کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/عهد عتیق/سفر تثنیه
باب اول
۱ این است سخنانی که موسی بآنطرف اردنّ در بیابان عَرَبه مقابل سوف در میان فاران و توفَل و لابان و حَضیروت و دیذَهَب با تمامی اسرائیل گفت * ۲ از حوریب براه جبل سعیر تا قادِش برنیع سفر یازده روزه است * ۳ پس در روز اول ماه یازدهم سال چهلم موسی بنی اسرائیل را برحسب هرآنچه خداوند او را برای ایشان امر فرموده بود تکلم نمود * ۴ بعد از آنکه سیحون ملک اموریان را که در حَشْبون ساکن بود و عوج ملک باشان را که در عَشتاروت در اَدْرَعِی ساکن بود کشته بود * ۵ به آن طرف اُرْدُن در زمین موآب موسی ببیان کردنِ این شریعت شروع کرده گفت * ۶ یهُوَه خدای ما ما را در حوریب خطاب کرده گفت توقف شما در این کوه بس شده است * ۷ پس توجه نموده کوچ کنید و بکوهستان اموریان و جمیع حوالی آن از عربه و کوهستان و هامون و جنوب و کناره دریا یعنی زمین کنعانیان و لُبْنان تا نهر بزرگ که نهر فرات باشد داخل شوید * ۸ اینک زمین را پیش روی شما گذاشتم پس داخل شده زمینی را که خداوند برای پدران شما ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورد که بایشان و بعد از آنها بذریت ایشان بدهد بهتصرف آورید * ۹ و در آن وقت بشما متکلم شده گفتم من بتنهائی نمیتوانم متحمل شما باشم * ۱۰ یهُوَه خدای شما شما را افزوده است و اینک شما امروز مثل ستارگان آسمان کثیر هستید * ۱۱ یهُوَه خدای پدران شما شما را هزار چندان که هستید بیفزاید و شما را برحسب آنچه بشما گفته است برکت دهد * ۱۲ لیکن من چگونه بتنهائی متحمل محنت و بار و منازعت شما بشوم * ۱۳ پس مردان حکیم و عاقل و معروف از اسباط خود بیاورید تا ایشان را بر شما رؤسا سازم * ۱۴ و شما در جواب من گفتید سخنی که گفتی نیکو است که بکنیم * ۱۵ پس رؤسای اسباط شما را که مردان حکیم و معروف بودند گرفته ایشان را بر شما رؤسا ساختم تا سروران هزارهها و سروران صدها و سروران پنجاهها و سروران دهها و ناظران اسباط شما باشند * ۱۶ و در آنوقت داوران شما را امر کرده گفتم دعوای برادران خود را بشنوید و در میان هرکس و برادرش و غریبی که نزد وی باشد بانصاف داوری نمایید * ۱۷ و در داوری طرفداری مکنید کوچک را مثل بزرگ بشنوید و از روی انسان مترسید زیرا که داوری از آن خداست و هر دعوائی که برای شما مشکل است نزد من بیاورید تا آن را بشنوم * ۱۸ و آن وقت همهٔ چیزهائی را که باید بکنید برای شماامر فرمودم * ۱۹ پس از حوریب کوچ کرده از تمامی این بیابان بزرگ و ترسناک که شما دیدید براه کوهستان اموریان رفتیم چنانکه یهُوَه خدای ما بما امر فرمود و بقادِش برنیع رسیدیم * ۲۰ و بشما گفتم بکوهستان اموریانی که یهُوَه خدای ما بما میدهد رسیدهاید * ۲۱ اینک یهُوَه خدای تو این زمین را پیش روی تو گذاشته است پس برآی و چنانکه یهُوَه خدای پدرانت بتو گفته است آن را بتصرف آور و ترسان و هراسان مباش * ۲۲ آنگاه جمیع شما نزد من آمده گفتید مردانِ چند پیش روی خود بفرستیم تا زمین را برای ما جاسوسی نمایند و ما را از راهی که باید برویم و از شهرهائی که بآنها میرویم خبر بیاورند * ۲۳ و این سخن مرا پسند آمد پس دوازده نفر از شما یعنی یکی را از هر سبط گرفتم * ۲۴ و ایشان متوجه راه شده بکوه برآمدند و بوادی اَشْکُول رسیده آن را جاسوسی نمودند * ۲۵ و از میوه زمین بدست خود گرفته آن را نزد ما آوردند و ما را مخبر ساخته گفتند زمینی که یهُوَه خدای ما بما میدهد نیکوست * ۲۶ لیکن شما نخواستید که بروید بلکه از فرمان خداوند عصیان ورزیدید * ۲۷ و در خیمههای خود همهمه کرده گفتید چونکه خداوند ما را دشمن داشت ما را از زمین مصر بیرون آورد تا ما را بدست اموریان تسلیم کرده هلاک سازد * ۲۸ و حال کجا برویم چونکه برادران ما دل ما را گداخته گفتند که این قوم از ما بزرگتر و بلندترند و شهرهای ایشان بزرگ و تا آسمان حصاردار است و نیز بنیعناق را در آنجا دیدهایم * ۲۹ پس من بشما گفتم مترسید و از ایشان هراسان مباشید * ۳۰ یهُوَه خدای شما که پیش روی شما میرود برای شما جنگ خواهد کرد برحسب هرآنچه بنظر شما در مصر برای شما کرده است * ۳۱ و هم در بیابان که در آنجا دیدید چگونه یهُوَه خدای تو مثل کسی که پسر خود را میبرد تو را در تمامی راه که میرفتید برمیداشت تا باینجا رسیدید * ۳۲ لیکن با وجود این همهٔ شما بیهُوَه خدای خود ایمان نیاوردید * ۳۳ که پیش روی شما در راه میرفت تا جائی برای نزول شما بطلبد وقت شب در آتش تا راهی را که بآن بروید بشما بنماید و وقت روز در ابر * ۳۴ و خداوند آواز سخنان شما را شنیده غضبناک شد و قسم خورده گفت * ۳۵ هیچکدام از این مردمان و از این طبقه شریر آن زمین نیکو را که قسم خوردم که بپدران شما بدهم هرگز نخواهند دید * ۳۶ سوای کالیب بن یفُنَّه که آن را خواهد دید و زمینی را که در آن رفته بود بوی و بپسرانش خواهم داد چونکه خداوند را پیروی کامل نمود * ۳۷ و خداوند بخاطر شما برمن نیز خشم نموده گفت که تو هم داخل آنجا نخواهی شد * ۳۸ یوشع بن نون که بحضور تو میایستد داخل آنجا خواهد شد پس او را قویگردان زیرا اوست که آن را برای بنی اسرائیل تقسیم خواهد نمود * ۳۹ و اطفال شما که درباره آنها گفتید که بیغما خواهند رفت و پسران شما که امروز نیک و بد را تمیز نمیدهند داخل آنجا خواهند شد و آن را بایشان خواهم داد تا مالک آن بشوند * ۴۰ و اما شما روگردانیده از راه بحرقلزم ببیابان کوچ کنید * ۴۱ و شما در جواب من گفتید که بخداوند گناه ورزیدهایم پس رفته جنگ خواهیم کرد موافق هرآنچه یهُوَه خدای ما بما امر فرموده است و همهٔ شما اسلحه جنگ خود را بسته عزیمت کردید که بکوه برآیید * ۴۲ آنگاه خداوند بمن گفت بایشان بگو که نروند و جنگ منمایند زیرا که من در میان شما نیستم مبادا از حضور دشمنان خود مغلوب شوید * ۴۳ پس بشما گفتم لیکن نشنیدید بلکه از فرمان خداوند عصیان ورزیدید و مغرور شده بفراز کوه برآمدید * ۴۴ و اموریانی که در آن کوه ساکن بودند بمقابله شما بیرون آمده شما را تعاقب نمودند بطوری که زنبورها میکنند و شما را از سعیر تا حُرْما شکست دادند * ۴۵ پس برگشته بحضور خداوند گریه نمودید اما خداوند آواز شما را نشنید و بشما گوش نداد * ۴۶ و در قادِش برحسب ایام توقّفِ خود روزهای بسیار ماندید *
باب دوم
۱ پس برگشته چنانکه خداوند بمن گفته بود از راه بحرقلزم در بیابان کوچ کردیم و روزهای بسیار کوه سَعیر را دور زدیم * ۲ پس خداوند مرا خطاب کرده گفت * ۳ دور زدن شما باین کوه بس است بسوی شمال برگردید * ۴ و قوم را امر فرموده بگو که شما از حدود برادران خود بنیعیسو که در سَعیر ساکنند باید بگذرید و ایشان از شما خواهند ترسید پس بسیار احتیاط کنید * ۵ و با ایشان منازعه مکنید زیرا که از زمین ایشان بقدر کف پائی هم بشما نخواهم داد چونکه کوه سَعیر را بعیسو بملکیت دادهام * ۶ خوراک را از ایشان بنقره خریده بخورید و آب را نیز از ایشان بنقره خریده بنوشید * ۷ زیرا که یهُوَه خدای تو تو را در همهٔ کارهای دستت برکت داده است او راه رفتنت را در این بیابان بزرگ میداند الا´ن چهل سال است که یهُوَه خدایت با تو بوده است و بهیچ چیز محتاج نشدهای * ۸ پس از برادران خود بنیعیسو که در سَعیر ساکنند از راه عربه از اِیلَتْ و عَصْیون جابَر عبور نمودیم * ۹ پس برگشته از راه بیابان موآب گذشتیم و خداوند مرا گفت موآب را اذیت مرسان و با ایشان منازعت و جنگ منما زیرا که از زمین ایشان هیچ نصیبی بشما نخواهم داد چونکه عار را ببنیلوط برای ملکیت دادهام * ۱۰ ایمیان که قوم عظیم و کثیر و بلند قد مثل عناقیان بودند پیش در آنجا سکونت داشتند * ۱۱ ایشان نیز مثل عناقیان از رفائیان محسوب بودند لیکن موآبیان ایشان را ایمیان میخوانند * ۱۲ و حوریان در سعیر پیشتر ساکن بودند و بنیعیسو ایشان را اخراج نموده ایشان را از پیش روی خود هلاک ساختند و در جای ایشان ساکن شدند چنانکه اسرائیل بزمین میراث خود که خداوند بایشانداده بود کردند * ۱۳ الا´ن برخیزید و از وادی زارَد عبور نمایید پس از وادی زارَد عبور نمودیم * ۱۴ و ایامی که از قادش برنیع راه میرفتیم تا از وادی زارَد عبور نمودیم سی و هشت سال بود تا تمامی آن طبقه مردان جنگی از میان اردو تمام شدند چنانکه خداوند برای ایشان قسم خورده بود * ۱۵ و دست خداوند نیز بر ایشان میبود تا ایشان را از میان اردو بالکلّ هلاک کند * ۱۶ پس چون جمیع مردان جنگی از میان قوم بالکل مردند * ۱۷ آنگاه خداوند مرا خطاب کرده گفت * ۱۸ تو امروز از عار که سرحد موآب باشد باید بگذری * ۱۹ و چون بمقابل بنیعّمون برسی ایشان را مرنجان و با ایشان منازعه مکن زیرا که از زمین بنیعّمون نصیبی بتو نخواهم داد چونکه آن را ببنیلوط بملکیت دادهام * ۲۰ آن نیز زمین رفائیان شمرده میشود و رفائیان پیشتر ساکن آنجا بودند لیکن عَمُّونیان ایشان را زَمْزُمّیان میخوانند * ۲۱ ایشان قومی عظیم و کثیر و بلند قد مثل عَناقیان بودند و خداوند آنها را از پیش روی ایشان هلاک کرد پس ایشان را اخراج نموده در جای ایشان ساکن شدند * ۲۲ چنانکه برای بنیعیسو که در سَعیر ساکنند عمل نموده حوریان را از حضور ایشان هلاک ساخته آنها را اخراج نمودند و تا امروز در جای ایشان ساکنند * ۲۳ و عِوّیان را که در دهات تا بغَزّا ساکن بودند کَفْتُوریان که از کَفْتُور بیرون آمدند هلاک ساخته در جای ایشان ساکن شدند * ۲۴ پس برخیزید و کوچ کرده از وادی اَرْنون عبور کنید اینک سیحونِ اَمُوْری ملک حَشبون و زمین او را بدست تو دادم بتصرف آن شروع کن و با ایشانجنگ نما * ۲۵ امروز شروع کرده خوف و ترس تو را بر قومهای زیر تمام آسمان مستولی میگردانم و ایشان آوازه تو را شنیده خواهند لرزید و از ترس تو مضطرب خواهند شد * ۲۶ پس قاصدان با سخنان صلحآمیز از بیابان قَدِیموت نزد سیحون ملک حشبون فرستاده گفتم * ۲۷ اجازت بده که از زمین تو بگذرم بشاهراه خواهم رفت و بطرف راست یا چپ میل نخواهم کرد * ۲۸ خوراک را بنقره بمن بفروش تا بخورم و آب را بنقره بمن بده تا بنوشم فقط اجازت بده تا بر پایهای خود بگذرم * ۲۹ چنانکه بنیعیسو که در سعیر ساکنند و موآبیان که در عار ساکنند بمن رفتار نمودند تا از اُرْدُن بزمینی که یهُوَه خدای ما بما میدهد عبور نمایم * ۳۰ اما سیحون ملک حشبون نخواست که ما را از سرحد خود راه بدهد زیرا که یهُوَه خدای تو روح او را بقساوت و دل او را بسختی واگذاشت تا او را چنانکه امروز شده است بدست تو تسلیم نماید * ۳۱ و خداوند مرا گفت اینک بتسلیم نمودن سیحون و زمین او بدست تو شروع کردم پس بنا بتصرف آن بنما تا زمین او را مالک شوی * ۳۲ آنگاه سیحون با تمامی قوم خود بمقابله ما برای جنگ کردن در یاهَص بیرون آمدند * ۳۳ و یهُوَه خدای ما او را بدست ما تسلیم نموده او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم * ۳۴ و تمامی شهرهای او را در آنوقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقینگذاشتیم * ۳۵ لیکن بهایم را با غنیمت شهرهائی که گرفته بودیم برای خود بغارت بردیم * ۳۶ از عروعیر که برکناره وادی اَرْنون است و شهری که در وادی است تا جِلْعاد قریهای نبود که بما ممتنع باشد یهُوَه خدای ما همهٔ را بما تسلیم نمود * ۳۷ لیکن بزمین بنیعّمون و بتمامی کناره وادی یبُّوق و شهرهای کوهستان و بهر جائی که یهُوَه خدای ما نهی فرموده بود نزدیک نشدیم *
باب سوم
۱ پس برگشته براه باشان رفتیم و عوجمَلک باشان با تمامی قوم خود بمقابله ما بیرون آمده در اَدْرَعِی جنگ کرد * ۲ و خداوند مرا گفت از او مترس زیرا که او و تمامی قومش و زمینش را بدست تو تسلیم نمودهام تا بطوری که با سیحون مَلک اموریان که در حشبون ساکن بود عمل نمودی با وی نیز عمل نمائی * ۳ پس یهُوَه خدای ما عوج ملک باشان را نیز و تمامی قومش را بدست ما تسلیم نموده او را بحدی شکست دادیم که احدی از برای وی باقی نماند * ۴ و در آنوقت همهٔ شهرهایش را گرفتیم و شهری نماند که از ایشان نگرفتیم یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم اَرْجوب که مملکت عوج در باشان بود * ۵ جمیع اینها شهرهای حصاردار با دیوارهای بلند و دروازهها و پشتبندها بود سوای قُرای بیحصارِ بسیار کثیر * ۶ و آنها را بالکلّ هلاک کردیم چنانکه با سیحون ملک حَشبون کرده بودیم هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم * ۷ و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود بغارت بردیم * ۸ و در آن وقت زمین را از دست دو مَلِکاَموریان که بآن طرف اُرْدُن بودند از وادی اَرْنُون تا جبل حرمون گرفتیم * ۹ و این حرمون را صیدونیان سِرْیون میخوانند و اموریان آن را سِنیرْ میخوانند * ۱۰ تمام شهرهای هامون و تمامی جلعاد و تمامی باشان تا سَلخَه و اَدْرَعِی که شهرهای مملکت عوج در باشان بود * ۱۱ زیرا که عوج ملک باشان از بقیه رفائیان تنها باقی مانده بود اینک تخت خواب او تخت آهنین است آیا آن در رَبَت بنیعمّون نیست و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع برحسب ذراع آدمی میباشد * ۱۲ و این زمین را در آن وقت بتصرف آوردیم و آن را از عَروعیر که برکنار وادی ارنون است و نصف کوهستان جلعاد و شهرهایش را برؤبینیان و جادیان دادم * ۱۳ و بقیه جلعاد و تمامی باشان را که مملکت عوج باشد بنصف سبط منسّی دادم یعنی تمامی مرزبوم ارجوب را با تمامی باشان که زمین رفائیان نامیده میشود * ۱۴ یائیر بن منسّی تمامی مرزبوم ارجوب را تا حدِّ جَشوریان و مَعْکِیان گرفت و آنها را تا امروز باسم خود باشان حَوُّوت یائیر نامید * ۱۵ و جلعاد را بماکیر دادم * ۱۶ و برؤبینیان و جادیان از جلعاد تا وادی اِرنون هم وسط وادی و هم کنارهاش تا وادی یبُّوق را که حد بنیعمّون باشد دادم * ۱۷ و عَرَبَه را نیز و اُرْدُن و کنارهاش را از کِنِّرِتْ تا دریای عربه که بحرالملح باشد زیر دامنههای فِسْجَه بطرف مشرق دادم * ۱۸ و در آن وقت بشما امر فرموده گفتم یهُوَه خدای شما این زمین را بشما داده است تا آن را بتصرف آورید پس جمیع مردان جنگیشما مهیا شده پیش روی برادران خود بنی اسرائیل عبور کنید * ۱۹ لیکن زنان و اطفال و مواشی شما چونکه میدانم مواشی بسیار دارید در شهرهای شما که بشما دادم بمانند * ۲۰ تا خداوند ببرادران شما مثل شما آرامی دهد و ایشان نیز زمینی را که یهُوَه خدای شما بآنطرف اُرْدُن بایشان میدهد بتصرف آورند آنگاه هریکی از شما بملک خود که بشما دادم برگردید * ۲۱ و در آن وقت یوشع را امر فرموده گفتم هرآنچه یهُوَه خدای شما باین دو پادشاه کرده است چشمان تو دید پس خداوند با تمامی ممالکی که بسوی آنها عبور میکنی چنین خواهد کرد * ۲۲ از ایشان مترسید زیرا که یهُوَه خدای شماست که برای شما جنگ میکند * ۲۳ و در آنوقت نزد خداوند استغاثه کرده گفتم * ۲۴ ای خداوند یهُوَه تو بنشان دادن عظمت و دست قوی خود ببندهات شروع کردهای زیرا کدام خداست در آسمان یا در زمین که مثل اعمال و جبروت تو میتواند عمل نماید * ۲۵ تمنّا اینکه عبور نمایم و زمین نیکو را که بآنطرف اُرْدُن است و این کوه نیکو و لُبْنان را ببینم * ۲۶ لیکن خداوند بخاطر شما با من غضبناک شده مرا اجابت ننمود و خداوند مرا گفت تو را کافی است بار دیگر درباره این امر با من سخن مگو * ۲۷ به قله فِسْجه برآی و چشمان خود را بطرف مغرب و شمال و جنوب و مشرق بلند کرده بچشمان خود ببین زیرا که از این اُرْدُن نخواهیگذشت * ۲۸ اما یوشع را امر فرموده او را دلیر و قوی گردان زیرا که او پیش این قوم عبور نموده زمینی را که تو خواهی دید برای ایشان تقسیم خواهد نمود *
۲۹ پس در درّه در برابر بیتفَغُور توقف نمودیم *باب چهارم
۱ پس الا´ن ای اسرائیل فرایض و احکامی را که من بشما تعلیم میدهم تا آنها را بجا آورید بشنوید تا زنده بمانید و داخل شده زمینی را که یهُوَه خدای پدران شما بشما میدهد بتصرّف آورید * ۲ بر کلامی که من بشما امر میفرمایم چیزی میفزایید و چیزی از آن کم منمایید تا اوامر یهُوَه خدای خود را که بشما امر میفرمایم نگاه دارید * ۳ چشمان شما آنچه را خداوند در بَعلفغور کرد دید زیرا هرکه پیروی بَعلفغور کرد یهُوَه خدای تو او را از میان تو هلاک ساخت * ۴ اما جمیع شما که بیهُوَه خدای خود مُلصق شدید امروز زنده ماندید * ۵ اینک چنانکه یهُوَه خدایم مرا امر فرموده است فرایض و احکام بشما تعلیم نمودم تا در زمینی که شما داخل آن شده بتصرف میآورید چنان عمل نمایید * ۶ پس آنها را نگاه داشته بجا آورید زیرا که این حکمت و فطانت شماست در نظر قومهائی که چون این فرایض را بشنوند خواهند گفت هرآینه این طایفهای بزرگْ قوم حکیم و فطانت پیشهاند * ۷ زیرا کدام قوم بزرگ است که خدا نزدیک ایشان باشد چنانکه یهُوَه خدای ما است در هروقت که نزد او دعا میکنیم * ۸ و کدام طایفهٔ بزرگ است کهفرایض و احکام عادلهای مثل تمام این شریعتی که من امروز پیش شما میگذارم دارند * ۹ لیکن احتراز نما و خویشتن را بسیار متوجه باش مبادا این چیزهائی را که چشمانت دیده است فراموش کنی و مبادا اینها در تمامی ایام عمرت از دل تو محو شود بلکه آنها را بپسرانت و پسران پسرانت تعلیم ده * ۱۰ در روزی که در حضور یهُوَه خدای خود در حوریب ایستاده بودی و خداوند بمن گفت قوم را نزد من جمع کن تا کلمات خود را بایشان بشنوانم تا بیاموزند که در تمامی روزهائی که برروی زمین زنده باشند از من بترسند و پسران خود را تعلیم دهند * ۱۱ و شما نزدیک آمده زیر کوه ایستادید و کوه تا بوسط آسمان بآتش و تاریکی و ابرها و ظلمت غلیظ میسوخت * ۱۲ و خداوند با شما از میان آتش متکلّم شد و شما آواز کلمات را شنیدید لیکن صورتی ندیدید بلکه فقط آواز را شنیدید * ۱۳ و عهد خود را که شما را بنگاه داشتن آن مأمور فرمود برای شما بیان کرد یعنی ده کلمه را و آنها را بر دو لوح سنگ نوشت * ۱۴ و خداوند مرا در آنوقت امر فرمود که فرایض و احکام را بشما تعلیم دهم تا آنها را در زمینی که برای تصرّفش بآن عبور میکنید بجا آورید * ۱۵ پس خویشتن را بسیار متوجه باشید زیرا در روزی که خداوند با شما در حوریب از میان آتش تکلّم مینمود هیچ صورتی ندیدید * ۱۶ مبادا فاسد شوید و برای خود صورتتراشیده یا تمثال هر شکلی از شبیه ذکور یا اُناث بسازید * ۱۷ یا شبیه هر بهیمهای که بر روی زمین است یا شبیه هر مرغ بالدار که در آسمان میپرد * ۱۸ یا شبیه هر خزندهای بر زمین یا شبیه هر ماهیای که در آبهای زیر زمین است * ۱۹ و مبادا چشمان خود را بسوی آسمان بلند کنی و آفتاب و ماه و ستارگان و جمیع جنود آسمان را دیده فریفته شوی و سجده کرده آنها را که یهُوَه خدایت برای تمامی قومهائی که زیر تمام آسمانند تقسیم کرده است عبادت نمائی * ۲۰ لیکن خداوند شما را گرفته از کوره آهن از مصر بیرون آورد تا برای او قوم میراث باشید چنانکه امروز هستید * ۲۱ و خداوند بخاطر شما بر من غضبناک شده قسم خورد که از اُرْدُنّ عبور نکنم و بآن زمین نیکو که یهُوَه خدایت بتو برای ملکیت میدهد داخل نشوم * ۲۲ بلکه من در این زمین خواهم مرد و از اُرْدُن عبور نخواهم کرد لیکن شما عبور خواهید کرد و آن زمین نیکو را بتصرّف خواهید آورد * ۲۳ پس احتیاط نمایید مبادا عهد یهُوَه خدای خود را که با شما بسته است فراموش نمایید و صورت تراشیده یا شبیه هر چیزی که یهُوَه خدایت بتو نهی کرده است برای خود بسازی * ۲۴ زیرا که یهُوَه خدایت آتش سوزنده و خدای غیور است * ۲۵ چون پسران و پسرانِ پسران را تولید نموده و در زمین مدتی ساکن باشید اگر فاسد شده صورت تراشیده و شبیه هرچیزی را بسازید و آنچه در نظر یهُوَه خدای شما بد استبجا آورده او را غضبناک سازید * ۲۶ آسمان و زمین را امروز بر شما شاهد میآورم که از آن زمینی که برای تصرّف آن از اُرْدُنّ بسوی آن عبور میکنید البته هلاک خواهید شد و روزهای خود را در آن طویل نخواهید ساخت بلکه بالکل هلاک خواهید شد * ۲۷ و خداوند شما را در میان قومها پراکنده خواهد نمود و شما در میان طوایفی که خداوند شما را بآنجا میبرد قلیلالعدد خواهید ماند * ۲۸ و در آنجا خدایان ساخته شده دست انسان از چوب و سنگ را عبادت خواهید کرد که نمیبینند و نمیشنوند و نمیخورند و نمیبویند * ۲۹ لیکن اگر از آنجا یهُوَه خدای خود را بطلبی او را خواهی یافت بشرطی که او را بتمامی دل و بتمامی جان خود تفحص نمائی * ۳۰ چون در تنگی گرفتار شوی و جمیع این وقایع برتو عارض شود در ایام آخر بسوی یهُوَه خدای خود برگشته آواز او را خواهی شنید * ۳۱ زیرا که یهُوَه خدای تو خدای رحیم است تو را ترک نخواهد کرد و تو را هلاک نخواهد نمود و عهد پدرانت را که برای ایشان قسم خورده بود فراموش نخواهد کرد * ۳۲ زیرا که از ایام پیشین که قبل از تو بوده است از روزی که خدا آدم را برزمین آفرید و از یک کناره آسمان تا بکناره دیگر بپرس که آیا مثل این امر عظیم واقع شده یا مثل این شنیده شده است * ۳۳ آیا قومی هرگز آواز خدا را که از میان آتش متکلم شود شنیده باشند و زنده بمانند چنانکه تو شنیدی * ۳۴ و آیا خدا عزیمت کرد که برود و قومی برای خود از میان قوم دیگر بگیرد با تجربهها و آیات و معجزات و جنگ و دستقوی و بازوی دراز شده و ترسهای عظیم موافق هرآنچه یهُوَه خدای شما برای شما در مصر در نظر شما بعمل آورد * ۳۵ این برتو ظاهر شد تا بدانی که یهُوَه خداست و غیر از او دیگری نیست * ۳۶ از آسمان آواز خود را بتو شنوانید تا تو را تأدیب نماید و برزمین آتش عظیم خود را بتو نشان داد و کلام او را از میان آتش شنیدی * ۳۷ و از این جهت که پدران تو را دوست داشته ذریت ایشان را بعد از ایشان برگزیده بود تو را بحضرت خود با قوّت عظیم از مصر بیرون آورد * ۳۸ تا امتهای بزرگتر و عظیمتر از تو را پیش روی تو بیرون نماید و تو را درآورده زمین ایشان را برای ملکیت بتو دهد چنانکه امروز شده است * ۳۹ لهذا امروز بدان و در دل خود نگاه دار که یهُوَه خداست بالا در آسمان و پایین برروی زمین و دیگری نیست * ۴۰ و فرایض و اوامر او را که من امروز بتو امر میفرمایم نگاهدار تا تو را و بعد از تو فرزندان تو را نیکو باشد و تا روزهای خود را بر زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد تا بابد طویل نمائی * ۴۱ آنگاه موسی سه شهر بآن طرف اُرْدُنّ بسوی مشرق آفتاب جدا کرد * ۴۲ تا قاتلی که همسایه خود را نادانسته کشته باشد و پیشتر با وی بغض نداشته بآنها فرار کند و بیکی از این شهرها فرار کرده زنده ماند * ۴۳ یعنی باصَر در بیابان در زمین همواری بجهت رؤبینیان و راموت در جلعاد بجهت جادیان و جُولان در باشان بجهت مَنَسّیان * ۴۴ و این است شریعتی که موسی پیش روی بنی اسرائیل نهاد * ۴۵ این است شهادات و فرایض و احکامی که موسی ببنی اسرائیل گفت وقتی که ایشان از مصر بیرون آمدند * ۴۶ به آنطرف اُرْدُنّ در درّه مقابل بیتفغور در زمین سیحون ملک اموریان که در حشبون ساکن بود و موسی و بنی اسرائیل چون از مصر بیرون آمده بودند او را مغلوب ساختند * ۴۷ و زمین او را و زمین عوج ملک باشان را دو ملک اموریانی که بآنطرف اُرْدُنّ بسوی مشرق آفتاب بودند بتصرف آوردند * ۴۸ از عَروعیر که بر کناره وادی اَرْنون است تا جبل سیئون که حرمون باشد * ۴۹ و تمامی عَرَبَه بآنطرف اُرْدُنّ بسوی مشرق تا دریای عربه زیر دامنههای فِسْجَه *
باب پنجم
۱ و موسی تمامی بنی اسرائیل را خوانده بایشان گفت ای اسرائیل فرایض و احکامی را که من امروز بگوش شما میگویم بشنوید تا آنها را یاد گرفته متوجه باشید که آنها را بجا آورید * ۲ یهُوَه خدای ما با ما در حوریب عهد بست * ۳ خداوند این عهد را با پدران ما نبست بلکه با ما که جمیعاً امروز در اینجا زنده هستیم * ۴ خداوند در کوه از میان آتش با شما روبرو متکلم شد * ۵ من در آن وقت میان خداوند و شما ایستاده بودم تا کلام خداوند را برای شما بیان کنم زیرا که شما بسبب آتش میترسیدید و بفراز کوه برنیامدید و گفت * ۶ من هستم یهُوَه خدای تو که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آوردم * ۷ تو را بحضور من خدایان دیگر نباشند * ۸ بجهت خود صورت تراشیده یا هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان یا از آنچه پایین در زمین یا از آنچه در آبهای زیر زمین است مساز * ۹ آنها را سجده و عبادت منما زیرا من که یهُوَه خدای تو هستم خدای غیورم و گناه پدران را بر پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرا دشمن دارند میرسانم * ۱۰ و رحمت میکنم تا هزار پشت برآنانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند * ۱۱ نام یهُوَه خدای خود را بباطل مبر زیرا خداوند کسی را که نام او را بباطل بَرَد بیگناه نخواهد شمرد * ۱۲ روز سَبَّت را نگاه دار و آن را تقدیس نما چنانکه یهُوَه خدایت بتو امر فرموده است * ۱۳ شش روز مشغول باش و هرکار خود را بکن * ۱۴ اما روز هفتمین سَبَّت یهُوَه خدای توست در آن هیچکاری مکن تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و گاوت و الاغت و همهٔ بهایمت و مهمانت که در اندرون دروازههای تو باشد تا غلامت و کنیزت مثل تو آرام گیرند * ۱۵ و بیاد آور که در زمین مصر غلام بودی و یهُوَه خدایت تو را بدست قوی و بازوی دراز از آنجا بیرون آورد بنابراین یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است که روز سَبَّت را نگاه داری * ۱۶ پدر و مادر خود را حرمت دار چنانکه یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است تا روزهایتدراز شود و تو را در زمینی که یهُوَه خدایت بتو میبخشد نیکویی باشد * ۱۷ قتل مکن * ۱۸ و زنا مکن * ۱۹ و دزدی مکن * ۲۰ و بر همسایه خود شهادت دروغ مده * ۲۱ و بر زن همسایهات طمع مورز و بخانه همسایهات و بمزرعه او و بغلامش و کنیزش و گاوش و الاغش و بهرچه از آنِ همسایه تو باشد طمع مکن * ۲۲ این سخنان را خداوند بتمامی جماعت شما در کوه از میان آتش و ابر و ظلمت غلیظ بآواز بلند گفت و بر آنها چیزی نیفزود و آنها را بر دو لوح سنگ نوشته بمن داد * ۲۳ و چون شما آن آواز را از میان تاریکی شنیدید و کوه بآتش میسوخت شما با جمیع رؤسای اسباط و مشایخ خود نزد من آمده * ۲۴ گفتید اینک یهُوَه خدای ما جلال و عظمت خود را بر ما ظاهر کرده است و آواز او را از میان آتش شنیدیم پس امروز دیدیم که خدا با انسان سخن میگوید و زنده است * ۲۵ و اما الا´ن چرا بمیریم زیرا که این آتشِ عظیمْ ما را خواهد سوخت اگر آواز یهُوَه خدای خود را دیگر بشنویم خواهیم مُرد * ۲۶ زیرا از تمامی بشر کیست که مثل ما آواز خدای حی را که از میان آتش سخن گوید بشنود و زنده ماند * ۲۷ تو نزدیک برو و هرآنچه یهُوَه خدای ما بگوید بشنو و هرآنچه یهُوَه خدای ما بتو بگوید برای ما بیان کن پس خواهیم شنید و بعمل خواهیم آورد * ۲۸ و خداوند آواز سخنان شما را که بمنگفتید شنید و خداوند مرا گفت آواز سخنان این قوم را که بتو گفتند شنیدم هرچه گفتند نیکو گفتند * ۲۹ کاش که دلی را مثل این داشتند تا از من میترسیدند و تمامی اوامر مرا در هر وقت بجا میآوردند تا ایشان را و فرزندان ایشان را تا بابد نیکو باشد * ۳۰ برو و ایشان را بگو بخیمههای خود برگردید * ۳۱ و اما تو در اینجا پیش من بایست تا جمیع اوامر و فرایض و احکامی را که میباید بایشان تعلیم دهی بتو بگویم و آنها را در زمینی که من بایشان میدهم تا در آن تصرّف نمایند بجا آورند * ۳۲ پس توجه نمایید تا آنچه یهُوَه خدای شما بشما امر فرموده است بعمل آورید و براست و چپ انحراف منمایید * ۳۳ در تمامی آن طریقی که یهُوَه خدای شما بشما امر فرموده است سلوک نمایید تا برای شما نیکو باشد و ایام خود را در زمینی که بتصرف خواهید آورد طویل نمایید *
باب ششم
۱ و این است اوامر و فرایض و احکامی که یهُوَه خدای شما امر فرمود که بشما تعلیم داده شود تا آنها را در زمینی که شما بسوی آن برای تصرفش عبور میکنید بجا آورید * ۲ و تا از یهُوَه خدای خود ترسان شده جمیع فرایض و اوامر او را که من بشما امر میفرمایم نگاه داری تو و پسرت و پسر پسرت در تمامی ایام عمرت و تا عمر تو دراز شود * ۳ پس ای اسرائیل بشنو وبه عمل نمودنِ آن متوجه باش تا برای تو نیکو باشد و بسیار افزوده شوی در زمینی که بشیر و شهد جاری است چنانکه یهُوَه خدای پدرانت تو را وعده داده است * ۴ ای اسرائیل بشنو یهُوَه خدای ما یهُوَه واحد است * ۵ پس یهُوَه خدای خود را بتمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما * ۶ و این سخنانی که من امروز تو را امر میفرمایم بر دل تو باشد * ۷ و آنها را بپسرانت بدقت تعلیم نما و حین نشستنت در خانه و رفتنت براه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما * ۸ و آنها را بردست خود برای علامت ببند و در میان چشمانت عصابه باشد * ۹ و آنها را بر باهوهای در خانهات و بر دروازههایت بنویس * ۱۰ و چون یهُوَه خدایت تو را بزمینی که برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خُوْرد که بتو بدهد درآوَرَد بشهرهای بزرگ و خوشنمائی که تو بنا نکردهای * ۱۱ و بخانههای پر از هر چیز نیکو که پر نکردهای و حوضهای کنده شدهای که نکندهای و تاکستانها و باغهای زیتونی که غرس ننمودهای و از آنها خورده سیر شدی * ۱۲ آنگاه با حذر باش مبادا خداوند را که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورْد فراموش کنی * ۱۳ از یهُوَه خدای خود بترس و او را عبادت نما و بنام او قسم بخور * ۱۴ خدایان دیگر را از خدایان طوایفی که باطراف تو میباشند پیروی منمایید * ۱۵ زیرا یهُوَه خدای تو در میان تو خدای غیور است مبادا غضب یهُوَهخدایت برتو افروخته شود و تو را از روی زمین هلاک سازد * ۱۶ یهُوَه خدای خود را میازمایید چنانکه او را در مسّا آزمودید * ۱۷ توجه نمایید تا اوامر یهُوَه خدای خود را و شهادات و فرایض او را که بشما امر فرموده است نگاه دارید * ۱۸ و آنچه در نظر خداوند راست و نیکوست بعمل آور تا برای تو نیکو شود و داخل شده آن زمین نیکو را که خداوند برای پدرانت قسم خورد بتصرف آوری * ۱۹ و تا جمیع دشمنانت را از حضورت اخراج نماید چنانکه خداوند گفته است * ۲۰ چون پسر تو در ایام آینده از تو سؤال نموده گوید که مراد از این شهادات و فرایض و احکامی که یهُوَه خدای ما بشما امر فرموده است چیست * ۲۱ پس بپسر خود بگو ما در مصر غلام فرعون بودیم و خداوند ما را از مصر با دست قوی بیرون آورد * ۲۲ و خداوند آیات و معجزات عظیم و ردی بر مصر و فرعون و تمامی اهل خانه او در نظر ما ظاهر ساخت * ۲۳ و ما را از آنجا بیرون آورد تا ما را بزمینی که برای پدران ما قسم خورد که بما بدهد درآورد * ۲۴ و خداوند ما را مأمور داشت که تمام این فرایض را بجا آورده از یهُوَه خدای خود بترسیم تا برای ما همیشه نیکو باشد و ما را زنده نگاه دارد چنانکه تا امروز شده است * ۲۵ و برای ما عدالت خواهد بود که متوجه شویم که جمیع این اوامر را بحضور یهُوَه خدای خود بجا آوریم چنانکه ما را امر فرموده است *
باب هفتم
۱ چون یهُوَه خدایت تو را بزمینی که برای تصرفش بآنجا میروی درآورد و امتهای بسیار را که حِتیان و جِرْجاشیان و اموریان و کنعانیان و فِرِزِّیان و حِوِّیان و یبُوْسِیان هفت امت بزرگتر و عظیمتر از تو باشند از پیش تو اخراج نماید * ۲ و چون یهُوَه خدایت ایشان را بدست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی آنگاه ایشان را بالکلّ هلاک کن و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما * ۳ و با ایشان مصاهرت منما دختر خود را بپسر ایشان مده و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر * ۴ زیراکه اولاد تو را از متابعت من برخواهند گردانید تا خدایان غیر را عبادت نمایند و غضب خداوند برشما افروخته شده شما را بزودی هلاک خواهد ساخت * ۵ بلکه با ایشان چنین عمل نمایید مذبحهای ایشان را منهدم سازید و تمثالهای ایشان را بشکنید و اشیریم ایشان را قطع نمایید و بُتهای تراشیده ایشان را بآتش بسوزانید * ۶ زیرا که تو برای یهُوَه خدایت قوم مقدس هستی یهُوَه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قومهائی که بر روی زمیناند قوم مخصوص برای خود او باشی * ۷ خداوند دل خود را با شما نبست و شما را برنگزید از این سبب که از سایر قومها کثیرتر بودید زیرا که شما از همهٔ قومها قلیلتر بودید * ۸ لیکن از این جهت که خداوند شما را دوست میداشت و میخواست قسم خود را که برای پدران شما خورده بود بجا آورد پس خداوندشما را با دست قوی بیرون آورد و از خانه بندگی از دست فرعون پادشاه مصر فدیه داد * ۹ پس بدان که یهُوَه خدای تو اوست خدا خدای امین که عهد و رحمت خود را با آنانی که او را دوست میدارند و اوامر او را بجا میآورند تا هزار پشت نگاه میدارد * ۱۰ و آنانی را که او را دشمن دارند بر روی ایشان مکافات رسانیده ایشان را هلاک میسازد و بهرکه او را دشمن دارد تأخیر ننموده او را بر رویش مکافات خواهد رسانید * ۱۱ پس اوامر و فرایض و احکامی را که من امروز بجهت عمل نمودن بتو امر میفرمایم نگاه دار * ۱۲ پس اگر این احکام را بشنوید و آنها را نگاه داشته بجا آورید آنگاه یهُوَه خدایت عهد و رحمت را که برای پدرانت قسم خورده است با تو نگاه خواهد داشت * ۱۳ و تو را دوست داشته برکت خواهد داد و خواهد افزود و میوه بطن تو و میوه زمین تو را و غله و شیره و روغن تو را و نتایج رمه تو را و بچههای گله تو را در زمینی که برای پدرانت قسم خورد که بتو بدهد برکت خواهد داد * ۱۴ از همهٔ قومها مبارکتر خواهی شد و در میان شما و بهایم شما نر یا ماده نازاد نخواهد بود * ۱۵ و خداوند هر بیماری را از تو دور خواهد کرد و هیچکدام از مرضهای بد مصر را که میدانی برتو عارض نخواهد گردانید بلکه برتمامی دشمنانت آنها را خواهد آورد * ۱۶ و تمامی قومها را که یهُوَه بدست تو تسلیم میکند هلاک ساخته چشم تو برآنها ترحم ننماید و خدایان ایشان را عبادت منما مبادا برای تو دام باشد * ۱۷ و اگر در دلت گویی که این قومها از من زیادهاند چگونه توانم ایشان را اخراج نمایم * ۱۸ از ایشان مترس بلکه آنچه را یهُوَه خدایت با فرعون و جمیع مصریان کرد نیکو بیاد آور * ۱۹ یعنی تجربههای عظیمی را که چشمانت دیده است و آیات و معجزات و دست قوی و بازوی دراز را که یهُوَه خدایت تو را بآنها بیرون آورد پس یهُوَه خدایت با همهٔ قومهائی که از آنها میترسی چنین خواهد کرد * ۲۰ و یهُوَه خدایت نیز زنبورها در میان ایشان خواهد فرستاد تا باقیماندگان و پنهانشدگان ایشان از حضور تو هلاک شوند * ۲۱ از ایشان مترس زیرا یهُوَه خدایت که در میان توست خدای عظیم و مُهیب است * ۲۲ و یهُوَه خدایت این قومها را از حضور تو بتدریج اخراج خواهد نمود ایشان را بزودی نمیتوانی تلف نمائی مبادا وحوش صحرا برتو زیاد شوند * ۲۳ لیکن یهُوَه خدایت ایشان را بدست تو تسلیم خواهد کرد و ایشان را باضطراب عظیمی پریشان خواهد نمود تا هلاک شوند * ۲۴ و ملوک ایشان را بدست تو تسلیم خواهد نمود تا نام ایشان را از زیر آسمان محو سازی و کسی یارای مقاومت با تو نخواهد داشت تا ایشان را هلاک سازی * ۲۵ و تمثالهای خدایان ایشان را بآتش بسوزانید بنقره و طلائی که بر آنهاست طمع مورز و برای خود مگیـر مبادا از آنها بدام گرفتار شوی چونکه نزد یهُوَه خدای تو مکروه است * ۲۶ و چیز مکروه را بخانه خود میاور مبادا مثل آن حرام شوی از آن نهایت نفرت و کراهت دار چونکه حرام است *
باب هشتم
۱ تمامی اوامری را که من امروز بشما امر میفرمایم حفظ داشته بجا آورید تا زنده مانده زیاد شوید و بزمینی که خداوند برای پدران شما قسم خورده بود داخل شده در آن تصرف نمایید * ۲ و بیاد آور تمامی راه را که یهُوَه خدایت تو را این چهل سال در بیابان رهبری نمود تا تو را ذلیل ساخته بیازماید و آنچه را که در دل تو است بداند که آیا اوامر او را نگاه خواهی داشت یا نه * ۳ و او تو را ذلیل و گرسنه ساخت و مَنّ را بتو خورانید که نه تو آن را میدانستی و نه پدرانت میدانستند تا تو را بیاموزاند که انسان نه بنان تنها زیست میکند بلکه بهر کلمهای که از دهان خداوند صادر شود انسان زنده میشود * ۴ در این چهل سال لباس تو در برت مُندرس نشد و پای تو آماس نکرد * ۵ پس در دل خود فکر کن که بطوری که پدر پسر خود را تأدیب مینماید یهُوَه خدایت تو را تأدیب کرده است * ۶ و اوامر یهُوَه خدای خود را نگاه داشته در طریقهای او سلوک نما و از او بترس * ۷ زیرا که یهُوَه خدایت تو را بزمین نیکو درمیآورد زمین پر از نهرهای آب و از چشمهها و دریاچهها که از درهها و کوهها جاری میشود * ۸ زمینی که پر از گندم و جو و مَوْ و انجیر و انار باشد زمینی که پر از زیتونِ زیت و عسل است * ۹ زمینی که در آن نان را بتنگی نخواهی خورد و در آن محتاج بهیچ چیز نخواهی شد زمینی که سنگهایش آهن است و از کوههایش مس خواهی کند * ۱۰ و خورده سیر خواهی شد و یهُوَه خدای خود را بجهت زمین نیکو که بتو داده است متبارک خواهی خواند * ۱۱ پس باحذر باش مبادا یهُوَه خدای خود را فراموش کنی و اوامر و احکام و فرایض او را که من امروز بتو امر میفرمایم نگاه نداری * ۱۲ مبادا خورده سیر شوی و خانههای نیکو بنا کرده در آن ساکن شوی * ۱۳ و رمه و گله تو زیاد شود و نقره و طلا برای تو افزون شود و مایملک تو افزوده گردد * ۱۴ و دل تو مغرور شده یهُوَه خدای خود را که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد فراموش کنی * ۱۵ که تو را در بیابان بزرگ و خوفناک که در آن مارهای آتشین و عقربها و زمین تشنه بیآب بود رهبری نمود که برای تو آب از سنگ خارا بیرون آورد * ۱۶ که تو را در بیابان مَنّ را خورانید که پدرانت آن را ندانسته بودند تا تو را ذلیل سازد و تو را بیازماید و بر تو در آخرت احسان نماید * ۱۷ مبادا در دل خود بگویی که قوت من و توانائی دست من این توانگری را از برایم پیدا کرده است * ۱۸ بلکه یهُوَه خدای خود را بیاد آور زیرا اوست که بتو قوت میدهد تا توانگری پیدا نمائی تا عهد خود را که برای پدرانت قسم خورده بود استوار بدارد چنانکه امروز شده است * ۱۹ و اگر یهُوَه خدای خود را فراموش کنی و پیروی خدایان دیگر نموده آنها را عبادت و سجده نمائی امروز برشما شهادت میدهم که البته هلاک خواهید شد * ۲۰ مثل قومهائی که خداوند پیش روی تو هلاک میسازد شما همچنین هلاک خواهید شد از این جهت که قول یهُوَه خدای خود را نشنیدید *
باب نهم
۱ ای اسرائیل بشنو تو امروز از اُرْدُنّ عبور میکنی تا داخل شده قومهائی را که از تو عظیمتر و قویتراند و شهرهای بزرگ را که تا بفلک حصاردار است بتصرف آوری * ۲ یعنی قوم عظیم و بلند قدِّ بنیعَناق را که میشناسی و شنیدهای که گفتهاند کیست که یارای مقاومت با بنیعَناق داشته باشد * ۳ پس امروز بدان که یهُوَه خدایت اوست که پیش روی تو مثل آتش سوزنده عبور میکند و او ایشان را هلاک خواهد کرد و پیش روی تو ذلیل خواهد ساخت پس ایشان را اخراج نموده بزودی هلاک خواهی نمود چنانکه خداوند بتو گفته است * ۴ پس چون یهُوَه خدایت ایشان را از حضور تو اخراج نماید در دل خود فکر مکن و مگو که بسبب عدالت من خداوند مرا باین زمین درآورد تا آن را بتصرّف آورم بلکه بسبب شرارت این امتها خداوند ایشان را از حضور تو اخراج مینماید * ۵ نه بسبب عدالت خود و نه بسبب راستی دل خویش داخل زمین ایشان برای تصرّفش میشوی بلکه بسبب شرارت این امتها یهُوَه خدایت ایشان را از حضور تو اخراج مینماید و تا آنکه کلامی را که خداوند برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده بود استوار نماید * ۶ پس بدان که یهُوَه خدایت این زمین نیکو را بسبب عدالت تو بتو نمیدهد تا در آن تصرف نمائی زیرا که قومی گردنکش هستی * ۷ پس بیادآور و فراموش مکن که چگونه خشم یهُوَه خدای خود را در بیابان جنبش دادی و از روزی که از زمین مصر بیرون آمدی تا باینجا رسیدیبه خداوند عاصی میشدید * ۸ و در حوریب خشم خداوند را جنبش دادید و خداوند بر شما غضبناک شد تا شما را هلاک نماید * ۹ هنگامی که من بکوه برآمدم تا لوحهای سنگ یعنی لوحهای عهدی را که خداوند با شما بست بگیرم آنگاه چهل روز و چهل شب در کوه ماندم نه نان خوردم و نه آب نوشیدم * ۱۰ و خداوند دو لوح سنگ مکتوب شده بانگشت خدا را بمن داد و بر آنها موافق تمامی سخنانی که خداوند در کوه از میان آتش در روز اجتماع بشما گفته بود نوشته شد * ۱۱ و واقع شد بعد از انقضای چهل روز و چهل شب که خداوند این دو لوح سنگ یعنی لوحهای عهد را بمن داد * ۱۲ و خداوند مرا گفت برخاسته از اینجا بزودی فرود شو زیرا قوم تو که از مصر بیرون آوردی فاسد شدهاند و از طریقی که ایشان را امر فرمودم بزودی انحراف ورزیده بتی ریخته شده برای خود ساختند * ۱۳ و خداوند مرا خطاب کرده گفت این قوم را دیدم و اینک قوم گردنکش هستند * ۱۴ مرا واگذار تا ایشان را هلاک سازم و نام ایشان را از زیر آسمان محو کنم و از تو قومی قویتر و کثیرتر از ایشان بوجود آورم * ۱۵ پس برگشته از کوه فرود آمدم و کوه بآتش میسوخت و دو لوح عهد در دو دست من بود * ۱۶ و نگاه کرده دیدم که بیهُوَه خدای خود گناه ورزیده گوسالهای ریخته شده برای خود ساخته و از طریقی که خداوند بشما امر فرموده بود بزودی برگشته بودید * ۱۷ پس دو لوح را گرفتم و آنها را از دو دست خود انداخته در نظرشما شکستم * ۱۸ و مثل دفعه اول چهل روز و چهل شب بحضور خداوند بروی درافتادم نه نان خوردم و نه آب نوشیدم بسبب همهٔ گناهان شما که کرده و کار ناشایسته که در نظر خداوند عمل نموده خشم او را بهیجان آوردید * ۱۹ زیرا که از غضب و حدّت خشمی که خداوند بر شما نموده بود تا شما را هلاک سازد میترسیدم و خداوند آن مرتبه نیز مرا اجابت نمود * ۲۰ و خداوند بر هارون بسیار غضبناک شده بود تا او را هلاک سازد و برای هارون نیز در آن وقت دعا کردم * ۲۱ و اما گناه شما یعنی گوسالهای را که ساخته بودید گرفتم و آن را بآتش سوزانیدم و آن را خرد کرده نیکو ساییدم تا مثل غبار نرم شد و غبارش را بنهری که از کوه جاری بود پاشیدم * ۲۲ و در تَبْعیره و مَسَّا و کِبْرُوْت هَتّاوَه خشم خداوند را بهیجان آوردید * ۲۳ و وقتی که خداوند شما را از قادش برنیع فرستاده گفت بروید و در زمینی که بشما دادهام تصرف نمایید از قول یهُوَه خدای خود عاصی شدید و باو ایمان نیاورده آواز او را نشنیدید * ۲۴ از روزی که شما را شناختهام بخداوند عصیان ورزیدهاید * ۲۵ پس بحضور خداوند بروی درافتادم در آن چهل روز و چهل شب که افتاده بودم از این جهت که خداوند گفته بود که شما را هلاک سازد * ۲۶ و نزد خداوند استدعا نموده گفتم ای خداوند یهُوَه قوم خود و میراث خود را که بعظمت خود فدیه دادی و بدست قوی از مصر بیرون آوردی هلاک مساز * ۲۷ بندگان خودابراهیم و اسحاق و یعقوب را بیاد آور و بر سختدلی این قوم و شرارت و گناه ایشان نظر منما * ۲۸ مبادا اهل زمینی که ما را از آن بیرون آوردی بگویند چونکه خداوند نتوانست ایشان را بزمینی که بایشان وعده داده بود درآورد و چونکه ایشان را دشمن میداشت از این جهت ایشان را بیرون آورد تا در بیابان هلاک سازد * ۲۹ لیکن ایشان قوم تو و میراث تو هستند که بقوّت عظیم خود و ببازوی افراشته خویش بیرون آوردی *
باب دهم
۱ و در آن وقت خداوند بمن گفت دو لوح سنگ موافق اولین برای خود بتراش و نزد من بکوه برآی و تابوتی از چوب برای خود بساز * ۲ و بر این لوحها کلماتی را که بر لوحهای اولین که شکستی بود خواهم نوشت و آنها را در تابوت بگذار * ۳ پس تابوتی از چوب سِنْط ساختم و دو لوح سنگ موافق اولین تراشیدم و آن دو لوح را در دست داشته بکوه برآمدم * ۴ و بر آن دو لوح موافق کتابت اولین آن ده کلمه را که خداوند در کوه از میان آتش در روز اجتماع بشما گفته بود نوشت و خداوند آنها را بمن داد * ۵ پس برگشته از کوه فرود آمدم و لوحها را در تابوتی که ساخته بودم گذاشتم و در آنجا هست چنانکه خداوند مرا امر فرموده بود * ۶ و بنی اسرائیل از بیروتِ بنییعقان بموسیره کوچ کردند و در آنجا هارون مرد و در آنجا دفن شد و پسرش العازار در جایش بکهانت پرداخت * ۷ و از آنجا بجُدْجوده کوچکردند و از جُدْجوده بیطبات که زمین نهرهای آب است * ۸ در آنوقت خداوند سبط لاوی را جدا کرد تا تابوت عهد خداوند را بردارند و بحضور خداوند ایستاده او را خدمت نمایند و بنام او برکت دهند چنانکه تا امروز است * ۹ بنابراین لاوی را در میان برادرانش نصیب و میراثی نیست خداوند میراث وی است چنانکه یهُوَه خدایت بوی گفته بود * ۱۰ و من در کوه مثل روزهای اولین چهل روز و چهل شب توقف نمودم و در آن دفعه نیز خداوند مرا اجابت نمود و خداوند نخواست تو را هلاک سازد * ۱۱ و خداوند مرا گفت برخیز و پیش روی این قوم روانه شو تا بزمینی که برای پدران ایشان قسم خوردم که بایشان بدهم داخل شده آن را بتصرّف آورند * ۱۲ پس الا´ن ای اسرائیل یهُوَه خدایت از تو چه میخواهد جز اینکه از یهُوَه خدایت بترسی و در همهٔ طریقهایش سلوک نمائی و او را دوست بداری و یهُوَه خدای خود را بتمامی دل و بتمامی جان خود عبادت نمائی * ۱۳ و اوامر خداوند و فرایض او را که من امروز تو را برای خیریتت امر میفرمایم نگاه داری * ۱۴ اینک فلک و فلکالافلاک از آن یهُوَه خدای توست و زمین و هرآنچه در آن است * ۱۵ لیکن خداوند بپدران تو رغبت داشته ایشان را محبت مینمود و بعد از ایشان ذریت ایشان یعنی شما را از همهٔ قومها برگزید چنانکه امروز شده است * ۱۶ پس غلفه دلهای خود را مختون سازید و دیگر گردنکشیمنمایید * ۱۷ زیرا که یهُوَه خدای شما خدای خدایان و ربّالارباب و خدای عظیم و جبّار و مهیب است که طرفداری ندارد و رشوه نمیگیرد * ۱۸ یتیمان و بیوهزنان را دادرسی میکند و غریبان را دوست داشته خوراک و پوشاک بایشان میدهد * ۱۹ پس غریبان را دوست دارید زیرا که در زمین مصر غریب بودید * ۲۰ از یهُوَه خدای خود بترس و او را عبادت نما و باو مُلصق شو و بنام او قسم بخور * ۲۱ او فخر توست و او خدای توست که برای تو این اعمال عظیم و مُهیبی که چشمانت دیده بجا آورده است * ۲۲ پدران تو با هفتاد نفر بمصر فرود شدند و الا´ن یهُوَه خدایت تو را مثل ستارگان آسمان کثیر ساخته است *
باب یازدهم
۱ پس یهُوَه خدای خود را دوست بدار و ودیعت و فرایض و احکام و اوامر او را در همهٔ وقت نگاهدار * ۲ و امروز بدانید زیرا که بپسران شما سخن نمیگویم که ندانستهاند و تأدیب یهُوَه خدای شما را ندیدهاند و نه عظمت و دست قوی و بازوی افراشته او را * ۳ و آیات و اعمال او را که در میان مصر بفرعون پادشاه مصر و بتمامی زمین او بظهور آورد * ۴ و آنچه را که بلشکر مصریان باسبها و بارابههای ایشان کرد که چگونه آب بحر قلزم را برایشان جاری ساخت وقتی که شما را تعاقب مینمودند و چگونه خداوند ایشان را تا بامروز هلاک ساخت * ۵ و آنچه را که برای شما در بیابان کرد تاشما باینجا رسیدید * ۶ و آنچه را که بداتان و ابیرام پسران الیآب بن رؤبین کرد که چگونه زمین دهان خود را گشوده ایشان را و خاندان و خیمههای ایشان را و هر ذیحیات را که همراه ایشان بود در میان تمامی اسرائیل بلعید * ۷ لیکن چشمان شما تمامی اعمال عظیمه خداوند را که کرده بود دیدند * ۸ پس جمیع اوامری را که من امروز برای شما امر میفرمایم نگاه دارید تا قوی شوید و داخل شده زمینی را که برای گرفتن آن عبور میکنید بتصرف آورید * ۹ و تا در آن زمینی که خداوند برای پدران شما قَسَم خورد که آن را بایشان و ذریت ایشان بدهد عمر دراز داشته باشید زمینی که بشیر و شهد جاری است * ۱۰ زیرا زمینی که تو برای گرفتن آن داخل میشوی مثل زمین مصر که از آن بیرون آمدی نیست که در آن تخم خود را میکاشتی و آن را مثل باغ بُقُول بپای خود سیراب میکردی * ۱۱ لیکن زمینی که شما برای گرفتنش بآن عبور میکنید زمین کوهها و درّههاست که از بارش آسمان آب مینوشد * ۱۲ زمینی است که یهُوَه خدایت برآن التفات دارد و چشمان یهُوَه خدایت از اول سال تا آخر سال پیوسته بر آن است * ۱۳ و چنین خواهد شد که اگر اوامری را که من امروز برای شما امر میفرمایم بشنوید و یهُوَه خدای خود را دوست بدارید و او را بتمامی دل و بتمامی جان خود عبادت نمایید * ۱۴ آنگاه باران زمین شما یعنی باران اولین و آخرین را در موسمش خواهم بخشید تا غلّه و شیره و روغنخود را جمع نمائی * ۱۵ و در صحرای تو برایبهایمت علف خواهم داد تا بخوری و سیر شوی * ۱۶ باحذر باشید مبادا دل شما فریفته شود و برگشته خدایان دیگر را عبادت و سجده نمایید * ۱۷ و خشم خداوند برشما افروخته شود تا آسمان را مسدود سازد و باران نبارد و زمین محصول خود را ندهد و شما از زمین نیکویی که خداوند بشما میدهد بزودی هلاک شوید * ۱۸ پس این سخنان مرا در دل و جان خود جا دهید و آنها را بر دستهای خود برای علامت ببندید و در میان چشمان شما عصابه باشد * ۱۹ و آنها را بپسران خود تعلیم دهید و حین نشستنت در خانه خود و رفتنت براه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نمایید * ۲۰ و آنها را بر باهوهای در خانه خود و بر دروازههای خود بنویسید * ۲۱ تا ایام شما و ایام پسران شما بر زمینی که خداوند برای پدران شما قَسَم خورد که بایشان بدهد کثیر شود مثل ایام افلاک بر بالای زمین * ۲۲ زیرا اگر تمامی این اوامر را که من بجهت عمل نمودن بشما امر میفرمایم نیکو نگاه دارید تا یهُوَه خدای خود را دوست دارید و در تمامی طریقهای او رفتار نموده باو مُلصق شوید * ۲۳ آنگاه خداوند جمیع این امتها را از حضور شما اخراج خواهد نمود و شما امتهای بزرگتر و قویتر از خود را تسخیر خواهید نمود * ۲۴ هرجائی که کف پای شما برآن گذارده شود از آن شما خواهد بود از بیابان و لبنان و از نهر یعنی نهر فرات تا دریای غربی حدود شما خواهد بود * ۲۵ و هیچکس یارای مقاومت با شمانخواهد داشت زیرا یهُوَه خدای شما ترس و خوف شما را بر تمامی زمین که بآن قدم میزنید مستولی خواهد ساخت چنانکه بشما گفته است * ۲۶ اینک من امروز برکت و لعنت پیش شما میگذارم * ۲۷ اما برکت اگر اوامر یهُوَه خدای خود را که من امروز بشما امر میفرمایم اطاعت نمایید * ۲۸ و اما لعنت اگر اوامر یهُوَه خدای خود را اطاعت ننموده از طریقی که من امروز بشما امر میفرمایم برگردید و خدایان غیر را که نشناختهاید پیروی نمایید * ۲۹ و واقع خواهد شد که چون یهُوَه خدایت تو را بزمینی که بجهت گرفتنش بآن میروی داخل سازد آنگاه برکت را بر کوه جَرِزّیم و لعنت را بر کوه اِیبال خواهی گذاشت * ۳۰ آیا آنها بآنطرف اُرْدُنّ نیستند پُشت راه غروب آفتاب در زمین کنعانیانی که در عَرَبه ساکنند مقابل جِلْجال نزد بلوطهای مُورَه * ۳۱ زیرا که شما از اُرْدُنّ عبور میکنید تا داخل شده زمینی را که یهُوَه خدایت بتو میبخشد بتصرف آورید و آن را خواهید گرفت و در آن ساکن خواهید شد * ۳۲ پس متوجه باشید تا جمیع این فرایض و احکامی را که من امروز پیش شما میگذارم بعمل آورید *
باب دوازدهم
۱ اینهاست فرایض و احکامی که شما در تمامی روزهائی که بر زمین زنده خواهید ماند میباید متوجه شده بعمل آرید در زمینی که یهُوَه خدای پدرانت بتو داده است تا در آن تصرف نمائی * ۲ جمیع اماکن امتهائی را که در آنها خدایانخود را عبادت میکنند و شما آنها را اخراج مینمایید خراب نمایید خواه بر کوههای بلند خواه بر تلّها و خواه زیر هر درخت سبز * ۳ مذبحهای ایشان را بشکنید و ستونهای ایشان را خرد کنید و اشیرههای ایشان را بآتش بسوزانید و بتهای تراشیده شده خدایان ایشان را قطع نمایید و نامهای ایشان را از آنجا محو سازید * ۴ با یهُوَه خدای خود چنین عمل منمایید * ۵ بلکه بمکانی که یهُوَه خدای شما از جمیع اسباط شما برگزیند تا نام خود را در آنجا بگذارد یعنی مسکن او را بطلبید و بآنجا بروید * ۶ و بآنجا قربانیهای سوختنی و ذبایح و عُشرهای خود و هدایای افراشتنی دستهای خویش و نذرها و نوافل خود و نخستزادههای رمه و گله خویش را ببرید * ۷ و در آنجا بحضور یهُوَه خدای خود بخورید و شما و اهل خانه شما در هر شغل دست خود که یهُوَه خدای شما شما را در آن برکت دهد شادی نمایید * ۸ موافق هرآنچه ما امروز در اینجا میکنیم یعنی آنچه در نظر هرکس پسند آید نکنید * ۹ زیرا که هنوز بآرامگاه و نصیبی که یهُوَه خدای شما بشما میدهد داخل نشدهاید * ۱۰ اما چون از اُرْدُنّ عبور کرده در زمینی که یهُوَه خدای شما برای شما تقسیم میکند ساکن شوید و او شما را از جمیع دشمنان شما از هرطرف آرامی دهد تا در امنیت سکونت نمایید * ۱۱ آنگاه بمکانی که یهُوَه خدای شما برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد بآنجا هرچه را که من بشما امر فرمایم بیاورید از قربانیهای سوختنی و ذبایح و عُشرهای خود و هدایای افراشتنی دستهای خویش و همهٔ نذرهای بهترین خود که برای خداوند نذر نمایید * ۱۲ و بحضور یهُوَه خدای خود شادی نمایید شما با پسران و دختران و غلامان و کنیزان خود و لاویانی که درون دروازههای شما باشند چونکه ایشان را با شما حصّهای و نصیبی نیست * ۱۳ با حذر باش که در هر جائی که میبینی قربانیهای سوختنی خود را نگذرانی * ۱۴ بلکه در مکانی که خداوند در یکی از اسباط تو برگزیند در آنجا قربانیهای سوختنی خود را بگذرانی و در آنجا هرچه من بتو امر فرمایم بعمل آوری * ۱۵ لیکن گوشت را برحسب تمامی آرزوی دلت موافق برکتی که یهُوَه خدایت بتو دهد در همهٔ دروازههایت ذبح کرده بخور اشخاص نجس و طاهر از آن بخورند چنانکه از غزال و آهو میخورند * ۱۶ ولی خون را نخور آن را مثل آب بر زمین بریز * ۱۷ عُشر غلّه و شیره و روغن و نخستزاده رمه و گله خود را در دروازههای خود مخور و نه هیچ یک از نذرهای خود را که نذر میکنی و از نوافل خود و هدایای افراشتنی دست خود را * ۱۸ بلکه آنها را بحضور یهُوَه خدایت در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند بخور تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاویانی که درون دروازههای تو باشند و بهرچه دست خود را برآن بگذاری بحضور یهُوَه خدایت شادی نما * ۱۹ با حذر باش که لاویان را در تمامی روزهائی که در زمین خود باشی ترک ننمائی * ۲۰ چون یهُوَه خدایت حدود تو را بطوری که تو را وعده داده است وسیع گرداند و بگویی که گوشت خواهم خورد زیرا که دل تو بگوشتخوردن مایل است پس موافق همهٔ آرزوی دلت گوشت را بخور * ۲۱ و اگر مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا اسم خود را در آن بگذارد از تو دور باشد آنگاه از رمه و گله خود که خداوند بتو دهد ذبح کن چنانکه بتو امر فرمودهام و از هرچه دلت بخواهد در دروازههایت بخور * ۲۲ چنانکه غزال و آهو خورده شود آنها را چنین بخور شخص نجس و شخص طاهر از آن برابر بخورند * ۲۳ لیکن هوشیار باش که خون را نخوری زیرا خون جان است و جان را با گوشت نخوری * ۲۴ آن را مخور بلکه مثل آب برزمینش بریز * ۲۵ آن را مخور تا برای تو و بعد از تو برای پسرانت نیکو باشد هنگامی که آنچه در نظر خداوند راست است بجا آوری * ۲۶ لیکن موقوفات خود را که داری و نذرهای خود را برداشته بمکانی که خداوند برگزیند برو * ۲۷ و گوشت و خون قربانیهای سوختنی خود را بر مذبح یهُوَه خدایت بگذران و خون ذبایح تو برمذبح یهُوَه خدایت ریخته شود و گوشت را بخور * ۲۸ متوجه باش که همهٔ این سخنانی را که من بتو امر میفرمایم بشنوی تا برای تو و بعد از تو برای پسرانت هنگامی که آنچه در نظر یهُوَه خدایت نیکو و راست است بجا آوری تا بابد نیکو باشد * ۲۹ وقتی که یهُوَه خدایت امتهائی را که بجهت گرفتن آنها بآنجا میروی از حضور تو منقطع سازد و ایشان را اخراج نموده در زمین ایشان ساکن شوی * ۳۰ آنگاه باحذر باش مبادا بعد از آنکه از حضور تو هلاک شده باشند بدام گرفتهشده ایشان را پیروی نمائی و درباره خدایان ایشان دریافت کرده بگویی که این امتها خدایان خود را چگونه عبادت کردند تا من نیز چنین کنم * ۳۱ با یهُوَه خدای خود چنین عمل منما زیرا هرچه را که نزد خداوند مکروه است و از آن نفرت دارد ایشان برای خدایان خود میکردند حتی اینکه پسران و دختران خود را نیز برای خدایان خود بآتش میسوزانیدند * ۳۲ هر آنچه من بشما امر میفرمایم متوجه شوید تا آن را بعمل آورید چیزی برآن میفزایید و چیزی از آن کم نکنید *
باب سیزدهم
۱ اگر در میان تو نبیای یا بیننده خواب از میان شما برخیزد و آیت یا معجزهای برای شما ظاهر سازد * ۲ و آن آیت یا معجزه واقع شود که از آن تو را خبر داده گفت خدایان غیر را که نمیشناسی پیروی نماییم و آنها را عبادت کنیم * ۳ سخنان آن نبی یا بیننده خواب را مشنو زیرا که یهُوَه خدای شما شما را امتحان میکند تا بداند که آیا یهُوَه خدای خود را بتمامی دل و بتمامی جان خود محبت مینمایید * ۴ یهُوَه خدای خود را پیروی نمایید و از او بترسید و اوامر او را نگاه دارید و قول او را بشنوید و او را عبادت نموده باو ملحق شوید * ۵ و آن نبی یا بینندهٔ خواب کشته شود زیرا که سخنان فتنهانگیز بر یهُوَه خدای شما که شما را از زمین مصر بیرون آورد و تو را از خانه بندگی فدیه داد گفته است تا تو را از طریقی که یهُوَه خدایت بتو امر فرمود تا با آن سلوک نمائی منحرف سازدپس باین طور بدی را از میان خود دور خواهی کرد * ۶ و اگر برادرت که پسر مادرت باشد یا پسر یا دختر تو یا زن همآغوش تو یا رفیقت که مثل جان تو باشد تو را در خفا اغوا کند و گوید که برویم و خدایان غیر را که تو و پدران تو نشناختید عبادت نماییم * ۷ از خدایان امتهائی که باطراف شما میباشند خواه بتو نزدیک و خواه از تو دور باشند از اقصای زمین تا اقصای دیگر آن * ۸ او را قبول مکن و او را گوش مده و چشم تو بر وی رحم نکند و بر او شفقت منما و او را پنهان مکن * ۹ البته او را بقتل رسان دست تو اول بقتل او دراز شود و بعد دست تمامی قوم * ۱۰ و او را بسنگ سنگسار نما تا بمیرد چونکه میخواست تو را از یهُوَه خدایت که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد منحرف سازد * ۱۱ و جمیع اسرائیلیان چون بشنوند خواهند ترسید و بار دیگر چنین امر زشت را در میان شما مرتکب نخواهند شد * ۱۲ اگر درباره یکی از شهرهائی که یهُوَه خدایت بتو بجهت سکونت میدهد خبر یابی * ۱۳ که بعضی پسران بلّیعال از میان تو بیرون رفته ساکنان شهر خود را منحرف ساخته گفتهاند برویم و خدایان غیر را که نشناختهاید عبادت نماییم * ۱۴ آنگاه تفحص و تجسس نموده نیکو استفسار نما و اینک اگر این امر صحیح و یقین باشد که این رجاست در میان تو معمول شده است * ۱۵ البته ساکنان آن شهر را بدم شمشیر بکُش و آن را با هرچه در آن است و بهایمش را بدم شمشیر هلاک نما * ۱۶ و همهٔ غنیمت آن را درمیان کوچهاش جمع کن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یهُوَه خدایت بآتش بالکلّ بسوزان و آن تا بابد تلّی خواهد بود و بار دیگر بنا نخواهد شد * ۱۷ و از چیزهای حرام شده چیزی بدستت نچسبد تا خداوند از شدت خشم خود برگشته برتو رحمت و رأفت بنماید و تو را بیفزاید بطوری که برای پدرانت قَسَم خورده بود * ۱۸ هنگامی که قول یهُوَه خدای خود را شنیده و همهٔ اوامرش را که من امروز بتو امر میفرمایم نگاه داشته آنچه در نظر یهُوَه خدایت راست است بعمل آورده باشی *
باب چهاردهم
۱ شما پسران یهُوَه خدای خود هستیدپس برای مردگان خویشتن را مجروح منمایید و مابین چشمان خود را متراشید * ۲ زیرا تو برای یهُوَه خدایت قوم مقدس هستی و خداوند تو را برای خود برگزیده است تا از جمیع امتهائی که برروی زمیناند بجهت او قوم خاصّ باشی * ۳ هیچ چیز مکروه مخور * ۴ این است حیواناتی که بخورید گاو و گوسفند و بُز * ۵ و آهو و غزال و گور و بزکوهی و ریم و گاوِ دشتی و مَهات * ۶ و هر حیوان شکافته سُم که سُم را بدو حصّه شکافته دارد و نشخوار کند آن را از بهایم بخورید * ۷ لیکن از نشخوارکنندگان و شکافتگانسُم اینها را مخورید یعنی شتر و خرگوش و وَنک زیرا که نشخوار میکنند اما شکافتهسم نیستند اینها برای شما نجساند * ۸ و خوک زیرا شکافته سُم است لیکن نشخوار نمیکند این برای شما نجساست از گوشت آنها مخورید و لاش آنها را لمس مکنید * ۹ از همهٔ آنچه در آب است اینها را بخورید هرچه پر و فلس دارد آنها را بخورید * ۱۰ و هرچه پر و فلس ندارد مخورید برای شما نجس است * ۱۱ از همهٔ مرغان طاهر بخورید * ۱۲ و این است آنهائی که نخورید عقاب و استخوانخوار و نسرِ بحر * ۱۳ و لاشخوار و شاهین و کرکس باجناس آن * ۱۴ و هر غُراب باجناس آن * ۱۵ و شترمرغ و جُغد و مرغ دریائی و باز باجناس آن * ۱۶ و بوم و بوتیمار و قاز * ۱۷ و قائت و رَخَم و غوّاص * ۱۸ و لَقْلَقْ و کُلنک باجناس آن و هُدْهُد و شبپره * ۱۹ و همهٔ حشرات بالدار برای شما نجساند خورده نشوند * ۲۰ اما از همهٔ مرغان طاهر بخورید * ۲۱ هیچ میته مخورید بغریبی که درون دروازههای تو باشد بده تا بخورد یا باجنبی بفروش زیرا که تو برای یهُوَه خدایت قوم مقدس هستی و بزغاله را در شیر مادرش مپز * ۲۲ عُشر تمامی محصولات مزرعه خود را که سال بسال از زمین برآید البته بده * ۲۳ و بحضور یهُوَه خدایت در مکانی که برگزیند تا نام خود را در آنجا ساکن سازد عشر غله و شیره و روغن خود را و نخستزادگان رمه و گله خویش را بخور تا بیاموزی که از یهُوَه خدایت همهٔ اوقات بترسی * ۲۴ و اگر راه از برایت دور باشد که آن را نمیتوانی برد و آن مکانی که یهُوَه خدایت خواهد برگزید تا نام خود را در آنبگذارد وقتی که یهُوَه خدایت تو را برکت دهد از تو دور باشد * ۲۵ پس آن را بنقره بفروش و نقره را بدست خود گرفته بمکانی که یهُوَه خدایت برگزیند برو * ۲۶ و نقره را برای هرچه دلت میخواهد از گاو و گوسفند و شراب و مسکرات و هرچه دلت از تو بطلبد بده و در آنجا بحضور یهُوَه خدایت بخور و خودت با خاندانت شادی نما * ۲۷ و لاویای را که اندرون دروازههایت باشد ترک منما چونکه او را با تو حصّه و نصیبی نیست * ۲۸ و در آخر هر سه سال تمام عُشر محصول خود را در همان سال بیرون آورده در اندرون دروازههایت ذخیره نما * ۲۹ و لاوی چونکه با تو حصّه و نصیبی ندارد و غریب و یتیم و بیوهزنی که درون دروازههایت باشند بیایند و بخورند و سیر شوند تا یهُوَه خدایت تو را در همهٔ اعمال دستت که میکنی برکت دهد *
باب پانزدهم
۱ و در آخر هر هفت سال انفکاک نمائی * ۲ و قانون انفکاک این باشد هر طلبکاری قرضی را که بهمسایه خود داده باشد منفکّ سازد و از همسایه و برادر خود مطالبه نکند چونکه انفکاک خداوند اعلان شده است * ۳ از غریب مطالبه توانی کرد اما هرآنچه از مال تو نزد برادرت باشد دست تو آن را منفکّ سازد * ۴ تا نزد تو هیچ فقیر نباشد زیرا که خداوند تو را در زمینی که یهُوَه خدایت برای نصیب و ملک بتو میدهد البته برکت خواهد داد * ۵ اگر قول یهُوه خدایت را بدقت بشنوی تا متوجه شدهجمیع این اوامر را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آوری * ۶ زیرا که یهُوَه خدایت تو را چنانکه گفته است برکت خواهد داد و بامتهای بسیار قرض خواهی داد لیکن تو مدیون نخواهی شد و بر امتهای بسیار تسلط خواهی نمود و ایشان بر تو مسلط نخواهند شد * ۷ اگر نزد تو در یکی از دروازههایت در زمینی که یهُوَه خدایت بتو میبخشد یکی از برادرانت فقیر باشد دل خود را سخت مساز و دستت را بر برادر فقیر خود مبند * ۸ بلکه البته دست خود را بر او گشاده دار و بقدر کفایت موافق احتیاج او باو قرض بده * ۹ و باحذر باش مبادا در دل تو فکر زشت باشد و بگویی سال هفتم یعنی سال انفکاک نزدیک است و چشم تو بر برادر فقیر خود بد شده چیزی باو ندهی و او از تو نزد خداوند فریاد برآورده برایت گناه باشد * ۱۰ البته باو بدهی و دلت از دادنش آزرده نشود زیرا که بعوض این کار یهُوَه خدایت تو را در تمامی کارهایت و هرچه دست خود را بر آن دراز میکنی برکت خواهد داد * ۱۱ چونکه فقیر از زمینت معدوم نخواهد شد بنابراین من تو را امر فرموده میگویم البته دست خود را برای برادر مسکین و فقیر خود که در زمین تو باشند گشاده دار * ۱۲ اگر مرد یا زن عبرانی از برادرانت بتو فروخته شود و او تو را شش سال خدمت نماید پس در سال هفتم او را از نزد خود آزاد کرده رهاکن * ۱۳ و چون او را از نزد خود آزاد کرده رها میکنی او را تُهیدست روانه مساز * ۱۴ او را از گله و خرمن و چرخُشت خود البته زاد بده باندازهای که یهُوَه خدایت تو را برکت داده باشد باو بده * ۱۵ و بیادآور که تو در زمین مصر غلام بودی و یهُوَه خدایت تو را فدیه داد بنابراین من امروز این را بتو امر میفرمایم * ۱۶ و اگر بتو گوید از نزد تو بیرون نمیروم چونکه تو را و خاندان تو را دوست دارد و او را نزد تو خوش گذشته باشد * ۱۷ آنگاه درفشی گرفته گوشش را با آن بدربدوز تا تو را غلام ابدی باشد و با کنیز خود نیز چنین عمل نما * ۱۸ و چون او را از نزد خود آزاد کرده رها میکنی بنظرت بد نیاید زیرا که دو برابر اُجرتِ اجیرْ تو را شش سال خدمت کرده است و یهُوَه خدایت در هرچه میکنی تو را برکت خواهد داد * ۱۹ همهٔ نخستزادگان نرینه را که از رمه و گله تو زاییده شوند برای یهُوَه خدای خود تقدیس نما و با نخستزاده گاو خود کار مکن و نخستزاده گوسفند خود را پشم مبُر * ۲۰ آنها را بحضور یهُوَه خدای خود در مکانی که خداوند برگزیند تو و اهل خانهات سال بسال بخورید * ۲۱ لیکن اگر عیبی داشته باشد مثلاً لنگ یا کور یا هر عیب دیگر آن را برای یهُوَه خدایت ذبح مکن * ۲۲ آن را در اندرون دروازههایت بخور شخص نجس و شخص طاهر آن را برابر مثل غزال و آهو بخورند * ۲۳ اما خونش را مخور آن را مثل آب برزمین بریز *
باب شانزدهم
۱ ماه ابیب را نگاهدار و فصح را بجهت یهُوَه خدایت بجا آور زیرا که در ماه ابیب یهُوَه خدایت تو را از مصر در شب بیرون آورد * ۲ پس فصح را از رمه و گله برای یهُوَه خدایت ذبح کن در مکانی که خداوند برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد * ۳ با آن خمیرمایه مخور هفت روز نان فطیر یعنی نان مشقّت را با آن بخور زیرا که بتعجیل از زمین مصر بیرون آمدی تا روز خروج خود را از زمین مصر در تمامی روزهای عُمرت بیاد آوری * ۴ پس هفت روز هیچ خمیرمایه در تمامی حدودت دیده نشود و از گوشتی که در شام روز اول ذبح میکنی چیزی تا صبح باقی نماند * ۵ فصح را در هر یکی از دروازههایت که یهُوَه خدایت بتو میدهد ذبح نتوانی کرد * ۶ بلکه در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد در آنجا فصح را در شام وقت غروب آفتاب هنگام بیرون آمدنت از مصر ذبح کن * ۷ و آن را در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند بپز و بخور و بامدادان برخاسته بخیمههایت برو * ۸ شش روز نان فطیر بخور و در روز هفتم جشن مقدس برای یهُوَه خدایت باشد در آن هیچ کار مکن * ۹ هفت هفته برای خود بشمار از ابتدای نهادن داس در زرع خود شمردن هفت هفته را شروعکن * ۱۰ و عید هفتهها را با هدیهٔ نوافل دست خود نگاهدار و آن را باندازه برکتی که یهُوَه خدایت بتو دهد بده * ۱۱ و بحضور یهُوَه خدایت شادی نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاوی که درون دروازههایت باشد و غریب و یتیم و بیوهزنی که در میان تو باشند در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن گرداند * ۱۲ و بیاد آور که در مصر غلام بودی پس متوجه شده این فرایض را بجا آور * ۱۳ عید خیمهها را بعد از جمع کردن حاصل از خرمن و چرخشت خود هفت روز نگاهدار * ۱۴ و در عید خود شادی نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاوی و غریب و یتیم و بیوهزنی که درون دروازههایت باشند * ۱۵ هفت روز در مکانی که خداوند برگزیند برای یهُوَه خدایت عید نگاه دار زیرا که یهُوَه خدایت تو را در همهٔ محصولت و در تمامی اعمال دستت برکت خواهد داد و بسیار شادمان خواهی بود * ۱۶ سه مرتبه در سال جمیع ذکورانت بحضور یهُوَه خدایت در مکانی که او برگزیند حاضر شوند یعنی در عید فطیر و عید هفتهها و عید خیمهها و بحضور خداوند تهیدست حاضر نشوند * ۱۷ هر کس بقدر قوّه خود باندازه برکتی که یهُوَه خدایت بتو عطا فرماید بدهد * ۱۸ داوران و سروران در جمیع دروازههائی که یهُوَه خدایت بتو میدهد برحسب اسباط خودبرایت تعیین نما تا قوم را بحکم عدل داوری نمایند * ۱۹ داوری را منحرف مساز و طرفداری منما و رشوه مگیر زیرا که رشوه چشمان حکما را کور میسازد و سخنان عادلان را کج مینماید * ۲۰ انصاف کامل را پیروی نما تا زنده مانی و زمینی را که یهُوَه خدایت بتو میدهد مالک شوی * ۲۱ اشیرهای از هیچ نوع درخت نزد مذبح یهُوَه خدایت که برای خود خواهی ساخت غرس منما *
۲۲ و ستونی برای خود نصب مکن زیرا یهُوَه خدایت آن را مکروه میدارد *باب هفدهم
۱ گاو یا گوسفندی که در آن عیب یا هیچچیز بد باشد برای یهُوَه خدای خود ذبح منما چونکه آن نزد یهُوَه خدایت مکروه است * ۲ اگر در میان تو در یکی از دروازههایت که یهُوَه خدایت بتو میدهد مرد یا زنی پیدا شود که در نظر یهُوَه خدایت کار ناشایسته نموده از عهد او تجاوز کند * ۳ و رفته خدایان غیر را عبادت کرده سجده نماید خواه آفتاب یا ماه یا هر یک از جنود آسمان که من امر نفرمودهام * ۴ و از آن اطلاع یافته بشنوی پس نیکو تفحص کن و اینک اگر راست و یقین باشد که این رجاست در اسرائیل واقع شده است * ۵ آنگاه آن مرد یا زن را که این کار بد را در دروازههایت کرده است بیرون آور و آن مرد یا زن را با سنگها سنگسار کن تا بمیرند * ۶ از گواهی دو یا سه شاهد آن شخصیکه مستوجب مرگ است کشته شود از گواهی یک نفـر کشته نشود * ۷ اولاً دست شاهدان بجهت کشتنش بر او افراشته شود و بعد از آن دست تمامی قوم پس بدی را از میان خود دور کردهای * ۸ اگر در میان تو امری که حکم بر آن مشکل شود بظهور آید در میان خون و خون و در میان دعوی و دعوی و در میان ضرب و ضرب از مرافعههائی که در دروازههایت واقع شود آنگاه برخاسته بمکانی که یهُوَه خدایت برگزیند برو * ۹ و نزد لاویان کهنه و نزد داوری که در آن روزها باشد رفته مسألت نما و ایشان تو را از فتوای قضا مخبر خواهند ساخت * ۱۰ و برحسب فتوائی که ایشان از مکانی که خداوند برگزیند برای تو بیان میکنند عمل نما و هوشیار باش تا موافق هر آنچه بتو تعلیم دهند عمل نمائی * ۱۱ موافق مضمون شریعتی که بتو تعلیم دهند و مطابق حکمی که بتو گویند عمل نما و از فتوائی که برای تو بیان میکنند بطرف راست یا چپ تجاوز مکن * ۱۲ و شخصی که از روی تکبر رفتار نماید و کاهنی را که بحضور یهُوَه خدایت بجهت خدمت در آنجا میایستد یا داور را گوش نگیرد آن شخص کشته شود پس بدی را از میان اسرائیل دور کردهای * ۱۳ و تمامی قوم چون این را بشنوند خواهند ترسید و بار دیگر از روی تکبر رفتار نخواهند نمود * ۱۴ چون بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد داخل شوی و در آن تصرف نموده ساکن شوی و بگویی مثل جمیع امتهائی که باطراف منند پادشاهی بر خود نصب نمایم * ۱۵ البته پادشاهی را که یهُوَه خدایت برگزیند بر خود نصب نما یکی از برادرانت را بر خود پادشاه بساز و مرد بیگانهای را که از برادرانت نباشد نمیتوانی بر خود مسلط نمائی * ۱۶ لکن او برای خود اسبهای بسیار نگیرد و قوم را بمصر پس نفرستد تا اسبهای بسیار برای خود بگیرد چونکه خداوند بشما گفته است بار دیگر بآن راه برنگردید * ۱۷ و برای خود زنان بسیار نگیرد مبادا دلش منحرف شود و نقره و طلا برای خود بسیار زیاده نیندوزد * ۱۸ و چون بر تخت مملکت خود بنشیند نسخهٔ این شریعت را از آنچه از آن نزد لاویان کهنه است برای خود در طوماری بنویسد * ۱۹ و آن نزد او باشد و همهٔ روزهای عمرش آن را بخواند تا بیاموزد که از یهُوَه خدای خود بترسد و همهٔ کلمات این شریعت و این فرایض را نگاه داشته بعمل آورد * ۲۰ مبادا دل او بر برادرانش افراشته شود و از این اوامر بطرف چپ یا راست منحرف شود تا آنکه او و پسرانش در مملکت او در میان اسرائیل روزهای طویل داشته باشند *
باب هجدهم
۱ لاویان کهنه و تمامی سبط لاوی راحصّه و نصیبی با اسرائیل نباشدهدایای آتشین خداوند و نصیب او را بخورند * ۲ پس ایشان در میان برادران خود نصیب نخواهند داشت خداوند نصیب ایشان است چنانکه بایشان گفته است * ۳ و حق کاهنان از قوم یعنی از آنانی که قربانی خواه از گاو و خواه از گوسفند میگذرانند این است که دوش و دو بنا گوش و شکنبه را بکاهن بدهند * ۴ و نوبر غله و شیره و روغن خود و اولْ چین پشم گوسفند خود را باو بده * ۵ زیرا که یهُوَه خدایت او را از همهٔ اسباطت برگزیده است تا او و پسرانش همیشه بایستند و بنام خداوند خدمت نمایند * ۶ و اگر احدی از لاویان از یکی از دروازههایت از هر جائی در اسرائیل که در آنجا ساکن باشد آمده بتمامی آرزوی دل خود بمکانی که خداوند برگزیند برسد * ۷ پس بنام یهُوَه خدای خود مثل سایر برادرانش از لاویانی که در آنجا بحضور خداوند میایستند خدمت نماید * ۸ حصّههای برابر بخورند سوای آنچه از ارثیت خود بفروشد * ۹ چون بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد داخل شوی یاد مگیر که موافق رجاسات آن امتها عمل نمائی * ۱۰ و در میان تو کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذرانند و نه فالگیر و نه غیبگو و نه افسونگر و نه جادوگر * ۱۱ و نه ساحر و نه سؤالکنندهٔ از اجنّه و نه رَمّال و نه کسی که از مردگان مشورت میکند * ۱۲ زیرا هرکه این کارها را کند نزد خداوند مکروه است و بسبب این رجاسات یهُوَه خدایت آنها را از حضور تو اخراج میکند * ۱۳ نزد یهُوَه خدایت کامل باش * ۱۴ زیرا این امتهائی که تو آنها را بیرون میکنی بغیبگویان و فالگیران گوش میگیرند و اما یهُوَه خدایت تو را نمیگذارد که چنین بکنی * ۱۵ یهُوَه خدایت نبیای را از میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید او را بشنوید * ۱۶ موافق هر آنچه در حوریب در روز اجتماع از یهُوَه خدای خود مسألت نموده گفتی آواز یهُوَه خدای خود را دیگر نشنوم و این آتش عظیم را دیگر نبینم مبادا بمیرم * ۱۷ و خداوند بمن گفت آنچه گفتند نیکو گفتند * ۱۸ نبیای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را بدهانش خواهم گذاشت و هر آنچه باو امر فرمایم بایشان خواهد گفت * ۱۹ و هر کسی که سخنان مرا که او باسم من گوید نشنود من از او مطالبه خواهم کرد * ۲۰ و اما نبیای که جسارت نموده باسم من سخن گوید که بگفتنش امر نفرمودم یا باسم خدایان غیر سخن گوید آن نبی البته کشته شود * ۲۱ و اگر در دل خود گویی سخنی را که خداوند نگفته است چگونه تشخیص نماییم * ۲۲ هنگامی که نبی باسم خداوند سخن گوید اگر آن چیز واقع نشود و بانجام نرسد این امری است که خداوند نگفته است بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته استپس از او نترس *
باب نوزدهم
۱ وقتی که یهُوَه خدایت این امتها را کهیهُوَه خدایت زمین ایشان را بتو میدهد منقطع سازد و تو وارث ایشان شده در شهرها و خانههای ایشان ساکن شوی * ۲ پس سه شهر را برای خود در میان زمینی که یهُوَه خدایت بجهت ملکیت بتو میدهد جدا کن * ۳ شاهراه را برای خود درست کن و حدود زمین خود را که یهُوَه خدایت برای تو تقسیم میکند سه قسمت کن تا هر قاتلی در آنجا فرار کند * ۴ و این است حکم قاتلی که بآنجا فرار کرده زنده ماند هر که همسایهٔ خود را نادانسته بکشد و قبل از آن از او بغض نداشت * ۵ مثل کسی که با همسایهٔ خود برای بریدن درخت در جنگل برود و دستش برای قطع نمودن درخت تبر را بلند کند و آهن از دسته بیرون رفته بهمسایهاش بخورد تا بمیرد پس بیکی از آن شهرها فرار کرده زنده ماند * ۶ مبادا ولّی خون وقتی که دلش گرم است قاتل را تعاقب کند و بسبب مسافت راه بوی رسیده او را بکشد و او مستوجب موت نباشد چونکه او را پیشتر بغض نداشت * ۷ از این جهت من تو را امر فرموده گفتم برای خود سه شهر جدا کن * ۸ و اگر یهُوَه خدایت حدود تو را بطوری که بپدرانت قسم خورده است وسیع گرداند و تمامی زمین را بتو عطا فرماید که بدادن آن بپدرانت وعده داده است * ۹ و اگر تمامی این اوامر را که من امروز بتو میفرمایم نگاه داشته بجاآوری که یهُوَه خدای خود را دوست داشته بطریقهای او دائماً سلوک نمائی آنگاه سه شهر دیگر بر این سه برای خود مزید کن * ۱۰ تا خون بیگناه در زمینی که یهُوَه خدایت برای ملکیت بتو میدهد ریخته نشود و خون بر گردن تو نباشد * ۱۱ لیکن اگر کسی همسایهٔ خود را بغض داشته در کمین او باشد و بر او برخاسته او را ضرب مهلک بزند که بمیرد و بیکی از این شهرها فرار کند * ۱۲ آنگاه مشایخ شهرش فرستاده او را از آنجا بگیرند و او را بدست ولّی خون تسلیم کنند تا کشته شود * ۱۳ چشم تو بر او ترحم نکند تا خون بیگناهی را از اسرائیل دور کنی و برای تو نیکو باشد * ۱۴ حد همسایهٔ خود را که پیشینیان گذاشتهاند در مِلک تو که بدست تو خواهد آمد در زمینی که یهُوَه خدایت برای تصرفش بتو میدهد منتقل مساز * ۱۵ یک شاهد بر کسی برنخیزد بهر تقصیر و هر گناه از جمیع گناهانی که کرده باشد بگواهی دو شاهد یا بگواهی سه شاهد هر امری ثابت شود * ۱۶ اگر شاهد کاذبی بر کسی برخاسته بمعصیتش شهادت دهد * ۱۷ آنگاه هر دو شخصی که منازعه در میان ایشان است بحضور خداوند و بحضور کاهنان و داورانی که در آن زمان باشند حاضر شوند * ۱۸ و داوران نیکو تفحص نمایند و اینک اگر شاهد شاهد کاذب است و بر برادر خود شهادت دروغ داده باشد * ۱۹ پس بطوری که او خواست با برادر خود عمل نماید بااو همان طور رفتار نمایند تا بدی را از میان خود دور نمائی * ۲۰ و چون بقیهٔ مردمان بشنوند خواهند ترسید و بعد از آن مثل این کار زشت در میان شما نخواهند کرد * ۲۱ و چشم تو ترحم نکند جان بعوض جان و چشم بعوض چشم و دندان بعوض دندان و دست بعوض دست و پا بعوض پا *
باب بیستم
۱ چون برای مقاتله با دشمن خود بیرونروی و اسبها و ارابهها و قومی را زیاده از خود بینی از ایشان مترس زیرا یهُوَه خدایت که تو را از زمین مصر برآورده است با توست * ۲ و چون بجنگ نزدیک شوید آنگاه کاهن پیش آمده قوم را مخاطب سازد * ۳ و ایشان را گوید ای اسرائیل بشنوید شما امروز برای مقاتلهٔ با دشمنان خود پیش میروید دل شما ضعیف نشود و از ایشان ترسان و لرزان و هراسان مباشید * ۴ زیرا یهُوَه خدای شما با شما میرود تا برای شما با دشمنان شما جنگ کرده شما را نجات دهد * ۵ و سروران قوم را خطاب کرده گویند کیست که خانه نو بنا کرده آن را تخصیص نکرده است او روانه شده بخانه خود برگردد مبادا در جنگ بمیرد و دیگری آن را تخصیص نماید * ۶ و کیست که تاکستانی غرس نموده آن را حلال نکرده است او روانه شده بخانهٔ خود برگردد مبادا در جنگ بمیرد و دیگری آن را حلال کند * ۷ و کیست که دختری نامزد کرده بنکاح در نیاورده است او روانهشده بخانهٔ خود برگردد مبادا در جنگ بمیرد و دیگری او را بنکاح درآورد * ۸ و سروران نیز قوم را خطاب کرده گویند کیست که ترسان و ضعیفدل است او روانه شده بخانهاش برگردد مبادا دل برادرانش مثل دل او گداخته شود * ۹ و چون سروران از تکلمنمودن بقوم فارغ شوند بر سر قوم سرداران لشکر مقرر سازند * ۱۰ چون بشهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمائی آن را برای صلح ندا بکن * ۱۱ و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازهها را برای تو بگشاید آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند بتو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند * ۱۲ و اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند پس آن را محاصره کن * ۱۳ و چون یهُوَه خدایت آن را بدست تو بسپارد جمیع ذکورانش را بدم شمشیر بکش * ۱۴ لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد یعنی تمامی غنیمتش را برای خود بتاراج ببر و غنایم دشمنان خود را که یهُوَه خدایت بتو دهد بخور * ۱۵ به همهٔ شهرهائی که از تو بسیار دورند که از شهرهای این امتها نباشند چنین رفتار نما * ۱۶ اما از شهرهای این امتهائی که یهُوَه خدایت تو را بملکیت میدهد هیچ ذینفس را زنده مگذار * ۱۷ بلکه ایشان را یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان و یبوسیان را چنانکه یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است بالکل هلاک ساز * ۱۸ تا شما را تعلیم ندهند که موافق همهٔ رجاساتی که ایشان با خدایان خود عمل مینمودند عمل نمایید و بیهُوَه خدای خود گناه کنید * ۱۹ چون برای گرفتن شهری با آن جنگ کنی و آن را روزهای بسیار محاصره نمائی تبر بردرختهایش مزن و آنها را تلف مساز چونکه از آنها میخوری پس آنها را قطع منما زیرا آیا درخت صحرا انسان است تا آن را محاصره نمائی * ۲۰ و اما درختی که میدانی درختی نیست که از آن خورده شود آن را تلف ساخته قطع نما و سنگری بر شهری که با تو جنگ میکند بنا کن تا منهدم شود *
باب بیست و یکم
۱ اگر در زمینی که یهُوَه خدایت برایتصرّفش بتو میدهد مقتولی در صحرا افتاده پیدا شود و معلوم نباشد که قاتل او کیست * ۲ آنگاه مشایخ و داوران تو بیرون آمده مسافت شهرهائی را که در اطراف مقتول است بپیمایند * ۳ و اما شهری که نزدیکتر بمقتول است مشایخ آن شهر گوسالهٔ رمه را که با آن خیش نزده و یوغ بآن نبستهاند بگیرند * ۴ و مشایخ آن شهر آن گوساله را در وادیای که آب در آن همیشه جاری باشد و در آن خیش نزده و شخم نکرده باشند فرود آورند و آنجا در وادی گردن گوساله را بشکنند * ۵ و بنیلاوی کهنه نزدیک بیایند چونکه یهُوَه خدایت ایشان را برگزیده است تا او را خدمت نمایند و بنام خداوند برکت دهند و برحسب قول ایشان هر منازعه و هر آزاری فیصل پذیرد * ۶ و جمیع مشایخ آن شهری که نزدیکتر بمقتول است دستهای خود را بر گوسالهای که گردنش در وادی شکسته شده است بشویند * ۷ و جواب داده بگویند دستهای ما این خون را نریخته و چشمان ما ندیده است * ۸ ای خداوند قوم خود اسرائیل را که فدیه دادهای بیامرز و مگذار که خون بیگناه در میان قوم تو اسرائیل بماند پسخون برای ایشان عفو خواهد شد * ۹ پس خون بیگناه را از میان خود رفع کردهای هنگامی که آنچه در نظر خداوند راست است بعمل آوردهای * ۱۰ چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی و یهُوَه خدایت ایشان را بدستت تسلیم نماید و ایشان را اسیر کنی * ۱۱ و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده عاشق او بشوی و بخواهی او را بزنی خود بگیری * ۱۲ پس او را بخانهٔ خود ببر و او سر خود را بتراشد و ناخن خود را بگیرد * ۱۳ و رخت اسیری خود را بیرون کرده در خانهٔ تو بماند و برای پدر و مادر خود یک ماه ماتم گیرد و بعد از آن باو درآمده شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود * ۱۴ و اگر از وی راضی نباشی او را بخواهش دلش رها کن لیکن او را بنقره هرگز مفروش و باو سختی مکن چونکه او را ذلیل کردهای * ۱۵ و اگر مردی را دو زن باشد یکی محبوبه و یکی مکروهه و محبوبه و مکروهه هر دو برایش پسران بزایند و پسر مکروهه نخستزاده باشد * ۱۶ پس در روزی که اموال خود را بپسران خویش تقسیم نماید نمیتواند پسر محبوبه را بر پسر مکروهه که نخستزاده است حق نخستزادگی دهد * ۱۷ بلکه حصّهای مضاعف از جمیع اموال خود را بپسر مکروهه داده او را نخستزادهٔ خویش اقرار نماید زیرا که او ابتدایقوت اوست و حق نخستزادگی از آن او میباشد * ۱۸ اگر کسی را پسری سرکش و فتنهانگیز باشد که سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد و هر چند او را تأدیب نمایند ایشان را نشنود * ۱۹ پدر و مادرش او را گرفته نزد مشایخ شهرش بدروازهٔ محلهاش بیاورند * ۲۰ و بمشایخ شهرش گویند این پسر ما سرکش و فتنهانگیز است سخن ما را نمیشنود و مسرف و میگسار است * ۲۱ پس جمیع اهل شهرش او را بسنگ سنگسار کنند تا بمیرد پس بدی را از میان خود دور کردهای و تمامی اسرائیل چون بشنوند خواهند ترسید * ۲۲ و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است کرده باشد و کشته شود و او را بدار کشیده باشی * ۲۳ بدنش در شب بر دار نماند او را البته در همان روز دفن کن زیرا آنکه بر دار آویخته شود ملعون خدا است تا زمینی را که یهُوَه خدایت تو را بملکیت میدهد نجس نسازی *
باب بیست و دوم
۱ اگر گاو یا گوسفند برادر خود را گم شده بینی از او رومگردان آن را البته نزد برادر خود برگردان * ۲ و اگر برادرت نزدیک تو نباشد یا او را نشناسی آن را بخانهٔ خود بیاور و نزد تو بماند تا برادرت آن را طلب نماید آنگاه آن را باو رد نما * ۳ و بالاغ او چنین کن و بهلباسش چنین عمل نما و بهر چیز گمشدهٔ برادرت که از او گم شود و یافته باشی چنین عمل نما نمیتوانی از او روگردانی * ۴ اگر الاغ یا گاو برادرت را در راه افتاده بینی از آن رومگردان البته آن را با او برخیزان * ۵ متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد زیرا هر که این را کند مکروه یهُوَه خدای توست * ۶ اگر اتفاقاً آشیانهٔ مرغی در راه بنظر تو آید خواه بر درخت یا بر زمین و در آن بچهها یا تخمها باشد و مادر بر بچهها یا تخمها نشسته مادر را با بچهها مگیر * ۷ مادر را البته رها کن و بچهها را برای خود بگیر تا برای تو نیکو شود و عمر دراز کنی * ۸ چون خانهٔ نو بنا کنی بر پشتبام خود دیواری بساز مبادا کسی از آن بیفتد و خون بر خانهٔ خود بیاوری * ۹ در تاکستان خود دو قسم تخم مکار مبادا تمامی آن یعنی هم تخمی که کاشتهای و هم محصول تاکستان وقف شود * ۱۰ گاو و الاغ را با هم جفت کرده شیار منما * ۱۱ پارچهٔ مختلط از پشم و کتان با هم مپوش * ۱۲ بر چهار گوشهٔ رخت خود که خود را بآن میپوشانی رشتهها بساز * ۱۳ اگر کسی برای خود زنی گیرد و چون بدو درآید او را مکروه دارد * ۱۴ و اسباب حرف بدو نسبت داده از او اسم بد شهرت دهد و گوید این زن را گرفتم و چون باو نزدیکی نمودم او راباکره نیافتم * ۱۵ آنگاه پدر و مادر آن دختر علامت بکارت دختر را برداشته نزد مشایخ شهر نزد دروازه بیاورند * ۱۶ و پدر دختر بمشایخ بگوید دختر خود را باین مرد بزنی دادهام و از او کراهت دارد * ۱۷ و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده میگوید دختر تو را باکره نیافتم و علامت بکارت دختر من این است پس جامه را پیش مشایخ شهر بگسترانند * ۱۸ پس مشایخ آن شهر آن مرد را گرفته تنبیه کنند * ۱۹ و او را صد مثقال نقره جریمه نموده بپدر دختر بدهند چونکه بر باکره اسرائیل بدنامی آورده است و او زن وی خواهد بود و در تمامی عمرش نمیتواند او را رها کند * ۲۰ لیکن اگر این سخن راست باشد و علامت بکارت آن دختر پیدا نشود * ۲۱ آنگاه دختر را نزد در خانهٔ پدرش بیرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد چونکه در خانهٔ پدر خود زنا کرده در اسرائیل قباحتی نموده است پس بدی را از میان خود دور کردهای * ۲۲ اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری همبستر شده باشد پس هر دو یعنی مردی که با زن خوابیده است و زن کشته شوند پس بدی را از اسرائیل دور کردهای * ۲۳ اگر دختر باکرهای بمردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته با او همبستر شود * ۲۴ پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده ایشان را با سنگها سنگسار کنند تا بمیرند اما دختر را چونکه در شهر بود و فریاد نکرد و مرد را چونکه زن همسایهٔ خود را ذلیل ساخت پس بدی را از میان خود دور کردهای * ۲۵ اما اگر آن مرد دختری نامزد را در صحرا یابد و آن مرد باو زور آورده با او بخوابد پس آن مرد که با او خوابید تنها کشته شود * ۲۶ و اما با دختر هیچ مکن زیرا بر دختر گناهِ مستلزم موت نیست بلکه این مثل آن است که کسی بر همسایهٔ خود برخاسته او را بکشد * ۲۷ چونکه او را در صحرا یافت و دختر نامزد فریاد برآورد و برایش رهانندهای نبود * ۲۸ و اگر مردی دختر باکرهای را که نامزد نباشد بیابد و او را گرفته با او همبستر شود و گرفتار شوند * ۲۹ آنکه آن مرد که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره بپدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد چونکه او را ذلیل ساخته است و در تمامی عمرش نمیتواند او را رها کند * ۳۰ هیچ کس زن پدر خود را نگیرد و دامن پدر خود را منکشف نسازد *
باب بیست و سوم
۱ شخصی که کوبیده بیضه و آلت بریده باشد داخل جماعت خداوند نشود * ۲ حرامزادهای داخل جماعت خداوند نشود حتی تا پشت دهم احدی از او داخل جماعت خداوند نشود * ۳ عمّونی و موآبی داخل جماعت خداوند نشوند حتی تا پشت دهم احدی از ایشان هرگز داخل جماعت خداوند نشود * ۴ زیرا وقتی که شما از مصر بیرون آمدید شما را در راه بنان و آب استقبال نکردند و از این جهت که بَلْعام بن بعور را از فتورِ ارام نهرین اجیر کردند تاتو را لعنت کند * ۵ لیکن یهُوَه خدایت نخواست بلعام را بشنود پس یهُوَه خدایت لعنت را بجهت تو ببرکت تبدیل نمود چونکه یهُوَه خدایت تو را دوست میداشت * ۶ ابداً در تمامی عمرت جویای خیریت و سعادت ایشان مباش * ۷ ادومی را دشمن مدار چونکه برادر توست و مصری را دشمن مدار چونکه در زمین وی غریب بودی * ۸ اولادی که از ایشان زاییده شوند در پشت سوم داخل جماعت خداوند شوند * ۹ چون در اردو بمقابله دشمنانت بیرون روی خویشتن را از هر چیز بد نگاه دار * ۱۰ اگر در میان شما کسی باشد که از احتلام شب نجس شود از اردو بیرون رود و داخل اردو نشود * ۱۱ چون شب نزدیک شود با آب غسل کند و چون آفتاب غروب کند داخل اردو شود * ۱۲ و تو را مکانی بیرون از اردو باشد تا بآنجا بیرون روی * ۱۳ و در میان اسباب تو میخی باشد و چون بیرون مینشینی با آن بکَن و برگشته فضلهٔ خود را از آن بپوشان * ۱۴ زیرا که یهُوَه خدایت در میان اردوی تو میخرامد تا تو را رهائی داده دشمنانت را بتو تسلیم نماید پس اردوی تو مقدس باشد مبادا چیز پلید را در میان تو دیده از تو روگرداند * ۱۵ غلامی را که از آقای خود نزد تو بگریزد بآقایش مسپار * ۱۶ با تو در میان تو در مکانی کهبرگزینـد در یکــی از شهرهـای تـو کـه بـه نظـرش پسنـد آیـد ساکـن شـود و بر او جفا منما * ۱۷ از دختران اسرائیل فاحشهای نباشد و از پسران اسرائیل لواطی نباشد * ۱۸ اجرت فاحشه و قیمت سگ را برای هیچ نذری بخانهٔ یهُوَه خدایت میاور زیرا که این هر دو نزد یهُوَه خدایت مکروه است * ۱۹ برادر خود را بسود قرض مده نه بسود نقره و نه بسود آذوقه و نه بسود هر چیزی که بسود داده میشود * ۲۰ غریب را میتوانی بسود قرض بدهی اما برادر خود را بسود قرض مده تا یهُوَه خدایت در زمینی که برای تصرفش داخل آن میشوی تو را بهر چه دستت را بر آن دراز میکنی برکت دهد * ۲۱ چون نذری برای یهُوَه خدایت میکنی در وفای آن تأخیر منما زیرا که یهُوَه خدایت البته آن را از تو مطالبه خواهد نمود و برای تو گناه خواهد بود * ۲۲ اما اگر از نذر کردن ابا نمائی تو را گناه نخواهد بود * ۲۳ آنچه را که از دهانت بیرون آید هوشیار باش که بجا آوری موافق آنچه برای یهُوَه خدایت از ارادهٔ خود نذر کردهای و بزبان خود گفتهای * ۲۴ چون بتاکستان همسایهٔ خود درآیی از انگور هر چه میخواهی بسیری بخور اما در ظرف خود هیچ مگذار * ۲۵ چون بکشتزار همسایهٔ خود داخل شوی خوشهها را بدست خود بچین اما داس بر کشت همسایهٔ خود مگذار *
باب بیست و چهارم
۱ چون کسی زنی گرفته بنکاح خود درآورد اگر در نظر او پسند نیاید از این که چیزی ناشایسته در او بیابد آنگاه طلاقنامهای نوشته بدستش دهد و او را از خانهاش رها کند * ۲ و از خانه او روانه شده برود و زن دیگری شود * ۳ و اگر شوهر دیگر نیز او را مکروه دارد و طلاقنامهای نوشته بدستش بدهد و او را از خانهاش رها کند یا اگر شوهری دیگر که او را بزنی گرفت بمیرد * ۴ شوهر اول که او را رها کرده بود نمیتواند دوباره او را بنکاح خود درآورد بعد از آن که ناپاک شده است زیرا که این بنظر خداوند مکروه است پس بر زمینی که یهُوَه خدایت تو را بملکیت میدهد گناه میاور * ۵ چون کسی زن تازهای بگیرد در لشکر بیرون نرود و هیچ کار باو تکلیف نشود تا یک سال در خانهٔ خود آزاد بماند و زنی را که گرفته است مسرور سازد * ۶ هیچکس آسیا یا سنگ بالائی آن را بگرو نگیرد زیرا که جان را بگرو گرفته است * ۷ اگر کسی یافت شود که یکی از برادران خود از بنی اسرائیل را دزدیده بر او ظلم کند یا بفروشد آن دزد کشته شود پس بدی را از میان خود دور کردهای * ۸ دربارهٔ بلای برص هوشیار باش که بهر آنچه لاویان کهنه شما را تعلیم دهند بدقت توجه نموده عمل نمایید و موافق آنچه بایشان امر فرمودم هوشیار باشید که عمل نمایید * ۹ بیاد آور که یهُوَه خدایت در راه با مریم چه کرد وقتی که شما از مصر بیرون آمدید * ۱۰ چون بهمسایهٔ خود هر قسم قرض دهی برای گرفتن گرو بخانهاش داخل مشو * ۱۱ بلکه بیرون بایست تا شخصی که باو قرض میدهی گرو را نزد تو بیرون آورد * ۱۲ و اگر مرد فقیر باشد در گرو او مخواب * ۱۳ البته بوقت غروب آفتاب گرو را باو پس بده تا در رخت خود بخوابد و تو را برکت دهد و بحضور یهُوَه خدایت عدالت شمرده خواهد شد * ۱۴ بر مزدوری که فقیر و مسکین باشد خواه از برادرانت و خواه از غریبانی که در زمینت در اندرون دروازههای تو باشند ظلم منما * ۱۵ در همان روز مزدش را بده و آفتاب بر آن غروب نکند چونکه او فقیر است و دل خود را بآن بسته است مبادا بر تو نزد خداوند فریاد برآورد و برای تو گناه باشد * ۱۶ پدران بعوض پسران کشته نشوند و نه پسران بعوض پدران کشته شوند هر کس برای گناه خود کشته شود * ۱۷ داوری غریب و یتیم را منحرف مساز و جامهٔ بیوه را بگرو مگیر * ۱۸ و بیاد آور که در مصر غلام بودی و یهُوَه خدایت تو را از آنجا فدیه داد بنابراین من تو را امر میفرمایم که این کار را معمول داری * ۱۹ چون محصول خود را در مزرعهٔ خویش درو کنی و در مزرعه بافهای فراموش کنی برای برداشتن آن برمگرد برای غریب و یتیم و بیوهزن باشد تا یهُوَه خدایت تو را در همهٔ کارهای دستت برکت دهد * ۲۰ چون زیتون خود را بتکانی بار دیگر شاخهها را متکان برای غریب و یتیم و بیوهباشد * ۲۱ چون انگور تاکستان خود را بچینی بار دیگر آن را مچین برای غریب و یتیم و بیوه باشد * ۲۲ و بیاد آور که در زمین مصر غلام بودی بنابراین تو را امر میفرمایم که این کار را معمول داری *
باب بیست و پنجم
۱ اگر در میان مردم مرافعهای باشد و بمحاکمه آیند و در میان ایشان داوری نمایند آنگاه عادل را عادل شمارند و شریر را ملزم سازند * ۲ و اگر شریر مستوجب تازیانه باشد آنگاه داورْ او را بخواباند و حکم دهد تا او را موافق شرارتش بحضور خود بشماره بزنند * ۳ چهل تازیانه او را بزند و زیاد نکند مبادا اگر از این زیاده کرده تازیانهٔ بسیار زند برادرت در نظر تو خوار شود * ۴ دهن گاو را هنگامی که خرمن را خرد میکند مبند * ۵ اگر برادران با هم ساکن باشند و یکی از آنها بیاولاد بمیرد پس زنِ آن متوفی خارج بشخص بیگانه داده نشود بلکه برادر شوهرش باو درآمده او را برای خود بزنی بگیرد و حق برادر شوهری را با او بجا آورد * ۶ و نخستزادهای که بزاید باسم برادر متوفای او وارث گردد تا اسمش از اسرائیل محو نشود * ۷ و اگر آن مرد بگرفتن زن برادرش راضی نشود آنگاه زن برادرش بدروازه نزد مشایخ برود و گوید برادر شوهر من از برپا داشتن اسم برادر خود در اسرائیل انکار میکند و از بجا آوردن حق برادر شوهری با من ابا مینماید * ۸ پس مشایخ شهرش او را طلبیده با وی گفتگو کنند واگر اصرار کرده بگوید نمیخواهم او را بگیرم * ۹ آنگاه زن برادرش نزد وی آمده بحضور مشایخ کفش او را از پایش بکند و برویش آب دهن اندازد و در جواب گوید با کسی که خانهٔ برادر خـود را بنا نکنـد چنین کـرده شود * ۱۰ و نام او در اسرائیل خانهٔ کفش کنـده خوانـده شـود * ۱۱ و اگر دو شخص با یکدیگر منازعه نمایند و زن یکی پیش آید تا شوهر خود را از دست زنندهاش رها کند و دست خود را دراز کرده عورت او را بگیرد * ۱۲ پس دست او را قطع کن و چشم تو بر او ترحم نکند * ۱۳ در کیسهٔ تو وزنههای مختلف بزرگ و کوچک نباشد * ۱۴ در خانهٔ تو کیلهای مختلفْ بزرگ و کوچک نباشد * ۱۵ تو را وزن صحیح و راست باشد و تو را کیل صحیح و راست باشد تا عمـرت در زمینـی که یهُوَه خدایت بتو میدهد دراز شود * ۱۶ زیرا هر که این کار کند یعنی هر که بیانصافی نماید نزد یهُوَه خدایت مکروه است * ۱۷ بیاد آور آنچه عمالیق وقت بیرون آمدنت از مصـر در راه بتـو نمودند * ۱۸ که چگونه تو را در راه مقابله کـرده همهٔ واماندگان را در عقب تـو از مؤخرت قطع نمودنـد در حالـی که تو ضعیف و وامانده بودی و از خـدا نترسیدنـد * ۱۹ پس چـون یهُـوَه خدایت تـو را در زمینی که یهُـوَه خدایت تو را برای تصرفش نصیب میدهد از جمیع دشمنانت آرامی بخشد آنگاه ذکر عمالیـق را از زیر آسمان محو ساز و فراموش مکن *
باب بیست و ششم
۱ و چون بزمینی که یهُوَه خدایت تو را نصیب میدهد داخل شدی و در آن تصرف نموده ساکن گردیدی * ۲ آنگاه نوبر تمامی حاصل زمین را که از زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد جمع کرده باشی بگیر و آن را در سبد گذاشته بمکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن گرداند برو * ۳ و نزد کاهنی که در آن روزها باشد رفته وی را بگو امروز برای یهُوَه خدایت اقرار میکنم که بزمینی که خداوند برای پدران ما قسم خورد که بما بدهد داخل شدهام * ۴ و کاهن سبد را از دستت گرفته پیش مذبح یهُوَه خدایت بگذارد * ۵ پس تو بحضور یهُوَه خدای خود اقرار کرده بگو پدر من اَرامی آواره بود و با عددی قلیل بمصر فرود شده در آنجا غربت پذیرفت و در آنجا امتی بزرگ و عظیم و کثیر شد * ۶ و مصریان با ما بدرفتاری نموده ما را ذلیل ساختند و بندگی سخت بر ما نهادند * ۷ و چون نزد یهُوَه خدای پدران خود فریاد برآوردیم خداوند آواز ما را شنید و مشقت و محنت و تنگی ما را دید * ۸ و خداوند ما را از مصر بدست قوی و بازوی افراشته و خوف عظیم و با آیات و معجزات بیرون آورد * ۹ و ما را باین مکان درآورده این زمین را زمینی که بشیر و شهد جاری است بما بخشید * ۱۰ و الا´ن اینک نوبر حاصل زمینی را که تو ای خداوند بمن دادی آوردهام پس آن را بحضور یهُوَه خدای خود بگذار و بحضور یهُوَه خدایت عبادت نما * ۱۱ و تو با لاوی و غریبی که در میان تو باشد از تمامی نیکویی که یهُوَه خدایت بتو و بهخاندانت بخشیده است شادی خواهی نمود * ۱۲ و در سال سوم که سال عشر است چون از گرفتن تمامی عشر محصول خود فارغ شدی آن را بلاوی و غریب و یتیم و بیوهزن بده تا در اندرون دروازههای تو بخورند و سیر شوند * ۱۳ و بحضور یهُوَه خدایت بگو موقوفات را از خانهٔ خود بیرون کردم و آنها را نیز بلاوی و غریب و یتیم و بیوهزن موافق تمامی اوامری که بمن امر فرمودی دادم و از اوامر تو تجاوز ننموده فراموش نکردم * ۱۴ در ماتم خود از آنها نخوردم و در نجاستی از آنها صرف ننمودم و برای اموات از آنها ندادم بلکه بقول یهُوَه خدایم گوش داده موافق هر آنچه بمن امر فرمودی رفتار نمودم * ۱۵ از مسکن مقدس خود از آسمان بنگر و قوم خود اسرائیل و زمینی را که بما دادی چنانکه برای پدران ما قسم خوردی زمینی که بشیر و شهد جاری است برکت بده * ۱۶ امروز یهُوَه خدایت تو را امر میفرماید که این فرایض و احکام را بجا آوری پس آنها را بتمامی دل و تمامی جان خود نگاه داشته بجا آور * ۱۷ امروز بیهُوَه اقرار نمودی که خدای توست و اینکه بطریقهای او سلوک خواهی نمود و فرایض و اوامر و احکام او را نگاه داشته آواز او را خواهی شنید * ۱۸ و خداوند امروز بتو اقرار کرده است که تو قوم خاص او هستی چنانکه بتو وعده داده است و تا تمامی اوامر او را نگاه داری * ۱۹ و تا تو را در ستایش و نام و اکراماز جمیع امتهائی که ساخته است بلند گرداند و تا برای یهُوَه خدایت قوم مقدس باشی چنانکه وعده داده است *
باب بیست و هفتم
۱ و موسی و مشایخ اسرائیل قوم را امر فرموده گفتند تمامی اوامری را که من امروز بشما امر میفرمایم نگاه دارید * ۲ و در روزی که از اردن بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد عبور کنید برای خود سنگهای بزرگ برپا کرده آنها را با گچ بمال * ۳ و بر آنها تمامی کلمات این شریعت را بنویس هنگامی که عبور نمائی تا بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد داخل شوی زمینی که بشیر و شهد جاری است چنانکه یهُوَه خدای پدرانت بتو وعده داده است * ۴ و چون از اردن عبور نمودی این سنگها را که امروز بشما امر میفرمایم در کوه عیبال برپا کرده آنها را با گچ بمال * ۵ و در آنجا مذبحی برای یهُوَه خدایت بنا کن و مذبح از سنگها باشد و آلت آهنین بر آنها بکار مبر * ۶ مذبح یهُوَه خدای خود را از سنگهای ناتراشیده بنا کن و قربانیهای سوختنی برای یهُوَه خدایت بر آن بگذران * ۷ و ذبایح سلامتی ذبح کرده در آنجا بخور و بحضور یهُوَه خدایت شادی نما * ۸ و تمامی کلمات این شریعت را بر آن بخط روشن بنویس * ۹ پس موسی و لاویان کهنه تمامی اسرائیل راخطاب کرده گفتند * ۱۰ ای اسرائیل خاموش باش و بشنو امروز قوم یهُوَه خدایت شدی * ۱۱ پس آواز یهُوَه خدایت را بشنو و اوامر و فرایض او را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آر و در آن روز موسی قوم را امر فرموده گفت * ۱۲ چون از اردن عبور کردید اینان یعنی شمعون و لاوی و یهودا و یسّاکار و یوسف و بنیامین بر کوه جَرِزّیم بایستند تا قوم را برکت دهند * ۱۳ و اینان یعنی رؤبین و جاد و اشیر و زبولون و دان و نفتالی بر کوه عیبال بایستند تا نفرین کنند * ۱۴ و لاویان جمیع مردان اسرائیل را بآواز بلند خطاب کرده گویند * ۱۵ ملعون باد کسی که صورت تراشیده یا ریخته شده از صنعت دست کارگر که نزد خداوند مکروه است بسازد و مخفی نگاه دارد و تمامی قوم در جواب بگویند آمین * ۱۶ ملعون باد کسی که با پدر و مادر خود بخِفَّت رفتار نماید و تمامی قوم بگویند آمین * ۱۷ ملعون باد کسی که حد همسایهٔ خود را تغییر دهد و تمامی قوم بگویند آمین * ۱۸ ملعون باد کسی که نابینا را از راه منحرف سازد و تمامی قوم بگویند آمین * ۱۹ ملعون باد کسی که داوری غریب و یتیم و بیوه را منحرف سازد و تمامی قوم بگویند آمین * ۲۰ ملعون باد کسی که با زن پدر خود همبستر شود چونکه دامن پدر خود را کشف نمودهاست و تمامی قوم بگویند آمین * ۲۱ ملعون باد کسی که با هر قسم بهایمی بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین * ۲۲ ملعون باد کسی که با خواهر خویش چه دختر پدر و چه دختر مادر خویش بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین * ۲۳ ملعون باد کسی که با مادر زن خود بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین * ۲۴ ملعون باد کسی که همسایهٔ خود را در پنهانی بزند و تمامی قوم بگویند آمین * ۲۵ ملعون باد کسی که رشوه گیرد تا خون بیگناهی ریخته شود و تمامی قوم بگویند آمین *
۲۶ ملعون باد کسی که کلمات این شریعت را اثبات ننماید تا آنها را بجا نیاورد وتمامی قوم بگویند آمین *باب بیست و هشتم
۱ و اگر آواز یهُوَه خدای خود را بدقت بشنوی تا هوشیار شده تمامی اوامر او را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آوری آنگاه یهُوَه خدایت تو را بر جمیع امتهای جهان بلند خواهد گردانید * ۲ و تمامی این برکتها بتو خواهد رسید و تو را خواهد دریافت اگر آواز یهُوَه خدای خود را بشنوی * ۳ در شهر مبارک و در صحرا مبارک خواهی بود * ۴ میوهٔ بطن تو و میوهٔ زمین تو و میوهٔ بهایمت و بچههای گاو و برههای گلهٔ تو مبارک خواهند بود * ۵ سبد و ظرفخمیر تو مبارک خواهد بود * ۶ وقت درآمدنت مبارک و وقت بیـرون رفتنت مبـارک خواهـی بود * ۷ و خداوند دشمنانت را که با تو مقاومت نمایند از حضور تو منهزم خواهد ساخت از یک راه بر تو خواهند آمد و از هفت راه پیش تو خواهند گریخت * ۸ خداوند در انبارهای تو و بهر چه دست خود را بآن دراز میکنی بر تو برکت خواهد فرمود و تو را در زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد مبارک خواهد ساخت * ۹ و اگر اوامر یهُوَه خدای خود را نگاهداری و در طریقهای او سلوک نمائی خداوند تو را برای خود قوم مقدس خواهد گردانید چنانکه برای تـو قَسَم خورده است * ۱۰ و جمیع امتهای زمیـن خواهنـد دیـد که نـام خداوند بر تـو خوانـده شـده است و از تو خواهند ترسید * ۱۱ و خداوند تـو را در میـوهٔ بطنت و ثمـرهٔ بهایمـت و محصـول زمینت در زمینی که خداوند برای پدرانت قسم خورد که بتو بدهد بنیکویی خواهد افزود * ۱۲ و خداوند خزینهٔ نیکوی خود یعنی آسمان را برای تو خواهد گشود تا بارانِ زمیـن تـو را در موسمش ببارانـد و تـو را در جمیع اعمال دستت مبارک سازد و بامتهای بسیار قرض خواهی داد و تو قرض نخواهی گرفت * ۱۳ و خداوند تو را سر خواهد ساخت نه دم و بلند خواهی بود فقط نه پست اگر اوامر یهُوَه خدای خود را که من امروز بتو امر میفرمایم بشنوی و آنها را نگاه داشته بجا آوری * ۱۴ و از همهٔ سخنانی که من امروز بتو امر میکنم بطرف راست یا چپ میل نکنی تا خدایان غیر را پیروی نموده آنهـا را عبادت کنـی * ۱۵ و اما اگر آواز یهُوَه خدای خود را نشنوی تا هوشیار شده همهٔ اوامر و فرایض او را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آوری آنگاه جمیع این لعنتها بتو خواهد رسید و تو را خواهد دریافت * ۱۶ در شهر ملعون و در صحرا ملعون خواهی بود * ۱۷ سبد و ظرف خمیر تو ملعون خواهد بود * ۱۸ میوهٔ بطن تو و میوهٔ زمین تو و بچههای گاو و برههای گلهٔ تو ملعون خواهد بود * ۱۹ وقت درآمدنت ملعون و وقت بیرون رفتنت ملعون خواهی بود * ۲۰ و بهر چه دست خود را برای عمل نمودن دراز میکنی خداوند بر تو لعنت و اضطراب و سرزنش خواهد فرستاد تا بزودی هلاک و نابود شوی بسبب بدی کارهایت که بآنها مرا ترک کردهای * ۲۱ خداوند وبا را بر تو مُلْصَق خواهد ساخت تا تو را از زمینی که برای تصرفش بآن داخل میشوی هلاک سازد * ۲۲ و خداوند تو را با سل و تب و التهاب و حرارت و شمشیر و باد سموم و یرقان خواهد زد و تو را تعاقب خواهند نمود تا هلاک شوی * ۲۳ و فلک تو که بالای سر تو است مس خواهد شد و زمینی که زیر تو است آهن * ۲۴ و خداوند باران زمینت را گرد و غبار خواهد ساخت که از آسمان بر تو نازل شود تا هلاک شوی * ۲۵ و خداوند تو را پیش روی دشمنانت منهزم خواهد ساخت از یک راه بر ایشان بیرون خواهی رفت و از هفت راه از حضور ایشان خواهی گریخت و در تمامی ممالک جهان بتلاطم خواهی افتاد * ۲۶ و بدن شما برای همهٔ پرندگان هوا و بهایم زمین خوراک خواهد بود و هیچکس آنها را دور نخواهد کرد * ۲۷ خداوند تورا بدُنبل مصر و خُراج و جَرَب و خارشی که تو از آن شفا نتوانی یافت مبتلا خواهد ساخت * ۲۸ خداوند تو را بدیوانگی و نابینائی و پریشانی دل مبتلا خواهد ساخت * ۲۹ و در وقت ظهر مثل کوری که در تاریکی لمس نماید کورانه راه خواهی رفت و در راههای خود کامیاب نخواهی شد بلکه در تمامی روزهایت مظلوم و غارتشده خواهی بود و نجاتدهندهای نخواهد بود * ۳۰ زنی را نامزد خواهی کرد و دیگری با او خواهد خوابید خانهای بنا خواهی کرد و در آن ساکن نخواهی شد تاکستانی غرس خواهی نمود و میوهاش را نخواهی خورد * ۳۱ گاوت در نظرت کشته شود و از آن نخواهی خورد الاغت پیش روی تو بغارت برده شود و باز بدست تو نخواهد آمد گوسفند تو بدشمنت داده میشود و برای تو رهانندهای نخواهد بود * ۳۲ پسران و دخترانت بامت دیگر داده میشوند و چشمانت نگریسته از آرزوی ایشان تمامی روز کاهیده خواهد شد و در دست تو هیچ قوهای نخواهد بود * ۳۳ میوهٔ زمینت و مشقت تو را امتی که نشناختهای خواهند خورد و همیشه فقط مظلوم و کوفتهشده خواهی بود * ۳۴ به حدی که از چیزهائی که چشمت میبیند دیوانه خواهی شد * ۳۵ خداوند زانوها و ساقها و از کف پا تا فرق سر تو را بدنبل بد که از آن شفا نتوانی یافت مبتلا خواهد ساخت * ۳۶ خداوند تو را و پادشاهی را که بر خود نصب مینمائی بسوی امتی که تو و پدرانت نشناختهاید خواهد برد و در آنجا خدایان غیر را از چوب و سنگ عبادت خواهی کرد * ۳۷ و در میان تمامی امتهائی که خداوند شما را بآنجا خواهد برد عبرت و مثل و سُخریه خواهی شد * ۳۸ تخم بسیار بمزرعه خواهی برد و اندکی جمع خواهی کرد چونکه ملخ آن را خواهد خورد * ۳۹ تاکستانها غرس نموده خدمت آنها را خواهی کرد اما شراب را نخواهی نوشید و انگور را نخواهی چید زیرا کرم آن را خواهد خورد * ۴۰ تو را در تمامی حدودت درختان زیتون خواهد بود لکن خویشتن را بزیت تدهین نخواهی کرد زیرا زیتون تو نارس ریخته خواهد شد * ۴۱ پسران و دختران خواهی آورد لیکن از آنِ تو نخواهند بود چونکه باسیری خواهند رفت * ۴۲ تمامی درختانت و محصول زمینت را ملخ بتصرف خواهد آورد * ۴۳ غریبی که در میان تو است بر تو بنهایت رفیع و برافراشته خواهد شد و تو بنهایت پست و متنزّل خواهی گردید * ۴۴ او بتو قرض خواهد داد و تو باو قرض نخواهی داد او سر خواهد بود و تو دم خواهی بود * ۴۵ و جمیع این لعنتها بتو خواهد رسید و تو را تعاقب نموده خواهد دریافت تا هلاک شوی از این جهت که قول یهُوَه خدایت را گوش ندادی تا اوامر و فرایضی را که بتو امر فرموده بود نگاه داری * ۴۶ و تو را و ذریت تو را تا بابد آیت و شگفت خواهد بود * ۴۷ از این جهت که یهُوَه خدای خود را بشادمانی و خوشی دل برای فراوانی همهٔ چیز عبادت ننمودی * ۴۸ پس دشمنانت را که خداوند بر تو خواهد فرستاد در گرسنگی و تشنگی و برهنگی و احتیاج همهٔ چیز خدمت خواهی نمود و یوغ آهنین بر گردنت خواهد گذاشت تا تو را هلاک سازد * ۴۹ و خداوند از دور یعنی از اقصای زمین امتی را که مثل عقاب میپرد بر تو خواهد آورد امتی که زبانش را نخواهی فهمید * ۵۰ امتی مهیب صورت که طرف پیران را نگاه ندارد و بر جوانان ترحم ننماید * ۵۱ و نتایج بهایم و محصول زمینت را بخورد تا هلاک شوی و برای تو نیز غله و شیره و روغن و بچههای گاو و برههای گوسفند را باقی نگذارد تا تو را هلاک سازد * ۵۲ و تو را در تمامی دروازههایت محاصره کند تا دیوارههای بلند و حصین که بر آنها توکل داری در تمامی زمینت منهدم شود و تو را در تمامی دروازههایت در تمامی زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد محاصره خواهد نمود * ۵۳ و میوهٔ بطن خود یعنی گوشت پسران و دخترانت را که یهُوَه خدایت بتو میدهد در محاصره و تنگی که دشمنانت تو را بآن زبون خواهند ساخت خواهی خورد * ۵۴ مردی که در میان شما نرم و بسیار متنعم است چشمش بر برادر خود و زن همآغوش خویش و بقیهٔ فرزندانش که باقی میمانند بد خواهد بود * ۵۵ به حدی که باحدی از ایشان از گوشت پسران خود که میخورد نخواهد داد زیرا که در محاصره و تنگی که دشمنانت تو را در تمامی دروازههایت بآن زبون سازند چیزی برای او باقی نخواهد ماند * ۵۶ و زنی که در میان شما نازک و متنعم است که بسبب تنعم و نازکی خود جرأت نمیکرد که کف پای خود را بزمین بگذارد چشم او بر شوهر همآغوش خود و پسر و دخترخویش بد خواهد بود * ۵۷ و بر مَشیمِهای که از میان پایهای او درآید و بر اولادی که بزاید زیرا که آنها را بسبب احتیاج همهٔ چیز در محاصره و تنگی که دشمنانت در دروازههایت بآن تو را زبون سازند بپنهانی خواهد خورد * ۵۸ اگر بعمل نمودن تمامی کلمات این شریعت که در این کتاب مکتوب است هوشیار نشوی و از این نام مجید و مهیب یعنی یهُوَه خدایت نترسی * ۵۹ آنگاه خداوند بلایای تو و بلایای اولاد تو را عجیب خواهد ساخت یعنی بلایای عظیم و مزمن و مرضهای سخت و مزمن * ۶۰ و تمامی بیماریهای مصر را که از آنها میترسیدی بر تو باز خواهد آورد و بتو خواهد چسبید * ۶۱ و نیز همهٔ مرضها و همهٔ بلایائی که در طومار این شریعت مکتوب نیست آنها را خداوند بر تو مستولی خواهد گردانید تا هلاک شوی * ۶۲ و گروه قلیل خواهید ماند برعکس آن که مثل ستارگان آسمان کثیر بودید زیرا که آواز یهُوَه خدای خود را نشنیدید * ۶۳ و واقع میشود چنانکه خداوند بر شما شادی نمود تا بشما احسان کرده شما را بیفزاید همچنین خداوند بر شما شادی خواهد نمود تا شما را هلاک و نابود گرداند و ریشه شما از زمینی که برای تصرفش در آن داخل میشوید کنده خواهد شد * ۶۴ و خداوند تو را در میان جمیع امتها از کران زمین تا کران دیگرش پراکنده سازد و در آنجا خدایان غیر را از چوب و سنگ که تو و پدرانت نشناختهاید عبادت خواهی کرد * ۶۵ و در میان این امتها استراحت نخواهی یافت و برای کف پایت آرامی نخواهد بود و در آنجا یهُوَه تو را دل لرزان و کاهیدگی چشم و پژمردگی جان خواهد داد * ۶۶ و جان تو پیش رویت معلق خواهد بود و شب و روز ترسناک شده بجان خود اطمینان نخواهی داشت * ۶۷ بامدادان خواهی گفت کاش که شام میبود و شامگاهان خواهی گفت کاشکه صبح میبود بسبب ترس دلت که بآن خواهی ترسید و بسبب رؤیت چشمت که خواهی دید * ۶۸ و خداوند تو را در کشتیها از راهی که بتو گفتم آن را دیگر نخواهی دید بمصر باز خواهد آورد و خود را در آنجا بدشمنان خویش برای غلامی و کنیزی خواهید فروخت و مشتری نخواهد بود *
باب بیست و نهم
۱ این است کلمات عهدی که خداوند در زمین موآب بموسی امر فرمود که با بنی اسرائیل ببندد سوای آن عهد که با ایشان در حوریب بسته بود * ۲ و موسی تمامی اسرائیل را خطاب کرده بایشان گفت هر آنچه خداوند در زمین مصر با فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش عمل نمود شما دیدهاید * ۳ تجربههای عظیم که چشمان تو دید و آیات و آن معجزات عظیم * ۴ اما خداوند دلی را که بدانید و چشمانی را که ببینید و گوشهائی را که بشنوید تا امروز بشما نداده است * ۵ و شما را چهل سال در بیابان رهبری نمودم که لباس شما مندرس نگردید و کفشها در پای شما پاره نشد * ۶ نان نخورده و شراب و مسکرت ننوشیدهاید تا بدانید که من یهُوَه خدای شما هستم * ۷ و چون باینجا رسیدید سیحون ملک حشبون و عوج ملک باشان بمقابلهٔ شما برای جنگ بیرون آمدند و آنها را مغلوب ساختیم * ۸ و زمین ایشان را گرفته برؤبینیان و جادیان و نصف سبط منسی بملکیت دادیم * ۹ پس کلمات این عهد را نگاه داشته بجا آورید تادر هر چه کنید کامیاب شوید * ۱۰ امروز جمیع شما بحضور یهُوَه خدای خود حاضرید یعنی رؤسای شما و اسباط شما و مشایخ شما و سروران شما و جمیع مردان اسرائیل * ۱۱ و اطفال و زنان شما و غریبی که در میان اردوی شماست از هیزمشکنان تا آبکشان شما * ۱۲ تا در عهد یهُوَه خدایت و سوگند او که یهُوَه خدایت امروز با تو استوار میسازد داخل شوی * ۱۳ تا تو را امروز برای خود قومی برقرار دارد و او خدای تو باشد چنانکه بتو گفته است و چنانکه برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده است * ۱۴ و من این عهد و این قسم را با شما تنها استوار نمینمایم * ۱۵ بلکه با آنانی که امروز با ما بحضور یهُوَه خدای ما در اینجا حاضرند و هم با آنانی که امروز در اینجا با ما حاضر نیستند * ۱۶ زیرا شما میدانید که چگونه در زمین مصر سکونت داشتیم و چگونه از میان امتهائی که عبور نمودید گذشتیم * ۱۷ و رجاسات و بتهای ایشان را از چوب و سنگ و نقره و طلا که در میان ایشان بود دیدید * ۱۸ تا در میان شما مرد یا زن یا قبیله یا سبطی نباشد که دلش امروز از یهُوَه خدای ما منحرف گشته برود و خدایان این طوایف را عبادت نماید مبادا در میان شما ریشهای باشد که حنظل و افسنتین بار آورد * ۱۹ و مبادا چون سخنان این لعنت را بشنود در دلش خویشتن را برکت داده گوید هر چند در سختی دل خود سلوک مینمایم تا سیراب و تشنه را با هم هلاک سازم مرا سلامتی خواهد بود * ۲۰ خداوند او را نخواهد آمرزید بلکه در آنوقت خشم و غیرت خداوند بر آن شخص دودافشان خواهد شد و تمامی لعنتی که در این کتاب مکتوب است بر آن کس نازل خواهد شد و خداوند نام او را از زیر آسمان محو خواهد ساخت * ۲۱ و خداوند او را از جمیع اسباط اسرائیل برای بدی جدا خواهد ساخت موافق جمیع لعنتهای عهدی که در این طومار شریعت مکتوب است * ۲۲ و طبقهٔ آینده یعنی فرزندان شما که بعد از شما خواهند برخاست و غریبانی که از زمین دور میآیند خواهند گفت هنگامی که بلایای این زمین و بیماریهائی را که خداوند بآن میرساند ببینند * ۲۳ و تمامی زمین آن را که کبریت و شوره و آتش شده نه کاشته میشود و نه حاصل میروید و هیچ علف در آن نمو نمیکند و مثل انقلاب سدوم و عموره و اَدمَه و صبوئیم که خداوند در غضب و خشم خود آنها را واژگون ساخت گشته است * ۲۴ پس جمیع امتها خواهند گفت چرا خداوند با این زمین چنین کرده است و شدت این خشم عظیم از چه سبب است * ۲۵ آنگاه خواهند گفت از این جهت که عهد یهُوَه خدای پدران خود را که بوقت بیرون آوردن ایشان از زمین مصر با ایشان بسته بود ترک کردند * ۲۶ و رفته خدایان غیر را عبادت نموده بآنها سجده کردند خدایانی را که نشناخته بودند و قسمت ایشان نساخته بود * ۲۷ پس خشم خداوند بر این زمین افروخته شده تمامی لعنت را که در این کتاب مکتوب است بر آن آورد * ۲۸ و خداوند ریشهٔ ایشان را بغضب و خشم و غیض عظیم از زمین ایشان کند و بزمین دیگر انداخت چنانکه امروز شده است * ۲۹ چیزهای مخفی از آن یهُوَهخدای ماست و اما چیزهای مکشوف تا بابد از آن ما و فرزندان ما است تا جمیع کلمات این شریعت را بعمل آوریم *
باب سی ام
۱ و چون جمیع این چیزها یعنی برکت و لعنتی که پیش روی تو گذاشتم بر تو عارض شود و آنها را در میان جمیع امتهائی که یهُوَه خدایت تو را بآنجا خواهد راند بیاد آوری * ۲ و تو با فرزندانت با تمامی دل و تمامی جان خود بسوی یهُوَه خدایت بازگشت نموده قول او را موافق هر آنچه که من امروز بتو امر میفرمایم اطاعت نمائی * ۳ آنگاه یهُوَه خدایت اسیری تو را برگردانیده بر تو ترحم خواهد کرد و رجوع کرده تو را از میان جمیع امتهائی که یهُوَه خدایت تو را بآنجا پراکنده کرده است جمع خواهد نمود * ۴ اگر آوارگی تو تا کران آسمان بشود یهُوَه خدایت تو را از آنجا جمع خواهد کرد و تو را از آنجا خواهد آورد * ۵ و یهُوَه خدایت تو را بزمینی که پدرانت مالک آن بودند خواهد آورد و مالک آن خواهی شد و بر تو احسان نموده تو را بیشتر از پدرانت خواهد افزود * ۶ و یهُوَه خدایت دل تو و دل ذریت تو را مختون خواهد ساخت تا یهُوَه خدایت را بتمامی دل و تمامی جان خود دوست داشته زنده بمانی * ۷ و یهُوَه خدایت جمیع این لعنتها را بر دشمنان و بر خصمانت که تو را آزردند نازل خواهد گردانید * ۸ و تو بازگشت نموده قول خداوند را اطاعت خواهی کرد و جمیع اوامر اورا که من امروز بتو امر میفرمایم بجا خواهی آورد * ۹ و یهُوَه خدایت تو را در تمامی اعمال دستت و در میوهٔ بطنت و نتایج بهایمت و محصول زمینت بنیکویی خواهد افزود زیرا خداوند بار دیگر بر تو برای نیکویی شادی خواهد کرد چنانکه بر پدران تو شادی نمود * ۱۰ اگر آواز یهُوَه خدای خود را اطاعت نموده اوامر و فرایض او را که در طومار این شریعت مکتوب است نگاه داری و بسوی یهُوَه خدای خود با تمامی دل و تمامی جان بازگشت نمائی * ۱۱ زیرا این حکمی که من امروز بتو امر میفرمایم برای تو مشکل نیست و از تو دور نیست * ۱۲ نه در آسمان است تا بگویی کیست که بآسمان برای ما صعود کرده آن را نزد ما بیاورد و آن را بما بشنواند تا بعمل آوریم * ۱۳ و نه آن طرف دریا که بگویی کیست که برای ما بآنطرف دریا عبور کرده آن را نزد ما بیاورد و بما بشنواند تا بعمل آوریم * ۱۴ بلکه این کلام بسیار نزدیک توست و در دهان و دل توست تا آن را بجا آوری * ۱۵ ببین امروز حیات و نیکویی و موت و بدی را پیش روی تو گذاشتم * ۱۶ چونکه من امروز تو را امر میفرمایم که یهُوَه خدای خود را دوست بداری و در طریقهای او رفتار نمائی و اوامر و فرایض و احکام او را نگاه داری تا زنده مانده افزوده شوی و تا یهُوَه خدایت تو را در زمینی که برای تصرفش بآن داخل میشوی برکت دهد * ۱۷ لیکن اگر دل تو برگردد و اطاعت ننمائی و فریفته شده خدایان غیر را سجده و عبادتنمائی * ۱۸ پس امروز بشما اطلاع میدهم که البته هلاک خواهید شد و در زمینی که از اردن عبور میکنید تا در آن داخل شده تصرف نمایید عمر طویل نخواهید داشت * ۱۹ امروز آسمان و زمین را بر شما شاهد میآورم که حیات و موت و برکت و لعنت را پیش روی تو گذاشتم پس حیات را برگزین تا تو با ذریتت زنده بمانی * ۲۰ و تا یهُوَه خدای خود را دوست بداری و آواز او را بشنوی و باو ملصق شوی زیرا که او حیات تو و درازی عمر توست تا در زمینی که خداوند برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورد که آن را بایشان بدهد ساکن شوی *
باب سی و یکم
۱ و موسی رفته این سخنان را بتمامی اسرائیل بیان کرد * ۲ و بایشان گفت من امروز صد و بیست ساله هستم و دیگر طاقت خروج و دخول ندارم و خداوند بمن گفته است که از این اردن عبور نخواهی کرد * ۳ یهُوَه خدای تو خود بحضور تو عبور خواهد کرد و او این امتها را از حضور تو هلاک خواهد ساخت تا آنها را بتصرف آوری و یوشع نیز پیش روی تو عبور خواهد نمود چنانکه خداوند گفته است * ۴ و خداوند چنانکه بسیحون و عوج دو پادشاه اموریان که هلاک ساخت و بزمین ایشان عمل نمود باینها نیز رفتار خواهد کرد * ۵ پس چون خداوند ایشان را بدست شما تسلیم کند شما با ایشان موافق تمامی حکمی که بشما امر فرمودم رفتار نمایید * ۶ قوی و دلیر باشید و از ایشان ترسان و هراسان مباشید زیرا یهُوَهخدایت خود با تو میرود و تو را وا نخواهد گذاشت و ترک نخواهد نمود * ۷ و موسی یوشع را خوانده در نظـر تمامی اسرائیل باو گفت قوی و دلیر بـاش زیرا که تو با این قوم بزمینـی که خداوند برای پـدران ایشـان قسم خورد که بایشان بدهد داخل خواهی شد و تو آن را برای ایشـان تقسیم خواهی نمود * ۸ و خداوند خود پیش روی تو میرود او با تو خواهد بود و تو را وانخواهد گذاشت و ترک نخواهد نمود پس ترسان و هراسان مباش * ۹ و موسی این تورات را نوشته آن را ببنیلاوی کَهَنه که تابوت عهد خداوند را برمیداشتند و بجمیع مشایخ اسرائیل سپرد * ۱۰ و موسی ایشان را امر فرموده گفت که در آخر هر هفت سال در وقتِ معینِ سالِ انفکاک در عید خیمهها * ۱۱ چون جمیع اسرائیل بیایند تا بحضور یهُوَه خدای تو در مکانی که او برگزیند حاضر شوند آنگاه این تورات را پیش جمیع اسرائیل در سمع ایشان بخوان * ۱۲ قوم را از مردان و زنان و اطفال و غریبانی که در دروازههای تو باشند جمع کن تا بشنوند و تعلیم یافته از یهُوَه خدای شما بترسند و بعمل نمودن جمیع سخنان این تورات هوشیار باشند * ۱۳ و تا پسران ایشان که ندانستهاند بشنوند و تعلیم یابند تا مادامی که شما بر زمینی که برای تصرفش از اردن عبور میکنید زنده باشید از یهُوَه خدای شما بترسند * ۱۴ و خداوند بموسی گفت اینک ایام مردن تو نزدیک است یوشع را طلب نما و در خیمهٔ اجتماع حاضر شوید تا او را وصیت نمایم پس موسی و یوشع رفته در خیمهٔ اجتماع حاضر شدند * ۱۵ و خداوند در ستون ابر در خیمه ظاهر شد و ستون ابر بر در خیمه ایستاد * ۱۶ و خداوند بموسی گفت اینک با پدران خود میخوابی و این قوم برخاسته در پی خدایان بیگانهٔ زمینی که ایشان بآنجا در میان آنها میروند زنا خواهند کرد و مرا ترک کرده عهدی را که با ایشان بستم خواهند شکست * ۱۷ و در آن روز خشم من بر ایشان مشتعل شده ایشان را ترک خواهم نمود و روی خود را از ایشان پنهان کرده تلف خواهند شد و بدیها و تنگیهای بسیار بایشان خواهد رسید بحدی که در آن روز خواهند گفت آیا این بدیها بما نرسید از این جهت که خدای ما در میان ما نیست * ۱۸ و بسبب تمامی بدی که کردهاند که بسوی خدایان غیر برگشتهاند من در آن روز البته روی خود را پنهان خواهم کرد * ۱۹ پس الا´ن این سرود را برای خود بنویسید و تو آن را ببنی اسرائیل تعلیم داده آن را در دهان ایشان بگذار تا این سرود برای من بر بنی اسرائیل شاهد باشد * ۲۰ زیرا چون ایشان را بزمینی که برای پدران ایشان قسم خورده بودم که بشیر و شهد جاری است درآورده باشم و چون ایشان خورده و سیر شده و فربه گشته باشند آنگاه ایشان بسوی خدایان غیر برگشته آنها را عبادت خواهند نمود و مرا اهانت کرده عهد مرا خواهند شکست * ۲۱ و چونبدیها و تنگیهای بسیار بر ایشان عارض شده باشد آنگاه این سرود مثل شاهد پیش روی ایشان شهادت خواهد داد زیرا که از دهان ذریت ایشان فراموش نخواهد شد زیرا خیالات ایشان را نیز که امروز دارند میدانم قبل از آن که ایشان را بزمینی که دربارهٔ آن قسم خوردم درآورم * ۲۲ پس موسی این سرود را در همان روز نوشته ببنی اسرائیل تعلیم داد * ۲۳ و یوشع بننون را وصیت نموده گفت قوی و دلیر باش زیرا که تو بنی اسرائیل را بزمینی که برای ایشان قسم خوردم داخل خواهی ساخت و من با تو خواهم بود * ۲۴ و واقع شد که چون موسی نوشتن کلمات این تورات را در کتاب تماماً بانجام رسانید * ۲۵ موسی بلاویانی که تابوت عهد خداوند را برمیداشتند وصیت کرده گفت * ۲۶ این کتاب تورات را بگیرید و آن را در پهلوی تابوت عهد یهُوَه خدای خود بگذارید تا در آنجا برای شما شاهد باشد * ۲۷ زیرا که من تمرد و گردنکشی شما را میدانم اینک امروز که من هنوز با شما زنده هستم بر خداوند فتنه انگیختهاید پس چند مرتبه زیاده بعد از وفات من * ۲۸ جمیع مشایخ اسباط و سروران خود را نزد من جمع کنید تا این سخنان را در گوش ایشان بگویم و آسمان و زمین را بر ایشان شاهد بگیرم * ۲۹ زیرا میدانم که بعد از وفات من خویشتن را بالکلّ فاسد گردانیده از طریقی که بشما امر فرمودم خواهید برگشت و در روزهای آخر بدی بر شما عارض خواهد شد زیرا که آنچه در نظر خداوند بد است خواهید کرد و از اعمال دست خود خشم خداوند را بههیجان خواهید آورد * ۳۰ پس موسی کلمات این سرود را در گوش تمامی جماعت اسرائیل تماماً گفت *
باب سی و دوم
۱ ای آسمان گوش بگیر تا بگویمو زمین سخنان دهانم را بشنود * ۲ تعلیم من مثل باران خواهد بارید و کلام من مثل شبنم خواهد ریخت مثل قطرههای باران بر سبزهٔ تازه و مثل بارشها بر نباتات * ۳ زیرا که نام یهُوَه را ندا خواهم کرد خدای ما را بعظمت وصف نمایید * ۴ او صخره است و اعمال او کامل زیرا همهٔ طریقهای او انصاف است خدای امین و از ظلم مبرا عادل و راست است او * ۵ ایشان خود را فاسد نموده فرزندان او نیستند بلکه عیب ایشانند طبقهٔ کج و متمردند * ۶ آیا خداوند را چنین مکافات میدهید ای قوم احمق و غیر حکیم آیا او پدر و مالک تو نیست او تو را آفرید و استوار نمود * ۷ ایام قدیم را بیاد آور در سالهای دهر بدهر تأمل نما از پدر خود بپرس تا تو را آگاه سازد و از مشایخ خویش تا تو را اطلاع دهند * ۸ چون حضرت اعلی بامتها نصیب ایشان را داد و بنیآدم را منتشر ساخت آنگاه حدود امتها را قرار داد برحسب شمارهٔ بنی اسرائیل * ۹ زیرا که نصیب یهُوَه قوم وی است و یعقوب قرعهٔ میراث اوست * ۱۰ او را در زمین ویران یافت و در بیابان خراب و هولناک او را احاطه کرده منظور داشت و او رامثل مردمک چشم خود محافظت نمود * ۱۱ مثل عقابی که آشیانهٔ خود را حرکت دهد و بچههای خود را فرو گیرد و بالهای خود را پهن کرده آنها را بردارد و آنها را بر پرهای خود ببرد * ۱۲ همچنین خداوند تنها او را رهبری نمود و هیچ خدای بیگانه با وی نبود * ۱۳ او را بر بلندیهای زمین سوار کرد تا از محصولات زمین بخورد و شهد را از صخره باو داد تا مکید و روغن را از سنگ خارا * ۱۴ کرهٔ گاوان و شیر گوسفندان را با پیه برهها و قوچها را از جنس باشان و بزها و پیه گُردههای گندم را و شراب از عصیر انگور نوشیدی * ۱۵ لیکن یشُّورون فربه شده لگد زد تو فربه و تنومند و چاقشدهای پس خدائی را که او را آفریده بود ترک کرد و صخرهٔ نجات خود را حقیر شمرد * ۱۶ او را بخدایان غریب بغیرت آوردند و خشم او را برجاسات جنبش دادند * ۱۷ برای دیوهائی که خدایان نبودند قربانی گذرانیدند برای خدایانی که نشناخته بودند برای خدایان جدید که تازه بوجود آمده و پدران ایشان از آنها نترسیده بودند * ۱۸ و بصخرهای که تو را تولید نمود اعتنا ننمودی و خدای آفرینندهٔ خود را فراموش کردی * ۱۹ چون یهُوَه این را دید ایشان را مکروه داشت چونکه پسران و دخترانش خشم او را بهیجان آوردند * ۲۰ پس گفت روی خود را از ایشان خواهم پوشید تا ببینم که عاقبت ایشان چه خواهد بودزیرا طبقهٔ بسیار گردنکشند و فرزندانی که امانتی در ایشان نیست * ۲۱ ایشان مرا بآنچه خدا نیست بغیرت آوردند و باباطیل خود مرا خشمناک گردانیدند و من ایشان را بآنچه قوم نیست بغیرت خواهم آورد و بامت باطل ایشان را خشمناک خواهم ساخت * ۲۲ زیرا آتشی در غضب من افروخته شده و تا هاویهٔ پایینترین شعلهور شده است و زمین را با حاصلش میسوزاند و اساس کوهها را آتش خواهد زد * ۲۳ بر ایشان بلایا را جمع خواهم کرد و تیرهای خود را تماماً بر ایشان صرف خواهم نمود * ۲۴ از گرسنگی کاهیده و از آتش تب و از وبای تلخ تلف میشوند و دندانهای وحوش را بایشان خواهم فرستاد با زهر خزندگان زمین * ۲۵ شمشیر از بیرون و دهشت از اندرون ایشان را بیاولاد خواهد ساخت هم جوان و هم دوشیزه را شیرخواره را با ریشسفید هلاک خواهد کرد * ۲۶ میگفتم ایشان را پراکنده کنم و ذکر ایشان را از میان مردم باطل سازم * ۲۷ اگر از کینهٔ دشمن نمیترسیدم که مبادا مخالفان ایشان برعکس آن فکر کنند و بگویند دست ما بلند شده و یهُوَه همهٔ این را نکرده است * ۲۸ زیرا که ایشان قومِ گمْ کرده تدبیر هستند و در ایشان بصیرتی نیست * ۲۹ کاش که حکیم بوده این را میفهمیدید و در عاقبت خود تأمل مینمودند * ۳۰ چگونه یک نفر هزار را تعاقب میکرد و دو نفر دههزار را منهزم میساختند اگر صخرهٔ ایشانایشان را نفروخته و خداوند ایشان را تسلیم ننموده بود * ۳۱ زیرا که صخرهٔ ایشان مثل صخرهٔ ما نیست اگرچه هم دشمنان ما خود حَکَم باشند * ۳۲ زیرا که مُوِ ایشان از موهای سدوم است و از تاکستانهای عموره انگورهای ایشان انگورهای حنظل است و خوشههای ایشان تلخ است * ۳۳ شراب ایشان زهر اژدرهاست و سم قاتل افعی * ۳۴ آیا این نزد من مکنون نیست و در خزانههای من مختوم نی * ۳۵ انتقام و جزا از آن من است هنگامی که پایهای ایشان بلغزد زیرا که روز هلاکت ایشان نزدیک است و قضای ایشان میشتابد * ۳۶ زیرا خداوند قوم خود را داوری خواهد نمود و بر بندگان خویش شفقت خواهد کرد چون میبیند که قوت ایشان نابود شده و هیچکس چه غلام و چه آزاد باقی نیست * ۳۷ و خواهد گفت خدایان ایشان کجایند و صخرهای که بر آن اعتماد میداشتند * ۳۸ که پیه قربانیهای ایشان را میخوردند و شراب هدایای ریختنی ایشان را مینوشیدند آنها برخاسته شما را امداد کنند و برای شما ملجأ باشند * ۳۹ الا´ن ببینید که من خود او هستم و با من خدای دیگری نیست من میمیرانم و زنده میکنم مجروح میکنم و شفا میدهم و از دست من رهانندهای نیست * ۴۰ زیرا که دست خود را بآسمان برمیافرازم و میگویم که من تا ابدالا´باد زنده هستم * ۴۱ اگر شمشیرِ براق خود را تیز کنم و قصاص را بدست خود گیرم آنگاه از دشمنان خود انتقام خواهم کشید و بخصمان خود مکافات خواهم رسانید * ۴۲ تیرهای خود را از خون مست خواهم ساخت و شمشیر من گوشت را خواهد خورد از خون کشتگان و اسیران با رؤسای سروران دشمن * ۴۳ ای امتها با قوم او آواز شادمانی دهید زیرا انتقام خون بندگان خود را گرفته است و از دشمنان خود انتقام کشیده و برای زمین خود و قوم خویش کفاره نموده است * ۴۴ و موسی آمده تمامی سخنان این سرود را بسمع قوم رسانید او و یوشع بننون * ۴۵ و چون موسی از گفتن همهٔ این سخنان بتمامی اسرائیل فارغ شد * ۴۶ به ایشان گفت دل خود را بهمهٔ سخنانی که من امروز بشما شهادت میدهم مشغول سازید تا فرزندان خود را حکم دهید که متوجه شده تمامی کلمات این تورات را بعمل آورند * ۴۷ زیرا که این برای شما امر باطل نیست بلکه حیات شماست و بواسطهٔ این امر عمر خود را در زمینی که شما برای تصرفش از اردن بآنجا عبور میکنید طویل خواهید ساخت * ۴۸ و خداوند در همان روز موسی را خطاب کرده گفت * ۴۹ باین کوه عباریم یعنی جبلنبو که در زمین موآب در مقابل اریحاست برآی و زمین کنعان را که من آن را ببنی اسرائیل بملکیت میدهم ملاحظه کن * ۵۰ و تو در کوهی کهبه آن برمیآیی وفات کرده بقوم خود ملحق شو چنانکه برادرت هارون در کوه هور مرد و بقوم خود ملحق شد * ۵۱ زیرا که شما در میان بنی اسرائیل نزد آب مریبا قادش در بیابان سین بمن تقصیر نمودید چون که مرا در میان بنی اسرائیل تقدیس نکردید * ۵۲ پس زمین را پیش روی خود خواهی دید لیکن بآنجا بزمینی که ببنی اسرائیل میدهم داخل نخواهی شد *
باب سی و سوم
۱ و این است برکتی که موسی مرد خداقبل از وفاتش ببنی اسرائیل برکت داده * ۲ گفت یهُوَه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد * ۳ به درستی که قوم خود را دوست میدارد و جمیع مقدسانش در دست تو هستند و نزد پایهای تو نشسته هر یکی از کلام تو بهرهمند میشوند * ۴ موسی برای ما شریعتی امر فرمود که میراث جماعت یعقوب است * ۵ و او در یشّورون پادشاه بود هنگامی که رؤسای قوم اسباط اسرائیل با هم جمع شدند * ۶ رؤبین زنده بماند و نمیرد و مردان او در شماره کم نباشند * ۷ و این است دربارهٔ یهودا که گفت ای خداوند آواز یهودا را بشنو و او را بقوم خودش برسان بدستهای خود برای خویشتن جنگ میکند و تو از دشمنانش معاون میباشی * ۸ و دربارهٔ لاوی گفت تمیم و اوریم تو نزد مرد مقدس توست که او را در مسّا امتحاننمودی و با او نزد آب مریبا منازعت کردی * ۹ که دربارهٔ پدر و مادر خود گفت که ایشان را ندیدهام و برادران خود را نشناخت و پسران خود را ندانست زیرا که کلام تو را نگاه میداشتند و عهد تو را محافظت مینمودند * ۱۰ احکام تو را بیعقوب تعلیم خواهند داد و شریعت تو را باسرائیل بخور بحضور تو خواهند آورد و قربانیهای سوختنی بر مذبح تو * ۱۱ ای خداوند اموال او را برکت بده و اعمال دستهای او را قبول فرما کمرهای مقاومتکنندگانش را بشکن کمرهای خصمان او را که دیگر برنخیزند * ۱۲ و دربارهٔ بنیامین گفت حبیب خداوند نزد وی ایمن ساکن میشود تمامی روز او را مستور میسازد و در میان کتفهایش ساکن میشود * ۱۳ و دربارهٔ یوسف گفت زمینش از خداوند مبارک باد از نفایس آسمان و از شبنم و از لجهها که در زیرش مقیم است * ۱۴ از نفایس محصولات آفتاب و از نفایس نباتات ماه * ۱۵ از فخرهای کوههای قدیم و از نفایس تلهای جاودانی * ۱۶ از نفایس زمین و پری آن و از رضامندی او که در بوته ساکن بود برکت بر سر یوسف برسد و بر فرق سر آنکه از برادران خود ممتاز گردید * ۱۷ جاه او مثل نخستزادهٔ گاوش باشد و شاخهایش مثل شاخهای گاو وحشی با آنها امتها را جمیعاً تا باقصای زمین خواهد زد و اینانند دههزارهای افرایم و هزارهای مَنَسّی * ۱۸ و دربارهٔ زبولون گفت ای زبولون در بیرون رفتنت شاد باش و تو ای یسّاکار در خیمههای خویش * ۱۹ قومها را بکوه دعوت خواهند نمود در آنجا قربانیهای عدالت را خواهند گذرانیدزیرا که فراوانی دریا را خواهند مکید و خزانههای مخفی ریگ را * ۲۰ و دربـارهٔ جـاد گفت متبـارک باد آنکه جـاد را وسیع گرداند مثل شیرماده ساکن باشد و بازو و فرق را نیز میدرد * ۲۱ و حصّه بهترین را برای خـود نگاه دارد زیرا که در آنجا نصیب حاکم محفوظ است و با رؤسای قوم میآید و عدالت خداوند و احکامش را با اسرائیل بجا میآورد * ۲۲ و دربارهٔ دان گفت دان بچهٔ شیر است که از باشان میجهد * ۲۳ و دربارهٔ نفتالی گفت ای نفتالی از رضامندی خداوند سیر شو و از برکت او مملو گردیده مغرب و جنوب را بتصرف آور * ۲۴ و دربارهٔ اشیر گفت اشیر از فرزندان مبارک شود و نزد برادران خود مقبول شده پای خود را بروغن فرو برد * ۲۵ نعلین تو از آهن و برنج است و مثل روزهایت همچنان قوّت تو خواهد بود * ۲۶ ای یشورون مثل خدا کسی نیست که برای مدد تو بر آسمانها سوار شود و در کبریای خود برافلاک * ۲۷ خدای ازلی مسکن توست و در زیر تو بازوهای جاودانی است و دشمن را از حضور تو اخراج کرده میگوید هلاک کن * ۲۸ پس اسرائیل در امنیت ساکن خواهد شد و چشمهٔ یعقوب بتنهائی در زمینی که پر از غله و شیره باشد و آسمان آن شبنم میریزد * ۲۹ خوشابه حال تو ای اسرائیـل کیست ماننـد تو ای قومی که از خداوند نجات یافتهاید که او سپر نصرت تو و شمشیر جاه توست و دشمنانت مطیع توخواهند شد و تو بلندیهای ایشان را پایمال خواهی نمود *
باب سی و چهارم
۱ و موسی از عربات موآب بکوه نبو بر قلهٔ فسجه که در مقابل اریحاست برآمد و خداوند تمامی زمین را از جلعاد تا دان باو نشان داد * ۲ و تمامی نفتالی و زمین افرایم و منسی و تمامی زمین یهودا را تا دریای مغربی * ۳ و جنوب را و میدان درهٔ اریحا را که شهر نخلستان است تا صوغر * ۴ و خداوند وی را گفت این است زمینی که برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده گفتم که این را بذریت تو خواهم داد تو را اجازت دادم که بچشم خود آن را ببینی لیکن بآنجا عبور نخواهی کرد * ۵ پس موسی بندهٔ خداوند در آنجا بزمین موآب برحسب قول خداوند مرد * ۶ و او را در زمین موآب در مقابل بیتفعور در دره دفن کرد و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است * ۷ و موسی چون وفات یافت صد و بیست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش کم شده بود * ۸ و بنی اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند پس روزهای ماتم و نوحهگری برای موسی سپری گشت * ۹ و یوشع بننون از روح حکمت مملو بود چونکه موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی اسرائیل او را اطاعت نمودند و برحسب آنچه خداوند بموسی امر فرموده بود عمل کردند * ۱۰ و نبـیای مثـل موسی تا بحـال در اسرائیلبرنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد * ۱۱ در جمیع آیات و معجزاتی که خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر بفرعون وجمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید * ۱۲ و در تمامی دست قوی و جمیع آن هیبت عظیم که موسی در نظر همهٔ اسرائیل نمود *