کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/کتاب اشعیاء نبی
باب اول
۱ رؤیای اشعیا ابن آموص که آن را دربارهیهودا و اورشلیم در روزهای عزّیا و یوتام و آحاز و حزقیا پادشاهان یهودا دید * ۲ ای آسمان بشنو و ای زمین گوش بگیر زیرا خداوند سخن میگوید پسران پروردم و برافراشتم امّا ایشان بر من عصیان ورزیدند * ۳ گاو مالک خویش را و الاغ آخور صاحب خود را میشناسد امّا اسرائیل نمیشناسند و قوم من فهم ندارند * ۴ وای بر امّت خطاکار و قومی که زیر بار گناه میباشند و بر ذریت شریران و پسران مفسد خداوند را ترک کردند و قدّوس اسرائیل را اهانت نمودند و بسوی عقب منحرف شدند * ۵ چرا دیگر ضرب یابید و زیاده فتنه نمایید تمامی سر بیمار است و تمامی دل مریض * ۶ از کف پا تا بسر در آن تندرستی نیست بلکه جراحت و کوفتگی و زخم متعفّن که نه بخیه شده و نه بسته گشته و نه با روغن التیام شده است * ۷ ولایت شما ویران و شهرهای شما بآتش سوخته شده است غریبان زمین شما را در نظر شما میخورند و آن مثل واژگونی بیگانگان خراب گردیده است * ۸ و دختر صهیون مثل سایهبان در تاکستان و مانند کپر در بوستان خیار و مثل شهر محاصره شده متروک است * ۹ اگر یهوهصبایوت بقیه اندکی برای ما وا نمیگذاشت مثل سدوم میشدیم و مانند عموره میگشتیم * ۱۰ ای حاکمان سدوم کلام خداوند را بشنوید و ای قوم عموره شریعت خدای ما را گوش بگیرید * ۱۱ خداوند میگوید از کثرت قربانیهای شما مرا چه فایده است از قربانیهای سوختنی قوچها و پیه پرواریها سیر شدهام و بخون گاوان و برهها و بزها رغبت ندارم * ۱۲ وقتی که میآیید تا بحضور من حاضر شوید کیست که این را از دست شما طلبیده است که دربار مرا پایمال کنید * ۱۳ هدایای باطل دیگر میاورید بخور نزد من مکروه است و غرّه ماه و سَبَّت و دعوت جماعت نیز گناه را با محفل مقدّس نمیتوانم تحمّل نمایم * ۱۴ غرّهها و عیدهای شما را جان من نفرت دارد آنها برای من بار سنگین است که از تحمّل نمودنش خسته شدهام * ۱۵ هنگامی که دستهای خود را دراز میکنید چشمان خود را از شما خواهم پوشانید و چون دعای بسیار میکنید اجابت نخواهم نمود زیرا که دستهای شما پر از خون است * ۱۶ خویشتن را شسته طاهر نمایید و بدی اعمال خویش را از نظر من دور کرده از شرارت دست بردارید * ۱۷ نیکوکاری را بیاموزید و انصاف را بطلبید مظلومان را رهائی دهید یتیمان را دادرسی کنید و بیوه زنان را حمایت نمایید * ۱۸ خداوند میگوید بیایید تا با همدیگر محاجه نماییم اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد مانند برف سفید خواهد شد و اگر مثل قرمز سرخ باشد مانند پشم خواهد شد * ۱۹ اگر خواهش داشته اطاعت نمایید نیکویی زمین را خواهید خورد * ۲۰ امّا اگر ابا نموده تمرّد کنید شمشیر شما را خواهد خورد زیرا که دهان خداوند چنین میگوید * ۲۱ شهر امین چگونه زانیه شده است آنکه از انصاف مملّو میبود و عدالت در وی سکونت میداشت امّا حال قاتلان * ۲۲ نقره تو بدُرد مبدّل شده و شراب تو از آب ممزوج گشته است * ۲۳ سروران تو متمرّد شده و رفیق دزدان گردیده هریک از ایشان رشوه را دوست میدارند و در پی هدایا میروند یتیمان را دادرسی نمینمایند و دعوی بیوه زنان نزد ایشان نمیرسد * ۲۴ بنابراین خداوند یهوه صبایوت قدیر اسرائیل میگوید هان من از خصمان خود استراحت خواهم یافت و از دشمنان خویش انتقام خواهم کشید * ۲۵ و دست خود را بر تو برگردانیده دُرْد تو را بالکلّ پاک خواهم کرد و تمامی ریمت را دور خواهم ساخت * ۲۶ و داوران تو را مثل اوّل و مشیران تو را مثل ابتدا خواهم برگردانید و بعد از آن بشهر عدالت و قریه امین مسمّی خواهی شد * ۲۷ صهیون بانصاف فدیه داده خواهد شد و انابت کنندگانش بعدالت * ۲۸ و هلاکت عاصیان و گناهکاران با هم خواهد شد و آنانی که خداوند را ترک نمایند نابود خواهند گردید * ۲۹ زیرا ایشان از درختان بلوطی که شما خواسته بودید خجل خواهند شد و از باغاتی که شما برگزیدهبودید رسوا خواهند گردید * ۳۰ زیرا شما مثل بلوطی که برگش پژمرده و مانند باغی که آب نداشته باشد خواهید شد *
۳۱ و مرد زورآور پُرزه کتان و عملش شعله خواهد شد و هردوی آنها با هم سوخته خواهند گردید و خاموش کنندهای نخواهد بود *باب دوم
۱ کلامی که اشعیا ابن آموص دربارهٔ یهودا و اورشلیم دید * ۲ و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند برقلّه کوهها ثابت خواهد شد و فوق تلّها برافراشته خواهد گردید و جمیع امّتها بسوی آن روان خواهند شد * ۳ و قومهای بسیار عزیمت کرده خواهند گفت بیایید تا بکوه خداوند و بخانه خدای یعقوب برآییم تا طریقهای خویش را بما تعلیم دهد و براههای وی سلوک نماییم زیرا که شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد * ۴ و او امّتها را داوری خواهد نمود و قومهای بسیاری را تنبیه خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزههای خویش را برای ارّهها خواهند شکست و امّتی بر امّتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت * ۵ ای خاندان یعقوب بیایید تا در نور خداوند سلوک نماییم * ۶ زیرا قوم خود یعنی خاندان یعقوب را ترک کردهای چونکه از رسوم مشرقی مملّو و مانندفلسطینیان فالگیر شدهاند و با پسران غربا دست زدهاند * ۷ و زمین ایشان از نقره و طلا پر شده و خزاین ایشان را انتهائی نیست و زمین ایشان از اسبان پر است و ارابههای ایشان را انتهائی نیست * ۸ و زمین ایشان از بتها پر است صنعت دستهای خویش را که بانگشتهای خود ساختهاند سجده مینمایند * ۹ و مردم خم شده و مردان پست میشوند لهذا ایشان را نخواهی آمرزید * ۱۰ از ترس خداوند و از کبریای جلال وی بصخره داخل شده خویشتن را در خاک پنهان کن * ۱۱ چشمان بلند انسان پست و تکبّر مردان خم خواهد شد و در آن روز خداوند بتنهائی متعال خواهد بود * ۱۲ زیرا که برای یهوه صبایوت روزی است که بر هرچیزِ بلند و عالی خواهد آمد و بر هرچیز مرتفع و آنها پست خواهد شد * ۱۳ و بر همهٔ سروهای آزاد بلند و رفیع لبنان و بر تمامی بلوطهای باشان * ۱۴ و بر همهٔ کوههای عالی و بر جمیع تلّهای بلند * ۱۵ و بر هربرج مرتفع و بر هر حصار منیع * ۱۶ و برهمه کشتیهای ترشیش و برهمه مصنوعات مرغوب * ۱۷ و کبریای انسان خم شود و تکبّر مردان پست خواهد شد و در آن روز خداوند بتنهائی متعال خواهد بود * ۱۸ و بتها بالکلّ تلف خواهند شد * ۱۹ و ایشان بمغارههای صخرهها و حفرههای خاک داخل خواهند شد بسبب ترس خداوند و کبریای جلال وی هنگامی که او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد * ۲۰ در آن روز مردمان بتهای نقره و بتهای طلای خود را که برای عبادت خویش ساختهاند نزد موشکوران و خفّاشها خواهند انداخت * ۲۱ تا بمغارههای صخرهها و شکافهایسنگ خارا داخل شوند بسبب ترس خداوند و کبریای جلال وی هنگامی که او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد * ۲۲ شما از انسانی که نفس او در بینیاش میباشد دست برکشید زیرا که او بچه چیز محسوب میشود *
باب سوم
۱ زیرا اینک خداوند یهوه صبایوت پایه و رکن را از اورشلیم و یهودا یعنی تمامی پایه نان و تمامی پایه آب را دور خواهد کرد * ۲ و شجاعان و مردان جنگی و داوران و انبیا و فالگیران و مشایخ را * ۳ و سرداران پنجاهه و شریفان و مشیران و صنعتگران ماهر و ساحران حاذق را * ۴ و اطفال را بر ایشان حاکم خواهم ساخت و کودکان بر ایشان حکمرانی خواهند نمود * ۵ و قوم مظلوم خواهند شد هرکس از دست دیگری و هرشخص از همسایه خویش و اطفال بر پیران و پَستان بر شریفان تمرّد خواهند نمود * ۶ چون شخصی ببرادر خویش در خانه پدرش متمسّک شده بگوید تو را رُخوُت هست پس حاکم ما شو و این خرابی در زیر دست تو باشد * ۷ در آن روز او آواز خود را بلند کرده خواهد گفت من علاج کننده نتوانم شد زیرا در خانه من نه نان و نه لباس است پس مرا حاکم قوم مسازید * ۸ زیرا اورشلیم خراب شده و یهودا منهدم گشته است از آن جهت که لسان و افعال ایشان بضدّ خداوند میباشد تا چشمان جلال او را بننگ آورند * ۹ سیمای رویهای ایشان بضدّ ایشان شاهد است و مثل سدوم گناهان خود رافاش کرده آنها را مخفی نمیدارند وای بر جانهای ایشان زیرا که بجهت خویشتن شرارت را بعمل آوردهاند * ۱۰ عادلان را بگویید که ایشان را سعادتمندی خواهد بود زیرا از ثمره اعمال خویش خواهند خورد * ۱۱ وای بر شریران که ایشان را بدی خواهد بود چونکه مکافات دست ایشان بایشان کرده خواهد شد * ۱۲ و امّا قوم من کودکان بر ایشان ظلم میکنند و زنان بر ایشان حکمرانی مینمایند ای قوم من راهنمایان شما گمراه کنندگانند و طریق راههای شما را خراب میکنند * ۱۳ خداوند برای مُحاجّه برخاسته و بجهت داوری قومها ایستاده است * ۱۴ خداوند با مشایخ قوم خود و سروران ایشان بمحاکمه درخواهد آمد زیرا شما هستید که تاکستانها را خوردهاید و غارت فقیران در خانههای شما است * ۱۵ خداوند یهوه صبایوت میگوید شما را چه شده است که قوم مرا میکوبید و رویهای فقیران را خرد مینمایید * ۱۶ و خداوند میگوید از این جهت که دختران صهیون متکبّرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه میروند و بناز میخرامند و بپایهای خویش خلخالها را بصدا میآورند * ۱۷ بنابراین خداوند فرق سر دختران صهیون را کَل خواهد ساخت و خداوند عورت ایشان را برهنه خواهد نمود * ۱۸ و در آن روز خداوند زینت خلخالها و پیشانی بندها و هلالها را دور خواهد کرد * ۱۹ و گوشوارهها و دستبندها و روبندها را * ۲۰ و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردانها وتعویذها را * ۲۱ و انگشترها و حلقههای بینی را * ۲۲ و رخوت نفیسه و رداها و شالها و کیسهها را * ۲۳ و آینهها و کتان نازک و عمامهها و بُرقِعها را * ۲۴ و واقع میشود که بعوض عطریات عفونت خواهد شد و بعوض کمربند ریسمان و بعوض مویهای بافته کَلی و بعوض سینهبند زنّار پلاس و بعوض زیبائی سوختگی خواهد بود * ۲۵ مردانت بشمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * ۲۶ و دروازههای وی ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده بر زمین خواهد نشست *
باب چهارم
۱ و در آن روز هفت زن بیک مرد متمسّک شده خواهند گفت نان خود را خواهیم خورد و رخت خود را خواهیم پوشید فقط نام تو بر ما خوانده شود و عار ما را بردار * ۲ در آن روز شاخه خداوند زیبا و جلیل و میوه زمین بجهت ناجیان اسرائیل فخر و زینت خواهد بود * ۳ و واقع میشود که هرکه در صهیون باقی ماند و هر که در اورشلیم ترک شود مقدّس خوانده خواهد شد یعنی هرکه در اورشلیم در دفتر حیات مکتوب باشد * ۴ هنگامی که خداوند چرک دختران صهیون را بشوید و خون اورشلیم را بروح انصاف و روح سوختگی را از میانش رفع نماید * ۵ خداوند بر جمیع مساکن کوه صهیون و بر محفلهایش ابر و دود در روز و درخشندگی آتشِ مشتعل در شب خواهد آفرید زیرا که بر تمامی جلال آن پوششی خواهد بود *
۶ و در وقت روز سایهبانی بجهت سایه از گرما و بجهت ملجاء و پناهگاه از طوفان و باران خواهد بود *باب پنجم
۱ سرود محبوب خود را دربارهٔ تاکستانش برای محبوب خود بسرایم محبوب من تاکستانی در تلّی بسیار بارور داشت * ۲ و آن را کنده از سنگها پاک کرده و مو بهترین در آن غرس نمود و برجی در میانش بنا کرد و چرخشتی نیز در آن کَند پس منتظر میبود تا انگور بیاورد امّا انگور بد آورد * ۳ پس الان ای ساکنان اورشلیم و مردان یهودا در میان من و تاکستان من حکم کنید * ۴ برای تاکستان من دیگر چه توان کرد که در آن نکردم پس چون منتظر بودم که انگور بیاورد چرا انگور بد آورد * ۵ لهذا الان شما را اعلام مینمایم که من بتاکستان خود چه خواهم کرد حصارش را برمیدارم و چراگاه خواهد شد و دیوارش را منهدم میسازم و پایمال خواهد گردید * ۶ و آن را خراب میکنم که نه پازش و نه کنده خواهد شد و خار و خس در آن خواهد رویید و ابرها را امر میفرمایم که بر آن باران نباراند * ۷ زیرا که تاکستان یهوه صبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او میباشند و برای انصاف انتظار کشید و اینک تعدّی و برای عدالت و اینک فریاد شد * ۸ وای بر آنانی که خانه را بخانه ملحق و مزرعه را بمزرعه ملصق سازند تا مکانی باقی نماند و شما در میان زمین بتنهائی ساکن میشوید * ۹ یهوه صبایوت در گوش من گفت بدرستی که خانههای بسیار خراب خواهد شد و خانههای بزرگ و خوشنما غیرمسکون خواهدگردید * ۱۰ زیرا که ده جفت گاو زمین یک بَت خواهد آورد و یک حومر تخم یک ایفه خواهد داد * ۱۱ وای بر آنانی که صبح زود برمیخیزند تا در پی مسکرات بروند و شب دیر مینشینند تا شرابْ ایشان را گرم نماید * ۱۲ و در بزمهای ایشان عود و بربط و دفّ و نای و شراب میباشد اما بفعل خداوند نظر نمیکنند و بعمل دستهای وی نمینگرند * ۱۳ بنابراین قوم من بسبب عدم معرفت اسیر شدهاند و شریفان ایشان گرسنه و عوام ایشان از تشنگی خشک گردیده * ۱۴ از این سبب هاویه حرص خود را زیاد کرده و دهان خویش را بیحّد باز نموده است و جلال و جمهور و شوکت ایشان و هر که در ایشان شادمان باشد در آن فرو میرود * ۱۵ و مردم خم خواهند شد و مردان ذلیل خواهند گردید و چشمان متکبّران پست خواهد شد * ۱۶ و یهوه صبایوت بانصاف متعال خواهد بود و خدای قدّوس بعدالت تقدیس کرده خواهد شد * ۱۷ آنگاه برههای غربا در مرتعهای ایشان خواهند چرید و غریبان ویرانههای پرواریهای ایشان را خواهند خورد * ۱۸ وای برآنانی که عصیان را بریسمانهای بطالت و گناه را گویا بطناب ارابه میکشند * ۱۹ و میگویند باشد که او تعجیل نموده کار خود را بشتاباند تا آن را ببینیم و مقصود قدّوس اسرائیل نزدیک شده بیاید تا آن را بدانیم * ۲۰ وای بر آنانی که بدی را نیکویی و نیکویی را بدی مینامند که ظلمت را بجای نور و نور را بجای ظلمت میگذارند و تلخی را بجای شیرینی و شیرینی را بجای تلخی مینهند * ۲۱ وای برآنانی که در نظر خود حکیمند و پیش روی خود فهیممینمایند * ۲۲ وای بر آنانی که برای نوشیدن شراب زورآورند و بجهت ممزوج ساختن مسکرات مردان قوّی میباشند * ۲۳ که شریران را برای رشوه عادل میشمارند و عدالت عادلان را از ایشان برمیدارند * ۲۴ بنابراین بنهجی که شراره آتش کاه را میخورد و علف خشک در شعله میافتد همچنان ریشه ایشان عفونت خواهد شد و شکوفه ایشان مثل غبار برافشانده خواهد گردید چونکه شریعت یهوه صبایوت را ترک کرده کلام قدّوس اسرائیل را خوار شمردهاند * ۲۵ بنابراین خشم خداوند بر قوم خود مشتعل شده و دست خود را بر ایشان دراز کرده ایشان را مبتلا ساخته است و کوهها بلرزیدند و لاشهای ایشان در میان کوچهها مثل فضلات گردیدهاند با وجود این همهٔ غضب او برنگردید و دست وی تا کنون دراز است * ۲۶ و عَلَمیبه جهت امّتهای بعید برپا خواهد کرد و از اقصای زمین برای ایشان صفیر خواهد زد و ایشان تعجیل نموده بزودی خواهند آمد * ۲۷ و درمیان ایشان احدی خسته و لغزش خورنده نخواهد بود و احدی نه پینگی خواهد زد و نه خواهد خوابید و کمربند کمر احدی از ایشان باز نشده دوّال نعلین احدی گسیخته نخواهد شد * ۲۸ که تیرهای ایشان تیز و تمامی کمانهای ایشان زده شده است سُمهای اسبان ایشان مثل سنگ خارا و چرخهای ایشان مثل گردباد شمرده خواهد شد * ۲۹ غرّش ایشان مثل شیر ماده و مانند شیران ژیان غرّش خواهند کرد و ایشان نعره خواهند زد و صید را گرفته بسلامتی خواهند برد و رهانندهاینخواهد بود *
۳۰ و در آن روز بر ایشان مثل شورش دریا شورش خواهند کرد و اگر کسی بزمین بنگرد اینک تاریکی و تنگی است و نور در افلاک آن بظلمت مبدّل شده است *باب ششم
۱ در سالی که عزّیا پادشاه مرد خداوند را دیدم که بر کرسی بلند و عالی نشسته بود و هیکل از دامنهای وی پر بود * ۲ و سرافین بالای آن ایستاده بودند که هر یک از آنها شش بال داشت و با دو از آنها روی خود را میپوشانید و با دو پایهای خود را میپوشانید و با دو پرواز مینمود * ۳ و یکی دیگری را صدا زده میگفت قدّوس قدّوس قدّوس یهوه صبایوت تمامی زمین از جلال او مملّو است * ۴ و اساس آستانه از آواز او که صدا میزد میلرزید و خانه از دود پر شد * ۵ پس گفتم وای بر من که هلاک شدهام زیرا که مرد ناپاک لب هستم و در میان قوم ناپاک لب ساکنم و چشمانم یهوه صبایوت پادشاه را دیده است * ۶ آنگاه یکی از سرافین نزد من پرید و در دست خود اخگری که با انبر از روی مذبح گرفته بود داشت * ۷ و آن را بر دهانم گذارده گفت که اینک این لبهایت را لمس کرده است و عصیانت رفع شده و گناهت کفّاره گشته است * ۸ آنگاه آواز خداوند را شنیدم که میگفت که را بفرستم و کیست که برای ما برود گفتم لبیک مرا بفرست * ۹ گفت برو و باین قوم بگو البّته خواهید شنید امّا نخواهید فهمید و هرآینهخواهید نگریست امّا درک نخواهید کرد * ۱۰ دل این قوم را فربه ساز و گوشهای ایشان را سنگین نما و چشمان ایشان را ببند مبادا با چشمان خود ببینند و با گوشهای خود بشنوند و با دل خود بفهمند و بازگشت نموده شفا یابند * ۱۱ پس من گفتم ای خداوند تا بکی او گفت تا وقتی که شهرها ویران گشته غیر مسکون باشد و خانهها بدون آدمی و زمین خراب و ویران شود * ۱۲ و خداوند مردمان را دور کند و در میان زمین خرابیهای بسیار شود * ۱۳ امّا باز عشری در آن خواهد بود و آن نیز بار دیگر تلف خواهد گردید مثل درخت بلوط و چنار که چون قطع میشود کُنده آنها باقی میماند همچنان ذریت مقدّس کُنده آن خواهد بود *
باب هفتم
۱ و در ایام آحاز بن یوتام بن عزّیا پادشاهیهودا واقع شد که رصین پادشاه آرام و فقحبن رملیا پادشاه اسرائیل بر اورشلیم برآمدند تا با آن جنگ نمایند امّا نتوانستند آن را فتح نمایند * ۲ و بخاندان داود خبر داده گفتند که اَرام در افرایم اردو زدهاند و دل او و دل مردمانش بلرزید بطوری که درختان جنگل از باد میلرزد * ۳ آنگاه خداوند باشعیا گفت تو با پسر خود شآریاشوب بانتهای قنات برکه فوقانی براه مزرعه گازر باستقبال آحاز بیرون شو * ۴ و وی را بگو باحذر و آرام باش مترس و دلت ضعیف نشود از این دو دُمِ مشعلِ دودافشان یعنی از شدّت خشم رصین و اَرام و پسر رملیا * ۵ زیرا که ارام با افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورتکرده میگویند * ۶ بر یهودا برآییم و آن را محاصره کرده بجهت خویشتن تسخیر نماییم و پسر طبئیل را در آن بپادشاهی نصب کنیم * ۷ خداوند یهوه چنین میگوید که این بجا آورده نمیشود و واقع نخواهد گردید * ۸ زیرا که سر اَرام دمشق و سر دمشق رصین است و بعد از شصت و پنج سال افرایم شکسته میشود بطوری که دیگر قومی نخواهد بود * ۹ و سر افرایم سامره و سر سامره پسر رملیا است و اگر باور نکنید هرآینه ثابت نخواهید ماند * ۱۰ و خداوند بار دیگر آحاز را خطاب کرده گفت * ۱۱ آیتی بجهت خود از یهوه خدایت بطلب آن را یا از عمقها بطلب یا از اعلی علیین بالا * ۱۲ آحاز گفت نمیطلبم و خداوند را امتحان نخواهم نمود * ۱۳ گفت ای خاندان داود بشنوید آیا شما را چیزی سهل است که مردمان را بیزار کنید بلکه میخواهید خدای مرا نیز بیزار کنید * ۱۴ بنابراین خود خداوند بشما آیتی خواهد داد اینک باکره حامله شده پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل خواهد خواند * ۱۵ کره و عسل خواهد خورد تا آنکه ترک کردن بدی و اختیار کردن خوبی را بداند * ۱۶ زیرا قبل از آنکه پسر ترک نمودن بدی و اختیار کردن خوبی را بداند زمینی که شما از هر دو پادشاه آن میترسید متروک خواهد شد * ۱۷ خداوند بر تو و بر قومت و بر خاندان پدرت ایامی را خواهد آورد که از ایامی که افرایم از یهودا جدا شد تا حال نیامده باشد یعنی پادشاه آشور را * ۱۸ و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند برای مگسهائی که بهکنارههای نهرهای مصرند و زنبورهائی که در زمین آشورند صفیر خواهد زد * ۱۹ و تمامی آنها برآمده در وادیهای ویران و شکافهای صخره و بر همهٔ بوتههای خاردار و بر همهٔ مرتعها فرود خواهند آمد * ۲۰ و در آن روز خداوند بواسطه استرهای که از ماورای نهر اجیر میشود یعنی بواسطه پادشاه آشور موی سر و موی پایها را خواهد تراشید و ریش هم سترده خواهد شد * ۲۱ و در آن روز واقع خواهد شد که شخصی یک گاو جوان و دو گوسفند زنده نگاه خواهد داشت * ۲۲ و از فراوانی شیری که میدهند کره خواهد خورد زیرا هرکه درمیان زمین باقی ماند خوراکش کره و عسل خواهد بود * ۲۳ و در آن روز هر مکانی که هزار مو بجهت هزار پاره نقره داده میشد پر از خار و خس خواهد بود * ۲۴ با تیرها و کمانها مردم بآنجا خواهند آمد زیرا که تمامی زمین پر از خار و خس خواهد شد * ۲۵ و جمیع کوههائی که با بیل کنده میشد از ترس خار و خس بآنجا نخواهند آمد بلکه گاوان را بآنجا خواهند فرستاد و گوسفندان آن را پایمال خواهند کرد *
باب هشتم
۱ و خداوند مرا گفت لوحی بزرگ بجهت خود بگیر و بر آن با قلم انسان برای مهیر شلال حاش بز بنویس * ۲ و من شهود امین یعنی اوریای کاهن و زکریا ابن یبَرکیا را بجهت خود برای شهادت میگیرم * ۳ پس من بنبیه نزدیکی کردم و او حامله شده پسری زایید آنگاه خداوند بمن گفت او را مَهیر شَلال حاش بَز بنام * ۴ زیرا قبل از آنکه طفلبتواند ای پدرم و ای مادرم بگوید اموال دمشق و غنیمت سامره را پیش پادشاه آشور بیغما خواهند برد * ۵ و خداوند بار دیگر مرا باز خطاب کرده گفت * ۶ چونکه این قوم آبهای شیلوه را که بملایمت جاری میشود خوار شمرده از رصین و پسر رملیا مسرور شدهاند * ۷ بنابراین اینک خداوند آبهای زورآور بسیار نهر یعنی پادشاه آشور و تمامی حشمت او را بر ایشان برخواهد آورد و او از جمیع جویهای خود برخواهد آمد و از تمامی کنارههای خویش سرشار خواهد شد * ۸ و بر یهودا تجاوز نموده سیلان کرده عبور خواهد نمود تا آنکه بگردنها برسد و بالهای خود را پهن کرده طول و عرض ولایتت را ای عمّانوئیل پر خواهد ساخت * ۹ به هیجان آیید ای قومها و شکست خواهید یافت و گوش گیرید ای اقصای زمین و کمر خود را ببندید و شکست خواهید یافت کمر خود را ببندید و شکست خواهید یافت * ۱۰ با هم مشورت کنید و باطل خواهد شد و سخن گویید و بجا آورده نخواهد شد زیرا خدا با ما است * ۱۱ چونکه خداوند با دست قوّی بمن چنین گفت و مرا تعلیم داد که براه این قوم سلوک ننمایم و گفت * ۱۲ هرآنچه را که این قوم فتنه مینامند شما آن را فتنه ننامید و از ترس ایشان ترسان و خائف مباشید * ۱۳ یهوه صبایوت را تقدیس نمایید و او ترس و خوف شما باشد * ۱۴ و او برای شما مکان مقدّس خواهد بود امّا برای هردو خاندان اسرائیل سنگ مصادم و صخره لغزش دهنده و برای ساکنان اورشلیم دام و تله * ۱۵ و بسیاری از ایشان لغزش خورده خواهند افتاد و شکسته شده و بدام افتاده گرفتار خواهند گردید * ۱۶ شهادت را بهم بپیچ و شریعت را در شاگردانم مختوم ساز * ۱۷ و من برای خداوند که روی خود را از خاندان یعقوب مخفی میسازد انتظار کشیده امیدوار او خواهم بود * ۱۸ اینک من و پسرانی که خداوند بمن داده است از جانب یهوه صبایوت که در کوه صهیون ساکن است بجهت اسرائیل آیات و علامات هستیم * ۱۹ و چون ایشان بشما گویند که از اصحاب اجنّه و جادوگرانی که جیک جیک و زمزم میکنند سؤال کنید گویید آیا قوم از خدای خود سؤال ننمایند و آیا از مردگان بجهت زندگان سؤال باید نمود * ۲۰ به شریعت و شهادت توجّه نمایید واگر موافق این کلام سخن نگویند پس برای ایشان روشنائی نخواهد بود * ۲۱ و با عُسرت و گرسنگی در آن خواهند گشت و هنگامی که گرسنه شوند خویشتن را مشوّش خواهند ساخت و پادشاه و خدای خود را لعنت کرده ببالا خواهند نگریست * ۲۲ و بزمین نظر خواهند انداخت و اینک تنگی و تاریکی و ظلمتِ پریشانی خواهد بود و بتاریکی غلیظ رانده خواهند شد *
باب نهم
۱ لیکن برای او که در تنگی میبود تاریکینخواهد شد در زمان پیشین زمین زبولون و زمین نفتالی را ذلیل ساخت امّا در زمان آخر آن را براه دریا بآن طرف اردنّ در جلیل امّتهامحترم خواهد گردانید * ۲ قومی که در تاریکی سالک میبودند نور عظیمی خواهند دید و بر ساکنان زمین سایه موت نور ساطع خواهد شد * ۳ تو قوم را بسیار ساخته شادی ایشان را زیاد گردانیدی بحضور تو شادی خواهند کرد مثل شادمانی وقت درو و مانند کسانی که در تقسیم نمودن غنیمت وجد مینمایند * ۴ زیرا که یوغ بار او را و عصای گردنش یعنی عصای جفا کننده وی را شکستی چنانکه در روز مدیان کردی * ۵ زیرا همهٔ اسلحه مسلحّان در غوغا است و رُخُوت ایشان بخون آغشته است امّا برای سوختن و هیزم آتش خواهند بود * ۶ زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری بما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد * ۷ ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آن را بانصاف و عدالت از الان تا ابدالا´باد ثابت و استوار نماید غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد * ۸ خداوند کلامی نزد یعقوب فرستاد و آن بر اسرائیل واقع گردید * ۹ و تمامی قوم خواهند دانست یعنی افرایم و ساکنان سامره که از غرور و تکبّر دل خود میگویند * ۱۰ خشتها افتاده است امّا با سنگهای تراشیده بنا خواهیم نمود چوبهای افراغ در هم شکست امّا سرو آزاد بجای آنها میگذاریم * ۱۱ بنابراین خداوند دشمنان رصین را بضدّ او خواهد برافراشت و خصمان او راخواهد برانگیخت * ۱۲ اَرامیان را از مشرق و فلسطینیان را از مغرب و ایشان اسرائیل را با دهان گشوده خواهند خورد امّا با این همهٔ خشم او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است * ۱۳ و این قوم بسوی زننده خودشان بازگشت ننموده و یهوه صبایوت را نطلبیدهاند * ۱۴ بنابراین خداوند سر و دم و نخل و نی را از اسرائیل در یک روز خواهد برید * ۱۵ مرد پیر و مرد شریف سر است و نبیای که تعلیم دروغ میدهد دُم میباشد * ۱۶ زیرا که هادیان این قوم ایشان را گمراه میکنند و پیروان ایشان بلعیده میشوند * ۱۷ از این سبب خداوند از جوانان ایشان مسرور نخواهد شد و بر یتیمان و بیوه زنان ایشان ترحّم نخواهد نمود چونکه جمیع ایشان منافق و شریرند و هر دهانی بحماقت متکلّم میشود با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است * ۱۸ زیرا که شرارت مثل آتش میسوزاند و خار و خس را میخورد و در بوتههای جنگل افروخته شده دود غلیظ پیچان میشود * ۱۹ از غضب یهوه صبایوت زمین سوخته شده است و قوم هیزمِ آتش گشتهاند و کسی بر برادر خود شفقت ندارد * ۲۰ از جانب راست میربایند و گرسنه میمانند و از طرف چپ میخورند و سیر نمیشوند و هرکس گوشت بازوی خود را میخورد *
۲۱ منسّی افرایم را و افرایم منسّی را و هر دوی ایشان بضّد یهودا متحّد میشوند با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است *باب دهم
۱ وای بر آنانی که احکام غیر عادله را جاری میسازند و کاتبانی که ظلم رامرقوم میدارند * ۲ تا مسکینان را از داوری منحرف سازند و حقّ فقیران قوم مرا بربایند تا آنکه بیوه زنان غارت ایشان بشوند و یتیمان را تاراج نمایند * ۳ پس در روز بازخواست در حینی که خرابی از دور میآید چه خواهید کرد و بسوی که برای معاونت خواهید گریخت و جلال خود را کجا خواهید انداخت * ۴ غیر از آنکه زیر اسیران خم شوند و زیر کشتگان بیفتند با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است * ۵ وای بر آشور که عصای غضب من است و عصائی که در دست ایشان است خشم من میباشد * ۶ او را بر امّت منافق میفرستم و نزد قوم مغضوب خود مأمور میدارم تا غنیمتی بربایند و غارتی ببرند و ایشان را مثل گِل کوچهها پایمال سازند * ۷ امّا او چنین گمان نمیکند و دلش بدینگونه قیاس نمینماید بلکه مراد دلش این است که امّتهای بسیار را هلاک و منقطع بسازد * ۸ زیرا میگوید آیا سرداران من جمیعاً پادشاه نیستند * ۹ آیا کَلنو مثل کرکمیش نیست و آیا حمات مثل ارفاد نی و آیا سامره مانند دمشق نمیباشد * ۱۰ چنانکه دست من بر ممالک بتها استیلا یافت و بتهای تراشیده آنها از بتهای اورشلیم و سامره بیشتر بودند * ۱۱ پس آیا بنهجی که بسامره و بتهایش عمل نمودم باورشلیم و بتهایش چنین عمل نخواهم نمود * ۱۲ و واقع خواهد شد بعد از آنکه خداوند تمامی کار خود را با کوه صهیون و اورشلیم بانجام رسانیده باشد که من از ثمره دل مغرورپادشاه آشور و از فخر چشمان متکبّر وی انتقام خواهم کشید * ۱۳ زیرا میگوید بقوّت دست خود و بحکمت خویش چونکه فهیم هستم این را کردم و حدود قومها را منتقل ساختم و خزاین ایشان را غارت نمودم و مثل جبّار سروران ایشان را بزیر انداختم * ۱۴ و دست من دولت قومها را مثل آشیانهای گرفته است و بطوری که تخمهای متروک را جمع کنند من تمامی زمین را جمع کردم و کسی نبود که بال را بجنباند یا دهان خود را بگشاید یا جک جک بنماید * ۱۵ آیا تبر بر کسی که بآن میشکند فخر خواهد نمود یا ارّه بر کسی که آن را میکشد افتخار خواهد کرد که گویا عصا بلند کننده خود را بجنباند یا چوب دست آنچه را که چوب نباشد بلند نماید * ۱۶ بنابراین خداوند یهوه صبایوت بر فربهان او لاغری خواهد فرستاد و زیر جلال او سوختنی مثل سوختن آتش افروخته خواهد شد * ۱۷ و نور اسرائیل نار و قدّوس وی شعله خواهد شد و در یکروز خار و خسش را سوزانیده خواهد خورد * ۱۸ و شوکت جنگل و بستان او هم روح و هم بدن را تباه خواهد ساخت و مثل گداختن مریض خواهد شد * ۱۹ و بقیه درختان و جنگلش قلیل العدد خواهد بود که طفلی آنها را ثبت تواند کرد * ۲۰ و در آن روز واقع خواهد شد که بقیه اسرائیل و ناجیان خاندان یعقوب بار دیگر بر زننده خودشان اعتماد نخواهند نمود بلکه بر خداوند که قدّوس اسرائیل است باخلاصاعتماد خواهند نمود * ۲۱ و بقیهای یعنی بقیه یعقوب بسوی خدای قادر مطلق بازگشت خواهند کرد * ۲۲ زیرا هرچند قوم تو اسرائیل مثل ریگ دریا باشند فقط از ایشان بقّیتی بازگشت خواهند نمود هلاکتی که مقدّر است بعدالت مجرا خواهد شد * ۲۳ زیرا خداوند یهوه صبایوت هلاکت و تقدیری در میان تمام زمین بعمل خواهد آورد * ۲۴ بنابراین خداوند یهوه صبایوت چنین میگوید ای قوم من که در صهیون ساکنید از آشور مترسید اگر چه شما را بچوب بزند و عصای خود را مثل مصریان بر شما بلند نماید * ۲۵ زیرا بعد از زمان بسیار کمی غضب تمام خواهد شد و خشم من برای هلاکت ایشان خواهد بود * ۲۶ و یهوه صبایوت تازیانهای بر وی خواهد برانگیخت چنانکه در کشتار مدّیان بر صخره غراب و عصای او بر دریا خواهد بود و آن را بلند خواهد کرد بطوری که بر مصریان کرده بود * ۲۷ و در آن روز واقع خواهد شد که بار او از دوش تو و یوغ او از گردن تو رفع خواهد شد و یوغ از فربهی گسسته خواهد شد * ۲۸ او بعیات رسید و از مجرون گذشت و در مکماش اسباب خود را گذاشت * ۲۹ از معبر عبور کردند و در جبع منزل گزیدند اهل رامه هراسان شدند و اهل جبعه شاؤل فرار کردند * ۳۰ ای دختر جلیم بآواز خود فریاد برآور ای لیشه و ای عناتوت فقیر گوش ده * ۳۱ مدمینه فراری شدند و ساکنان جیبیم گریختند * ۳۲ همین امروز در نوب توقّف میکند و دست خود را بر جبل دختر صهیون و کوه اورشلیم دراز میسازد * ۳۳ اینک خداوند یهوه صبایوت شاخهها را با خوف قطعخواهد نمود و بلند قدّان بریده خواهند شد و مرتفعان پست خواهند گردید *
۳۴ و بوتههای جنگل بآهن بریده خواهد شد و لبنان بدست جبّاران خواهد افتاد *باب یازدهم
۱ و نهالی از تنه یسَّی بیرون آمدهشاخهای از ریشههایش خواهد شکفت * ۲ و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند * ۳ و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد کرد و بر وفق سمع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود * ۴ بلکه مسکینان را بعدالت داوری خواهد کرد و بجهت مظلومانِ زمین براستی حکم خواهد نمود و جهان را بعصای دهان خویش زده شریران را بنفخه لبهای خود خواهد کُشت * ۵ و کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت * ۶ و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند * ۷ و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد * ۸ و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفلِ از شیر باز داشته شده دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت * ۹ و در تمامی کوهمقدّس من ضرر و فسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهائی که دریا را میپوشاند * ۱۰ و در آن روز واقع خواهد شد که ریشه یسَّی بجهت عَلَمِ قومها برپا خواهد شد و امّتها آن را خواهند طلبید و سلامتی او با جلال خواهد بود * ۱۱ و در آن روز واقع خواهد گشت که خداوند بار دیگر دست خود را دراز کند تا بقیه قوم خویش را که از آشور و مصر و فتروس و حبش و عیلام و شنعار و حَمات و از جزیرههای دریا باقی مانده باشند باز آورد * ۱۲ و بجهت امّتها عَلَمیبرافراشته راندهشدگان اسرائیل را جمع خواهد کرد و پراکندگان یهودا را از چهار طرف جهان فراهم خواهد آورد * ۱۳ و حَسَد افرایم رفع خواهد شد و دشمنان یهودا منقطع خواهند گردید افرایم بر یهودا حسد نخواهد بُرد و یهودا افرایم را دشمنی نخواهد نمود * ۱۴ و بجانب مغرب بر دوش فلسطینیان پریده بنی مشرق را با هم غارت خواهند نمود و دست خود را بر اَدُوم و مُوْآب دراز کرده بنی عمّون ایشان را اطاعت خواهند کرد * ۱۵ و خداوند زبانه دریای مصر را تباه ساخته دست خود را با بادِ سوزان بر نهر دراز خواهد کرد و آن را با هفت نهرش خواهد زد و مردم را با کفش بآن عبور خواهد داد * ۱۶ و بجهت بقیه قوم او که از آشور باقی مانده باشند شاهراهی خواهد بود چنانکه بجهت اسرائیل در روز بر آمدن ایشان از زمین مصر بود *
باب دوازدهم
۱ و در آن روز خواهی گفت که ای خداوند تو را حمد میگویم زیرا بمن غضبناک بودی امّا غضبت برگردانیده شده مرا تسلّی میدهی * ۲ اینک خدا نجات من است بر او توکّل نموده نخواهم ترسید زیرا یاه یهُوَه قوّت و تسبیح من است و نجات من گردیده است * ۳ بنابراین با شادمانی از چشمههای نجات آب خواهید کشید * ۴ و در آن روز خواهید گفت خداوند را حمد گویید و نام او را بخوانید و اعمال او را در میان قومها اعلام کنید و ذکر نمایید که اسم او متعال میباشد * ۵ برای خداوند بسرایید زیرا کارهای عظیم کرده است و این در تمامی زمین معروف است * ۶ ای ساکنه صهیون صدا را برافراشته بسرای زیرا قدّوس اسرائیل در میان تو عظیم است *
باب سیزدهم
۱ وحی دربارهٔ بابل که اشعیا ابن آموص آن را دید * ۲ عَلَمیبر کوه خشک برپا کنید و آواز بایشان بلند نمایید با دست اشاره کنید تا بدرهای نجبا داخل شوند * ۳ من مقدّسان خود را مأمور داشتم و شجاعان خویش یعنی آنانی را که در کبریای من وجد مینمایند بجهت غضبم دعوت نمودم * ۴ آواز گروهی در کوهها مثل آواز خلق کثیر آواز غوغای ممالک امّتها که جمع شده باشند یهوه صبایوت لشکر را برای جنگسان میبیند * ۵ ایشان از زمین بعید و از کرانههای آسمان میآیند یعنی خداوند با اسلحه غضب خود تا تمامی جهان را ویران کند * ۶ وِلوِلَه کنید زیرا که روز خداوند نزدیک است مثل هلاکتی از جانب قادر مطلق میآید * ۷ از این جهت همهٔ دستها سست میشود و دلهای همهٔ مردم گداخته میگردد * ۸ و ایشان متحیر شده اَلَمها و دردهای زه بر ایشان عارض میشود مثل زنی که میزاید درد میکشند بر یکدیگر نظر حیرت میاندازند و رویهای ایشان رویهای شعلهور میباشد * ۹ اینک روز خداوند با غضب و شدّت خشم و ستمکیشی میآید تا جهان را ویران سازد و گناهکاران را از میانش هلاک نماید * ۱۰ زیرا که ستارگان آسمان و برجهایش روشنائی خود را نخواهند داد و آفتاب در وقت طلوع خود تاریک خواهد شد و ماه روشنائی خود را نخواهد تابانید * ۱۱ و من ربع مسکون را بسبب گناه و شریران را بسبب عصیان ایشان سزا خواهم داد و غرور متکبّران را تباه خواهم ساخت و تکبّر جبّاران را بزیر خواهم انداخت * ۱۲ و مردم را از زر خالص و انسان را از طلای اُوفیر کمیابتر خواهم گردانید * ۱۳ بنابراین آسمان را متزلزل خواهم ساخت و زمین از جای خود متحرّک خواهد شد در حین غضب یهوه صبایوت و در روز شدّت خشم او * ۱۴ و مثل آهوی رانده شده و مانند گلهای که کسی آن را جمع نکند خواهند بود و هرکس بسوی قوم خود توجّه خواهد نمود و هر شخص بزمین خویش فرار خواهد کرد * ۱۵ و هرکه یافت شود با نیزه زده خواهد شد و هرکه گرفته شود باشمشیر خواهد افتاد * ۱۶ اطفال ایشان نیز در نظر ایشان بزمین انداخته شوند و خانههای ایشان غارت شود و زنان ایشان بیعصمت گردند * ۱۷ اینک من مادیان را بر ایشان خواهم برانگیخت که نقره را بحساب نمیآورند و طلا را دوست نمیدارند * ۱۸ و کمانهای ایشان جوانان را خرد خواهد کرد و بر ثمره رَحِم ترحّم نخواهند نمود و چشمان ایشان بر اطفال شفقت نخواهد کرد * ۱۹ و بابِل که جلال ممالک و زینت فخر کلدانیان است مثل واژگون ساختن خدا سدوم و عموره را خواهد شد * ۲۰ و تا بابد آباد نخواهد شد و نسلاً بعد نسل مسکون نخواهد گردید و اَعراب در آنجا خیمه نخواهند زد و شبانان گلهها را در آنجا نخواهند خوابانید * ۲۱ بلکه وحوش صحرا در آنجا خواهند خوابید و خانههای ایشان از بومها پر خواهد شد شترمرغ در آنجا ساکن خواهد شد و غولان در آنجا رقص خواهند کرد * ۲۲ و شغالها در قصرهای ایشان و گرگها در کوشکهای خوشنما صدا خواهند زد و زمانش نزدیک است که برسد و روزهایش طول نخواهد کشید *
باب چهاردهم
۱ زیرا خداوند بر یعقوب ترحّم فرمودهاسرائیل را بار دیگر خواهد برگزید و ایشان را در زمینشان آرامی خواهد داد و غربا با ایشان ملحق شده با خاندان یعقوب ملصق خواهند گردید * ۲ و قومها ایشان را برداشته بمکان خودشان خواهند آورد و خاندان اسرائیل ایشان را در زمین خداوند برای بندگی و کنیزی مملوک خود خواهند ساخت و اسیرکنندگان خود را اسیر کرده بر ستمکاران خویش حکمرانی خواهند نمود * ۳ و در روزی که خداوند تو را از اَلَم و اضطرابت و بندگی سخت که بر تو مینهادند خلاصی بخشد واقع خواهد شد * ۴ که این مثل را بر پادشاه بابل زده خواهی گفت چگونه آن ستمکار تمام شد و آن جور پیشه چگونه فانی گردید * ۵ خداوند عصای شریران و چوگان حاکمان را شکست * ۶ آنکه قومها را بخشم با صدمه متوالی میزد و بر امّتها بغضب با جفای بیحّد حکمرانی مینمود * ۷ تمامی زمین آرام شده و ساکت گردیدهاند و بآواز بلند ترنّم مینمایند * ۸ صنوبرها نیز و سروهای آزاد لبنان دربارهٔ تو شادمان شده میگویند از زمانی که تو خوابیدهای قطع کنندهای بر ما برنیامده است * ۹ هاویه از زیر برای تو متحرّک است تا چون بیائی تو را استقبال نماید و مردگان یعنی جمیع بزرگان زمین را برای تو بیدار میسازد و جمیع پادشاهان امّتها را از کرسیهای ایشان برمیدارد * ۱۰ جمیع اینها تو را خطاب کرده میگویند آیا تو نیز مثل ما ضعیف شدهای و مانند ما گردیدهای * ۱۱ جلال تو و صدای بربطهای تو بهاویه فرود شده است کِرمها زیر تو گسترانیده شده و مورها تو را میپوشانند * ۱۲ ای زهره دختر صبح چگونه از آسمان افتادهای ای که امّتها را ذلیل میساختی چگونه بزمین افکنده شدهای * ۱۳ و تو در دل خود میگفتی بآسمان صعود نموده کرسی خود را بالای ستارگان خدا خواهم افراشت و بر کوه اجتماع در اطراف شمال جلوس خواهمنمود * ۱۴ بالای بلندیهای ابرها صعود کرده مثل حضرت اعلی خواهم شد * ۱۵ لکن بهاویه باسفلهای حُفره فرود خواهی شد * ۱۶ آنانی که تو را بینند بر تو چشم دوخته و در تو تأمّل نموده خواهند گفت آیا این آن مرد است که جهان را متزلزل و ممالک را مرتعش میساخت * ۱۷ که ربع مسکون را ویران مینمود و شهرهایش را منهدم میساخت و اسیران خود را بخانههای ایشان رها نمیکرد * ۱۸ همهٔ پادشاهان امّتها جمیعاً هر یک در خانه خود با جلال میخوابند * ۱۹ امّا تو از قبر خود بیرون افکنده میشوی و مثل شاخه مکروه و مانند لباس کشتگانی که با شمشیر زده شده باشند که بسنگهای حفره فرو میروند و مثل لاشه پایمال شده * ۲۰ با ایشان در دفن متّحد نخواهی بود چونکه زمین خود را ویران کرده قوم خویش را کشتهای ذرّیت شریران تا بابد مذکور نخواهند شد * ۲۱ برای پسرانش بسبب گناه پدران ایشان قتل را مهیا سازید تا ایشان برنخیزند و در زمین تصرّف ننمایند و روی ربع مسکون را از شهرها پر نسازند * ۲۲ و یهوه صبایوت میگوید من بضدّایشان خواهم برخاست و خداوند میگوید اسـم و بقیـه را و نسـل و ذریـت را از بابـل منقطـع خواهـم ساخت * ۲۳ و آن را نصیب خارپشتها و خَلابهـای آب خواهـم گردانیـد و آن را با جاروب هلاکت خواهم رُفت یهوه صبایوت میگوید * ۲۴ یهُوَه صبایوت قسم خورده میگوید یقیناً بطوری که قصد نمودهام همچنان واقع خواهد شد و بنهجی که تقدیر کردهام همچنان بجا آورده خواهد گشت * ۲۵ و آشور را در زمین خودم خواهم شکست و او را بر کوههای خویش پایمال خواهم کرد و یوغ او از ایشان رفع شده بار وی از گردن ایشان برداشته خواهد شد * ۲۶ تقدیری که بر تمامی زمین مقدّر گشته این است و دستی که بر جمیع امّتها دراز شده همین است * ۲۷ زیرا که یهوه صبایوت تقدیر نموده است پس کیست که آن را باطل گرداند و دست اوست که دراز شده است پس کیست که آن را برگرداند * ۲۸ در سالی که آحاز پادشاه مُرد این وحی نازل شد * ۲۹ ای جمیع فلسطین شادی مکن از اینکه عصائی که تو را میزد شکسته شده است زیرا که از ریشه مار افعی بیرون میآید و نتیجه او اژدهای آتشین پرنده خواهد بود * ۳۰ و نخستزادگان مسکینان خواهند چرید و فقیران در اطمینان خواهند خوابید و ریشه تو را با قحطی خواهم کُشت و باقی ماندگان تو مقتول خواهند شد * ۳۱ ای دروازه وِلوِلَه نما و ای شهر فریاد برآور ای تمامی فلسطین تو گداخته خواهی شد زیرا که از طرف شمال دود میآید و از صفوف وی کسی دور نخواهد افتاد * ۳۲ پس برسولان امّتهاچه جواب داده شود اینکه خداوند صهیون را بنیاد نهاده است و مسکینان قوم وی در آن پناه خواهند برد *
باب پانزدهم
۱ وحی دربارهٔ موآب زیرا که در شبی عار موآب خراب و هلاک شده است زیرا در شبی قیر موآب خراب و هلاک شده است * ۲ به بتکده و دیبون بمکانهای بلند بجهت گریستن برآمدهاند موآب برای نَبُو و میدَبا وِلوِلَه میکند بر سر هریکی از ایشان گَری است و ریشهای همهٔ تراشیده شده است * ۳ در کوچههای خود کمر خود را بپلاس میبندند و بر پشت بامها و در چهارسوهای خود هرکس وَلوِلَه مینماید و اشکها میریزد * ۴ و حَشْبُون و اَلْعَالَه فریاد برمیآورند آواز ایشان تا یاهَصْ مسموع میشود بنابراین مسلّحان موآب ناله میکنند و جان ایشان در ایشان میلرزد * ۵ دل من بجهت موآب فریاد برمیآورد فراریانش تا بصوغَرْ و عْجِلَتْ شَلِشیا نعره میزنند زیرا که ایشان بفراز لُوحیت با گریه برمیآیند زیرا که از راه حُوْرُونایم صدای هلاکت برمیآورند * ۶ زیرا که آبهای نمِریم خراب شده چونکه علف خشکیده و گیاه تلف شده و هیچ چیز سبز باقی نمانده است * ۷ بنابراین دولتی را که تحصیل نمودهاند و اندوختههای خود را بر وادی بیدها میبرند * ۸ زیرا که فریاد ایشان حدود موآب را احاطه نموده و وِلوِلَه ایشان تا اَجْلایم و وِلوِلَه ایشان تا بئر ایلیم رسیده است * ۹ چونکه آبهای دیمون از خون پر شدهزانرو که بر دیمون بلایای زیاد خواهم آورد یعنی شیری را بر فراریان موآب و بر بقیه زمینش خواهم گماشت *
باب شانزدهم
۱ برهها را که خراج حاکم زمین است از سالع بسوی بیابان بکوه دختر صَهْیون بفرستید * ۲ و دختران موآب مثل مرغان آواره و مانند آشیانه ترک شده نزد معبرهای اَرنون خواهند شد * ۳ مشورت بدهید و انصاف را بجا آورید و سایه خود را در وقت ظهر مثل شب بگردان رانده شدگان را پنهان کن و فراریان را تسلیم منما * ۴ ای موآب بگذار که راندهشدگان من نزد تو مأوا گزینند و برای ایشان از روی تاراجکننده پناهگاه باش زیرا ظالم نابود میشود و تاراجکننده تمام میگردد و ستمکار از زمین تلف خواهد شد * ۵ و کُرسی برحمت استوار خواهد گشت و کسی براستی بر آن در خیمه داود خواهد نشست که داوری کند و انصاف را بطلبد و بجهت عدالت تعجیل نماید * ۶ غرور موآب و بسیاری تکبّر و خُیلاء و کبر و خشم او را شنیدیم و فخر او باطل است * ۷ بدین سبب موآب بجهت موآب وِلوِلَه میکند و تمامی ایشان وِلْوِلَه مینمایند بجهت بنیادهای قیر حارَسَت ناله میکنید زیرا که بالکّل مضروب میشود * ۸ زیرا که مزرعههای حَشْبُون و مَوْهای سِبْمَه پژمرده شد و سروران امّتها تاکهایش را شکستندآنها تا بیعْزیر رسیده بود و در بیابان پراکنده میشد و شاخههایش منتشر شده از دریا میگذشت * ۹ بنابراین برای مو سِبْمَه بگریهیعْزیر خواهم گریست ای حَشْبون و اَلْعالَه شما را با اشکهای خود سیراب خواهم ساخت زیرا که برمیوهها و انگورهایت گلبانگ افتاده است * ۱۰ شادی و ابتهاج از بُستانها برداشته شد و در تاکستانها ترنّم و آواز شادمانی نخواهد بود و کسی شراب را در چرخُشتها پایمال نمیکند صدای شادمانی را خاموش گردانیدم * ۱۱ لهذا احشای من مثل بربط بجهت موآب صدا میزند و بطن من برای قیر حارَسْ * ۱۲ و هنگامی که موآب در مکان بلند خود حاضر شده خویشتن را خسته کند و بمکان مقدّس خود برای دعا بیاید کامیاب نخواهد شد * ۱۳ این است کلامی که خداوند دربارهٔ موآب از زمان قدیم گفته است * ۱۴ امّا الان خداوند تکلّم نموده میگوید که بعد از سه سال مثل سالهای مزدور جلال موآب با تمامی جماعت کثیر او محقّر خواهد شد و بقیه آن بسیار کم و بیقوّت خواهند گردید *
باب هفدهم
۱ وحی دربارهٔ دمشق اینک دمشق از میان شهرها برداشته میشود و توده خراب خواهد گردید * ۲ شهرهای عَرُوعیر متروک میشود و بجهت خوابیدن گلهها خواهد بود و کسی آنها را نخواهد ترسانید * ۳ و حصار از افرایم تلف خواهد شد و سلطنت از دمشق و از بقیه اَرام و مثل جلال بنی اسرائیل خواهند بود زیرا که یهوه صبایوت چنین میگوید * ۴ و در آن روز جلال یعقوب ضعیف میشود و فربهی جسدش بلاغری تبدیل میگردد * ۵ و چنان خواهد بود که دروگران زرع را جمع کنند و دستهای ایشان سنبلهها را درو کندو خواهد بود مثل وقتی که در وادی رفایم سنبلهها را بچینند * ۶ و خوشههای چند در آن باقی ماند و مثل وقتی که زیتون را بتکانند که دو یا سه دانه بر سر شاخه بلند و چهار یا پنج دانه بر شاخچههای بارور آن باقی ماند یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید * ۷ در آن روز انسان بسوی آفریننده خود نظر خواهد کرد و چشمانش بسوی قدّوس اسرائیل خواهد نگریست * ۸ و بسوی مذبحهائی که بدستهای خود ساخته است نظر نخواهد کرد و بآنچه با انگشتهای خویش بنا نموده یعنی اشیریم و بتهای آفتاب نخواهد نگریست * ۹ در آن روز شهرهای حصینش مثل خرابههائی که در جنگل یا بر کوه بلند است خواهد شد که آنها را از حضور بنی اسرائیل واگذاشتند و ویران خواهد شد * ۱۰ چونکه خدای نجات خود را فراموش کردی و صخره قوّت خویش را بیاد نیاوردی بنابراین نهالهای دلپذیر غرس خواهی نمود و قلمههای غریب را خواهی کاشت * ۱۱ در روزی که غرس مینمائی آن را نمّو خواهی داد و در صبحْ مزروعِ خود را بشکوفه خواهی آورد امّا محصولش در روز آفت مهلک و حزن علاجناپذیر بر باد خواهد رفت * ۱۲ وای بر شورش قومهای بسیار که مثل شورش دریا شورش مینمایند و خروش طوایفی که مثل خروش آبهای زورآور خروش میکنند * ۱۳ طوایف مثل خروش آبهای بسیار میخروشند امّا ایشان را عتاب خواهد کرد و بجای دور خواهند گریخت و مثل کاه کوهها در برابر باد رانده خواهند شد و مثل غبار در برابرگردباد * ۱۴ در وقت شام اینک خوف است و قبل از صبح نابود میشوند نصیب تاراجکنندگان ما و حصّه غارت نمایندگان ما همین است *
باب هجدهم
۱ وای بر زمینی که در آن آواز بالها استکه بآن طرف نهرهای کوش میباشد * ۲ و ایلچیان بدریا و در کشتیهای بَرْدِی بر روی آبها میفرستد و میگوید ای رسولان تیزرو بروید نزد امّت بلند قدّ و برّاق نزد قومی که از ابتدایش تا کنون مهیب بودهاند یعنی امّت زورآور و پایمال کننده که نهرها زمین ایشان را تقسیم میکند * ۳ ای تمامی ساکنان ربع مسکون و سکنه جهان چون عَلَمیبر کوهها بلند گردد بنگرید و چون کَرِنّا نواخته شود بشنوید * ۴ زیرا خداوند بمن چنین گفته است که من خواهم آرامید و از مکان خود نظر خواهم نمود مثل گرمای صاف بر نباتات و مثل ابر شبنم دار در حرارت حصاد * ۵ زیرا قبل از حصاد وقتی که شکوفه تمام شود و گل بانگور رسیده مبدّل گردد او شاخهها را با ارّهها خواهد برید و نهالها را بریده دور خواهد افکند * ۶ و همهٔ برای مرغان شکاری کوهها و وحوش زمین واگذاشته خواهد شد و مرغان شکاری تابستان را بر آنها بسر خواهند برد و جمیع وحوش زمین زمستان را بر آنها خواهند گذرانید * ۷ و در آن زمان هدیهای برای یهوه صبایوت از قوم بلند قدّ و برّاق و از قومی که از ابتدایش تا کنون مهیب است و از امّتی زورآور و پایمال کننده که نهرها زمین ایشان را تقسیم میکند بمکان اسم یهوه صبایوت یعنی بکوهصهیون آورده خواهد شد *
باب نوزدهم
۱ وحی دربارهٔ مصر اینک خداوند بر اَبْرِ تیزرو سوار شده بمصر میآید و بتهای مصر از حضور وی خواهد لرزید و دلهای مصریان در اندرون ایشان گداخته خواهد شد * ۲ و مصریان را بر مصریان خواهم برانگیخت برادر با برادر خود و همسایه با همسایه خویش و شهر با شهر و کشور با کشور جنگ خواهند نمود * ۳ و روح مصر در اندرونش افسرده شده مشورتش را باطل خواهم گردانید و ایشان از بتها و فالگیران و صاحبان اجنّه و جادوگران سؤال خواهند نمود * ۴ و مصریان را بدست آقای ستمکیش تسلیم خواهم نمود و پادشاه زورآور بر ایشان حکمرانی خواهد کرد خداوند یهوه صبایوت چنین میگوید * ۵ و آب از دریا نیل کم شده نهر خراب و خشک خواهد گردید * ۶ و نهرها متعفّن شده جویهای ماصور کم شده میخشکد و نی و بوریا پژمرده خواهد شد * ۷ و مَرغْزاری که بر کنار نیل و بر دهنه نیل است و همهٔ مزرعههای نیل خشک و رانده شده و نابود خواهد گردید * ۸ و ماهی گیران ماتم میگیرند و همهٔ آنانی که قلاّب بنیل اندازند زاری میکنند و آنانی که دام بر روی آب گسترانند افسرده خواهند شد * ۹ و عاملان کتان شانه زده و بافندگان پارچه سفید خجل خواهند شد * ۱۰ و ارکان او ساییده و جمیع مزدوران رنجیده دل خواهند شد * ۱۱ سروران صوعن بالکّل احمق میشوند ومشورت مشیران دانشمند فرعون وحشی میگردد پس چگونه بفرعون میگویید که من پسر حکما و پسر پادشاهان قدیم میباشم * ۱۲ پس حکیمان تو کجایند تا ایشان تو را اطّلاع دهند و بدانند که یهوه صبایوت دربارهٔ مصر چه تقدیر نموده است * ۱۳ سروران صوعن ابله شده و سروران نوف فریب خوردهاند و آنانی که سنگ زاویه اسباط مصر هستند آن را گمراه کردهاند * ۱۴ و خداوند روح خیرگی در وسط آن آمیخته است که ایشان مصریان را در همهٔ کارهای ایشان گمراه کردهاند مثل مستان که در قی خود افتان و خیزان راه میروند * ۱۵ و مصریان را کاری نخواهد ماند که سر یا دم نخل یا بوریا بکند * ۱۶ در آن روز اهل مصر مثل زنان میباشند و از حرکت دست یهوه صبایوت که آن را بر مصر بحرکت میآورد لرزان و هراسان خواهند شد * ۱۷ و زمین یهودا باعث خوف مصر خواهد شد که هرکه ذکر آن را بشنود خواهد ترسید بسبب تقدیری که یهوه صبایوت بر آن مقدّر نموده است * ۱۸ در آن روز پنج شهر در زمین مصر بزبان کنعان متکلّم شده برای یهوه صبایوت قسم خواهند خورد و یکی شهر هلاکت نامیده خواهد شد * ۱۹ در آن روز مذبحی برای خداوند در میان زمین مصر و ستونی نزد حدودش برای خداوند خواهد بود * ۲۰ و آن آیتی و شهادتی برای یهوه صبایوت در زمین مصر خواهد بود زیرا که نزد خداوند بسبب جفاکنندگان خویش استغاثه خواهد نمود و او نجات دهنده و حمایت کنندهای برای ایشان خواهد فرستاد و ایشان را خواهد رهانید * ۲۱ و خداوند بر مصریان معروف خواهد شد و در آن روز مصریان خداوند راخواهند شناخت و با ذبایح و هدایا او را عبادت خواهند کرد و برای خداوند نذر کرده آن را وفا خواهند نمود * ۲۲ و خداوند مصریان را خواهد زد و بزدن شفا خواهد داد زیرا چون بسوی خداوند بازگشت نمایند ایشان را اجابت نموده شفا خواهد داد * ۲۳ در آن روز شاهراهی از مصر بآشور خواهد بود و آشوریان بمصر و مصریان بآشور خواهند رفت و مصریان با آشوریان عبادت خواهند نمود * ۲۴ در آن روز اسرائیل سوم مصر و آشور خواهد شد و آنها در میان جهان برکت خواهند بود * ۲۵ زیرا که یهوه صبایوت آنها را برکت داده خواهد گفت قوم من مصر و صنعت دست من آشور و میراث من اسرائیل مبارک باشند *
باب بیستم
۱ در سالی که تَرْتان باَشْدُود آمد هنگامی که سرجون پادشاه آشور او را فرستاد پس با اَشْدُود جنگ کرده آن را گرفت * ۲ در آن وقت خداوند بواسطه اشعیا ابن آموص تکلّم نموده گفت برو و پلاس را از کمر خود بگشا و نعلین را از پای خود بیرون کن و او چنین کرده عریان و پا برهنه راه میرفت * ۳ و خداوند گفت چنانکه بنده من اشعیا سه سال عریان و پا برهنه راه رفته است تا آیتی و علامتی دربارهٔ مصر و کوش باشد * ۴ بهمان طور پادشاه آشور اسیران مصر و جلاء وطنان کوش را از جوانان وپیران عریان و پابرهنه و مکشوف سرین خواهد برد تا رسوائی مصر باشد * ۵ و ایشان بسبب کوش که ملجای ایشان است و مصر که فخر ایشان باشد مضطرب و خجل خواهند شد * ۶ و ساکنان این ساحل در آن روز خواهند گفت اینک ملجای ما که برای اعانت بآن فرار کردیم تا از دست پادشاه آشور نجات یابیم چنین شده است پس ما چگونه نجات خواهیم یافت *
باب بیست و یکم
۱ وحی دربارهٔ بیابان بحر چنانکه گردباد در جنوب میآید این نیز از بیابان از زمین هولناک میآید * ۲ رؤیای سخت برای من منکشف شده است خیانت پیشه خیانت میکند و تاراج کننده تاراج مینماید ای عیلام برآی و ای مِدْیان محاصره نما تمام ناله آن را ساکت گردانیدم * ۳ از این جهت کمر من از شدّت درد پر شده است و درد زه مثل درد زنی که میزاید مرا درگرفته است پیچ و تاب میخورم که نمیتوانم بشنوم مدهوش میشوم که نمیتوانم ببینم * ۴ دل من میطپید و هیبت مرا ترسانید او شب لذّت مرا برایم بخوف مبدّل ساخته است * ۵ سفره را مهیا ساخته و فرش را گسترانیده باکل و شرب مشغول میباشند ای سروران برخیزید و سپرها را روغن بمالید * ۶ زیرا خداوند بمن چنین گفته است برو و دیدهبان را قرار بده تا آنچه را که بیند اعلام نماید * ۷ و چون فوج سواران جفت جفت و فوج الاغان و فوج شتران را بیند آنگاه بدقّت تمام توجّه بنماید * ۸ پس او مثل شیر صدا زد که ای آقا من دائماً در روز بر محرس ایستادهام و تمامی شب بر دیدهبانگاه خود برقرار میباشم * ۹ و اینک فوجمردان و سواران جفت جفت میآیند و او مزید کرده گفت بابل افتاد افتاده است و تمامی تمثالهای تراشیده خدایانش را بر زمین شکستهاند * ۱۰ ای کوفته شده من و ای محصول خرمن من آنچه از یهوه صبایوت خدای اسرائیل شنیدم بشما اعلام مینمایم * ۱۱ وحی درباره دومه کسی از سعیر بمن ندا میکند که ای دیدهبان از شب چه خبر ای دیدهبان از شب چه خبر * ۱۲ دیدهبان میگوید که صبح میآید و شام نیز اگر پرسیدن میخواهید بپرسید و بازگشت نموده بیایید * ۱۳ وحی دربارهٔ عرب ای قافلههای ددانیان در جنگل عرب منزل کنید * ۱۴ ای ساکنان زمین تیما تشنگان را بآب استقبال کنید و فراریان را بخوراک ایشان پذیره شوید * ۱۵ زیرا که ایشان از شمشیرها فرار میکنند از شمشیر برهنه و کمان زه شده و از سختی جنگ * ۱۶ زانرو که خداوند بمن گفته است بعد از یکسال موافق سالهای مزدوران تمامی شوکت قیدار تلف خواهد شد * ۱۷ و بقیه شماره تیراندازان و جبّاران بنی قیدار قلیل خواهد شد چونکه یهوه خدای اسرائیل این را گفته است *
باب بیست و دوم
۱ الان تو را چه شد که کلّیةً بر بامها برآمدی * ۲ ای که پر از شورشها هستی و ای شهر پرغوغا و ای قریه مفتخر کشتگانت کشته شمشیر نیستند و در جنگ هلاک نشدهاند * ۳ جمیع سرورانت با هم گریختند و بدون تیراندازان اسیر گشتند همگانی که در تو یافت شدند با هم اسیر گردیدند و بجای دور فرار کردند * ۴ بنابراین گفتم نظر خود را از من بگردانید زیرا که با تلخی گریه میکنم برای تسلّی من دربارهٔ خرابی دختر قومم الحاح مکنید * ۵ زیرا خداوند یهوه صبایوت روز آشفتگی و پایمالی و پریشانیای در وادی رؤیا دارد دیوارها را منهدم میسازند و صدای استغاثه تا بکوهها میرسد * ۶ و عیلام با افواج مردان و سواران ترکش را برداشته است و قیر سپر را مکشوف نموده است * ۷ و وادیهای بهترینت از ارابهها پر شده سواران پیش دروازههایت صفآرائی مینمایند * ۸ و پوشش یهودا برداشته میشود و در آن روز باسلحه خانه جنگل نگاه خواهید کرد * ۹ و رخنههای شهر داود را که بسیارند خواهید دید و آب برکه تحتانی را جمع خواهید نمود * ۱۰ و خانههای اورشلیم را خواهید شمرد و خانهها را بجهت حصاربندی دیوارها خراب خواهید نمود * ۱۱ و درمیان دو دیوار حوضی برای آب برکه قدیم خواهید ساخت امّا بصانع آن نخواهید نگریست و بآنکه آن را از ایام پیشین ساخته است نگران نخواهید شد * ۱۲ و در آن روز خداوند یهوه صبایوت شما را بگریستن وماتم کردن و کندن مو و پوشیدن پلاس خواهد خواند * ۱۳ و اینک شادمانی و خوشی و کشتن گاوان و ذبح کردن گوسفندان و خوردن گوشت و نوشیدن شراب خواهد بود که بخوریم و بنوشیم زیرا که فردا میمیریم * ۱۴ و یهوه صبایوت در گوش من اعلام کرده است که این گناه شما تا بمیرید هرگز کفّاره نخواهد شد خداوند یهوه صبایوت این را گفته است * ۱۵ خداوند یهوه صبایوت چنین میگوید برو و نزد این خزانهدار یعنی شبنا که ناظر خانه است داخل شو و باو بگو * ۱۶ تو را در اینجا چه کار است و در اینجا که را داری که در اینجا قبری برای خود کندهای ای کسی که قبر خود را در مکان بلند میکَنی و مسکنی برای خویشتن در صخره میتراشی * ۱۷ اینک ای مرد خداوند البتّه تو را دور خواهد انداخت و البتّه تو را خواهد پوشانید * ۱۸ و البتّه تو را مثل گوی سخت خواهد پیچید و بزمین وسیع تو را خواهد افکند و در آنجا خواهی مرد و در آنجا ارابههای شوکت تو رسوائی خانه آقایت خواهد شد * ۱۹ و تو را از منصبت خواهم راند و از مکانت بزیر افکنده خواهی شد * ۲۰ و در آن روز واقع خواهد شد که بنده خویش الیاقیم بن حلقیا را دعوت خواهم نمود * ۲۱ و او را بجامه تو ملبّس ساخته بکمربندت محکم خواهم ساخت و اقتدار تو را بدست او خواهم داد و او ساکنان اورشلیم و خاندان یهودا را پدر خواهد بود * ۲۲ و کلید خانه داود را بر دوش وی خواهم نهاد و چون بگشاید احدی نخواهد بست و چون ببندد احدی نخواهد گشاد * ۲۳ و اورا در جای محکم مثل میخ خواهم دوخت و برای خاندان پدر خود کرسی جلال خواهد بود * ۲۴ و تمامی جلال خاندان پدرش را از اولاد و احفاد و همهٔ ظروف کوچک را از ظروف کاسهها تا ظروف تُنگها بر او خواهند آویخت * ۲۵ و یهوه صبایوت میگوید که در آن روز آن میخی که در مکان محکم دوخته شده متحرّک خواهد گردید و قطع شده خواهد افتاد و باری که بر آن است تلف خواهد شد زیرا خداوند این را گفته است *
باب بیست و سوم
۱ وحی دربارهٔ صور ای کشتیهای ترشیش وِلْوِلَه نمایید زیرا که بحدی خراب شده است که نه خانهای و نه مدخلی باقی مانده از زمین کتّیم خبر بایشان رسیده است * ۲ ای ساکنان ساحل که تاجران صیدون که از دریا عبور میکنند تو را پر ساختهاند آرام گیرید * ۳ و دخل او از محصول شیحور و حصاد نیل بر آبهای بسیار میبود پس او تجارت گاه امّتها شده است * ۴ ای صیدون خجل شو زیرا که دریا یعنی قلعه دریا متکلّم شده میگوید درد زه نکشیدهام و نزاییدهام و جوانان را نپروردهام و دوشیزگان را تربیت نکردهام * ۵ چون این خبر بمصر برسد از اخبار صور بسیار دردناک خواهند شد * ۶ ای ساکنان ساحل دریا بترشیش بگذرید و وِلْوِلَه نمایید * ۷ آیا این شهر مفتخر شما است که قدیمی و از ایام سلف بوده است و پایهایش او را بجای دور برده تا در آنجا مأوا گزیند * ۸ کیستکه این قصد را دربارهٔ صور آن شهر تاجبخش که تجّار وی سروران و بازرگانان او شرفای جهان بودهاند نموده است * ۹ یهوه صبایوت این قصد را نموده است تا تکبّر تمامی جلال را خوار سازد و جمیع شرفای جهان را محقّر نماید * ۱۰ ای دختر ترشیش از زمین خود مثل نیل بگذر زیرا که دیگر هیچ بند برای تو نیست * ۱۱ او دست خود را بر دریا دراز کرده مملکتها را متحرّک ساخته است خداوند دربارهٔ کنعان امر فرموده است تا قلعههایش را خراب نمایند * ۱۲ و گفته است ای دوشیزه ستم رسیده و ای دختر صیدون دیگر مفتخر نخواهی شد برخاسته بکتّیم بگذر امّا در آنجا نیز راحت برای تو نخواهد بود * ۱۳ اینک زمین کلدانیان که قومی نبودند و آشور آن را بجهت صحرانشینان بنیاد نهاد ایشان منجنیقهای خود را افراشته قصرهای آن را منهدم و آن را بخرابی مبدّل خواهند ساخت * ۱۴ ای کشتیهای ترشیش وِلْوِلَه نمایید زیرا که قلعه شما خراب شده است * ۱۵ و در آن روز واقع خواهد شد که صور هفتاد سال مثل ایام یک پادشاه فراموش خواهد شد و بعد از انقضای هفتاد سال برای صور مثل سرود زانیه خواهد بود * ۱۶ ای زانیه فراموش شده بربط را گرفته در شهر گردش نما خوش بنواز و سرودهای بسیار بخوان تا بیاد آورده شوی * ۱۷ و بعد از انقضای هفتاد سال واقع میشود که خداوند از صور تفقّد خواهد نمود و باجرت خویش برگشته با جمیع ممالک جهان که بر روی زمین است زنا خواهد نمود * ۱۸ و تجارت و اجرت آن برای خداوند وقف شده ذخیره واندوخته نخواهد شد بلکه تجارتش برای مقرّبان درگاه خداوند خواهد بود تا بسیری بخورند و لباس فاخر بپوشند *
باب بیست و چهارم
۱ اینک خداوند زمین را خالی و ویران میکند و آن را واژگون ساخته ساکنانش را پراکنده میسازد * ۲ و مَثَل قوم مَثَل کاهن و مَثَل بنده مَثَل آقایش و مَثَل کنیز مَثَل خاتونش و مَثَل مشتری مَثَل فروشنده و مَثَل قرض دهنده مَثَل قرض گیرنده و مَثَل سودخوار مَثَل سود دهنده خواهد بود * ۳ و زمین بالکّل خالی و بالکّل غارت خواهد شد زیرا خداوند این سخن را گفته است * ۴ زمین ماتم میکند و پژمرده میشود ربع مسکون کاهیده و پژمرده میگردد شریفان اهل زمین کاهیده میشوند * ۵ زمین زیر ساکنانش ملوّث میشود زیرا که از شرایع تجاوز نموده و فرایض را تبدیل کرده و عهد جاودانی را شکستهاند * ۶ بنابراین لعنت جهان را فانی کرده است و ساکنانش سزا یافتهاند لهذا ساکنان زمین سوخته شدهاند و مردمان بسیار کم باقی ماندهاند * ۷ شیره انگور ماتم میگیرد و مو کاهیده میگردد و تمامی شاددلان آه میکشند * ۸ شادمانی دفّها تلف شده آواز عشرتکنندگان باطل و شادمانی بربطها ساکت خواهد شد * ۹ شراب را با سرودها نخواهند آشامید و مسکرات برای نوشندگانش تلخ خواهد شد * ۱۰ قریه خرابه منهدم میشود و هر خانه بسته میگردد که کسی داخل آن نتواند شد * ۱۱ غوغائی برای شراب در کوچهها است هرگونه شادمانی تاریک گردیده و سرور زمین رفع شده است * ۱۲ ویرانی در شهر باقی است و دروازههایش بهلاکت خرد شده است * ۱۳ زیراکه در وسط زمین در میان قومهایش چنین خواهد شد مثل تکانیدن زیتون و مانند خوشههائی که بعد از چیدن انگور باقی میماند * ۱۴ اینان آواز خود را بلند کرده ترنّم خواهند نمود و دربارهٔ کبریائی خداوند از دریا صدا خواهند زد * ۱۵ از اینجهت خداوند را در بلاد مشرق و نام یهوه خدای اسرائیل را در جزیرههای دریا تمجید نمایید * ۱۶ از کرانهای زمین سرودها را شنیدیم که عادلان را جلال باد امّا گفتم وا حسرتا وا حسرتا وای بر من خیانتکاران خیانت ورزیده خیانتکاران بشدّت خیانت ورزیدهاند * ۱۷ ای ساکن زمین ترس و حفره و دام بر تو است * ۱۸ و واقع خواهد شد که هرکه از آواز ترس بگریزد بحفره خواهد افتاد و هر که از میان حفره برآید گرفتار دام خواهد شد زیرا که روزنههای علیین باز شده و اساسهای زمین متزلزل میباشد * ۱۹ زمین بالکّل منکسر شده زمین تماماً از هم پاشیده و زمین بشدّت متحرّک گشته است * ۲۰ زمین مثل مستان افتان و خیزان است و مثل سایهبان بچپ و راست متحرّک و گناهش بر آن سنگین است پس افتاده است که بار دیگر نخواهد برخاست * ۲۱ و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند گروه شریفان را بر مکان بلند ایشان و پادشاهان زمیـن را بر زمیـن سـزا خواهد داد * ۲۲ و ایشان مثل اسیران در چاه جمع خواهنـد شـد و در زندان بسته خواهند گردید و بعد از روزهای بسیار ایشان طلبیده خواهند شد * ۲۳ و مـاه خجـل و آفتاب رسوا خواهـد گشت زیرا که یهـوه صبایوت در کوه صهیون و در اورشلیم و بحضور مشایخ خویش با جلال سلطنت خواهد نمود *
باب بیست و پنجم
۱ ای یهوه تو خدای من هستی پس تو را تسبیح میخوانم و نام تو را حمد میگویم زیرا کارهای عجیب کردهای و تقدیرهای قدیم تو امانت و راستی است * ۲ چونکه شهری را توده و قریه حصین را خرابه گردانیدهای و قصر غریبان را که شهر نباشد و هرگز بنا نگردد * ۳ بنابراین قوم عظیم تو را تمجید مینمایند و قریه امّتهای ستم پیشه از تو خواهند ترسید * ۴ چونکه برای فقیران قلعه و بجهت مسکینان در حین تنگی ایشان قلعه بودی و ملجا از طوفان و سایه از گرمی هنگامی که نفخه ستمکاران مثل طوفان بر دیوار میبود * ۵ و غوغای غریبان را مثل گرمی در جای خشک فرود خواهی آورد و سرود ستمکاران مثل گرمی از سایه ابر پست خواهد شد * ۶ و یهوه صبایوت در این کوه برای همهٔ قومها ضیافتی از لذایذ برپا خواهد نمود یعنی ضیافتی از شرابهای کهنه از لذایذ پر مغز و از شرابهای کهنه مصفّا * ۷ و در این کوه روپوشی را که بر تمامی قومها گسترده است و ستری را که جمیع امّتها را میپوشاند تلف خواهد کرد * ۸ و موت را تا ابدالا´باد نابود خواهد ساخت و خداوند یهوه اشکها را از هر چهره پاک خواهد نمود و عار قوم خویش را از روی تمامی زمین رفع خواهد کرد زیرا خداوند گفته است * ۹ و در آن روز خواهند گفت اینک این خدای ما است که منتظر او بودهایم و ما را نجات خواهد داد این خداوند است که منتظر او بودهایم پس ازنجات او مسرور و شادمان خواهیم شد * ۱۰ زیرا که دست خداوند بر این کوه قرار خواهد گرفت و موآب در مکان خود پایمال خواهد شد چنانکه کاه در آب مزبله پایمال میشود * ۱۱ و او دستهای خود را در میان آن خواهد گشاد مثل شناوری که بجهت شنا کردن دستهای خود را میگشاید و غرور او را با حیلههای دستهایش پست خواهد گردانید * ۱۲ و قلعه بلند حصارهایت را خم کرده بزیر خواهد افکند و بر زمین با غبار یکسان خواهد ساخت *
باب بیست و ششم
۱ در آن روز این سرود در زمین یهودا سراییده خواهد شد ما را شهری قوی است که دیوارها و حصار آن نجات است * ۲ دروازهها را بگشایید تا امّت عادل که امانت را نگاه میدارند داخل شوند * ۳ دل ثابت را در سلامتی کامل نگاه خواهی داشت زیرا که بر تو توکّل دارد * ۴ بر خداوند تا بابد توکّل نمایید چونکه در یاه یهوه صخره جاودانی است * ۵ زیرا آنانی را که بر بلندیها ساکنند فرود میآورد و شهر رفیع را بزیر میاندازد آن را بزمین انداخته با خاک یکسان میسازد * ۶ پایها آن را پایمال خواهد کرد یعنی پایهای فقیران و قدمهای مسکینان * ۷ طریق عادلان استقامت است ای تو که مستقیم هستی طریق عادلان را هموار خواهی ساخت * ۸ پس ای خداوند در طریق داوریهای تو انتظار تو را کشیدهایم و جان ما باسم تو و ذکر تومشتاق است * ۹ شبانگاه بجان خود مشتاق تو هستم و بامدادان بروح خود در اندرونم تو را میطلبم زیرا هنگامی که داوریهای تو بر زمین آید سکنه ربع مسکون عدالت را خواهند آموخت * ۱۰ هرچند بر شریر ترحّم شود عدالت را نخواهد آموخت در زمین راستان شرارت میورزد و جلال خداوند را مشاهده نمینماید * ۱۱ ای خداوند دست تو برافراشته شده است امّا نمیبینند لیکن چون غیرت تو را برای قوم ملاحظه کنند خجل خواهند شد و آتش نیز دشمنانت را فرو خواهد برد * ۱۲ ای خداوند سلامتی را برای ما تعیین خواهی نمود زیرا که تمام کارهای ما را نیز برای ما بعمل آوردهای * ۱۳ ای یهوه خدای ما آقایان غیر از تو بر ما استیلا داشتند امّا بتو فقط اسم تو را ذکر خواهیم کرد * ۱۴ ایشان مردند و زنده نخواهند شد خیالها گردیدند و نخواهند برخاست بنابراین ایشان را سزا داده هلاک ساختی و تمام ذکر ایشان را محو نمودی * ۱۵ قوم را افزودی ای خداوند قوم را مزید ساخته خویشتن را جلال دادی و تمامی حدود زمین را وسیع گردانیدی * ۱۶ ای خداوند ایشان در حین تنگی تو را خواهند طلبید و چون ایشان را تأدیب نمائی دعاهای خفیه خواهند ریخت * ۱۷ مثل زن حاملهای که نزدیک زاییدن باشد و درد او را گرفته از آلام خود فریاد بکند همچنین ما نیز ای خداوند در حضور تو هستیم * ۱۸ حامله شده درد زه ما را گرفت و باد را زاییدیم و در زمین هیچ نجات بظهور نیاوردیم و ساکنان ربع مسکوننیفتادند * ۱۹ مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من خواهند برخاست ای شما که در خاک ساکنید بیدار شده ترنّم نمایید زیرا که شبنم تو شبنم نباتات است و زمین مردگان خود را بیرون خواهد افکند * ۲۰ ای قوم من بیایید بحجرههای خویش داخل شوید و درهای خود را در عقب خویش ببندید خویشتن را اندک لحظهای پنهان کنید تا غضب بگذرد * ۲۱ زیرا اینک خداوند از مکان خود بیرون میآید تا سزای گناهان ساکنان زمین را بایشان برساند پس زمین خونهای خود را مکشوف خواهد ساخت و کشتگان خویش را دیگر پنهان نخواهد نمود *
باب بیست و هفتم
۱ در آن روز خداوند بشمشیرِ سختِ عظیمِ محکمِ خود آن مار تیز رو لِوْیاتان را و آن مار پیچیده لِوْیاتان را سزا خواهد داد و آن اژدها را که در دریا است خواهد کشت * ۲ در آن روز برای آن تاکستان شراب بسرایید * ۳ من که یهوه هستم آن را نگاه میدارم و هر دقیقه آن را آبیاری مینمایم شب و روز آن را نگاهبانی مینمایم که مبادا احدی بآن ضرر برساند * ۴ خشم ندارم کاش که خس و خار با من بجنگ میآمدند تا بر آنها هجوم آورده آنها را با هم میسوزانیدم * ۵ یا بقوّت من متمسّک میشد تا با من صلح بکند و با من صلح مینمود * ۶ در ایام آینده یعقوب ریشه خواهد زد و اسرائیل غنچه و شکوفه خواهد آورد و ایشان روی ربع مسکون را از میوه پر خواهند ساخت * ۷ آیا او را زد بطوری که دیگران او را زدند یا کشته شد بطوری که مقتولان وی کشته شدند * ۸ چون او را دور ساختی باندازه با وی معارضه نمودی با باد سخت خویش او را در روز باد شرقی زایل ساختی * ۹ بنابراین گناه یعقوب از این کفّاره شده و رفع گناه او تمامی نتیجه آن است چون تمامی سنگهای مذبح را مثل سنگهای آهک نرم شده میگرداند آنگاه اشیریم و بتهای آفتاب دیگر برپا نخواهد شد * ۱۰ زیرا که آن شهر حصین منفرد خواهد شد و آن مسکن مهجور و مثل بیابان واگذاشته خواهد شد در آنجا گوسالهها خواهند چرید و در آن خوابیده شاخههایش را تلف خواهند کرد * ۱۱ چون شاخههایش خشک شود شکسته خواهد شد پس زنان آمده آنها را خواهند سوزانید زیرا که ایشان قوم بیفهم هستند لهذا آفریننده ایشان بر ایشان ترحّم نخواهد نمود و خالق ایشان بر ایشان شفقت نخواهد کرد * ۱۲ و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند از مسیل نهر فرات تا وادی مصر غلّه را خواهد کوبید و شما ای بنی اسرائیل یکی یکی جمع کرده خواهید شد * ۱۳ و در آن روز واقع خواهد شد که کَرِنّای بزرگ نواخته خواهد شد و گمشدگان زمین آشور و رانده شدگان زمین مصر خواهند آمد و خداوند را در کوه مقدّس یعنی در اورشلیم عبادت خواهند نمود *
باب بیست و هشتم
۱ وای بر تاج تکبّر میگساران افرایم و برگل پژمرده زیبائی جلال وی که برسر وادی بارور مغلوبان شراب است * ۲ اینک خداوند کسی زورآور و توانا دارد که مثل تگرگ شدید و طوفان مهلک و مانند سیل آبهای زورآور سرشار آن را بزور بر زمین خواهد انداخت * ۳ و تاج تکبّر میگساران افرایم زیر پایها پایمال خواهد شد * ۴ و گل پژمرده زیبائی جلال وی که بر سر وادی بارور است مثل نوبر انجیرها قبل از تابستان خواهد بود که چون بیننده آن را بیند وقتی که هنوز در دستش باشد آن را فرو میبرد * ۵ و در آن روز یهوه صبایوت بجهت بقیه قوم خویش تاج جلال و افسر جمال خواهد بود * ۶ و روح انصاف برای آنانی که بداوری مینشینند و قوّت برای آنانی که جنگ را بدروازهها برمیگردانند خواهد بود * ۷ ولکن اینان نیز از شراب گمراه شدهاند و از مسکرات سرگشته گردیدهاند هم کاهن و هم نبی از مسکرات گمراه شدهاند و از شراب بلعیده گردیدهاند از مسکرات سرگشته شدهاند و در رؤیا گمراه گردیدهاند و در داوری مبهوت گشتهاند * ۸ زیرا که همهٔ سفرهها از قی و نجاست پر گردیده و جائی نمانده است * ۹ کدام را معرفت خواهد آموخت و اخبار را بکه خواهد فهمانید آیا نه آنانی را که از شیر باز داشته و از پستانها گرفته شدهاند * ۱۰ زیرا که حکم بر حکم و حکم بر حکم قانون بر قانون و قانون بر قانون اینجا اندکی و آنجا اندکی خواهد بود * ۱۱ زیرا که با لبهای الکن و زبان غریب با این قوم تکلّم خواهد نمود * ۱۲ که بایشان گفت راحت همین است پس خسته شدگان رامستریح سازید و آرامی همین است امّا نخواستند که بشنوند * ۱۳ و کلام خداوند برای ایشان حکم بر حکم و حکم برحکم قانون بر قانون و قانون بر قانون اینجا اندکی و آنجا اندکی خواهد بود تا بروند و بپشت افتاده منکسر گردند و بدام افتاده گرفتار شوند * ۱۴ بنابراین ای مردان استهزا کننده و ای حاکمان این قوم که در اورشلیماند کلام خداوند را بشنوید * ۱۵ از آنجا که گفتهاید با موت عهد بستهایم و با هاویه همداستان شدهایم پس چون تازیانه مهلک بگذرد بما نخواهد رسید زیرا که دروغها را ملجای خود نمودیم و خویشتن را زیر مکر مستور ساختیم * ۱۶ بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید اینک در صهیون سنگ بنیادی نهادم یعنی سنگ آزموده و سنگ زاویهای گرانبها و اساس محکم پس هر که ایمان آورد تعجیل نخواهد نمود * ۱۷ و انصاف را ریسمان میگردانم و عدالت را ترازو و تگرگ ملجای دروغ را خواهد رُفْت و آبها ستر را خواهد برد * ۱۸ و عهد شما با موت باطل خواهد شد و میثاق شما با هاویه ثابت نخواهد ماند و چون تازیانه شدید بگذرد شما از آن پایمال خواهید شد * ۱۹ هر وقت که بگذرد شما را گرفتار خواهد ساخت زیرا که هر بامداد هم در روز و هم در شب خواهد گذشت و فهمیدن اخبار باعث هیبت محض خواهد شد * ۲۰ زیرا که بستر کوتاهتر است از آنکه کسی بر آن دراز شود و لحاف تنگتر است از آنکه کسی خویشتن را بپوشاند * ۲۱ زیرا خداوند چنانکه در کوه فراصیم کرد خواهد برخاست و چنانکه در وادی جبعون نمود خشمناک خواهد شد تا کار خود یعنی کار عجیب خود را بجا آورد و عمل خویش یعنی عمل غریب خویش را بانجام رساند * ۲۲ پس الان استهزا منمایید مبادا بندهای شما محکم گردد زیرا هلاکت و تقدیری را که از جانب خداوند یهوه صبایوت بر تمامی زمین میآید شنیدهام * ۲۳ گوش گیرید و آواز مرا بشنوید و متوجّه شده کلام مرا استماع نمایید * ۲۴ آیا برزگر همهٔ روز بجهت تخم پاشیدن شیار میکند و آیا همهٔ وقت زمین خود را میشکافد و هموار مینماید * ۲۵ آیا بعد از آنکه رویش را هموار کرد گشنیز را نمیپاشد و زیره را نمیافشاند و گندم را در شیارها و جو را در جای معین و ذرّت را در حدودش نمیگذارد * ۲۶ زیرا که خدایش او را براستی میآموزد و او را تعلیم میدهد * ۲۷ چونکه گشنیز با گردون تیز کوبیده نمیشود و چرخ ارابه بر زیره گردانیده نمیگردد بلکه گشنیز بعصا و زیره بچوب تکانیده میشود * ۲۸ گندم آرد میشود زیرا که آن را همیشه خرمنکوبی نمیکند و هرچند چرخ ارابه و اسبان خود را بر آن بگرداند آن را خُرد نمیکند *
۲۹ این نیز از جانب یهوه صبایوت که عجیبالّرای و عظیمالحکمت است صادر میگردد *باب بیست و نهم
۱ وای بر اَریئیل وای بر اَریئیل شهری که داود در آن خیمه زد سال بر سال مزید کنید و عیدها دور زنند * ۲ و من اریئیل را بتنگی خواهم انداخت و ماتم و نوحهگری خواهدبود و آن برای من مثل اریئیل خواهد بود * ۳ و بر تو بهر طرف اردو زده تو را ببارهها محاصره خواهم نمود و منجنیقها بر تو خواهم افراشت * ۴ و بزیر افکنده شده از زمین تکلّم خواهی نمود و کلام تو از میان غبار پست خواهد گردید و آواز تو از زمین مثل آواز جنّ خواهد بود و زبان تو از میان غبار زمزم خواهد کرد * ۵ امّا گروه دشمنانت مثل گرد نرم خواهند شد و گروه ستم کیشان مانند کاه که میگذرد و این بغتةً در لحظهای واقع خواهد شد * ۶ و از جانب یهوه صبایوت با رعد و زلزله و صوت عظیم و گردباد و طوفان و شعله آتش سوزنده از تو پرسش خواهد شد * ۷ و جمعیت تمام امّتهائی که با اریئیل جنگ میکنند یعنی تمامی آنانی که بر او و بر قلعه وی مقاتله مینمایند و او را بتنگ میآورند مثل خواب و رؤیای شب خواهند شد * ۸ و مثل شخص گرسنه که خواب میبیند که میخورد و چون بیدار شود شکم او تهی است یا شخص تشنه که خواب میبیند که آب مینوشد و چون بیدار شود اینک ضعف دارد و جانش مشتهی میباشد همچنین تمامی جماعت امّتهائی که با کوه صهیون جنگ میکنند خواهند شد * ۹ درنگ کنید و متحیر باشید و تمتّع برید و کور باشید ایشان مست میشوند لیکن نه از شراب و نوان میگردند امّا نه از مسکرات * ۱۰ زیرا خداوند بر شما روح خواب سنگین را عارض گردانیده چشمان شما را بسته است و انبیا و رؤسای شما یعنی رائیان را محجوب کرده است * ۱۱ و تمامی رؤیا برای شما مثل کلام تومار مختوم گردیده است که آن را بکسی که خواندنمیداند داده میگویند این را بخوان و او میگوید نمیتوانم چونکه مختوم است * ۱۲ و آن طومار را بکسی که خواندن نداند داده میگویند این را بخوان و او میگوید خواندن نمیدانم * ۱۳ و خداوند میگوید چونکه این قوم از دهان خود بمن تقرّب میجویند و بلبهای خویش مرا تمجید مینمایند امّا دل خود را از من دور کردهاند و ترس ایشان از من وصیتی است که از انسان آموختهاند * ۱۴ بنابراین اینک من بار دیگر با این قوم عمل عجیب و غریب بجا خواهم آورد و حکمت حکیمان ایشان باطل و فهم فهیمان ایشان مستور خواهد شد * ۱۵ وای بر آنانی که مشورت خود را از خداوند بسیار عمیق پنهان میکنند و اعمال ایشان در تاریکی میباشد و میگویند کیست که مارا ببیند و کیست که ما را بشناسد * ۱۶ ای زیر و زبر کنندگان هرچیز آیا کوزهگر مثل گل محسوب شود یا مصنوع دربارهٔ صانع خود گوید مرا نساخته است و یا تصویر دربارهٔ مصوّرش گوید که فهم ندارد * ۱۷ آیا در اندک زمانی واقع نخواهد شد که لبنان ببوستان مبدّل گردد و بوستان بجنگل محسوب شود * ۱۸ و در آن روز کّران کلام کتاب را خواهند شنید و چشمان کوران از میان ظلمت و تاریکی خواهد دید * ۱۹ و حلیمان شادمانی خود را در خداوند مزید خواهند کرد و مسکینان مردمان در قدّوس اسرائیل وجد خواهند نمود * ۲۰ زیرا که ستمگران نابود و استهزاکنندگان معدوم خواهند شد و پیروان شرارت منقطع خواهند گردید * ۲۱ که انسان را بسخنی مجرم میسازند و برای کسی که درمحکمه حکم میکند دام میگسترانند و عادل را ببطالت منحرف میسازند * ۲۲ بنابراین خداوند که ابراهیم را فدیه داده است دربارهٔ خاندان یعقوب چنین میگوید که از این ببعد یعقوب خجل نخواهد شد و رنگ چهرهاش دیگر نخواهد پرید * ۲۳ بلکه چون فرزندان خود را که عمل دست من میباشند در میان خویش بیندآنگاه ایشان اسم مرا تقدیس خواهند نمود و قدّوس یعقوب را تقدیس خواهند کرد و از خدای اسرائیل خواهند ترسید * ۲۴ و آنانی که روح گمراهی دارند فهیم خواهند شد و متمّردان تعلیم را خواهند آموخت *
باب سی ام
۱ خداوند میگوید که وای بر پسرانفتنهانگیز که مشورت میکنند لیکن نه از من و عهد میبندند لیکن نه از روح من تا گناه را بر گناه مزید نمایند * ۲ که برای فرود شدن بمصر عزیمت میکنند امّا از دهان من سؤال نمینمایند و بقوّت فرعون پناه میگیرند و بسایه مصر اعتماد دارند * ۳ لهذا قوّت فرعون خجالت و اعتماد بسایه مصر رسوائی شما خواهد بود * ۴ زیرا که سروران او در صَوعَن هستند و ایلچیان وی بحانیس رسیدهاند * ۵ همگی ایشان از قومی که برای ایشان فایده ندارند خجل خواهند شد که نه معاونت و نه منفعتی بلکه خجالت و رسوائی نیز برای ایشان خواهند بود * ۶ وحی دربارهٔ بَهیمُوت جنوبی از میان زمین تنگ و ضیق که از آنجا شیر ماده و اسد وافعی و مار آتشین پرنده میآید توانگری خویش را بر پشت الاغان و گنجهای خود را بر کوهان شتران نزد قومی که منفعت ندارند میبرند * ۷ چونکه اعانت مصریان عبث و بیفایده است از این جهت ایشان را رَهَبُالجلوس نامیدم * ۸ الان بیا و این را در نزد ایشان بر لوحی بنویس و بر طوماری مرقوم ساز تا برای ایام آینده تا ابدالا´باد بماند * ۹ زیرا که این قوم فتنهانگیز و پسران دروغگو میباشند پسرانی که نمیخواهند شریعت خداوند را استماع نمایند * ۱۰ که برائیان میگویند رؤیت مکنید و بانبیا که برای ما براستی نبوّت ننمایید بلکه سخنان شیرین بما گویید و بمکاید نبوّت کنید * ۱۱ از راه منحرف شوید و از طریق تجاوز نمایید و قدّوس اسرائیل را از نظر ما دور سازید * ۱۲ بنابراین قدّوس اسرائیل چنین میگوید چونکه شما این کلام را ترک کردید و بر ظلم و فساد اعتماد کرده بر آن تکیه نمودید * ۱۳ از این جهت این گناه برای شما مثل شکاف نزدیک بافتادن که در دیوار بلند پیش آمده باشد و خرابی آن در لحظهای بغتةًپدید آید خواهد بود * ۱۴ و شکستگی آن مثل شکستگی کوزه کوزهگر خواهد بود که بیمحابا خُرد میشود بطوری که از پارههایش پارهای بجهت گرفتن آتش از آتشدان یا برداشتن آب از حوض یافت نخواهد شد * ۱۵ زیرا خداوند یهوه قدّوس اسرائیل چنین میگوید بانابت و آرامی نجات مییافتید و قوّت شما از راحت و اعتماد میبود امّا نخواستید * ۱۶ و گفتید نی بلکه بر اسبان فرار میکنیم لهذا فرار خواهید کرد و بر اسبان تیز رو سوار میشویم لهذا تعاقب کنندگان شما تیز رو خواهند شد * ۱۷ هزار نفر از نهیب یک نفر فرار خواهند کرد و شما از نهیب پنج نفر خواهید گریخت تا مثل بیرق بر قلّه کوه و عَلَم بر تلّی باقی مانید * ۱۸ و از این سبب خداوند انتظار میکشد تابر شما رأفت نماید و از این سبب برمیخیزد تا بر شما ترحّم فرماید چونکه یهوه خدای انصاف است خوشابحال همگانی که منتظر وی باشند * ۱۹ زیرا که قوم در صهیون در اورشلیم ساکن خواهند بود و هرگز گریه نخواهی کرد و بآواز فریادت بر تو ترحّم خواهد کرد و چون بشنود تو را اجابت خواهد نمود * ۲۰ و هرچند خداوند شما را نان ضیق و آب مصیبت بدهد امّا معلّمانت بار دیگر مخفی نخواهند شد بلکه چشمانت معلّمان تو را خواهد دید * ۲۱ و گوشهایت سخنی را از عقب تو خواهد شنید که میگوید راه این است در آن سلوک بنما هنگامی که بطرف راست یا چپ میگردی * ۲۲ و پوشش بتهای ریخته نقره خویش را و سِتْر اصنام تراشیده طلای خود را نجس خواهید ساخت و آنها را مثل چیز نجس دور انداخته بآن خواهی گفت دور شو * ۲۳ و باران تخمت را که زمین خویش را بآن زرع میکنی و نان محصول زمینت را خواهد داد و آن پر مغز و فراوان خواهد شد و در آن زمان مواشی تو در مرتع وسیع خواهند چرید * ۲۴ و گاوان و الاغانت که زمین را شیار مینمایند آذوقه نمکدار را که با غربال و اوچوم پاک شده است خواهند خورد * ۲۵ و در روز کشتار عظیم که برجها در آن خواهد افتاد نهرها و جویهای آب بر هر کوه بلند و بهر تلّ مرتفع جاری خواهد شد * ۲۶ و در روزی که خداوند شکستگی قوم خود را ببندد و ضرب جراحت ایشان را شفا دهد روشنائی ماه مثل روشنائی آفتاب و روشنائی آفتاب هفت چندان مثل روشنائی هفت روز خواهد بود * ۲۷ اینک اسم خداوند از جای دور میآید در غضب خود سوزنده و در ستون غلیظ و لبهایشپر از خشم و زبانش مثل آتش سوزان است * ۲۸ و نفخه او مثل نهر سرشار تا بگردن میرسد تا آنکه امّتها را بغربال مصیبت ببیزد و دهنه ضلالت را بر چانه قومها بگذارد * ۲۹ و شما را سرودی خواهد بود مثل شب تقدیس نمودن عید و شادمانی دل مثل آنانی که روانه میشوند تا بآواز نی بکوه خداوند نزد صخره اسرائیل بیایند * ۳۰ و خداوند جلال آواز خود را خواهد شنوانید و فرود آوردن بازوی خود را با شدّت غضب و شعله آتش سوزنده و طوفان و سیل و سنگهای تگرگ ظاهر خواهد ساخت * ۳۱ زیرا که آشور بآواز خداوند شکسته خواهد شد و او را با عصا خواهد زد * ۳۲ و هر ضرب عصای قضا که خداوند بوی خواهد آورد با دفّ و بربط خواهد بود و با جنگهای پر شورش با آن مقاتله خواهد نمود * ۳۳ زیرا که تُوفَتْ از قبل مهیا شده و برای پادشاه آماده گردیده است آن را عمیق و وسیع ساخته است که تودهاش آتش و هیزم بسیار است و نفخه خداوند مثل نهر کبریت آن را مشتعل خواهد ساخت *
باب سی و یکم
۱ وای بر آنانی که بجهت اعانت بمصر فرود آیند و بر اسبان تکیه نمایند و بر ارابهها زانرو که کثیرند و بر سواران زانرو که بسیار قوّیاند توکّل کنند امّا بسوی قدّوس اسرائیل نظر نکنند و خداوند را طلب ننمایند * ۲ و او نیز حکیم است و بلا را میآورد و کلام خود را برنخواهد گردانید و بضدّ خاندان شریران و اعانت بدکاران خواهد برخاست * ۳ امّا مصریان انسانند و نه خدا و اسبان ایشان جسدند و نه روح و خداوند دست خود را دراز میکند و اعانتکننده را لغزان و اعانت کرده شده را افتان گردانیده هر دو ایشان هلاک خواهند شد * ۴ زیرا خداوند بمن چنین گفته است چنانکه شیر و شیر ژیان بر شکار خود غرّش مینماید هنگامی که گروه شبانان بروی جمع شوند و از صدای ایشان نترسیده از غوغای ایشان سر فرو نمیآورد همچنان یهوه صبایوت نزول میفرماید تا برای کوه صهیون و تلّ آن مقاتله نماید * ۵ مثل مرغان که در طیران باشند همچنان یهوه صبایوت اورشلیم را حمایت خواهد نمود و حمایت کرده آن را رستگار خواهد ساخت و از آن درگذشته خلاصی خواهد داد * ۶ ای بنی اسرائیل بسوی آن کس که بر وی بینهایت عصیان ورزیدهاید بازگشت نمایید * ۷ زیرا که در آن روز هر کدام از ایشان بتهای نقره و بتهای طلای خود را که دستهای شما آنها را بجهت گناه خویش ساخته است ترک خواهند نمود * ۸ آنگاه آشور بشمشیری که از انسان نباشد خواهد افتاد و تیغی که از انسان نباشد او را هلاک خواهد ساخت و او از شمشیر خواهد گریخت و جوانانش خراج گذار خواهند شد * ۹ و صخره او از ترس زایل خواهد شد و سرورانش از عَلَم مبهوت خواهند گردید یهوه که آتش او در صهیون و کوره وی در اورشلیم است این را میگوید *
باب سی و دوم
۱ اینک پادشاهی بعدالت سلطنتخواهد نمود و سروران بانصاف حکمرانی خواهند کرد * ۲ و مردی مثل پناهگاهی از باد و پوششی از طوفان خواهد بود و مانند جویهای آب در جای خشک و سایه صخرۀعظیم در زمین تعب آورنده خواهد بود * ۳ و چشمان بینندگان تار نخواهد شد و گوشهای شنوندگان اصغا خواهد کرد * ۴ و دل شتابندگان معرفت را خواهد فهمید و زبان الکنان کلام فصیح را بارتجال خواهد گفت * ۵ و مرد لئیم بار دیگر کریم خوانده نخواهد شد و مرد خسیس نجیب گفته نخواهد گردید * ۶ زیرا مرد لئیم بلا´مت متکلّم خواهد شد و دلش شرارت را بعمل خواهد آورد تا نفاق را بجا آورده بضدّ خداوند بضلالت سخن گوید و جان گرسنگان را تهی کند و آب تشنگان را دور نماید * ۷ آلات مرد لئیم نیز زشت است و تدابیر قبیح مینماید تا مسکینان را بسخنان دروغ هلاک نماید هنگامی که مسکینان بانصاف سخن میگویند * ۸ امّا مرد کریم تدبیرهای کریمانه مینماید و بکَرَم پایدار خواهد شد * ۹ ای زنان مطمئّن برخاسته آواز مرا بشنوید و ای دختران ایمن سخن مرا گوش گیرید * ۱۰ ای دختران ایمن بعد از یک سال و چند روزی مضطرب خواهید شد زانرو که چیدن انگور قطع میشود و جمع کردن میوهها نخواهد بود * ۱۱ ای زنانِ مطمئّن بلرزید و ای دخترانِ ایمن مضطرب شوید لباس را کنده برهنه شوید و پلاس بر میان خود ببندید * ۱۲ برای مزرعههای دلپسند و موهای بارور سینه خواهند زد * ۱۳ بر زمین قوم من خار و خس خواهد رویید بلکه بر همهٔ خانههای شادمانی در شهرِ مفتخر * ۱۴ زیرا که قصر منهدم و شهرِ معمور متروک خواهد شد و عُوفَل و دیدهبانگاه ببیشهای سِباع و محّل تفرّج خران وحشی و مرتع گلهها تا بابد مبدّل خواهد شد * ۱۵ تا زمانی که روح از اعلی عّلیین بر ما ریخته شود و بیابان ببوستان مبدّل گردد و بوستان بجنگل محسوب شود * ۱۶ آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید * ۱۷ و عمل عدالت سلامتی و نتیجه عدالت آرامی و اطمینان خواهد بود تا ابدالا´باد * ۱۸ و قوم من در مسکن سلامتی و در مساکنِ مطمئن و در منزلهای آرامی ساکن خواهند شد * ۱۹ و حین فرود آمدن جنگل تگرگ خواهد بارید و شهر بدرکه اسفل خواهد افتاد * ۲۰ خوشابحال شما که بر همهٔ آبها تخم میکارید و پایهای گاو و الاغ را رها میسازید *
باب سی و سوم
۱ وای بر تو ای غارتگر که غارت نشدی و ای خیانت کاری که با تو خیانت نورزیدند هنگامی که غارت را باتمام رسانیدی غارت خواهی شد و زمانی که از خیانت نمودن دست برداشتی بتو خیانت خواهند ورزید * ۲ ای خداوند بر ما ترحّم فرما زیرا که منتظر تو میباشیم و هر بامداد بازوی ایشان باش و در زمان تنگی نیز نجات ما بشو * ۳ از آواز غوغا قومها گریختند و چون خویشتن را برافرازی امّتها پراکنده خواهند شد * ۴ و غارت شما را جمع خواهند کرد بطوری که موران جمع مینمایند و بر آن خواهند جهید بطوری که ملخها میجهند * ۵ خداوند متعال میباشد زانرو که در اعلیعلّیین ساکن است و صَهْیون را از انصاف و عدالت مملّو خواهد ساخت * ۶ و فراوانی نجات و حکمت و معرفتْ استقامت اوقات تو خواهد شد و ترس خداوند خزینه او خواهد بود * ۷ اینکشجاعان ایشان در بیرون فریاد میکنند و رسولانِ سلامتی زار زار گریه مینمایند * ۸ شاهراهها ویران میشود و راهگذریان تلف میگردند عهد را شکسته است و شهرها را خوار نموده بمردمان اعتنا نکرده است * ۹ زمین ماتمکنان کاهیده شده است و لبنان خجل گشته تلف گردیده است و شارون مثل بیابان شده و باشان و کَرْمَلْ برگهای خود را ریختهاند * ۱۰ خداوند میگوید که الان برمیخیزم و حال خود را برمیافرازم و اکنون متعال خواهم گردید * ۱۱ و شما از کاه حامله شده خس خواهید زایید و نَفَس شما آتشی است که شما را خواهد سوزانید * ۱۲ و قومها مثل آهک سوخته و مانند خارهای قطع شده که از آتش مشتعل گردد خواهند شد * ۱۳ ای شما که دور هستید آنچه را که کردهام بشنوید و ای شما که نزدیک میباشید جبروت مرا بدانید * ۱۴ گناهکارانی که در صهیوناند میترسند و لرزه منافقان را فرو گرفته است و میگویند کیست از ما که در آتش سوزنده ساکن خواهد شد و کیست از ما که در نارهای جاودانی ساکن خواهد گردید * ۱۵ امّا آنکه بصداقت سالک باشد و باستقامت تکلّم نماید و سود ظلم را خوار شمارد و دست خویش را از گرفتن رشوه بیفشاند و گوش خود را از اصغای خون ریزی ببندد و چشمان خود را از دیدن بدیها بر هم کُنَد * ۱۶ او در مکانهای بلند ساکن خواهد شد و ملجای او ملاذ صخرهها خواهد بود نان او داده خواهد شد و آب او ایمن خواهد بود * ۱۷ چشمانت پادشاه را در زیباییش خواهد دید و زمین بیپایان را خواهد نگریست * ۱۸ دل تو متذکّر آن خوف خواهد شد وخواهی گفتکجا است نویسنده و کجا است وزن کنندهٔ خراج و کجا است شمارنده برجها * ۱۹ قوم ستم پیشه و قوم دشوار لغت را که نمیتوانی شنید و الکن زبان را که نمیتوانی فهمید بار دیگر نخواهی دید * ۲۰ صهیون شهر جشن مقدّس ما را ملاحظه نما و چشمانت اورشلیم مسکن سلامتی را خواهد دید یعنی خیمهای را که منتقل نشود و میخهایش کنده نگردد و هیچکدام از طنابهایش گسیخته نشود * ۲۱ بلکه در آنجا خداوند ذوالجلال برای ما مکان جویهای آب و نهرهای وسیع خواهد بود که در آن هیچ کشتی با پاروها داخل نخواهد شد و سفینه بزرگ از آن عبور نخواهد کرد * ۲۲ زیرا خداوند داور ما است خداوند شریعت دهنده ما است خداوند پادشاه ما است پس ما را نجات خواهد داد * ۲۳ ریسمانهای تو سست بود که پایه دکل خود را نتوانست محکم نگاه دارد و بادبان را نتوانست بگشاید آنگاه غارت بسیار تقسیم شد و لنگان غنیمت را بردند * ۲۴ لیکن ساکن آن نخواهد گفت که بیمار هستم و گناه قومی که در آن ساکن باشند آمرزیده خواهد شد *
باب سی و چهارم
۱ ای امّتها نزدیک آیید تا بشنوید و ای قومها اصغا نمایید جهان و پری آن بشنوند ربع مسکون و هرچه از آن صادر باشد * ۲ زیرا که غضب خداوند بر تمامی امّتها و خشم وی بر جمیع لشکرهای ایشان است پس ایشان را بهلاکت سپرده بقتل تسلیم نموده است * ۳ وکشتگان ایشان دور افکنده میشوند و عفونت لاشهای ایشان برمیآید و از خون ایشان کوهها گداخته میگردد * ۴ و تمامی لشکر آسمان از هم خواهند پاشید و آسمان مثل طومار پیچیده خواهد شد و تمامی لشکر آن پژمرده خواهند گشت بطوریکه برگ از مو بریزد و مثل میوه نارس از درخت انجیر * ۵ زیرا که شمشیر من در آسمان سیراب شده است و اینک بر ادوم و بر قوم مغضوب من برای داوری نازل میشود * ۶ شمشیر خداوند پر خون شده و از پیه فربه گردیده است یعنی از خون برهها و بزها و از پیه گُردِه قوچها زیرا خداوند را در بصره قربانی است و ذبح عظیمی در زمین اَدوم * ۷ و گاوان وحشی با آنها خواهند افتاد و گوسالهها با گاوان نر و زمین ایشان از خون سیراب شده خاک ایشان از پیه فربه خواهد شد * ۸ زیرا خداوند را روز انتقام و سال عقوبت بجهت دعوی صهیون خواهد بود * ۹ و نهرهای آن بقیر و غبار آن بکبریت مبدّل خواهد شد و زمینش قیر سوزنده خواهد گشت * ۱۰ شب و روز خاموش نشده دودش تا بابد خواهد برآمد نسلاً بعد نسل خراب خواهد ماند که کسی تا ابدالا´باد در آن گذر نکند * ۱۱ بلکه مرغ سقّا و خارپشت آن را تصرّف خواهند کرد و بوم و غراب در آن ساکن خواهند شد و ریسمان خرابی و شاقول ویرانی را بر آن خواهد کشید * ۱۲ و از اشراف آن کسی در آنجا نخواهد بود که او را بپادشاهی بخوانند و جمیع رؤسایش نیست خواهند شد * ۱۳ و در قصرهایش خارها خواهدرویید و در قلعههایش خسک و شتر خار و مسکن گرگ و خانه شترمرغ خواهد شد * ۱۴ و وحوش بیابان با شغال خواهند برخورد و غول برفیق خود ندا خواهد داد و عفریت نیز در آنجا مأوا گزیده برای خود آرامگاهی خواهد یافت * ۱۵ در آنجا تیرمار آشیانه ساخته تخم خواهد نهاد و بر آن نشسته بچههای خود را زیر سایه خود جمع خواهد کرد و در آنجا کرکسها با یکدیگر جمع خواهند شد * ۱۶ از کتاب خداوند تفتیش نموده مطالعه کنید یکی از اینها گم نخواهد شد و یکی جفت خود را مفقود نخواهد یافت زیرا که دهان او این را امر فرموده و روح او اینها را جمع کرده است * ۱۷ و او برای آنها قرعه انداخته و دست او آن را بجهت آنها با ریسمان تقسیم نموده است و تا ابدالا´باد متصرّف آن خواهند شد و نسلاً بعد نسل در آن سکونت خواهند داشت *
باب سی و پنجم
۱ بیابان و زمین خشک شادمان خواهد شد و صحرا بوجد آمده مثل گل سرخ خواهد شکفت * ۲ شکوفه بسیار نموده با شادمانی و ترنّم شادی خواهد کرد شوکت لبنان و زیبائی کَرمَل و شارون بآن عطا خواهد شد جلال یهوه و زیبائی خدای ما را مشاهده خواهند نمود * ۳ دستهای سست را قوی سازید و زانوهای لرزنده را محکم گردانید * ۴ به دلهای خائف بگویید قوی شوید و مترسید اینک خدای شما با انتقام میآید او با عقوبت الهی میآید و شما را نجات خواهد داد * ۵ آنگاه چشمان کوران باز خواهد شد وگوشهای کران مفتوح خواهد گردید * ۶ آنگاه لنگان مثل غزال جست و خیز خواهند نمود و زبان گنگ خواهد سرایید زیرا که آبها در بیابان و نهرها در صحرا خواهد جوشید * ۷ و سراب ببرکه و مکانهای خشک بچشمههای آب مبدّل خواهد گردید در مسکنی که شغالها میخوابند علف و بوریا و نی خواهد بود * ۸ و در آنجا شاهراهی و طریقی خواهد بود و بطریق مقدّس نامیده خواهد شد و نجسان از آن عبور نخواهند کرد بلکه آن بجهت ایشان خواهد بود و هرکه در آن راه سالک شود اگرچه هم جاهل باشد گمراه نخواهد گردید * ۹ شیری در آن نخواهد بود و حیوان درندهای بر آن برنخواهد آمد و در آنجا یافت نخواهد شد بلکه ناجیان بر آن سالک خواهند گشت * ۱۰ و فدیه شدگان خداوند بازگشت نموده با ترنّم بصهیون خواهند آمد و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد کرد *
باب سی و ششم
۱ و در سال چهاردهم حزقیا پادشاه واقعشد که سنحاریب پادشاه آشور بر تمامی شهرهای حصاردار یهودا برآمده آنها را تسخیر نمود * ۲ و پادشاه آشور ربشاقی را از لاکیش باورشلیم نزد حزقیا پادشاه با موکب عظیم فرستاد و او نزد قنات برکه فوقانی براه مزرعه گازر ایستاد * ۳ و الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنای کاتب و یوآخ بن آساف وقایعنگار نزد وی بیرون آمدند * ۴ و ربشاقی بهایشان گفت بحزقیا بگویید سلطان عظیم پادشاه آشور چنین میگوید این اعتماد شما که بر آن توکّل مینمایید چیست * ۵ میگویم که مشورت و قوّت جنگ سخنان باطل است الان کیست که بر او توکّل نمودهای که بمن عاصی شدهای * ۶ هان بر عصای این نی خرد شده یعنی بر مصر توکّل مینمائی که اگر کسی بر آن تکیه کند بدستش فرو رفته آن را مجروح میسازد همچنان است فرعون پادشاه مصر برای همگانی که بر وی توکّل نمایند * ۷ و اگر مرا گویی که بر یهوه خدای خود توکّل داریم آیا او آن نیست که حزقیا مکانهای بلند و مذبحهای او را برداشته است و بیهودا و اورشلیم گفته که پیش این مذبح سجده نمایید * ۸ پس حال با آقایم پادشاه آشور شرط ببند و من دو هزار اسب بتو میدهم اگر از جانب خود سواران بر آنها توانی گذاشت * ۹ پس چگونه روی یک والی از کوچکترین بندگان آقایم را خواهی برگردانید و بر مصر بجهت ارابهها و سواران توکّل داری * ۱۰ و آیا من الان بی اذن یهوه بر این زمین بجهت خرابی آن برآمدهام یهوه مرا گفته است بر این زمین برآی و آن را خراب کن * ۱۱ آنگاه الیقایم و شبنا و یوآخ بربشاقی گفتند تمنّا اینکه با بندگانت بزبان آرامی گفتگو نمائی زیرا آن را میفهمیم و با ما بزبان یهود در گوش مردمی که بر حصارند گفتگو منمای * ۱۲ ربشاقی گفت آیا آقایم مرا نزد آقایت و تو فرستاده است تا این سخنان را بگویم مگر مرا نزد مردانی که بر حصار نشستهاند نفرستاده تا ایشان با شما نجاست خود را بخورند و بول خود را بنوشند * ۱۳ پس ربشاقی بایستاد و بآوازبلند بزبان یهود صدا زده گفت سخنان سلطان عظیم پادشاه آشور را بشنوید * ۱۴ پادشاه چنین میگوید حزقیا شما را فریب ندهد زیرا که شما را نمیتواند رهانید * ۱۵ و حزقیا شما را بر یهوه مطمئن نسازد و نگوید که یهوه البتّه ما را خواهد رهانید و این شهر بدست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد * ۱۶ به حزقیا گوش مدهید زیرا که پادشاه آشور چنین میگوید با من صلح کنید و نزد من بیرون آیید تا هرکس از مو خود و هر کس از انجیر خود بخورد و هر کس از آب چشمه خود بنوشد * ۱۷ تا بیایم و شما را بزمین مانند زمین خودتان بیاورم یعنی بزمین غلّه و شیره و زمین نان و تاکستانها * ۱۸ مبادا حزقیا شما را فریب دهد و گوید یهوه ما را خواهد رهانید آیا هیچکدام از خدایان امّتها زمین خود را از دست پادشاه آشور رهانیده است * ۱۹ خدایان حمات و ارفاد کجایند و خدایان سفروایم کجا و آیا سامره را از دست من رهانیدهاند * ۲۰ از جمیع خدایان این زمینها کدامند که زمین خویش را از دست من نجات دادهاند تا یهوه اورشلیم را از دست من نجات دهد * ۲۱ امّا ایشان سکوت نموده باو هیچ جواب ندادند زیرا که پادشاه امر فرموده و گفته بود که او را جواب ندهید * ۲۲ پس الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنای کاتب و یوآخ بن آساف وقایعنگار با جامه دریده نزد حزقیا آمدند و سخنان ربشاقی را باو باز گفتند *
باب سی و هفتم
۱ و واقع شد که چون حزقیا پادشاه این راشنید لباس خود را چاک زده و پلاسپوشیده بخانه خداوند داخل شد * ۲ و الیاقیم ناظر خانه و شبنای کاتب و مشایخ کهنه را ملبّس بپلاس نزد اشعیا ابن آموص نبّی فرستاد * ۳ و بوی گفتند حزقیا چنین میگوید که امروز روز تنگی و تأدیب و اهانت است زیرا که پسران بفم رحم رسیدهاند و قوّت زاییدن نیست * ۴ شاید یهوه خدایت سخنان ربشاقی را که آقایش پادشاه آشور او را برای اهانت نمودن خدای حی فرستاده است بشنود و سخنانی را که یهوه خدایت شنیده است توبیخ نماید پس برای بقیهای که یافت میشوند تضرّع نما * ۵ و بندگان حزقیا پادشاه نزد اشعیا آمدند * ۶ و اشعیا بایشان گفت بآقای خود چنین گویید که یهوه چنین میفرماید از سخنانی که شنیدی که بندگان پادشاه آشور مرا بدانها کفر گفتهاند مترس * ۷ همانا روحی بر او میفرستم که خبری شنیده بولایت خود خواهد برگشت و او را در ولایت خودش بشمشیر هلاک خواهم ساخت * ۸ پس ربشاقی مراجعت کرده پادشاه آشور را یافت که با لبنه جنگ میکرد زیرا شنیده بود که از لاکیش کوچ کرده است * ۹ و او درباره ترهاقه پادشاه کوش خبری شنید که بجهت مقاتله با تو بیرون آمده است پس چون این را شنید باز ایلچیان نزد حزقیا فرستاده گفت * ۱۰ به حزقیا پادشاه یهودا چنین گویید خدای تو که باو توکّل مینمائی تو را فریب ندهد و نگوید که اورشلیم بدست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد * ۱۱ اینک تو شنیدهای که پادشاهان آشور با همهٔ ولایتها چه کرده و چگونه آنها را بالکّل هلاک ساختهاند و آیا تو رهائی خواهی یافت * ۱۲ و آیا خدایانامّتهائی که پدران من آنها را هلاک ساختند مثل جوزان و حاران و رصف و بنی عدن که در تلسّار میباشند ایشان را نجات دادند * ۱۳ پادشاه حمات کجا است و پادشاه ارفاد و پادشاه شهر سفروایم و هینع و عوّا * ۱۴ و حزقیا مکتوب را از دست ایلچیان گرفته آن را خواند و حزقیا بخانه خداوند درآمده آن را بحضور خداوند پهن کرد * ۱۵ و حزقیا نزد خداوند دعا کرده گفت * ۱۶ ای یهوه صبایوت خدای اسرائیل که بر کروبیان جلوس مینمائی تویی که بتنهائی بر تمامی ممالک جهان خدا هستی و تو آسمان و زمین را آفریدهای * ۱۷ ای خداوند گوش خود را فرا گرفته بشنو و ای خداوند چشمان خود را گشوده ببین و همهٔ سخنان سنحاریب را که بجهت اهانت نمودن خدای حی فرستاده است استماع نما * ۱۸ ای خداوند راست است که پادشاهان آشور همهٔ ممالک و زمین ایشان را خراب کرده * ۱۹ و خدایان ایشان را بآتش انداختهاند زیرا که خدا نبودند بلکه ساخته دست انسان از چوب و سنگ پس باین سبب آنها را تباه ساختند * ۲۰ پس حال ای یهوه خدای ما ما را از دست او رهائی ده تا جمیع ممالک جهان بدانند که تو تنها یهوه هستی * ۲۱ پس اشعیا ابن آموص نزد حزقیا فرستاده گفت یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید چونکه درباره سنحاریب پادشاه آشور نزد من دعا نمودی * ۲۲ کلامی که خداوند در بارهاش گفته این است آن باکره دختر صهیون تو را حقیر شمردهاستهزا نموده است و دختر اورشلیم سر خود را بتو جنبانیده است * ۲۳ کیست که او را اهانت کرده کفر گفتهای و کیست که بر وی آواز بلند کرده چشمان خود را بعلّیین افراشتهای مگر قدّوس اسرائیل نیست * ۲۴ به واسطه بندگانت خداوند را اهانت کرده گفتهای بکثرت ارابههای خود بر بلندی کوهها و باطراف لبنان برآمدهام و بلندترین سروهای آزادش و بهترین صنوبرهایش را قطع نموده ببلندی اقصایش و بدرختستان بوستانش داخل شدهام * ۲۵ و من حفره زده آب نوشیدم و بکف پای خود تمامی نهرهای مصر را خشک خواهم کرد * ۲۶ آیا نشنیدهای که من این را از زمان سلف کردهام و از ایام قدیم صورت دادهام و الان آن را بوقوع آوردهام تا تو بظهور آمده و شهرهای حصار دار را خراب نموده بتودههای ویران مبدّل سازی * ۲۷ از این جهت ساکنان آنها کم قوّت بوده ترسان و خجل شدند مثل علف صحرا و گیاه سبز و علف پشت بام و مثل مزرعه قبل از نمّو کردنش گردیدند * ۲۸ امّا من نشستن تو را و خروج و دخولت و خشمی را که بر من داری میدانم * ۲۹ چونکه خشمی که بمن داری و غرور تو بگوش من برآمده است بنابراین مهار خود را ببینی تو و لگام خود را بلبهایت گذاشته تو را براهی که آمدهای برخواهم گردانید * ۳۰ و علامت برای تو این خواهد بود که امسال غلّه خودرو خواهید خورد و سال دوّم آنچه از آن بروید و در سال سوّم بکارید و بدروید و تاکستانها غرس نموده میوه آنها را بخورید * ۳۱ و بقیهای که از خاندان یهودا رستگار شوند بار دیگر بپایین ریشه خواهند زد و ببالا میوه خواهند آورد * ۳۲ زیرا که بقیهای از اورشلیم و رستگاران از کوهصهیون بیرون خواهند آمد غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد * ۳۳ بنابراین خداوند در باره پادشاه آشور چنین میگوید که باین شهر داخل نخواهد شد و باینجا تیر نخواهد انداخت و در مقابلش با سپر نخواهد آمد و منجنیق در پیش او برنخواهد افراشت * ۳۴ به راهی که آمده است بهمان برخواهد گشت و باین شهر داخل نخواهد شد خداوند این را میگوید * ۳۵ زیرا که این شهر را حمایت کرده بخاطر خود و بخاطر بنده خویش داود آن را نجات خواهم داد * ۳۶ پس فرشته خداوند بیرون آمده صد و هشتاد و پنجهزار نفر از اردوی آشور را زد و بامدادان چون برخاستند اینک جمیع آنها لاشهای مرده بودند * ۳۷ و سنحاریب پادشاه آشور کوچ کرده روانه گردید و برگشته در نینوی ساکن شد * ۳۸ و واقع شد که چون او در خانه خدای خویش نسروک عبادت میکرد پسرانش ادرمّلک و شَرْآصَر او را بشمشیر زدند و ایشان بزمین اَراراط فرار کردند و پسرش آسَرْحَدُّون بجایش سلطنت نمود *
باب سی و هشتم
۱ در آن ایام حزقیا بیمار و مشرف بموتشد و اشعیا ابن آموص نبّی نزد وی آمده او را گفت خداوند چنین میگوید تدارک خانه خود را ببین زیرا که میمیری و زنده نخواهی ماند * ۲ آنگاه حزقیا روی خود را بسوی دیوار برگردانیده نزد خداوند دعا نمود * ۳ و گفت ای خداوند مستدعی اینکه بیاد آوری که چگونه بحضور تو بامانت و بدل کامل سلوک نمودهام و آنچه در نظر تو پسند بوده است بجا آوردهام پس حزقیا زار زار بگریست * ۴ و کلام خداوند براشعیا نازل شده گفت * ۵ برو و بحزقیا بگو یهوه خدای پدرت داود چنین میگوید دعای تو را شنیدم و اشکهایت را دیدم اینک من بر روزهای تو پانزده سال افزودم * ۶ و تو را و این شهر را از دست پادشاه آشور خواهم رهانید و این شهر را حمایت خواهم نمود * ۷ و علامت از جانب خداوند که خداوند این کلام را که گفته است بجا خواهد آورد این است * ۸ اینک سایه درجاتی که از آفتاب بر ساعت آفتابی آحاز پایین رفته است ده درجه بعقب برمیگردانم پس آفتاب از درجاتی که بر ساعت آفتابی پایین رفته بود ده درجه برگشت * ۹ مکتوب حزقیا پادشاه یهودا وقتی که بیمار شد و از بیماریش شفا یافت * ۱۰ من گفتم اینک در فیروزی ایام خود بدرهای هاویه میروم و از بقیه سالهای خود محروم میشوم * ۱۱ گفتم خداوند را مشاهده نمینمایم خداوند را در زمین زندگان نخواهم دید من با ساکنان عالم فنا انسان را دیگر نخواهم دید * ۱۲ خانه من کنده گردید و مثل خیمه شبان از من برده شد مثل نسّاج عمر خود را پیچیدم او مرا از نورد خواهد برید روز و شب مرا تمام خواهی کرد * ۱۳ تا صبح انتظار کشیدم مثل شیر همچنین تمامی استخوانهایم را میشکند روز و شب مرا تمام خواهی کرد * ۱۴ مثل پرستوک که جیک جیک میکند صدا مینمایم و مانند فاخته ناله میکنم و چشمانم از نگریستن ببالا ضعیف میشود ای خداوند در تنگی هستم کفیل من باش * ۱۵ چه بگویم چونکه او بمن گفته است و خود او کرده است تمامی سالهای خود را بسبب تلخی جانم آهسته خواهم رفت * ۱۶ ای خداوند باین چیزها مردمان زیست میکنند و بهاینها و بس حیات روح من میباشد پس مرا شفا بده و مرا زنده نگاه دار * ۱۷ اینک تلخی سخت من باعث سلامتی من شد از راه لطف جانم را از چاه هلاکت برآوردی زیرا که تمامی گناهانم را بپشت سر خود انداختی * ۱۸ زیرا که هاویه تو را حمد نمیگوید و موت تو را تسبیح نمیخواند و آنانی که بحفره فرو میروند بامانت تو امیدوار نمیباشند * ۱۹ زندگانند زندگانند که تو را حمد میگویند چنانکه من امروز میگویم پدران بپسران راستی تو را تعلیم خواهند داد * ۲۰ خداوند بجهت نجات من حاضر است پس سرودهایم را در تمامی روزهای عمر خود در خانه خداوند خواهیم سرایید * ۲۱ و اشعیا گفته بود که قرصی از انجیر بگیرید و آن را بر دمل بنهید که شفا خواهد یافت * ۲۲ و حزقیا گفته بود علامتی که بخانه خداوند برخواهم آمد چیست *
باب سی و نهم
۱ در آن زمان مَرُودَک بلدان بن بلدان پادشاه بابل مکتوبی و هدیهای نزد حزقیا فرستاد زیرا شنیده بود که بیمار شده و صحّت یافته است * ۲ و حزقیا از ایشان مسرور شده خانه خزاین خود را از نقره و طلا و عطریات و روغن معطّر و تمام خانه اسلحه خویش و هرچه را که در خزاین او یافت میشد بایشان نشان داد و در خانهاش و در تمامی مملکتش چیزی نبود که حزقیا آن را بایشان نشان نداد * ۳ پس اشعیا نبی نزد حزقیا پادشاه آمده وی را گفت این مردمان چه گفتند و نزد تو از کجا آمدند حزقیا گفت از جای دور یعنی از بابل نزد من آمدند * ۴ او گفت در خانه تو چه دیدند حزقیا گفتهرچه در خانه من است دیدند و چیزی در خزاین من نیست که بایشان نشان ندادم * ۵ پس اشعیا بحزقیا گفت کلام یهوه صبایوت را بشنو * ۶ اینک روزها میآید که هرچه در خانه تو است و آنچه پدرانت تا امروز ذخیره کردهاند ببابل برده خواهد شد و خداوند میگوید که چیزی از آنها باقی نخواهد ماند * ۷ و بعضی از پسرانت را که از تو پدید آیند و ایشان را تولید نمائی خواهند گرفت و در قصر پادشاه بابل خواجهسرا خواهند شد *
۸ حزقیا باشعیا گفت کلام خداوند که گفتی نیکو است و دیگر گفت هرآینه در ایام من سلامتی و امان خواهد بود *باب چهلم
۱ تسلّی دهید قوم مرا تسلّی دهید خدای شما میگوید * ۲ سخنان دلاویز باورشلیم گویید و اورا ندا کنید که اجتهاد او تمام شده و گناه وی آمرزیده گردیده و از دست خداوند برای تمامی گناهانش دو چندان یافته است * ۳ صدای ندا کنندهای در بیابان راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا راست نمایید * ۴ هر درّهای برافراشته و هر کوه و تلّی پست خواهد شد و کجیها راست و ناهمواریها هموار خواهد گردید * ۵ و جلال خداوند مکشوف گشته تمامی بشر آن را با هم خواهند دید زیرا که دهان خداوند این را گفته است * ۶ هاتفی میگوید ندا کن وی گفت چه چیز را ندا کنم تمامی بشر گیاه است و همگی زیباییاش مثل گل صحرا * ۷ گیاه خشک و گلشپژمرده میشود زیرا نفخه خداوند بر آن دمیده میشود البتّه مردمان گیاه هستند * ۸ گیاه خشک شد و گل پژمرده گردید لیکن کلام خدای ما تا ابدالا´باد استوار خواهد ماند * ۹ ای صهیون که بشارت میدهی بکوه بلند برآی و ای اورشلیم که بشارت میدهی آوازت را با قوّت بلند کن آن را بلند کن و مترس و بشهرهای یهودا بگو که هان خدای شما است * ۱۰ اینک خداوند یهوه با قوّت میآید و بازوی وی برایش حکمرانی مینماید اینک اجرت او با وی است و عقوبت وی پیش روی او میآید * ۱۱ او مثل شبانْ گله خود را خواهد چرانید و ببازوی خود برهها را جمع کرده بآغوش خویش خواهد گرفت و شیر دهندگان را بملایمت رهبری خواهد کرد * ۱۲ کیست که آبها را بکف دست خود پیموده و افلاک را با وجب اندازه کرده و غبار زمین را در کیل گنجانیده و کوهها را بقپان و تلّها را بترازو وزن نموده است * ۱۳ کیست که روح خداوند را قانون داده یا مشیر او بوده او را تعلیم داده باشد * ۱۴ او از که مشورت خواست تا باو فهم بخشد و طریق راستی را باو بیاموزد و کیست که او را معرفت آموخت و راه فطانت را باو تعلیم داد * ۱۵ اینک امّتها مثل قطره دلو و مانند غبار میزان شمرده میشوند اینک جزیرهها را مثل گَرْد برمیدارد * ۱۶ و لبنان بجهت هیزم کافی نیست و حیواناتش برای قربانی سوختنی کفایت نمیکند * ۱۷ تمامی امّتها بنظر وی هیچاند و از عدم و بطالت نزد وی کمتر مینمایند * ۱۸ پس خدا را بکه تشبیه میکنید وکدام شبه را با او برابر میتوانید کرد * ۱۹ صنعتگر بت را میریزد و زرگر آن را بطلا میپوشاند و زنجیرهای نقره برایش میریزد * ۲۰ کسی که استطاعت چنین هدایا نداشته باشد درختی را که نمیپوسد اختیار میکند و صنعتگر ماهری را میطلبد تا بتی را که متحرّک نشود برای او بسازد * ۲۱ آیا ندانسته ونشنیدهاید و از ابتدا بشما خبر داده نشده است و از بنیاد زمین نفهمیدهاید * ۲۲ او است که بر کره زمین نشسته است و ساکنانش مثل ملخ میباشند اوست که آسمانها را مثل پرده میگستراند و آنها را مثل خیمه بجهت سکونت پهن میکند * ۲۳ که امیران را لاشی میگرداند و داوران جهان را مانند بطالت میسازد * ۲۴ هنوز غرس نشده و کاشته نگردیدهاند و تنه آنها هنوز در زمین ریشه نزده است که فقط بر آنها میدمد و پژمرده میشوند و گرد باد آنها را مثل کاه میرباید * ۲۵ پس مرا بکه تشبیه میکنید تا با وی مساوی باشم قدّوس میگوید * ۲۶ چشمان خود را بعلیین برافراشته ببینید کیست که اینها را آفرید و کیست که لشکر اینها را بشماره بیرون آورده جمیع آنها را بنام میخواند از کثرت قوّت و از عظمت توانائی وی یکی از آنها گم نخواهد شد * ۲۷ ای یعقوب چرا فکر میکنی و ای اسرائیل چرا میگویی راه من از خداوند مخفی است و خدای من انصاف مرا از دست داده است * ۲۸ آیا ندانسته و نشنیدهای که خدای سرمدی یهوه آفریننده اقصای زمین درمانده و خسته نمیشود و فهم او را تفحّص نتوان کرد * ۲۹ ضعیفان را قوّت میبخشد و ناتوانان را قدرتزیاده عطا مینماید * ۳۰ حتّی جوانان هم درمانده و خسته میگردند و شجاعان بکلّی میافتند * ۳۱ امّا آنانی که منتظر خداوند میباشند قوّت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد خواهند دوید و خسته نخواهند شد خواهند خرامید و درمانده نخواهند گردید *
باب چهل و یکم
۱ ای جزیرهها بحضور من خاموششوید و قبیلهها قوّت تازه بهم رسانند نزدیک بیایند آنگاه تکلّم نمایند با هم بمحاکمه نزدیک بیاییم * ۲ کیست که کسی را از مشرق برانگیخت که عدالت او را نزد پایهای وی میخواند امّتها را بوی تسلیم میکند و او را بر پادشاهان مسلّط میگرداند و ایشان را مثل غبار بشمشیر وی و مثل کاه که پراکنده میگردد بکمان وی تسلیم خواهد نمود * ۳ ایشان را تعاقب نموده براهی که با پایهای خود نرفته بود بسلامتی خواهد گذشت * ۴ کیست که این را عمل نموده و بجا آورده و طبقات را از ابتدا دعوت نموده است من که یهوه و اوّل و با آخرین میباشم من هستم * ۵ جزیرهها دیدند و ترسیدند و اقصای زمین بلرزیدند و تقرّب جسته آمدند * ۶ هر کس همسایه خود را اعانت کرد و ببرادر خود گفت قوی دل باش * ۷ نجّار زرگر را و آنکه با چکّش صیقل میکند سندان زننده را تقویت مینماید و در باره لحیم میگوید که خوب است و آن را بمیخها محکم میسازد تا متحرّک نشود * ۸ امّا تو ای اسرائیل بنده من و ای یعقوب که تو را برگزیدهام و ای ذریت دوست من ابراهیم * ۹ کهتو را از اقصای زمین گرفته تو را از کرانههایش خواندهام و بتو گفتهام تو بنده من هستی تو را برگزیدم و ترک ننمودم * ۱۰ مترس زیرا که من با تو هستم و مشوّش مشو زیرا من خدای تو هستم تو را تقویت خواهم نمود و البتّه تو را معاونت خواهم داد و تو را بدست راست عدالت خود دستگیری خواهم کرد * ۱۱ اینک همهٔ آنانی که بر تو خشم دارند خجل و رسوا خواهند شد و آنانی که با تو معارضه نمایند ناچیز شده هلاک خواهند گردید * ۱۲ آنانی را که با تو مجادله نمایند جستجو کرده نخواهی یافت و آنانی که با تو جنگ کنند نیست و نابود خواهند شد * ۱۳ زیرا من که یهوه خدای تو هستم دست راست تو را گرفته بتو میگویم مترس زیرا من تو را نصرت خواهم داد * ۱۴ ای کِرْم یعقوب و شَرذِمّه اسرائیل مترس زیرا خداوند و قدّوس اسرائیل که ولّی تو میباشد میگوید من تو را نصرت خواهم داد * ۱۵ اینک تو را گردون تیز نو دندانهدار خواهم ساخت و کوهها را پایمال کرده خرد خواهی نمود و تلّها را مثل کاه خواهی ساخت * ۱۶ آنها را خواهی افشاند و باد آنها را برداشته گردباد آنها را پراکنده خواهد ساخت لیکن تو از خداوند شادمان خواهی شد و بقدّوس اسرائیل فخر خواهی نمود * ۱۷ فقیران و مسکینان آب را میجویند و نمییابند و زبان ایشان از تشنگی خشک میشود من که یهوه هستم ایشان را اجابت خواهم نمود خدای اسرائیل هستم ایشان را ترک نخواهم کرد * ۱۸ بر تلّهای خشک نهرها و در میان وادیها چشمهها جاری خواهم نمود و بیابان را ببرکه آب و زمین خشک را بچشمههای آب مبدّل خواهم ساخت * ۱۹ در بیابان سرو آزاد و شطیم وآس و درخت زیتون را خواهم گذاشت و در صحرا صنوبر و کاج و چنار را با هم غرس خواهم نمود * ۲۰ تا ببینند و بدانند و تفکّر نموده با هم تأمّل نمایند که دست خداوند این را کرده و قدّوس اسرائیل این را ایجاد نموده است * ۲۱ خداوند میگوید دعوی خود را پیش آورید و پادشاه یعقوب میگوید براهین قوّی خویش را عرضه دارید * ۲۲ آنچه را که واقع خواهد شد نزدیک آورده برای ما اعلام نمایند چیزهای پیشین را و کیفیت آنها را بیان کنید تا تفکّر نموده آخر آنها را بدانیم یا چیزهای آینده را بما بشنوانید * ۲۳ و چیزها را که بعد از این واقع خواهد شد بیان کنید تا بدانیم که شما خدایانید باری نیکویی یا بدی را بجا آورید تا ملتفت شده با هم ملاحظه نماییم * ۲۴ اینک شما ناچیز هستید و عمل شما هیچ است و هر که شما را اختیار کند رجس است * ۲۵ کسی را از شمال برانگیختم و او خواهد آمد و کسی را از مشرق آفتاب که اسم مرا خواهد خواند و او بر سروران مثل برگِلْ خواهد آمد و مانند کوزهگری که گِل را پایمال میکند * ۲۶ کیست که از ابتدا خبر داد تا بدانیم و از قبل تا بگوییم که او راست است البتّه خبر دهندهای نیست و اعلام کنندهای نی و کسی هم نیست که سخنان شما را بشنود * ۲۷ اوّل بصهیون گفتم که اینک هان این چیزها خواهد رسید و باورشلیم بشارت دهندهای بخشیدم * ۲۸ و نگریستم و کسی یافت نشد و در میان ایشان نیز مشورت دهندهای نبود که چون از ایشان سؤال نمایم جواب تواند داد * ۲۹ اینک جمیع ایشان باطلند و اعمال ایشان هیچ است و بتهای ریخته شده ایشان باد و بطالت است *
باب چهل و دوم
۱ اینک بنده من که او را دستگیری نمودم و برگزیده من که جانم از او خشنود است من روح خود را بر او مینهم تا انصاف را برای امّتها صادر سازد * ۲ او فریاد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد نمود و آن را در کوچهها نخواهد شنوانید * ۳ نی خرد شده را نخواهد شکست و فتیله ضعیف را خاموش نخواهد ساخت تا عدالت را براستی صادر گرداند * ۴ او ضعیف نخواهد گردید و منکسر نخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد و جزیرهها منتظر شریعت او باشند * ۵ خدا یهوه که آسمانها را آفرید و آنها را پهن کرد و زمین و نتایج آن را گسترانید و نفس را بقومی که در آن باشند و روح را بر آنانی که در آن سالکند میدهد چنین میگوید * ۶ من که یهوه هستم تو را بعدالت خواندهام و دست تو را گرفته تو را نگاه خواهم داشت و تو را عهد قوم و نور امّتها خواهم گردانید * ۷ تا چشمان کوران را بگشائی و اسیران را از زندان و نشینندگان در ظلمت را از محبس بیرون آوری * ۸ من یهوه هستم و اسم من همین است و جلال خود را بکسی دیگر و ستایش خویش را ببتهای تراشیده نخواهم داد * ۹ اینک وقایع نخستین واقع شد و من از چیزهای نو اعلام میکنم و قبل از آنکه بوجود آید شما را از آنها خبر میدهم * ۱۰ ای شما که بدریا فرود میروید و ایآنچه در آن است ای جزیرهها و ساکنان آنها سرود نو را بخداوند و ستایش وی را از اقصای زمین بسرایید * ۱۱ صحرا و شهرهایش و قریههائی که اهل قیدار در آنها ساکن باشند آواز خود را بلند نمایند و ساکنان سالع ترنّم نموده از قله کوهها نعره زنند * ۱۲ برای خداوند جلال را توصیف نمایند و تسبیح او را در جزیرهها بخوانند * ۱۳ خداوند مثل جبّار بیرون میآید و مانند مرد جنگی غیرت خویش را برمیانگیزاند فریاد کرده نعره خواهد زد و بر دشمنان خویش غلبه خواهد نمود * ۱۴ از زمان قدیم خاموش و ساکت مانده خودداری نمودم الان مثل زنی که میزاید نعره خواهم زد و دم زده آه خواهم کشید * ۱۵ کوهها و تلّها را خراب کرده تمامی گیاه آنها را خشک خواهم ساخت و نهرها را جزایر خواهم گردانید و برکهها را خشک خواهم ساخت * ۱۶ و کوران را براهی که ندانستهاند رهبری نموده ایشان را بطریقهائی که عارف نیستند هدایت خواهم نمود ظلمت را پیش ایشان بنور و کجی را براستی مبدّل خواهم ساخت این کارها را بجا آورده ایشان را رها نخواهم نمود * ۱۷ آنانی که بر بتهای تراشیده اعتماد دارند و باصنام ریخته شده میگویند که خدایان ما شمایید بعقب برگردانیده بسیار خجل خواهند شد * ۱۸ ای کران بشنوید و ای کوران نظر کنید تا ببینید * ۱۹ کیست که مثل بنده من کور باشد و کیست که کر باشد مثل رسول من که میفرستمکیست که کور باشد مثل مُسلِم من و کور مانند بنده خداوند * ۲۰ چیزهای بسیار میبینی امّا نگاه نمیداری گوشها را میگشاید لیکن خود نمیشنود * ۲۱ خداوند را بخاطر عدل خود پسند آمد که شریعت خویش را تعظیم و تکریم نماید * ۲۲ لیکن اینان قوم غارت و تاراج شدهاند و جمیع ایشان در حفرهها صید شده و در زندانها مخفی گردیدهاند ایشان غارت شده و رهانندهای نیست تاراج گشته و کسی نمیگوید که باز ده * ۲۳ کیست در میان شما که باین گوش دهد و توجه نموده برای زمان آینده بشنود * ۲۴ کیست که یعقوب را بتاراج و اسرائیل را بغارت تسلیم نمود آیا خداوند نبود که باو گناه ورزیدیم چونکه ایشان براههای او نخواستند سلوک نمایند و شریعت او را اطاعت ننمودند * ۲۵ بنابراین حدّت غضب خود و شدّت جنگ را بر ایشان ریخت و آن ایشان را از هر طرف مشتعل ساخت و ندانستند و ایشان را سوزانید امّا تفکّر ننمودند *
باب چهل و سوم
۱ و الان خداوند که آفریننده تو ای یعقوب و صانع تو ای اسرائیل است چنین میگوید مترس زیرا که من تو را فدیه دادم و تو را باسمت خواندم پس تو از آن من هستی * ۲ چون از آبها بگذری من با تو خواهم بود و چون از نهرها عبورنمائی تو را فرونخواهند گرفت و چون از میان آتش رَوی سوخته نخواهی شد و شعلهاش تو را نخواهد سوزانید * ۳ زیرا من یهوه خدای تو و قدّوس اسرائیل نجات دهنده تو هستم مصر را فدیه تو ساختم و حبش و سبا را بعوض تو دادم * ۴ چونکه در نظر من گرانبها ومکرّم بودی و من تو را دوست میداشتم پس مردمان را بعوض تو و طوایف را در عوض جان تو تسلیم خواهم نمود * ۵ مترس زیرا که من با تو هستم و ذریت تو را از مشرق خواهم آورد و تو را از مغرب جمع خواهم نمود * ۶ به شمال خواهم گفت که بده و بجنوب که ممانعت مکن پسران مرا از جای دور و دخترانم را از کرانهای زمین بیاور * ۷ یعنی هر که را باسم من نامیده شود و او را بجهت جلال خویش آفریده و او را مصوّر نموده و ساخته باشم * ۸ قومی را که چشم دارند امّا کور هستند و گوش دارند امّا کر میباشند بیرون آور * ۹ جمیع امّتها با هم جمع شوند و قبیلهها فراهم آیند پس در میان آنها کیست که از این خبر دهد و امور اوّلین را بما اعلام نماید شهود خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا استماع نموده اقرار بکنند که این راست است * ۱۰ یهوه میگوید که شما و بنده من که او را برگزیدهام شهود من میباشید تا دانسته بمن ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدائی مصوّر نشده و بعد از من هم نخواهد شد * ۱۱ من من یهوه هستم و غیر از من نجاتدهندهای نیست * ۱۲ من اخبار نموده و نجات دادهام و اعلام نموده و درمیان شما خدای غیر نبوده است خداوند میگوید که شما شهود من هستید و من خدا هستم * ۱۳ و از امروز نیز من او میباشم و کسی که از دست من تواند رهانید نیست من عمل خواهم نمود و کیست که آن را ردّ نماید * ۱۴ خداوند که ولّی شما و قدّوس اسرائیل است چنین میگوید بخاطر شما ببابل فرستادم و همهٔ ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد و کلدانیان را نیز در کشتیهای وَجْدِ ایشان * ۱۵ من خداوند قدّوس شما هستم آفریننده اسرائیل وپادشاه شما * ۱۶ خداوند که راهی در دریا و طریقی در آبهای عظیم میسازد چنین میگوید * ۱۷ آنکه ارابهها و اسبها و لشکر و قوّت آن را بیرون میآورد ایشان با هم خواهند خوابید و نخواهند برخاست و منطفی شده مثل فتیله خاموش خواهند شد * ۱۸ چیزهای اوّلین را بیاد نیاورید و در امور قدیم تفکّر ننمایید * ۱۹ اینک من چیز نویی بوجود میآورم و آن الان بظهور میآید آیا آن را نخواهید دانست بدرستی که راهی در بیابان و نهرها در هامون قرار خواهم داد * ۲۰ حیوانات صحرا گرگان و شترمرغها مرا تمجید خواهند نمود چونکه آب در بیابان و نهرها در صحرا بوجود میآورم تا قوم خود و برگزیدگان خویش را سیراب نمایم * ۲۱ این قوم را برای خود ایجاد کردم تا تسبیح مرا بخوانند * ۲۲ امّا تو ای یعقوب مرا نخواندی و تو ای اسرائیل از من بتنگ آمدی * ۲۳ گوسفندان قربانیهای سوختنی خود را برای من نیاوردی و بذبایح خود مرا تکریم ننمودی بهدایا بندگی بر تو ننهادم و ببخور تو را بتنگ نیاوردم * ۲۴ نی معطّر را بجهت من بنقره نخریدی و بپیه ذبایح خویش مرا سیر نساختی بلکه بگناهان خود بر من بندگی نهادی و بخطایای خویش مرا بتنگ آوردی * ۲۵ من هستم من که بخاطر خود خطایای تو را محو ساختم و گناهان تو را بیاد نخواهم آورد * ۲۶ مرا یاد بده تا با هم محاکمه نماییم حجّت خود را بیاور تا تصدیق شوی * ۲۷ اجداد اوّلین تو گناه ورزیدند و واسطههای تو بمن عاصی شدند * ۲۸ بنابراین من سروران قدس را بیاحترام خواهمساخت و یعقوب را بلعنت و اسرائیل را بدشنام تسلیم خواهم نمود *
باب چهل و چهارم
۱ امّا الان ای بنده من یعقوب بشنو و ای اسرائیل که تو را برگزیدهام * ۲ خداوند که تو را آفریده و تو را از رحم بسرشت و معاون تو میباشد چنین میگوید ای بنده من یعقوب مترس و ای یشُرون که تو را برگزیدهام * ۳ اینک بر زمین تشنه آب خواهم ریخت و نهرها برخشک روح خود را بر ذریت تو خواهم ریخت و برکت خویش را بر اولاد تو * ۴ و ایشان در میان سبزهها مثل درختان بید بر جویهای آب خواهند رویید * ۵ یکی خواهد گفت که من از آن خداوند هستم و دیگری خویشتن را بنام یعقوب خواهد خواند و دیگری بدست خود برای خداوند خواهد نوشت و خویشتن را بنام اسرائیل ملقّب خواهد ساخت * ۶ خداوند پادشاه اسرائیل و یهوه صبایوت که ولّی ایشان است چنین میگوید من اوّل هستم و من آخر هستم و غیر از من خدائی نیست * ۷ و مثل من کیست که آن را اعلان کند و بیان نماید و آن را ترتیب دهد از زمانی که قوم قدیم را برقرار نمودم پس چیزهای آینده و آنچه را که واقع خواهد شد اعلان بنمایند * ۸ ترسان و هراسان مباشید آیا از زمان قدیم تو را اخبار و اعلام ننمودم و آیا شما شهود من نیستید آیا غیر از من خدائی هست البتّه صخرهای نیست و احدی رانمیشناسم * ۹ آنانی که بتهای تراشیده میسازند جمیعاً باطلند و چیزهائی که ایشان میپسندند فایدهای ندارد و شهود ایشان نمیبینند و نمیدانند تا خجالت بکشند * ۱۰ کیست که خدائی ساخته یا بتی ریخته باشد که نفعی ندارد * ۱۱ اینک جمیع یاران او خجل خواهند شد و صنعتگران از انسان میباشند پس جمیع ایشان جمع شده بایستند تا با هم ترسان و خجل گردند * ۱۲ آهن را با تیشه میتراشد و آن را در زغال کار میکند و با چکّش صورت میدهد و با قوّت بازوی خویش آن را میسازد و نیز گرسنه شده بیقوّت میگردد و آب ننوشیده ضعف بهم میرساند * ۱۳ چوب را میتراشد و ریسمان را کشیده با قلم آن را نشان میکند و با رنده آن را صاف میسازد و با پرگار نشان میکند پس آن را بشبیه انسان و بجمال آدمی میسازد تا در خانه ساکن شود * ۱۴ سروهای آزاد برای خود قطع میکند و سندیان و بلوط را گرفته آنها را از درختان جنگل برای خود اختیار میکند و شمشاد را غرس نموده باران آن را نمّو میدهد * ۱۵ پس برای شخص بجهت سوخت بکار میآید و از آن گرفته خود را گرم میکند و آن را افروخته نان میپزد و خدائی ساخته آن را میپرستد و از آن بتی ساخته پیش آن سجده میکند * ۱۶ بعضی از آن را در آتش میسوزاند و بر بعضی گوشت پخته میخورد و کباب را برشته کرده سیر میشود و گرم شده میگوید وه گرم شده آتش را دیدم * ۱۷ و از بقیه آن خدائی یعنی بت خویش را میسازد و پیش آن سجده کرده عبادت میکند و نزد آن دعا نموده میگوید مرانجات بده چونکه تو خدای من هستی * ۱۸ ایشان نمیدانند و نمیفهمند زیرا که چشمان ایشان را بسته است تا نبینند و دل ایشان را تا تعقّل ننمایند * ۱۹ و تفکّر ننموده معرفت و فطانتی ندارند تا بگویند نصف آن را در آتش سوختیم و بر زغالش نیز نان پختیم و گوشت را کباب کرده خوردیم پس آیا از بقیه آن بتی بسازیم و بتنه درخت سجده نماییم * ۲۰ خاکستر را خوراک خود میسازد و دل فریب خورده او را گمراه میکند که جان خود را نتواند رهانید و فکر نمینماید که آیا در دست راست من دروغ نیست * ۲۱ ای یعقوب و ای اسرائیل اینها را بیادآور چونکه تو بنده من هستی تو را سرشتم ای اسرائیل تو بنده من هستی از من فراموش نخواهی شد * ۲۲ تقصیرهای تو را مثل ابر غلیظ و گناهانت را مانند ابر محو ساختم پس نزد من بازگشت نما زیرا تو را فدیه کردهام * ۲۳ ای آسمانها ترنّم نمایید زیرا که خداوند این را کرده است و ای اسفلهای زمین فریاد برآورید و ای کوهها و جنگلها و هر درختی که در آنها باشد بسرایید زیرا خداوند یعقوب را فدیه کرده است و خویشتن را در اسرائیل تمجید خواهد نمود * ۲۴ خداوند که ولّی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین میگوید من یهوه هستم و همهٔ چیز را ساختم آسمانها را بتنهائی گسترانیدم و زمین را پهن کردم و با من که بود * ۲۵ آنکه آیات کاذبان را باطل میسازد و جادوگران را احمق میگرداند و حکیمان را بعقب برمیگرداند و علم ایشان را بجهالت تبدیل میکند * ۲۶ که سخنان بندگان خود رابرقرار میدارد و مشورت رسولان خویش را بانجام میرساند که درباره اورشلیم میگوید معمور خواهد شد و درباره شهرهای یهودا که بنا خواهد شد و خرابیهای آن را برپا خواهم داشت * ۲۷ آنکه بلجّه میگوید که خشک شو و نهرهایت را خشک خواهم ساخت * ۲۸ و درباره کورش میگوید که او شبان من است و تمامی مسرّت مرا باتمام خواهد رسانید و درباره اورشلیم میگوید بنا خواهد شد و درباره هیکل که بنیاد تو نهاده خواهد گشت *
باب چهل و پنجم
۱ خداوند بمسیح خویش یعنی بکورش که دست راست او را گرفتم تا بحضور وی امّتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را بحضور وی مفتوح نمایم و دروازهها دیگر بسته نشود چنین میگوید * ۲ که من پیش روی تو خواهم خرامید و جایهای ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته پشت بندهای آهنین را خواهم برید * ۳ و گنجهای ظلمت و خزاین مخفی را بتو خواهم بخشید تا بدانی که من یهوه که تو را باسمت خواندهام خدای اسرائیل میباشم * ۴ به خاطر بنده خود یعقوب و برگزیده خویش اسرائیل هنگامی که مرا نشناختی تو را باسمت خواندم و ملقّب ساختم * ۵ من یهوه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی من کمر تو را بستم هنگامی که مرا نشناختی * ۶ تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند که سوای من احدی نیست من یهوه هستم و دیگری نی * ۷ پدید آورنده نور و آفریننده ظلمت صانع سلامتی و آفریننده بدی من یهوه صانع همهٔ این چیزهاهستم * ۸ ای آسمانها از بالا ببارانید تا افلاک عدالت را فرو ریزد و زمین بشکافد تا نجات و عدالت نمّو کنند و آنها را با هم برویاند زیرا که من یهوه این را آفریدهام * ۹ وای برکسی که با صانع خود چون سفالی با سفالهای زمین مخاصمه نماید آیا کوزه بکوزهگر بگوید چه چیز را ساختی یا مصنوع تو درباره تو بگوید که او دست ندارد * ۱۰ وای بر کسی که بپدر خود گوید چه چیز را تولید نمودی و بزن که چه زاییدی * ۱۱ خداوند که قدّوس اسرائیل و صانع آن میباشد چنین میگوید درباره امور آینده از من سؤال نمایید و پسران مرا و اعمال دستهای مرا بمن تفویض نمایید * ۱۲ من زمین را ساختم و انسان را بر آن آفریدم دستهای من آسمانها را گسترانید و من تمامی لشکرهای آنها را امر فرمودم * ۱۳ من او را بعدالت برانگیختم و تمامی راههایش را راست خواهم ساخت شهر مرا بنا کرده اسیرانم را آزاد خواهد نمود امّا نه برای قیمت و نه برای هدیه یهوه صبایوت این را میگوید * ۱۴ خداوند چنین میگوید حاصل مصر و تجارت حبش و اهل سبا که مردان بلند قدّ میباشند نزد تو عبور نموده از آن تو خواهند بود و تابع تو شده در زنجیرها خواهند آمد و پیش تو خم شده و نزد تو التماس نموده خواهند گفت البتّه خدا در تو است و دیگری نیست و خدائی نی * ۱۵ ای خدای اسرائیل و نجات دهنده یقیناً خدائی هستی که خود را پنهان میکنی * ۱۶ جمیع ایشان خجل و رسوا خواهند شد و آنانی که بتهامیسازند با هم برسوائی خواهند رفت * ۱۷ امّا اسرائیل بنجات جاودانی از خداوند ناجی خواهند شد و تا ابدالا´باد خجل و رسوا نخواهند گردید * ۱۸ زیرا یهوه آفریننده آسمان که خدا است که زمین را سرشت و ساخت و آن را استوار نمود و آن را عبث نیافرید بلکه بجهت سکونت مصوّر نمود چنین میگوید من یهوه هستم و دیگری نیست * ۱۹ در خفا و در جائی از زمین تاریک تکلّم ننمودم و بذریه یعقوب نگفتم که مرا عبث بطلبید من یهوه بعدالت سخن میگویم و چیزهای راست را اعلان مینمایم * ۲۰ ای رهاشدگان از امّتها جمع شده بیایید و با هم نزدیک شوید آنانی که چوب بتهای خود را برمیدارند و نزد خدائی که نتواند رهانید دعا مینمایند معرفت ندارند * ۲۱ پس اعلان نموده ایشان را نزدیک آورید تا با یکدیگر مشورت نمایند کیست که این را از ایام قدیم اعلان نموده و از زمان سلف اخبار کرده است آیا نه من که یهوه هستم و غیر از من خدائی دیگر نیست خدای عادل و نجاتدهنده و سوای من نیست * ۲۲ ای جمیع کرانههای زمین بمن توجّه نمایید و نجات یابید زیرا من خدا هستم و دیگری نیست * ۲۳ به ذات خود قسم خوردم و این کلام بعدالت از دهانم صادر گشته برنخواهد گشت که هر زانو پیش من خم خواهد شد و هر زبان بمن قسم خواهد خورد * ۲۴ و مرا خواهند گفت عدالت و قوّت فقط در خداوند میباشد و بسوی او خواهند آمد و همگانی که باو خشمناکند خجل خواهند گردید * ۲۵ و تمامی ذریت اسرائیل درخداوند عادل شمرده شده فخر خواهند کرد *
باب چهل و ششم
۱ بیل خم شده و نَبُو منحنی گردیدهبتهای آنها بر حیوانات و بهایم نهاده شد آنهائی که شما برمیداشتید حمل گشته و بار حیوانات ضعیف شده است * ۲ آنها جمیعاً منحنی و خم شده آن بار را نمیتوانند رهانید بلکه خود آنها باسیری میروند * ۳ ای خاندان یعقوب و تمامی بقیه خاندان اسرائیل که از بطن بر من حمل شده و از رحم برداشته من بودهاید * ۴ و تا بپیری شما من همان هستم و تا بشیخوخیت من شما را خواهم برداشت من آفریدم و من برخواهم داشت و من حمل کرده خواهم رهانید * ۵ مرا با که شبیه و مساوی میسازید و مرا با که مقابل مینمایید تا مشابه شویم * ۶ آنانی که طلا را از کیسه میریزند و نقره را بمیزان میسنجند زرگری را اجیر میکنند تا خدائی از آن بسازد پس سجده کرده عبادت نیز مینمایند * ۷ آن را بر دوش برداشته میبرند و بجایش میگذارند و او میایستد و از جای خود حرکت نمیتواند کرد نزد او استغاثه هم مینمایند امّا جواب نمیدهد و ایشان را از تنگی ایشان نتواند رهانید * ۸ این را بیاد آورید و مردانه بکوشید و ای عاصیان آن را در دل خود تفکّر نمایید * ۹ چیزهای اوّل را از زمان قدیم بیاد آورید زیرا من قادر مطلق هستم و دیگری نیست خدا هستم و نظیر من نی * ۱۰ آخر را از ابتدا و آنچه را که واقع نشده از قدیم بیان میکنم و میگویم که اراده من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را بجاخواهم آورد * ۱۱ مرغ شکاری را از مشرق و هم مشورت خویش را از جای دور میخوانم من گفتم و البتّه بجا خواهم آورد و تقدیر نمودم و البتّه بوقوع خواهم رسانید * ۱۲ ای سختدلان که از عدالت دور هستید مرا بشنوید * ۱۳ عدالت خود را نزدیک آوردم و دور نمیباشد و نجات من تأخیر نخواهد نمود و نجات را بجهت اسرائیل که جلال من است در صهیون خواهم گذاشت *
باب چهل و هفتم
۱ ای باکره دختر بابل فرود شده بر خاک بنشین و ای دختر کلدانیان بر زمین بیکرسی بنشین زیرا تو را دیگر نازنین و لطیف نخواهند خواند * ۲ دستاس را گرفته آرد را خرد کن نقاب را برداشته دامنت را بر کِش و ساقها را برهنه کرده از نهرها عبور کن * ۳ عورت تو کشف شده رسوائی تو ظاهر خواهد شد من انتقام کشیده بر احدی شفقت نخواهم نمود * ۴ و امّا نجات دهنده ما اسم او یهوه صبایوت و قدّوس اسرائیل میباشد * ۵ ای دختر کلدانیان خاموش بنشین و بظلمت داخل شو زیرا که دیگر تو را ملکه ممالک نخواهند خواند * ۶ بر قوم خود خشم نموده و میراث خویش را بیحرمت کرده ایشان را بدست تو تسلیم نمودم بر ایشان رحمت نکرده یوغ خود را بر پیران بسیار سنگین ساختی * ۷ و گفتی تا بابد ملکه خواهم بود و این چیزها را در دل خود جا ندادی و عاقبت آنها را بیاد نیاوردی * ۸ پس الان ای که در عشرت بسر میبری و در اطمینان ساکن هستی این را بشنو ای که دردل خود میگویی من هستم و غیر از من دیگری نیست و بیوه نخواهم شد و بیاولادی را نخواهم دانست * ۹ پس این دو چیز یعنی بیاولادی و بیوگی بغتةً در یکروز بتو عارض خواهد شد و با وجود کثرت سِحر تو و افراط افسونگری زیاد تو آنها بشدّت بر تو استیلا خواهد یافت * ۱۰ زیرا که بر شرارت خود اعتماد نموده گفتی کسی نیست که مرا بیند و حکمت و عِلم تو تو را گمراه ساخت و در دل خود گفتی من هستم و غیر از من دیگری نیست * ۱۱ پس بلائی که افسون آن را نخواهی دانست بر تو عارض خواهد شد و مصیبتی که بدفع آن قادر نخواهی شد تو را فرو خواهد گرفت و هلاکتی که ندانستهای ناگهان بر تو استیلا خواهد یافت * ۱۲ پس در افسونگری خـود و کثـرت سِحر خویش که در آنها از طفولیت مشقّت کشیدهای قائم باش شاید که منفعت توانی بـرد و شایـد که غالـب توانـی شـد * ۱۳ از فراوانـی مشورتهایت خسته شدهای پس تقسیمکنندگان افـلاک و رصـد بنـدان کواکب و آنانـی که در غـرّه ماهها اخبار میدهند بایستند و تو را از آنچه بـر تو واقع شدنی است نجات دهند * ۱۴ اینک مثل کاهبُنْ شده آتش ایشان را خواهد سوزانید که خویشتن را از سورت زبانه آن نخواهند رهانید و آن اخگری که خود را نزد آن گرم سازند و آتشی که در برابرش بنشینند نخواهد بود * ۱۵ آنانی که از ایشان مشقّت کشیدی برای تو چنین خواهند شد و آنانی که از طفولیت با تو تجارت میکردند هر کس بجای خود آواره خواهد گردید و کسی که تو را رهائی دهد نخواهد بود *
باب چهل و هشتم
۱ ای خاندان یعقوب که بنام اسرائیل مسمّی هستید و از آب یهودا صادر شدهاید و باسم یهوه قسم میخورید و خدای اسرائیل را ذکر مینمایید امّا نه بصداقت و راستی این را بشنوید * ۲ زیرا که خویشتن را از شهر مقّدس میخوانند و بر خدای اسرائیل که اسمش یهوه صبایوت است اعتماد میدارند * ۳ چیزهای اوّل را از قدیم اخبار کردم و از دهان من صادر شده آنها را اعلام نمودم بغتةً بعمل آوردم و واقع شد * ۴ چونکه دانستم که تو سخت دل هستی و گردنت بند آهنین و پیشانی تو برنجین است * ۵ بنابراین تو را از قدیم مخبر ساختم و قبل از وقوع تو را اعلام نمودم مبادا بگویی که بت من آنها را بجا آورده و بت تراشیده و صنم ریخته شده من آنها را امر فرموده است * ۶ چونکه همهٔ این چیزها را شنیدی آنها را ملاحظه نما پس آیا شما اعتراف نخواهید کرد و از این زمان چیزهای تازه را بشما اعلام نمودم و چیزهای مخفی را که ندانسته بودید * ۷ در این زمان و نه در ایام قدیم آنها آفریده شد و قبل از امروز آنها را نشنیده بودی مبادا بگویی اینک این چیزها را میدانستم * ۸ البتّه نشنیده و هر آینه ندانسته و البتّه گوش تو قبل از این باز نشده بود زیرا میدانستم که بسیار خیانتکار هستی و از رحم مادرت عاصی خوانده شدی * ۹ به خاطر اسم خود غضب خویش را بتأخیر خواهم انداخت و بخاطر جلال خویش بر تو شفقت خواهم کرد تا تو را منقطع نسازم * ۱۰ اینک تو را قال گذاشتم امّا نه مثل نقره و تو را در کوره مصیبت آزمودم * ۱۱ بهخاطر ذات خود بخاطر ذات خود این را میکنم زیرا که اسم من چرا باید بیحرمت شود و جلال خویش را بدیگری نخواهم داد * ۱۲ ای یعقوب و ای دعوت شده من اسرائیل بشنو من او هستم من اوّل هستم و آخر هستم * ۱۳ به تحقیق دست من بنیاد زمین را نهاد و دست راست من آسمانها را گسترانید وقتی که آنها را میخوانم با هم برقرار میباشند * ۱۴ پس همگی شما جمع شده بشنوید کیست از ایشان که اینها را اخبار کرده باشد خداوند او را دوست میدارد پس مسرّت خود را بر بابل بجا خواهد آورد و بازوی او بر کلدانیان فرود خواهد آمد * ۱۵ من تکلّم نمودم و من او را خواندم و او را آوردم تا راه خود را کامران سازد * ۱۶ به من نزدیک شده این را بشنوید از ابتدا در خفا تکلّم ننمودم و از زمانی که این واقع شد من در آنجا هستم و الان خداوند یهوه مرا و روح خود را فرستاده است * ۱۷ خداوند که ولّی تو و قدّوس اسرائیل است چنین میگوید من یهوه خدای تو هستم و تو را تعلیم میدهم تا سود ببری و تو را براهی که باید بروی هدایت مینمایم * ۱۸ کاش که باوامر من گوش میدادی آنگاه سلامتی تو مثل نهر و عدالت تو مانند امواج دریا میبود * ۱۹ آنگاه ذریت تو مثل ریگ و ثمره صُلب تو مانند ذرّات آن میبود و نام او از حضور من منقطع و هلاک نمیگردید * ۲۰ از بابل بیرون شده از میان کلدانیان بگریزید و این را بآواز ترنّم اخبار و اعلام نمایید و آن را تا اقصای زمین شایع ساخته بگویید که خداوند بنده خود یعقوب را فدیه داده است * ۲۱ و تشنه نخواهند شد اگر چه ایشان را در ویرانهها رهبری نماید زیرا که آب از صخره برای ایشان جاری خواهد ساخت و صخره را خواهد شکافت تا آبها بجوشد * ۲۲ و خداوند میگوید که برای شریران سلامتی نخواهد بود *
باب چهل و نهم
۱ ای جزیرهها از من بشنوید و ایطوایف از جای دور گوش دهید خداوند مرا از رحم دعوت کرده واز احشای مادرم اسم مرا ذکر نموده است * ۲ و دهان مرا مثل شمشیر تیز ساخته مرا زیر سایه دست خود پنهان کرده است و مرا تیر صیقلی ساخته در ترکش خود مخفی نموده است * ۳ و مرا گفت ای اسرائیل تو بنده من هستی که از تو خویشتن را تمجید نمودهام * ۴ امّا من گفتم که عبث زحمت کشیدم و قوّت خود را بیفایده و باطل صرف کردم لیکن حقّ من با خداوند و اجرت من با خدای من میباشد * ۵ و الان خداوند که مرا از رحم برای بندگی خویش سرشت تا یعقوب را نزد او بازآورم و تا اسرائیل نزد وی جمع شوند میگوید و در نظر خداوند محترم هستم و خدای من قوّت من است * ۶ پس میگوید این چیز قلیلی است که بنده من بشوی تا اسباط یعقوب را برپا کنی و ناجیان اسرائیل را باز آوری بلکه تو را نور امّتها خواهم گردانید و تا اقصای زمین نجات من خواهی بود * ۷ خداوند که ولّی و قدّوس اسرائیل میباشد باو که نزد مردم محقّر و نزد امّتهامکروه و بنده حاکمان است چنین میگوید پادشاهان دیده برپا خواهند شد و سروران سجده خواهند نمود بسبب خداوند که امین است و قدّوس اسرائیل که تو را برگزیده است * ۸ خداوند چنین میگوید در زمان رضامندی تو را اجابت نمودم و در روز نجات تو را اعانت کردم و تو را حفظ نموده عهد قوم خواهم ساخت تا زمین را معمور سازی و نصیبهای خراب شده را بایشان تقسیم نمائی * ۹ و باسیران بگویی بیرون روید و بآنانی که در ظلمتند خویشتن را ظاهر سازید و ایشان در راهها خواهند چرید و مرتعهای ایشان بر همهٔ صحراهای کوهی خواهد بود * ۱۰ گرسنه و تشنه نخواهند بود و حرارت و آفتاب بایشان ضرر نخواهد رسانید زیرا آنکه بر ایشان ترحّم دارد ایشان را هدایت خواهد کرد و نزد چشمههای آب ایشان را رهبری خواهد نمود * ۱۱ و تمامی کوههای خود را طریقها خواهم ساخت و راههای من بلند خواهد شد * ۱۲ اینک بعضی از جای دور خواهند آمد و بعضی از شمال و از مغرب و بعضی از دیار سینیم * ۱۳ ای آسمانها ترنّم کنید و ای زمین وجد نما و ای کوهها آواز شادمانی دهید زیرا خداوند قوم خود را تسلّی میدهد و بر مظلومان خود ترحّم میفرماید * ۱۴ امّا صهیون میگوید یهوه مرا ترک نموده و خداوند مرا فراموش کرده است * ۱۵ آیا زن بچه شیر خواره خود را فراموش کرده بر پسر رحمخویش ترحّم ننماید اینان فراموش میکنند امّا من تو را فراموش نخواهم نمود * ۱۶ اینک تو را بر کف دستهای خود نقش نمودم و حصارهایت دائماً در نظر من است * ۱۷ پسرانت بتعجیل خواهند آمد و آنانی که تو را خراب و ویران کردند از تو بیرون خواهند رفت * ۱۸ چشمان خود را بهر طرف بلند کرده ببین جمیع اینها جمع شده نزد تو میآیند خداوند میگوید بحیات خودم قسم که خود را بجمیع اینها مثل زیور ملبّس خواهی ساخت و مثل عروس خویشتن را بآنها خواهی آراست * ۱۹ زیرا خرابهها و ویرانههای تو و زمین تو که تباه شده بود امّا الان تو از کثرت ساکنان تنگ خواهی شد و هلاک کنندگانت دور خواهند گردید * ۲۰ پسران تو که بیاولاد میبودی در سمع تو بیکدیگر خواهند گفت این مکان برای من تنگ است مرا جائی بده تا ساکن شوم * ۲۱ و تو دردل خود خواهی گفت کیست که اینها را برای من زاییده است و حال آنکه من بیاولاد و نازاد و جلای وطن و متروک میبودم پس کیست که اینها را پرورش داد اینک من بتنهائی ترک شده بودم پس اینها کجا بودند * ۲۲ خداوند یهوه چنین میگوید اینک من دست خود را بسوی امّتها دراز خواهم کرد و عَلَم خویش را بسوی قومها خواهم برافراشت و ایشان پسرانـت را در آغـوش خود خواهند آورد و دخترانت بر دوش ایشان برداشته خواهند شد * ۲۳ و پادشاهان لالاهای تو و ملکههای ایشان دایههای تو خواهند بود و نزد تو رو بزمین افتاده خاک پای تو را خواهند لیسید و تو خواهی دانست که من یهوه هستم و آنانی که منتظر من باشند خجل نخواهند گردید * ۲۴ آیا غنیمت از جبّار گرفته شود یا اسیران از مرد قاهر رهانیده گردند * ۲۵ زیرا خداوند چنین میگوید اسیران نیز از جبّار گرفته خواهند شد و غنیمت از دست ستم پیشه رهانیده خواهد گردید زیرا که من با دشمنان تو مقاومت خواهم نمود و من پسران تو را نجات خواهم داد * ۲۶ و بآنانی که بر تو ظلم نمایند گوشت خودشان را خواهم خورانید و بخون خود مثل شراب مست خواهند شد و تمامی بشر خواهند دانست که من یهوه نجاتدهنده تو و ولّی تو و قدیر یعقوب هستم *
باب پنجاهم
۱ خداوند چنین میگوید طلاق نامه مادر شما که او را طلاق دادم کجا است یا کیست از طلبکاران من که شما را باو فروختم اینک شما بسبب گناهان خود فروخته شدید و مادر شما بجهت تقصیرهای شما طلاق داده شـد * ۲ چون آمدم چرا کسی نبود و چون ندا کردم چرا کسی جواب نداد آیا دست من بهیچ وجه کوتاه شـده که نتواند نجات دهد یا در من قدرتی نیسـت که رهایـی دهـم اینک بعتـاب خود دریا را خشک میکنم و نهرها را بیابان میسـازم که ماهـی آنها از بیآبی متعفّن شـود و از تشنگـی بمیـرد * ۳ آسمــان را بظلمـت ملبّس میسازم و پلاس را پوشش آن میگردانم * ۴ خداوند یهوه زبان تلامیذ را بمن داده است تا بدانم که چگونه خستگان را بکلام تقویت دهم هر بامداد بیدار میکند گوش مرا بیدار میکند تا مثل تلامیذ بشنوم * ۵ خداوند یهوه گوش مرا گشود و مخالفت نکردم و بعقببرنگشتم * ۶ پشت خود را بزنندگان و رخسار خود را بمُوکَنان دادم و روی خود را از رسوائی و آب دهان پنهان نکردم * ۷ چونکه خداوند یهوه مرا اعانت میکند پس رسوا نخواهم شد از این جهت روی خود را مثل سنگ خارا ساختم و میدانم که خجل نخواهم گردید * ۸ آنکه مرا تصدیق میکند نزدیک است پس کیست که با من مخاصمه نماید تا با هم بایستیم و کیست که بر من دعوی نماید پس او نزدیک من بیاید * ۹ اینک خداوند یهوه مرا اعانت میکند پس کیست مرا ملزم سازد همانا همگی ایشان مثل رخت مندرس شده بید ایشان را خواهد خورد * ۱۰ کیست از شما که از خداوند میترسد و آواز بنده او را میشنود هرکه در ظلمت سالک باشد و روشنائی ندارد او باسم یهوه توکّل نماید و بخدای خویش اعتماد بکند * ۱۱ هان جمیع شما که آتش میافروزید و کمر خود را بمشعلها میبندید در روشنائی آتش خویش و در مشعلهائی که خود افروختهاید سالک باشید امّا این از دست من بشما خواهد رسید که در اندوه خواهید خوابید *
باب پنجاه و یکم
۱ ای پیروان عدالت و طالبان خداوند مرا بشنوید بصخرهای که از آن قطع گشته و بحفره چاهی که از آن کنده شدهاید نظر کنید * ۲ به پدر خود ابراهیم و بساره که شما را زایید نظر نمایید زیرا او یک نفر بود حینی که او را دعوت نمودم و او را برکت داده کثیر گردانیدم * ۳ به تحقیق خداوند صهیون را تسلّی داده تمامیخرابههایش را تسلّی بخشیده است و بیابان او را مثل عدن و هامون او را مانند جنّت خداوند ساخته است خوشی و شادی در آن یافت میشود و تسبیح و آواز ترنّم * ۴ ای قوم من بمن توجّه نمایید و ای طایفه من بمن گوش دهید زیرا که شریعت از نزد من صادر میشود و داوری خود را برقرار میکنم تا قومها را روشنائی بشود * ۵ عدالت من نزدیک است و نجات من ظاهر شده بازوی من قومها را داوری خواهد نمود و جزیرهها منتظر من شده ببازوی من اعتماد خواهند کرد * ۶ چشمان خود را بسوی آسمان برافرازید و پایین بسوی زمین نظر کنید زیرا که آسمان مثل دود از هم خواهد پاشید و زمین مثل جامه مندرس خواهد گردید و ساکنانش همچنین خواهند مرد امّا نجات من تا بابد خواهد ماند و عدالت من زایل نخواهد گردید * ۷ ای شما که عدالت را میشناسید و ای قومی که شریعت من در دل شما است مرا بشنوید از مذمّت مردمان مترسید و از دشنام ایشان هراسان مشوید * ۸ زیرا که بید ایشان را مثل جامه خواهد زد و کِرم ایشان را مثل پشم خواهد خورد امّا عدالت من تا ابدالا´باد و نجات من نسلاً بعد نسل باقی خواهد ماند * ۹ بیدار شو ای بازوی خداوند بیدار شو و خویشتن را با قوّت ملبّس ساز مثل ایام قدیم و دورههای سلف بیدار شو آیا تو آن نیستی که رَهَب را قطع نموده اژدها را مجروح ساختی * ۱۰ آیا تو آن نیستی که دریا و آبهای لجّه عظیم را خشک کردی و عمقهای دریا را راه ساختی تا فدیه شدگان عبور نمایند * ۱۱ و فدیه شدگان خداوند بازگشت نموده با ترنّمبه صهیون خواهند آمد و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد کرد * ۱۲ من هستم من که شما را تسلّی میدهم پس تو کیستی که از انسانی که میمیرد میترسی و از پسر آدم که مثل گیاه خواهد گردید * ۱۳ و خداوند را که آفریننده تو است که آسمانها را گسترانید و بنیاد زمین را نهاد فراموش کردهای و دائماً تمامی روز از خشم ستمکار وقتی که بجهت هلاک کردن مهیا میشود میترسی و خشم ستمکار کجا است * ۱۴ اسیران ذلیل بزودی رها خواهند شد و در حفره نخواهند مرد و نان ایشان کم نخواهد شد * ۱۵ زیرا من یهوه خدای تو هستم که دریا را بتلاطم میآورم تا امواجش نعره زنند یهوه صبایوت اسم من است * ۱۶ و من کلام خود را در دهان تو گذاشتم و تو را زیر سایه دست خویش پنهان کردم تا آسمانها غرس نمایم و بنیاد زمینی نهم و صهیون را گویم که تو قوم من هستی * ۱۷ خویشتن را برانگیز ای اورشلیم خویشتن را برانگیخته برخیز ای که از دست خداوند کاسه غضب او را نوشیدی و دُرد کاسه سرگیجی را نوشیده آن را تا ته آشامیدی * ۱۸ از جمیع پسرانی که زاییده است یکی نیست که او را رهبری کند و از تمامی پسرانی که تربیت نموده کسی نیست که او را دستگیری نماید * ۱۹ این دو بلا بر تو عارض خواهد شد کیست که برای تو ماتم کند یعنی خرابی و هلاکت و قحط و شمشیر پس چگونه تو را تسلّی دهم * ۲۰ پسرانتو را ضعف گرفته بسر همهٔ کوچهها مثل آهو در دام خوابیدهاند و ایشان از غضب خداوند و از عتاب خدای تو مملّو شدهاند * ۲۱ پس ای زحمت کشیده این را بشنو و ای مست شده امّا نه از شراب * ۲۲ خداوند تو یهوه و خدای تو که در دعوی قوم خود ایستادگی میکند چنین میگوید اینک کاسه سرگیجی را و دُرد کاسه غضب خویش را از تو خواهم گرفت و آن را بار دیگر نخواهی آشامید * ۲۳ و آن را بدست آنانی که بر تو ستم مینمایند میگذارم که بجان تو میگویند خم شو تا از تو بگذریم و تو پشت خود را مثل زمین و مثل کوچه بجهت راه گذریان گذاشتهای *
باب پنجاه و دوم
۱ بیدار شو ای صهیون بیدار شو و قوّتخود را بپوش ای شهر مقدّس اورشلیم لباس زیبائی خویش را در بر کن زیرا که نامختون و ناپاک بار دیگر داخل تو نخواهد شد * ۲ ای اورشلیم خود را از گردْ بیفشان و برخاسته بنشین و ای دختر صهیون که اسیر شدهای بندهای گردن خود را بگشا * ۳ زیرا خداوند چنین میگوید مفت فروخته کشتید و بینقره فدیه داده خواهید شد * ۴ چونکه خداوند یهوه چنین میگوید که در ایام سابق قوم من بمصر فرود شدند تا در آنجا ساکن شوند و بعد از آن آشور بر ایشان بیسبب ظلم نمودند * ۵ امّا الان خداوند میگوید در اینجا مرا چه کار است که قوم من مجّاناً گرفتار شدهاند و خداوند میگوید آنانی که بر ایشان تسلّط دارند صیحه میزنند و نام من دائماً هر روز اهانت میشود * ۶ بنابراین قوم من اسم مرا خواهند شناخت و در آن روز خواهند فهمید که تکلّمکننده من هستم هان من هستم * ۷ چه زیبا است بر کوهها پایهای مبشّر که سلامتی را ندا میکند و بخیرات بشارت میدهد و نجات را ندا میکند و بصهیون میگوید که خدای تو سلطنت مینماید * ۸ آواز دیدهبانان تو است که آواز خود را بلند کرده با هم ترنّم مینمایند زیرا وقتی که خداوند بصهیون رجعت میکند ایشان معاینه خواهند دید * ۹ ای خرابههای اورشلیم بآواز بلند با هم ترنّم نمایید زیرا خداوند قوم خود را تسلّی داده و اورشلیم را فدیه نموده است * ۱۰ خداوند ساعد قدّوس خود را در نظر تمامی امّتها بالا زده است و جمیع کرانههای زمین نجات خدای ما را دیدهاند * ۱۱ ای شما که ظروف خداوند را برمیدارید بیک سو شوید بیک سو شوید و از اینجا بیرون روید و چیز ناپاک را لمس منمایید و از میان آن بیرون رفته خویشتن را طاهر سازید * ۱۲ زیرا که بتعجیل بیرون نخواهید رفت و گریزان روانه نخواهید شد چونکه یهوه پیش روی شما خواهد خرامید و خدای اسرائیل ساقه شما خواهد بود * ۱۳ اینک بنده من با عقل رفتار خواهد کرد و عالی و رفیع و بسیار بلند خواهد شد * ۱۴ چنانکه بسیاری از تو در عجب بودند از آن جهت که منظر او از مردمان و صورت او از بنیآدم بیشتر تباه گردیده بود * ۱۵ همچنان بر امّتهای بسیار خواهد پاشید و بسبب او پادشاهان دهان خود راخواهند بست زیرا چیزهائی را که برای ایشان بیان نشده بود خواهند دید و آنچه را که نشنیده بودند خواهند فهمید *
باب پنجاه و سوم
۱ کیست که خبر ما را تصدیق نموده وکیست که ساعد خداوند بر او منکشف شده باشد * ۲ زیرا بحضور وی مثل نهال و مانند ریشه در زمین خشک خواهد رویید او را نه صورتی و نه جمالی میباشد و چون او را مینگریم منظری ندارد که مشتاق او باشیم * ۳ خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غمها و رنج دیده و مثل کسی که رویها را از او بپوشانند و خوار شده که او را بحساب نیاوردیم * ۴ لکن او غمهای ما را بر خود گرفت و دردهای ما را بر خویش حمل نمود و ما او را از جانب خدا زحمت کشیده و مضروب و مبتلا گمان بردیم * ۵ و حال آنکه بسبب تقصیرهای ما مجروح و بسبب گناهان ما کوفته گردید و تأدیب سلامتی ما بر وی آمد و از زخمهای او ما شفا یافتیم * ۶ جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هریکی از ما براه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما را بروی نهاد * ۷ او مظلوم شد امّا تواضع نموده دهان خود را نگشود مثل برهای که برای ذبح میبرند و مانند گوسفندی که نزد پشم برندهاش بیزبان است همچنان دهان خود را نگشود * ۸ از ظلم و از داوری گرفته شد و از طبقه او که تفکّر نمود که او از زمین زندگان منقطع شد و بجهت گناه قوم من مضروب گردید * ۹ و قبر او را با شریران تعیین نمودند و بعد از مردنش با دولتمندان هرچندهیچ ظلم نکرد و در دهان وی حیلهای نبود * ۱۰ امّا خداوند را پسند آمد که او را مضروب نموده بدردها مبتلا سازد چون جان او را قربانی گناه ساخت آنگاه ذریت خود را خواهد دید و عمر او دراز خواهد شد و مسرّت خداوند در دست او میسّر خواهد بود * ۱۱ ثمره مشقّت جان خویش را خواهد دید و سیر خواهد شد و بنده عادل من بمعرفت خود بسیاری را عادل خواهد گردانید زیرا که او گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد نمود * ۱۲ بنابراین او را در میان بزرگان نصیب خواهم داد و غنیمت را با زورآوران تقسیم خواهد نمود بجهت اینکه جان خود را بمرگ ریخت و از خطاکاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر خود گرفت و برای خطاکاران شفاعت نمود *
باب پنجاه و چهارم
۱ ای عاقرهای که نزاییدهای بسرا ای که درد زه نکشیدهای بآواز بلند ترنّم نما و فریاد برآور زیرا خداوند میگوید پسران زن بیکس از پسران زن منکوحه زیادهاند * ۲ مکان خیمه خود را وسیع گردان و پردههای مسکنهای تو پهن بشود دریغ مدار و طنابهای خود را دراز کرده میخهایت را محکم بساز * ۳ زیرا که بطرف راست و چپ منتشر خواهی شد و ذریت تو امّتها را تصرّف خواهند نمود و شهرهای ویران را مسکون خواهند ساخت * ۴ مترس زیرا که خجل نخواهی شد و مشوّش مشو زیرا که رسوا نخواهی گردید چونکه خجالت جوانی خویشرا فراموش خواهی کرد و عار بیوگی خود را دیگر بیاد نخواهی آورد * ۵ زیرا که آفریننده تو که اسمش یهوه صبایوت است شوهر تو است و قدّوس اسرائیل که بخدای تمام جهان مسمّی است ولّی تو میباشد * ۶ زیرا خداوند تو را مثل زن مهجور و رنجیده دل خوانده است و مانند زوجه جوانی که ترک شده باشد خدای تو این را میگوید * ۷ زیرا تو را باندک لحظهای ترک کردم امّا برحمتهای عظیم تو را جمع خواهم نمود * ۸ و خداوند ولی تو میگوید بجوشش غضبی خود را از تو برای لحظهای پوشانیدم امّا باحسان جاودانی برتو رحمت خواهم فرمود * ۹ زیرا که این برای من مثل آبهای نوح میباشد چنانکه قسم خوردم که آبهای نوح بار دیگر بر زمین جاری نخواهد شد همچنان قسم خوردم که بر تو غضب نکنم و تو را عتاب ننمایم * ۱۰ هرآینه کوهها زایل خواهد شد و تلّها متحرّک خواهد گردید لیکن احسان من از تو زایل نخواهد شد و عهد سلامتی من متحرّک نخواهد گردید خداوند که بر تو رحمت میکند این را میگوید * ۱۱ ای رنجانیده و مضطرب شده که تسلّی نیافتهای اینک من سنگهای تو را در سنگ سرمه نصب خواهم کرد و بنیاد تو را در یاقوت زرد خواهم نهاد * ۱۲ و منارههای تو را از لعل و دروازههایت را از سنگهای بهرمان و تمامی حدود تو را از سنگهای گران قیمت خواهم ساخت * ۱۳ و جمیع پسرانت از خداوند تعلیم خواهند یافت و پسرانت را سلامتی عظیم خواهد بود * ۱۴ در عدالت ثابت شده و از ظلم دور ماندهنخواهی ترسید و هم از آشفتگی دور خواهی ماند و بتو نزدیکی نخواهد نمود * ۱۵ همانا جمع خواهند شد امّا نه باذن من آنانی که بضّد تو جمع شوند بسبب تو خواهند افتاد * ۱۶ اینک من آهنگری را که زغال را بآتش دمیده آلتی برای کار خود بیرون میآورد آفریدم و من نیز هلاک کننده را برای خراب نمودن آفریدم * ۱۷ هر آلتی که بضدّ تو ساخته شود پیش نخواهد برد و هر زبانی را که برای محاکمه بضدّ تو برخیزد تکذیب خواهی نمود این است نصیب بندگان خداوند و عدالت ایشان از جانب من خداوند میگوید *
باب پنجاه و پنجم
۱ ای جمیع تشنگان نزد آبها بیایید و همهٔ شما که نقره ندارید بیایید بخرید و بخورید بیایید و شراب و شیر را بینقره و بیقیمت بخرید * ۲ چرا نقره را برای آنچه نان نیست و مشقّت خویش را برای آنچه سیر نمیکند صرف میکنید گوش داده از من بشنوید و چیزهای نیکو را بخورید تا جان شما از فربهی متلذّذ شود * ۳ گوش خود را فرا داشته نزد من بیایید و تا جان شما زنده گردد بشنوید و من با شما عهد جاودانی یعنی رحمتهای امین داود را خواهم بست * ۴ اینک من او را برای طوایف شاهد گردانیدم رئیس و حاکم طوایف * ۵ هان امّتی را که نشناخته بودی دعوت خواهی نمود و امّتی که تو را نشناخته بودند نزد تو خواهند دوید بخاطر یهوه که خدای تو است و قدّوس اسرائیل که تو را تمجید نموده است * ۶ خداوند را مادامی که یافت میشود بطلبید و مادامی که نزدیک است او را بخوانید * ۷ شریر راه خود را و گناهکار افکار خویش را ترک نماید و بسوی خداوند بازگشت کند و بر وی رحمت خواهد نمود و بسوی خدای ما که مغفرت عظیم خواهد کرد * ۸ زیرا خداوند میگوید که افکار من افکار شما نیست و طریقهای شما طریقهای من نی * ۹ زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است همچنان طریقهای من از طریقهای شما و افکار من از افکار شما بلندتر میباشد * ۱۰ و چنانکه باران و برف از آسمان میبارد و بآنجا برنمیگردد بلکه زمین را سیراب کرده آن را بارور و برومند میسازد و برزگر را تخم و خورنده را نان میبخشد * ۱۱ همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود نزد من بیثمر نخواهد برگشت بلکه آنچه را که خواستم بجا خواهد آورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهد گردید * ۱۲ زیرا که شما با شادمانی بیرون خواهید رفت و با سلامتی هدایت خواهید شد کوهها و تلّها در حضور شما بشادی ترنّم خواهند نمود و جمیع درختان صحرا دستک خواهند زد * ۱۳ به جای درخت خار صنوبر و بجای خس آس خواهد رویید و برای خداوند اسم و آیت جاودانی که منقطع نشود خواهد بود *
باب پنجاه و ششم
۱ و خداوند چنین میگوید انصاف را نگاه داشته عدالت را جاری نمایید زیرا که آمدن نجات من و منکشف شدن عدالت من نزدیک است * ۲ خوشابحال انسانی که این رابجا آورد و بنیآدمی که باین متمسّک گردد که سَبَّت را نگاه داشته آن را بیحرمت نکند و دست خویش را از هر عمل بد باز دارد * ۳ پس غریبی که با خداوند مقترن شده باشد تکلّم نکند و نگوید که خداوند مرا از قوم خود جدا نموده است و خصی هم نگوید که اینک من درخت خشک هستم * ۴ زیرا خداوند درباره خصیهائی که سَبَّتهای مرا نگاه دارند و آنچه را که من خوش دارم اختیار نمایند و بعهد من متمسّک گردند چنین میگوید * ۵ که بایشان در خانه خود و در اندرون دیوارهای خویش یادگاری و اسمی بهتر از پسران و دختران خواهم داد اسمی جاودانی که منقطع نخواهد شد بایشان خواهم بخشید * ۶ و غریبانی که با خداوند مقترن شده او را خدمت نمایند و اسم خداوند را دوست داشته بنده او بشوند یعنی همهٔ کسانی که سَبَّت را نگاه داشته آن را بیحرمت نسازند و بعهد من متمسّک شوند * ۷ ایشان را بکوه قدس خود خواهم آورد و ایشان را در خانه عبادت خود شادمان خواهم ساخت و قربانیهای سوختنی و ذبایح ایشان بر مذبح من قبول خواهد شد زیرا خانه من بخانه عبادت برای تمامی قومها مسمّی خواهد شد * ۸ و خداوند یهوه که جمعکننده راندهشدگان اسرائیل است میگوید که بعد از این دیگران را با ایشان جمع خواهم کرد علاوه برآنانی که از ایشان جمع شدهاند * ۹ ای تمام حیوانات صحرا و ای جمیع حیوانات جنگل بیایید و بخورید * ۱۰ دیدهبانان او کورند جمیع ایشان معرفت ندارند و همگی ایشان سگان گنگاند که نمیتوانند بانگ کنندخواب میبینند و دراز شده خفتن را دوست میدارند * ۱۱ و این سگان حریصند که نمیتوانند سیر بشوند و ایشان شبانند که نمیتوانند بفهمندجمیع ایشان براه خود میل کرده هر یکی بطرف خود طالب سود خویش میباشد * ۱۲ و میگویند بیایید شراب بیاوریم و از مسکرات مست شویم و فردا مثل امروز روز عظیم بلکه بسیار زیاده خواهد بود *
باب پنجاه و هفتم
۱ مرد عادل تلف شد و کسی نیست که اینرا در دل خود بگذراند و مردان رؤف برداشته شدند و کسی فکر نمیکند که عادلان از معرض بلا برداشته میشوند * ۲ آنانی که باستقامت سالک میباشند بسلامتی داخل شده بر بسترهای خویش آرامی خواهند یافت * ۳ و امّا شما ای پسران ساحره و اولاد فاسق و زانیه باینجا نزدیک آیید * ۴ بر که تمسخر میکنید و بر که دهان خود را باز میکنید و زبان را دراز مینمایید آیا شما اولاد عصیان و ذریت کذب نیستید * ۵ که در میان بلوطها و زیر هر درخت سبز خویشتن را بحرارت میآورید و اطفال را در وادیها زیر شکاف صخرهها ذبح مینمایید * ۶ در میان سنگهای مِلسای وادی نصیب تو است همینها قسمت تو میباشد برای آنها نیز هدیه ریختنی ریختی و هدیه آردی گذرانیدی آیا من از اینها تسلّی خواهم یافت * ۷ بر کوه بلند و رفیع بستر خود را گستردی و بآنجا نیز برآمده قربانی گذرانیدی * ۸ و پشت درها و باهوها یادگار خود را واگذاشتی زیرا که خود را بکسی دیگر غیر از من مکشوف ساختی و برآمده بستر خود را پهن کردی و درمیان خود و ایشان عهد بستهبستر ایشان را دوست داشتی جائی که آن را دیدی * ۹ و با روغن در حضور پادشاه رفته عطریات خود را بسیار کردی و رسولان خود را بجای دور فرستاده خویشتن را تا بهاویه پست گردانیدی * ۱۰ از طولانی بودن راه درمانده شدی امّا نگفتی که امید نیست تازگی قوّت خود را یافتی پس از این جهت ضعف بهم نرسانیدی * ۱۱ از که ترسان و هراسان شدی که خیانت ورزیدی و مرا بیاد نیاورده این را در دل خود جا ندادی آیا من از زمان قدیم نیز ساکت نماندم پس از این جهت از من نترسیدی * ۱۲ من عدالت و اعمال تو را بیان خواهم نمود که تو را منفعت نخواهد داد * ۱۳ چون فریاد برمیآوری اندوختههای خودت تو را خلاصی بدهد و لکن باد جمیع آنها را خواهد برداشت و نفس آنها را خواهد برد امّا هر که بر من توکّل دارد مالک زمین خواهد بود و وارث جبل قدس من خواهد گردید * ۱۴ و گفته خواهد شد برافرازید راه را برافرازید و مهیا سازید و سنگ مصادم را از طریق قوم من بردارید * ۱۵ زیرا او که عالی و بلند است و ساکن در ابدیت میباشد و اسم او قدّوس است چنین میگوید من در مکان عالی و مقدّس ساکنم و نیز با کسی که روح افسرده و متواضع دارد تا روح متواضعان را احیا نمایم و دل افسردگان را زنده سازم * ۱۶ زیرا که تا بابد مخاصمه نخواهم نمود و همیشه خشم نخواهم کرد مبادا روحها و جانهائی که من آفریدم بحضور من ضعف بهم رسانند * ۱۷ به سبب گناه طمع وی غضبناک شده او را زدم و خود را مخفی ساخته خشم نمودم واو براه دل خود رو گردانیده برفت * ۱۸ طریقهای او را دیدم و او را شفا خواهم داد و او را هدایت نموده باو و بآنانی که با وی ماتم گیرند تسلّی بسیار خواهم داد * ۱۹ خداوند که آفریننده ثمره لبها است میگوید بر آنانی که دورند سلامتی باد و بر آنانی که نزدیکند سلامتی باد و من ایشان را شفا خواهم بخشید * ۲۰ امّا شریران مثل دریای متلاطم که نمیتواند آرام گیرد و آبهایش گل و لجن برمیاندازد میباشند * ۲۱ خدای من میگوید که شریران را سلامتی نیست *
باب پنجاه و هشتم
۱ آواز خود را بلند کن و دریغ مدار و آواز خود را مثل کَرِنّا بلند کرده بقوم من تقصیر ایشان را و بخاندان یعقوب گناهان ایشان را اعلام نما * ۲ و ایشان هر روز مرا میطلبند و از دانستن طریقهای من مسرور میباشند مثل امّتی که عدالت را بجا آوردهحکم خدای خود را ترک ننمودند احکام عدالت را از من سؤال نموده از تقرّب جستن بخدا مسرور میشوند * ۳ و میگویند چرا روزه داشتیم و ندیدی و جانهای خویش را رنجانیدیم و ندانستی اینک شما در روز روزه خویش خوشی خود را مییابید و بر عملههای خود ظلم مینمایید * ۴ اینک بجهت نزاع و مخاصمه روزه میگیرید و بلطمه شرارت میزنید امروز روزه نمیگیرید که آواز خود را در اعلی علیین بشنوانید * ۵ آیا روزهای که من میپسندم مثل این است روزی که آدمی جان خود را برنجاند و سر خود را مثل نی خم ساخته پلاس و خاکستر زیر خود بگستراند آیا این را روزه و روز مقبول خداوند میخوانی * ۶ مگر روزهای که من میپسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشایید و گرههای یوغ را باز کنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید * ۷ مگر این نیست که نان خود را بگرسنگان تقسیم نمائی و فقیران رانده شده را بخانه خود بیاوری و چون برهنه را ببینی او را بپوشانی و خود را از آنانی که از گوشت تو میباشند مخفی نسازی * ۸ آنگاه نور تو مثل فجر طالع خواهد شد و صحّت تو بزودی خواهد رویید و عدالت تو پیش تو خواهد خرامید و جلال خداوند ساقه تو خواهد بود * ۹ آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند تو را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهی نمود و او خواهد گفت که اینک حاضر هستم اگر یوغ و اشاره کردن بانگشت و گفتن ناحقّ را از میان خود دور کنی * ۱۰ و آرزوی جان خود را بگرسنگان ببخشی و جان ذلیلان را سیر کنی آنگاه نور تو در تاریکی خواهد درخشید و تاریکی غلیظ تو مثل ظهر خواهد بود * ۱۱ و خداوند تو را همیشه هدایت نموده جان تو را در مکانهای خشک سیر خواهد کرد و استخوانهایت را قوّی خواهد ساخت و تو مثل باغ سیرآب و مانند چشمه آب که آبش کم نشود خواهی بود * ۱۲ و کسان تو خرابههای قدیم را بنا خواهند نمود و تو اساسهای دورههای بسیار را برپا خواهی داشت و تو را عمارت کننده رخنهها و مرمّت کننده کوچهها برای سکونت خواهند خواند * ۱۳ اگر پای خود را از سَبَّت نگاه داری و خوشی خود را در روز مقدّس من بجا نیاوری و سَبَّت را خوشی و مقدّس خداوند و محترمبخوانی و آن را محترم داشته براههای خود رفتار ننمائی و خوشی خود را نجویی و سخنان خود را نگویی * ۱۴ آنگاه در خداوند متلذّذ خواهی شد و تو را بر مکانهای بلند زمین سوار خواهم کرد و نصیب پدرت یعقوب را بتو خواهم خورانید زیرا که دهان خداوند این را گفته است *
باب پنجاه و نهم
۱ هان دست خداوند کوتاه نیست تا نرهاند و گوش او سنگین نی تا نشنود * ۲ لیکن خطایای شما در میان شما و خدای شما حایل شده است و گناهان شما روی او را از شما پوشانیده است تا نشنود * ۳ زیرا که دستهای شما بخون و انگشتهای شما بشرارت آلوده شده است لبهای شما بدروغ تکلّم مینماید و زبانهای شما بشرارت تنطّق میکند * ۴ احدی بعدالت دعوی نمیکند و هیچکس براستی داوری نمینماید ببطالت توکّل دارند و بدروغ تکلّم مینمایند بظلم حامله شده شرارت را میزایند * ۵ از تخمهای افعی بچه برمیآورند و پرده عنکبوت میبافند هرکه از تخمهای ایشان بخورد میمیرد و آن چون شکسته گردد افعی بیرون میآید * ۶ پردههای ایشان لباس نخواهد شد و خویشتن را از اعمال خود نخواهند پوشانید زیرا که اعمال ایشان اعمال شرارت است و عمل ظلم در دستهای ایشان است * ۷ پایهای ایشان برای بدی دوان و بجهت ریختن خون بیگناهان شتابان است افکار ایشان افکار شرارت است و در راههای ایشان ویرانی و خرابی است * ۸ طریقسلامتی را نمیدانند و در راههای ایشان انصاف نیست جادهّهای کج برای خود ساختهاند و هر که در آنها سالک باشد سلامتی را نخواهد دانست * ۹ بنابراین انصاف از ما دور شده است و عدالت بما نمیرسد انتظار نور میکشیم و اینک ظلمت است و منتظر روشنائی هستیم امّا در تاریکی غلیظ سالک میباشیم * ۱۰ و مثل کوران برای دیوار تلمّس مینماییم و مانند بیچشمان کورانه راه میرویم در وقت ظهر مثل شام لغزش میخوریم و در میان تندرستان مانند مردگانیم * ۱۱ جمیع ما مثل خرسها صدا میکنیم و مانند فاختهها ناله مینماییم برای انصاف انتظار میکشیم و نیست و برای نجات و از ما دور میشود * ۱۲ زیرا که خطایای ما بحضور تو بسیار شده و گناهان ما بضدّ ما شهادت میدهد چونکه خطایای ما با ما است و گناهان خود را میدانیم * ۱۳ مرتدّ شده خداوند را انکار نمودیم از پیروی خدای خود انحراف ورزیدیم بظلم و فتنه تکلّم کردیم و بسخنان کذب حامله شده از دل آنها را تنطّق نمودیم * ۱۴ و انصاف بعقب رانده شده و عدالت از ما دور ایستاده است زیرا که راستی در کوچهها افتاده است و استقامت نمیتواند داخل شود * ۱۵ و راستی مفقود شده است و هر که از بدی اجتناب نماید خود را بیغما میسپارد و چون خداوند این را دید در نظر او بد آمد که انصاف وجود نداشت * ۱۶ و او دید که کسی نبود و تعجّب نمود که شفاعت کنندهای وجود نداشت از این جهت بازوی وی برای او نجات آورد و عدالت او وی را دستگیری نمود * ۱۷ پس عدالترا مثل زره پوشید و خود نجات را بر سر خویش نهاد و جامه انتقام را بجای لباس در بر کرد و غیرت را مثل ردا پوشید * ۱۸ بر وفق اعمال ایشان ایشان را جزا خواهد داد بخصمان خود حدّت خشم را و بدشمنان خویش مکافات و بجزایر پاداش را خواهد رسانید * ۱۹ و از طرف مغرب از نام یهوه و از طلوع آفتاب از جلال وی خواهند ترسید زیرا که او مثل نهر سرشاری که باد خداوند آن را براند خواهد آمد * ۲۰ و خداوند میگوید که نجات دهندهای برای صهیون و برای آنانی که در یعقوب از معصیت بازگشت نمایند خواهد آمد * ۲۱ و خداوند میگوید امّا عهد من با ایشان این است که روح من که بر تو است و کلام من که در دهان تو گذاشتهام از دهان تو و از دهان ذرّیت تو و از دهان ذرّیت ذرّیت تو دور نخواهد شد خداوند میگوید از الان و تا ابدالا´باد *
باب شصتم
۱ برخیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده وجلال خداوند بر تو طالع گردیده است * ۲ زیرا اینک تاریکی جهان را و ظلمت غلیظ طوایف را خواهد پوشانید امّا خداوند بر تو طلوع خواهد نمود و جلال وی بر تو ظاهر خواهد شد * ۳ و امّتها بسوی نور تو و پادشاهان بسوی درخشندگی طلوع تو خواهند آمد * ۴ چشمان خود را باطراف خویش برافراز و ببین که جمیع آنها جمع شده نزد تو میآیند پسرانت از دور خواهند آمد و دخترانت را در آغوش خواهند آورد * ۵ آنگاه خواهی دید و خواهی درخشید و دل تو لرزان شده وسیع خواهدگردید زیرا که توانگری دریا بسوی تو گردانیده خواهد شد و دولت امّتها نزد تو خواهد آمد * ۶ کثرت شتران و جمازگان مدیان و عیفه تو را خواهند پوشانید جمیع اهل شبع خواهند آمد و طلا و بخور آورده بتسبیح خداوند بشارت خواهند داد * ۷ جمیع گلههای قیدار نزد تو جمع خواهند شد و قوچهای نبایوت تو را خدمت خواهند نمود بمذبح من با پذیرائی برخواهند آمد و خانه جلال خود را زینت خواهم داد * ۸ اینها کیستند که مثل ابر پرواز میکنند و مانند کبوتران بر وزنهای خود * ۹ به درستی که جزیرهها و کشتیهای ترشیش اوّل انتظار مرا خواهند کشید تا پسران تو را از دور و نقره و طلای ایشان را با ایشان بیاورند بجهت اسم یهوه خدای تو و بجهت قدّوس اسرائیل زیرا که تو را زینت داده است * ۱۰ و غریبان حصارهای تو را بنا خواهند نمود و پادشاهان ایشان تو را خدمت خواهند کرد زیرا که در غضب خود تو را زدم لیکن بلطف خویش تو را ترحّم خواهم نمود * ۱۱ دروازههای تو نیز دائماً باز خواهد بود و شب و روز بسته نخواهد گردید تا دولت امّتها را نزد تو بیاورند و پادشاهان ایشان همراه آورده شوند * ۱۲ زیرا هر امّتی و مملکتی که تو را خدمت نکند تلف خواهد شد و آن امّتها تماماً هلاک خواهند گردید * ۱۳ جلال لبنان با درختان صنوبر و کاج و چنار با هم برای تو آورده خواهند شد تا مکان مقدّس مرا زینت دهند و جای پایهای خود را تمجید خواهم نمود * ۱۴ و پسران آنانی که تو را ستممیرسانند خم شده نزد تو خواهند آمد و جمیع آنانی که تو را اهانت مینمایند نزد کف پایهای تو سجده خواهند نمود و تو را شهر یهوه و صهیونِ قدّوسِ اسرائیل خواهند نامید * ۱۵ به عوض آنکه تو متروک و مبغوض بودی و کسی از میان تو گذر نمیکرد من تو را فخر جاودانی و سرور دهرهای بسیار خواهم گردانید * ۱۶ و شیر امّتها را خواهی مکید و پستانهای پادشاهان را خواهی مکید و خواهی فهمید که من یهوه نجات دهنده تو هستم و من قدیر اسرائیل ولی تو میباشم * ۱۷ به جای برنج طلا خواهم آورد و بجای آهن نقره و بجای چوب برنج و بجای سنگ آهن خواهم آورد و سلامتی را ناظران تو و عدالت را حاکمان تو خواهم گردانید * ۱۸ و بار دیگر ظلم در زمین تو و خرابی و ویرانی در حدود تو مسموع نخواهد شد و حصارهای خود را نجات و دروازههای خویش را تسبیح خواهی نامید * ۱۹ و بار دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید زیرا که یهوه نور جاودانی تو و خدایت زیبائی تو خواهد بود * ۲۰ و بار دیگر آفتاب تو غروب نخواهد کرد و ماه تو زوال نخواهد پذیرفت زیرا که یهوه برای تو نور جاودانی خواهد بود و روزهای نوحهگری تو تمام خواهد شد * ۲۱ و جمیع قوم تو عادل خواهند بود و زمین را تا بابد متصرّف خواهند شد شاخه مغروس من و عمل دست من تا تمجید کرده شوم * ۲۲ صغیر هزار نفر خواهد شد و حقیر امّت قوّی خواهد گردید من یهوه در وقتش تعجیل در آن خواهم نمود *
باب شصت و یکم
۱ روح خداوند یهوه بر من است زیرا خداوند مرا مسح کرده است تا مسکینان را بشارت دهم و مرا فرستاده تا شکسته دلان را التیام بخشم و اسیران را برستگاری و محبوسان را بآزادی ندا کنم * ۲ و تا از سال پسندیده خداوند و از یوم انتقام خدای ما ندا نمایم و جمیع ماتمیان را تسلّی بخشم * ۳ تا قرار دهم برای ماتمیانِ صهیون و بایشان ببخشم تاجی را بعوض خاکستر و روغن شادمانی را بعوض نوحهگری و ردای تسبیح را بجای روح کدورت تا ایشان درختان عدالت و مغروس خداوند بجهت تمجید وی نامیده شوند * ۴ و ایشان خرابههای قدیم را بنا خواهند نمود و ویرانههای سلف را بر پا خواهند داشت و شهرهای خراب خواهند نمود * ۵ و غریبان برپا شده گلّههای شما را خواهند چرانید و بیگانگان فلاّحان و باغبانان شما خواهند بود * ۶ و شما کاهنان خداوند نامیده خواهید شد و شما را بخدّام خدای ما مسمّی خواهند نمود دولت امّتها را خواهید خورد و در جلال ایشان فخر خواهید نمود * ۷ به عوض خجالت نصیب مضاعف خواهند یافت و بعوض رسوائی از نصیب خود مسرور خواهید شد بنابراین ایشان در زمین خود نصیب مضاعف خواهند یافت و شادی جاودانی برای ایشان خواهد بود * ۸ زیرا من که یهوه هستم عدالت را دوست میدارم و از غارت و ستم نفرت میدارم و اجرت ایشان را براستی بایشان خواهم داد و عهد جاودانی باایشان خواهم بست * ۹ و نسل ایشان در میان امّتها و ذریت ایشان در میان قومها معروف خواهند شد هر که ایشان را بیند اعتراف خواهد نمود که ایشان ذریت مبارک خداوند میباشند * ۱۰ در خداوند شادی بسیار میکنم و جان من در خدای خود وجد مینماید زیرا که مرا بجامه نجات ملبّس ساخته ردای عدالت را بمن پوشانید چنانکه داماد خویشتن را بتاج آرایش میدهد و عروس خود را بزیورها زینت میبخشد * ۱۱ زیرا چنانکه زمین نباتات خود را میرویاند و باغ زرع خویش را نمّو میدهد همچنان خداوند یهوه عدالت و تسبیح را پیش روی تمامی امّتها خواهد رویانید *
باب شصت و دوم
۱ به خاطر صهیون سکوت نخواهم کرد و بخاطر اورشلیم خاموش نخواهم شد تا عدالتش مثل نور طلوع کند و نجاتش مثل چراغی که افروخته باشد * ۲ و امّتها عدالت تو را و جمیع پادشاهان جلال تو را مشاهده خواهند نمود و تو باسم جدیدی که دهان خداوند آن را قرار میدهد مسمّی خواهی شد * ۳ و تو تاج جلال در دست خداوند و افسر ملوکانه در دست خدای خود خواهی بود * ۴ و تو دیگر بمتروک مسمّی نخواهی شد و زمینت را بار دیگر خرابه نخواهند گفت بلکه تو را حَفصیبَه و زمینت را بَعولَه خواهند نامید زیرا خداوند از تو مسرور خواهد شد و زمین تو منکوحه خواهد گردید * ۵ زیرا چنانکه مردی جوان دوشیزهای را بنکاح خویش در میآورد هم چنان پسرانت تورا منکوحه خود خواهند ساخت و چنانکه داماد از عروس مبتهج میگردد هم چنان خدایت از تو مسرور خواهد بود * ۶ ای اورشلیم دیدهبانان بر حصارهای تو گماشتهام که هر روز و هرشب همیشه سکوت نخواهند کرد ای متذکّران خداوند خاموش مباشید * ۷ و او را آرامی ندهید تا اورشلیم را استوار کرده آن را در جهان محلّ تسبیح بسازد * ۸ خداوند بدست راست خود و ببازوی قوّی خویش قسم خورده گفته است که بار دیگر غلّه تو را مأکول دشمنانت نسازم و غریبان شراب تو را که برایش زحمت کشیدهای نخواهند نوشید * ۹ بلکه آنانی که آن را میچینند آن را خورده خداوند را تسبیح خواهند نمود و آنانی که آن را جمع میکنند آن را در صحنهای قدس من خواهند نوشید * ۱۰ بگذرید از دروازهها بگذرید طریق قوم را مهیا سازید و شاهراه را بلند کرده مرتفع سازید و سنگها را برچیده عَلَم را بجهت قومها برپا نمایید * ۱۱ اینک خداوند تا اقصای زمین اعلان کرده است پس بدختر صهیون بگویید اینک نجات تو میآید همانا اجرت او همراهش و مکافات او پیش رویش میباشد * ۱۲ و ایشان را بقوم مقدّس و فدیه شدگان خداوند مسمّی خواهند ساخت و تو بمطلوب و شهر غیر متروک نامیده خواهی شد *
باب شصت و سوم
۱ این کیست که از ادوم با لباس سرخ ازبُصرَه میآید یعنی این که بلباسجلیل خود ملبّس است و در کثرت قوّت خویش میخرامد من که بعدالت تکلّم میکنم و برای نجات زورآور میباشم * ۲ چرا لباس تو سرخ است و جامه تو مثل کسی که چرخشت را پایمال کند * ۳ من چرخشت را تنها پایمال نمودم و احدی از قومها با من نبود و ایشان را بغضب خود پایمال کردم و بحدّت خشم خویش لگد کوب نمودم و خون ایشان بلباس من پاشیده شده تمامی جامه خود را آلوده ساختم * ۴ زیرا که یوم انتقام در دل من بود و سال فدیه شدگانم رسیده بود * ۵ و نگریستم و اعانت کنندهای نبود و تعجّب نمودم زیرا دستگیری نبود لهذا بازوی من مرا نجات داد و حدّت خشم من مرا دستگیری نمود * ۶ و قومها را بغضب خود پایمال نموده ایشان را از حدّت خشم خویش مست ساختم و خون ایشان را بر زمین ریختم * ۷ احسانهای خداوند و تسبیحات خداوند را ذکر خواهم نمود برحسب هر آنچه خداوند برای ما عمل نموده است و بموجب کثرت احسانی که برای خاندان اسرائیل موافق رحمتها و وفور رأفت خود بجا آورده است * ۸ زیرا گفته است ایشان قوم من و پسرانی که خیانت نخواهند کرد میباشند پس نجاتدهنده ایشان شده است * ۹ او در همهٔ تنگیهای ایشان بتنگ آورده شد و فرشته حضور وی ایشان را نجات داد در محبّت و حلم خود ایشان را فدیه داد و در جمیع ایام قدیم متحمّل ایشان شده ایشان را برداشت * ۱۰ امّا ایشان عاصی شده روح قدّوس او را محزون ساختند پس برگشته دشمن ایشان شد و او خود با ایشان جنگ نمود * ۱۱ آنگاه ایام قدیم و موسی و قوم خویش را بیاد آورد و گفت کجاست آنکه ایشان را با شبان گله خود از دریا برآورد و کجا است آنکه روح قدّوس خود را در میان ایشان نهاد * ۱۲ که بازوی جلیل خود را بدست راست موسی خرامان ساخت و آبها را پیش روی ایشان مُنْشَقّ گردانید تا اسم جاودانی برای خویش پیدا کند * ۱۳ آنکه ایشان را در لجّهها مثل اسب در بیابان رهبری نمود که لغزش نخورند * ۱۴ مثل بهایمی که بوادی فرود میروند روح خداوند ایشان را آرامی بخشید هم چنان قوم خود را رهبری نمودی تا برای خود اسم مجید پیدا نمائی * ۱۵ از آسمان بنگر و از مسکن قدّوسیت و جلال خویش نظر افکن غیرت جبروت تو کجا است جوشش دل و رحمتهای تو که بمن نمودی بازداشته شده است * ۱۶ به درستی که تو پدر ما هستی اگر چه ابراهیم ما را نشناسد و اسرائیل ما را بجا نیاورد امّا تو ای یهوه پدر ما و ولّی ما هستی و نام تو از ازل میباشد * ۱۷ پس ای خداوند ما را از طریقهای خود چرا گمراه ساختی و دلهای ما را سخت گردانیدی تا از تو نترسیم بخاطر بندگانت و اسباط میراث خود رجعت نما * ۱۸ قوم مقدّس تو اندک زمانی آن را متصرّف بودند و دشمنان ما مکان قدس تو را پایمال نمودند *
۱۹ و ما مثل کسانی که تو هرگز بر ایشان حکمرانی نکرده باشی و بنام تو نامیده نشده باشند گردیدهایم *باب شصت و چهارم
۱ کاش که آسمانها را مُنْشَقّْ ساخته نازلمیشدی و کوهها از رؤیت تو متزلزل میگشت * ۲ مثل آتشی که خورده چوبها را مشتعل سازد و ناری که آب را بجوش آورد تا نام خود را بر دشمنانت معروف سازی و امّتها از رؤیت تو لرزان گردند * ۳ حینی که کارهای هولناک را که منتظر آنها نبودیم بجا آوردی آنگاه نزول فرمودی و کوهها از رؤیت تو متزلزل گردید * ۴ زیرا که از ایام قدیم نشنیدند و استماع ننمودند و چشم خدائی را غیر از تو که برای منتظران خویش بپردازد ندید * ۵ تو آنانی را که شادمانند و عدالت را بجا میآورند و براههای تو تو را بیاد میآورند ملاقات میکنی اینک تو غضبناک شدی و ما گناه کردهایم در اینها مدّت مدیدی بسر بردیم و آیا نجات توانیم یافت * ۶ زیرا که جمیع ما مثل شخص نجس شدهایم و همهٔ اعمال عادله ما مانند لتّه ملوّث میباشد و همگی ما مثل برگ پژمرده شده گناهان ما مثل باد ما را میرباید * ۷ و کسی نیست که اسم تو را بخواند یا خویشتن را برانگیزاند تا بتو متمسّک شود زیرا که روی خود را از ما پوشیدهای و ما را بسبب گناهان ما گداختهای * ۸ امّا الان ای خداوند تو پدر ما هستی ما گِلْ هستیم و تو صانع ما هستی و جمیع ما مصنوع دستهای تو میباشیم * ۹ ای خداوند بشدّت غضبناک مباش و گناه را تا بابد بخاطر مدار هان ملاحظه نما که همگی ما قوم تو هستیم * ۱۰ شهرهای مقدّس تو بیابان شده صهیون بیابان و اورشلیم ویرانه گردیده است * ۱۱ خانه مقدّس و زیبای ما که پدران ما تو را در آن تسبیحمیخواندند بآتش سوخته شده و تمامی نفایس ما بخرابی مبدّل گردیده است * ۱۲ ای خداوند آیا با وجود این همهٔ خودداری میکنی و خاموش شده ما را بشدّت رنجور میسازی *
باب شصت و پنجم
۱ آنانی که مرا طلب ننمودند مرا جستند و آنانی که مرا نطلبیدند مرا یافتند و بقومی که باسم من نامیده نشدند گفتم لبّیک لبّیک * ۲ تمامی روز دستهای خود را بسوی قوم متمرّدی که موافق خیالات خود براه ناپسندیده سلوک مینمودند دراز کردم * ۳ قومی که پیش رویم غضب مرا همیشه بهیجان میآورند که در باغات قربانی میگذرانند و بر آجرها بخور میسوزانند * ۴ که در قبرها ساکن شده در مغارهها منزل دارند که گوشت خنزیر میخورند و خورش نجاسات در ظروف ایشان است * ۵ که میگویند در جای خود بایست و نزدیک من میا زیرا که من از تو مقدّستر هستم اینان دود در بینی من میباشند و آتشی که تمامی روز مشتعل است * ۶ همانا این پیش من مکتوب است پس ساکت نخواهم شد بلکه پاداش خواهم داد و بآغوش ایشان مکافات خواهم رسانید * ۷ خداوند میگوید درباره گناهان شما و گناهان پدران شما با هم که بر کوهها بخور سوزانیدید و مرا بر تلّها اهانت نمودید پس جزای اعمال شما را اوّل بآغوش شما خواهم رسانید * ۸ خداوند چنین میگوید چنانکه شیره در خوشه یافت میشود و میگویند آن را فاسد مساز زیرا که برکت در آن است همچنان بخاطربندگان خود عمل خواهم نمود تا ایشان را بالکّل هلاک نسازم * ۹ بلکه نسلی از یعقوب و وارثی برای کوههای خویش از یهودا بظهور خواهم آورد و برگزیدگانم ورثه آن و بندگانم ساکن آن خواهند شد * ۱۰ و شارون مرتع گلهها و وادی عاکور خوابگاه رمهها بجهت قوم من که مرا طلبیدهاند خواهد شد * ۱۱ و امّا شما که خداوند را ترک کرده و کوه مقدّس مرا فراموش نمودهاید و مائدهای بجهت پخت مهیا ساخته و شراب ممزوج بجهت اتّفاق ریختهاید * ۱۲ پس شما را بجهت شمشیر مقدّر ساختم و جمیع شما برای قتل خم خواهید شد زیرا که چون خواندم جواب ندادید و چون سخن گفتم نشنیدید و آنچه را که در نظر من ناپسند بود بعمل آوردید و آنچه را که نخواستم برگزیدید * ۱۳ بنابراین خداوند یهوه میگوید هان بندگان من خواهند خورد امّا شما گرسنه خواهید بود اینک بندگانم خواهند نوشید امّا شما تشنه خواهید بود همانا بندگانم شادی خواهند کرد امّا شما خجل خواهید گردید * ۱۴ اینک بندگانم از خوشی دل ترنّم خواهند نمود امّا شما از کدورت دل فریاد خواهید نمود و از شکستگی روح ولوله خواهید کرد * ۱۵ و نام خود را برای برگزیدگان من بجای لعنت ترک خواهید نمود پس خداوند یهوه تو را بقتل خواهد رسانید و بندگان خویش را باسم دیگر خواهد نامید * ۱۶ پس هرکه خویشتن را بروی زمین برکت دهد خویشتن را بخدای حقّ برکت خواهد داد و هرکه بروی زمین قسم خورد بخدای حقّ قسم خواهد خورد زیرا که تنگیهای اوّلین فراموش شده و از نظر من پنهانگردیده است * ۱۷ زیرا اینک من آسمانی جدید و زمینی جدید خواهم آفرید و چیزهای پیشین بیاد نخواهد آمد و بخاطر نخواهد گذشت * ۱۸ بلکه از آنچه من خواهم آفرید شادی کنید و تا بابد وجد نمایید زیرا اینک اورشلیم را محلّ وجد و قوم او را محّل شادمانی خواهم آفرید * ۱۹ و از اورشلیم وجد خواهم نمود و از قوم خود شادی خواهم کرد و آواز گریه و آواز ناله بار دیگر در او شنیده نخواهد شد * ۲۰ و بار دیگر طفلِ کم روز از آنجا نخواهد بود و نه مرد پیر که عمر خود را باتمام نرسانیده باشد زیرا که طفل در سنّ صد سالگی خواهد مرد لیکن گناهکار صد ساله ملعون خواهد بود * ۲۱ و خانهها بنا کرده در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانها غرس نموده میوه آنها را خواهند خورد * ۲۲ بنا نخواهند کرد تا دیگران سکونت نمایند و آنچه را که غرس مینمایند دیگران نخواهند خورد زیرا که ایام قوم من مثل ایام درخت خواهد بود و برگزیدگان من از عمل دستهای خود تمتّع خواهند برد * ۲۳ زحمت بیجا نخواهند کشید و اولاد بجهت اضطراب نخواهند زایید زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذریت ایشان با ایشانند * ۲۴ و قبل از آنکه بخوانند من جواب خواهم داد و پیش از آنکه سخن گویند من خواهم شنید * ۲۵ گرگ و بره با هم خواهند چرید و شیـر مثـل گاو کاه خواهد خورد و خوراک مار خاک خواهدبود خداوند میگویـد که در تمامـی کـوه مقدّس مـن ضـرر نخواهنـد رسانیـد و فسـاد نخواهنـد نمـود *
باب شصت و ششم
۱ خداوند چنین میگوید آسمانها کرسی من و زمین پای انداز من است پس خانهای که برای من بنا میکنید کجا است و مکان آرام من کجا * ۲ خداوند میگوید دست من همهٔ این چیزها را ساخت پس جمیع اینها بوجود آمد امّا باین شخص که مسکین و شکسته دل و از کلام من لرزان باشد نظر خواهم کرد * ۳ کسی که گاوی ذبح نماید مثل قاتل انسان است و کسی که گوسفندی ذبح کند مثل شخصی است که گردن سگ را بشکند و آنکه هدیهای بگذراند مثل کسی است که خون خنزیری را بریزد و آنکه بخور سوزاند مثل شخصی است که بتی را تبریک نماید و ایشان راههای خود را اختیار کردهاند و جان ایشان از رجاسات خودشان مسرور است * ۴ پس من نیز مصیبتهای ایشان را اختیار خواهم کرد و ترسهای ایشان را بر ایشان عارض خواهم گردانید زیرا چون خواندم کسی جواب نداد و چون تکلّم نمودم ایشان نشنیدند بلکه آنچه را که در نظر من ناپسند بود بعمل آوردند و آنچه را که نخواستم اختیار کردند * ۵ ای آنانی که از کلام خداوند میلرزید سخن او را بشنوید برادران شما که از شما نفرت دارند و شما را بخاطر اسم من از خود میرانند میگویند خداوند تمجید کرده شود تا شادیشما را ببینم لیکن ایشان خجل خواهند شد * ۶ آواز غوغا از شهر صدائی از هیکل آواز خداوند است که بدشمنان خود مکافات میرسانـد * ۷ قبـل از آنکه درد زه بکشـد زاییـد پیـش از آنکه درد او را فـرو گیـرد اولاد نرینـهای آورد * ۸ کیست که مثل این را شنیده و کیست که مثـل ایـن را دیـده باشـد آیـا ولایتـی در یک روز مولـود گـردد و قومـی یکدفعـه زاییـده شود زیرا صهیون بمجـرّد درد زه کشیـدن پسـران خـود را زاییـد * ۹ خداوند میگـویـد آیـا مـن بفــم رحم برسانم و نزایانم و خدای تو میگویـد آیا من که زایاننده هستم رحم را ببندم * ۱۰ ای همهٔ آنانی که اورشلیم را دوست میدارید با او شادی کنید و برایش وجد نمایید و ای همهٔ آنانی که برای او ماتم میگیرید با او شادی بسیار نمایید * ۱۱ تا از پستانهای تسلیات او بمکید و سیر شوید و بدوشید و از فراوانی جلال او محظوظ گردید * ۱۲ زیرا خداوند چنین میگوید اینک من سلامتی را مثل نهر و جلال امّتها را مانند نهر سرشار باو خواهم رسانید و شما خواهید مکید و در آغوش او برداشته شده بر زانوهایش بناز پرورده خواهید شد * ۱۳ و مثل کسی که مادرش او را تسلّی دهد همچنین من شما را تسلّی خواهم داد و در اورشلیم تسلّی خواهید یافت * ۱۴ پس چون این را بینید دل شما شادمان خواهد شد و استخوانهای شما مثل گیاه سبز و خرّم خواهد گردید و دست خداوند بر بندگانش معروف خواهد شد امّا بر دشمنان خود غضب خواهد نمود * ۱۵ زیرا اینک خداوند باآتش خواهـد آمـد و ارابههـای او مثـل گردبـاد تا غضب خود را با حدّت و عتاب خویش را با شعلـه آتش بانجام رساند * ۱۶ زیرا خداوند با آتش و شمشیر خود بر تمامی بشر داوری خواهد نمود و مقتولان خداوند بسیار خواهند بود * ۱۷ و خداوند میگویـد آنانی که از عقب یکنفر که در وسط باشد خویشتن را در باغات تقدیس و تطهیر مینمایند و گوشت خِنزیر و رجاسات و گوشت موش میخورند با هم تلف خواهند شد * ۱۸ و من اعمال و خیالات ایشان را جزا خواهم داد و آمده جمیع امّتها و زبانها را جمع خواهم کرد و ایشان آمده جلال مرا خواهند دید * ۱۹ و آیتی در میان ایشان برپا خواهم داشت و آنانی را که از ایشان نجات یابند نزد امّتها بترشیش و فُول و تیراندازانِ لُود و توبال و یونان و جزایر بعیده که آوازه مرا نشنیدهاند و جلال مرا ندیدهاند خواهم فرستاد تا جلال مرا در میان امّتها شایع سازند * ۲۰ و خداوند میگوید که ایشان جمیع برادران شما را از تمامی اُمّتها بر اسبان و ارابهها و تخت روانها و قاطران و شتران بکوه مقدّس من اورشلیم بجهت خداوند هدیه خواهند آورد چنانکه بنی اسرائیل هدیه خود را در ظرف پاک بخانه خداوند میآورند * ۲۱ و خداوند میگوید که از ایشان نیز کاهنان و لاویان خواهند گرفت * ۲۲ زیرا خداوند میگوید چنانکه آسمانهای جدید و زمین جدیدی که من آنها را خواهم ساخت در حضور من پایدار خواهد ماند همچنان ذریت شما و اسم شما پایدار خواهد ماند * ۲۳ و خداوند میگویـد که از غُرّه مـاه تا غُـرّه دیگر و از سَبَّت تا سَبَّت دیگر تمامی بشر خواهند آمد تا بحضور من سجده نمایند * ۲۴ و ایشان بیرون رفته لاشهای مردمانی را که بر منعاصی شدهاند ملاحظه خواهند کرد زیرا کِرْمِ ایشان نخواهد مُرد و آتش ایشان خاموش نخواهد شد و ایشان نزد تمامی بشر مکروه خواهند بود *