منقطع ساخته ترک خواهند نمود و شاخههایش بر کوهها و در جمیع درهها خواهد افتاد و اغصان او نزد همهٔ وادیهای زمین شکسته خواهد شد و جمیع قومهای زمین از زیر سایه او فرود آمده او را ترک خواهند نمود * ۱۳ و همهٔ مرغان هوا بر تنه افتاده او آشیانه گرفته تمامی حیوانات صحرا بر شاخههایش ساکن خواهند شد * ۱۴ تا آنکه هیچکدام از درختانی که نزد آبها میباشند قدّ خود را بلند نکنند و سرهای خود را در میان ابرها برنیفرازند و زورآوران آنها از همگانی که سیراب میباشند در بلندی خود نایستند زیرا که جمیع آنها در اسفلهای زمین در میان پسران انسانی که بهاویه فرود میروند بمرگ تسلیم شدهاند * ۱۵ و خداوند یهوه چنین میگوید در روزیکه او بعالم اموات فرود میرود من ماتمی برپا مینمایم و لجّه را برای وی پوشانیده نهرهایش را باز خواهم داشت و آبهای عظیم باز داشته خواهد شد و لبنان را برای وی سوگوار خواهم کرد و جمیع درختان صحرا برایش ماتم خواهند گرفت * ۱۶ و چون او را با آنانی که بهاویه فرود میروند بعالم اموات فرود آورم آنگاه امّتها را از صدای انهدامش متزلزل خواهم ساخت و جمیع درختان عدن یعنی برگزیده و نیکوترین لبنان از همگانی که سیراب میشوند در اسفلهای زمین تسلّی خواهند یافت * ۱۷ و ایشان نیز با مقتولان شمشیر و انصارش که در میان امّتها زیر سایه او ساکن میبودند همراه وی بعالم اموات فرود خواهند رفت * ۱۸ به کدام یک از درختان عدن در جلال و عظمت چنین شباهت داشتی امّا با درختان عدن باسفلهای زمین تو را فرود خواهند آورد و در میان نامختونان با مقتولان شمشیر خواهی خوابید خداوند یهوه میگوید که فرعون و تمامی جماعتش این است *
باب سی و دوم
۱ و در روز اوّل ماه دوازدهم از سال دوازدهم واقع شد که کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان برای فرعون پادشاه مصر مرثیه بخوان و او را بگو تو بشیر ژیان امّتها مشابه میبودی امّا مانند اژدها در دریا هستی و آب را از بینی خود میجهانی و آبها را بپایهای خود حرکت داده نهرهای آنها را گلآلود میسازی * ۳ خداوند یهوه چنین میگوید دام خود را بواسطه گروهی ازقومهای عظیم بر تو خواهم گسترانید و ایشان تو را در دام من بر خواهند کشید * ۴ و تو را بر زمین ترک نموده بر روی صحرا خواهم انداخت و همهٔ مرغان هوا را بر تو فرود آورده جمیع حیوانات زمین را از تو سیر خواهم ساخت * ۵ و گوشت تو را بر کوهها نهاده درهّها را از لاش تو پر خواهم کرد * ۶ و زمینی را که در آن شنا میکنی از خون تو تا بکوهها سیراب میکنم که وادیها از تو پر خواهد شد * ۷ و هنگامی که تو را منطفی گردانم آسمان را خواهم پوشانید و ستارگانش را تاریک کردهآفتاب را بابرها مستور خواهم ساخت و ماه روشنائی خود را نخواهد داد * ۸ و خداوند یهوه میفرماید که تمامی نیرهای درخشنده آسمان را برای تو سیاه کرده تاریکی بر زمینت خواهم آورد * ۹ و چون هلاکت تو را در میان امّتها بر زمینهائی که ندانستهای آورده باشم آنگاه دلهای قومهای عظیم را محزون خواهم ساخت * ۱۰ و قومهای عظیم را بر تو متحیر خواهم ساخت و چون شمشیر خود را پیش روی ایشان جلوه دهم پادشاهان ایشان بشدّت دهشتناک خواهند شد و در روز انهدام تو هر یک از ایشان برای جان خود هر لحظهای خواهند لرزید * ۱۱ زیرا خداوند یهوه چنین میگوید شمشیر پادشاه بابل بر تو خواهد آمد * ۱۲ و بشمشیرهای جبّاران که جمیع ایشان از ستمکیشان امّتها میباشند جمعّیت تو را بزیر خواهم انداخت و ایشان غرور مصر را نابود ساخته تمامی جمعیتش هلاک خواهند شد * ۱۳ و تمامی بهایم او را از کنارهای آبهای عظیم هلاک خواهمساخت و پای انسان دیگر آنها را گلآلود نخواهد ساخت و سُم بهایم آنها را گلآلود نخواهد ساخت * ۱۴ آنگاه خداوند یهوه میگوید آبهای آنها را ساکت گردانیده نهرهای آنها را مانند روغن جاری خواهم ساخت * ۱۵ و چون زمین مصر را ویران کنم و آن زمین از هرچه در آن باشد خالی شود و چون جمیع ساکنانش را هلاک کنم آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۱۶ و خداوند یهوه میگوید مرثیهای که ایشان خواهند خواند همین است دختران امّتها این مرثیه را خواهند خواند برای مصر و تمامی جمعیتش این مرثیه را خواهند خواند * ۱۷ و در روز پانزدهم ماه از سال دوازدهم واقع شد که کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۸ ای پسر انسان برای جمعّیت مصر وِلوِلَه نما و هم او را و هم دختران امّتهای عظیم را با آنانی که بهاویه فرود میروند باسفلهای زمین فرود آور * ۱۹ از چه کس زیباتر هستی فرود بیا و با نامختونان بخواب * ۲۰ ایشان در میان مقتولان شمشیر خواهند افتاد مصر بشمشیر تسلیم شده است پس او را و تمامی جمعّیتش را بکشید * ۲۱ اقویای جبّاران از میان عالم اموات او را و انصار او را خطاب خواهند کرد ایشان نامختون بشمشیر کشته شده فرود آمده خواهند خوابید * ۲۲ در آنجا آشور و تمامی جمعیت او هستند قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است و جمیع ایشان کشته شده از شمشیر افتادهاند * ۲۳ که قبرهای ایشان باسفلهای هاویه قرار داده شد و جمعیت ایشان باطراف قبرهای ایشاناند جمیع ایشان که در زمین زندگان باعث هیبت بودند مقتول و از شمشیر افتادهاند * ۲۴ در آنجا عیلام و تمامی جمعیتش هستند قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است و جمیع ایشان مقتول و از شمشیر افتادهاند و باسفلهای زمین نامختون فرود رفتهاند زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت بودهاند پس با آنانی که بهاویه فرود میروند متحمّل خجالت خویش خواهند بود * ۲۵ بستری برای او و تمامی جمعیتش در میان مقتولان قرار دادهاند قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است و جمیع ایشان نامختون و مقتول شمشیرند زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت بودند پس با آنانی که بهاویه فرود میروند متحمّل خجالت خویش خواهند بود در میان کشتگان قرار داده شد * ۲۶ در آنجا ماشک و توبال و تمامی جمعیت آنها هستند قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است و جمیع ایشان نامختون و مقتول شمشیرند زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت بودند * ۲۷ پس ایشان با جبّاران و نامختونانی که افتادهاند که با اسلحه جنگ خویش بهاویه فرود رفتهاند نخواهند خوابید و ایشان شمشیرهای خود را زیر سرهای خود نهادند و گناه ایشان بر استخوانهای ایشان خواهد بود زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت جبّاران بودند * ۲۸ و امّا تو در میان نامختونان شکسته شده با مقتولان شمشیر خواهی خوابید * ۲۹ در آنجا اَدوم و پادشاهانش و جمیع سرورانش هستند که در جبروت خود با مقتولان شمشیر قرار داده شدند و ایشان با نامختونان و آنانی که بهاویه فرود میروند خواهند خوابید * ۳۰ در آنجا جمیع رؤسای شمال و همهٔ صیدونیان هستند که با مقتولان فرود رفتند از هیبتی که بجبروت خویش باعث آن بودند خجل خواهند شد پسبا مقتولان شمشیرْ نامختون خواهند خوابید و با آنانی که بهاویه فرود میروند متحمّل خجالت خود خواهند شد * ۳۱ و خداوند یهوه میگوید که فرعون چون این را بیند درباره تمامی جمعیت خود خویشتن را تسلّی خواهد داد و فرعون و تمامی لشکر او بشمشیر کشته خواهند شد * ۳۲ زیرا خداوند یهوه میگوید من او را در زمین زندگان باعث هیبت گردانیدم پس فرعون و تمامی جمعیت او را با مقتولان شمشیر در میان نامختونان خواهند خوابانید *
باب سی و سوم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان پسران قوم خود را خطاب کرده بایشان بگو اگر من شمشیری بر زمینی آورم و اهل آن زمین کسی را از میان خود گرفته او را بجهت خود بدیدهبانی تعیین کنند * ۳ و او شمشیر را بیند که بر آن زمین میآید وکَرِنّا را نواخته آن قوم را متنبّه سازد * ۴ و اگر کسی صدای کَرِنّا را شنیده متنبّه نشود آنگاه شمشیر آمده او را گرفتار خواهد ساخت و خونش بر گردنش خواهد بود * ۵ چونکه صدای کَرِنّا را شنید و متنبّه نگردید خون او بر خودش خواهد بود و اگر متنبّه میشد جان خود را میرهانید * ۶ و اگر دیدهبان شمشیر را بیند که میآید و کَرِنّا را ننواخته قوم را متنبّه نسازد و شمشیر آمده کسی را از میان ایشان گرفتار سازد آن شخص در گناه خود گرفتار شده است امّا خون او را از دست دیدهبان خواهم طلبید * ۷ و من تو را ای پسر انسان برای خاندان اسرائیل بدیدهبانی تعیین نمودهام تا کلام را از دهانم شنیده ایشان را از جانب من متنبّه سازی * ۸ حینی که من بمرد شریر گویم ایمرد شریر البتّه خواهی مرد اگر تو سخن نگویی تا آن مرد شریر را از طریقش متنبّه سازی آنگاه آن مرد شریر در گناه خود خواهد مُرد امّا خون او را از دست تو خواهم طلبید * ۹ امّا اگر تو آن مرد شریر را از طریقش متنبّه سازی تا از آن بازگشت نماید و او از طریق خود بازگشت نکند آنگاه او در گناه خود خواهد مُرد امّا تو جان خود را رستگار ساختهای * ۱۰ پس تو ای پسر انسان بخاندان اسرائیل بگو شما بدین مضمون میگویید چونکه عصیان و گناهان ما بر گردن ما است و بسبب آنها کاهیده شدهایم پس چگونه زنده خواهیم ماند * ۱۱ به ایشان بگو خداوند یهوه میفرماید بحیات خودم قسم که من از مردن مرد شریر خوش نیستم بلکه خوش هستم که شریر از طریق خود بازگشت نموده زنده ماند ای خاندان اسرائیل بازگشت نمایید از طریقهای بد خویش بازگشت نمایید زیرا چرا بمیرید * ۱۲ و تو ای پسر انسان بپسران قوم خود بگو عدالت مرد عادل در روزی که مرتکب گناه شود او را نخواهد رهانید و شرارت مرد شریر در روزی که او از شرارت خود بازگشت نماید باعث هلاکت وی نخواهد شد و مرد عادل در روزی که گناه ورزد بعدالت خود زنده نتواند ماند * ۱۳ حینی که بمرد عادل گویم که البتّه زنده خواهی ماند اگر او بعدالت خود اعتماد نموده عصیان ورزد آنگاه عدالتش هرگز بیاد آورده نخواهد شد بلکه در عصیانی که ورزیده است خواهد مُرد * ۱۴ و هنگامی که بمرد شریر گویم البتّه خواهی مُرد اگر او از گناه خود بازگشت نموده انصاف وعدالت را بجا آورد * ۱۵ و اگر آن مرد شریر رهن را پس دهد و آنچه دزدیده بود ردّ نماید و بفرایض حیات سلوک نموده مرتکب بیانصافی نشود او البتّه زنده خواهد ماند و نخواهد مُرد * ۱۶ تمام گناهی که ورزیده بود بر او بیاد آورده نخواهد شد چونکه انصاف و عدالت را بجا آورده است البتّه زنده خواهد ماند * ۱۷ امّا پسران قوم تو میگویند که طریق خداوند موزون نیست بلکه طریق خود ایشان است که موزون نیست * ۱۸ هنگامی که مرد عادل از عدالت خود برگشته عصیان ورزد بسبب آن خواهد مرد * ۱۹ و چون مرد شریر از شرارت خود بازگشت نموده انصاف و عدالت را بجا آورد بسبب آن زنده خواهد ماند * ۲۰ امّا شما میگویید که طریق خداوند موزون نیست ای خاندان اسرائیل من بر هر یکی از شما موافق طریقهایش داوری خواهم نمود * ۲۱ و در روز پنجم ماه دهم از سال دوازدهم اسیری ما واقع شد که کسی که از اورشلیم فرار کرده بود نزد من آمده خبر داد که شهر تسخیر شده است * ۲۲ و در وقت شام قبل از رسیدن آن فراری دست خداوند بر من آمده دهان مرا گشود پس چون او در وقت صبح نزد من رسید دهانم گشوده شد و دیگر گنگ نبودم * ۲۳ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲۴ ای پسر انسان ساکنان این خرابههای زمین اسرائیل میگویند ابراهیم یک نفر بود حینی که وارث این زمین شد و ما بسیار هستیم که زمین بارث بما داده شده است * ۲۵ بنابراین بایشان بگو خداوند یهوهچنین میفرماید گوشت را با خونش میخورید و چشمان خود را بسوی بتهای خویش برمیافرازید و خون میریزید پس آیا شما وارث زمین خواهید شد * ۲۶ بر شمشیرهای خود تکیه میکنید و مرتکب رجاسات شده هر کدام از شما زن همسایه خود را نجس میسازید پس آیا وارث این زمین خواهید شد * ۲۷ بدینطور بایشان بگو که خداوند یهوه چنین میفرماید بحیات خودم قسم البتّه آنانی که در خرابهها هستند بشمشیر خواهند افتاد و آنانی که بر روی صحرااند برای خوراک بحیوانات خواهم داد و آنانی که در قلعهها و مغارهایند از وبا خواهند مرد * ۲۸ و این زمین را ویران و محلّ دهشت خواهم ساخت و غرور قوّتش نابود خواهد شد و کوههای اسرائیل بحدّی ویران خواهد شد که رهگذری نباشد * ۲۹ و چون این زمین را بسبب همهٔ رجاساتی که ایشان بعمل آوردهاند ویران و محلّ دهشت ساخته باشم آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۳۰ امّا تو ای پسر انسان پسران قومت بپهلوی دیوارها و نزد درهای خانهها دربارهٔ تو سخن میگویند و هر یک بدیگری و هر کس ببرادرش خطاب کرده میگوید بیایید و بشنوید چه کلام است که از جانب خداوند صادر میشود * ۳۱ ونزد تو میآیند بطوری که قوم من میآیند و مانند قوم من پیش تو نشسته سخنان تو را میشنوند امّا آنها را بجا نمیآورند زیرا که ایشان بدهان خود سخنان شیرین میگویند لیکن دل ایشان در پی حرص ایشان میرود * ۳۲ و اینک تو برای ایشان مثل سرود شیرین مطربخوشنوا و نیکنواز هستی زیرا که سخنان تو را میشنوند امّا آنها را بجا نمیآورند * ۳۳ و چون این واقع میشود و البتّه واقع خواهد شد آنگاه خواهند دانست که نبی در میان ایشان بوده است *
باب سی و چهارم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان بضدّ شبانان اسرائیل نبوّت نما و نبوّت کرده بایشان یعنی بشبانان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید وای بر شبانان اسرائیل که خویشتن را میچرانند آیا نمیباید شبانان گله را بچرانند * ۳ شما پیه را میخورید و پشم را میپوشید و پرواریها را میکُشید امّا گله را نمیچرانید * ۴ ضعیفان را تقویت نمیدهید و بیماران را معالجه نمینمایید و شکستهها را شکسته بندی نمیکنید و راندهشدگان را پس نمیآورید و گمشدگان را نمیطلبید بلکه بر آنها با جور و ستم حکمرانی مینمایید * ۵ پس بدون شبان پراکنده میشوند و خوراک همهٔ حیوانات صحرا گردیده آواره میگردند * ۶ گوسفندان من بر جمیع کوهها و بر همهٔ تلّهای بلند آواره شدهاند و گله من بر روی تمامی زمین پراکنده گشته کسی ایشان را نمیطلبد و برای ایشان تفحّص نمینماید * ۷ پس ای شبانان کلام خداوند را بشنوید * ۸ خداوند یهوه میفرماید بحیات خودم قسم هر آینه چونکه گله من بتاراج رفته و گوسفندانم خوراک همهٔ حیوانات صحرا گردیده شبانی ندارند و شبانان من گوسفندانم را نطلبیدند بلکه شبانانْ خویشتن را چرانیدند و گله مرا رعایت ننمودند * ۹ بنابراین ای شبانان کلام خداوند را بشنوید * ۱۰ خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من بضدّ شبانان هستم و گوسفندان خود را از دست ایشان خواهم طلبید و ایشان را از چرانیدن گله معزول خواهم ساخت تا شبانانْ خویشتن را دیگر نچرانند و گوسفندان خود را از دهان ایشان خواهم رهانید تا خوراک ایشان نباشند * ۱۱ زیرا خداوند یهوه چنین میگوید هان من خودم گوسفندان خویش را طلبیده آنها را تفقّد خواهم نمود * ۱۲ چنانکه شبان حینی که در میان گوسفندان پراکنده خود میباشد گله خویش را تفقّد مینماید همچنان من گوسفندان خویش را تفقّد نموده ایشان را از هر جائی که در روز ابرها و تاریکی غلیظ پراکنده شده بودند خواهم رهانید * ۱۳ و ایشان را از میان قومها بیرون آورده از کشورها جمع خواهم نمود و بزمین خودشان درآورده بر کوههای اسرائیل و در وادیها و جمیع معمورات زمین ایشان را خواهم چرانید * ۱۴ ایشان را بر مرتع نیکو خواهم چرانید و آرامگاه ایشان بر کوههای بلند اسرائیل خواهد بود و آنجا در آرامگاه نیکو و مرتع پرگیاه خواهند خوابید و بر کوههای اسرائیل خواهند چرید * ۱۵ خداوند یهوه میگوید که من گوسفندان خود را خواهم چرانید و من ایشان را خواهم خوابانید * ۱۶ گمشدگان را خواهم طلبید و راندهشدگان را باز خواهم آورد و شکستهها را شکستهبندی نموده بیماران را قوّت خواهم داد لیکن فربهان و زورآوران را هلاک ساخته بر ایشان بانصاف رعایت خواهم نمود * ۱۷ و امّا بشما ای گوسفندان من خداوند یهوه چنین میفرمایدهان من در میان گوسفند و گوسفند و در میان قوچهای و بزهای نر داوری خواهم نمود * ۱۸ آیا برای شما کم بود که مرتع نیکو را چرانیدید بلکه بقیه مرتع خود را نیز بپایهای خویش پایمال ساختید و آب زلال را نوشیدید بلکه باقیمانده را بپایهای خویش گلآلود ساختید * ۱۹ و گوسفندان من آنچه را که از پای شما پایمال شده است میچرند و آنچه را که بپای شما گلآلود گشته است مینوشند * ۲۰ بنابراین خداوند یهوه بایشان چنین میگوید هان من خودم در میان گوسفندان فربه و گوسفندان لاغر داوری خواهم نمود * ۲۱ چونکه شما بپهلو و کتف خود تنه میزنید و همهٔ ضعیفان را بشاخهای خود میزنید حتّی اینکه ایشان را بیرون پراکنده ساختهاید * ۲۲ پس من گله خود را نجات خواهم داد که دیگر بتاراج برده نشوند و در میان گوسفند و گوسفند داوری خواهم نمود * ۲۳ و یک شبان بر ایشان خواهم گماشت که ایشان را بچراند یعنی بنده خود داود را که ایشان را رعایت بنماید و او شبان ایشان خواهد بود * ۲۴ و من یهوه خدای ایشان خواهم بود و بنده من داود در میان ایشان رئیس خواهد بود من که یهوه هستم گفتهام * ۲۵ و عهد سلامتی را با ایشان خواهم بست و حیوانات موذی را از زمین نابود خواهم ساخت و ایشان در بیابان بامنیت ساکن شده در جنگلها خواهند خوابید * ۲۶ و ایشان را و اطراف کوه خود را برکت خواهم ساخت و باران را در موسمش خواهم بارانید و بارشهای برکت خواهد بود * ۲۷ و درختان صحرا میوه خود را خواهند آورد و زمین حاصل خویشرا خواهد داد و ایشان در زمین خود بامنیت ساکن خواهند شد و حینی که چوبهای یوغ ایشان را شکسته و ایشان را از دست آنانی که ایشان را مملوک خود ساخته بودند رهانیده باشم آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم * ۲۸ و دیگر در میان امّتها بتاراج نخواهد رفت و حیوانات صحرا ایشان را نخواهند خورد بلکه بامنیت بدون ترسانندهای ساکن خواهند شد * ۲۹ و برای ایشان درختستان ناموری بر پا خواهم داشت و دیگر از قحط در زمین تلف نخواهند شد و بار دیگر متحمل سرزنش امّتها نخواهند گردید * ۳۰ و خداوند یهوه میگوید خاندان اسرائیل خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان با ایشان هستم و ایشان قوم من میباشند * ۳۱ و خداوند یهوه میگوید شما ای گله من و ای گوسفندان مرتع من انسان هستید و من خدای شما میباشم *
باب سی و پنجم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان نظر خود را بر کوه سعیر بدار و بضد آن نبوّت نما * ۳ و آن را بگو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک ای کوه سَعیر من بضدّ تو هستم و دست خود را بر تو دراز کرده تو را ویران و محّل دهشت خواهم ساخت * ۴ شهرهایت را خراب خواهم نمود تا ویران شده بدانی که من یهوه هستم * ۵ چونکه عداوت دائمی داشتی و بنی اسرائیل را در زمان مصیبت ایشان و هنگام عقوبت آخر بدم شمشیر تسلیم نمودی * ۶ لهذا خداوند یهوه چنینمیگوید بحیات خودم قسم که تو را بخون تسلیم خواهم نمود که خونْ تو را تعاقب نماید چون از خون نفرت نداشتی خونْ تو را تعاقب خواهد نمود * ۷ و کوه سَعیر را محّل دهشت و ویران ساخته روندگان و آیندگان را از آن منقطع خواهم ساخت * ۸ و کوههایش را از کشتگانش ممّلو میکنم که مقتولان شمشیر بر تلّها و درهّها و همهٔ وادیهای تو بیفتند * ۹ و تو را خرابههای دائمی میسازم که شهرهایت دیگر مسکون نشود و بدانید که من یهوه هستم * ۱۰ چونکه گفتی این دو امّت و این دو زمین از آن من میشود و آن را بتصرّف خواهیم آورد با آنکه یهوه در آنجا است * ۱۱ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید بحیات خودم قَسَم که موافق خشم و حسدی که بایشان نمودی از کینهای که با ایشان داشتی با تو عمل خواهم نمود و چون بر تو داوری کرده باشم خویشتن را بر تو در میان ایشان معروف خواهم گردانید * ۱۲ و خواهی دانست که من یهوه تمامی سخنان کفرآمیز را که بضدّ کوههای اسرائیل گفتهای شنیدهام چونکه گفتی خراب گردید و برای خوراک ما داده شد * ۱۳ و شما بدهان خود بضدّ من تکبّر نموده سخنان خویش را بر من افزودید و من آنها را شنیدم * ۱۴ خداوند یهوه چنین میگوید حینی که تمامی جهان شادی کنند من تو را ویران خواهم ساخت *
۱۵ و چنانکه بر میراث خاندان اسرائیل حینی که ویران شد شادی نمودی همچنان با تو عمل خواهم نمود و تو ای کوه سَعیر و تمام اَدُوم جمیعاً ویران خواهید شد پس خواهند دانست که من یهوه هستم *باب سی و ششم
۱ و تو ای پسر انسان بکوههای اسرائیل نبوّت کرده بگو ای کوههای اسرائیل کلام خداوند را بشنوید * ۲ خداوند یهوه چنین میگوید چونکه دشمنان دربارهٔ شما گفتهاند هَهْ این بلندیهای دیرینه میراث ما شده است * ۳ لهذا نبوّت کرده بگو که خداوند یهوه چنین میفرماید از آن جهت که ایشان شما را از هر طرف خراب کرده و بلعیدهاند تا میراث بقیه امّتها بشوید و بر لبهای حرفگیران برآمده مورد مذمّت طوایف گردیدهاید * ۴ لهذا ای کوههای اسرائیل کلام خداوند یهوه را بشنوید خداوند یهوه بکوهها و تلّها و وادیها و درهّها و خرابههای ویران و شهرهای متروکی که تاراج شده و مورد سخریه بقیه امّتهای مجاور گردیده است چنین میگوید * ۵ بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید هر آینه بآتش غیرت خود بضدّ بقیه امّتها و بضدّ تمامی اَدُوم تکلّم نمودهام که ایشان زمین مرا بشادی تمامِ دل و کینه قلب ملک خود ساختهاند تا آن را بتاراج واگذارند * ۶ پس دربارهٔ زمین اسرائیل نبوّت نما وبه کوهها و تلّها و وادیها و درهّها بگو که خداوند یهوه چنین میفرماید چونکه شما متحمّل سرزنش امّتها شدهاید لهذا من در غیرت و خشم خود تکلّم نمودم * ۷ و خداوند یهوه چنین میگوید من دست خود را برافراشتهام که امّتهائی که باطراف شمایند البتّه سرزنش خود را متحمّل خواهند شد * ۸ و شما ای کوههای اسرائیل شاخههای خود را خواهید رویانید و میوه خود را برای قوم من اسرائیل خواهید آورد زیرا که ایشان بزودی خواهند آمد * ۹ زیرا اینک من بطرف شما هستم وبر شما نظر خواهم داشت و شیار شده کاشته خواهید شد * ۱۰ و بر شما مردمان را خواهم افزود یعنی تمامی خاندان اسرائیل را جمیعاً و شهرها مسکون و خرابهها معمور خواهد شد * ۱۱ و بر شما انسان و بهایم بسیار خواهم آورد که ایشان افزوده شده بارور خواهند شد و شما را مثل ایام قدیم معمور خواهم ساخت بلکه بر شما بیشتر از اوّلِ شما احسان خواهم نمود و خواهید دانست که من یهوه هستم * ۱۲ و مردمان یعنی قوم خود اسرائیل را بر شما خرامان خواهم ساخت تا تو را بتصرّف آورند و میراث ایشان بشوی و ایشان را دیگر بیاولاد نسازی * ۱۳ و خداوند یهوه چنین میگوید چونکه ایشان دربارهٔ تو میگویند که مردمان را میبلعی و امّتهای خویش را بیاولاد میگردانی * ۱۴ پس خداوند یهوه میگوید مردمان را دیگر نخواهی بلعید و امّتهای خویش را دیگر بیاولاد نخواهی ساخت * ۱۵ و سرزنش امّتها را دیگر در تو مسموع نخواهم گردانید و دیگر متحمّل مذمّت طوایف نخواهی شد و امّتهای خویش را دیگر نخواهی لغزانید خداوند یهوه این را میگوید * ۱۶ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۷ ای پسر انسان هنگامی که خاندان اسرائیل در زمین خود ساکن میبودند آن را براهها و باعمال خود نجس نمودند و طریق ایشان بنظر من مثل نجاست زن حایض میبود * ۱۸ لهذا بسبب خونی که بر زمین ریختند و آن را ببتهای خود نجس ساختند من خشم خود را بر ایشان ریختم * ۱۹ و ایشان را در میان امّتها پراکنده ساختم و در کشورها متفرّق گشتند و موافق راهها و اعمال ایشان بر ایشان داوری نمودم * ۲۰ و چون بامّتهائی که بطرف آنها رفتند رسیدند آنگاه اسم قدّوس مرا بیحرمت ساختند زیرا درباره ایشان گفتند که اینان قوم یهوه میباشند و از زمین او بیرون آمدهاند * ۲۱ لیکن من بر اسم قدّوس خود که خاندان اسرائیل آن را در میان امّتهائی که بسوی آنها رفته بودند بیحرمت ساختند شفقت نمودم * ۲۲ بنابراین بخاندان اسرائیل بگو خداوند یهوه چنین میفرماید ای خاندان اسرائیل من این را نه بخاطر شما بلکه بخاطر اسم قدّوس خود که آن را در میان امّتهائی که بآنها رفته بیحرمت نمودهاید بعمل میآورم * ۲۳ و اسم عظیم خود را که در میان امّتها بیحرمت شده است و شما آن را در میان آنها بیعصمت ساختهاید تقدیس خواهم نمود و خداوند یهوه میگوید حینی که بنظر ایشان در شما تقدیس کرده شوم آنگاه امّتها خواهند دانست که من یهوه هستم * ۲۴ و شما را از میان امّتها میگیرم و از جمیع کشورها جمع میکنم و شما را در زمین خود در خواهم آورد * ۲۵ و آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد و شما را از همهٔ نجاسات واز همهٔ بتهای شما طاهر خواهم ساخت * ۲۶ و دل تازه بشما خواهم داد و روح تازه در اندرون شما خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد شما دور کرده دل گوشتین بشما خواهم داد * ۲۷ و روح خـود را در اندرون شما خواهم نهاد و شمـا را بفرایض خود سالک خواهم گردانید تا احکام مـرا نگاه داشته آنها را بجا آورید * ۲۸ و در زمینی که بپدران شما دادم ساکن شده قوم من خواهید بود و من خدای شماخواهم بود * ۲۹ و شما را از همهٔ نجاسات شما نجات خواهم داد و غلّه را خوانده آن را فراوان خواهم ساخت و دیگر قحط بر شما نخواهم فرستاد * ۳۰ و میوه درختان و حاصل زمین را فراوان خواهم ساخت تا دیگر در میان امّتها متحمّل رسوائی قحط نشوید * ۳۱ و چون راههای قبیح و اعمال ناپسند خود را بیاد آورید آنگاه بسبب گناهان و رجاسات خود خویشتن را در نظر خود مکروه خواهید داشت * ۳۲ و خداوند یهوه میگوید بدانید که من این را بخاطر شما نکردهام پس ای خاندان اسرائیل بسبب راههای خود خجل و رسوا شوید * ۳۳ خداوند یهوه چنین میفرماید در روزی که شما را از تمامی گناهانتان طاهر سازم شهرها را مسکون خواهم ساخت و خرابهها معمور خواهد شد * ۳۴ و زمین ویران که بنظر جمیع رهگذریان خراب میبود شیار خواهد شد * ۳۵ و خواهند گفت این زمینی که ویران بود مثل باغ عَدَن گردیده است و شهرهائی که خراب و ویران و منهدم بود حصاردار و مسکون شده است * ۳۶ و امّتهائی که باطراف شما باقی مانده باشند خواهند دانست که من یهوه مخروبات را بنا کرده و ویرانهها را غرس نمودهام من که یهوه هستم تکلّم نموده و بعمل آوردهام * ۳۷ خداوند یهوه چنین میگوید برای این بار دیگر خاندان اسرائیل از من مسألت خواهند نمود تا آن را برای ایشان بعمل آورم من ایشان را با مردمان مثل گله کثیر خواهم گردانید * ۳۸ مثل گلههای قربانی یعنی گله اورشلیم در موسمهایش همچنان شهرهای مخروب از گلههای مردمان پرخواهد شد و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم *
باب سی و هفتم
۱ دست خداوند بر من فرود آمده مرا در روح خداوند بیرون برد و در همواری قرار داد و آن از استخوانها پر بود * ۲ و مرا بهر طرف آنها گردانید و اینک آنها بر روی همواری بینهایت زیاده و بسیار خشک بود * ۳ و او مرا گفت ای پسر انسان آیا میشود که این استخوانها زنده گردد گفتم ای خداوند یهوه تو میدانی * ۴ پس مرا فرمود براین استخوانها نبوّت نموده باینها بگو ای استخوانهای خشک کلام خداوند را بشنوید * ۵ خداوند یهوه باین استخوانها چنین میگوید اینک من روح بشما درمیآورم تا زنده شوید * ۶ و پیهها بر شما خواهم نهاد و گوشت بر شما خواهم آورد و شما را بپوست خواهم پوشانید و در شما روح خواهم نهاد تا زنده شوید پس خواهید دانست که من یهوه هستم * ۷ پس من چنانکه مأمور شدم نبوّت کردم و چون نبوّت نمودم آوازی مسموع گردید و اینک تزلزلی واقع شد و استخوانها بیکدیگر یعنی هر استخوانی باستخوانش نزدیک شد * ۸ و نگریستم و اینک پیهها و گوشت بآنها برآمد و پوست آنها را از بالا پوشانید امّا در آنها روح نبود * ۹ پس او مرا گفت بر روح نبوّت نما ای پسر انسان بر روح نبوّت کرده بگو خداوند یهوه چنین میفرماید که ای روح از بادهای اربع بیا و باین کشتگان بدم تا ایشان زندهشوند * ۱۰ پس چنانکه مرا امر فرمود نبوّت نمودم و روح بآنها داخل شد و آنها زنده گشته بر پایهای خود لشکر بینهایت عظیمی ایستادند * ۱۱ و او مرا گفت ای پسر انسان این استخوانها تمامی خاندان اسرائیل میباشند اینک ایشان میگویند استخوانهای ما خشک شد و امید ما ضایع گردید و خودمان منقطع گشتیم * ۱۲ لهذا نبوّت کرده بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من قبرهای شما را میگشایم و شما را ای قوم من از قبرهای شما درآورده بزمین اسرائیل خواهم آورد * ۱۳ و ای قوم من چون قبرهای شما را بگشایم و شما را از قبرهای شما بیرون آورم آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم * ۱۴ و روح خود را در شما خواهم نهاد تا زنده شوید و شما را در زمین خودتان مقیم خواهم ساخت پس خواهید دانست که من یهوه تکلّم نموده و بعمل آوردهام قول خداوند این است * ۱۵ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۱۶ و تو ای پسر انسان یک عصا برای خود بگیر و بر آن بنویس برای یهودا و برای بنی اسرائیل رفقای وی پس عصای دیگر بگیر و بر آن بنویس برای یوسف عصای افرایم و تمامی خاندان اسرائیل رفقای وی * ۱۷ و آنها را برای خودت با یکدیگر یک عصا ساز تا در دستت یک باشد * ۱۸ و چون ابناء قومت تو را خطاب کرده گویند آیا ما را خبر نمیدهی که از این کارها مقصود تو چیست * ۱۹ آنگاه بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من عصای یوسف را که در دست افرایم است و اسباط اسرائیل را که رفقای ویاندخواهم گرفت و آنها را با وی یعنی با عصای یهودا خواهم پیوست و آنها را یک عصا خواهم ساخت و در دستم یک خواهد شد * ۲۰ پس آن عصاها که بر آنها نوشتی در دست تو در نظر ایشان باشد * ۲۱ و بایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من بنی اسرائیل را از میان امّتهائی که بآنها رفتهاند گرفته ایشان را از هر طرف جمع خواهم کرد و ایشان را بزمین خودشان خواهم آورد * ۲۲ و ایشان را در آن زمین بر کوههای اسرائیل یک امّت خواهم ساخت و یک پادشاه بر جمیع ایشان سلطنت خواهد نمود و دیگر دو امّت نخواهند بود و دیگر بدو مملکت تقسیم نخواهند شد * ۲۳ و خویشتن را دیگر ببتها و رجاسات و همهٔ معصیتهای خود نجس نخواهند ساخت بلکه ایشان را از جمیع مساکن ایشان که در آنها گناه ورزیدهاند نجات داده ایشان را طاهر خواهم ساخت و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود * ۲۴ و بنده من داود پادشاه ایشان خواهد بود و یک شبان برای جمیع ایشان خواهد بود و باحکام من سلوک نموده و فرایض مرا نگاه داشته آنها را بجا خواهند آورد * ۲۵ و در زمینی که ببنده خود یعقوب دادم و پدران ایشان در آن ساکن میبودند ساکن خواهند شد و ایشان و پسران ایشان و پسران پسران ایشان تا بابد در آن سکونت خواهند نمود و بنده من داود تا ابدالا´باد رئیس ایشان خواهد بود * ۲۶ و با ایشان عهد سلامتی خواهم بست که برای ایشان عهد جاودانی خواهد بود و ایشان را مقیم ساخته خواهم افزود و مَقْدَس خویش را تا ابدالا´باد درمیان ایشان قرار خواهم داد * ۲۷ و مسکن من بر ایشان خواهد بود و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود * ۲۸ پس چون مَقْدس من در میان ایشان تا بابد بر قرار بوده باشد آنگاه امّتها خواهند دانست که من یهوه هستم که اسرائیل را تقدیس مینمایم *
باب سی و هشتم
۱ و کلام خداوند بر من نازل شده گفت * ۲ ای پسر انسان نظر خود را بر جوج که از زمین ماجوج و رئیس رُوش و ماشَک و توبال است بدار و بر او نبوّت نما * ۳ و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید اینک من ای جوج رئیس رُوش و ماشَک و توبال بضدّ تو هستم * ۴ و تو را بر گردانیده قلاّب خود را بچانهات میگذارم و تو را با تمامی لشکرت بیرون میآورم اسبان و سواران که جمیع ایشان با اسلحه تمام آراسته جمعیت عظیمی با سپرها و مِجِّنها و همگی ایشان شمشیرها بدست گرفته * ۵ فارس و کُوش و فُوط با ایشان و جمیع ایشان با سپر و خُود * ۶ جُومَرْ و تمامی افواجش و خاندان توجَرْمَه از اطراف شمال با تمامی افواجش و قومهای بسیار همراه تو * ۷ پس مستعّد شو و تو و تمامی جمعیتت که نزد تو جمع شدهاند خویشتن را مهیا سازید و تو مستحفظ ایشان باش * ۸ بعد از روزهای بسیار از تو تفقّد خواهد شد و در سالهای آخر بزمینی که از شمشیر استرداد شده است خواهی آمد که آن از میان قومهای بسیار بر کوههای اسرائیل که بخرابه دایمی تسلیم شده بود جمع شده است و آن از میان قومها بیرونآورده شده و تمامی اهلش بامنیت ساکن میباشند * ۹ امّا تو بر آن خواهی برآمد و مثل باد شدید داخل آن خواهی شد و مانند ابرها زمین را خواهی پوشانید تو و جمیع افواجت و قومهای بسیار که همراه تو میباشند * ۱۰ خداوند یهوه چنین میفرماید در آن روز چیزها در دل تو خطور خواهد کرد و تدبیری زشت خواهی نمود * ۱۱ و خواهی گفت بزمین بیحصار برمیآیم بر کسانی که باطمینان و امنیت ساکنند میآیم که جمیع ایشان بیحصارند و پشتبندها و دروازهها ندارند * ۱۲ تا تاراج نمائی و غنیمت را ببری و دست خود را بخرابههائی که معمور شده است و بقومی که از میان امّتها جمع شدهاند بگردانی که ایشان مواشی و اموال اندوختهاند و در وسط جهان ساکنند * ۱۳ شَبا و دَدان و تجّار تَرْشیش و جمیع شیران ژیان ایشان تو را خواهند گفت آیا بجهت گرفتن غارت آمدهای و آیا بجهت بردن غنیمت جمعیت خود را جمع کردهای تا نقره و طلا برداری و مواشی و اموال را بربائی و غارت عظیمی ببری * ۱۴ بنابراین ای پسر انسان نبوّت نموده جوج را بگو که خداوند یهوه چنین میفرماید در آن روز حینی که قوم من اسرائیل بامنیت ساکن باشند آیا تو نخواهی فهمید * ۱۵ و از مکان خویش از اطراف شمال خواهی آمد تو و قومهای بسیار همراه تو که جمیع ایشان اسب سوار و جمعیتی عظیم و لشکری کثیر میباشند * ۱۶ و بر قوم من اسرائیل مثل ابری که زمین را پوشاند خواهی برآمد در ایام بازپسین این بوقوع خواهد پیوست که تو را بزمین خود خواهم آورد تا آنکه امّتها حینی که من خویشتنرا در تو ای جوج بنظر ایشان تقدیس کرده باشم مرا بشناسند * ۱۷ خداوند یهوه چنین میگوید آیا تو آنکس نیستی که در ایام سلف بواسطه بندگانم انبیای اسرائیل که در آن ایام دربارهسالهای بسیار نبوّت نمودند در خصوص تو گفتم که تو را بر ایشان خواهم آورد * ۱۸ خداوند یهوه میگوید در آن روز یعنی در روزی که جوج بزمین اسرائیل برمیآید همانا حدّت خشم من ببینیام خواهد برآمد * ۱۹ زیرا در غیرت و آتش خشم خود گفتهام که هرآینه در آن روز تزلزل عظیمی در زمین اسرائیل خواهد شد * ۲۰ و ماهیان دریا و مرغان هوا و حیوانات صحرا و همهٔ حشراتی که بر زمین میخزند و همهٔ مردمانی که بر روی جهانند بحضور من خواهند لرزید و کوهها سرنگون خواهد شد و صخرهها خواهد افتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهد گردید * ۲۱ و خداوند یهوه میگوید من شمشیری بر جمیع کوههای خود بضدّ او خواهم خواند و شمشیر هر کس بر برادرش خواهد بود * ۲۲ و با وبا و خون بر او عقوبت خواهم رسانید و باران سیال و تگرگ سخت و آتش و گوگرد بر او و بر افواجش و بر قومهای بسیاری که با وی میباشند خواهم بارانید * ۲۳ و خویشتن را در نظر امّتهای بسیار معظّم و قدّوس و معروف خواهم نمود و خواهند دانست که من یهوه هستم *
باب سی و نهم
۱ پس تو ای پسر انسان دربارهٔ جوج نبوّت کرده بگو خداوند یهوه چنین میفرماید که اینک ای جوج رئیس رُوش و ماشَک و توبال من بضدّ تو هستم * ۲ و تو را برمیگردانم و رهبری مینمایم و تو را از اطراف شمال برآورده بر کوههای اسرائیل خواهمآورد * ۳ و کمان تو را از دست چپت انداخته تیرهای تو را از دست راستت خواهم افکند * ۴ و تو و همهٔ افواجت و قومهائی که همراه تو هستند بر کوههای اسرائیل خواهید افتاد و تو را بهر جنس مرغان شکاری و بحیوانات صحرا بجهت خوراک خواهم داد * ۵ خداوند یهوه میگوید که بروی صحرا خواهی افتاد زیرا که من تکلّم نمودهام * ۶ و آتشی بر ماجوج و بر کسانی که در جزایر بامنیت ساکنند خواهم فرستاد تا بدانند که من یهوه هستم * ۷ و نام قدّوس خود را در میان قوم خویش اسرائیل معروف خواهم ساخت و دیگر نمیگذارم که اسم قدّوس من بیحرمت شود تا امّتها بدانند که من یهوه قدّوس اسرائیل میباشم * ۸ اینک خداوند یهوه میگوید آن میآید و بوقوع خواهد پیوست و این همان روز است که دربارهاش تکلّم نمودهام * ۹ و ساکنان شهرهای اسرائیل بیرون خواهند آمد و اسلحه یعنی مَجِّن و سپر و کمان و تیرها و چوب دستی و نیزهها را آتش زده خواهند سوزانید و مدّت هفت سال آتش را بآنها زنده نگاه خواهند داشت * ۱۰ و هیزم از صحرا نخواهند آورد و چوب از جنگلها نخواهند برید زیرا که اسلحهها را بآتش خواهند سوزانید و خداوند یهوه میگوید که غارتکنندگانِ خود را غارت خواهند کرد و تاراجکنندگانِ خویش را تاراج خواهند نمود * ۱۱ و در آن روز موضعی برای قبر در اسرائیل یعنی وادی عابریم را بطرف مشرق دریا بجوج خواهم داد و راه عبور کنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامی جمعیت او را دفن خواهند کرد و آن را وادیهامون جوج خواهند نامید * ۱۲ و خاندان اسرائیل مدّت هفت ماه ایشان را دفن خواهند کرد تا زمین را طاهر سازند * ۱۳ و تمامی اهل زمین ایشان را دفن خواهند کرد و خداوند یهوه میگوید روز تمجید من نیکنامی ایشان خواهد بود * ۱۴ و کسانی را معین خواهند کرد که پیوسته در زمین گردش نمایند و همراه عبورکنندگان آنانی را که بر روی زمین باقی مانده باشند دفن کرده آن را طاهر سازند بعد از انقضای هفت ماه آنها را خواهند طلبید * ۱۵ و عبورکنندگان در زمین گردش خواهند کرد و اگر کسی استخوان آدمی بیند نشانی نزد آن برپا کند تا دفنکنندگانْ آن را در وادی هامون جوج مدفون سازند * ۱۶ و اسم شهر نیز هامونَه خواهد بود پس زمین را طاهر خواهند ساخت * ۱۷ و امّا تو ای پسر انسان خداوند یهوه چنین میفرماید که بهر جنس مرغان و بهمهٔ حیوانات صحرا بگو جمع شوید و بیایید و نزد قربانی من که آن را برای شما ذبح مینمایم فراهم آیید قربانی عظیمی بر کوههای اسرائیل تا گوشت بخورید و خون بنوشید * ۱۸ گوشت جبّاران را خواهید خورد و خون رؤسای جهان را خواهید نوشید از قوچها و برهها و بزها و گاوها که همهٔ آنها از پرواریهای باشان میباشند * ۱۹ و از قربانی من که برای شما ذبح مینمایم پیه خواهید خورد تا سیر شوید و خون خواهید نوشید تا مست شوید * ۲۰ و خداوند یهوه میگوید که بر سفره من از اسبان و سواران و جبّاران و همهٔ مردان جنگی سیر خواهید شد * ۲۱ و من جلال خود را در میان امّتها قرار خواهم داد و جمیع امّتها داوری مراکه آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا که بر ایشان فرود خواهم آورد مشاهده خواهند نمود * ۲۲ و خاندان اسرائیل از آن روز و بعد خواهند دانست که یهوه خدای ایشان من هستم * ۲۳ و امّتها خواهند دانست که خاندان اسرائیل بسبب گناه خودشان جلای وطن گردیدند زیرا چونکه بمن خیانت ورزیدند من روی خود را از ایشان پوشانیدم و ایشان را بدست ستمکاران ایشان تسلیم نمودم که جمیع ایشان بشمشیر افتادند * ۲۴ برحسب نجاسات و تقصیرات ایشان بایشان عمل نموده روی خود را از ایشان پوشانیدم * ۲۵ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید الان اسیران یعقوب را باز آورده بر تمامی خاندان اسرائیل رحمت خواهم فرمود و بر اسم قدّوس خود غیرت خواهم نمود * ۲۶ و حینی که ایشان در زمین خود بامنیت ساکن شوند و ترسانندهای نباشد آنگاه خجالت خود را و خیانتی را که بمن ورزیدهاند متحمّل خواهند شد * ۲۷ و چون ایشان را از میان امّتها برگردانم و ایشان را از زمین دشمنانشان جمع نمایم آنگاه در نظر امّتهای بسیار در ایشان تقدیس خواهم شد * ۲۸ و خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان هستم از آن رو که من ایشان را در میان امّتها جلای وطن ساختم و ایشان را بزمین خودشان جمع کردم و بار دیگر کسی را از ایشان در آنجا باقی نخواهم گذاشت * ۲۹ و خداوند یهوه میگویـد که مـن بار دیگـر روی خـود را از ایشـان نخواهـم پوشانیـد زیـرا که روح خویش را بر خاندان اسرائیل خواهم ریخت *
باب چهلم
۱ در سال بیست و پنجم اسیری ما در ابتدای سال در دهم ماه که سال چهاردهم بعد از تسخیر شهر بوده در همان روز دست خداوند بر من نازل شده مرا بآنجا برد * ۲ در رؤیاهای خدا مرا بزمین اسرائیل آورد و مرا بر کوه بسیار بلند قرار داد که بطرف جنوب آن مثل بنای شهر بود * ۳ و چون مرا بآنجا آورد اینک مردی که نمایش او مثل نمایش برنج بود و در دستش ریسمانی از کتان و نی برای پیمودن بود و نزد دروازه ایستاده بود * ۴ آن مرد مرا گفت ای پسر انسان بچشمان خود ببین و بگوشهای خویش بشنو و دل خود را بهرچه بتو نشان دهم مشغول ساز زیرا که تو را در اینجا آوردم تا این چیزها را بتو نشان دهم پس خاندان اسرائیل را از هر چه میبینی آگاه ساز * ۵ و اینک حصاری بیرون خانه گرداگردش بود و بدست آن مرد نی پیمایش شش ذراعی بود که هر ذراعش یک ذراع و یک قبضه بود پس عرض بنا را یک نی و بلندیاش را یک نی پیمود * ۶ پس نزد دروازهای که بسوی مشرق متوجّه بود آمده بپلّههایشبرآمد و آستانه دروازه را پیمود که عرضش یک نی بود و عرض آستانه دیگر را که یک نی بود * ۷ و طول هر غرفه یک نی بود و عرضش یک نی و میان غرفهها مسافت پنج ذراع و آستانه دروازه نزد رواق دروازه از طرف اندرون یک نی بود * ۸ و رواق دروازه را از طرف اندرون یک نی پیمود * ۹ پس رواق دروازه را هشت ذراع و اِسْبرهایش را دو ذراع پیمود و رواق دروازه بطرف اندرون بود * ۱۰ و حجرههای دروازه بطرفشرقی سه از اینطرف و سه از آنطرف بود و هر سه را یک پیمایش و اِسْبرها را از اینطرف و آنطرف یک پیمایش بود * ۱۱ و عرض دهنه دروازه را ده ذراع و طول دروازه را سیزده ذراع پیمود * ۱۲ و محجری پیش روی حجرهها از اینطرف یک ذراع و محجری از آنطرف یک ذراع و حجرهها از این طرف شش ذراع و از آنطرف شش ذراع بود * ۱۳ و عرض دروازه را از سقف یک حجره تا سقف دیگری بیست و پنج ذراع پیمود و دروازه در مقابل دروازه بود * ۱۴ و اِسْبَرْهارا شصت ذراع ساخت و رواق گرداگرد دروازه باِسْبَرْها رسید * ۱۵ و پیش دروازه مدخل تا پیش رواق دروازه اندرونی پنجاه ذراع بود * ۱۶ و حجرهها و اِسْبَرْهای آنها را باندرون دروازه پنجرههای مشبّک بهر طرف بود و همچنین رواقها را و پنجرهها بطرف اندرون گرداگرد بود و بر اِسْبَرْها نخلها بود * ۱۷ پس مرا بصحن بیرونی آورد و اینک اطاقها و سنگ فرشی که برای صحن از هر طرفش ساخته شده بود و سی اطاق بر آن سنگ فرش بود * ۱۸ و سنگ فرش یعنی سنگ فرش پائینی بجانب دروازهها یعنی باندازهطول دروازهها بود * ۱۹ و عرضش را از برابر دروازه پایینی تا پیش صحن اندرونی از طرف بیرون صد ذراع بسمت مشرق و سمت شمال پیمود * ۲۰ و طول و عرض دروازهای را که رویش بطرف شمال صحن بیرونی بود پیمود * ۲۱ و حجرههایش سه از اینطرف و سه از آنطرف و اِسْبَرهایش و رواقهایش موافق پیمایش دروازه اوّل بود طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع * ۲۲ و پنجرههایش و رواقهایش و نخلهایش موافق پیمایش دروازهای که رویش بسمت مشرق است بود و بهفت پلّه بآن برمیآمدند و رواقهایش پیش روی آنها بود * ۲۳ و صحن اندرونی را دروازهای در مقابل دروازه دیگر بطرف شمال و بطرف مشرق بود و از دروازه تا دروازه صد ذراع پیمود * ۲۴ پس مرا بطرف جنوب برد و اینک دروازهای بسمت جنوب و اِسْبَرهایش و رواقهایش را مثل این پیمایشها پیمود * ۲۵ و برای آن و برای رواقهایش پنجرهها مثل آن پنجرهها گرداگردش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود * ۲۶ وزینههای آن هفت پلّه داشت و رواقش پیش آنها بود و آن را نخلها یکی از اینطرف و دیگری از آنطرف بر اِسْبَرهایش بود * ۲۷ و صحن اندرونی بطرف جنوب دروازهای داشت و از دروازه تا دروازه بسمت جنوب صد ذراع پیمود * ۲۸ و مرا از دروازه جنوبی بصحن اندرونی آورد و دروازه جنوبی را مثل این پیمایشها پیمود * ۲۹ و حجرههایش و اِسْبرهایش و رواقهایش موافق این پیمایشها بود و در آن و در رواقهایش پنجرهها گرداگردش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود * ۳۰ و طول رواقی که گرداگردش بود بیست و پنج ذراع و عرضش پنج ذراع بود * ۳۱ و رواقش بصحن بیرونی میرسید و نخلها بر اِسْبَرهایش بود و زینهاش هشت پلّه داشت * ۳۲ پس مرا بصحن اندرونی بسمت مشرقآورد و دروازه را مثل این پیمایشها پیمود * ۳۳ و حجرههایش و اِسْبَرهایش و رواقهایش موافق این پیمایشها بود و درآن و در رواقهایش پنجرهها بهر طرفش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود * ۳۴ و رواقهایش بسوی صحن بیرونی و نخلها بر اِسْبَرهایش از این طرف و آنطرف بود و زینهاش هفت پلّه داشت * ۳۵ و مرا بدروازه شمالی آورد و آن را مثل این پیمایشها پیمود * ۳۶ و حجرههایش و اسبرهایش و رواقهایش را نیز و پنجرهها گرداگردش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود * ۳۷ و اسبرهایش بسوی صحن بیرونی بود و نخلها بر اسبرهایش از اینطرف و از آنطرف بود و زینهاش هشت پلّه داشت * ۳۸ و نزد اسبرهای دروازهها اطاقی با دروازهاش بود که در آن قربانیهای سوختنی را میشستند * ۳۹ و در رواق دروازه دو میز از اینطرف و دو میز از آن طرف بود تا بر آنها قربانیهای سوختنی و قربانیهای گناه و قربانیهای جرم را ذبح نمایند * ۴۰ و بیک جانب از طرف بیرون نزد زینه دهنه دروازه شمالی دو میز بود و بجانب دیگر که نزد رواق دروازه بود دو میز بود * ۴۱ چهار میز از اینطرف و چهار میز از آنطرف بپهلوی دروازه بود یعنی هشت میز که بر آنها ذبح میکردند * ۴۲ و چهار میز برای قربانیهای سوختنی از سنگ تراشیده بود که طول هر یک یک ذراع و نیم و عرضش یک ذراع و نیم و بلندیاش یک ذراع بود و بر آنها آلاتی را که بآنها قربانیهای سوختنی و ذبایح را ذبح مینمودند مینهادند * ۴۳ و کنارههای یک قبضه قد در اندرون از هر طرف نصب بود و گوشت قربانیها بر میزها بود * ۴۴ و بیرون دروازه اندرونی اطاقهای مغنیان در صحن اندرونی بپهلوی دروازه شمالی بود و روی آنها بسمت جنوب بود و یکی بپهلوی دروازه مشرقی که رویش بطرف شمال میبود بود * ۴۵ و او مرا گفت این اطاقی که رویش بسمت جنوب است برای کاهنانی که ودیعت خانه را نگاه میدارند میباشد * ۴۶ و اطاقی که رویش بسمت شمال است برای کاهنانی که ودیعت مذبح را نگاه میدارند میباشد اینانند پسران صادوق از بنی لاوی که نزدیک خداوند میآیند تا او را خدمت نمایند * ۴۷ و طول صحن را صد ذراع پیمود و عرضش را صد ذراع و آن مربّع بود و مذبح در برابر خانه بود * ۴۸ و مرا برواق خانه آورد و اسبرهای رواق را پنج ذراع از اینطرف و پنج ذراع از آنطرف پیمود و عرض دروازه را سه ذراع از اینطرف و سه ذراع از آنطرف * ۴۹ و طول رواق بیست ذراع و عرضش یازده ذراع و نزد زینهاش که از آن برمیآمدند دو ستون نزد اسبرها یکی از اینطرف و دیگری از آنطرف بود *
باب چهل و یکم
۱ و مرا بهیکل آورد و عرض اسبرها را شش ذراع از اینطرف و عرض آنها را شش ذراع از آنطرف که عرض خیمه بود پیمود * ۲ و عرض مدخل ده ذراع بود و جانبهای مدخل از اینطرف پنج ذراع و از آنطرف پنج ذراع بود و طولش را چهل ذراع و عرضش را بیست ذراع پیمود * ۳ و باندرون داخل شده اسبرهای مدخل را دو ذراع و مدخل را شش ذراع و عرض مدخل را هفت ذراع پیمود * ۴ و طولش را بیستذراع و عرضش را بیست ذراع پیش روی هیکل پیمود و مرا گفت این قدسالاقداس است * ۵ و دیوار خانه را شش ذراع پیمود و عرض غرفهها که گرداگرد خانه بهر طرف میبود چهار ذراع بود * ۶ و غرفهها روی همدیگر سه طبقه بود و در هر رستهای سی و در دیواری که بجهت غرفهها گرداگرد خانه بود داخل میشد تا در آن متمکّن شود و در دیوار خانه متمکّن نشود * ۷ و غرفهها خانه را بالاتر و بالاتر احاطه کرده وسیعتر میشد زیرا که خانه را بالاتر و بالاتر گرداگرد خانه احاطه میکرد و از این جهت خانه بسوی بالا وسیعتر میبود و همچنین از طبقه تحتانی بطبقه وسطی تا طبقه فوقانی بالا میرفتند * ۸ و بلندی خانه را از هر طرف ملاحظه نمودم و اساسهای غرفهها یک نی تمام یعنی شش ذراع بزرگ بود * ۹ و بطرف بیرون عرض دیواری که بجهت غرفهها بود پنج ذراع بود و فُسْحَت باقی مانده مکان غرفههای خانه بود * ۱۰ و در میان حجرهها عرض بیست ذراعی گرداگرد خانه بهر طرفش بود * ۱۱ و درهای غرفهها بسوی فُسْحَتْ بود یک در بسوی شمال و در دیگر بسوی جنوب و عرض مکان فُسْحَت پنج ذراع گرداگرد * ۱۲ و عرض بنیانی که رو بروی مکان منفصل بود در گوشه سمت مغرب هفتاد ذراع و عرض دیوار گرداگرد بنیان پنج ذراع و طولش نود ذراع بود * ۱۳ و طول خانه را صد ذراع پیمود و طول مکان منفصل و بنیان و دیوارهایش را صد ذراع * ۱۴ و عرض جلو خانه و مکان منفصل بسمت مشرق صد ذراع بود * ۱۵ و طول بنیان را تا پیش مکان منفصل که در عقبش بود با ایوانهایش از اینطرف و آنطرف صد ذراع پیمود و هیکلاندرونی و رواقهای صحنها را * ۱۶ و آستانهها و پنجرههای مُشَبَّک و ایوانها گرداگرد در سه طبقه مقابل آستانه از زمین تا پنجرهها از هر طرف چوب پوش بود و پنجرهها هم پوشیده بود * ۱۷ تا بالای درها و تا خانه اندرونی و بیرونی و بر تمامی دیوار گرداگرد از اندرون و بیرون بهمین پیمایشها * ۱۸ و کروبیان و نخلها در آن ساخته شده بود ودر میان هر دو کروبی یک نخل بود و هر کروبی دو رو داشت * ۱۹ یعنی روی انسان بسوی نخل از اینطرف و روی شیر بسوی نخل از آنطرف بر تمامی خانه بهر طرفش ساخته شده بود * ۲۰ و از زمین تا بالای درها کروبیان و نخلها مصوّر بود و بر دیوار هیکل هم چنین * ۲۱ و باهوهای هیکل مربّع بود و منظر جلو قدس مثل منظر آن بود * ۲۲ و مذبح چوبین بود بلندیاش سه ذراع و طولش دو ذراع و گوشههایش و طولش و دیوارهایش از چوب بود و او مرا گفت میزی که در حضور خداوند میباشد این است * ۲۳ و هیکل و قدس را دو در بود * ۲۴ و هر در را دو لنگه بود و این دو لنگه تا میشد یک در را دو لنگه و در دیگر را دو لنگه * ۲۵ و بر آنها یعنی بر درهای هیکل کروبیان و نخلها مصوّر بود بطوری که در دیوارها مصوّر بود و آستانه چوبین پیش روی رواق بطرف بیرون بود * ۲۶ بر جانب رواق پنجرههای مشبّک باینطرف و بآنطرف بود و همچنین بر غرفههای خانه و بر آستانهها *
باب چهل و دوم
۱ و مرا بصحن بیرونی از راه سمت شمالی بیرون برد و مرا بحجرهای که مقابل مکان مُنفَصل و روبروی بنیان بطرف شمال بود آورد * ۲ جلو طول صد ذراعی در شمالی بود و عرضش پنجاه ذراع بود * ۳ مقابل بیست ذراع که از آن صحن اندرونی بود و مقابل سنگفرشی که از صحن بیرونی بود دهلیزی روبروی دهلیزی در سه طبقه بود * ۴ و پیش روی حجرهها بطرف اندرون خَرَندی بعرض ده ذراع بود و راهی یک ذراع و درهای آنها بطرف شمال بود * ۵ و حجرههای فوقانی کوتاه بود زیرا که دهلیزها از آنها میگرفتند بیشتر از آنچه آنها از حجرههای تحتانی و وسطی بنیان میگرفتند * ۶ چونکه سه طبقه بود و ستونها مثل ستونهای صحنها نداشت و از این سبب طبقه فوقانی از طبقات تحتانی و وسطی از زمین تنگتر میشد * ۷ و طول دیواری که بطرف بیرون مقابل حجرهها بسوی صحن بیرونی روبروی حجرهها بود پنجاه ذراع بود * ۸ زیرا طول حجرههائی که در صحن بیرونی بود پنجاه ذراع بود و اینک جلو هیکل صد ذراع بود * ۹ و زیر این حجرهها از طرف شرقی مدخلی بود که از آن بآنها از صحن بیرونی داخل میشدند * ۱۰ و در حجم دیوار صحن که بطرف مشرق بود پیش روی مکان منفصل و مقابل بنیان حجرهها بود * ۱۱ و راه مقابل آنها مثل نمایش راه حجرههای سمت شمال بود عرض آنها مطابق طول آنها بود و تمامی مَخْرَجهای اینها مثل رسم آنها و درهای آنها * ۱۲ و مثل درهای حجرههای سمت جنوب دری بر سر راه بود یعنی بر راهی که راست پیش روی دیوار مشرقی بود جائی که بآنها داخل میشدند * ۱۳ و مرا گفت حجرههای شمالی و حجرههای جنوبی که پیش روی مکان منفصلاست حجرههای مقدّس میباشد که کاهنانی که بخداوند نزدیک میآیند قدسِ اقداس را در آنها میخورند و قدسِ اقداس و هدایای آردی و قربانیهای گناه و قربانیهای جرم را در آنها میگذارند زیرا که این مکانْ مقدّس است * ۱۴ و چون کاهنان داخل آنها میشوند دیگر از قدس بصحن بیرونی بیرون نمیآیند بلکه لباسهای خود را که در آنها خدمت میکنند در آنها میگذارند زیرا که آنها مقدّس میباشد و لباس دیگر پوشیده بآنچه بقوم تعلّق دارد نزدیک میآیند * ۱۵ و چون پیمایشهای خانه اندرونی را باتمام رسانید مرا بسوی دروازهای که رویش بسمت مشرق بود بیرون آورد و آن را از هر طرف پیمود * ۱۶ جانب شرقی آن را بنی پیمایش پانصد نی پیمود یعنی بنی پیمایش آن را از هر طرف پیمود * ۱۷ و جانب شمالی را بنی پیمایش از هر طرف پانصد نی پیمود * ۱۸ و جانب جنوبی را بنی پیمایش پانصد نی پیمود * ۱۹ پس بسوی جانب غربی برگشته آن را بنی پیمایش پانصد نی پیمود * ۲۰ هر چهار جانب آن را پیمود و آن را دیواری بود که طولش پانصد و عرضش پانصد نی بود تا در میان مقدّس و غیرمقدّس فرق گذارد *
باب چهل و سوم
۱ و مرا نزد دروازه آورد یعنی بدروازهای که بسمت مشرق متوجّه بود * ۲ واینک جلال خدای اسرائیل از طرف مشرق آمد و آواز او مثل صدای آبهای بسیار بودو زمین از جلال او منوّر گردید * ۳ و مثل منظر آن رؤیائی بود که دیده بودم یعنی مثل آن رؤیا که در وقت آمدن من برای تخریب شهر دیده بودم و رؤیاها مثل آن رؤیا بود که نزد نهر خابُور مشاهده نموده بودم پس بروی خود در افتادم * ۴ پس جلال خداوند از راه دروازهای که رویش بسمت مشرق بود بخانه درآمد * ۵ و روحْ مرا برداشته بصحن اندرونی آورد و اینک جلال خداوند خانه را مملّو ساخت * ۶ و هاتفی را شنیدم که از میان خانه بمن تکلّم مینماید و مردی پهلوی من ایستاده بود * ۷ و مرا گفت ای پسر انسان این است مکان کرسی من و مکان کف پایهایم که در آن در میان بنی اسرائیل تا بابد ساکن خواهم شد و خاندان اسرائیل هم خود ایشان و هم پادشاهان ایشان بار دیگر بزناها و لاشهای پادشاهان خود در مکانهای بلند خویش نام قدّوس مرا بیحرمت نخواهند ساخت * ۸ از اینکه آستانههای خود را نزد آستانه من و باهوهای خویش را بپهلوی باهوهای من برپا کردهاند و در میان من و ایشان فقط دیواری است پس اسم قدّوس مرا برجاسات خویش که آنها را بعمل آوردهاند بیحرمت ساختهاند لهذا من در خشم خود ایشان را تلف نمودهام * ۹ حال زناهای خود و لاشهای پادشاهان خویش را از من دور بنمایند و من در میان ایشان تا بابد سکونت خواهم نمود * ۱۰ و تو ای پسر انسان خاندان اسرائیل را از این خانه مطلّع ساز تا از گناهان خود خجل شوند و ایشان نمونه آن را بپیمایند * ۱۱ و اگر از هر چه بعمل آوردهاند خجل شوند آنگاه صورت خانه را و نمونه و مخرجها و مدخلها وتمامی شکلها و همهٔ فرایض و جمیع صورتها و تمامی قانونهایش را برای ایشان اعلام نما و بنظر ایشان بنویس تا تمامی صورتش و همهٔ فرایضش را نگاه داشته بآنها عمل نمایند * ۱۲ و قانون خانه این است که تمامی حدودش بر سر کوه از همهٔ اطرافش قدس اقداس باشد اینک قانون خانه همین است * ۱۳ و پیمایشهای مذبح بذراعها که هر ذراع یک ذراع و یک قبضه باشد این است سینهاش یک ذراع و عرضش یک ذراع و حاشیهای که گرداگرد لبش میباشد یک وجب و این پشت مذبح میباشد * ۱۴ و از سینه روی زمین تا خروج پایینی دو ذراع و عرضش یک ذراع و از خروج کوچک تا خروج بزرگ چهار ذراع و عرضش یک ذراع * ۱۵ و آتشدانش چهار ذراع و از آتش دان چهار شاخ برآمده بود * ۱۶ و طول آتشدان دوازده و عرضش دوازده و از هر چهار طرف مربّع بود * ۱۷ و طول خروج چهارده و عرضش چهارده بر چهار طرفش بود و حاشیهای که گرداگردش بود نیم ذراع و دایره سینهاش یک ذراع و پلهّهایش بسمت مشرق متوجّه بود * ۱۸ و او مرا گفت ای پسر انسان خداوند یهوه چنین میفرماید این است قانونهای مذبح در روزی که آن را بسازند تا قربانیهای سوختی بر آن بگذرانند و خون بر آن بپاشند * ۱۹ و خداوند یهوه میفرماید که بلاویان کَهَنَه که از ذریت صادوق میباشند و بجهت خدمت من بمن نزدیک میآیند یک گوساله بجهت قربانی گناهبده * ۲۰ و از خونش گرفته بر چهار شاخش و بر چهار گوشه خروج و بر حاشیهای که گرداگردش است بپاش و آن را طاهر ساخته برایش کفّاره کن * ۲۱ گوساله قربانی گناه را بگیر و آن را در مکان معین خانه بیرون از مَقْدَس بسوزانند * ۲۲ و در روز دوّم بز نر بی عیبی برای قربانی گناه بگذران تا مذبح را بآن طاهر سازند چنانکه آن را بگوساله طاهر ساختند * ۲۳ و چون از طاهر ساختن آن فارغ شدی گوساله بیعیب و قوچی بیعیب از گله بگذران * ۲۴ تو آن را بحضور خداوند نزدیک بیاور و کاهنان نمک بر آنها پاشیده آنها را بجهت قربانی سوختنی برای خداوند بگذرانند * ۲۵ هر روز از هفت روز تو بز نری برای قربانی گناه بگذران و ایشان گوسالهای و قوچی از گله هر دو بیعیب بگذرانند * ۲۶ هفت روز ایشان کفّاره برای مذبح نموده آن را طاهر سازند و تخصیص کنند *
۲۷ و چون این روزها را باتمام رسانیدند پس در روز هشتم و بعد از آن کاهنان قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی شما را بر مذبح بگذرانند و من شما را قبول خواهم کرد قول خداوند یهوه این است *باب چهل و چهارم
۱ و مرا براه دروازه مَقْدَس بیرونی که بهسمت مشرق متوجّه بود باز آورد و آن بسته شده بود * ۲ و خداوند مرا گفت این دروازه بسته بماند و گشوده نشود وهیچ کس از آن داخل نشود زیرا که یهوه خدای اسرائیل از آن داخل شده لهذا بسته بماند * ۳ و امّا رئیس چونکه او رئیس است در آن بجهت خوردن غذا بحضورخداوند بنشیند و از راه رواق دروازه داخل شود و از همان راه بیرون رود * ۴ پس مرا از راه دروازهشمالی پیش روی خانه آورد و نگریستم و اینک جلال خداوند خانه خداوند را مملّو ساخته بود و بروی خود درافتادم * ۵ و خداوند مرا گفت ای پسر انسان دل خود را بهرچه تو را گویم دربارهٔ تمامی قانونهای خانه خداوند و همهٔ قواعدش مشغول ساز و بچشمان خود ببین و بگوشهای خود بشنو و دل خویش را بمدخل خانه و بهمهٔ مخرجهای مقدس مشغول ساز * ۶ و باین متمرّدین یعنی بخاندان اسرائیل بگو خداوند یهوه چنین میفرماید ای خاندان اسرائیل از تمامی رجاسات خویش باز ایستید * ۷ زیرا که شما اجنبیان نامختون دل و نامختون گوشت را داخل ساختید تا در مَقْدَس من بوده خانه مرا ملوّث سازند و چون شما غذای من یعنی پیه و خون را گذرانیدید ایشان علاوه بر همهٔ رجاسات شما عهد مرا شکستند * ۸ و شما ودیعت اقداس مرا نگاه نداشتید بلکه کسان بجهت خویشتن تعیین نمودید تا ودیعت مرا در مَقْدَس من نگاه دارند * ۹ خداوند یهوه چنین میفرماید هیچ شخص غریبِ نامختون دل و نامختون گوشت از همهٔ غریبانی که در میان بنی اسرائیل باشند بمَقْدَس من داخل نخواهد شد * ۱۰ بلکه آن لاویان نیز که در حین آواره شدن بنی اسرائیل از من دوری ورزیده از عقب بتهای خویش آواره گردیدند متحمّل گناه خود خواهند شد * ۱۱ زیرا خادمانِ مقدس من و مستحفظان دروازههای خانه وملازمان خانه هستند و ایشان قربانیهای سوختنی و ذبایح قوم را ذبح مینمایند و بحضور ایشان برای خدمت ایشان میایستند * ۱۲ و از این جهت که بحضور بتهای خویش ایشان را خدمت نمودند و برای خاندان اسرائیل سنگ مصادم گناه شدند بنابراین خداوند یهوه میگوید دست خود را بضدّ ایشان برافراشتم که متحمّل گناه خود خواهند شد * ۱۳ و بمن نزدیک نخواهند آمد و بکهانت من نخواهند پرداخت و بهیچ چیز مقدّس در قدسالاقداس نزدیک نخواهند آمد بلکه خجالت خویش و رجاسات خود را که بعمل آوردند متحمّل خواهند شد * ۱۴ لیکن ایشان را بجهت تمامی خدمت خانه و برای هر کاری که در آن کرده میشود مستحفظان ودیعت آن خواهم ساخت * ۱۵ لیکن لاویان کَهَنَه از بنی صادوق که در حینی که بنی اسرائیل از من آواره شدند ودیعت مَقْدَس مرا نگاه داشتند خداوند یهوه میگوید که ایشان بجهت خدمت من نزدیک خواهند آمد و بحضور من ایستاده پیه و خون را برای من خواهند گذرانید * ۱۶ و ایشان بمَقْدَس من داخل خواهند شد و بجهت خدمت من بخوان من نزدیک خواهند آمد و ودیعت مرا نگاه خواهند داشت * ۱۷ و هنگامی که بدروازههای صحن اندرونی داخل شوند لباس کتانی خواهند پوشید و چون در دروازههای صحن اندرونی و در خانه مشغول خدمت باشند هیچ لباس پشمین نپوشند * ۱۸ عمامههای کتانی بر سر ایشان و زیرجامه کتانی بر کمرهای ایشان باشد و هیچچیزی که عرق آورد در بر نکنند * ۱۹ و چون بصحن بیرونی یعنی بصحن بیرونی نزد قوم بیرون روند آنگاه لباس خویش را که در آن خدمت میکنند بیرون کرده آن را در حجرههای مقدّس بگذارند و بلباس دیگر ملبّس شوند و قوم را در لباس خویش تقدیس ننمایند * ۲۰ و ایشان سر خود را نتراشند و گیسوهای بلند نگذارند بلکه موی سر خود را بچینند * ۲۱ و کاهن وقت درآمدنش در صحن اندرونی شراب ننوشد * ۲۲ و زن بیوه یا مطلقّه را بزنی نگیرند بلکه باکرهای که از ذریت خاندان اسرائیل باشد یا بیوهای را که بیوه کاهن باشد بگیرند * ۲۳ و فرق میان مقدّس و غیرمقدّس را بقوم من تعلیم دهند و تشخیص میان طاهر و غیرطاهر را بایشان اعلام نمایند * ۲۴ و چون در مرافعهها بجهت محاکمه بایستند بر حسب احکام من داوری بنمایند و شرایع و فرایض مرا در جمیع مواسم من نگاه دارند و سَبَّتهای مرا تقدیس نمایند * ۲۵ و احدی از ایشان بمیته آدمی نزدیک نیامده خویشتن را نجس نسازد مگر اینکه بجهت پدر یا مادر یا پسر یا دختر یا برادر یا خواهری که شوهر نداشته باشد جایز است که خویشتن را نجس سازد * ۲۶ و بعد از آنکه طاهر شود هفت روز برای وی بشمارند * ۲۷ و خداوند یهوه میفرماید در روزی که بصحن اندرونی قدس داخل شود تا در قدس خدمت نماید آنگاه قربانی گناه خود را بگذراند * ۲۸ و ایشان را نصیبی خواهد بود من نصیب ایشان خواهم بود پس ایشان را در میان اسرائیل مِلک ندهید زیرا که من ملِک ایشان خواهم بود * ۲۹ و ایشان هدایای آردی و قربانیهای گناه و قربانیهای جرم را بخورند و همهٔ موقوفات اسرائیل از آن ایشان خواهد بود * ۳۰ و اوّل تمامی نوبرهای همهٔ چیز و هر هدیهای از همهٔ چیزها از جمیع هدایای شما از آن کاهنان خواهد بود و خمیر اوّل خود را بکاهن بدهید تا برکت بر خانه خود فرود آورید * ۳۱ و کاهن هیچ میته یا دریده شدهای را از مرغ یا بهایم نخورد *
باب چهل و پنجم
۱ و چون زمین را بجهت ملکیت بقرعه تقسیم نمایید حصّه مقدّس را که طولش بیست و پنج هزار نی و عرضش ده هزار نی باشد هدیهای برای خداوند بگذرانید و این بتمامی حدودش از هر طرف مقدّس خواهد بود * ۲ و از این پانصد در پانصد نی از هر طرف مربع برای قدس خواهد بود و نواحی آن از هر طرفش پنجاه ذراع * ۳ و از این پیمایش طول بیست و پنج هزار و عرض ده هزار نی خواهی پیمود تا در آن جای مقدّس قدسالاقداس باشد * ۴ و این برای کاهنانی که خادمان مَقْدَس باشند و بجهت خدمت خداوند نزدیک میآیند حصّه مقدّس از زمین خواهد بود تا جای خانهها بجهت ایشان و جای مقدّس بجهت قدس باشد * ۵ و طول بیست و پنج هزار و عرض ده هزار نی بجهت لاویانی که خادمان خانه باشند خواهد بود تا ملک ایشان برای بیست خانه باشد * ۶ و مِلْک شهر را که عرضش پنجهزار و طولش بیست و پنجهزار نی باشد موازی آن هدیه مقدّس قرارخواهید داد و این از آن تمامی خاندان اسرائیل خواهد بود * ۷ و از اینطرف و از آنطرف هدیه مقدس و مِلْک شهر مقابل هدیه مقدّس و مقابل ملک شهر از جانب غربی بسمت مغرب و از جانب شرقی بسمت مشرق حصّه رئیس خواهد بود و طولش موازی یکی از قسمتها از حدّ مغرب تا حدّ مشرق خواهد بود * ۸ و این در آن زمین در اسرائیل مِلْک او خواهد بود تا رؤسای من بر قوم من دیگر ستم ننمایند و ایشان زمین را بخاندان اسرائیل بر حسب اسباط ایشان خواهند داد * ۹ خداوند یهوه چنین میگوید ای سروران اسرائیل باز ایستید و جور و ستم را دور کنید و انصاف و عدالت را بجا آورید و ظلم خود را از قوم من رفع نمایید قول خداوند یهوه این است * ۱۰ میزان راست و ایفای راست و بَتِّ راست برای شما باشد * ۱۱ و ایفا و بَتِّ یکمقدار باشد بنوعی که بَتِّ بعُشر حُومَرْ و ایفا بعُشر حُومَرْ مساوی باشد مقدار آنها بر حسب حْومَرْ باشد * ۱۲ و مثقال بیست جِیرَه باشد و مَنّای شما بیست مثقال و بیست و پنج مثقال و پانزده مثقال باشد * ۱۳ و هدیهای که بگذرانید این است یک سُدْس ایفا از هر حومر گندم و یک سدس ایفا از هر حومر جو بدهید * ۱۴ و قسمت معین روغن بر حسب بَتِّ روغن یک عُشرِ بَتّ از هر کُّر یا حومَرِ ده بَتّ باشد زیرا که ده بَتّ یک حُومَر میباشد * ۱۵ و یک گوسفند از دویست گوسفند از مرتعهای سیراب اسرائیل برای هدیه آردی و قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی بدهند تا برای ایشان کفّاره بشود قول خداوند یهوه این است * ۱۶ و تمامی قوم زمین این هدیه را برای رئیس در اسرائیل بدهند * ۱۷ و رئیس قربانیهای سوختنی و هدایای آردی و هدایای ریختنی را در عیدها و هلالها و سَبَّتها و همهٔ مواسِم خاندان اسرائیل بدهد واو قربانی گناه و هدیه آردی و قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی را بجهت کفّاره برای خاندان اسرائیل بگذراند * ۱۸ خداوند یهوه چنین میگوید در غُرّه ماه اوّل گاوی جوان بیعیب گرفته مَقْدَس را طاهر خواهی نمود * ۱۹ و کاهن قدری از خون قربانی گناه گرفته آن را بر چهار چوب خانه و بر چهار گوشه خروج مذبح و بر چهار چوب دروازه صحن اندرونی خواهد پاشید * ۲۰ و همچنین در روز هفتم ماه برای هر که سهواً یا غفلتاً خطا ورزد خواهی کرد و شما برای خانه کفاّره خواهید نمود * ۲۱ و در روز چهاردهم ماه اوّل برای شما هفت روز عید فِصَح خواهد بود که در آنها نان فطیر خورده شود * ۲۲ و در آن روز رئیس گاو قربانی گناه را برای خود و برای تمامی اهل زمین بگذراند * ۲۳ و در هفت روز عید یعنی در هر روز از آن هفت روز هفت گاو و هفت قوچ بیعیب بجهت قربانی سوختنی برای خداوند و هر روز یک بز نر بجهت قربانی گناه بگذارند * ۲۴ و هدیه آردیش را یک ایفا برای هر گاو و یک ایفا برای هر قوچ و یک هین روغن برای هر ایفا بگذراند *
۲۵ و از روز پانزدهم ماه هفتم در وقت عید موافق اینها یعنی موافق قربانی گناه و قربانی سوختنی و هدیه آردی و روغن تا هفت روز خواهد گذرانید *باب چهل و ششم
۱ خداوند یهوه چنین میگوید دروازه صحن اندرونی که بسمت مشرق متوجّه است در شش روز شغل بسته بماند و در روز سَبَّت مفتوح شود و در روز اوّل ماه گشاده گردد * ۲ و رئیس از راه رواقِ دروازه بیرونی داخل شود و نزد چهار چوب دروازه بایستد و کاهنان قربانی سوختنی و ذبیحه سلامتی او را بگذرانند و او بر آستانه دروازه سجده نماید پس بیرون برود امّا دروازه تا شام بسته نشود * ۳ و اهل زمین در سَبَّتها و هلالها نزد دهنه آن دروازه بحضور خداوند سجده نمایند * ۴ و قربانی سوختنی که رئیس در روز سَبَّت برای خداوند بگذراند شش بره بیعیب و یک قوچ بیعیب خواهد بود * ۵ و هدیه آردیاش یک ایفا برای هر قوچ باشد و هدیهاش برای برهها هر چه از دستش برآید و یک هین روغن برای هر ایفا * ۶ و در غرّه ماه یک گاو جوان بیعیب و شش بره و یک قوچ که بیعیب باشد * ۷ و هدیه آردیاش یک ایفا برای هر گاو و یک ایفا برای هر قوچ و هر چه از دستش برآید برای برهها و یک هین روغن برای هر ایفا بگذراند * ۸ و هنگامی که رئیس داخل شود از راه رواق دروازه درآید و از همان راه بیرون رود * ۹ و هنگامی که اهل زمین در مواسم بحضور خداوند داخل شوند آنگاه هر که از راه دروازه شمالی بجهت عبادت داخل شود از راه دروازه جنوبی بیرون رود و هرکه از راه دروازه جنوبی داخل شود از راه دروازه شمالی بیرون رود و از آن دروازه که از آن داخل شده باشد برنگردد بلکه پیش روی خود بیرون رود * ۱۰ و چون ایشان داخل شوند رئیس در میان ایشان داخل شود وچون بیرون روند با هم بیرون روند * ۱۱ و هدیه آردیاش در عیدها و مواسم یک ایفا برای هر گاو و یک ایفا برای هر قوچ و هر چه از دستش برآید برای برهها و یک هین روغن برای هر ایفا خواهد بود * ۱۲ و چون رئیس هدیه تبرّعی را خواه قربانی سوختنی یا ذبایح سلامتی بجهت هدیه تبرّعی برای خداوند بگذراند آنگاه دروازهای را که بسمت مشرق متوجّه است بگشایند و او قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی خود را بگذراند بطوری که آنها را در روز سَبَّت میگذراند پس بیرون رود و چون بیرون رفت دروازه را ببندند * ۱۳ و یک بره یک ساله بیعیب هر روز بجهت قربانی سوختنی برای خداوند خواهی گذرانید هر صبح آن را بگذران * ۱۴ و هر بامداد هدیه آردی آن را خواهی گذرانید یعنی یک سُدْسِ ایفا و یک ثلث هین روغن که بر آرْد نرم پاشیده شود که هدیه آردی دایمی برای خداوند بفریضه ابدی خواهد بود * ۱۵ پس بره و هدیه آردیاش و روغنش را هر صبح بجهت قربانی سوختنی دایمی خواهند گذرانید * ۱۶ خداوند یهوه چنین میگوید چون رئیس بخششی بیکی از پسران خود بدهد حقّ ارثیت آن از آنِ پسرانش خواهد بود و مِلْکِ ایشان برسم ارثیت خواهد بود * ۱۷ لیکن اگر بخششی از ملک موروث خویش بیکی از بندگان خود بدهد تا سال انفکاک از آن او خواهد بود پس برئیس راجع خواهد شد و میراث او فقط از آن پسرانش خواهد بود * ۱۸ و رئیس از میراث قوم نگیرد و مِلک ایشان را غصب ننماید بلکه پسران خود را از ملک خویش میراث دهد تا قوم من هرکس از ملک خویش پراکنده نشوند * ۱۹ پس مرا از مدخلی که بپهلوی دروازه بود بحجرههای مقدّس کاهنان که بسمت شمال متوجّه بود درآورد و اینک در آنجا بهر دو طرف بسمت مغرب مکانی بود * ۲۰ و مرا گفت این است مکانی که کاهنان قربانی جرم و قربانی گناه را طبخ مینمایند و هدیه آردی را میپزند تا آنها را بصحن بیرونی بجهت تقدیس نمودن قوم بیرون نیاورند * ۲۱ پس مرا بصحن بیرونی آورد و مرا بچهار زاویه صحن گردانید و اینک در هر زاویه صحن صحنی بود * ۲۲ یعنی در چهار گوشه صحن صحنهای محوّطهای بود که طول هر یک چهل و عرضش سی ذراع بود این چهار را که در زاویهها بود یک مقدار بود * ۲۳ و بگرداگرد آنها بطرف آن چهار طاقها بود و مطبخها زیر آن طاقها از هر طرفش ساخته شده بود * ۲۴ و مرا گفت اینها مطبخها میباشد که خادمان خانه در آنها ذبایح قوم را طبخ مینمایند *
باب چهل و هفتم
۱ و مرا نزد دروازه خانه آورد و اینک آبها از زیر آستانه خانه بسوی مشرق جاری بود زیرا که روی خانه بسمت مشرق بود وآن آبها اززیر جانب راست خانه از طرف جنوب مذبح جاری بود * ۲ پس مرا از راه دروازه شمالی بیرون برده از راه خارج بدروازه بیرونی براهی که بسمت مشرق متوجّه است گردانید و اینک آبها از جانب راست جاری بود * ۳ و چون آن مرد بسوی مشرق بیرون رفت ریسمانکاری در دستداشت و هزار ذراع پیموده مرا از آب عبور داد و آبها بقوزک میرسید * ۴ پس هزار ذراع پیمود و مرا از آبها عبور داد و آب بزانو میرسید و باز هزار ذراع پیموده مرا عبور داد و آب بکمر میرسید * ۵ پس هزار ذراع پیمود و نهری بود که از آن نتوان عبور کرد زیرا که آب زیاده شده بود آبی که در آن میشود شنا کرد نهری که از آن عبور نتوان کرد * ۶ و مرا گفت ای پسر انسان آیا این را دیدی پس مرا از آنجا برده بکنار نهر برگردانید * ۷ و چون برگشتم اینک بر کنار نهر از اینطرف و از آنطرف درختان بینهایت بسیار بود * ۸ و مرا گفت این آبها بسوی ولایت شرقی جاری میشود و بعَرَبَه فرود شده بدریا میرود و چون بدریا داخل میشود آبهایش شفا مییابد * ۹ و واقع خواهد شد که هر ذیحیاتِ خزندهای در هر جائی که آن نهر داخل شود زنده خواهد گشت و ماهیان از حدّ زیاده پیدا خواهد شد زیرا چون این آبها بآنجا میرسد آن شفا خواهد یافت و هر جائی که نهر جاری میشود همهٔ چیز زنده میگردد * ۱۰ و صیادان بر کنار آن خواهند ایستاد و از عَین جَدی تا عین عجْلایم موضعی برای پهن کردن دامها خواهد بود و ماهیان آنها بحسب جنسها مثل ماهیان دریای بزرگ از حدّ زیاده خواهند بود * ۱۱ امّا خلابها و تالابهایش شفا نخواهد یافت بلکه بنمک تسلیم خواهد شد * ۱۲ و بر کنار نهر باینطرف و آنطرف هر قسم درخت خوراکی خواهد رویید که برگهای آنها پژمرده نشود و میوههای آنها لاینقطع خواهد بود و هر ماه میوه تازه خواهد آورد زیرا که آبش ازمَقْدَس جاری میشود و میوه آنها برای خوراک و برگهای آنها بجهت علاج خواهد بود * ۱۳ خداوند یهوه چنین میگوید این است حدودی که زمین را برای دوازده سبط اسرائیل بآنها تقسیم خواهید نمود برای یوسف دو قسمت * ۱۴ و شما هر کس مثل دیگری آن را بتصرّف خواهید آورد زیرا که من دست خود را برافراشتم که آن را بپدران شما بدهم پس این زمین بقرعه بشما بملکیت داده خواهد شد * ۱۵ و حدود زمین این است بطرف شمال از دریای بزرگ بطرف حَْتلُون تا مدخل صَدَد * ۱۶ حَمات و بَیرُوته و سِبْرایم که در میان سرحدّ دمشق و سرحدّ حمات است و حَصَر وسطی که نزد سرحدّ حَوْران است * ۱۷ و حدّ از دریا حَصَر عینان نزد سرحدّ دمشق و بطرف شمال حمات خواهد بود و این است جانب شمالی * ۱۸ و بطرف شرقی در میان حَوْران و دمشق و در میان جِلْعاد و زمین اسرائیل اُردُن خواهد بود و از این حدّ تا دریای شرقی خواهی پیمود و این حدّ شرقی میباشد * ۱۹ و طرف جنوبی بجانب راست از تامار تا آب مَریبوت قادش و نهر مصر و دریای بزرگ و این طرف جنوبی بجانب راست خواهد بود * ۲۰ و طرف غربی دریای بزرگ ازحدّی که مقابل مدخل حَمات است خواهد بود و این جانب غربی باشد * ۲۱ پس این زمین را برای خود بر حسب اسباط اسرائیل تقسیم خواهید نمود * ۲۲ و آن را برای خود و برای غریبانی که در میان شما مأوا گزینند و در میان شما اولاد بهم رسانند بقرعه تقسیم خواهید کرد و ایشان نزد شما مثل متوطّنان بنی اسرائیل خواهند بود و با شما در میان اسباط اسرائیل میراث خواهند یافت * ۲۳ و خداوند یهوه میفرماید در هر سبط که شخصی غریب در آن ساکن باشد در همانْ ملکِ خود را خواهد یافت *
باب چهل و هشتم
۱ و این است نامهای اسباط از طرفشمال تا جانب حَتْلُون و مدخل حَمات و حَصَر عینان نزد سرحد شمالی دمشق تا جانب حمات حدّ آنها از مشرق تا مغرب برای دان یک قسمت * ۲ و نزد حدّ دان از طرف مشرق تا طرف مغرب برای اَشیر یک قسمت * ۳ و نزد حدّ اَشیر از طرف مشرق تا طرف مغرب برای نفتالی یک قسمت * ۴ و نزد حدّ نفتالی از طرف مشرق تا طرف مغرب برای مَنسّی یک قسمت * ۵ و نزد حدّ مَنَسّی از طرف مشرق تا طرف مغرب برای افرایم یک قسمت * ۶ و نزد حدّ افرایم از طرف مشرق تا طرف مغرب برای رَئوبین یک قسمت * ۷ و نزد حدّ رَئوبین از طرف مشرق تا طرف مغرب برای یهودا یک قسمت * ۸ و نزد حدّ یهودا از طرف مشرق تا طرف مغرب هدیهای که میگذرانید خواهد بود که عرضش بیست و پنجهزار نی و طولش از جانب مشرق تا جانب مغرب موافق یکی از این قسمتها باشد و مقدس در میانش خواهد بود * ۹ و طول این هدیهای که برای خداوند میگذرانید بیست و پنج هزارنی و عرضش ده هزار نی خواهد بود * ۱۰ و این هدیه مقدّس برای اینان یعنی برای کاهنان میباشد و طولش بطرف شمال بیست و پنجهزار و عرضش بطرف مغرب ده هزار و عرضش بطرف مشرق ده هزار و طولش بطرفجنوب بیست و پنجهزار نی میباشد و مَقْدَس خداوند در میانش خواهد بود * ۱۱ و این برای کاهنان مقدّس از بنی صادوق که ودیعت مرا نگاه داشتهاند خواهد بود زیرا ایشان هنگامیکه بنی اسرائیل گمراه شدند و لاویان نیز ضلالت ورزیدند گمراه نگردیدند * ۱۲ لهذا این برای ایشان از هدیه زمین هدیه قدس اقداس بپهلوی سرحّد لاویان خواهد بود * ۱۳ و مقابل حدّ کاهنان حصّهای که طولش بیست و پنجهزار و عرضش ده هزار نی باشد برای لاویان خواهد بود پس طول تمامش بیست و پنجهزار و عرضش ده هزار نی خواهد بود * ۱۴ و از آن چیزی نخواهند فروخت و مبادله نخواهند نمود و نوبرهای زمین صرف دیگران نخواهد شد زیرا که برای خداوند مقدّس میباشد * ۱۵ و پنجهزار نی که از عرضش مقابل آن بیست و پنجهزار نی باقی میماند عاّم خواهد بود بجهت شهر و مسکنها و نواحی شهر و شهر در وسطش خواهد بود * ۱۶ و پیمایشهای آن این است بطرف شمال چهار هزار و پانصد و بطرف جنوب چهار هزار و پانصد و بطرف مشرق چهار هزار و پانصد و بطرف مغرب چهار هزار و پانصد ذراع * ۱۷ و نواحی شهر بطرف شمال دویست و پنجاه و بطرف جنوب دویست و پنجاه و بطرف مشرق دویست و پنجاه و بطرف مغرب دویست و پنجاه خواهد بود * ۱۸ و آنچه از طولش مقابل هدیه مقدّس باقی میماند بطرف مشرق ده هزار و بطرف مغرب ده هزار نی خواهد بود و این مقابل هدیه مقدّس باشد و محصولش خوراک آنانی که در شهر کار میکنند خواهد بود * ۱۹ و کارکنان شهر از همهٔ اسباط اسرائیل آن را کِشت خواهند کرد * ۲۰ پس تمامی هدیه بیست و پنجهزار در بیست وپنجهزار نی باشد این هدیه مقدّس را با مِلک شهر مربّع خواهید گذرانید * ۲۱ و بقیه آن بهر دو طرف هدیه مقدّس و مِلْکِ شهر از آنِ رئیس خواهد بود و این حصّه رئیس نزد حدّ شرقی در برابر آن بیست و پنجهزار نی هدیه و نزد حدّ غربی هم برابر بیست و پنجهزار نی هدیه خواهد بود و هدیه مقدّس و مَقْدَسِ خانه در میانش خواهد بود * ۲۲ و از مِلک لاویان و از ملک شهر که در میان ملک رئیس است حصّهای در میان حدّ یهودا و حدّ بنیامین از آنِ رئیس خواهد بود * ۲۳ و امّا برای بقیه اسباط از طرف مشرق تا طرف مغرب برای بنیامین یک قسمت * ۲۴ و نزد حدّ بنیامین از طرف مشرق تا طرف مغرب برای شمعون یک قسمت * ۲۵ و نزد حدّ شمعون از طرف مشرق تا طرف مغرب برای یسّاکار یک قسمت * ۲۶ و نزد حدّ یسّاکار از طرف مشرق تا طرف مغرب برای زبولون یک قسمت * ۲۷ و نزد حدّ زبولون از طرف مشرق تا طرف مغرب برای جاد یک قسمت * ۲۸ و نزد حدّ جاد بطرف جنوب بجانب راست حدّ زمین از تامار تا آب مِریبَهقادِش و نهـر مصر و دریـای بزرگ خواهـد بود * ۲۹ خداوند یهوه میگوید این است زمینی که برای اسباط اسرائیل بملکیت تقسیم خواهید کرد و قسمتهای ایشان این میباشد * ۳۰ و این است مخرجهای شهر بطرف شمال چهار هزار و پانصد پیمایش * ۳۱ و دروازههای شهر موافق نامهای اسباط اسرائیل باشد یعنی سه دروازه بطرف شمال دروازه رَئوبین یک و دروازه یهودا یک و دروازه لاوی یک * ۳۲ و بطرف مشرق چهار هزار و پانصد نی و سه دروازه یعنی دروازه یوسف یک و دروازه بنیامین یک و دروازه دان یک * ۳۳ و بطرف جنوب چهار هزار و پانصد پیمایش و سه دروازه یعنی دروازه شمعون یک و دروازه یساکار یک و دروازه زبولون یک * ۳۴ و بطرف مغرب چهار هزار و پانصد نی و سه دروازه یعنی دروازه جاد یک و دروازه اَشیر یک و دروازه نفتالی یک * ۳۵ و محیطش هجده هزار نی میباشد و اسم شهر از آن روز یهوه شَمَّه خواهد بود *