پرش به محتوا

کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب حبقوق نبی

از ویکی‌نبشته

باب اول

۱ وحی که حَبَقُّوق نبّی آن را دید * ۲ ای خداوند تا بکی فریاد برمیآورم و نمیشنوی تا بکی نزد تو از ظلم فریاد برمیآورم و نجات نمیدهی * ۳ چرا بی انصافی را بمن نشان میدهی و بر ستم نظر مینمائی و غضب و ظلم پیش روی من میباشد منازعه پدید میآید و مخاصمت سر خود را بلند میکند * ۴ از این سبب شریعت سست شده است و عدالت هرگز صادر نمیشود چونکه شریران عادلان را احاطه مینمایند بنابراین عدالت مُعْوَج شده صادر میگردد * ۵ در میان امّتها نظر کنید و ملاحظه نمایید و بشدّت متحیر شوید زیرا که در ایام شما کاری میکنم که اگر شما را هم از آن مخبر سازند باور نخواهید کرد * ۶ زیرا که اینک آن امّت تلخ و تندخو یعنی کلدانیان را برمیانگیزانم که در وسعت جهان میخرامند تا مسکنهائی را که از آن ایشان نیست بتصرّف آورند * ۷ ایشان هولناک و مَهیب میباشند حکم و جلال ایشان از خود ایشان صادر میشود * ۸ اسبان ایشان از پلنگها چالاکتر و از گرگانِ شب تیزروترند و سوارانایشان جست و خیز میکنند و سواران ایشان از جای دور آمده مثل عقابی که برای خوراک بشتابد میپرند * ۹ جمیع ایشان برای ظلم میآیند عزیمت روی ایشان بطرف پیش است و اسیران را مثل ریگ جمع میکنند * ۱۰ و ایشان پادشاهان را استهزا مینمایند و سرورانْ مسخره ایشان میباشند بر همهٔ قلعهها میخندند و خاک را توده نموده آنها را مُسَخّر میسازند * ۱۱ پس مثل باد بشتاب رفته عبور میکنند و مجرم میشوند این قوّت ایشان خدای ایشان است * ۱۲ ای یهوه خدای من ای قدّوس من آیا تو از ازل نیستی پس نخواهیم مرد ای خداوند ایشان را برای داوری معین کردهای و ای صَخْره ایشان را برای تأدیب تأسیس نمودهای * ۱۳ چشمان تو پاکتر است از اینکه ببدی بنگری و ببیانصافی نظر نمیتوانی کرد پس چرا خیانتکاران را ملاحظه مینمائی و حینی که شریر کسی را که از خودش عادل تر است میبلعد خاموش میمانی * ۱۴ و مردمان را مثل ماهیان دریا و مانند حشراتی که حاکمی ندارند میگردانی * ۱۵ او همگی ایشان را بقّلاب برمیکشد و ایشان را بدام خود میگیرد و در تور خویش آنها را جمع مینماید از اینجهت مسرور و شادمان میشود * ۱۶ بنابراین برای دام خود قربانی میگذراند وبرای تور خویش بخور میسوزاند چونکه نصیب او از آنها فربه و خوراک وی لذیذ میشود * ۱۷ آیا از اینجهت دام خود را خالـی خواهـد کـرد و از پیوسته کُشتنِ امّتها دریغ نخواهد نمود *

باب دوم

۱ بر دیده بانگاه خود میایستم و بر برج برپا میشوم و مراقب خواهم شد تا ببینم که او بمن چه خواهد گفت و درباره شکایتم چه جواب خواهد داد * ۲ پس خداوند مرا جواب داد و گفت رؤیا را بنویس و آن را بر لوحها چنان نقش نما که دونده آن را بتواند خواند * ۳ زیرا که رؤیا هنوز برای وقتِ معین است و بمقصد میشتابد و دروغ نمیگوید اگر چه تأخیر نماید برایش منتظر باش زیرا که البتّه خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود * ۴ اینک جان مرد متکبّر در او راست نمیباشد امّا مرد عادل بایمان خود زیست خواهد نمود * ۵ به درستی که شراب فریبنده است و مرد مغرور آرامی نمیپذیرد که شهوت خود را مثل عالم اموات میافزاید و خودش مثل موت سیر نمیشود بلکه جمیع امّتها را نزد خود جمع میکند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم میآورد * ۶ پس آیا جمیع ایشان بر وی مَثَلی نخواهند زد و معمّای طعنآمیز بر وی نخواهند آورد و نخواهند گفت وای بر کسی که آنچه را که از آن وی نیست میافزاید تا بکی و خویشتن را زیر بار رهنها مینهد * ۷ آیا گزندگان بر تو ناگهان برنخواهند خاست و آزارندگانت بیدار نخواهند شد و تو را تاراج نخواهند نمود * ۸ چونکه تو امّتهایبسیاری را غارت کردهای تمامی بقیه قومها تو را غارت خواهند نمود بسبب خون مردمان و ظلمی که بر زمین و شهر و جمیع ساکنانش نمودهای * ۹ وای بر کسی که برای خانه خود بدی را کسب نموده است تا آشیانه خود را بر جای بلند ساخته خویشتن را از دست بلا برهاند * ۱۰ رسوائی را بجهت خانه خویش تدبیر کردهای باینکه قومهای بسیار را قطع نموده و بر ضدّ جان خویش گناه ورزیدهای * ۱۱ زیراکه سنگ از دیوار فریاد برخواهد آورد و تیر از میان چوبها آن را جواب خواهد داد * ۱۲ وای بر کسی که شهری بخون بنا میکند و قریهای ببیانصافی استوار مینماید * ۱۳ آیا این از جانب یهوه صبایوت نیست که قومها برای آتش مشقّت میکشند و طوایف برای بطالت خویشتن را خسته مینمایند * ۱۴ زیرا که جهان از معرفت جلال خداوند مملّو خواهد شد بنحوی که آبها دریا را مستور میسازد * ۱۵ وای بر کسی که همسایه خود را مینوشاند و بر تو که زهر خویش را ریخته او را نیز مست میسازی تا برهنگی او را بنگری * ۱۶ تو از رسوائی بعوض جلال سیر خواهی شد تو نیز بنوش و غلفه خویش را منکشف ساز کاسه دست راست خداوند بر تو وارد خواهد آمد و قی رسوائی بر جلال تو خواهد بود * ۱۷ زیرا ظلمی که بر لُبْنان نمودی و هلاکت حیوانات که آنها را ترسانیده بود تو را خواهد پوشانید بسبب خون مردمان و ظلمی که بر زمین و شهر و بر جمیع ساکنانش رسانیدی * ۱۸ از بُتِ تراشیده چه فایدهاست که سازنده آن آن را بتراشد یا از بت ریخته شده و معلّم دروغ که سازنده آن بر صنعت خود توکّل بنماید و بتهای گُنگ را بسازد * ۱۹ وای بر کسی که بچوب بگوید بیدار شو و بسنگِ گنگ که برخیز آیا میشود که آن تعلیم دهد اینک بطلا و نقره پوشیده میشود لکن در اندرونش مطلقاً روح نیست * ۲۰ امّا خداوند در هیکل قُدس خویش است پس تمامی جهان بحضور وی خاموش باشد *

باب سوم

۱ دعای حَبَّقُوق نبی بر شُجونُوت * ۲ ای خداوند چون خبر تو را شنیدم ترسان گردیدم ای خداوند عمل خویش را در میان سالها زنده کن در میان سالها آن را معروف ساز و در حین غضب رحمت را بیاد آور * ۳ خدا از تیمان آمد و قدّوس از جبلِ فاران سِلاه جلال او آسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملّو گردید * ۴ پرتُوِ او مثل نور بود و از دست وی شعاع ساطع گردید و ستر قوّت او در آنجا بود * ۵ پیش روی وی وبا میرفت و آتش تب نزد پایهای او میبود * ۶ او بایستاد و زمین را پیمود او نظر افکند و امّتها را پراکنده ساخت و کوههای ازلی جَستند و تلّهای ابدی خم شدند طریقهای او جاودانی است * ۷ خیمههای کوشان را در بلا دیدم و چادرهای زمین مدْیان لرزان شد * ۸ ای خداوند آیا بر نهرها غضب تو افروخته شد یا خشم تو بر نهرها و غیظ تو بر دریا وارد آمد که بر اسبان خود و ارابههای فتحمندی خویش سوار شدی * ۹ کمان تو تماماً برهنه شد موافق قَسَمهائی که در کلام خود برای اسباطخوردهای سلاه زمین را بنهرها مُنشَقّ ساختی * ۱۰ کوهها تو را دیدند و لرزان گشتند و سیلابها جاری شد لجّه آواز خود را داد و دستهای خویش را ببالا برافراشت * ۱۱ آفتاب و ماه در بُرجهای خود ایستادند از نور تیرهایت و از پرتو نیزه برّاق تو برفتند * ۱۲ با غضب در جهان خرامیدی و با خشمْ امّتها را پایمال نمودی * ۱۳ برای نجات قوم خویش و خلاصی مسیح خود بیرون آمدی سر را از خاندان شریران زدی و اساس آن را تا بگردن عریان نمودی سلاه * ۱۴ سر سرداران ایشان را بعصای خودشان مجروح ساختی حینی که مثل گردباد آمدند تا مرا پراکنده سازند خوشی ایشان در این بود که مسکینان را در خَفیه ببلعند * ۱۵ با اسبان خود بر دریا و بر انبوه آبهای بسیار خرامیدی * ۱۶ چون شنیدم احشایم بلرزید و از آواز آن لبهایم بجنبید و پوسیدگی باستخوانهایم داخل شده در جای خود لرزیدم که در روز تنگی استراحت یابم هنگامی که آن که قوم را ذلیل خواهد ساخت بر ایشان حمله آوَرَد * ۱۷ اگرچه انجیر شکوفه نیاوَرَد و میوه در موْها یافت نشود و حاصل زیتون ضایع گردد و مزرعهها آذوقه ندهد و گلهها از آغل منقطع شود و رمهها در طویلهها نباشد * ۱۸ لیکن من در خداوند شادمان خواهم شد و در خدای نجات خویش وجد خواهم نمود * ۱۹ یهوه خداوند قوّت من است و پایهایم را مثل پایهای آهو میگرداند و مرا بر مکانهای بلندم خرامان خواهد ساخت برای سالار مغنیان بر ذوات اوتار *